انتخابي كه معادلات شهريار را برهم زد؛
انقلاب نارنجي ياران دايي عليه مايليكهن!
مردي كه كولهباري از سوابق را در اختيار داشت و دايي را قلدر خوانده بود، در ميان سه كانديداي ديگر سرمربيگري سايپا با دستور مجمع عمومي باشگاه يا در برداشتي شفافتر به احتمال فراوان مهرداد بذرپاش، حكم سرمربيگري را دريافت كرد تا سختترين تقابل اعضاء هيات مديره رقم بخورد.

انتخاب محمد مايليكهن به عنوان مرد نخست نيمكت سايپا، غيرمنتظره ترين تصميمي بود كه در اوج اختلاف دايي نايبرئيس هيات مديره با مربي سابقش در تيم ملي، ميشد به تصوير كشيد اما اين مسئله به وقوع پيوست تا همگان به استقبال جنگ پنهاني ديگري در اين باشگاه بروند.
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، پس از انتخاب علی دایی به عنوان سرمربي تيم ملي، او كه به خوبي آگاهي داشت نمیتواند همزمان هدایت تیم ملی و سایپا را در اختیار داشته باشد، در پی راهی بود تا همچنان در تیم سایپا ذي نفوذ باشد، انتصاب او به عنوان نايبرئيس هیات مدیره بهترین راهکار بود تا حتي در صورت از دست دادن تیم ملی بتواند هنوز جایگاه مستحکمی در این باشگاه داشته باشد و در صورت تمايل مجدداً سر تمرين نارنجيپوشان بازگردد.
سایپا با حضور دايي در فصل نقل و انتقالات برخلاف فصل گذشته كه يارانش از دست رفته بود، توانست بازيكنان توانمند و ارزشمندي همچون ابراهيم میرزاپور، حسين کعبی، جلال حسینی، آقایی، محمد پروین، ميرزاپور، صادقي را جذب يا براي اين فصل حفظ كند. مسئله اي كه شائبه استفاده دايي از قدرت سرمربيگري تيم ملي را براي حفظ اين اشخاص به وجود آورد اما بر هيچكس پوشيده نبود كه برخي از اين بازيكنان بدون شنيدن ضرب آهنگ صداي دايي، آب هم نمينوشند.
بعد از آن نوبت به انتخاب سرمربي تيم ملي بود كه طبيعي به نظر ميرسيد، دايي در پي آن باشد تا سايه سنگينش بر روي نيمكت اين باشگاه باشد اما با انتخاب ليت بارسي، در عين مخالفت دايي، مشخص شد، اين باشگاه جايي نيست كه او حرف اول و آخر را بزند و برخي تصميمات كليدي برخلاف ميلش رقم خواهد خورد. پير ليتبارسكي به سايپا آمد تا در فصلي كه اين تيم روزهاي دشواري را در پيش داشت، دشواريهاي بيرون زمين را نيز تجربه كند.
در كنار ورود ليتبارسكي به سايپا كه با كنار گذاشتن مربيان دايي از روي نيمكت همراه شد، بحث تغيير توليدكننده پوشاك سايپا و گرفتن اين امتياز از دايي نيز از ديگر مواردي بود كه با وجود آنكه به زعم برخي رسانهها به خاطر اختلافات موجود بين دو طرف بود، با رد يكي از مسوولان روبرو شد و اين مسئله عطف به قانون تجارت داده شد: «طبق قانون تجارت اعضاي هياتمديره شركتها نميتوانند دخل و تصرفي در فروش محصولات به همان شركت داشته باشند و حال كه سايپا يك شركت تجاري شده و علي دايي عضو هياتمديره است استفاده از لباسهاي توليدي او غيرقانوني بود و به همين خاطر از لباسهاي توليدي نهنگي استفاده كرديم.» البته در اين ميان، چنين پرسشي مطرح شد كه چرا در همان بدو انتصاب دايي به عنوان عضو هياتمديره، اين رويكرد در پيش گرفته نشد كه بيپاسخ ماند.
