مردمان بی تفاوت و بی پناهی دختر اهوازی
نشریه راوی خوزستان نوشت:
عاطفه ها، غیرت، مسئولیت های انسانی و نوع دوستی ها در جامعه ما کشته شده اند. پای درد دل قدیمی ها که می نشینی آنجا که صحبت از غیرت و مردانگی به میان می آید رگ گردن شان بر آمده می شود و قلب شان تند تند می تپد. حتی داش های قصه های گذشته نیز سراپا غیرت اند و مردانگی . داش آکل داستان صادق هدایت با تمام خصلت های بد ، یک ویژگی منحصر به فرد دارد : کاری به کار زنان و بچه ها نداشت. بلکه بر عکس با مردم به مهربانی رفتار می کرد و اگر اجل برگشته ای با زنی شوخی می کرد یا به کسی زور می گفت، دیگر جان سلامت از دست داش آکل بدر نمی برد.
پس غیرت هم غیرت های قدیم... این روزها برخی ها حیا را قی کرده و راست راست سر هر کوچه و برزنی چپ چپ نگاه کردن و متلک پرانی به ناموس دیگران را مایه فخر می دانند و از چنین اعمال و رفتاری لذت می برند. نکته اینجاست که از این متلک پرانی ها ، دیگر ، رگ غیرتی برآمده نمی شود و خونی به جوش نمی آید!
آن روزها اگر کسی به دختر یا زنی بد و بیراه می گفت این مردم بودند که در گام اول مقابلش می ایستادند و حسابش را کف دست اش می گذاشتند. اما حالا ما مردم تبدیل شده ایم به یک تماشاچی محض. این نشان می دهد تا چه اندازه از عواطف و مسئولیت های انسانی دور شده ایم .
واقعاً چگونه می شود این واقعیت را هضم کرد که ده ها و صدها انسان در چهارراه نادری اهواز ، شاهد تعدی به دختری باشند و کاری انجام ندهند. انبوده جمعیت به جای آن که به کمک دختر بشتابند ترجیح دادند با موبایل های خود از صحنه فیلمبرداری کنند ، با یکدیگر حرف بزنند و حتی بخندند ! و این هشداری ست بلکه به خود آییم و از خود بپرسیم که واقعاً داریم به کدام سمت و سو می رویم؟
شرح ماجرا : شنبه شب بود که برای خرید به مرکز شهر رفتم. در چند قدمی من، پسری جوان به دختری تنه زد و خندان عبور کرد! دختر هم با صدای بلند اعتراض خود را چنین بیان کرد : خجالت بکش... جای خواهرت هستم .... دوست داری کسی به خواهرت تنه بزند و متلک بپراند... همه نگاه ها به سمت پسر روانه شد. پسر جوان که این وضع را دید با الفاظی رکیک شروع به بد و بیراه گفتن به دختر کرد و دختر نیز جواب داد.
جماعت هم دایره وار اطرافشان جمع شده بودند و یکی می خندید، یکی فیلم می گرفت و یکی لب های خود را می گزید. و در این بین هیچ کس قدمی پیش نگذاشت... ناگهان پسر با شتاب به سمت گاری نوشابه فروش سر خیابان رفت و شیشه ای بیرون آورد و به دیوار زد و به طرف دختر هجوم آورد تا با لبه های تیز آن، دختر را مجروح کند یا بکشد!
خدا می داند اگر پلیس چند ثانیه دیرتر می رسید جای آن دختر یا کنج بیمارستان بود یا زیر خروارها خاک. آن پسر با دیدن پلیس پا به فرار گذاشت و از میان این همه جمعیت رد شد. هیچ کس نیز به خود زحمت نداد جلو فرار این آدم شرور را بگیرد تا پلیس به او برسد و دستگیرش کند. مردم اطراف فقط تماشاچی بودند و مثل این بود که دارند یک فیلم اکشن نگاه می کنند. یکی هم در آخر گفت : حیف که تمام شد... سرگرم شده بودیم!
