نامه سرگشاده مشاور احمدي نژاد به خاتمي
علي زارعي نجفدري ، مشاورمحمود احمدي نژاد در نامهاي سرگشاده به سيد محمد خاتمي به برخي مواضع اخير وي در سخنرانيهاي مختلف معترض شد.
به گزارش "ايلنا"، دربخشي از اين نامه آمده است: در اين سخنرانيها مطالبي بيان نموديد که حکايت از آن دارد يا از مسائل جامعه و مملکت و تحرک و تحول اجرايي بوجود آمده در آن بيخبريد و يا با علم به آن ، با هدفگذاريهاي از پيش تعيين شده،واقعيات را وارونه جلوه ميدهيد.
زارعي نجفدري از خاتمي خواسته است به پرسشهايي که در اين نامه مطرح شده است، صادقانه پاسخ دهد.
متن کامل اين نامه که يک نسخه از آن در اختيار خبرنگار "ايلنا" قرار گرفته است، به اين شرح است:
اخيراً در سخنرانيهاي مختلف جنابعالي،گاه در مقام معلم اخلاق، مواعظ اخلاقي ميفرمائيد و گاه در مقام يک ليدر سياسي، تحليل و راهبرد سياسي ارائه ميدهيد.گاه در مقام يک متفکر، به لحاظ فکري ارائه طريق نموده و گاه در مقام يک اقتصاددان ، فرمولهاي اقتصادي خلق مينمائيد و... تا اينجاي کار حرفي نيست. ولي در اين سخنرانيها مطالبي بيان نموديد که حکايت از آن دارد يا از مسائل جامعه و مملکت و تحرک و تحول اجرايي بوجود آمده در آن بيخبريد و يا با علم به آن ، با هدفگذاريهاي از پيش تعيين شده،واقعيات را وارونه جلوه ميدهيد.
علي ايحال ،از اين مواضع و حرفهايتان اينگونه برداشت ميشود که ظاهراً گذشتههاي نزديک را فراموش کردهايد و يا فکر ميکنيد مردم فراموش کردهاند. از اينرو يادآوري آن لازم به نظر ميرسد:
اينكه مردم را عوام و ناتوان از قدرت تشخيص و خودتان را قيم فكري مردم ميدانيد ، اينكه بيش از يک دهه بر طبل اصلاحات كوبيديد و خودتان را پرچمدار اصلاحات و ديگران را مخالف هرگونه اصلاح گري قلمداد نموديد، اينكه معيشت را اولويت دست چندم مردم و دغدغه مندان معيشت مردم را پوپوليسم عنوان ميكنيد ، اينكه آزادي را به گونهاي طرح ميكنيد كه مطلق بودن آنرا در اذهان متبادر مينمايد ، اينكه دمكراسي را امري لايتغير و ناقدين ليبرال دمكراسي را غير واقع بين ميدانيد ، اينكه لوئي جرگه مدل افغانستان را بر تفكر مترقي و وحدت بخش ولايي كارسازتر ميدانيد ، اينكه بيانية حقوق بشر تراوش شده از ذهن انديشمندان قرون گذشته فرانسه را غير قابل خدشه و ناقدين آن را غيرقابل تحمل ودر مقابل برخي از احكام اجتماعي مسلّم دين را قابل نقد و ناقدين آنرا داراي ذهني روشن و مستحق حمايت ميدانيد ، اينکه پروژه سراسر ابهام و بدون مباني علمي " گفتوگوي تمدنها " را ظاهراً دوستان و همفکرانتان در جاي ديگر ساخته و پرداخته نموده و از زبان شما بيان ميشود و در پي آن به جاي گفتوگو و تعامل و تعاطي صاحبان تمدن، شخصيتهاي سياسي به لابي گري و بده بستانهاي سياسي ميپردازند.
اينكه طرح ساماندهي اقتصادي را حتي برروي كاغذ هم نتوانستيد ترسيم كنيد و درمقابل ، طرح تحول اقتصادي آمادة اجراي دولت را موجب زيرسؤال رفتن عملكرد دوران مسووليت اجرايي خود و جريانات فكري و سياسي خود دانسته و غيرعلمي و غيرمنطقي آنرا مورد هجمه قرار ميدهيد ، اينكه پس از سالها درگيريهاي درون جناحي، هنوز در تعيين شيخ اصلاحات و رهبري اصلاحات گير كردهايد، اينكه دولت شما ( قوه مجريه نظام) در قالب اپوزوسيون نظام عمل كرده و در اين اپوزوسيونيگري، فراكسيون اكثريت مجلس وقت را با خود همراه نموده وساز خروج از نظام را كوك ميكرديد، اينكه مقاومت مدني در مقابل نظام را انديشهاي راهبردي و اين مقاومت مدني را نسخهاي شفابخش براي مردم معرفي و ترويج نموده ودر نهايت با " نه" بزرگ مردم مواجه شديد ، اينكه راهبرد مجهول الهويه " جامعة مدني " را در مقابل نظريه مترقي "جامعه ولايي" و" نظام اسلامي" قرارداديد ، اينكه بين مقاومت مدني اينطرف آب و مقاومت ملّي آنطرف آب چه رابطة تئوريك و ارگانيكي وجود دارد، اينكه مسوول اجرايي و مجري تئوريهاي نظام خود به تئوري پردازي پرداخته و در هرولة ميان تئوري و اجرا فرصت سوزي را كاركرد اصلي خود نموديد، اينكه هشت سال از عمر ارزشمند نظام را به جاي كاروتلاش و اقدامات اجرايي ، به گفتاردرماني پرداخته و فرصت سوزي نموديد.
اينكه انديشههاي مترقي و تابناك حضرت امام خميني(ره) را قابل نقد دانسته و تئوريهاي دست چندم دهههاي گذشتة تئوري پردازان غرب را ترجمه و به مثابه وحي منزل به خورد جامعه داديد ، اينكه برخي از شخصيتهاي نظام را عاليجنابان سرخپوش و يقه سفيدان ... عنوان نموده و بعداً در يك حركت تله پاتي سياسي و چرخش تاكتيكي(نه استراتژيكي)، همان شخصيتها را ناجيان پروژه اصلاحات قلمداد نموديد ، اينكه با ذره بينهاي قوي و دوربينهاي چند مگاپيكسلي دنبال شكافهاي قوميتي جامعه يكپارچه ايران اسلامي گشته و بر طبل قوميت گرايي نواختيد ، اينكه سعي در القاء شبهة وجود انشقاق و تباين بين جمهوريت و اسلاميت نظام نموديد ، اينكه در اجراي تئوري " فشار از پايين و چانه زني در بالا" دوستان و همفكران شما غائلة 18 تير سال 1378 را ساخته و پرداخته و اجرا نموده وسرشان به سنگ خورد و ... ، اينكه با شعار " تحمل مخالف" ، مخالفين انقلاب و نظام وحضرت امام(ره) را در آغوش گرفته و حلواحلوا كرديد و در مقابل مخالفين و منتقدين داخل نظام بر خود را برنتابيده و با بدترين نوع ممكن برخورد نموديد،اينكه با شعار " چندصدايي" با جذميّت و دگميت كم نظير به مخالفت و برخورد با صداهاي مغاير صداي خودتان پرداخته و در عمل ، تك صدايي را راهبرد محتوم جامعه نشان داديد، اينكه با شعار پلوراليسم و تكثرگرايي ، از يك طرف طمع دست يازي دشمنان بر جامعه را به لحاظ فكري ، فرهنگي و سياسي برانگيختيد و از سوي ديگر در عمل با سر برآوردن هر جريان فكري و سياسي مخالف و منتقد خودتان به مخالفت برخواستيد.
