آخرین خبرشهباز شریف: تعاملات اخیر با ایران و دیگر کشورها مثبت بوده است
2بازدید
۱۶

بهتر است اقتصاددانان کلاسیک خداحافظی کنند!

مشکل اقتصاد ایران، کلاسیکی نبوده و محدود به مازاد عرضه و تقاضا نیست.شوک و افزایش قمیت‌ها که همان نسخه کلاسیکی است، بیشتر از آنکه به رقابتی شدن اقتصاد ایران منجر شود، به رکود تورمی منجر خواهد شد و اقتصاد ایران را بیش از پیش دولتی خواهد کرد.رکود تورمی، مشکل اصلی اقتصاد است و سیاستی که مشکل اصلی را تشدید کند، نمی‌توان نسخه درمانی باشد.

پس از افزایش نرخ بهره، برخی کارشناسان اقتصادی، در توجیه عمل نکردن آنچه به دنبال آن از طریق افزایش نرخ بهره بودند، خواستار آن شدند که کنترل بر نرخ بهره برداشته شود، تا به این وسیله، با رقابتی شدن بازار پول، نرخ بهره بتواند نقش مثبتی در کاهش نرخ دلار داشته باشد.

به گزارش «تابناک» دقیقا مطابق این نگاه، درباره بخش حقیقی اقتصاد نیز چنین پیشنهادی داده شد؛ پیشنهاد افزایش قیمت‌ها در بازار حقیقی برای رقابتی شدن بازار.

تأکید بر متغیر‌های اسمی برای رقابتی شدن بازارها، آبشخور تفکر کلاسیکی در اقتصاد ایران دارد؛ تفکری که متأسفانه، عامل فاصله گرفتن اقتصاد ایران از شرایط رقابتی شده است.

در این باره باید گفت،‌ پایانی بر نگاه کلاسیکی به اقتصاد ایران نیست؛ نگاهی که هیچ سنخیتی با اقتصاد ایران ندارد و به نوعی، اشتباهات دولت را به صورت تئوری اقتصادی می‌پوشاند.

هر مکتبی با توجه به مشکلات اقتصادی، راهکارهایی ارایه داده است. مکتب کلاسیکی با توجه به نبود مشکلات ساختاری و خلاصه شدن مشکلش در مازاد عرضه و تقاضا، راهکار نجات اقتصادش را در دخالت محدود دولت، آن هم در هزینه‌های حاکمیتی خلاصه کرده است، چرا که در این اقتصاد، قمیت‌ها با کاهش در زمان مازاد عرضه و افزایش در مازاد تقاضا، تعادل اقتصادی را درست کرده است؛ بنابراین، دولت نباید دخالت کند تا قیمت‌ها کار خود را انجام دهند.

اکنون در اقتصاد ایران که طرف عرضه با مشکلات ساختاری روبه‌روست و نبود تعادل‌ها از جنس، پیچیده است و محدود به مازاد عرضه و تقاضا نمی‌شود، اقتصاددانان کلاسیکی، مشکل را در مازاد عرضه و تقاضا جستجو کرده و با بیان این که با افزایش نرخ بهره، نرخ ارز و قیمت‌ها همه چیز درست می‌شوند، افزون بر آنکه سیاست‌های اشتباه دولت را تئوری کرده و آنها را می‌پوشانند، اقتصاد ایران را در باتلاق سیاست‌های پرهزینه ـ که نتیجه‌ای جز تشدید مشکلات ساختاری و بدتر شدن از وضعیت کنونی، چیزی نداشته است ـ می‌کشانند.

نکته مهم اینجاست که اگر مشکلات اقتصادی ایران در مازاد عرضه و یا مازاد تقاضا خلاصه شود، استفاده از مکانیزم بازار آزاد و سیستم قیمت‌ها، می‌تواند مشکلات موجود را حل کند، ولی قمیت‌ها نمی‌تواند با ناکارآمدی، وابستگی و رقابتی نبودن بودن مبارزه کند. در این باره باید گفت، هر نسخه برای یک بیماری است. بیماری اقتصاد ایران از جنس بیماری اقتصاد کلاسیکی نیست که بخواهیم نسخه آنها را اجرا کنیم.

البته اگر دقت کنید، اقتصاددانان کلاسیکی به هیچ وجه نمی‌گویند، مشکل اقتصاد ایران مازاد عرضه و یا کمبود عرضه است. آنها تنها وجه عملکرد مثبت قیمت‌ها را در اقتصاد کلاسیکی مطرح می‌کنند؛ به عبارتی، علت این را که چرا قیمت‌ها علامت دهی مثبت دارند، نمی‌گویند و آنچه در اقتصاد کلاسیکی، نقش معلول را بازی می‌کند، نقش علیتی به آن می‌دهند و آن را راهکار امروز حل مشکلات اقتصادی ایران می‌دانند؛ بنابراین، اقتصاددانان کلاسیکی در ایران از دو ناحیه اشتباه می‌کنند؛ یک آنکه اقتصاد ایران را کلاسیکی می‌دانند و دوم آنکه اقتصاد کلاسیکی را درست نفهمیده‌اند.