برای همین است که در بالا گفتیم غیرت هم غیرت های قدیم ... ای کاش بتوانیم، بار دیگر همان ایرانیانی باشیم که حتی رفتن خار بر پای دیگری را برنمیتابند چه رسد به آن که یک نفر در مقابل چشمانشان زخمی یا کشه شود و آنها فقط تماشاگر باشند.
عاطفه ها، غیرت، مسئولیت های انسانی و نوع دوستی ها در جامعه ما کشته شده اند. پای درد دل قدیمی ها که می نشینی آنجا که صحبت از غیرت و مردانگی به میان می آید رگ گردن شان بر آمده می شود و قلب شان تند تند می تپد. حتی داش های قصه های گذشته نیز سراپا غیرت اند و مردانگی . داش آکل داستان صادق هدایت با تمام خصلت های بد ، یک ویژگی منحصر به فرد دارد : کاری به کار زنان و بچه ها نداشت. بلکه بر عکس با مردم به مهربانی رفتار می کرد و اگر اجل برگشته ای با زنی شوخی می کرد یا به کسی زور می گفت، دیگر جان سلامت از دست داش آکل بدر نمی برد.
پس غیرت هم غیرت های قدیم... این روزها برخی ها حیا را قی کرده و راست راست سر هر کوچه و برزنی چپ چپ نگاه کردن و متلک پرانی به ناموس دیگران را مایه فخر می دانند و از چنین اعمال و رفتاری لذت می برند. نکته اینجاست که از این متلک پرانی ها ، دیگر ، رگ غیرتی برآمده نمی شود و خونی به جوش نمی آید!
آن روزها اگر کسی به دختر یا زنی بد و بیراه می گفت این مردم بودند که در گام اول مقابلش می ایستادند و حسابش را کف دست اش می گذاشتند. اما حالا ما مردم تبدیل شده ایم به یک تماشاچی محض. این نشان می دهد تا چه اندازه از عواطف و مسئولیت های انسانی دور شده ایم .
واقعاً چگونه می شود این واقعیت را هضم کرد که ده ها و صدها انسان در چهارراه نادری اهواز ، شاهد تعدی به دختری باشند و کاری انجام ندهند. انبوده جمعیت به جای آن که به کمک دختر بشتابند ترجیح دادند با موبایل های خود از صحنه فیلمبرداری کنند ، با یکدیگر حرف بزنند و حتی بخندند ! و این هشداری ست بلکه به خود آییم و از خود بپرسیم که واقعاً داریم به کدام سمت و سو می رویم؟
شرح ماجرا : شنبه شب بود که برای خرید به مرکز شهر رفتم. در چند قدمی من، پسری جوان به دختری تنه زد و خندان عبور کرد! دختر هم با صدای بلند اعتراض خود را چنین بیان کرد : خجالت بکش... جای خواهرت هستم .... دوست داری کسی به خواهرت تنه بزند و متلک بپراند... همه نگاه ها به سمت پسر روانه شد. پسر جوان که این وضع را دید با الفاظی رکیک شروع به بد و بیراه گفتن به دختر کرد و دختر نیز جواب داد.
جماعت هم دایره وار اطرافشان جمع شده بودند و یکی می خندید، یکی فیلم می گرفت و یکی لب های خود را می گزید. و در این بین هیچ کس قدمی پیش نگذاشت... ناگهان پسر با شتاب به سمت گاری نوشابه فروش سر خیابان رفت و شیشه ای بیرون آورد و به دیوار زد و به طرف دختر هجوم آورد تا با لبه های تیز آن، دختر را مجروح کند یا بکشد!