هرچند كه همه و يا غالب اين مباحث و مسائل از نظرها مرده و در تاريخ دفن شدهاند و طرح مجدد آنها به منزلة نبش قبرنمودن آن است كه البته كراهت هم دارد ولي چه مي شود كرد وقتيكه مواضع و صحبتهاي اخير جنابعالي حكايت از اين دارد كه انگار گذشته فراموش شده و "مردم"، "جامعه" و "تاريخ" را فراموشكار ميپنداريد.
البته همة موارد ذكر شده به شخص جنابعالي بر نميگردد.بلكه برخي به شخص شما ، برخي به همفكران و همراهان شما و برخي ديگر توأمان به شما و همفكرانتان بر ميگردد ولي برخي از مواردي كه شخص جنابعالي اخيراً مطرح نموديد ، سئوالاتي جدّي در اذهان ايجاد نموده كه خوب است براي تنوير افكار عمومي ،صادقانه و شفاف به اين سئوالات پاسخ دهيد:
1-همانگونه كه واقفيد اسلام و آزادي از هم تفكيك ناپذيرند تا آنجا كه هرجا اسلام هست يقيناً آزادي هم هست. جنابعالي به گونهاي صحبت ميكنيد كه گويا هريك از اسلام و آزادي را دو مقولة جدااز هم ولي قابل سازش ميدانيد. اينگونه از اسلام وآزادي صحبت كردن با مباني متقن ديني ما سازش ندارد و از نوع صحبتهاي شما در مورد آزادي اينگونه برداشت ميشود كه نوع نگاهتان به آزادي، سبقة نگاه ليبرال دمكراسي به آزادي دارد. با اين توصيف، سوال اين است كه تعريف مشخص جنابعالي از آزادي چيست؟
2-اخيراً گفتهايد كه در آينده تلاش ميكنم گفتمان اصيل اصلاح طلبي را بصورت مدوّن به جامعه ارائه نمايم.سئوال اين است كه : اولاً ، آيا تاكنون تعريفي از اصلاحات نداشتهايد؟ و يا اينکه آنچه تا حال ميگفتيد غيراصيل و رد گم کننده بود و الان پس از يک دهه ميخواهيد دل به دريا زده و اصيل!آنرا ارائه دهيد؟، ثانياً : در اين صورت با كدام حجت عقلي ،علمي ،شرعي و اجتماعي، بيش از يک دهه بر طبل غيراصيل اصلاحات كوبيديد و وقت ارزشمند مردم را گرفتيد؟، ثالثاً : اگر تاكنون تعريف مشخصي از اصلاحات داشتيد چرا تاكنون آنرا تدوين و بيان نكرديد؟ يا اينكه قصد داريد در اين تدوين جديد، تجديدنظري بر آن داشته باشيد؟
3-گفتيد كه از شرايط كانديدشدن شما اين است كه با مردم مفاهمه كنيد! ميدانيد كه در ادبيات سياسي ، اجتماعي و آموزههاي امام راحل(ره)، مردم ولي نعمت مسوولين و مسوولين خدمتگزار مردم هستند. و اين را هم ميدانيد كه خدمت نياز به مفاهمه ندارد زيرا مفاهمه طرفيني است و خدمتگزار بايد خواستهها و نياز مردم را اجرا نمايد نه مفاهمه.لذا خوب است منظورتان از اين "مفاهمه با مردم" را بيان نماييد.
4-گفتيد كه " در جامعه ما برخي کساني هستند که داراي جمود در انديشه ،خودبرتربيني در احساس و خشونت در رفتار هستند " اتفاقاً همينطور است و به لحاظ مصداقي ، آن جريان فکري است که در انجماد ايهام اصلاحات ، بيش از يک دهه در جمود مطلق فکري بسر برده و هيچ چيز غير از آن بر نميتابند و خود برتر بيني بر ديگران آنها اظهر من الشمس است و در غائله 18 تير و... خشونت در رفتار را به حد اعلا رساندهاند. حال سؤال اين است اگر در اين رابطه مصداق ديگري سراغ داريد، بيان نمائيد.
5-گفتيد كه " همواره يکي از دغدغههاي جدي من اين بوده است که چرا نبايد هويت تحرک بخشي و رهبري به جامعه منتقل شود " در اين رابطه توجيهات مختلفي ميتوان آورد که منظور اصلي را ننماياند. سؤال اين است که به دور از هرگونه توجيهات ، منظورتان از اين مساله را بيان فرمائيد.
6-گفتيد كه " متأسفانه دروغگويي گفتمان اصلي بخشهايي از جامعه شده است كه از ايشان جز صداقت نبايد انتظاري داشت ... ، اين روزها شاهد ارائه برخي وعدهها و آمارهاي اشتباه و غلط از مراجع رسمي هستيم"، شما با اين بيان ، صراحتاً دولت و دستگاههاي رسمي اجرايي را در ارائه آمار و اطلاعات به دروغگويي نسبت داديد(اگرچه اين ادعا بلحاظ حقوقي يك اتهام بيّن و گفتاري مجرمانه است) حال با قطع نظر از منظر حقوقي، جنابعالي بر پايه واساس چه مستنداتي چنين بيمهابا سخن ميگوييد؟
7-گفتيد كه" محوريت مردم در جامعه كمرنگ شده و بايد نگران محو تدريجي آن بود!" اولاً: اگر اعتقاد به محوريت مردم داريد،چرا دغدغه مندان مسائل و مشكلات مردم و حركت مردم محورانه دولت را به پوپوليسم متهم ميكنيد؟ و ثانياً : براساس كدامين مصاديق و چه مستنداتي چنين دادِ سخن ميدهيد؟
8-گفتيد كه هيچ دولتي نميتواند وضع را به 4 سال پيش برگرداند،اگرچه در اين رابطه گفتنيها بسيار است، ولي خوب است بفرمائيد منظورتان از اين حرف چيست؟
9-فرمول و معادلة اقتصادي "هزينه و فايده" مورداشارة شما در سياستها و اداره كشور ،معادلهاي چند مجهولي است كه در هشت سال مسووليت اجرايي ، قادر به حلّ اين معادله نشديد. حال خوب است بفرماييدكه الان چگونه ميخواهيد اين معادله چندمجهوليتان را حل نمائيد.
10-گفتيد"ضعيف شدن جنبة كارشناسي در سياستگذاريها سبب ميشود كه عليرغم پرداخت هزينههاي گزاف ، فوايد كافي عايد كشور نشود" ، عدم كارشناسي و يا ضعيف شدن جنبة كارشناسي در سياستگذاريهاي دولت، دروغ بزرگي است و پرداخت هزينههاي گزاف ، دروغي بزرگتر كه متأسفانه از زبان بعضيها عنوان ميشود و جنابعالي هم آگاهانه يا ناآگاهانه به آن دامن ميزنيد! اگر واقعاً چنين است، خوب است به جاي القاء شبهه ، مواردي از اين دست را به صورت مصداقي ارائه نمائيد؟
11-گفتيد كه اگر عيب و نقصي در عملكرد دولت شما بود، مسبب آن موانعي بودند كه نميگذاشتند كارها پيش برود، خوب است آن موانع ادعائيتان را به صورت صريح وشفاف بيان نمائيد.
