خبر خوب برای داوطلبان ورود به دوره «Ph.D»؛
ریشهیابی نمرات پایین و «-۰-» متقاضیان ورود به دکترا
در شرایطی که مصاحبه آزمون دکترا، همزمان با اظهارنظر مسئولان دانشگاه تهران مبنی بر اینکه «معرفی شدگان برای مصاحبه، کیفیت علمی لازم را نداشتهاند و کنکور باید ارتقا یافته و تخصصیتر شود» متحول شده و میرود که دارای معیار و ملاک شود، سری به ملاکهای دانشگاه تهران زدیم تا میزان تخصصی بودنشان را دریابیم و شگفت آن که به هیچ وجه نتوانستیم با این ملاکها به نمره صفر برای یک داوطلب برسیم!

به گزارش «تابناک»، در شرایطی که اعتراضات گسترده داوطلبان ورود به مقطع دکترای دانشگاه های سراسری در سال جاری، نهایتا به تغییر وزن مصاحبه و برابری آن با وزن آزمون کتبی در آزمون سال آتی منجر شد، اکنون چند روزی است که رئیس سازمان سنجش آموزش کشور در گفتوگو با خبرگزاریهای مختلف، از درخواست اکثریتیِ داوطلبان این مقطع برای کاسته شدن سهم مصاحبه در پذیرششان سخن گفته و در ادامه با تاکید بر ضرورت شفاف سازی مصاحبه، از بررسی، تعیین و نهایتا ابلاغ ملاکهای مصاحبه به دانشگاهها در هفته پیش رو خبر میدهد.
خبر خوش سازمان سنجش برای ابهامزدایی از پذیرش سال بعد
دکتر ابراهیم خدایی در تشریح ماجرا به مهر میگوید: در آزمون دکترای سال ۹۱ یک نظرسنجی از ۱۳۰ هزار داوطلب کنکور دکترا انجام دادیم که ۵۸ درصد بر این باور بودند که وزن مصاحبه در پذیرش دکترا، باید کمتر از ۵۰ درصد باشد و ۲۳ درصد میگفتند که مصاحبه نباید در پذیرش دخیل باشد (روی هم رفته ۸۱ درصد مخالف با شیوه سال ۹۱)؛ در این میان تنها ۵ درصد افرادی که در نظرسنجی شرکت کردند، موافق بودند که وزن مصاحبه باید بیش از ۷۵ درصد در پذیرش دکترا مؤثر باشد و بقیه با تأثیر ۵۰ تا ۷۵ درصدی موافق بودند.
وی در ادامه با تأکید بر شفاف بودن مصاحبه میافزاید: باید ملاکهای مصاحبه در دکترا روشن باشد تا داوطلب بداند، در صورتی که در مصاحبه شرکت میکند، با چه مواردی روبهرو میشود و خلاقیت یا اطلاعات کلی وی ارزیابی میشود؛ هر زمان که داوطلب احساس اغنایی در روند پذیرش داشته باشد و با یک فرآیند روشن و شفاف روبهرو باشد، میتواند حتی در صورت پذیرفته نشدن هم آن را به آسانی بپذیرد. به این دلیل هفته آینده ملاکهای مصاحبه در آزمون دکترا را بررسی کرده و پس از نهایی شدن به دانشگاهها ابلاغ خواهیم کرد تا بر پایه آن رفتار شود.
تعیین ملاکها، حکم نوعی استانداردسازی را دارد که میتواند هم منویات سیستم آموزشی را در بر بگیرد و هم داوطلبان را از معرض قرار گرفتن در برابر سلیقه افراد در امان بدار؛ خبر خوبی که برای داوطلبان ورود به دوره دکترا در سالهای بعد، شفاف سازی را در پی خواهد آورد، چراکه سخن گفتن از لزوم شفافیت در مراحل گزینش داوطلبان، بیگمان از ابهاماتی سرچشمه گرفته که نحوه گزینش برخی دانشگاهها و نمرات عجیب و غریب فرستاده شده به سازمان سنجش پدیدار شد؛ نمراتی بسیار پایین و گاه «-۰-» که نه تنها توانست مانع قبولی برخی از دانشجویان ممتاز در آزمون کتبی شود، بلکه شگفتی مسئولان سازمان سنجش و حتی وزیر علوم را نیز رقم زد!
بدین ترتیب، رخدادهایی رقم خورد که پر نشدن ظرفیت دانشگاه، شاید کم اهمیتترین آنها باشد، چراکه مدیران دانشگاه تهران، پذیرای یک دهم دانشجویان دوره دکترا در هر سال، بر این باورند که این نمرات بسیار درست بوده و کیفیت علمی پایین داوطلبان آن را پدید آورده و ایشان سهمی در پایین بودن نمرات نداشتهاند؛ به عبارتی بهتر، برگزیدگان کنکور سراسری دکترا به زعم مدیران این دانشگاه، افرادی ضعیف هستند که به دلیل آزمون بدون کیفیت سازمان سنجش ممتاز شدهاند و از دید مجموعه حاکم بر دانشگاه تهران، اینقدر سطح نازلی دارند که جذب دانشجویانِ آزمون نداده بورسیه به جای ایشان توجیه دارد.
چرا خواسته ۸۱ درصدی متقاضیان با تأیید مدیران دانشگاه تهران روبهرو نشد؟
اینجاست که تغییراتی در نحوه پذیرش سال آینده در نظر گرفته میشود، ولی گویا امثال دانشگاه تهران از این تغییرات خرسند نبوده و حتی خواستار معافیت از شمول آن شدهاند؛ اما چرا به اینجا رسیدهایم که ۸۱ درصد داوطلبان مقطع دکترا خواستار کاهش وزن مصاحبه هستند، حال آن که مدیران نخستین دانشگاه کشورمان از این تصمیم استقبال نمیکنند؟!
برای پاسخ به این پرسش، به سراغ پیشنهادهای دریافتی به خبر «دانشگاه تهران: ظرفیت دکترا را جور دیگری پر کردیم!» و آرای ثبت شده برای دیدگاههای گوناگون رفتیم؛ جایی که برخی همراستا با 81 درصد ذکر شده، اتفاقات رخ داده در گزینش دکترای گذشته را عین بی عدالتی دانسته بودند؛ اما در مقابل، برخی به دانشگاه تهران حق میدادند که به دنبال انتخاب دانشجویان مورد نظر خودش با تکیه بر مصاحبه بوده و راهی را برود که بسیاری از دانشگاه های معتبر جهان میروند؛ برگزیدن دانشجوی دکترا با مصاحبه و بدون وجود آزمون کتبی و کنکور که شاید ملاک خوبی برای سنجش داوطلبان دکترا نباشد.
یکی از داوطلبان ممتاز کنکور سال گذشته که در مصاحبه دانشگاه تهران پذیرفته نشده، در این باره میوید: من کارشناسی ارشدم را از دانشکده فنی دانشگاه تهران گرفتم و بعد در کنکور ارشد حقوق شرکت کردم و از دانشکده حقوق تهران دوباره کارشناسی ارشد گرفتم. امسال در کنکور دکترای حقوق رتبه سوم بودم و بهترین رتبهای بودم که به مصاحبه دانشگاه تهران رفتم و البته رد شدم! با وجود این، در مصاحبه دانشگاه شهید بهشتی نفر دوم شدم و هماکنون در دوره دکترای حقوق این دانشگاه مشغول به تحصیل هستم.