خدا می داند اگر پلیس چند ثانیه دیرتر می رسید جای آن دختر یا کنج بیمارستان بود یا زیر خروارها خاک. آن پسر با دیدن پلیس پا به فرار گذاشت و از میان این همه جمعیت رد شد. هیچ کس نیز به خود زحمت نداد جلو فرار این آدم شرور را بگیرد تا پلیس به او برسد و دستگیرش کند. مردم اطراف فقط تماشاچی بودند و مثل این بود که دارند یک فیلم اکشن نگاه می کنند. یکی هم در آخر گفت : حیف که تمام شد... سرگرم شده بودیم!
برای همین است که در بالا گفتیم غیرت هم غیرت های قدیم ... ای کاش بتوانیم، بار دیگر همان ایرانیانی باشیم که حتی رفتن خار بر پای دیگری را برنمیتابند چه رسد به آن که یک نفر در مقابل چشمانشان زخمی یا کشه شود و آنها فقط تماشاگر باشند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خدایا چرا ما اینطوری شدیم روز به روز اوضاع داره وخیمتر میشه بخدا وقتی با ماشین به همراه خانواده بیرون میریم وقتی خودم برای خرید پیاده میشم میگم در ماشینو قفل کنن که یه وقت زورگیری سوار ماشین نشه و ندزدتش
الان اگه تو تهران بود میگفتین تهرانیا بی غیرتن
شما احتمالا از قوانین ایران خبر نداری یا لااقل دادگاه نرفتی
طی 8 سال اخیر بلایی بر سر این جامعه آمد که حتی بسیاری از خانواده ها همدیگر را فراموش کرده اند. عاطفه ها کم شده. یادم نمیره یه روز تو اتوبان دیدم یه بنده خدایی را ماشین زده بود و پرت کرده بود وسط اتوبان و همگی تنها نظاره گر بودند و کاری نمی کردند. بعد شندیم بعد از یک ساعت آمبولانس آومد ولی بنده خدا فوت کرده بود.
اگر می شد تصویر یا عکس ویا هر نشانه ای از آن پسر پیدا کرد کاری با او می کردم که تا آخر عمر از این عمل خود بترسد وخود را گور وگم کند.تا بداند غیرتی هم است.
حالا مواظب اون فشار خونت باش.
برای هرکدام از ما شاید پیش بیاد که خود ما یا مادر ویا خواهر ما باچنین افرادی در خیابان درگیر بشیم اما قانون باید طوری باشه که از طرف بی گناه حمایت کنه ،خیلی از این دعواهای خیابونی بوده که به قتل کشیده شده
تو تلویزیون نشون داد برادر یک خانومی با مزاحم خانومه قرار گذاشت بوده و متاسفانه قتل رخ داده بود و ... غلطی کار او کاملا مشخص است و بحثی در آن نیست ولی سئوال قاضی از کار او بحث بر انگیز تر بود ،
قاضی ازش پرسید تو چیکاره بودی که دخالت کردی !!!!
واقعا چیکاره بود !
دوست عزيز اگر در چنين مواقعي جلو بروي و اعتراض كني و با پسر متلك پران درگير شوي اولين حرفي كه قانون مي زند اين است « تو چيكاره بودي دخالت كردي تو قاضي بودي چه بودي « چون در چنين مواقعي قانون پشتت نيست و محكوم مي شوي مردم هم مي ترسند مردم بي غيرت نيستند بلكه دست بسته اند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گل گفتي اينها يا مرد نبودند و يا ايراني و يا ... نداشتند.
باحتمال زیاد افراد تماشاچی و بی تفاوت اصلاً ندانسته اند که ناموس چیست
اگر کسی با آن پسر درگیر شود و آسیبی به او رسد حتی به طور جزئی، آن پسر می تواند با شکایت کردن از این شخص او را به درد سر بیاندازد و مجبور به پرداخت خسارت کند. قانون هم از او حمایت میکند.
بعد اونوقت خود شما آقا یا خانم محترم راوی داستان
شما چیکار کردید ؟
فقط داستان نوشتید یا عکس العملی هم نشان دادید؟!
باسلام.جای تاسف داره.