12- گفتيد كه " مردم ايران قريب يكصدوپنجاه سال است كه به جدّ خواهان آزادي، استقلال،پيشرفت و عدالت هستند و از همين رو اين خواستهها به همراه تعلقات ديني ، منشأ تأسيس نظامي شد كه قرار بود هم تعلق ديني و هم خواستههاي تاريخي ايرانيان را تأمين كند"
اولاً: با اين صحبتها معلوم نيست شما با نظام مشكل داريد يا با مردم و يا با دولت و يا با هر سه؟
ثانياً:مردم ايران به جدّ خواهان" استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي" بودند كه پيشرفت و عدالت را در دل خويش دارد و حال سوال اينجاست كه قسمت دوّم خواسته اصلي مردم (استقلال،آزادي،جمهوري اسلامي) كه به شعاري ملّي و همگاني مبدل شد، از يادتان رفت يا مسامحتاً از آن عبور كرديد تا دوستانتان از شما عبور نكنند؟
13-گفتيد كه " امروز زبان رايج و رسمي با زبان مطلوب انقلاب فاصله گرفته است" حال بفرماييد كه مگر زبان رياست محترم جمهور جناب آقاي احمدي نژاد ، كه زبان رايج و رسمي و برگرفته از زبان امام(ره) و رهبري معظم انقلاب است ، در داخل و خارج جز اسلام ، عدالت ، آزادي، مردم ، ولايت ، خدمت وانجام اقدامات اجرايي و عملي در آن جهات است؟اگر جنابعالي زبان مطلوب انقلاب را همين موارد ميدانيد و در عين حال كتمان ميكنيد، كم لطفي ميفرمائيد واگر از نگاه شما زبان مطلوب انقلاب،زبان ديگري است ، خوب است آن را شفاف و صريح بيان نمائيد.
14-همانگونه كه ميدانيد بسياري از اقدامات لازم و ضروري نظير واقعي شدن قيمت بنزين، اجراي اصل 44 ،کوچک سازي دولت و سپردن كارها به مردم و ... در دو دولت جنابعالي و دولت قبل از شما متأسفانه انجام نشد. اينكه نخواستيد يا نتوانستيد ، بحث ديگري است ، ولي قدر مسلم اينكه از سوي شما و دولت شما اقدام لازم و جدّي صورت نگرفت. براي اين فرصت سوزي در انجام وظايف، در پيشگاه ملّت چه پاسخي داريد؟
15-هيچكس نميگويد و نميتواند بگويد كه همه چيز در كشور بر وفق مراد است و نقصي در کار نيست. از آن طرف هم هيچ انسان منصفي نميتواند تلاش صادقانه و خستگي ناپذير، خدمات فوق العاده و كارآمدي اين دولت را انكار كند.تا آنجا كه حتي دشمنان هم به كارآمدي اين دولت در عرصه هاي داخلي و خارجي اذعان داشته و بعضاً به ناچار بيان واعتراف مي نمايند.حال چگونه است كه جنابعالي در طول اين مدت، حتي يك مورد از واقعيت و مظاهر خدمت دولت را نديديد؟ انتظار اين نيست كه واقعيات كارآمدي دولت را بيان نمائيد ؛ ولي سؤال اين است كه چرا اين حقايق را وارونه جلوه مي دهيد؟
16-و به حق فرموديد كه " دروغ بدترين بد اخلاقي است ". اين فرموده شما ارزشمند و زيباست و نبايد صرفاً مصرف ويتريني داشته باشد.سئوال اين است كه آيا اين حقيقت اخلاقي را در مورد خودتان هم اعتقاد داريد؟اگر چنين است پس چرا .... ؟
جناب آقاي خاتمي ، عليرغم همه موارد ذكر شده ، بنده به دور از هرگونه افراط وتفريط گريها،جنابعالي را شخصيتي قابل احترام و ظرفيتي براي نظام ميدانم ، به همين جهت است كه رفتار و گفتار پارادوكسيكاليته شما را قابل توجيه نميدانم(والّا چه بسيار مدعيان با رفتار و گفتار تناقض آلودي كه ما را با آنها كاري نيست) و معتقدم كه در ساية شفافيت مواضع و صداقت و صراحت در گفتار، ميتوان واقعيت موجود در عرصههاي مختلف فكري،سياسي و اجتماعي را آنگونه كه هست (نه آنگونه كه منافع سياسي فردي و جناحي اقتضاء مي كند) بهتر به مردم شريف جامعه نشان داده و بسياري از ابهامات را رفع نمود.
جناب آقاي خاتمي، اين سوالات و دهها پرسش ديگر وجود دارد كه پاسخ صريح و شفاف و صادقانه به آنها ، مطالبة جدّي مردم از شماست. اگر به اين سوالات پاسخ روشن ندهيد و فكر كنيد كه با سكوت و يا گاهاً پاسخهاي ابهام آلود سوالات فراموش و يا منتفي ميشود ، اينگونه فكركردن به مثابه پاك كردن صورت مساله است و خوب ميدانيد كه با پاك كردن صورت مساله،مساله حل نميگردد. از اينرو بنده به عنوان كسيكه به اين مباحث آشنايي و اطلاع دارد، شخص جنابعالي را به يك مناظرة آزاد تلويزيوني به صورت حضوري دعوت مينمايم. مناظرة آزاد از آن جهت كه هم مباحث مطروحه در اين نامة سرگشاده و هم مباحث ديگري كه شما تمايل به طرح آن داشته باشيد، طرح گردد و تلويزيوني از آن جهت كه اين مناظره به صورت چهره به چهره و زنده و شفاف بدون تفسير و تأويل و تحليل ديگران، به پيشگاه مردم شريف عرضه گردد و قضاوت را به خود مردم بسپاريم.
به گزارش "ايلنا"، دربخشي از اين نامه آمده است: در اين سخنرانيها مطالبي بيان نموديد که حکايت از آن دارد يا از مسائل جامعه و مملکت و تحرک و تحول اجرايي بوجود آمده در آن بيخبريد و يا با علم به آن ، با هدفگذاريهاي از پيش تعيين شده،واقعيات را وارونه جلوه ميدهيد.
زارعي نجفدري از خاتمي خواسته است به پرسشهايي که در اين نامه مطرح شده است، صادقانه پاسخ دهد.
متن کامل اين نامه که يک نسخه از آن در اختيار خبرنگار "ايلنا" قرار گرفته است، به اين شرح است:
اخيراً در سخنرانيهاي مختلف جنابعالي،گاه در مقام معلم اخلاق، مواعظ اخلاقي ميفرمائيد و گاه در مقام يک ليدر سياسي، تحليل و راهبرد سياسي ارائه ميدهيد.گاه در مقام يک متفکر، به لحاظ فکري ارائه طريق نموده و گاه در مقام يک اقتصاددان ، فرمولهاي اقتصادي خلق مينمائيد و... تا اينجاي کار حرفي نيست. ولي در اين سخنرانيها مطالبي بيان نموديد که حکايت از آن دارد يا از مسائل جامعه و مملکت و تحرک و تحول اجرايي بوجود آمده در آن بيخبريد و يا با علم به آن ، با هدفگذاريهاي از پيش تعيين شده،واقعيات را وارونه جلوه ميدهيد.