در اين شرايط با عدم نتيجهگيري تيم سايپا كه از چيدمان فني قابل قبولي در زمين برخوردار بود، خطاهاي فردي بيش از هر زمان زير ذرهبين مربي آلماني نارنجيپوشان قرار گرفت و براي او مسلم شد كه خطاهاي فردي متعدد برخي بازيكنان، تعامداً صورت ميپذيرد، چرا كه يك بازيكن حرفهاي به اين تعداد اشتباهات فاحش در مستطيل سبز انجام نميدهد.
اشتباهاتي كه در برخي موارد در نتايج ديدارهاي سايپا نيز موثر واقع شد و دايره منتقدين مرد نامقبول دايي را وسعت بخشيد. او قصد برخورد با اين بازيكنان را داشت اما برخي موانع باعث شد پير نتواند در اين زمينه كاري از پيش ببرد و نهايتاً با كارنامه اي در دست چپ ورزشگاه انقلاب كرج را ترك كرد تا مربيان به مرخصي رفته ساپيا يا دستياران دايي مجدد عنان كار را در دست بگيرند اما اين مسئله باعث نشد كه شرايط سايپا بهبود يابد و اين تيم سقوط آزاد خود را ادامه داد تا حكم سرمربيگري دائم انتظار شخصي به جز حاضرين روي نيمكت اين باشگاه را بكشد.
در كنار اين مسائل درگيري و جنجال رسانهاي دايي و مايليكهن نيز پا برجا بود و دايي به جز تيم ملي و سايپا، يك دلمشغولي ديگر نيز از جنس فوتبال داشت كه محكوم كردن مربي سابقش در دادگاهي بود كه راي بدوي آن به سود متشاكي رقم خورده بود. او در اين ميدان نيز همچون سايپا موفق ظاهر شد اما عليالظاهر افكار عمومي چندان از حركت دايي براي به اثبات رساند حقانيتش برابر مايليكهن استقبال نكرد.
در موقعيت زماني كه هنوز دغدغه سايپا براي دايي پابرجا بود و در هنگامه اي كه هنوز جوهر رسيد دريافت حكم قاضي كه مبني بر محكوميت سرمربي اسبق تيم ملي، خشك نشده بود، بحث بر سر جايگزين ليتبارسكي از شخصي همچون ناصر حجازي گذشت و به چهار گزينه جدي رسيد كه اتفاقاً يكي از اين گزينه ها، مرد هميشه منتقد علي دايي نايب رئيس هيات مديره بود.
مردي كه كولهباري از سوابق را در اختيار داشت و دايي را قلدر خوانده بود، در ميان سه كانديداي ديگر سرمربيگري سايپا يعني ذوالفقارنسب، استيلي و فرهاد كاظمي با دستور مجمع عمومي باشگاه يا در برداشتي شفافتر به احتمال فراوان مهرداد بذرپاش، حكم سرمربيگري را دريافت كرد تا سختترين تقابل اعضاء هيات مديره رقم بخورد.
در اين چهارچوب، بنابر اخبار واصله دايي با انتخاب مايليكهن مخالف كرده و ذوالفقارنسب را به عنوان انتخاب اول و استيلي را به عنوان گزينه دوم معرفي ميكند كه حسين رضازاده عضو ديگر هياتمديره نيز موضعي مشابه همشهرياش ميگيرد اما به نظر ميرسيد اين بار نيز قرار بود تصميمي صد در صد مخالف نايب رئيس هيات مديره مصوب و اجرا شود و بر همين مبنا در هنگامي كه دايي به حج مشرف شد و رضازاده نيز در مسابقات وزنهبرداري جوانان و نوجوانان آسيا، شاگردانش را هدايت ميكرد، هيات مديره تصميمش را عملي كرد و به استقبال تصميمي خلاف نظر غايبين رفت.
