کاهش ازدواج در کنار رشد طلاق؛
چرا این آمار شوم خریدار ندارد؟!
هنگامی که پای آمار موفقیتآمیز به میان میآید، بسیاری از مسئولان در قامت مدافع از کارکرد خود و مجموعه تحت امرشان درآمده و با آب و تاب از برنامهریزیشان سخن میگویند؛ اما کافی است آمار روی ناخوش خود را نشان بدهد تا حتی یافتن یک خریدار برای آن ـ اگر نگوییم غیر ممکن ـ دست کم به غایت دشوار شود؛ آماری مانند سقوط نرخ ازدواج در کنار رشد روزافزون طلاق که سالهاست به روند ثابت تبدیل شده، ولی هنوز مشتری ندارد!

بنابراین، با قیاس این آمار با آمار طلاق سال نود (۱۳۹ هزار و ۹۶۳ مورد) درخواهیم یافت که میزان شیوع طلاق افزایش ۷ درصدی داشته است که با نیم نگاهی به آمار سالهای پیشتر، حکایت از ثبات در روند رو به رشد طلاق در کشورمان خواهد داشت.
افزایش واقعه نامطلوب طلاق در حالی رخ میدهد که بر پایه آمار ثبت شده از رویداد ازدواج و شکل گیری نهاد خانواده، نرخ ازدواج در کشورمان طی سالهای ۸۷ تا ۸۹ تقریبا روند ثابت و خطی را تجربه کرده و با کمال تأسف در سال ۹۰ با سقوط روبهرو شده است؛ روندی نومید کننده که گویا در سال ۹۱ نیز تداوم یافته، چراکه بر اساس آمار ارائه شده از سوی رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک، طی سال گذشته ۷۹۱ هزار و ۶۵۶ ازدواج از نوع دایم و موقت به ثبت رسیده که فارغ از ممزوج بودن ازدواج نوع دایم با ازدواجهای موقت، حکایت از روند نزولی آمار ازدواج دارد.

این اتفاق در حالی روز به روز تکوین یافته و بحران را تشدید میکند که از سالها قبل و با توجه به پیشی گرفتن رشد نرخ ازدواج به نسبت نرخ طلاق، زنگ هشدار بحران به صدا درآمده بود؛ اما بیتوجهی به هشدارهای آن موقع در کنار عواملی که بر شدت آن میافزودند، ماجرا را اینقدر پیچیده کرد که اکنون میبینیم، نرخ ازدواج روند نزولی در پیش گرفته، حال آن که آمار طلاق همچنان روند رو به رشد خود را نگه داشته است.