علي ايحال ،از اين مواضع و حرفهايتان اينگونه برداشت ميشود که ظاهراً گذشتههاي نزديک را فراموش کردهايد و يا فکر ميکنيد مردم فراموش کردهاند. از اينرو يادآوري آن لازم به نظر ميرسد:
اينكه مردم را عوام و ناتوان از قدرت تشخيص و خودتان را قيم فكري مردم ميدانيد ، اينكه بيش از يک دهه بر طبل اصلاحات كوبيديد و خودتان را پرچمدار اصلاحات و ديگران را مخالف هرگونه اصلاح گري قلمداد نموديد، اينكه معيشت را اولويت دست چندم مردم و دغدغه مندان معيشت مردم را پوپوليسم عنوان ميكنيد ، اينكه آزادي را به گونهاي طرح ميكنيد كه مطلق بودن آنرا در اذهان متبادر مينمايد ، اينكه دمكراسي را امري لايتغير و ناقدين ليبرال دمكراسي را غير واقع بين ميدانيد ، اينكه لوئي جرگه مدل افغانستان را بر تفكر مترقي و وحدت بخش ولايي كارسازتر ميدانيد ، اينكه بيانية حقوق بشر تراوش شده از ذهن انديشمندان قرون گذشته فرانسه را غير قابل خدشه و ناقدين آن را غيرقابل تحمل ودر مقابل برخي از احكام اجتماعي مسلّم دين را قابل نقد و ناقدين آنرا داراي ذهني روشن و مستحق حمايت ميدانيد ، اينکه پروژه سراسر ابهام و بدون مباني علمي " گفتوگوي تمدنها " را ظاهراً دوستان و همفکرانتان در جاي ديگر ساخته و پرداخته نموده و از زبان شما بيان ميشود و در پي آن به جاي گفتوگو و تعامل و تعاطي صاحبان تمدن، شخصيتهاي سياسي به لابي گري و بده بستانهاي سياسي ميپردازند.
اينكه طرح ساماندهي اقتصادي را حتي برروي كاغذ هم نتوانستيد ترسيم كنيد و درمقابل ، طرح تحول اقتصادي آمادة اجراي دولت را موجب زيرسؤال رفتن عملكرد دوران مسووليت اجرايي خود و جريانات فكري و سياسي خود دانسته و غيرعلمي و غيرمنطقي آنرا مورد هجمه قرار ميدهيد ، اينكه پس از سالها درگيريهاي درون جناحي، هنوز در تعيين شيخ اصلاحات و رهبري اصلاحات گير كردهايد، اينكه دولت شما ( قوه مجريه نظام) در قالب اپوزوسيون نظام عمل كرده و در اين اپوزوسيونيگري، فراكسيون اكثريت مجلس وقت را با خود همراه نموده وساز خروج از نظام را كوك ميكرديد، اينكه مقاومت مدني در مقابل نظام را انديشهاي راهبردي و اين مقاومت مدني را نسخهاي شفابخش براي مردم معرفي و ترويج نموده ودر نهايت با " نه" بزرگ مردم مواجه شديد ، اينكه راهبرد مجهول الهويه " جامعة مدني " را در مقابل نظريه مترقي "جامعه ولايي" و" نظام اسلامي" قرارداديد ، اينكه بين مقاومت مدني اينطرف آب و مقاومت ملّي آنطرف آب چه رابطة تئوريك و ارگانيكي وجود دارد، اينكه مسوول اجرايي و مجري تئوريهاي نظام خود به تئوري پردازي پرداخته و در هرولة ميان تئوري و اجرا فرصت سوزي را كاركرد اصلي خود نموديد، اينكه هشت سال از عمر ارزشمند نظام را به جاي كاروتلاش و اقدامات اجرايي ، به گفتاردرماني پرداخته و فرصت سوزي نموديد.
اينكه انديشههاي مترقي و تابناك حضرت امام خميني(ره) را قابل نقد دانسته و تئوريهاي دست چندم دهههاي گذشتة تئوري پردازان غرب را ترجمه و به مثابه وحي منزل به خورد جامعه داديد ، اينكه برخي از شخصيتهاي نظام را عاليجنابان سرخپوش و يقه سفيدان ... عنوان نموده و بعداً در يك حركت تله پاتي سياسي و چرخش تاكتيكي(نه استراتژيكي)، همان شخصيتها را ناجيان پروژه اصلاحات قلمداد نموديد ، اينكه با ذره بينهاي قوي و دوربينهاي چند مگاپيكسلي دنبال شكافهاي قوميتي جامعه يكپارچه ايران اسلامي گشته و بر طبل قوميت گرايي نواختيد ، اينكه سعي در القاء شبهة وجود انشقاق و تباين بين جمهوريت و اسلاميت نظام نموديد ، اينكه در اجراي تئوري " فشار از پايين و چانه زني در بالا" دوستان و همفكران شما غائلة 18 تير سال 1378 را ساخته و پرداخته و اجرا نموده وسرشان به سنگ خورد و ... ، اينكه با شعار " تحمل مخالف" ، مخالفين انقلاب و نظام وحضرت امام(ره) را در آغوش گرفته و حلواحلوا كرديد و در مقابل مخالفين و منتقدين داخل نظام بر خود را برنتابيده و با بدترين نوع ممكن برخورد نموديد،اينكه با شعار " چندصدايي" با جذميّت و دگميت كم نظير به مخالفت و برخورد با صداهاي مغاير صداي خودتان پرداخته و در عمل ، تك صدايي را راهبرد محتوم جامعه نشان داديد، اينكه با شعار پلوراليسم و تكثرگرايي ، از يك طرف طمع دست يازي دشمنان بر جامعه را به لحاظ فكري ، فرهنگي و سياسي برانگيختيد و از سوي ديگر در عمل با سر برآوردن هر جريان فكري و سياسي مخالف و منتقد خودتان به مخالفت برخواستيد.
هرچند كه همه و يا غالب اين مباحث و مسائل از نظرها مرده و در تاريخ دفن شدهاند و طرح مجدد آنها به منزلة نبش قبرنمودن آن است كه البته كراهت هم دارد ولي چه مي شود كرد وقتيكه مواضع و صحبتهاي اخير جنابعالي حكايت از اين دارد كه انگار گذشته فراموش شده و "مردم"، "جامعه" و "تاريخ" را فراموشكار ميپنداريد.
البته همة موارد ذكر شده به شخص جنابعالي بر نميگردد.بلكه برخي به شخص شما ، برخي به همفكران و همراهان شما و برخي ديگر توأمان به شما و همفكرانتان بر ميگردد ولي برخي از مواردي كه شخص جنابعالي اخيراً مطرح نموديد ، سئوالاتي جدّي در اذهان ايجاد نموده كه خوب است براي تنوير افكار عمومي ،صادقانه و شفاف به اين سئوالات پاسخ دهيد:
1-همانگونه كه واقفيد اسلام و آزادي از هم تفكيك ناپذيرند تا آنجا كه هرجا اسلام هست يقيناً آزادي هم هست. جنابعالي به گونهاي صحبت ميكنيد كه گويا هريك از اسلام و آزادي را دو مقولة جدااز هم ولي قابل سازش ميدانيد. اينگونه از اسلام وآزادي صحبت كردن با مباني متقن ديني ما سازش ندارد و از نوع صحبتهاي شما در مورد آزادي اينگونه برداشت ميشود كه نوع نگاهتان به آزادي، سبقة نگاه ليبرال دمكراسي به آزادي دارد. با اين توصيف، سوال اين است كه تعريف مشخص جنابعالي از آزادي چيست؟
2-اخيراً گفتهايد كه در آينده تلاش ميكنم گفتمان اصيل اصلاح طلبي را بصورت مدوّن به جامعه ارائه نمايم.سئوال اين است كه : اولاً ، آيا تاكنون تعريفي از اصلاحات نداشتهايد؟ و يا اينکه آنچه تا حال ميگفتيد غيراصيل و رد گم کننده بود و الان پس از يک دهه ميخواهيد دل به دريا زده و اصيل!آنرا ارائه دهيد؟، ثانياً : در اين صورت با كدام حجت عقلي ،علمي ،شرعي و اجتماعي، بيش از يک دهه بر طبل غيراصيل اصلاحات كوبيديد و وقت ارزشمند مردم را گرفتيد؟، ثالثاً : اگر تاكنون تعريف مشخصي از اصلاحات داشتيد چرا تاكنون آنرا تدوين و بيان نكرديد؟ يا اينكه قصد داريد در اين تدوين جديد، تجديدنظري بر آن داشته باشيد؟
3-گفتيد كه از شرايط كانديدشدن شما اين است كه با مردم مفاهمه كنيد! ميدانيد كه در ادبيات سياسي ، اجتماعي و آموزههاي امام راحل(ره)، مردم ولي نعمت مسوولين و مسوولين خدمتگزار مردم هستند. و اين را هم ميدانيد كه خدمت نياز به مفاهمه ندارد زيرا مفاهمه طرفيني است و خدمتگزار بايد خواستهها و نياز مردم را اجرا نمايد نه مفاهمه.لذا خوب است منظورتان از اين "مفاهمه با مردم" را بيان نماييد.
