حادثه خرمدره و پرسشهاي بيپاسخ
تهرانامروز نوشت:
در حادثه خرمدره 3 كودك ايراني پيش از آن كه فرصت زيستن و تجربه را داشته باشند، چشم از جهان فروبستند. اين رويداد تلخ در عين حال كه حواشي بسياري خلق كرد، پرسشهايي نيز ايجاد كرد كه هنوز به آنها پاسخي داده نشد.
از حواشي قابلتوجه و تاثر برانگيز اين حادثه، شدت گرفتن فعاليت گروههاي نمايشي رقيب بود. يكي از گروههاي نمايشي كودك چند روز پس از انتشار خبر حادثه خرمدره يك نشست خبري برگزار كرد و در آن سعي كرد اين نكته را مشخص كند كه برنامههاي آن گروه منطبق با روانشناسي كودك است و از چنين حوادثي در سفرهاي آنان خبري نيست.
بعدها هم خبر ديگري منتشر شد كه اين گروه به خرمدره عزيمت خواهد كرد تا يك برنامه براي اهالي داغدار شهر اجرا كند. درست در همين ايام يك گروه ديگر خاطرات محافظ شخصي اعضاي گروه را منتشر كرد و در آن بر اين نكته تاكيد شده بود كه چگونه اين گروه براي برقراري امنيت هنگام برگزاري مراسم تلاش ميكند. نتيجه اخلاقي اين كه در نبود رقيب مشتريهاي چنين برنامهاي در شهرستانها بهتر است براي جلوگيري از بروز چنين حوادثي به اين گروهها مراجعه كنند.
اين موارد نشاندهنده يك نكته منفي در فعاليت اين گروههاست و آن بهرهبرداري صنفي از يك ضايعه ملي است. هنگامي كه ملتي غرق در ماتم جان دادن 3 كودك معصوم ايراني است، برخي به فكر بازارگرمي افتاده و سعي كردند با منفي جلوه دادن همه فعاليتهاي خاله شادونه و گروه نمايشي وي، خود را از اشتباهات اين چنيني مبرا جلوه دهند. از قضا وكيل خاله شادونه نيز در نامهاي كه خطاب به رسانهها نوشت از اين مسئله ابزار گله و نارضايتي كرد كه اين نامه تاييد بر وجود رقابت بين اين گروه هاست كه «بازار» خود را مرهون رسانه «ملي» هستند.
البته گله و فعاليت ساير گروههاي نمايشي كودك سوالهاي جدي را در برابر نيت، هدف، غايت و جهت فعاليت اين گروهها قرار ميدهد. اما به رغم همه تلخي ماجرا و حواشي تلختر پس از آن، جمعه گذشته خاله شادونه بار ديگر به جعبه جادويي تلويزيون بازگشت تا به اين ترتيب شاهد تلاشهاي صدا و سيما براي التيام اين درد باشيم، التيامي كه بيشتر يادآوري بيخيالي برخي به حادثه ناگوار خرمدره و سعي در فراموشي و ناديده گرفتن علت آن است.
كمتر كسي به اين نكته توجه كرده است كه اگر جمعيت حاضر در سالن شهر خرمدره، يعني كودكان و والدين آنان كمتر از 5 دقيقه براي خارج شدن از سالن تامل و صبر پيشه ميكردند، چنين ضايعه دردناكي به وقوع نميپيوست.