وی با یادآوری آزمونهای دانشگاه کشورمان پیش از سراسری شدن کنکور دکترا میگوید: در شرایطی که دانشگاههای بسیاری از نقاط جهان با تکیه بر ارزیابی سوابق متقاضیان و گاه پس از یک مرحله مصاحبه با ایشان نسبت به انتخاب دانشجویان دکترا تصمیم میگیرند، دانشگاههای ایران پیش از برقرار شدن کنکور سراسری دکترا هم بدون آزمون کسی را برای راه یافتن به مرحله مصاحبه برنمیگزیدند؛ اما سخن اینجاست که مصاحبه باید مبتنی بر اصول و استانداردهایی باشد؛ شخصا دیدهام که دو روز تعیین شده برای مصاحبه در برخی گروههای دانشگاه تهران، تبدیل به یک روز شد و دانشجویان تا دیروقت منتظر شدند و با خستگی در مصاحبه شرکت کردند تا یک وقت استادی مجبور نشود برای روز دوم تشریف بیاورد. ارزیابی سوابق هم به یکی دو نفر سپرده شد.
آیا این مصاحبه است یا زمانی که ارزیابی توسط تمام اعضای گروه و یا دست کم یک تیم مثلا هفت نفره از اساتید و با رأیگیری و شور آنها (به مانند دانشگاههای مطرح جهان) انجام شود؟
علوم انسانی و فنی را به یک چوب میرانیم
کاشانی در ادامه میگوید: یکی از موارد مهم در مصاحبههای علمی در سطح جهان، توجه به نکاتی است که انگار ما به کل فراموش کردهایم؛ مثلا مصاحبه را در هیچ جا مبتنی بر حافظه فرد دایر نمیکنند، چراکه خطای این امر زیاد است؛ یعنی استانداردهایی در نظر میگیرند که نتیجه رقم خورده در آن در فواصل مکانی و زمانی تا اندازه بسیاری مشابه باشد، نه اینکه امثال من را در یک دانشگاه رد کنند، ولی در یک دانشگاه دیگر به عنوان نفر دوم پذیرفته شوم! برونداد روشهای ارزیابی استاندارد، انحراف قابل قبولی خواهد داد.
وی میافزاید: نکته مهم دیگری که در کشورمان از یادها رفته، تصمیمگیری درباره حوزههای گوناگون به شیوه واحد است؛ مثلا ـ به عنوان کسی که هم در دانشکده فنی و هم دانشکده حقوق تحصیل کرده میگویم ـ مسائل فنی و تجربی عینی هستند، ولی در حوزه علوم انسانی مسائل ذهنی است. فیزیک در همه دنیا یکی است، ولی در علوم انسانی هر کس یک نظر دارد و خیلی اوقات آزمایشگاهی برای سنجش درستی نظریهها نیست؛ یعنی در مهندسی و ریاضی نمیتوان به زور دکترا گرفت، چون باید پژوهش به نتیجه برسد، ولی در علوم انسانی هر کسی میتواند با داشتن رابطه با اساتید دکتر شود. البته بخشی از این مشکل، ناشی از جدی نگرفته شدن علوم انسانی در دانشگاههای ماست و بخشی دیگر هم ناشی از همین مرزبندی علوم انسانی است که بر خلاف رشتههای فنی، حتی ترکیب دولتهای گوناگون در ترکیب بورسهای دکترای علوم انسانی اثر میگذارد!
بدین ترتیب، مجموعه دیدگاههای بیان شده به اینجا میرسد که گویا هماکنون گریزی از برگزاری آزمون سراسری برای متقاضیان دکترا نخواهیم داشت؛ اما از آن مهمتر، ارزیابیها و مصاحبههایی شفاف است که نتیجه نهایی این آزمون را رقم میزند؛ موضوعی که جای خالی آن در انتخاب اساتید و مدیران دانشگاههایمان هم دیده میشود و چه بسا ریشه اصلی مشکلات کنکور دکترا را در آن باید جست.
چگونه میتوان در مصاحبه و ارزیابی «صفر» گرفت؟
ماجرای اعتراض برخی داوطلبان کنکور دکترای امسال به نتایج، فارغ از همه دفاعیاتی که دو طرف برای محق بودن خود مطرح میکنند، از این روی باورناپذیر و حتی مشکوک است که نمره صفر (از صد نمره) در مقابل نام برخی از داوطلبان معرفی شده به دانشگاهها درج و در مکاتبات رسمی به سازمان سنجش تسلیم شده است؛ هرچند نام دانشگاهی که این کار را انجام داده، گفته نشده، ولی شواهد و قرائن انگشتشان را به سمت دانشگاه تهران نشانه رفتهاند. اینجاست که فارغ از درستی سنجش ماجرا، ملاکهای این دانشگاه در مصاحبه را ارزیابی کردیم.
بر پایه دستورالعمل دانشگاه تهران در خصوص نحوه گزینش دانشجوی دکترا (اینجا)، مصاحبه این دانشگاه در دو مرحله (ارزیابی تخصصی عمومی و ارزیابی سوابق و مدارک) هر کدام با بارم بندی پنجاه نمره (معادل نمره آزمون کتبی) طراحی شده است.
مرحله نخست، خود به دو مرحله ارزیابی تخصصی و عمومی بخش شده و در رویکری ناباورانه، هیچ بارمبندی خاصی برای آنها به چشم نمیخورد! البته این ماجرا زمانی عجیبتر میشود که در ارزیابی تخصصی، برای برخی پردیسهای وابسته میانگین نمرات چند درس دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد ایشان، ملاک سنجش تخصص شناخته شده، حال آن که دیگران باید با آزمون کتبی و ارزیابی حضوری سنجیده شوند؛ تفاوتی ماهوی که بررسی آن در این مجال نمیگنجد.
![]()
اما در ارزیابی عمومی، «انگیزه فردی، تمام وقت بودن، موضوع مورد علاقه برای رساله دکترا، تسلط به زبان و گفتار فارسی، کیفیت پایاننامه کارشناسی ارشد و...» ملاکهای مؤثر در نمره داوطلبان آمده که همگی با پرسش و پاسخهای انتزاعی تعیین تکلیف شده و تا اندازه بسیاری وابسته به سلیقه پرسگر است، چرا که «انگیزه فردی» و «موضوع مورد علاقه برای رساله» (!) به اندازهای شخصی و سلیقهای است که قابلیت ارزش داوری ندارند؛ کیفیت پایاننامه مقطع قبلی هم که پیشتر با روش نمره گذاری سنجیده شده، مگر اینکه این سطحبندی هم برای دانشگاه تهران بیاهمیت باشد؛ تسلط به زبان و گفتار فارسی هم شاید مهم باشد؛ اما قطعا حق خواهید داد که داوطلبان مقطع دکترا تفاوت چندانی در این زمینه نخواهند داشت و البته جذب دانشجویان خارجی در این دانشگاه و تسلط ایشان به فارسی هم نشاندهنده حساسیت بسیار پایین این آیتم است؛ البته این آیتمها با گذاردن چند نقطه در پایان،ملاکهای اعلام شده ادامه مییابند تا پرسش ارزیابان به گواه بسیاری از داوطلبان به مسائلی مانند پوشش رایج در خانواده و گرایشهای سیاسی هم برسد!
