کلاهبرداری یا دروازهای برای صادرات؟
نمایش آثار هنری در گالریهای آمریکا با ۳۰۰ دلار!
هرچند شاید در رویارویی با چنین پدیدههایی که هنوز در ایران چندان فراگیر نشده، باید اندکی محتاطانه برخورد کرد و جوانب امر از سوی صاحبین آثار هنری، پیش از ورود به چنین تبادلی در نظر گرفته نشود، ولی پرداخت حتی یک ریال به واسطههای داخلی، پیش از دریافت پاسخ مثبت گالریهای بینالمللی، چندان منطقی به نظر نمیرسد.
به گزارش «تابناک»، حجم انبوهی از هنرمندان جوان و معدودی از هنرمندان پیشکسوت به ویژه آن گروه که جزو چهرههای فعال و مستعد هنرهای تجسمی هستند، مهمترین دغدغهشان دیده شدن آثارشان توسط طیف وسیعی از مخاطبان به ویژه مخاطبان تخصصی است. این جمعیت چندهزار نفری که سرآمدی از چندهزار فعال و دانشجو در این حوزه به شمار میروند، طبیعتاً در هر سال یا هر چند سال یک بار با برگزاری نمایشگاههای انفرادی یا گروهی به عرضه آثارشان میپردازند. این گالریها مجموعهای از مخاطبان عام و خاص را به گرد خالق آثار میآورد که تا حدودی امکان تأمین نظر هنرمندان را فراهم میسازد.
با این حال، این نمایشگاههای هنری داخلی هیچ گاه مخاطب وسیع چندده هزارنفری نمییابد، درآمد کافی نیز برای هنرمندان ندارد و آثار فروخته شده در نمایشگاههای داخلی، هرچند از کیفیت هنری بالایی برخوردار باشند، با قیمت بالایی همراه نیستند. با این حساب تنها راهی که باقی میماند، تلاش برای ورود به گالریهای بینالمللی است.
یکی از این راهها، برگزاری نمایشگاه در برخی گالریهای داخلی است که به نوعی دروازه ورود به گالریهای جهانی هستند و ارزیابهای بینالملل بیشتر از این نمایشگاهها بازدید میکنند، ولی این گالریها در سالهای اخیر به شدت انحصاری برخوردار میکنند و این انحصار گاه تا آنجا پیش میرود که برخی آثار ارزشمند را نمیبینند.
راه دیگر که در سالهای اخیر آسانتر شده، همکاری با چهرههایی است که ارتباطات وسیع و نزدیک با گالریهای مطرح جهانی دارند و حاضرند در قبال دریافت مبلغی یا درصدی از فروش آثار هنری در گالریهای بینالمللی، زمینه لازم را برای عرضه این آثار در سطح جهانی فراهم سازند.

این روند اما چندان کمهزینه نیست و با وجود افزایش بهای دلار، برگزاری یک نمایشگاه در گالری مطرح اروپا و آمریکا که جایگاه جهانی دارد و فروشندههای آثار هنری رفت وآمد بسیاری در آن دارند، نزدیک پنج تا بیست هزار دلار به همراه ۱۰ تا ۳۰ درصد فروش آثار برای یک نقاش یا عکاس بوده و این عدد از توان بیشتر هنرمندان مستعد داخلی بیرون است.
حال در چنین فضایی، برخی وبسایتها و مجموعههای هنری نوظهور از فراهمسازی زمینه برگزاری گالریها در آمریکا یا اروپا با هزینههایی تا کف سیصد تا پانصد دلار و ۵۰ درصد فروش آثار و یا ۱۵۰۰ دلار و 30 درصد فروش آثار سخن به میان میآورند و گویا مهم نیست این آثار تجسمی نظیر نقاشی، نقاشیخط، مجسمه سازی، طراحی و عکاسی و یا آثار تزیینی نظیر سفالگری، فلزکاری، هنر شیشه و چوب و... عرضه شود، بلکه مهم کیفیت آثار است که از داوریها، مهر تأیید را بگیرد و اگر این آثار از کیفیت لازم برخوردار باشد، پس از چند هفته چراغ سبز برای گذراندن مراحل برگزاری نمایشگاه ـ که دستکم چهار ماه به طول میانجامد ـ نشان داده میشود.
در این باره باید گفت که هزینههایی همچون فرستادن آثار، طراحی و چاپ کاتالوگ و پذیرایی در نمایشگاه تعریف شود، بر عهده هنرمند است اما پیگیریها در این زمینه از سوی برگزارکنندگان صورت میپذیرد و حتی اگر آثار از سوی گالری مدنظر هنرمند پذیرفته شود، پیگیری دعوتنامه برای دریافت روادید از سوی این گروه انجام میپذیرد و البته این درصدبگیران اعلام نکردهاند که چنین خدماتی هزینههای جدایی خواهد داشت یا جزو صورتحساب خدمات همان دویست تا ۱۵۰۰ دلار دریافتی است!
با این اوصاف، میتوان بسیار آسان برای این گروهها، روزمه و تصاویر نمونههایی از آثار را فرستاده و منتظر پاسخ بود و به سرعت و با کمترین هزینه قابل تصور به بازارهای هنری جهان راه یافت.