4-گفتيد كه " در جامعه ما برخي کساني هستند که داراي جمود در انديشه ،خودبرتربيني در احساس و خشونت در رفتار هستند " اتفاقاً همينطور است و به لحاظ مصداقي ، آن جريان فکري است که در انجماد ايهام اصلاحات ، بيش از يک دهه در جمود مطلق فکري بسر برده و هيچ چيز غير از آن بر نميتابند و خود برتر بيني بر ديگران آنها اظهر من الشمس است و در غائله 18 تير و... خشونت در رفتار را به حد اعلا رساندهاند. حال سؤال اين است اگر در اين رابطه مصداق ديگري سراغ داريد، بيان نمائيد.
5-گفتيد كه " همواره يکي از دغدغههاي جدي من اين بوده است که چرا نبايد هويت تحرک بخشي و رهبري به جامعه منتقل شود " در اين رابطه توجيهات مختلفي ميتوان آورد که منظور اصلي را ننماياند. سؤال اين است که به دور از هرگونه توجيهات ، منظورتان از اين مساله را بيان فرمائيد.
6-گفتيد كه " متأسفانه دروغگويي گفتمان اصلي بخشهايي از جامعه شده است كه از ايشان جز صداقت نبايد انتظاري داشت ... ، اين روزها شاهد ارائه برخي وعدهها و آمارهاي اشتباه و غلط از مراجع رسمي هستيم"، شما با اين بيان ، صراحتاً دولت و دستگاههاي رسمي اجرايي را در ارائه آمار و اطلاعات به دروغگويي نسبت داديد(اگرچه اين ادعا بلحاظ حقوقي يك اتهام بيّن و گفتاري مجرمانه است) حال با قطع نظر از منظر حقوقي، جنابعالي بر پايه واساس چه مستنداتي چنين بيمهابا سخن ميگوييد؟
7-گفتيد كه" محوريت مردم در جامعه كمرنگ شده و بايد نگران محو تدريجي آن بود!" اولاً: اگر اعتقاد به محوريت مردم داريد،چرا دغدغه مندان مسائل و مشكلات مردم و حركت مردم محورانه دولت را به پوپوليسم متهم ميكنيد؟ و ثانياً : براساس كدامين مصاديق و چه مستنداتي چنين دادِ سخن ميدهيد؟
8-گفتيد كه هيچ دولتي نميتواند وضع را به 4 سال پيش برگرداند،اگرچه در اين رابطه گفتنيها بسيار است، ولي خوب است بفرمائيد منظورتان از اين حرف چيست؟
9-فرمول و معادلة اقتصادي "هزينه و فايده" مورداشارة شما در سياستها و اداره كشور ،معادلهاي چند مجهولي است كه در هشت سال مسووليت اجرايي ، قادر به حلّ اين معادله نشديد. حال خوب است بفرماييدكه الان چگونه ميخواهيد اين معادله چندمجهوليتان را حل نمائيد.
10-گفتيد"ضعيف شدن جنبة كارشناسي در سياستگذاريها سبب ميشود كه عليرغم پرداخت هزينههاي گزاف ، فوايد كافي عايد كشور نشود" ، عدم كارشناسي و يا ضعيف شدن جنبة كارشناسي در سياستگذاريهاي دولت، دروغ بزرگي است و پرداخت هزينههاي گزاف ، دروغي بزرگتر كه متأسفانه از زبان بعضيها عنوان ميشود و جنابعالي هم آگاهانه يا ناآگاهانه به آن دامن ميزنيد! اگر واقعاً چنين است، خوب است به جاي القاء شبهه ، مواردي از اين دست را به صورت مصداقي ارائه نمائيد؟
11-گفتيد كه اگر عيب و نقصي در عملكرد دولت شما بود، مسبب آن موانعي بودند كه نميگذاشتند كارها پيش برود، خوب است آن موانع ادعائيتان را به صورت صريح وشفاف بيان نمائيد.
12- گفتيد كه " مردم ايران قريب يكصدوپنجاه سال است كه به جدّ خواهان آزادي، استقلال،پيشرفت و عدالت هستند و از همين رو اين خواستهها به همراه تعلقات ديني ، منشأ تأسيس نظامي شد كه قرار بود هم تعلق ديني و هم خواستههاي تاريخي ايرانيان را تأمين كند"
اولاً: با اين صحبتها معلوم نيست شما با نظام مشكل داريد يا با مردم و يا با دولت و يا با هر سه؟
ثانياً:مردم ايران به جدّ خواهان" استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي" بودند كه پيشرفت و عدالت را در دل خويش دارد و حال سوال اينجاست كه قسمت دوّم خواسته اصلي مردم (استقلال،آزادي،جمهوري اسلامي) كه به شعاري ملّي و همگاني مبدل شد، از يادتان رفت يا مسامحتاً از آن عبور كرديد تا دوستانتان از شما عبور نكنند؟
13-گفتيد كه " امروز زبان رايج و رسمي با زبان مطلوب انقلاب فاصله گرفته است" حال بفرماييد كه مگر زبان رياست محترم جمهور جناب آقاي احمدي نژاد ، كه زبان رايج و رسمي و برگرفته از زبان امام(ره) و رهبري معظم انقلاب است ، در داخل و خارج جز اسلام ، عدالت ، آزادي، مردم ، ولايت ، خدمت وانجام اقدامات اجرايي و عملي در آن جهات است؟اگر جنابعالي زبان مطلوب انقلاب را همين موارد ميدانيد و در عين حال كتمان ميكنيد، كم لطفي ميفرمائيد واگر از نگاه شما زبان مطلوب انقلاب،زبان ديگري است ، خوب است آن را شفاف و صريح بيان نمائيد.
14-همانگونه كه ميدانيد بسياري از اقدامات لازم و ضروري نظير واقعي شدن قيمت بنزين، اجراي اصل 44 ،کوچک سازي دولت و سپردن كارها به مردم و ... در دو دولت جنابعالي و دولت قبل از شما متأسفانه انجام نشد. اينكه نخواستيد يا نتوانستيد ، بحث ديگري است ، ولي قدر مسلم اينكه از سوي شما و دولت شما اقدام لازم و جدّي صورت نگرفت. براي اين فرصت سوزي در انجام وظايف، در پيشگاه ملّت چه پاسخي داريد؟
15-هيچكس نميگويد و نميتواند بگويد كه همه چيز در كشور بر وفق مراد است و نقصي در کار نيست. از آن طرف هم هيچ انسان منصفي نميتواند تلاش صادقانه و خستگي ناپذير، خدمات فوق العاده و كارآمدي اين دولت را انكار كند.تا آنجا كه حتي دشمنان هم به كارآمدي اين دولت در عرصه هاي داخلي و خارجي اذعان داشته و بعضاً به ناچار بيان واعتراف مي نمايند.حال چگونه است كه جنابعالي در طول اين مدت، حتي يك مورد از واقعيت و مظاهر خدمت دولت را نديديد؟ انتظار اين نيست كه واقعيات كارآمدي دولت را بيان نمائيد ؛ ولي سؤال اين است كه چرا اين حقايق را وارونه جلوه مي دهيد؟
16-و به حق فرموديد كه " دروغ بدترين بد اخلاقي است ". اين فرموده شما ارزشمند و زيباست و نبايد صرفاً مصرف ويتريني داشته باشد.سئوال اين است كه آيا اين حقيقت اخلاقي را در مورد خودتان هم اعتقاد داريد؟اگر چنين است پس چرا .... ؟
جناب آقاي خاتمي ، عليرغم همه موارد ذكر شده ، بنده به دور از هرگونه افراط وتفريط گريها،جنابعالي را شخصيتي قابل احترام و ظرفيتي براي نظام ميدانم ، به همين جهت است كه رفتار و گفتار پارادوكسيكاليته شما را قابل توجيه نميدانم(والّا چه بسيار مدعيان با رفتار و گفتار تناقض آلودي كه ما را با آنها كاري نيست) و معتقدم كه در ساية شفافيت مواضع و صداقت و صراحت در گفتار، ميتوان واقعيت موجود در عرصههاي مختلف فكري،سياسي و اجتماعي را آنگونه كه هست (نه آنگونه كه منافع سياسي فردي و جناحي اقتضاء مي كند) بهتر به مردم شريف جامعه نشان داده و بسياري از ابهامات را رفع نمود.