حميد سجادي مديرعامل باشگاه سايپا كه در مقطعي به عنوان مربي بدنساز تيم سايپا با محمد مايليكهن به عنوان سرمربي نارنجي پوشان همكاري داشت، اين بار از اختيارات تام دوست قديمياش خبر داد تا مشخص شود، محمد مايلي كهن مي داند، به سادگي نخواهد توانست نيمكت اين تيم را حفظ كند.
قطعاً انتخابي كه براي سكانداري فوتبال سايپا صورت پذيرفت، معادلات شهريار را در اين مقطع بر هم زد و مي تواند حكومت او را در اين باشگاه برچيند، چرا كه قطعاً از اين پس شاهد روياروييهاي شديدي مايليكهن با رويه هايي خواهيم بود كه توسط دايي پايه گذاري شده است. در واقع در صورتي هدف از انتخاب مايلي كهن كه حذف بيصداي شهريار از اين تيم باشد، بهترين گزينه انتخاب شده است.
در اين ميان يك دو راهي براي دايي بوجود آمده است؛ او مي تواند به نشانه اعتراض استعفاء دهد و از حواشي كه دير يا زود دامانش را خواهد فشرد، بگريزد يا بماند و خود را درگير يك جنگ تماماً فرسايشي كند كه هيچكس تعهدي نداده، در مرزهاي جغرافياي باشگاه سايپا خلاصه شود.
با باقي ماندن دايي در كرسي كنونياش در سايپا، انقلاب نارنجي ياران دايي عليه مايليكهن چه با هماهنگي و چه بدون هماهنگي او، قابل پيشبينيترين وضعيتي است كه براي اين تيم مي توان در نيمفصل دوم در نظر گرفت. اما آيا برخي ياران نزديك دايي براي مايليكهن نيز همچون ليتبارسكي كمفروشي ميكنند و شرايط را به گونهاي بحراني خواهند كرد كه او خيلي زودتر از يك و نيم فصل قراردادش اين باشگاه را ترك كند، يا براي عدم رويارويي با اين مربي صريحالهجه و سريعالاجرا شمشميرها را غلاف مي كنند؟
آنچه مسلم است مايليكهن خود را براي مقابله با اين انقلاب مخملي آماده كرده و به طور حتم در صورت اجراي چنين برنامههاي براي ساقط كردن سرمربي جديد، او از اختيارات نامحدودش بهره خواهد برد و تغييرات را منحصر به تلاش براي جذب ايمان مبعلي نخواهد كرد. تغييراتي كه با توجه به خالي بودن تنها جاي يك بازيكن در ليست سايپا، مي تواند به قيمت اخراج محترمانه برخي بازيكنان و جايگزيني نفرات مطيع و بيغرض تمام شود.
بر اين اساس قطعاً پستهايي كه اشتباهات متعددي داشته باشند و تلاششان براي زمين زدن سايپا، با هدف به ناكام ساختن مايليكهن در ابتداي نيمفصل دوم و يا در بازيهاي حساس براي سرمربي به اثبات برسد، فرصت نفس كشيدن نخواهند يافت و ميبايست ساكشان را براي ترك اين باشگاه ببندند.
با اين تفاسير به نظر میرسد سایپا روزهاي پرالتهابی را پیش رو خواهد داشت و انتقال قدرت هدايت تيم فوتبال سايپا، تنها با مراسم معارفهاي كه امروز براي سرمربي جديد برگزار خواهد شد، صورت نخواهد پذيرفت.
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، پس از انتخاب علی دایی به عنوان سرمربي تيم ملي، او كه به خوبي آگاهي داشت نمیتواند همزمان هدایت تیم ملی و سایپا را در اختیار داشته باشد، در پی راهی بود تا همچنان در تیم سایپا ذي نفوذ باشد، انتصاب او به عنوان نايبرئيس هیات مدیره بهترین راهکار بود تا حتي در صورت از دست دادن تیم ملی بتواند هنوز جایگاه مستحکمی در این باشگاه داشته باشد و در صورت تمايل مجدداً سر تمرين نارنجيپوشان بازگردد.