حالا تصور کنید که سهم این ارزیابی از ۵۰ نمره در نظر گرفته شده برای ارزیابی تخصصی و عمومی، حد وسطی مانند ۲۵ نمره و یا حتی کمینهای مانند ۱۵ نمره باشد؛ یعنی ارزشگذاری طراحان برای این آیتم، بسیار بالاتر از تألیف کتاب و حتی اختراع و اکتشاف در سطح جهانی قرار گرفته (ادامه دستورالعمل را بخوانید) و همه این ارزیابی بسته به تشخیص پرسگر رسیده و وجود نمرات صفر در مصاحبه، حکایت از این دارد که برخی داوطلبان از دید ممتحنان، نه انگیزه ادامه تحصیل مناسبی داشتهاند، نه پایان نامه مقطع قبلیشان حتی یک نمره دریافت میکرده، نه تکلم فارسی میدانستهاند و نه...!
از اینها که بگذریم، نیمی دیگر از نمرات در نظر گرفته شده برای مصاحبه را «ارزیابی سوابق و مدارک» داوطلبان در بر گرفته که فعالیتهای گذشته ایشان (مقالات داخلی و جهانی، مقالات چاپ شده تخصصی، تألیف و ترجمه کتاب، اکتشاف و اختراع و تئوریپردازی، آثار هنری و تشویق نامههای بینالمللی) را در بر گرفته و با جزییات بارمبندی شده است اما «بنا به نظر هیأت ممتحنه» به تک تک موارد آن سنجاق شده تا شایبه اعمال سلیقه در بند بند مصاحبه دکترا به چشم بخورد.
بر پایه دستورالعمل دانشگاه تهران در خصوص نحوه گزینش دانشجوی دکترا (اینجا)، مصاحبه این دانشگاه در دو مرحله (ارزیابی تخصصی عمومی و ارزیابی سوابق و مدارک) هر کدام با بارم بندی پنجاه نمره (معادل نمره آزمون کتبی) طراحی شده است.
مرحله نخست، خود به دو مرحله ارزیابی تخصصی و عمومی بخش شده و در رویکری ناباورانه، هیچ بارمبندی خاصی برای آنها به چشم نمیخورد! البته این ماجرا زمانی عجیبتر میشود که در ارزیابی تخصصی، برای برخی پردیسهای وابسته میانگین نمرات چند درس دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد ایشان، ملاک سنجش تخصص شناخته شده، حال آن که دیگران باید با آزمون کتبی و ارزیابی حضوری سنجیده شوند؛ تفاوتی ماهوی که بررسی آن در این مجال نمیگنجد.
اما در ارزیابی عمومی، «انگیزه فردی، تمام وقت بودن، موضوع مورد علاقه برای رساله دکترا، تسلط به زبان و گفتار فارسی، کیفیت پایاننامه کارشناسی ارشد و...» ملاکهای مؤثر در نمره داوطلبان آمده که همگی با پرسش و پاسخهای انتزاعی تعیین تکلیف شده و تا اندازه بسیاری وابسته به سلیقه پرسگر است، چرا که «انگیزه فردی» و «موضوع مورد علاقه برای رساله» (!) به اندازهای شخصی و سلیقهای است که قابلیت ارزش داوری ندارند؛ کیفیت پایاننامه مقطع قبلی هم که پیشتر با روش نمره گذاری سنجیده شده، مگر اینکه این سطحبندی هم برای دانشگاه تهران بیاهمیت باشد؛ تسلط به زبان و گفتار فارسی هم شاید مهم باشد؛ اما قطعا حق خواهید داد که داوطلبان مقطع دکترا تفاوت چندانی در این زمینه نخواهند داشت و البته جذب دانشجویان خارجی در این دانشگاه و تسلط ایشان به فارسی هم نشاندهنده حساسیت بسیار پایین این آیتم است؛ البته این آیتمها با گذاردن چند نقطه در پایان،ملاکهای اعلام شده ادامه مییابند تا پرسش ارزیابان به گواه بسیاری از داوطلبان به مسائلی مانند پوشش رایج در خانواده و گرایشهای سیاسی هم برسد!
حالا تصور کنید که سهم این ارزیابی از ۵۰ نمره در نظر گرفته شده برای ارزیابی تخصصی و عمومی، حد وسطی مانند ۲۵ نمره و یا حتی کمینهای مانند ۱۵ نمره باشد؛ یعنی ارزشگذاری طراحان برای این آیتم، بسیار بالاتر از تألیف کتاب و حتی اختراع و اکتشاف در سطح جهانی قرار گرفته (ادامه دستورالعمل را بخوانید) و همه این ارزیابی بسته به تشخیص پرسگر رسیده و وجود نمرات صفر در مصاحبه، حکایت از این دارد که برخی داوطلبان از دید ممتحنان، نه انگیزه ادامه تحصیل مناسبی داشتهاند، نه پایان نامه مقطع قبلیشان حتی یک نمره دریافت میکرده، نه تکلم فارسی میدانستهاند و نه...!
از اینها که بگذریم، نیمی دیگر از نمرات در نظر گرفته شده برای مصاحبه را «ارزیابی سوابق و مدارک» داوطلبان در بر گرفته که فعالیتهای گذشته ایشان (مقالات داخلی و جهانی، مقالات چاپ شده تخصصی، تألیف و ترجمه کتاب، اکتشاف و اختراع و تئوریپردازی، آثار هنری و تشویق نامههای بینالمللی) را در بر گرفته و با جزییات بارمبندی شده است اما «بنا به نظر هیأت ممتحنه» به تک تک موارد آن سنجاق شده تا شایبه اعمال سلیقه در بند بند مصاحبه دکترا به چشم بخورد.


نگاهی به بارمبندی شش ردیف در نظر گرفته شده برای ارزیابی سوابق داوطلبان از یک سو و نمرات صفر لحاظ شده برای برخی از ایشان، ثابت خواهد کرد که برخی از نفرات برتر کنکور دکترا، حتی یک مقاله در سطح داخلی هم در کارنامه نداشتهاند؛ اکنون چگونه میشود که حتی از دریافت نمره حاصل از ترازبندی معدل کارشناسی و کارشناسی ارشدشان هم برنیامدهاند، حکم پرسشی را دارد که تنها پاسخش را برخی ممتحنان میدانند!
در ادامه دستورالعمل، هیأت ممتحنه معرفی میشود که دایره مشمولیت خاصی داشته و هیأتی هفت نفره به دست میدهد؛ اینجاست که باید از داوطلبان مراجعه کرده به این دانشگاه پرسید که آیا با اینچنین هیأتی روبهرو شدهاند یا این آییننامه هم نوشته شده که بایگانی کامل باشد؟
البته این آیین نامه از یک نظر دیگر هم عجیب است و آن این که در شرایطی که سازمان سنجش، هزینه مصاحبه را بیست و پنج هزار تومان اعلام کرده بود، دانشگاه تهران هم سال گذشته و هم امسال، این مبلغ را برای متقاضیان دو برابر کرده تا ثابت کند تافتهای جدا بافته در سیستم آموزش عالی کشورمان است و هچ ملاکی غیر از خواستههای مدیرانش ندارد!