جناب آقاي خاتمي، اين سوالات و دهها پرسش ديگر وجود دارد كه پاسخ صريح و شفاف و صادقانه به آنها ، مطالبة جدّي مردم از شماست. اگر به اين سوالات پاسخ روشن ندهيد و فكر كنيد كه با سكوت و يا گاهاً پاسخهاي ابهام آلود سوالات فراموش و يا منتفي ميشود ، اينگونه فكركردن به مثابه پاك كردن صورت مساله است و خوب ميدانيد كه با پاك كردن صورت مساله،مساله حل نميگردد. از اينرو بنده به عنوان كسيكه به اين مباحث آشنايي و اطلاع دارد، شخص جنابعالي را به يك مناظرة آزاد تلويزيوني به صورت حضوري دعوت مينمايم. مناظرة آزاد از آن جهت كه هم مباحث مطروحه در اين نامة سرگشاده و هم مباحث ديگري كه شما تمايل به طرح آن داشته باشيد، طرح گردد و تلويزيوني از آن جهت كه اين مناظره به صورت چهره به چهره و زنده و شفاف بدون تفسير و تأويل و تحليل ديگران، به پيشگاه مردم شريف عرضه گردد و قضاوت را به خود مردم بسپاريم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اي كاش بجاي اين همه توهين و جسارت نسبت به يكديگر، همگي دست بدست هم بدهيم تا كشوري آباد داشته باشيم. خدايا شكر كه تو به ما رحم ميكني در حاليكه ما هيچكدام به همديگر رحم نميكنيم و مثل چي بجان هم افتاديم - هر طرف براي توجيه خود، ديگري را مقصر ميپندارد.
آقایان تابناکی شما را بخدا این مقاله را با همه نظرات کاربران برای جناب به اصطلاح مشاور بفرستید تا نظر و قضاوت عموم مردم را در مورد خود و دوستانش در مقابل خاتمی ببیند. آقایان من دو دوره به آقای خاتمی رای ندادم. اما انسان در قضاوت و حرف زدن باید خدا را در نظر داشته و جانب انصاف را رعایت نماید. جناب مشاور بغض چه چیزی چنین به گلوی شما فشار آورده است؟!؟!؟ شما از چه چیزی چنین هراسان و دست و پازنان شده و با غوغا و جنجال فرافکنی نموده و سعی بر کسب موقعیت در بین مردم دارید. اگر به این اعتقاد دارید که حب دنیا راس همه گناهان است¸باید سر خود را از برف در آورید خدا به داد مردم برسد که در اداره امورات از چون تویی مشورت می گیرد که ذره ای بر افکار و رفتار خود کنترل نداری!؟! خدا وکیلی دولت نهم سرمست از قیمت بالای نفت و حمایت تمام قامت نظام تنها بوی آزار دهنده نفت را سر سفره مردم آورد. شما یا در میان مردم نیستی یا بطور قطع اصلا" به مردم فکر نمی کنی. اگر به این حرف که مردم ولی نعمت تو هستند اعتقاد داری اکنون نظرات کاربران تابناک در این مقاله انعکاس نظرات و قضاوت همین ولی نعمتهای شما است. من جای جناب مشاور و دوستان هم دسته او بودم سرافکنده و خجل از پیشگاه خداوند و مردم از دنیای سیاست و دخالت در امور خلق و به زحمت انداختن آنها به یکباره کناره می گرفتم. خدا عاقبت همه را ختم به خیر کند. موید باشید.
هر دم از این باغ بری می رسد...
این بار از باغ مشاوران
من فکر میکنم همین نظرات کاربران محکم ترین جواب به نامه سر گشاده این آقا میباشد که بعد از چهار سال خواب زمستانی تصمیم گرفتند یک نامه سرگشاده بنویسند.
اگر مشاوران خاتمی گفتگوی تمدنها را مطرح کردند،اين مشاوران چکار کرده اند؟کدام کار عظیم را این دولت انجام داده ؟ البته اگر منظورتان سه بربر شدن قیمت پودر شوینده فقط در مدت یکسال و دو برابر شدن قیمت گوشت در یک سال و نیم و چند بربر شدن سایر مایحتاج مردم است
شمااقاي مشاور با سیاستتان مشخص کردید که چه تعداد از کشورای اسلامی و مستقل به شما رای دادن و از سیاست هاتون حمایت کردن!!! و به ژاپن چنتا!!!ما دانشجوها در خارج از کشور به عینه داریم می بینیم حرفایی که در مورد دولت فعلی میزنن و خاتمی!!
دراحساسي برخوردکردن وگرفتن تصميمات پوپوليستي وآني دولت فعلي شکي نيست والبته نتيجه چنين تصميماتي پرواضح است . محض استحضار ويادآوري آقاين فراموشکار مي توان به نمونه هايي اشاره کرد:
- ايشان دريکي ازشهرستانها که بازديد داشتند گفتند که من خودم مسئول اداره آب اين شهرم ؛ راستي آقاي مسئول ازاداره ات چه خبر؟
-
تابناک من نه طرفدار خاتمی هستم نه عملکرد این دولت در اقتصاد را قبول دارم فقط میدانم که شما در انعکاس نظرات مردم گزینشی عمل کردید و این از انصاف دور است
همه نظرات را خواندم، اميدوارم جناب مشاور هم بخوانند،
اين نظرات خود مصداق يك نظر سنجي عمومي بود،خوشحالم ميان مردمي شجاع زندگي ميكنم.عاجزانه از آقاي خاتمي مي خواهم بجاي پاسخ به اين سوالات و پذيرش مناظره، كانديداتوري خود را اعلام نمايد تا مردم خود پاسخ اين نامه مغرضانه را دهند...
آقاي خاتمي همين نظرات مردم رو براي مشاوره محترم ارسال كند تا جوابشون رو گرفته باشن
در پاسخ به شخصی که می فرمایند در خارج از ایران مردم آرزوی داشتن رییس جمهوری همچون آقای احمدی نژاد دارند، به عرض ایشان برسانم: چرا نعل وارونه می زنید برادر؟ شما قصدتان توهین به اقای احمدی نژاد است. لطفاً توهین نکنید و اگر حرف حقی برای گفتن دارید، بفرمایید. وانگهی آقای خاتمی انسان فهمیده ای است و مورد احترام ایرانیان و انصافاً نام ایرانی و ایران را در دنیا مانند سابق زنده نگه داشت. جنابعالی که مدعی هستید در خارج می باشید، یا واقعاً در خارج نیستید، که نیستید، یا قصد توهین دارید یا از دنیا بی خبر هستید. البته گزینه ما برای ریاست جمهوری آینده جناب قالیباف است، اگر تشریف بیاورند.