سایپا با حضور دايي در فصل نقل و انتقالات برخلاف فصل گذشته كه يارانش از دست رفته بود، توانست بازيكنان توانمند و ارزشمندي همچون ابراهيم میرزاپور، حسين کعبی، جلال حسینی، آقایی، محمد پروین، ميرزاپور، صادقي را جذب يا براي اين فصل حفظ كند. مسئله اي كه شائبه استفاده دايي از قدرت سرمربيگري تيم ملي را براي حفظ اين اشخاص به وجود آورد اما بر هيچكس پوشيده نبود كه برخي از اين بازيكنان بدون شنيدن ضرب آهنگ صداي دايي، آب هم نمينوشند.
بعد از آن نوبت به انتخاب سرمربي تيم ملي بود كه طبيعي به نظر ميرسيد، دايي در پي آن باشد تا سايه سنگينش بر روي نيمكت اين باشگاه باشد اما با انتخاب ليت بارسي، در عين مخالفت دايي، مشخص شد، اين باشگاه جايي نيست كه او حرف اول و آخر را بزند و برخي تصميمات كليدي برخلاف ميلش رقم خواهد خورد. پير ليتبارسكي به سايپا آمد تا در فصلي كه اين تيم روزهاي دشواري را در پيش داشت، دشواريهاي بيرون زمين را نيز تجربه كند.
در كنار ورود ليتبارسكي به سايپا كه با كنار گذاشتن مربيان دايي از روي نيمكت همراه شد، بحث تغيير توليدكننده پوشاك سايپا و گرفتن اين امتياز از دايي نيز از ديگر مواردي بود كه با وجود آنكه به زعم برخي رسانهها به خاطر اختلافات موجود بين دو طرف بود، با رد يكي از مسوولان روبرو شد و اين مسئله عطف به قانون تجارت داده شد: «طبق قانون تجارت اعضاي هياتمديره شركتها نميتوانند دخل و تصرفي در فروش محصولات به همان شركت داشته باشند و حال كه سايپا يك شركت تجاري شده و علي دايي عضو هياتمديره است استفاده از لباسهاي توليدي او غيرقانوني بود و به همين خاطر از لباسهاي توليدي نهنگي استفاده كرديم.» البته در اين ميان، چنين پرسشي مطرح شد كه چرا در همان بدو انتصاب دايي به عنوان عضو هياتمديره، اين رويكرد در پيش گرفته نشد كه بيپاسخ ماند.
در اين شرايط با عدم نتيجهگيري تيم سايپا كه از چيدمان فني قابل قبولي در زمين برخوردار بود، خطاهاي فردي بيش از هر زمان زير ذرهبين مربي آلماني نارنجيپوشان قرار گرفت و براي او مسلم شد كه خطاهاي فردي متعدد برخي بازيكنان، تعامداً صورت ميپذيرد، چرا كه يك بازيكن حرفهاي به اين تعداد اشتباهات فاحش در مستطيل سبز انجام نميدهد.
اشتباهاتي كه در برخي موارد در نتايج ديدارهاي سايپا نيز موثر واقع شد و دايره منتقدين مرد نامقبول دايي را وسعت بخشيد. او قصد برخورد با اين بازيكنان را داشت اما برخي موانع باعث شد پير نتواند در اين زمينه كاري از پيش ببرد و نهايتاً با كارنامه اي در دست چپ ورزشگاه انقلاب كرج را ترك كرد تا مربيان به مرخصي رفته ساپيا يا دستياران دايي مجدد عنان كار را در دست بگيرند اما اين مسئله باعث نشد كه شرايط سايپا بهبود يابد و اين تيم سقوط آزاد خود را ادامه داد تا حكم سرمربيگري دائم انتظار شخصي به جز حاضرين روي نيمكت اين باشگاه را بكشد.
