مقابل این فرهنگ لجام گسیخته «شعاردرمانی» بایستیم
آیا این کاندیداهای بیبرنامه قرار است، باز هم به نخبهگرایی نگاه حداقلی داشته باشند و هزینههایش بر اقتصاد و دیگر حوزههایی که برنامه محوری، شرط اصلی در رشد است، تحمیل شود؟

به گزارش «تابناک»، «فرهنگ» واژهای با مفهوم متغیر است که در تاریخ با تغییر بار معنایی همراه بود. برای تعریف «فرهنگ» نخست باید در نظر داشت که گستره این کلیدواژه در دورهای حتی مشتمل بر سوارکاری و تیراندازی هم میشد و در دورههای پسین به اخلاق، نقاشی، ادبیات، موسیقی و اقسام هنر محدود شد و در دوران معاصر نیز جنبههای تازهای یافت که فرهنگ شهروندی، فرهنگ سیاسی و... نیز به رغم آن که پسوندی از دیگر ساحتها دارند با «فرهنگ» پیوند خوردهاند و در دوره معاصر جایگاه فرهنگی پررنگ تری یافت. بواقع فرهنگ مجموعه قواعد، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات و عادات است که در طول زمان دامنهاش در جهتهایی محدود شده یا توسعه مییابد.
از این اخلاقیات و عادات اجتماعی که البته جنبی منفی دارد، به «شعاردرمانی» میتوان اشاره کرد که متأسفانه بسیار فراگیر شده است. این جنبه که به فرهنگ سیاسی بازمیگردد، رویکردی است که از سوی برخی مسئولان موثر در دولت مستقر یا دولتهای پیشین پیرامون حوزههایی از این دولتها بیان میشود که اتفاقاً یکی از چشمهای اسفندیار این دولتها بوده است.
بر پایه این رویکرد، در حالی که نقد جدی درباره کارکرد بسیاری از این مسئولان در دوره حضورشان در پستهای مدیریتی به ویژه وزارتخانهها وجود دارد، دقیقاً یکی از ستونهای اصلی سیاستهایشان را حوزهای قرار میدهند که پیشتر یا حتی هم اکنون، مسئولش بوده یا هستند؛ برای نمونه، مدعی ریاست جمهوری که در سالهای پیشین پست کلیدی اقتصادی داشته و کارکردش در این حوزه با نقدهای جدی همراه بوده، دقیقاً درباره برنامههای اقتصادی سخن میگوید که در دوره تصدی پست، عکسش را انجام میداده است!
در مورد جالبتر، اشخاصی که پیش از این در حوزه سیاست خارجه فعالیت داشته و اشتباهات بزرگی در کارنامهشان ثبت شده، از برنامههایشان برای بهبود و تحکیم جایگاه سیاسی ایران در عرصههای جهانی به ویژه در اروپا و آمریکا سخن به میان میآورند؛ حال آنکه روابط ایران و غرب در دوره مدیریت این اشخاص، یکی از پرتنشترین ادوار بوده و حال با ارتقایشان به سطح رئیس جمهور نیز بعید است بتوانند تحولی عظیم و اساسی حتی در همین حوزهای که تمرکز کردهاند، انجام دهند.
از این دو رویکرد جالبتر، طرح موضوع نخبهگرایی، خبرهگرایی و بهرهگیری از همه چهرههای شاخص سیاسی در بدنه دولت برخی از کاندیداهای بدون سابقه مدیریت کلیدی در کشور است که البته تحقق این شعار مشخصاً غیرممکن مینماید، چرا که چهرههای سطح نخست سیاسی کشور حاضر نخواهند شد وزیر شخصی باشند که مهمترین پست سیاسیاش نمایندگی مجلس یا عضویت در شورای شهر بوده است.
دلیل این همکاری نکردن نیز مشخص است. سیاسیون گمان میکنند دولت چنین شخصی را ـ بر فرض محال که برگزیده شود ـ به واسطه آنکه در صدرش یک چهره دارای تجربه فعالیت در سطح کلان و تعامل طولانی با سیاستمداران ارشد کشور نشسته، شکست خورده تلقی میکنند و حاضر نیستند روی اسب بازنده بختشان را بیازمایند و اعتبار سیاسیشان را هزینه کنند.