با این تفاسیر، بد نمیبینیم که از مسئولان سازمان سنجش درخواست کنیم که اگر به دنبال استانداردسازی و تعیین ملاکی به مانند دستورالعمل دانشگاه تهران هستند، اقدام نکردنشان موجهتر خواهد بود، مگر اینکه ریز جزییات را تعیین کرده و هیچ جای اعمال سلیقهای باقی نگذارند.
در پایان گفتنی است، «تابناک» آمادگی دارد، توضیحات دانشگاه تهران به ابهامات مطرح را شنیده و برای آگاهی عموم منتشر نماید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
با سلام خدمت همه دوستان و داوطلبان محترم
برای من که پزشکم واقعا دردهای شما دردهای ما هم هست.وجود سهمیه های مختلف مثل مربیان و.....باعث شده همه ناراضی باشن.اینا آدم با سواد نمیخوان.نخبه ها رو رد میکنن.فقط پول آزمون میگیرن.
من پزشکی عمومی رو از شهرستان گرفتم و شاید یه دانشگاه معمولی درس خونده باشم ولی الان در حال گرفتن تخصص هستم و میبینم برای ما که در شهرستان به اندازه 4 نفر دکتر کار میکردیم و مدرک گرفتیم از اون پزشکان دانشگاه تهران که فقط توی کتابخونه نشستن و اصلا نمیدونن که مریض به چی میگن خیلی باسوادتر و بهتر عمل میکنیم.خداییش دانشگاه آزاد هم در پزشکی آبرومونو بردن.....
تابناک گرامی
با سلام
گستردگی دیدگاه ها نشان از اهمیت موضوع آزمون دکترا دارد.
شاید از دید داوطبین گرامی دوره دکترا ورود به این مقطع حیاتی و مهم و شاید یک آرزوی بزرگ باشد، اما دستوری شدن این مقطع و شیوه برگزاری آزمون فرآیندی نامناسب و غیر علمی است که نیاز به آسیب شناسی دارد.
بنده که چندین سال است با دانشجویان ارشد و دکترا کار می کنم، روند افت شدید علمی دانشجویان و پایین بودن دانش و قدرت تحلیل آنان را به طور مشهود می بینم. حتی حاضر هستم آماری از معدل هر ساله آنها را نیز ارائه نمایم. نکته اساسی که بسیاری از داوطبین از آن غافل هستند. تعریف مقطع دکترا است که هنور مبهم و گنگ است. دانشجوی گرامی نمی داند که این مقطع در جهان برای کسانی طراحی شده است که باید قدرت تحلیل داشته باشند نه محفوظات ذهننی. دانشجویی با نمره ظاهرا بالا به مصاحبه پذیرفته می شود؛ ولی وقتی از او پرسیده می شود که یک موضوع ساده علمی را تحلیل کند به هیچ عنوان از عهده آن بر نمی آید. آیا چنین دانشجویی پس از دانش آموختگی توان انجام کار درستی که بر بنیان علمی استوار است را خواهد داشت. آیا کسی که از خلاقیت بی بهره است؛ به صرف داشتن نمره به ظاهر بالا به عنوان یک فرد قابلیت دار خواهد بود. بنده با دانشجویانی کار کرده ام که با کمال تإسف نه خلاقیت دارند و نه توان تحلیل و بینش علمی فرانگر. مدت های مدیدی وقت خود را صرف تفهیم موضوع و یاد دادن شیوه تحلیل موضوع می نمایم؛ ولی هنوز در نقطه آغازین او را می بینم. دانشجوی دکترا باید توان دست یافتن به مرزهای دانش را داشته باشد. قرار نیست دانشجوی انباری از اطلاعات گسسته باشد.
در باره مقاله نیز چندان شیوه درستی پیاده نمی شود. دانشجویان یاد گرفته اند که در مقطع ارشد در هر موضوعی مقاله سازی نمایند و یا به صورت بده و بستان نام یکدیگر را حتی بدون اجازه استاد راهنمای خود در مقاله بیاورند. آیا این امر به عنوان نشانه ای از صداقت علمی فرد خواهد بود. آیا چنین دانشجویی در آینده می تواند امین مردم و کشور باشد؟ چنین فردی که مبنای اولیه اخلاقی ار نیز بلد نیست سبب بی اخلاقی در آینده خواهد بود. شاید چنین دانشجویی نمره به ظاهر بالایی نیز داشته باشد؛ ولی خطری برای سلامت آینده کشور خواهد بود.
در ضمن تنها دانشگاه تهران نیست که پارامترهای سخت گیرانه ای دارد؛ بلکه دانشگاه معتبری دیگری نیز هستند که نه موافق شیوه آزمون دکترا هستند و اعتراض خود را بارها به این فرآیند دستوری اعلام داشتند و هم این که در مضاحبه دکترا نیز بسیار سخت گیرانه تر برخورد می کنند.
داوطلبین متإسفانه با نگاهی ایجاد شرایط برای ورود به هر قیمت به دوره دکترا به موضوع نگاه می کنند؛ ولی هر گز آثار مخرب آن را نمی بینند.
از سوی دیگر شیوه نادرست وازرت علوم در دستوری کردن برنامه آزمون دکترا و پایین آوردن سطح مقطع دکترا به حد کمتر از کارشناسی آسیب های جبران ناپذیری به کشور می زند که در آینده نه چندان دور تإثیر خطرناک خود را نشان خواهد داد.
در پایان باید تکرار نمایم که وزارت علوم راه خطا آلوده ای را در پیش گرفته است و هرگزاز تجربه دانشگاه های برتر دنیا نیز خود را بی بهره کرده است. این رویه آینده دانشجویان علاقمند به دوره دکترا نیز به خطر انداخته است. یعنی همان هایی که علاقمند به ورود به مقطع دکترا هستند بی خبر از آینده خود می باشند.
به امید بیدار شدن مدیران از خواب غفلت و ورود علاقمندان واقعی و جویای علم به دوره دکترا
صد حیف که ارزش علم به بازیچه گرفته شده است. بابا تا 3 سال پیش گرفتن دکتری برای خودش ابهتی داشت. الان هر کسی رو می بینی دارن میگیرن. خیلی ها با 25 سال سابقه دکترا پذیرفته شده اند. میانگین نمراتشون از 20 درصد هم بالاتر نبود. واقعن چه عقده ای از این دکتری دارین؟ شاید بالا دستها خودشون ذی نفعند. هر دانشگاه و مرکزی داره دکتری میگیره. جدیدن میگن دکتر شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل.
این شیوه ی کنکور بسیار نادرست است، این که توی هیچ جای دنیا کنکوری برای مقطع دکتری نیست خودش درستی این کار رو نشون می ده..اون بدبختی که 6 سال به سختی درس خونده و کلی رزومه ی علمی داره حقش نیست که پشت کنکور بمونه و نقطه مقابل یه نفر با صرف کنکور و رتبه ی خوب بتونه بهترین جاها بره، اینکه دانشگاه بودجه دولتی داره که دلیل نمی شه...
پس بفرمایید کسی دیگه تو لیسانس و فوق درس نخونه ، فقط موقع کنکور بشینه اون رو بخونه...