در موقعيت زماني كه هنوز دغدغه سايپا براي دايي پابرجا بود و در هنگامه اي كه هنوز جوهر رسيد دريافت حكم قاضي كه مبني بر محكوميت سرمربي اسبق تيم ملي، خشك نشده بود، بحث بر سر جايگزين ليتبارسكي از شخصي همچون ناصر حجازي گذشت و به چهار گزينه جدي رسيد كه اتفاقاً يكي از اين گزينه ها، مرد هميشه منتقد علي دايي نايب رئيس هيات مديره بود.
مردي كه كولهباري از سوابق را در اختيار داشت و دايي را قلدر خوانده بود، در ميان سه كانديداي ديگر سرمربيگري سايپا يعني ذوالفقارنسب، استيلي و فرهاد كاظمي با دستور مجمع عمومي باشگاه يا در برداشتي شفافتر به احتمال فراوان مهرداد بذرپاش، حكم سرمربيگري را دريافت كرد تا سختترين تقابل اعضاء هيات مديره رقم بخورد.
در اين چهارچوب، بنابر اخبار واصله دايي با انتخاب مايليكهن مخالف كرده و ذوالفقارنسب را به عنوان انتخاب اول و استيلي را به عنوان گزينه دوم معرفي ميكند كه حسين رضازاده عضو ديگر هياتمديره نيز موضعي مشابه همشهرياش ميگيرد اما به نظر ميرسيد اين بار نيز قرار بود تصميمي صد در صد مخالف نايب رئيس هيات مديره مصوب و اجرا شود و بر همين مبنا در هنگامي كه دايي به حج مشرف شد و رضازاده نيز در مسابقات وزنهبرداري جوانان و نوجوانان آسيا، شاگردانش را هدايت ميكرد، هيات مديره تصميمش را عملي كرد و به استقبال تصميمي خلاف نظر غايبين رفت.
حميد سجادي مديرعامل باشگاه سايپا كه در مقطعي به عنوان مربي بدنساز تيم سايپا با محمد مايليكهن به عنوان سرمربي نارنجي پوشان همكاري داشت، اين بار از اختيارات تام دوست قديمياش خبر داد تا مشخص شود، محمد مايلي كهن مي داند، به سادگي نخواهد توانست نيمكت اين تيم را حفظ كند.
قطعاً انتخابي كه براي سكانداري فوتبال سايپا صورت پذيرفت، معادلات شهريار را در اين مقطع بر هم زد و مي تواند حكومت او را در اين باشگاه برچيند، چرا كه قطعاً از اين پس شاهد روياروييهاي شديدي مايليكهن با رويه هايي خواهيم بود كه توسط دايي پايه گذاري شده است. در واقع در صورتي هدف از انتخاب مايلي كهن كه حذف بيصداي شهريار از اين تيم باشد، بهترين گزينه انتخاب شده است.
در اين ميان يك دو راهي براي دايي بوجود آمده است؛ او مي تواند به نشانه اعتراض استعفاء دهد و از حواشي كه دير يا زود دامانش را خواهد فشرد، بگريزد يا بماند و خود را درگير يك جنگ تماماً فرسايشي كند كه هيچكس تعهدي نداده، در مرزهاي جغرافياي باشگاه سايپا خلاصه شود.