آقاي احمدي نژاد در آخرين گفتگوي رسانه اي خود با مردم اعلام فرمودند كه مشكلات اقتصادي دنيا اثري بر اقتصاد ما ندارد ، به تنهايي ارزش كل بازار سرمايه كشور دقيقا 10 روز قبل از سخراني ايشان به مقدار 3 ميليارد دلار و تا به امروز بيش از 5.5 ميليارد دلار كاهش پيدا كرده كه البته با توجه به نمادهاي بسته اي چون فولاد مباركه و شركتهاي سنگ اهني اين رقم به راحتي تا 10 ميليارد دلار مي تواند افزايش يابد. با فرض فروش نفت تا پايان سال با 60 دلار (خوشبينانه) نسبت به فروش نفت با ارقامي معادل 120 دلار ، درآمد روزانه از محل فروش نفت 150 ميليون دلار كاهش يافته كه اگر در 365 روز ضرب شود به رقم بيشابقه 28 ميليارد دلار خواهيم رسيد . به عبارتي تنها از اين دو محل تا پايان سال جاري شمسي 38 ميليارد دلار از ثروت كشور بخار شده است. خاطر هم است كه شخص رئيس جمهور تا سه ماه پيش معتقد بودند كه دنيا بايد به نفت 150 دلاري و حتي 200 دلاري عادت نمايد و پيش بيني مي نمودند نفت زير 100 دلار نيايد.
خیلی متأسفم که می بینم درحالی که مردم جهان و استادان و دانشگاهیان در اقصی نقاط جهان آرزو می کنند که رئیس جمهوری مثل دکتر احمدی نژاد داشته باشند شما مردمی که نمی دانم چه کمبودی فکری و اعتقادی دارید اینگونه نسبت به آقای احمدی نژاد سخن میگویید. من یک دانشجوی خارچ از کشور هستم، به همگی توصیه می کنم که برای اینکه از گناه جهل خارج شوید و حقایق را بهتر درک کنید و مشکلات داخل مملکت را سر منشاءش را بهتر بدانید یک چند روزی قدم بیرون از حیطه خود بگذارید وبه خارج از ایران هم سفری داشته باشید تا دیدگان دلهایتان بینا شوند.
اگر مشاوران خاتمی گفتگوی تمدنها را مطرح کردند،اين مشاوران چکار کرده اند؟
اطلاعات جامعه شناسی خوبی دارند چرا تا کنون فورمول نورم و گرانی را ارائه ننموده اند!!؟
بین اعتقادات و اعمال فاصله زیادی است. همه می دانیم که مشکل ایران در زیر ساخت های اقتصادی است که هر دولتی از هر جناهی که باشد باید این مشکل را حل کند. سئوال اینجاست که آیا دولت آقای خاتمی جرات و اراده تغییر در زیر ساخت های اقتصاد کشور را داشت و اگر داشت چرا انجام نداد و یا در صورت اجرا هزینه هایی کمتر از اکنون پرداخت می شد؟؟؟؟؟
درجواب شخصی که می گوید قیمت ها در کل جهان بالا رفته حال که مقایسه می کنید بدانید قیمت مسکن در همه جا پایین آمده ولی در کشور ما چهار برابر شده
كجاي دنيا قيمت ها بالا رفته!!!!!!!!!
من يك ماه پيش آلمان بودم اونجا قيمت ها حداقل يك سوم اينجاست
گوشت 3 يورو
مرغ سوخاري 4 يورو
و....
حیفم آمد جواب اونایی را ندم که میگن گرانی در همه جای دنيا هست. من بين ایران و اروپا در رفت و آمدم. این چيزی که شما شنيديد در دنيا به 10 % هم نميرسد این تورم 5% برای آنها يعنی فاجعه. 30% که يعنی مرگ.
یه سوال؟ این بنده خدا این چند سال تو کشور دیگه ای نرفته بود ماموریتی تحصیلی چیزی.چون از اوضاع مملکت خیلی بی خبره
با سلام
من فقط يك سئوال دارم. اين 250 ميليارد دلار پول نفت در اين سه سال چه شد تشكر
با سلام،
متن فوق را خواندیم، و همچنین نظرات مردم عزیز را، این نظرات و این جملات بسیار مهمتر، پخته تر و قابل تامل تر از نظرات یک مشاوره ریس جمهور هستند! این نظرات را به عنوان یک نظر سنجی ببینید و اویزهٔ گوش کنید!!!
ای کاش آقای احمدی نژاد هم مثل آقای خاتمی دغدغه ی وضع معیشتی مردم را نداشتند تا شاهد این اوضاع خوب اقتصادی در کشور نبودیم.
نمیدونم نظر من با بقیه چه فرقی داره که هیچ وقت درج نمیشه.من واقعا فقط یه سوال دارم.صادقانه فقط و فقط یک مورد از موفقیت خارجی دولت نهم رو نام ببرید.خواهش می کنم.هر کی که میدونه بگه
آنچه آقاي زارعي مي گويد حقيقت دارد . هشت سال چه ثمره اي براي ملت آوردي بجز مخدوش كردن فضاي دانشگاهها و فريب افكار عمومي به بهانه آزادي و دموكراسي - قضيه 18 تير - قضيه افتتاح فرودگاه امام - حادثه نيشابور و ...هيچ وقت يادمان نمي رود
حیفم آمد جواب اونایی را ندم که میگن گرانی گرانی.اگه توجه کنید قیمت ها در تمام جهان به خصوص مواد غذایی بالا رفته و با این واضاع آشفته اقتصادی دنیا نفت 200 دلار میخواهید.
کدام کار عظیم را این دولت انجام داده ؟ البته اگر منظورتان سه بربر شدن قیمت پودر شوینده فقط در مدت یکسال و دو برابر شدن قیمت گوشت در یک سال و نیم و چند بربر شدن سایر مایحتاج مردم است البته کاری است بس بزرگ و سترگ
امیدوارم خاتمی با کاندیدا شدن خود
مشخص نمایند که کدام مردم را ایشان میفرمایند ,20میلیون مرد و زن نجیب که دم بر نمی آورند
آقای شماور جواب این سئوالات را بدهند لطفاً:1- انزوای سیاسی2- تحریم 3- گرانی4- تعطیلی روزنامه ها 5- ستاره دار شدن دانشجویان 6- نبود آزادی بیان 7- تصمیمهای لحظه ای 8- عدم ثبات مدیریتی 9- بی احترامی به عرف بین الملل 10- شعارهای تو خالی که باعث یکپارچه کردن مواضع دیگر کشورها علیه ایران 11- واگذاری پروژه ها به شرکتهای غیر متخصص 12- سرکوب کارگران و معلمان 13- سرکوب اعتراضات صنفی و .....
با علاقه نامه ایشان را خواندم به امید یافتن مطالب مناسب ولی وا اسفا از این مشاور- فقط امیدوارم جناب مشاور پاسخ برخی هموطنان را بخوانند. ارزیابی دائمی افکار عمومی از عملکرد خود از ضروریاتی است که ظاهرا فراموش شده است.