این رویدادی ارزشمند تلقی میشود؛ اما آیا چنین چیزی حقیقت دارد و آیا با حداکثر ۱۵۰۰ دلار و 3 درصد پورسانت فروش آثار هنری، میتوان امیدوار به حضور موفق در نمایشگاههای هنری مطرح جهان بود؟!
اگر چنین اتفاق بیسابقهای رخ داده باشد، عملاً به معنای شکسته شدن انحصار فروش آثار هنری است؛ انحصاری که سالهاست نامرئی در بازار هنر ایران وجود دارد و تنها از کانالهای مشخص آثار هنری، امکان عرضه در بازارهای جهانی را یافتهاند و بسیاری از هنرمندان از این وضعیت گلایهمند بوده، ولی به واسطه عدم برخورداری از توان لابی بینالمللی، نتوانستهاند بر این فضا چیره شوند.
در صورتی که این فضا یک کلاهبرداری نباشد و بازخوردهای مثبت و واقعی از ارائه آثار هنری هنرمندان جوان و دارای آثار شاخص و بینالمللی در گالریهای اروپایی و آمریکایی دریافت شود و ارزآوری و درآمدزایی در این حوزه برای کشور به شکل وسیعی حاصل آید، قطعاً اتفاق بزرگی رخ داده است.
هرچند شاید در رویارویی با چنین پدیدههایی که هنوز در ایران چندان فراگیر نشده باید اندکی محتاطانه برخورد کرد و جوانب امر از سوی صاحبین آثار هنری، پیش از ورود به چنین تبادلی در نظر گرفته نشود، پرداخت حتی یک ریال به واسطههای داخلی، پیش از دریافت پاسخ مثبت گالریهای بینالمللی، چندان منطقی به نظر نمیرسد. با این حال قطعاً در صورت یک توافق منطقی و عمل بموقع دو طرف به توافقات، چنین اتفاقاتی، روندی تازه و انقلابی در توقف انحصار صادرات تولیدات هنری کشور به دیگر کشورها، به شمار خواهد رفت.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
یکی نیست به من بگه نظر ندی میمیری!!!
درست ایشون باید مواظب بود ولی شما هم نباید به ذوقش میزدین من از طرف وی خجالت کشیدم چون خیلی بده آدم ...بگه و همان لحظه لو بره.من خودم هر وقت دروغ بگم سعی میکنم حداقل دو سه سال اعتبار داشته باشه و زود لو نره گرچه فکر میکنم این یکی زود لو رفت.
بهتره جای جبهه گیری خوشبین باشیم به این حرکتهایی که امکان صادرات کالاهای فرهنگی ایرانی رو فراهم کرده اند.
مثلا... هم امکان انتشار مستقیم آثار مکتوب شنیداری و تصویری ارزشمند ایرانی و توزیع و فروشش از طریق شرکت های معتبر بین المللی نیز فراهم نموده.
اصل مطلبش جالب بود خیلی به سالش گیر ندید . هنر هم مثل خنده زبان مشترک همه مردم جهان است و می شود به راحتی از این طریق با غیر هم زبا نها ارتباط برقرار کرد .
و من شر حاسد اذا حسد
خوبه خدا اجرت بده قبلش هم شفات بده
خدا کنه که هنرمندان هم سهمی ببرند ...
وهنوز سالی دو بار به ایران میاد و با هم میریم امامزاده صالح منطقه تجریش
...
پارسال ی نمایشگاه تو دوبی زدم !!!!!
من ی نقاشم که از بچگی کارم نقاشی رنگ و روغن و خطاطی بوده پارسال ی نمایشگاه تو دوبی زدم و اتفاقا ی آمریکایی دیدم به تابلوی من زل زده و یک ساعتی میشه نگاهش میکنه رفتم جلو و به انگلیسی گفتم هی رفیق چه چیزی تو رو محو این تابلو کرده :
بعد ی مکس کوتاه گفت دلیلش چی بود این نقاشی رو کشیدی من گفتم این تابلو نشان از یک عمر دل تنگی و تنهایی من هستش که تو دنیا دنیام پدر و مادرم بودن که در ده سالگی دز ی تصادف از دست دادنمشون و من فقط زنده موندم و من هنوز داغدار تنهاییهایم هستم اونم برگشت گفت منم پدر مادرم رو تو تصادف از دست دادم و من فقط جان سالم به در بردم . خیلی برام جالب بود ما نزدیک یک ماه تو دوبی با هم بودیم و من باعث شدم اون یک مسلمان واقعی بشه وهنوز سالی دو بار به ایران میاد و با هم میریم امامزاده صالح منطقه تجریش
خدایا قربونت برم
به امید روزی که توهم دروغ گفتن را کنار بگذاری و مسلمان شوی.....
منم دوبي ميخوام!!!!!!!
آره این نقاشمون بدجوری دروغ گفت
چون هنرمندی و روح لطیفی داری دروغ هایت نیز بصورت لطیفه درامده اند
اااااای هنرمند
ای داوینچی
پارسال دوبی مسلمانش کرد و هنوز سالی دو بار ایران میاد و میره امامزاده صالح؟! دروغ می خوای بگی اول خوب بهش فکر کن و خوب تنظیمش کن که لو نره!
کاش یه سایت میدادی این نقاشیتو میدیدیم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.