به عبارت ديگر مسئله اصلي اين حادثه نبود «نظم و ترتيب» و رعايت نكردن «حق تقدم و حقوق ديگران» از سوي كودكان و افراد حاضر در سالن است و علت اصلي مرگ آن 3 كودك را ميتوان در نبود اين مفاهيم و تجربهها در كودكان دانست. اما سوال اين است كه چه كسي بايد نظم و ترتيب، رعايت و احترام گذاشتن به حقوق ديگران را به كودكان ما بياموزد؟
اين برنامههاي نمايشي كه اكنون 12سال است كودكان ايراني هر روز با حواسي جمع و دقيق به آنان نظاره ميكنند، چه چيز به آنان ميآموزند و چه مفاهيمي به آنان منتقل ميكنند؟ چرا امروز پس از 12 سال از آغاز اين برنامهها در صدا و سيما، هنوز كودكان ايراني ياد نگرفتهاند كه نظم را رعايت كنند و همسن و سالان خود را كه پيش روي آنان گام بر ميدارد، هل ندهند؟
امروز پرسش بزرگي كه نتيجه حادثه خرمدره است، اين است كه هدف و كاركرد اين برنامهها چيست و براساس چه موازين علمي، روانشناسانه و يا اخلاقي نوشته و ساخته ميشوند؟ آنان چه چيز را به كودكان ميآموزند و چهها نميآموزند. كاركرد امروز اين برنامهها را ميتوان براي 3 گروه دستهبندي كرد. هدف اصلي اين برنامهها براي سازندگان سرگرم كردن كودكان و اغلب با شوخيهاي بزرگسالانه است.
براي خانوادها نيز اين برنامهها پس از مدرسه كودكان را سرگرم ميكنند تا مزاحم والدين نشوند. براي صدا و سيما نيز اين برنامهها قرباني آن چيزي است كه در سينما به آن «گيشه» گفته ميشود و هدف اصلي افزايش «تيراژ» مخاطب است.
در حادثه خرمدره 3 كودك ايراني پيش از آن كه فرصت زيستن و تجربه را داشته باشند، چشم از جهان فروبستند. اين رويداد تلخ در عين حال كه حواشي بسياري خلق كرد، پرسشهايي نيز ايجاد كرد كه هنوز به آنها پاسخي داده نشد.
از حواشي قابلتوجه و تاثر برانگيز اين حادثه، شدت گرفتن فعاليت گروههاي نمايشي رقيب بود. يكي از گروههاي نمايشي كودك چند روز پس از انتشار خبر حادثه خرمدره يك نشست خبري برگزار كرد و در آن سعي كرد اين نكته را مشخص كند كه برنامههاي آن گروه منطبق با روانشناسي كودك است و از چنين حوادثي در سفرهاي آنان خبري نيست.
بعدها هم خبر ديگري منتشر شد كه اين گروه به خرمدره عزيمت خواهد كرد تا يك برنامه براي اهالي داغدار شهر اجرا كند. درست در همين ايام يك گروه ديگر خاطرات محافظ شخصي اعضاي گروه را منتشر كرد و در آن بر اين نكته تاكيد شده بود كه چگونه اين گروه براي برقراري امنيت هنگام برگزاري مراسم تلاش ميكند. نتيجه اخلاقي اين كه در نبود رقيب مشتريهاي چنين برنامهاي در شهرستانها بهتر است براي جلوگيري از بروز چنين حوادثي به اين گروهها مراجعه كنند.
اين موارد نشاندهنده يك نكته منفي در فعاليت اين گروههاست و آن بهرهبرداري صنفي از يك ضايعه ملي است. هنگامي كه ملتي غرق در ماتم جان دادن 3 كودك معصوم ايراني است، برخي به فكر بازارگرمي افتاده و سعي كردند با منفي جلوه دادن همه فعاليتهاي خاله شادونه و گروه نمايشي وي، خود را از اشتباهات اين چنيني مبرا جلوه دهند. از قضا وكيل خاله شادونه نيز در نامهاي كه خطاب به رسانهها نوشت از اين مسئله ابزار گله و نارضايتي كرد كه اين نامه تاييد بر وجود رقابت بين اين گروه هاست كه «بازار» خود را مرهون رسانه «ملي» هستند.