با باقي ماندن دايي در كرسي كنونياش در سايپا، انقلاب نارنجي ياران دايي عليه مايليكهن چه با هماهنگي و چه بدون هماهنگي او، قابل پيشبينيترين وضعيتي است كه براي اين تيم مي توان در نيمفصل دوم در نظر گرفت. اما آيا برخي ياران نزديك دايي براي مايليكهن نيز همچون ليتبارسكي كمفروشي ميكنند و شرايط را به گونهاي بحراني خواهند كرد كه او خيلي زودتر از يك و نيم فصل قراردادش اين باشگاه را ترك كند، يا براي عدم رويارويي با اين مربي صريحالهجه و سريعالاجرا شمشميرها را غلاف مي كنند؟
آنچه مسلم است مايليكهن خود را براي مقابله با اين انقلاب مخملي آماده كرده و به طور حتم در صورت اجراي چنين برنامههاي براي ساقط كردن سرمربي جديد، او از اختيارات نامحدودش بهره خواهد برد و تغييرات را منحصر به تلاش براي جذب ايمان مبعلي نخواهد كرد. تغييراتي كه با توجه به خالي بودن تنها جاي يك بازيكن در ليست سايپا، مي تواند به قيمت اخراج محترمانه برخي بازيكنان و جايگزيني نفرات مطيع و بيغرض تمام شود.
بر اين اساس قطعاً پستهايي كه اشتباهات متعددي داشته باشند و تلاششان براي زمين زدن سايپا، با هدف به ناكام ساختن مايليكهن در ابتداي نيمفصل دوم و يا در بازيهاي حساس براي سرمربي به اثبات برسد، فرصت نفس كشيدن نخواهند يافت و ميبايست ساكشان را براي ترك اين باشگاه ببندند.
با اين تفاسير به نظر میرسد سایپا روزهاي پرالتهابی را پیش رو خواهد داشت و انتقال قدرت هدايت تيم فوتبال سايپا، تنها با مراسم معارفهاي كه امروز براي سرمربي جديد برگزار خواهد شد، صورت نخواهد پذيرفت.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مایلی کهن یکی از افتخارات مربی گری ایران است ... کسی مثل علی دایی زیر دست او رشد کرده ...
متاسفانه وقتی این غول پوشالی و مافیایی فوتبال می شکند که در ورطه ملی ، تیم اول کشور را فدا کرده باشیم تا آن روز سایپا و سرمربی دلسوخته آن نیز باید بسوزند !
انتخاب اقاي مايلي كهن را شايسته مدانم با توجهي كه علي دايي را دوست دارم وهميشه براي پيروز شدنش در ميادين ورزشي احساس خوشحالي مي كنم ولي هرگز بابت مسئله اي كه با اقاي مايلي درگير شداز او بسيار ناراحت هستم زيرا هم اقاي مايلي كهن مربي وانسان بزرگي است وهم از كسي مثل اقاي دايي كه سرمربي تيم ملي است بسيار بعيد بود كه اينهمه مسئله را كشدار كردهاست
بنظر من هم انتخاب مایلی کهن اشتباه بزرگی بود، چون این مربی در لیگ کارنامه خوبی از خودش ارائه نداده و قطعا سایپا را با مشکلات بیشتر رو در رو میکند ، از یک طرف هم علی دایی می تواند با بی اعتنایی به این کار هیئت مدیره سایپا و استعفای خودش از سایپا بهترین پاسخ را به هیئت مدیره سایپا بدهد ، چراکه این را مایلی کهن هم میداند که سایپا با دایی به اوج رسید و با مایلی کهن سراشیب سقوط را طی خواهد کرد
خوب چشم دایی رو دور دیدن! تعطیلات نیم فصل بهترین زمان برای تمرین تیم ملی بود ولی آقای دایی باز هم رفتن حج. به خدا حج یه بارش واجب هست. الان تیم ملی واجب تر بود یا حج مستحب؟!
تفسیر روشن و شفافی بود. ممنون
این انتصاب بیشتر جنبه سیاسی دارد. به احتمال زیاد تیم سایپا در نیم فصل دوم با عدم موفقیت و شکستهای زیادی روبرو خواهد شد زیرا وقتی سیاست وارد تیم شد موفقیت دیگر جائی ندارد .از طرف دیگر آقای مایلی کهن فردی عصبی و نامتعادل هستند در مسیر کارشان حاشیه های زیادی را به همراه خواهند آورد . متاسفم که آرامش آقای دائی سرمربی تیم ملی را بر هم میزند.