چرا فقط دانشگاه تهران؟
نمره من در دانشگاه تربیت مدرس صفر اعلام شده بود. متأسفانه پذیرش به کنار حتی در مصاحبه دانشگاه تربیت مدرس کرامت انسانی نیز حفظ نمی شد و انگار که دزد گرفته اند یا می خواهند اعتراف بگیرند.
کسی که میخواهید با درجه PhD در این مملکت مسئولیت بزرگی را بپذیرد یا فردا به بچه های مردم تو دانشگاه درس بدهد، باید اهل تحقیق و پژوهش باشد. باید سواد داشته باشد. باید زبان انگلیسی را در حد پروفشنال بداند و راحت بتونه سمینار بین المللی ارائه بده. باید مقاله انگلیسی بتونه بنویسه. باید نویسنده کتاب بویژه انگلیسی بشه . دنیائی هم که سواد داشته باشی ونتونی چیزی به انگلیسی منتشر کنی، دوزار نمی ارزی!! اینو من نمگم، دنیا اینو ملاک گذاشته. حالا وقتی 80 ، 90 % میگن مصاحبه علمی و فنی کشکه، یعنی اینکه ضعف مفرط دارن در این زمینه. نمیتونن از پسش بربیایند. فوقش یکماه سوالات کلیدی را تو مخشون تیلیت می کنن میشن پروفسور نما!! خدائیش اگر اینکارو جلوشونگیرند و افراد را هم با سهمیه های گوناگون و بدون معیار علمی بپذیرند، خدا می داند بچه های من و تو در چه منجلابی غرق خواهند شد. بیائید مملکت خود را با بنیان بسازیم. اگر می بینید الان روی پاست بخاطر این بوده که دیروزی ها بد نیودند وگرنه فاتحه.
ارادتمند...پژوهشگر رتبه ممتاز از هلند
واقعا چقدر آدم بیکار زیاد شده!!! آخه چرا دکترا میخونید؟؟ چرا یه ذره فکر نمیکنید؟؟؟؟ خب بعد که دکترا گرفتید کجا میخواین برین سر کار؟؟؟ همین امسال دانشگاه شهید رجایی اطلاعیه زد برای جذب 24 تا هیئت علمی، 750 نفر ثبت نام کردن!!!! تعداد دانشجوهای کارشناسی تا چند سال دیگه به شدت افت میکنه اما فارغ التحصیلان دکترا به شدت زیاد میشه؟؟ حالا این اساتید عزیز کجا میخوان استخدام بشن؟؟؟ به کلاسشون هم که بر میخوره برن تو صنعت. ایشالله موفق باشین دکترین عزیز
تابناک ارادت!!!!
ورودس با این سختی انجام میشه در طول مسیر هم از انواع تحقیرها دریغ ندارند بعد از فارغ التحصیلی تازه می فهمی همه ی اون رنجی که کشیدی به هیچ درد عملی نمیخوره من فارغ التحصیل دکترای اقتصادم و بر خلاف بقیه وارد دانشگاه نشدم وارد بازار کار شدم الان هم می فهمم این مملکت نه دکترا می خواد نه دکترا تربیت می کنه بیخودی عمر خودتون رو برای دکترا گرفتن تو ایران حروم نکنین
همه جای دنیا استاد حق داره خودش دانشجوی دکترا خودشو انتخاب کنه حتی اگه از بورکینا فاسو هم دانشجو بگیره کسی نمیتونه بگه چرا یا اعمال سلیقه کردی یا... فقط اینجا تو این مملکت آزمون می گیرن تا یه مشت ............ بی سواد به زور به اساتید تحمیل کنن و خود وزارت خونه بتونه نظرات سلیقه خودشو اعمال کنه
جدا از انتقاداتی که به بخش مصاحبه وارده و جای بررسی داره سازمان محترم سنجش باید پاسخگوی نحوه تنظیم سوالات مرحله اول هم باشه ...در رشته ما که تنها معلومات مربوط به حافظه مورد سنجش قرار گرفته بود و این برای سطح دکتری مملکت مسخرس!
من مي خوام مهندسي محيط زيست- منابع آب شركت كنم. اما مطمئن نيستم دانشگاه تهران امسال تو اين رشته پذيرش داره يا نه! (چون پارسال فقط داشگاه تهران اين رشته رو برداشت). الان موندم اينو ثبت نام كنم يا يه رشته ديگه.
به نظرم دانشگاه ها (در مورد من دانشگاه تهران) براي رشته هاي با ظرفيت پذيرش محدود بايد از همين الان مشخص كنند كه تو چه رشته هايي امسال پذيرش ندارند كه اصلا آزمونشون برگزار نشه. مگه اينكه پذيرفته شدگان رو براي سال بعد رزرو كنند....َ
این مدرک مال از ما بهترونه . برای همین جور دیگری پر کرده اند .
من به شخصه رتبه اول دوره ارشد بودم با معدل بالای 18 و هشت مقاله بین المللی دارم و دانشجوی نمونه بودم و از هز لحاظ برتر از دوستانی که در مصاحبه بودند ولی قبل از مصاحبه دانشجوهای دانشگاه تهران گفتند که ما قبول شدیم و همینجور هم شد تنها علت این بود که دانشجوی دانشگاه تهران بودند
در مصاحبه دانشگاه تهران، دو مقاله علمی - پژوهشی چاپ شده ی مرا تحقیر کردند و به هر کدام 1 امتیاز دادند ، کلا شد 2 امتیاز. اما به "گزارش"های نیم صفحه ای یکی از داوطلبان که در روزنامه ها چاپ می کرد، امتیاز مقاله علمی پژوهشی دادند و شد 55 امتیاز! و بعنوان نفر اول پذیرفته شد. ایشان حتی یک مقاله علمی هم نداشت. من پذیرفته نشدم ، شکایت کردم اما نتیجه نگرفتم.
من رتبه ام در رشته مواد 18 بود با این وجود در مصاحبه دانشگاه امیر کبیر نمره 0.1 برای من رد شد. ولی خوشبختانه در دانشگاه تربیت مدرس با بالاترین نمره و بعنوان نفر اول قبول شدم.
دانشگاه تهران در تبعیض زبانزد خاص و عام باید جلوی یکه تازی و قانون گریزی یک دانشگاه گرفته بشه
شما فرمودید 81% موافق بودن که وزن مصاحبه باید زیر 50% باشه! پس میشه فهمید که فقط 19% از داوطلبان اهل تحقیق و پژوهش هستن و بقیه فقط شب امتحانی درس خوندن و نمره گرا بودن!
شما اگر سوال مشابه رو از بچه های کنکور کارشناسی بپرسید، 99% خواهان حذف کنکور میشن. آیا همیشه نظرسنجی منطقیه؟ خب معلومه که نه. چون کسایی که کمتر زحمت کشیدن به دنبال راه آسون تر میگردن.
پدیده اون 80 درصد فهمیدن که با وجود این جور مصاحبه ها قبول نخواهند شد. اون 19 درصد نوابغ ....... مثل شما هستند.
با این همه ادعای دانشگاه تهران من در تعجبم که چرا تا به حال کسی نتونسته از اونجا جایزه نوبل بگیره!