همچنین درباره بازار پول و پیشنهادهای مطرح برای از میان بردن کنترل نرخ سود به منظور رقابتی شدن بانک‌ها برای مبارزه با سفته بازی، از این نکته غفلت شده است که مشکل بازار پول، تنها مازاد تقاضای پول نیست که با افزایش نرخ بهره، بتوان بازار پول را به تعادل رساند و در نتیجه سفته بازی را متوقف کرد.

نکته اینجاست که چرا تنها به مازاد تقاضای پول نگاه می‌شود و به علت پدید آمدن این مازاد تقاضا نگاه نمی‌شود؟! پول در اقتصاد ایران برای چه تقاضا می‌شود؛ آیا برای این که می‌خواهد در راه تولید و سرمایه‌گذاری استفاده شود، یا این که می‌خواهد در خدمت شغل‌های نامولد باشد؟

نقدینگی زاییده شغل‌های نامولد و نتیجه سیاست‌های مولدکشی بوده است. اگر نرخ بهره افزایش یابد، نخست بر مشکلات تولیدکننده و بخش‌های تولیدی خواهد افزود و این یعنی تقویت علت سفته بازی و فرار بیشتر از تولید به سمت سفته بازی.

در اقتصاد، یا پول باید از تولید به دست آید یا از راه غیر تولیدی. وقتی راه‌های به دست آوردن پول با تولید مشکل شود، ناچار افراد شغل‌های دیگری برخواهند گزید.

آیا هم‌اکنون و در چنین شرایطی، افزایش نرخ بهره می‌تواند نقدینگی را به خود جذب کند؟ اگر این گونه باشد، یعنی این که فردی که شغل نامولد را برگزیده، بیکاری را انتخاب کرده است، چون با پول کار می‌کند و حال که پول خود را فریز کرده، بیکار شده است. مگر این که بخواهد از بازار غیر رسمی با نرخ بهره‌های بالای 40 درصد به تأمین مالی فعالیت‌های غیر مولد خود بپردازد؛ بنابراین، باید کاری کرد که نقدینگی از راه تولید پدید آید، چرا که افزایش نرخ بهره، کمکی به تولید نخواهد کرد و با بدتر کردن تولید، راه ساخت پول از تولید را سخت‌تر خواهد کرد.

هم‌اکنون اگر شرایط اقتصاد ایران، شرایط کلاسیکی بود، به این معنا که منابع مالی به سمت تولید هدایت می‌شد، متقاضیان پول، تولیدکنندگان پول بودند و نقدینگی حاصل از تولید بود، افزایش نرخ بهره، می‌توانست نقدینگی بازار را کنترل کند، چرا که افرادی که شغل مولد دارند، ارتقای تولید را ارتقای خود می‌دانند و حاضرند، منابع را به بانک‌ها بدهند و بانک‌ها نیز حاضرند منابع را به تولیدکنندگان و تولیدکنندگان نیز منابع را در راه تولید به کار برند.

ولی در اقتصاد ایران، نه مردم حاضرند پول خود را فریز کنند و نه بانک‌ها حاضرند به تولیدکنندگان وام دهند و نه تولیدکنندگان حاضرند منابع را در راستای بهره‌وری تولید هزینه کنند.

بنابراین، باید پرسید مشکل کجاست؟

مشکل اقتصاد ایران، کلاسیکی نبوده و محدود به مازاد عرضه و تقاضا نیست. از بین رفتن انگیزه‌های مولد به نفع انگیزه‌های نامولد است.
پس نخست باید کاری کرد که بخش‌های تولیدی به سطح رقابتی برسند، زیرا تلاش در رقابتی کردن بازار پول در غیاب رقابتی شدن تولید، علتی برای تبدیل بانک‌ها به نهاد‌های ضد توسعه می‌شود.

برای رقابتی کردن تولید، باید بخش خصوصی را توانمند ساخت و به بهبود فضای کسب و کار پرداخت و انگیزه‌های تولید را افزایش داد. شوک و افزایش قمیت‌ها که همان نسخه کلاسیکی است، بیشتر از آنکه به رقابتی شدن اقتصاد ایران منجر شود، به رکود تورمی منجر خواهد شد و اقتصاد ایران را بیش از پیش دولتی خواهد کرد.