بنظر میرسد کودتایی علیه شهریار اتفاق افتاده است،خدا به سایپا رحم کند.باتوجه به صحبتهای سجادی!!!واقعا که عجب مدیریت بی حساب وکتابی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اتفاقا بدم نیست که ببینیم بازم مسائل زمان لیت بارسکی تکرار می شه!!!
بلاخره این باند بازی از فوتبال ایران باید جمع بشه.
با سلام از آقای دایی عاجزانه تقاضا مندیم با استعفای خود از هیات مدیره راه را برای پیشرفت تیم هموارنماید تا این تیم بتواند بدون هرگونه حواشی همچون گذشته مقتدرانه درلیگ شرکت کند هم اینکه آقای دایی وقت بیشتری رابرای تیم ملی صرف کند .ممنون از ایشان
به نظرمن انتخاب درست وبجایی بود
دید مثبت به قضیه: حاج علی دایی پس از برگشت به دلیل بار معنوی سفری که داشته و حالات معنوی و انقلاب درونی و ... دست یاری به سوی مایلی کهن دراز می کند.
تیتر صحیح تر:کودتای یاران مایلی کهن علیه دایی در غیاب شهریار
مايلي كهن مرد روز هاي سخت است برايش آرزوي موفقيت ميكنم
من نمی دونم مگر تیم سایپا تجربه خوبی از سرمربی گری مایلی کهن در تیمش در ساهای گذشته دارد یادم هست که سایپا را در ته جدول نگه داشته بود و خوبه حالا متوجه شدم آقای سجادی نیز مربی بدنساز همان تیم بوده.من 100 درصد مطمئنم سایپا با مربی چالشی و جنجالی ره به جایی نخواهد برد و تا آخر فصل باید فکر مربی دیگری باشد.
من نمی دونم مگر تیم سایپا تجربه خوبی از سرمربی گری مایلی کهن در تیمش در ساهای گذشته دارد یادم هست که سایپا را در ته جدول نگه داشته بود و خوبه حالا متوجه شدم آقای سجادی نیز مربی بدنساز همان تیم بوده.من 100 درصد مطمئنم سایپا با مربی چالشی و جنجالی ره به جایی نخواهد برد و تا آخر فصل باید فکر مربی دیگری باشد.
حاجي مايلي كارشو خوب بلده و مسلماً كل تيمش را فداي تعدادي بازيكن كه قصد تخريب داشته باشند نمي كند و با بازيكنان خاطي برخورد خواهد كرد.
با سلام
واقعا تا كي باشگاه سايپا و آقايان سجادي و دايي ميخواهند با خودخواهي و تسويه حسابهاي شخصي بيت المال را با آوردن چند مربي در يك فصل هدر دهند.
جاي تاسف دارد!!!
ضربه نهایی برای حذف سایپا از لیگ برتر با ورود مربی جنجال افرین وارد امد .خداحافظ سایپا.
مگه دايي كيه كه كسي نتونه حريفش بشه؟
همه جا شده سياست ورزش ،زندگي ،مايلي كهن همه چيز ،بابا ول كنيد بگذاريد مردم زندگيشون رو بكنند
هیچ اتفاقی نمی افته ، دائی کاملا در جریانه و در برگشت با مایلی آشتی میکنه و زندگی شیرین میشود
به نظر من آنقدر که اجراي اين طرح براي حذف دايي بوده است براي انتخاب سرمربي نبود . با اين تير دو نشان را زدند يکي زمينه را براي فردي که براي مديرعامل باشگاه سايپا ممکن است دردسر ساز شود حذف کردند و سرمربي و دوست قديم خود را نيز انتخاب کردند . ( سخت نگيريد سياست است )
آقای مایلی کهن متخصص سقوط دادن تیمها از لیگ برتر به دسته اول است مثل پیکان و فولاد , احتمالا سال بعد سایپا هم باید در دسته یک بازی کند.