ممنون از سایت تابناک که با اون همه حرفهای مخالف که دفعۀ قبل زده شد، باز هم از حق ما دفاع میکنی. مشکل اینجاست که دورۀ دکترا باید پژوهش محور باشد و این اساتید محترم، که به من نمرۀ صفر دادند و باعث شدند که هرگز دیگر در آزمون دکترا شرکت نکنم، باید خودشان چندین موضوع تحقیقاتی آماده داشته باشند و دانشجویی که سوابق تحقیقاتی آنها مربوط به این موضوعات باشد و از نظر استاد مورد قبول باشد، پذیرفته شود. آیا خود این اساتید، تا این حد اهل علم آموزی و ارتقای سطح علمی خود هستند؟ یا مشغول شرکتها و کارهای خارج از دانشگاه خودشان هستند؟ آیا حقوقی را که دریافت می کنند حلال می کنند؟ باور کنید وقتی به من صفر دادند، اصلا ناراحت نشدم و با خودم گفتم اصلا شما که هستید که بخواهید به من صفر بدهید؟ نمرۀ خود شما چند هستش؟ اما نا امید نیستم و در آینده نشان خواهم داد که این مدرک دکترا برایم به اندازۀ پشیزی ارزش ندارد. ممنون که نظرم رو منتشر می کنید.
بخدا قسم من روزی که برا مصاحبه سال 90 رفتم دانشگاه تهران حتی مدارکم رو ندادند که اساتید مصاحبه کننده ببینند، 50000 تومان رو واقعا باید گفت که متاسفانه بالا کشیدند مثل خیلی از 50000 تومان های دیگر، ادعا میکنن خیلی تاپ هستند!!!!!!!!!!!!!!!! آره خوب تو این جور ......خیلی تاپ هستند، خیلی خیلی هم تاپ هستند، استعدادشون فقط در کور کردن استعداد و ذوق جوانهاست و ...........برخی از اساتید اونجا طبل توخالی هستند .... میتونم ثابت کنم گرچه تروخشک نباید باهم بسوزه.................اما ما که سوختیم، زندگی جوونها رو سوزوندند
متأ سفانه فساد و رشوه در برخي مديريت ها بيداد مي كند ، و ما به عينه مي بينيم آقاي دكتري را كه در پست مصاحبه و استاد دانشگاه .... فعاليت مي كند چه كادو ها و هداياي سنگيني را از دانشجويان مي پذيرند آخر ايشان در خانواده ما مي باشند.
من در مصاحبه علمی سال 87 در دانشگاه تهران در رشته روابط بین الملل رد شدم. گفتم شاید شرایطش رو نداشتم. سال 89 در مصاحبه علمی تنها یک سئوال از من کردند و آن این بود که انگیزه شما از ادامه تحصیل چیست! من که فهمیدم قراره رد بشم، اگر اعتراض می کردم که این سئوال علمی نیست، آنقدر سئوال پیچم کی کردند تا آنچه را آنها می خواهند ثابت کنند. نهایتاً علیرغم این که من تالیفاتی داشتم نمره 17 از 50 به من دادند. در حالی که این دومین بار بود که من به مرحله مصاحبه می رسیدم و همین خودش نمره داشت. توجه کنید که من در آزمون دانشگاه تهران قبول شده بودم و نه در آزمون سازمان سنجش. رئیس بخش روابط بین الملل دانشگاه در پاسخ به اعتراض من گفت سال آینده به آنها این مطلب را گوشزد کنم تا جبران بشه . این در حالی بود که یک دانشجوی دانشگاه تهران که با اساتید آشنا بود و تالیفاتی نداشت در مصاحبه نمره گرفت و قبول شد. اما در سال 90 هم که به مصاحبه رفتم باز موضوع را مد نظر قرار ندادند. در آزمون سال 90 قبول شدم اما سازمان سنجش به جای من یک نفر دیگر را معرفی کرد و جالب این که در آزمون سال 91 به دلیل پذیرش در آزمون سال قبل در انتخاب رشته به صورت اینترنتی محروم شدم . در پاسخ به اعتراض من سازمان سنجش مرا برای مصاحبه به 4 دانشگاه معرفی کرد که تنها دانشگاه علامه از من مصاحبه به عمل آورد و آن هم نمره 27.5 رو به من داد در حالی که دو ساعت قبل از مصاحبه مرا به دانشگا فراخواندن و در ماه رمضان با زبان روزه به سئوالات آنها پاسخ دادم و خود اساتید گفتند مصاحبه خیلی خوبی را داشتم. اما باز هم مردود شدم. پس از اعلام نتایج به دانشگاه علامه مراجعه کردم تا ببینم واقعا نمره مصاحبه من همانی بوده که در کارنامه درج شده بود که متاسفانه نمره خودم رو به من ندادند و گفتند محرمانه است. واقعا وزارت علوم ، سازمان سنجش و دانشگاهها که مراکز علامی و فرهنگی کشور هستند، اینطور باشه دیگه از جاهای دیگه انتظاری نمی توان داشت.
سلام اقای تابناک ............ من قبول دارم درصدی توی پذیرش بی عدالتی هست ولی نباید فضای علمی کشور رو به جایی برد که دانشجوهایی که الان دارن درس میخونن ناامید بشن من مطمئنم اگه دانشجویی فعال باشه و باسواد باشه حقش رو حتما میگیره .....................................
هدف از مقطع دکتری:
خیلی از دوستان و حتی دانشجویان مقطع کراشناسی ارشد با هدف مقطع دکتری آشنا نیستند من در زیر متن آئین نامه تعرف دکتری را قرار می دهم.:
ماده 2 : هدف
هدف از ايجاد دوره دكتري ، تربيت افرادي است كه با احاطه يافتن به آثار علمي در يك زمينه خاص و آشناشدن با روشهاي پيشرفته تحقيق و دستيابي به حديدترين مباني آموزش و پژوهش بتوانند با نو آوري در زمينه هاي علمي و تحقيقي در رفع نيازهاي كشور و گسترش مرزهاي دانش در رشته تخصصي خود، مؤثر بوده و به تازه هايي در جهان دانش دست يابند .
ماده 3 : محور اصلي
محور اصلي فعاليتهاي دوره دكتري پژوهش و كسب تجربه در يك رشته خاص علمي است و آموزش وسيله برطرف كردن كاستي هاي آموزشي دانشجويان اين دوره است . تا راه را براي وصول به اهداف دوره هموار سازد .
ماده 4 : مراحل دوره
دوره دكتري به دو مرحله آموزشي و پژوهشي تقسيم مي شود .
مرحله آموزشي از زمان پذيرفته شدن دانشجو در امتحان ورودي آغاز و به متحان جامع ختم مي شود .
مرحله پژوهشي پس از مرحله آموزشي آغاز و با تدوين رساله و دفاع از آن پايان مي پذيرد .
-------
هیچ کس در بالا اشاره ایی به تحقیق و نتایج آن نکرده اند.دیگه مقطع دکتری اگه فقط از طریق آزمون باشد دیگر معنی نخواهد داشت.
در مقطع دکتری استاد راهنما نقش تعیین کننده ایی دارد چطور از اساتید می خواهید از کسی که در تمام نمرات خود از اول تا کارشناسی ارشد 20 گرفته و مقاله های عالی هم دارد ولی می خواهد در زمینه ایی تحقیق کند که استاد راهنمایش اطلاعی از موضوع ندارد را در مصاحبه قبول کند؟
به این ترتیب فردی امکان دارد در دانشگاهی در مصاحبه رد شود و در دانشگاه دیگر رتبه بالایی داشته باشد.