اماهمین صحنه درپمپ بنزین شهرمابرای یک خانم پیش اومدکه برادرمن پادرمیونی کر دجلوی چشمخودم هیچکس نبود کمک کنه ووساطت بزرگتری نبودتاجایی که پای برادرمن به عنوان متهم ومرد اهانت کننده ومزاحم ناموس مردم شد شاکی برادرمن و......هنوزپرونده درجریانه کاش کسی بهفریادمابرسه.
متاسفانه غصه خوردن فایده ای ندارد ان روزها رویا یی دست نیافتنی شده!!
کسی برایت تعریف کرد یا آنجا بودی؟!!!
این موضوع رابارها وبارهابه چشم خود دیده ام ولی متاسفانه چند وقت پیش هم جایی خواندم که جرم در اهواز کم شده به خدا اینجور نیست نمی دانم چه حکمتی در این دیده اند که گزارشی از این همه آزار ودزدیدنها و...در اهواز نمیدهند منی کم مادرم هر لحظه ای که دختر م از دانشگاه تا خانه تاخیرداشته باشدبارها میمیرم وزنده میشوم
اگر حمايت كني وطرف صدمه ببينه بايد ديه اش راهم ازجيب مبارك بدي آن موقع بهت گفته ميشود تو چكاره بودي كه دخالت كردي!
این نظر درسته.ضعف قوانین ایران رو میرسونه.اگه به اون یارو صدمه ای زدی یقه خودتو میگیرن.توی این اوضاع بلبشو مگه مریضیم دنبال دردسر باشیم؟
چه اتفاق تلخی. راستی خود شما چه می کردید؟؟
واقعا چنین چیزی رخ داده؟ این یک ظلم آشکار هست و نشانه ی ضعف شدید فرهنگیه
موارد توهین و اذیت و آزار کلامی بارها در طول روز برای من رخ می دهد.
در ضمن ظاهرم هم کاملا ساده است. لطفا بحث لوس و بی مورد حجاب رو مطرح نکنید.
فقط شرمنده . متاسفم . اصلا برای گفتن حرف ندارم .
غیرت هم غیرت های قدیم.تماشاچیهای نامرد
وقتی توی اکثر منازل ماهواره وجود داره و پدر و مادران به همراه فرزندانشان فیلم ها و سریالهای آنچنانی تماشا می کنند ! وقتی سی دی های مستهجن مثل نقل و نبات کنار چهارراه ها و بین جوانان و حتی نوجوانان دست به دست می شه و ... دیگه نباید سراغ واژه ای به نام غیرت را گرفت
غیرت وقتی معنا داره که قانون پشت شخص باشه یکی از همون مردم یک سیلی به گوش اون اوباش میزد نیرو انتظامی مطمئن باشید فرد غیور میگرفت نه فرد گناهکار را من خودم در میدان انقلاب سال 90 شاهد بودم دو جوان مزاحم دختری شدند راننده تاکسی که کنار خیابون داشت مسافر پیاده میکرد رفت دخالت کرد و یک سیلی به گوش یکی از جوونها زد نیرو انتظامی که سررسید فوری راننده تاکسی گرفت و دو جوون گفتند ما ز این اقا شاکی هستیم !!!!!!!!!!!!!!
نمی دانم ،شما که می گفتید ما ابرقدرت معنوی جهان هستیم.
عزیز من یه من خودتون چیکار کردین؟
فقط تماشا؟
پس اول یه تلنگر به رگ غیرت خودتون بزنید....
یا حق
شاید نویسنده خانم بوده. میشدکاری کنه اونوقت؟؟؟؟
شما خودت چیکار کردی؟ تو هم یکی از این مردم!
همین رو بگو ، همیشه منتظریم یکی دیگه یک چیزی بگه :):
گاهی بادخودم میگم این همه گرانی و تورم که سرمان آمده حق مسلم ماست این هم دلیلش
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.