ضمن عرض سلام انتخاب به جا و شایسته جناب اقای مایلی کهن را تبریک گفته و برای ایشان وتیم سایپا ارزوی موفقیت میکنم. بدون شک بهترین مربی بعد از انقلاب کسی جز مایلی کهن نبوده فقط از ایشان خواهشمندم دنبال حاشیه نباشند .با تشکر صادقی از ازادشهر
سلام.حالا شما واسه چی اینهمه خوشحالین.خیلی دوست دارین دایی یه طوری ضربه بخوره .فکر نکنم شما بفکر مایلی کهن باشین . بهرحال این دو نفر هر دو دل شیر دارن و دو تا شیر در یک حریم همدیگه رو تحمل نمیکنن.شما هم سعی کنین با احتیاط وارد حریمشون بشین. اگر انصاف دارین این متنو چاپ کنین .متشکرم
چیدمان قابل قبول لیت بارسکی؟؟؟؟
یعنب سید جلال حسینی هافبک بازی کنه و شریفی نسب دفاع آخر چیدمان درسته؟
با این چیدمان قابل قبول جلو ازبکها آبکش شدیم و آبروی فوتبالمون رفت
خيلي خوشحالم كه مايلي كهن به فوتبال ليگ برگشت ، با وجودي كه از لحاظ فكري و تيم مورد علاقه با ايشون كاملا مخالفم اما بايد بگم مطمئنا با اين انتخاب روزهاي خوبي در انتظار سايپا و بازيهاي جذابي در انتظار تماشاگران فوتبال خواهد بود.
وقتی یک دومیدانی کار برای فوتبال تصمیم بگیره از این بهتر نخواهد شد مایلی کهن در کدام باشگاه دراین چند ساله موفق بوده که حالا برای سرمربیگری سایپا انتخاب شده؟ سجادی چون خودش جرات مقابله با دائی را ندارد مایلی کهن را جلو انداخته تا دائی استعفا بدهد
سجادي نمي تونه در مقابل دايي عرض اندام كنه؟ دايي اينقدر بزرگ هست كه كه اين مسائل را ناچيز جلوه بده همانطوري كه در انتخاب ليت بارسكي سكوت كرده بود و بعد افشاء . حال بايد منتظر سوتي هاي مايلي كهن و سجادي باشيم. اما حيف كه اين تيم خوب و منسجم به حاشيه كشانده شده است. اين ها نشان دهنده بي تجربگي مديريت باشگاه است وگرنه لزومي نداشت دايي و رضازاده در هيات مديره باشند و از طرفي سجادي دنبال نشان دادن مديريت ناب خود باشد. مديريت غيرفوتبالي نتيجه اش همين است. البته آقاي سجادي به دنبال جبران اشتباهات خودش هست .
ناگفته نماند كه مايلي كهن مربي خوبي است ولي شرط مربگيري و نتجه گرايي در يك تيم اطمينان اعضاي تيم به يگديگر هست و لاغير.
طرفداران حواشی در فوتبال ایران بیش از خود فوتبال است وما اساساحواشی را بیشتر دوست داریم
خیلی ممنون.دستتون درد نکنه.تحلیل بسیار خوبی بود.
منتظر مي مانيم نا با بازگشت شهريار از سفر معنوي حج شاهد كله پا شدن جناب مايلي كهن باشيم
واقعاً به مديريت آقاي سجادي احسنت بايدگفت چون همه مديرها تلاش ميكنند تيمشان جو آرامي داشته باشه ولي ايشون براي بار دوم درغياب علي دايي و رضازاده كاري كرد كه ضربه نهايي اش به تيم سايپا خواهد خورد چون سجادي حريف دايي نميتونه بشه
اصلا فوتبال ما مریض است بابا چرا همه را به جان هم می اندازید با انتخابهای نادرست
این اتفاق در غیاب علی دایی که در حج به سر میبرد افتاده حالا باید دید عکس العمل دایی چیست!!!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.