سلام، متاسفانه این نوع بی عدالتی در پذیرش دانشگاه علوم تحقیقات نیز دیده میشود، بنده که سال گذشته فقط بخاطر بورسیه محتمل در آزمونش شرکت کرده بودم و به مصاحبه این دانشگاه دعوت شدم(یکی از رشته های فنی) ، هیات ژوری که اکثرا اساتید بازنشسته شریف و علم وصنعت بودن با جو سازی و حمله روانی در مورد معدل پایین کارشناسی بنده دست به ترور شخصیت علمی زدند که وسط مصاحبه فهمیدم با اسم استاد راهنمای بنده که از اساتید فنی تهران بود مشکل داشتند!!!جالبه روز قبلش با اساتید خودمون که مشورت میکردم برای گرفتن توصیه نامه انها هم از دانشگاه علوم تحقیقات بد گفتند و توصیه نامه ندادند!!!متاسفانه برخی اساتید ایران اینجوری مشکلات بین خودشون را به ما داوطلبهای بیچاره میکشونند. آخرسرهم مشخص شد اکثر دانشجوهای ارشد خودشون را گرفتند، اسم منهم با یک مسیج! اعلام کردند بعنوان قبولی دانشگاه نجف آباد!!! که برای من به شخصه به مثابه یک توهین بود.بنظر من هرکی مقاله داره عمرشو اینجا هدر نده بهتره!تابناک خواهشا اینبارو دیگه نظرمو منتشر کن!
آقا مشکلشون اینه که فکر میکنن تو کارشون دست زیاد میشه همه میدونن دعوا سر لحاف است نه علم این حرفا. به نظر من این سد شکسته میشه چون سیل جمعیت از کنکور سراسری رسیده به ارشد دکتری
قربان معرفتت تابناك كه حداقل تو حرف دل ما آدمهاي بي كس وبي پناه رو به اين "ارباب بي مروت دنيا" مي گي
بندهبه عنون عضو هيات علمي ، در سال 91 شاهد بودم كه رتبه اول در قبولي رشته مهندسي را در مصاحبه قبول نكردند، زيرا استادي كه قرار بود دانشجوي دكتري بگيرد در نظر داشت كه دانشجوي خود را بگيرد ، كاش مي شد كه اينگونه ارتباطات بر داشته مي شد و هر كس بر اساس رتبه كنكورش پذيرفته ميشد
اصرار بر متمرکز کردن کنکور دکتری و خلغ ید اساتید دانشگاه تنها وسیله ای است برای وارد کردن دانشجویان سفارش شده به دوره های تحصیلات تکمیلی.
دقت کنید که انتخاب دانشجوی بیسواد به ضرر استاد است و اساتید هرگز سودی در انتخاب دانشجوی کم استعداد ندارند.
با سلام .
من فارغ التحصيل دانشگاه آزاد هستم و دليل اينكه دوره كارشناسي ارشدم رو نتونستم در دانشگاه سراسري طي كنم اين بود كه يك هفته قبل از آزمون پدرم فوت كرد و به آزمون نرسيدم ناچار به جهت از دست ندادن يه سال زمان همون رشته رو در دانشگاه آزاد سپري كردم طي يك سال و نيم با معدل 17.66 فارغ التحصيل شدم الان دو ساله در آزمون دكتري سراسري رتبه 2 و 4 رو آوردم ولي به صرف آزاد بودن پذيرفته نشدم . فقط يه مسلمون يه انسان به من بگه جرمم چيه ؟ چرا ؟ يعني دست خودم بوده كه آزاد رو انتخاب كردم يا سواد علمي من كمتره كه اگه كمتره پس چرا از خود بچه هاي سراسري نمره بهتر ميارم ؟ باور كنيد مصاحبه هاي دكتري فقط فرصت شناسي و آشنا يابي اساتيد قديمي همون دانشگاه هست .
هی جوونی که در راه دکترا گذشت...
دکتری در ایران = 5 سال بردگی استاد بدون مواجب ==> عقب ماندن از قافله و ازدست دادن موقعیت ها
همه سر کارید بابا پذیرش خارج راحتتر تا قبول شدن اینجا خیلی هم.................استاد هم اساتید قدیم. دانشگاه تهران کدوم صیغه ای هست.پارسال من رفتم مصاحبه ردم کردند با سه دقیقه که داخل بودم بعد پذیرش گرفتم تورنتو ...........
نمیدونم چرا بعضی ها فکر می کنند که داشتن مقاله ISI به معنی صلاحیت و رتبه علمی است.لازمه بدونید یا 1 میلیون تومان میتوان در هر رشته ای مقاله ISI چاپ کرد و این حقیقت رو تمام اساتید دکترا میدونند. ازماست که بر ماست
من 10 ميليون بهت ميدم توي IEEE Transactions on Industrial Electronics
يكي براي من چاپ كن. البته من يكي چاپ كردم.
دوستان دستشون به گوشت نميرسه...
دانشگاه تهران: ظرفیت دکترا را جور دیگری پر کردیم!» این که چیزی نیست هرساله و در تمام مقاطع و تقریبا در تمام دانشگاهها این امری پیش و پا افتاده است .زیرا مسئولین محترم می دانند که خیلی از کسانی که حقشان پایمال می شود امکان رفتن به تهران و اعتراض را ندارند .
با عرض سلام به سایت محترم تابنک و کارکنان زحمت کش آن شاید این موضوع بی ارتباط با دکترا باشد اما از تابناک می خواهم در صورت امکان پیگیری فر مایند
موسسه د...... چند ماه پیش مبلغ 700 هزار تومان بابت بر گزاری آزمون آیلتس در یافت و اینجانب و نفرات زیادی اقدام به ثبت نام کردند اما متاسفانه یک روز قبل از برگزاری اقدام به لغو آزمون نموده اند حال ماکه حداقل بهداز 6 ماه بر نامه ریزی خود را برای آزمون آماده کرده بودیم با مشکل مواجه ساخته است و باعت ناراحتی و مشکل برای افراد زیادی شبیه من گردیده است خواهش می کنم پیگیری فرمائید
اینکه در دانشگاه تهران سهل است. برو به دانشگاه پیام نور مرکز تحصیلات تکمیلی دکترا واقع در دیباجی شمالی ببین چه خبره؟
من از نمره امتحان جامع بخش کتبی از 14 نمره 13 بهم دادن نمی گم گرفتم ولی از 6 نمره مصاحبه 0 بهم دادن. خداییش کجای این عدالت است؟ مگه میشه از یک درس واحد کسی یکبار 13 بگیره یکبار صفر؟
دلیل آنهم کاملا مشخص است. درگیریهای مدیرگروه با اساتید جوان جدید و اساتید مسن قدیم و عدم توافق و هماهنگی در سیاستهای آموزشی مقامات مختلف دانشگاه پیام نور می باشد.
تو رو خدا هر کی میتونه یه نظارتی بر این کارها داشته باشه
روابط دوستانه و گرفتن نمره و مدارک بی ارزش، بسیار بسیار غلبه دارد بر ضوابط آموزشی در دانشگاه پیام نور
منم یک چیز بگم ...میترسن که دانشجو در آینده بزنه تو سر استاد(از لحاظ علمی) هی میگن شما فاقد صلاحیت دوره دکترا هستید...جاشون تنگ میشه...به خدا از روی حسادت این کارارو میکنن...