البته گله و فعاليت ساير گروههاي نمايشي كودك سوالهاي جدي را در برابر نيت، هدف، غايت و جهت فعاليت اين گروهها قرار ميدهد. اما به رغم همه تلخي ماجرا و حواشي تلختر پس از آن، جمعه گذشته خاله شادونه بار ديگر به جعبه جادويي تلويزيون بازگشت تا به اين ترتيب شاهد تلاشهاي صدا و سيما براي التيام اين درد باشيم، التيامي كه بيشتر يادآوري بيخيالي برخي به حادثه ناگوار خرمدره و سعي در فراموشي و ناديده گرفتن علت آن است.
كمتر كسي به اين نكته توجه كرده است كه اگر جمعيت حاضر در سالن شهر خرمدره، يعني كودكان و والدين آنان كمتر از 5 دقيقه براي خارج شدن از سالن تامل و صبر پيشه ميكردند، چنين ضايعه دردناكي به وقوع نميپيوست.
به عبارت ديگر مسئله اصلي اين حادثه نبود «نظم و ترتيب» و رعايت نكردن «حق تقدم و حقوق ديگران» از سوي كودكان و افراد حاضر در سالن است و علت اصلي مرگ آن 3 كودك را ميتوان در نبود اين مفاهيم و تجربهها در كودكان دانست. اما سوال اين است كه چه كسي بايد نظم و ترتيب، رعايت و احترام گذاشتن به حقوق ديگران را به كودكان ما بياموزد؟
اين برنامههاي نمايشي كه اكنون 12سال است كودكان ايراني هر روز با حواسي جمع و دقيق به آنان نظاره ميكنند، چه چيز به آنان ميآموزند و چه مفاهيمي به آنان منتقل ميكنند؟ چرا امروز پس از 12 سال از آغاز اين برنامهها در صدا و سيما، هنوز كودكان ايراني ياد نگرفتهاند كه نظم را رعايت كنند و همسن و سالان خود را كه پيش روي آنان گام بر ميدارد، هل ندهند؟
امروز پرسش بزرگي كه نتيجه حادثه خرمدره است، اين است كه هدف و كاركرد اين برنامهها چيست و براساس چه موازين علمي، روانشناسانه و يا اخلاقي نوشته و ساخته ميشوند؟ آنان چه چيز را به كودكان ميآموزند و چهها نميآموزند. كاركرد امروز اين برنامهها را ميتوان براي 3 گروه دستهبندي كرد. هدف اصلي اين برنامهها براي سازندگان سرگرم كردن كودكان و اغلب با شوخيهاي بزرگسالانه است.
براي خانوادها نيز اين برنامهها پس از مدرسه كودكان را سرگرم ميكنند تا مزاحم والدين نشوند. براي صدا و سيما نيز اين برنامهها قرباني آن چيزي است كه در سينما به آن «گيشه» گفته ميشود و هدف اصلي افزايش «تيراژ» مخاطب است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
منصفانه برخورد کنید.من این برنامه را هیچ وقت ندیده ام.اما مجری برنامه چگونه می تواند نظم را حفظ کند.متهمش می کنند که در پایان برنامه نگفته نظم را حفظ کنند.آیا اگر هم می گفت کسی رعایت می کرد.ده ها سال است این مساله گفته می شود.کجا رعایت شده؟.رانندگی در خیابان؟عبور عابر از عرض خیابان/مترو/گرفتن اش نذری؟>رساندن دست به ضریح حضرت/قربان حضرت بروم
مقصر خاله شادونه نیست . بلکه عواملی هست که مجری جلسه بوده اند ..