خیلی جالبه . ایشون آقای خاتمی رو مجاکمه میکنه. تورم 30 درصدی و خوابیدن تمام کارهای عمرانی و تولیدی رو نمی بینه؟ وضع معیشت مردم اون موقع بهتر بود یا حالا؟
با این مشاور ها خیلی باید خدا را شکر کرد که تورم در 30 درصد مانده به نظرم این آقای مشاور تورم 70 درصدی را هم می تونه توجیه کنه
بنده متن جناب آقاي نجفدري را كامل خوانده و سوالات زير را از ايشان دارم :
1- آقاي نجفدري به نظر شما دولت هشتم خود را قيم بلا منازع مردم ميدانست يا دولت نهم؟
2- آقاي نجفدري شما فرموديد كه عدم كارشناسي و يا ضعيف شدن جنبة كارشناسي در سياستگذاريهاي دولت، دروغ بزرگي است و پرداخت هزينههاي گزاف ، دروغي بزرگتر . سوال بنده از شما اينست كه مگر شما در ايران زندگي نميكنيد؟ آيا اين تورم كمر شكن و زندگي دشوار مردم را نميبيند؟ البته ميتوان از صحبتهاي شما اين نتيجه را گرفت كه شما جزء نور چشمي ها بوده و از سختي روزمره زندگي مردم به هيچ عنوان آگاهي نداريد وگر نه عوام ترين مردم نيز به اين نكته اعتراف ميكنند.
به نام خدا
جناب آقای زارعی
مشاور محترم ریاست جمهور
با سلام و احترام
طرح تحول اقتصادی، به عنوان طبل پیروزی دولت جناب احمدی نژاد یک طرح از پیش شکست خورده است به یک دلیل ساده:تزریق نقدینگی در دست مردم، افزایش قدرت خرید کاذب و افزایش سرسام آور تورم.
برای آقای خاتمی همین بس که در سخنرانیها تاکید می کردند " مرگ بر ... نگوئید"
علیرغم در امدهای نفتی گزاف مشکلات مردم در 3 سال اخیر واضح است. بهتر است آقای مشاور دنبال جواب سوالات بی جواب مردم باشند
جناب آقای زارعی این مطالب که عنوان شده برداشت جنابعالی است و یقینا جناب آقای سید محمد خاتمی رئیس جمهور محبوب سابق ایران مقام و شخصیت خود را صرفا از پست خود بدست نیاورده اند بلکه شخصیت والای ایشان ریشه در خانواده و علم ایشان دارد
سلام
منم آقای عزیز اصول گرا هستم و رای به جناب دکتر دادم که شعار اقتصادی می دادوالان پشیمان از رای خود که نه تنها اقتصادمان تغییری نکرد بلکه معیشت عادی هم به زیر سوال رفت ت را به مولا قسم خودت بگو 8ساله خاتمی با اون درامد نفتی اندک ،وضعیت ملت بهتر از الان نبود که پول نفت به قول شما سر سفره هاشون آوردید
اخه صبر آدم هم یه حدی داره شماهر اهانتی وهر نفرتی که از ديگران دارید در قسمت خوانندگان مینویسید
ما به گفته ها اعتماد نداريم
مناظره تلويزيوني صورت گيرد
بسیار پر رویی میخواهد که با این وضع گرانی که از صدقه سر این دولت حاصل شده دیگران را مسئول معرفی کرد!!!
کی در زمان خاتمی با آن قیمت نفت پایین مردم این مشکلات را داشتند
احساس خطر را از متن ايشان ميتوان دريافت . از دولتي که با زير سوال بردن گذشته خود را توجيه ميکند بيش از اين انتظار نداشتيم. حتي تجربه گذشته اين دوستان را بيدار نکرده . مردم قيم نمي خواهند . کي گفته امثال شما ها برايمان تصميم بگيريد و به فردي که در زمان قدرت و بعد از آن به کسي بي ادبي نکرد ، درشتي کنيد.
انشاءالله ملت ايران جواب خوبي به شما در انتخابات خواهند داد و دوم خرداد ديگري در تاريخ ثبت خواهند کرد.
متاسفانه در مملكت ما، انديشمندان، عالمنان و نخبگان جامعه در زمانهاي حساس يا به ميدان نميآيند و يا امكان و تريبون لازم را براي راهنمايي به مردم ندارند و لذاست كه كساني راي ميآورند كه انتخاب عوامند و معمولا با احساس راي ميدهند و نه با شناخت!!
آقاي زارعي در خلوت خودت بنشين و كلاهت را قاضي كن و شرايط دولت آقاي احمدي نژاد را بنويس و به فرصتهاي از دست رفته فكركن و بعد مقايسه كن . آقاي زارعي مطلق ذات اقدس پروردگاراست و همه ناقص آقاي خاتمي خود را بي عيب نمي داند اما متاسفانه در وضعيت كنوني تمامي مشكلات را به گردن دولتهاي قبلي اميدوارم انتقادات به وزير نيرو آقاي فتاح را فراموش نكرده باشيد كه گفت وزارت نيرو را قبليها آبادكردند ما انشاا... آبادترش بكنيم يادتان است در سايتهاي منتسب به دولت چه برخوردي شد
]اگه آقاي خاتمي 70 ميليون راي هم داشته باشند دليل نمي شه اشتباهاتي روکه انجام دادند ناديده گرفته بشه . وقتي هنوزنمودونين افزايش قيمت نفت تورم زاست و دولت مالک اون نسيت بهتره نظري هم نديم .هرچند تابناک قرار دان نظرات گزينشي عمل مي کنه .
شما از طرف مردم صحبت نكنيد،شما در اين 4 سال براي مردم چكار كرديد.ارائه طرح اقتصادي كه بيش از 30% تورم را اضافه ميكند امتياز + نيست كه به آن مي باليد.قيمت مسكن ،با توجه به نفت 147 $ كه همه اين سرمايه ها را موشك ساختيد و به هوا پرتاب كرديد افتخار نيست.شما وجه ايران را در اين 4 سال نابود كرديد احمدي نژاد از طرف اروپا و امريكا تحريم سياسيت. مذاكره با جزاير كومور كشور مجهول الهويه زنگار و..... كه همه براي گرفتن وام بلاعوض به ايران مي آيند شد ديپلماسي..... به چه چيزي مي باليد..... سكوت كنيد چون شما در حدي نيستيد كه به آقاي خاتمي 30 ميليوني معترض ياشيد چه برسد به جسارت
بسیار پر رویی میخواهد که با این وضع گرانی که از صدقه سر این دولت حاصل شده دیگران را مسئول معرفی کرد!!!
کی در زمان خاتمی با آن قیمت نفت پایین مردم این مشکلات را داشتند واقعا شرم نمیکنید؟؟ فکر و منطق را تعطیل کرده اید و فقط بر طبل جناح خود میکوبید؟؟
ما سوالات جدی تری از آقای احمدی نژاد داشتیم که در این دوره به آن پرداخته نشد. اشتباهات مکرر، سیاست های غلط، توهین به زحمت کشان در جامعه اسلامی و ... همه در این 3 سال اخیر به بار نشسته است. اگر می خواستیم خودمان می توانستیم از آقای خاتمی در وقتش سوال کنیم. شما لطفا به سوالات مردم در مورد این دوره خودتان پاسخ دهید. سوال از دیگران پیشکش.
تا 1ماه دیگه که نفت 50 دلار شد اقای مشاور باید جواب گوی طرح تحول اقتصادی باشند.
نامه ایشون مث نامه اصحاب کهف هست انگار 4 ساله خواب بوده بنده خدا از هیچی خبر نداره طفل معصوم!!!!به نظرم خودش هم نفهمیده چی نوشته؟!!!من فقط یه سئوال دارم اگر این آقای مشاور منزل شخصی دارند ببینند منزل ایشان در زمان نفت 16 دلار متری چند بود حالا چنده؟ اگرم منزل اجاره ای دارند کرایه منزل را با نفت 16 دلار با الان مقایسه کنند!!! فکر کنم اگه این مقایسه را انجام دهند خودش جواب سئوالات خود را پیدا میکند.دیگر نیازی به جواب خاتمی و امثالهم نیست.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.