رکود تورمی، مشکل اصلی اقتصاد است و سیاستی که مشکل اصلی را تشدید کند، نمی‌توان نسخه درمانی باشد. در اقتصاد کلاسیکی، چون قمیت‌ها مشکل را حل می‌کردند، پذیرفته بود، زیرا در آن شرایط کلاسیکی طرف عرضه و تقاضا مشکلی نداشت و مشکل تنها مازاد عرضه و کمبود تقاضا بود که این مشکل با قمیت‌ها حل می‌شد، ولی در اقتصاد ایران، آزادسازی قمیت‌ها، مشکل اصلی اقتصاد ایران را تشدید کرده و برای همین، به هیچ وجه نمی‌تواند نقش درمانی داشته باشد.

در یک کلام شوک درمانی، شوک ویرانی است و بهتر است، اقتصاددانان کلاسیکی تا مدتی از اقتصاد ایران خداحافظی کنند.



تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

مجتبی۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۵:۴۹

به نظر من تنها راه نجات اقتصاد ایران رو آوردن به صنعتی خاص و توسعه آن میباشد. برای مثال ترکیه در صنعت پوشاک، هند در صنعت الکترونیک و .. سرمایه گذاری خاص نموده و اهداف استراتژیک خود را عملیاتی نمودند. کشور ایران دارای منابع انسانی مستعد، منابع طبیعی فراوان، جاذبه های توریستی متعدد و صنایع دستی است. سرمایه گذاری در صنعت توریسم به دلیل شرایط فرهنگی کشور مسلما به شکست منتهی خواهد شد. ولی صنایعی همچون فرش، زعفران، شیلات و .. وجود دارند که نیازمند نگاه ویژه و پشتیبانیهای نظارتی، برنامه ریزی، بازرگانی، سرمایه ای و توانمند سازی بخش خصوصی هستند. با وجود یک صنعت قوی سایر صنایع به صورت موازی رشد کرده و نیاز روزمره را مرتفع خواهند ساخت. حمایت دولتی و نابجا از صنایعی مانند صنعت خودرو به صورت بلوکه کردن واردات و ایجاد بازار غیر رقابتی نه تنها به رشد این صنایع کمکی نخواهد کرد بلکه باعث ضربه به دیگر بخشهای تولیدی میشود چنانچه صنعت خودرو ما نمیتواند رقابت دوشادوشی با صنایع خودرو سایر کشورها داشته باشد، میبایست دست از حمایت از آن برداشت و بازارهای انحصاری خود را در فرش و زعفران تقویت کرد. متاسفانه در اثر حمایت بیجای دولت از صنایع خودرو این صنعت به بچه ای از خانواده که از فرط حمایت پدر فربه شده و توان از جا برخواستن را ندارد، تبدیل شده است. رسیدن به این مطلب که آینده ای با این روند برای این صنعت متصور نمیتوان شد سخت نیست. فقط باید چشمان مصلحت جو را باز کرد و نگاهی عاقلانه به وضع موجود انداخت.

تماشا جی۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۴:۳۹

وضع موجود را خوب بیان کردی ولی اگر روزی روزگاری یک منحی هوس کرد که بیاد و سرو سامانی به به اقتصاد بدهد با نسخه شما که فراموش کردن اقتصاد کلاسیک است به جایی میرسد اینکار یعنی اذامه وضع موجود و رشد سزطانی هرج ومرج اقتصادی .

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۴:۱۸

چرا کشور ما از اقتصاد دانان متبحر غربی یا شرقی استفاده نمی کند ؟ کشوری مثل ژاپن توسط یک امریکایی و همیاری خود ژاپنی ها بدین جا رسیده است . مشکل اینه که غرور و خودخواهی اجازه نمیده که مسئولین ما قبول کنند ، سواد این کار رو ندارند و یا اگه دارند که بعید می دانم بقدری گرفتار سیاسی بازی شده ایم که منافع ملی را براحتی بازیچه خود میکنیم

majid۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۴:۱۲

همینطور هست که تشریح نمودید و چون اکثریت ملت در امور کلاسیک ضعیفند پس درست می گوهید .

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۴:۰۹

بهتر است نقدینگی را بسوی تولید هدایت کنیم و از طریق مالیات بر نقدینگی سرمایه داران را بسوی تولید سوق دهیم. البته این سیاست باید همراه با سایر سیاستهای اقتصادی نظیر کنترل واردات، تشویق صادرات، بهبود دیلماسی و ... باشد. سیاستهای تک بعدی در هیچ کجای جهان جواب نخواهد داد.