با چه ارزوها و با چه هدفهایی پا به دوره دکتری بهترین دانشگاه کشور گذاشتیم و تو این راه چه مشقت هایی که نکشیدیم. حال بر سرمون چه آوردند که فقط میخوایم از اینجا خلاص شیم.
فقط به مسئولین تصمیم گیر در وزارت علوم، و دانشگاه ها بگم که جواب با جوونی مردم بازی کردند رو میدهند...
در مصاحبه دکتری رشته تربیت بدنی دا نشگاه خوارزمی مصاحبه نفرات اول تا دهم نیم ساعت طول کشید اما مصاحبه نفرات آخر بدلیل ضیق وقت فقط 5 دقیقه.بگذریم که از ساعت 8 صبح تا6 غروب منتظر ماندیم.وبررسی سوابق که نگم بهتر است؟اینه مصاحبه علمی اساتید؟
من اگه پول داشتم بورد فوق تخصصی مي گرفتم . دكترا در حد پيش دبستاني شده
من رتبه 3 کنکور دکتری بودم . ارشد هم دانشگاه تهران بودم. در مصاحبه رد شدم ( ردم کردن!!) نمره مصاحبه من 27 شد. ی مقاله داخلی داشتم ، ی مقاله در کنفرانس بین المللی در رشته خودم داشتم(معتبرترین کنفرانس جهانی) ، پایان نامه مشترک با مدیریت اکتشاف نفت .معدلم هم الف بود. کسی پذیرفته شد حتی ی خلاصه مقاله داخلی نداشت که هیچ پایان نامه اش هم زمان مصاحبه دفاع نکرده بود
قیافه دوستان زمان نوشتن نظرات واقعا دیدنی بوده ها....همه متفکر...عالم....دارای حس تفکر عمیق....به به
با این کاهش موالیدی که ایران روبروست.راه برای ادامه تحصیل و ورود به مقطع دکتری به زودی اسانتر از رفتن به سینما می شود.داشتن عنوان دکتری برای افرادایرانی اعتبار ظاهری می آورد.و البته بد هم نیست.دانشگاه آزاد رتبه اش بعد از دانشگاه تهران قرار دارد.
من فارغ التحصيل كارشناسي ارشد از صنعتي اصفهان هستم. مقاله اي اس اي و تحقيقات و سابقه تدريس و همه چيز هم تا دلت بخواد دارم. تو مصاحبه صنعتي اصفهان بهم گفتند:
در حد سه دقيقه خودت رو معرفي كن و از اهدافت بگو. تابلو بود كه انتخابهاشون رو از قبل كرده بودند.
بهترين راه اينه كه اون 50 نمره سابقه رو خود سازمان سنجش بده به داوطلب. تا حد اقل تو اون دست نبرند.
البته خيالي نيست نشت نشا ميكنند ميروند
عزیز من
توی جذب هیئت علمی هم بساط همینه
واقعا این همه دکترا واسه چیه؟ دانشگاه خرم آباد هم دکترای برق می گیره! یعنی بهترین روش برای به افنضاح کشیدن رشته های با پرستیژ و با کلاس همین روشه که در پیش گرفتن بزور می خوان ............ یکعده کم بضاعت علمی رو دکتر کنند واقعا چه سیاستی پشت پرده هست؟!
وای مصیبتا!!!!!! خرم اباد دکترای برق میگیره!!!!
سیاست اینکه مردم سرگرم درس بشن وکار نخوان از دولت
آخرش که چی ؟؟؟
مدرکش می افته گوشه اتاق
سلام،
چند نکته:
1- دوره دکتری يک دوره طولانی و شاگرد پروری است نه يک دوره برای کسب مدرک!
2- برای يک دوره طولانی تعامل بین استاد و دانشجو مهم است. تحمیل دانشجو به استاد، سه بازنده دارد: دانشجو، استاد و بيت المال
3- صفر يعنی عدم تطبيق شرایط دانشجو با گروه آموزشی و اساتید مربوطه. درک اش خیلی سخت نيست!
4- هيچ استادی از دانشجوی خوب بدش نمی آيد. قطعا در انتخاب خود به جهت گيری پژوهشی خود، توانايی علمی دانشجو و هماهنگی دانشجو با خود نظر دارد تا در کارش موفق باشد. آخرين استدلال می تواند اين باشد که فرد خاصی را به دلایل شخصی مد نظر داشته باشد. به راستی اين موارد وجود دارد ولی بسیار نادر است چون علاوه بر استاد يک گروه در اين مورد تصميم می گیرد.
5- امتحان محدود و غير استانداردنمی تواند خیلی در انتخاب موثر باشد. بهترين طريق اين است که افراد بر پايه سوابق کارشناسی و کارشناسی ارشد و نتیجه امتحان فيلتر شوند و بر مبنای اولويت های انتخابی خود به دانشگاه ها معرفی شوند. به فعالیتهای آموزشی که از يک فرآيند طولانی حاصل شده اند در مقايسه با کارهای تحقيقاتی (گاه بدون تشخيص دقيق نقش فرد در آن) باید ارزش بيشتری داده شود. امتحان نيست می بايست خیلی کلی و حالت جامع داشته باشد تا متکی بر نظر يک استاد و يا کلاس خاص. می بايست مفاهيم عام و بنيادی رشته مربوطه را شامل شود (بدون اشاره به درس خاص و فقط با تعيين يک سطح). اشاره به درس خاص يعنی کلاس کنکور. در مجموع سپس دانشگاه ها خود می توانند بر مبنای يک مصاحبه گروهی به انتخاب دانشجو اقدام نمايند.
اينها به موفقيت تحصيلات تکمیلی در دوره دکتری کمک می کند.
استاد گرامی
اگه قراره به کسی که با شرایط شما تطبیق نداره صفر بدین پس چرا بازه نمراتو از صفر تا صد میزارین ، یه دفعه صفر تا یک بکنینش که اعصاب طرف هم بهم نریزه..
یعنی یکی به شما صفر بده چون 100 نیستین بهش چی میگین....
اگر می خواهید ببینید چرا باید مقالات ارزیابی علمی بشود و به مقالات چاپ نشده نمره یکسان داده نشود، کافی است یک سر به میدان انقلاب بزنید و ببینید چگونه مقاله خرید و فروش می شود. همچنین بد نیست فهرست مجلات سیاه وزارت علوم را که شامل مقالات کم ارزش هستند، ببینید. من خودم در همین آزمون دکتری با کسانی مصاحبه کرده ام که از مقاله چاپ شده خود هیچ چیز نمی دانسته اند! به عبارت دیگر با پول چاپ کرده اند.
حرف شما صد در صد صحيحه. حرف اول و آخر تو گزينش دانشجو دكتري رعايت اصول اخلاقي توسط اساتيد و دانشجويانه و هيچ راه مطمئنه ديگه اي هم وجود نداره. متأسفانه اخلاق اين روزها كالايي ناياب بين همه طبقات اجتماعي جامعه ماست.
گفتم نمیذاری تابناک تو فقط مدعی . هیچ وقت پیامای امثال بنده را که تو بطن مسائلی هستیم ....... نمی ذاری.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.