عزيز من هيچيك از موارد علت اصلي حادثه نيست
علت اصلي اين بوده كه كودكان و مادران را از هم جدا كرده اند. شما تصور كنين سه هزار مادر و كودك از هم جدا شوند ، چطور بايد هر مادري كودك خود را پيدا كند.؟
ترس مادران از گم شدن فرزندانشان و وحشت مضاعف سه هزار كودك از گم شدن و گم كردن والدينشان چه صحنه اي ايجاد ميكرد؟
شما خودتان تصور كنيد در چنين فضايي هستيد. آيا ميتوانيد صبر كنيد تا همه با حوصله به دنبال فرزندشان بگردند و شما آخرين نفر باشيد؟ آيا جو رواني و ازدحام و ترس از سلامت كودكتان به شما چنين اجازه اي ميدهد كه گوشه اي بنشينيد و منتظر خلوت شدن سالن باشيد؟
جدا كردن سه هزار يا چهار هزار كودك از مادرانشان يك بي تدبيري محض و يك نافهمي عجيب بوده كه جبران آن ممكن نيست.
ممكن است چنين كاري در يك اجتماع 50 نفره مشكل ايجاد نكند اما قطع و يقين در اجتماع چندهزار نفري وقوع اين حادثه قابل پيش بيني است.
مردم ما هميشه و همه جا با عجله و بي نظمي مي خوان چيزي را به دست بيارن - از تشييع جنازه ها گرفته تا مراسم و جشنها هميشه بي نظمي و تعجيل كه بايد چنين داغي را ملت ما ببينه .
"نبود «نظم و ترتيب» و رعايت نكردن «حق تقدم و حقوق ديگران» از سوي كودكان " . این میراثی است که ما به کودکانمان می دهیم. ما 90 دقیقه روی سکوهای ورزشگاه میشینیم اما همینکه بازی تموم میشه حاضر نیستیم یک دقیقه تحمل کنیم و یا یک ساعت میریم نماز جمعه، اما بیایید هنگام خروج رو ببینید. چند ساعت از شب رو میریم شب زنده داری شبهای قدر تو حرم امام رضا، اما موقع خروج انگار ما نبودیم چند دقیقه پیش تقاضا بخشش از پروردگار داشتیم، یا پشت چراغ قرمز همه توقف کردند اما ما با خالی شدن به اندازه یک ماشین در مسیر کناری نظم خیابان رو بهم میریزیم، تا موقع سبز شدن یک ماشین جلو تر باشیم ؛ و از این دست در سینما، فروشگاه و .... ؛ که نمیدونم چند دقیقه زودتر کجا می خواهیم بریم جز اینکه آرامش خودمون و بقیه بهم ریختیم. ما تا زمانی که این نوع رفتار اجتماعی رو بهبود نبخشیم همینه.
نظم و ترتیب پیشکش خیلی از این برنامه ها بد آموزی هم دارد!!!
برای نمونه همزمان با نمایشگاه کتاب عروسک مل مل و یک بازیگر در نمایشگاه حضور داشتند که مل مل برای اینکه به تنهایی برنامه را اجرا کند!! بازیگر را به دنبال نخود سیاه فرستاد!! و بازیگر هم با پیچاندن مل مل به دروغ گفت که من رفته ام و برگشته ام!!
من ماندم و سوالات بی جواب پسر 5 ساله ام که "پیچاندن" و "نخود سیاه" واژه های تازه آموخته اش از رسانه ملی بود....
به نظر من مسوولین برگزاری و هماهنگ کننده در جهت ایجاد نظم مقصرند و تا کنون حتی یک معذرت خواهی ساده هم از مردم و داغداران نکرده اند واقعا چرا جان انسانها آنها هم کودکان برای ما اینقدر بی ارزش شده است.
آیا باید باز شاهد چنین حوادث دردناکی باشیم؟؟؟
بچه های کوچک من که 5 و 11 ساله اند حرف های بی خود، نامربوط به سن شان، حرف های جلف و . . . از تلویزیون آموخته اند و ترجیح می دهم کمتر تلویزیون نگاه کنند.
پس جواب خانواده هاي داغداررا چه كسي مي دهد اين همه وكيل ومطلب در دفاع از اين برنامه وشخص مجري براي چيست ؟ چرا مطالب بنده را وامثالهم رادر نظرات قرار نمي دهيد خداوند مسببان را به جزاي اعمالشان برساند انشاالله
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.