abbas۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۳:۵۴

موافقم
راهکارهای ذیل میتواند بسیار موثر باشد
-دادن یارانه به تولید کننده بجای مصرف کننده: این یارانه با توجه به حجم واحد تولید پرداخت شود(تولید کننده بزرگتر بیشتر دریافت کند) و دولت حق قیمت گذاری ندارد
- قانون کار بنفع تولید تا حدود زیادی اصلاح شود : شما سرمایه گذار هستید و میخواهید سرمایه گذاری کنید مزد کارگر در تهران و یک از روستاهای بندر عباس یکی است و شرایط تولید مساوی است کجا سرمایه گذاری میکنید؟ قطعا تهران
اگر تعیین دست مزد نکنیم سرمایه گذار در مناطقی که کارگر ارزان است سرمایه گذاری میکند و چون در آن منطقه کارگر کم میشود خود بخود دست مزدها بالا می رود
- تشویق مردم به پول خرج کردن در مصرف کالاهای داخلی
- تشویق سرمایه داران به خرج کردن پول درون ایران

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۳:۵۰

منبع مطلب فوق و نام نویسنده را لطفً ذکر نمایید.

مهدی۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۳:۴۶

سلام
یکی از اولین زیر ساختهای مورد نیاز برای مدیریت اقتصاد یک کشور، توانایی نظارت دقیق بر نقل و انتقالات پول، میزان اعتبار مثبت و منفی افراد و امکان ردگیری سریع و راحت منابع مالی است. این زیر ساخت فراهم نمی شود مگر آنکه جابجایی پول نقد (اسکناس و سایر حوالجات اعتباری) حذف شده و پرداختهای مکانیزه و متمرکز از طریق کارتهای اعتباری افراد انجام شود.
و جالب است بدانیم که در کشورهای پیشرفته، حمل مقادیر زیاد پول نقد (مثلا 500 یورو) شک برانگیز و بعضا غیر قانونی است .
پس بهتر است دوستان اقتصاد دان در قدم اول روی این موضوع تکیه کنند

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۳:۴۱

متاسفانه بر اساس رویکردهای کهنه اقتصادی نوشته شده است. ای کاش به میاحثی مانند اقتصاد تکنولوژی و نوآوری بشتر توجه شود. این مباحث در کشورهای در حال توسعه شدیدا مورد استفاده و اقبال هستند.

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۳:۳۲

بنابراین، باید پرسید مشکل کجاست؟
اينا همه حرفه!!!!!

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۳:۳۲

معلومه که با یک درصد نرخ افزایش آب همان آب است باید 20 تا 30 درصد افزایش می دادن سپس با کنترل شدن بازار نرخ را متناسب بازاز کاهش میدادن تا به تعادل برسد

محمد۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۳:۲۰

به نظر من نویسنده این مقاله دقیقا با فلسفه اقتصاد کلاسیک آشنا نیستند . این مطلب درست که در یک اقتصادی که میکانیسم بازار آزاد را ندارد استفاده از نسخه های کلاسیکی حلالمشکلات نخواهد بود . ولی دقت داشته باشید که اقتصاد کلاسیک الان امتحان خودش را پس داده و کمتر اقتصاد دانی می توان سراغ داشت که به کارایی مکاتب غیر کلاسیکی اعتقاد داشته باشد . دوست عزیز جهت سرو سامان دادن به وضعیت اقتصادی نباید سراغ نسخه های کوتاه مدت و ضعیف رفت . به نظر بنده ما باید یک حرکت اصولی به سمت یک مکتب خاصی را در نظر داشته باشیم . یعنی باید کلیه سیاستمداران ما بپذیرند که مثلا مکتب کلاسیک بهترین مکتب اقتصادی است . سپس با انجام سیاست های درست به سمت هدف حرکت کنیم . اینکه ما هیچ مکتب اقتصادی را قبول نکنیم ولی ازنسخه دیگران استفاده کنیم کاملا غیر منطقی است .

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۳:۱۹

مشکل اقتصاد ایران وجود مراکز قدرت بدون پاسخگویی در اقتصاد است.

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۳:۰۴

آقا پولم رو خوردن، 50 هزار تومان پول دادم آنلاین، ولی طرف خدماتش رو ارائه نمیکنه، یکی بگه من چه کار کنم؟ مگه اینها با بانک قرارداد همکاری ندارن؟ چرا اینطوری میکنند؟ من به کی باید شکایت کنم؟ اعصابم خورد شده به خدا

scrooge۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۲:۵۷

نويسنده محترم مقاله اصلآ به رابطه مقوله تورم و نرخ بهره بانكي اشراف ندارند. لطفآ از منظر ديگري به قضايا نگاه فرماييد.
كلآ اقتصاد دستوري و دولتي جوابگوي نياز امروز نيست و نهايتآ منجر به رانت مي شود.

ستاره۱۳۹۰/۱۲/۱۷ ۱۲:۲۸

یکی بیاد این گرونی رو درست کنه!بابا کمر مردم داره میشکنه.با حرف زدن که هیچی درست نمیشه!

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.