اما تنها بخشی از مفهوم «شعار درمانی» تأکید بر نقطه ضعف کاندیداها به عنوان مهمترین برنامههایشان است و آن سوی این شعارها، عدم بیان برنامه دقیق ذیل طرح این شعارهاست که با فاصله دو ماه تا انتخابات ریاست جمهوری، به فرهنگ سیاسی قالب مبدل شده است. مسلماً کاهش تورم و رشد مثبت اقتصادی چنددرصدی سالیانه، بهبود و توسعه روابط سیاسی کشور و تعمیق نفوذ بینالمللی ایران، بهبود فضای فرهنگی و آغاز روند معکوس شاخههای اجتماعی منفی نظیر آمار نگران کننده طلاق ـ که خود به زنجیرهای از عوامل بستگی دارد ـ هر یک نیازمند برنامهای کلان است که دستکم انتظار میرود محورهای اساسی این برنامهها از سوی کاندیداها در جمع نخبگان بیان شود.
با این حال، کاندیداهایی که مدت کوتاهی است عزم حضور در انتخابات «ریاست جمهوری» را کردهاند یا حتی هنوز در بلاتکلیفی هستند، چگونه با طرح شعارهایی که هیچ پشتوانه فکری و کارشناسی ندارد و تاکنون در هیچ جمع دانشگاهی حاضر به تشریحش نشدهاند، قصد دارند چهار یا هشت سال در مهمترین پست اجرایی کشور قرار بگیرند و از قدرت بالای رئیس جمهوری استفاده درستی کنند؟ آیا قرار است این کاندیداهای بدون برنامه، باز هم به نخبه گرایی نگاه حداقلی داشته باشند و هزینههایش بر اقتصاد و سایر حوزههایی که برنامه محوری شرط اصلی در رشد است، تحمیل شود؟
با این اوصاف به نظر میرسد، یکی از راههای شناخت گزینه قابل اعتماد برای نوشتن نامش در روز ۲۴ خرداد روی برگ رأی، همین میزان حضور چهرههای کاندیدا در محیطهای آکادمیک و دانشگاهی طی ماههای اخیر و پاسخ به پرسشهای دانشجویان و نخبگان فعال در این جمعها باشد و در اظهارنظرها نیز بر استفاده از کارشناسان تأکید میشود؛ رویکردی که تنها از سوی معدودی از کاندیداها مورد تأکید قرار گرفته و میتواند در دولت بعدی به شدت راهگشا باشد و بیگمان وقت آن رسیده تا مقابل فرهنگ لجام گسیخته «شعاردرمانی» بایستیم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ما با شعار زنده ایم و اگر نبود شعار ازاری برای ابراز وجو نداشتیم. اینروزها پررنگ ترها پرگوتر و شعارمحور ترند...
بقیه اش را هم خودم سانسور میکنم تا تابناک به زحمت نیفتد!!!
نخبه باید در دانشگاه و تحقیقات باشد و مدیر در شرکتهای خصوصی نتیجه کار را به دولت بفروشد و مدیران دولتی قرار نیست نخبه باشند آنها باید مدیر و اهل سازمان باشند در راستای اهداف کلان .نخبه گرایی در مدیریت کلان و خرد و استفاده از نخبگان فکری به جای نخبگان ابزاری از علل عقب ماندگی جهان سوم مطرح شده است.
باید کاندیداها با برنامه جلو بیایند و هر کاندیدی که فکرش خوب کار نکرد و الله بختکی میخواست کشور رو با شعار اداره کنه رد صلاحیت بشه و افراد نخبه وارد عرصه شوند
اینجوری تا ابدا الدهر باید، کاسه چه کنم .چه کنم دست بگیریم...تنها راه نجات داشتن احزاب قوی است وگرنه اینجوری چهره ها وارد گود می شوند که میشه همین
حالم از اين حرفاي تبليغاتي و شعار هاي دروغ به هم ميخوره!!!!!1 همين!!!!
اين كانديداهاي نوظهور برنامشون رياست جمهوري نيست. اينا ميخوان ثبت نام كنن و بعد به نفع كانديداهاي مطرح برن كنار تا بعدا بتونن براي وزارت خونه يا سازمانها بعنوان وزير يا مدير انتخاب بشن.
احسنت . از این که معیار جدید مفیدی را به توده ی مردم معرفی کردید سپاس گذارم
كانديداها بايد به صورت مكتوب برنامه هاي اقتصادي از قبيل كاهش تورم-ثبات و رونق و به همراه آن برنامه سياست داخلي و خارجي و كاهش تنش را به اطلاع عموم برساند كه آن هم بايد همراه با تعهد و اطمينان باشد تا مردم بتوانند تصمميم بگيرند. اگر به صورت حرف باشد كه بايد فراموش كنيم.
این هم خودش یک شعار است ...
.... و خودمان هم شعار ندهیم !
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.