با کمی تأمل در آمارهای ارائه شده از این دو رویداد در سالهای گوناگون، درخواهیم یافت که هر چند ممکن است عامل اقتصادی نقشی انکار ناپذیر در هر دو رویداد داشته باشد، بیگمان باید برای یافتن علت اصلی بروز این پدیده، به سراغ عواملی فراتر از مشکلات اقتصادی رفت؛ موضوعاتی مانند افزایش سن ازدواج و مشکلاتی که به همراه میآورد، معضل بیکاری و پیامدهای جانبی آن و بسیاری مؤلفههای دیگر که شاید تا کنون در حد و اندازه شعار نیز مورد توجه قرار نگرفتهاند.
اینجاست که پرداختن به نقش مؤلفههایی از این دست، ما را به راهی رهنمون میسازد که از یک سو در بعد ازدواج هزاران مسئول دارد اما به گواه آمار، سقوطی را نشان میدهد که بیمسئول رها شده و از سوی دیگر، در بعد طلاق که در سخنان بسیاری از مسئولان نگران کننده خوانده میشود، ولی در مقام عمل حتی منجر به یک طرح مختصر ـ که قصد تقویت بنیان خانواده و جلوگیری از بروز طلاق شود ـ نشده است!
این مهم را میشود از آمار یازده میلیون نفری دریافت که به رغم قرار داشتن در سن ازدواج، هرگز ازدواج نکردهاند؛ حال آنکه یکی از دلایل شکلگیری نهادهایی مانند وزارت ورزش و جوانان، سامان دادن مشکلاتی از این دست بوده است. چه بسا با چنین آمار نگران کنندهای در حوزه ازدواج، رشد واقعه نامطلوبی همچون طلاق ـ که از قضا متولی هم ندارد ـ بدیهیترین رخدادی باشد که باید منتظر شنیدن آمارهای نگران کنندهتر درباره آن باشیم!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سربازی تو این مورد هم باز مشکل افرینه
اگه گفتين علت اصلي طلاق چيه ؟؟............................................................
ازدواج ديگه بابا
من شدیدا با ازدواج موافق هستم.
راستشو بخواید من از اون اول بچه گی ادم تنهایی بودم
یعنی در جمع ولی تنها!
ازدواج کردن برام از نظر اقتصادی و کار و خونه نگران کننده نیست(البته این ها همه مهمن) ولی این که بخوام هر روز سر هر قضیه ای با خونواده خودم و همسرم و خود همسرم بحث کنم برام عذاب اوره
چون اصلا تحمل حرف زدن باهاشون رو ندارم
تازشم کی به ادم دیوانه ای مثل من زن میده.
من تنهام و از تنهایی خود دلشادم!
در اینکه یافتن شغل مناسب ازدواج و گذران زندگی بسیار سخت شده و دولت هم به اندازه کافی کوتاهی کرده شکی نیست.من به عنوان کسی که 4سال پیش و با مهریه ای به تعداد سال تولدم عقد و دو سال پیش عروسی کردم با قاطعیت میگم که اگر دختر و پسر همدیگه رو از ته دل بخوان میتونن با تمام مشکلات زندگی کنار بیان. پدر همسرم به دلایلی هیچ کمکی به پسرش نکرد و ما تقریبا از صفر شروع کردیم(این بماند که پدرم هوای دخترشو داره و هزینه فوق لیسانسمو با افتخار تقبل کرد). قهر و دعوا و آشتی هم زیاد و تا دلتون بخواد کردیم مهم اینه که همدیگه رو درک کنیم و صبرمونو بالا ببریم وگرنه چه با یک سکه و چه با 1000سکه نمیشه کسی رو مجبور به سازش وادامه زندگی کرد .حالا هم داریم تو یه شهر بندری با تمام مشکلاتی که دوری از خانواده داره زندگی میکنیم وحتی گاهی اوقات آخر ماه فقط پول خرید نون برامون میمونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!با این حال زندگیمو و شوهر عزیزمو دوست دارم.
وقتی بعد از دو سال کار دو میلیون پس انداز ندارم اخه با چه جراتی ازدواج کنم؟؟؟ بخوام هم نمیتونم واقعا سخت و طاقت فرسا شده .
با سلام خدمت عزیزان
بنده 32 سال دارم و کارمند هستم شغل خوبی دارم (نسبت به اکثریت جامعه)حقوق دریافتی حدود 1میلیون و هشتصد بررسی کردم که برای ازدواجم حداقل به 60 میلیون پول نقد احتیاج دارم (تخمین اصطلاحا در سطح یک خانواده متوسط انجام شده) طی این 10 سال کار بدلیل مشکلات اقتصادی و هزینه های جور واجور نتوانسته ام پس انداز کنم چه برسد به کسانی که شغلی ندارند درضمن هم مورد مناسب سراغ دارم و هم علاقمند به تشکیل خانواده هستم ولی مشکلات اقتصادی که هر روز افزایش می یابد امکان ازدواجرا گرفته است
واقعا شرایط زندگی کردن سخت شده
من الان حدود دو ساله که عقد کردم و تا حالا بدلیل اینکه نتونستم امکانات اولیه زندگی رو فراهم کنم موفق نشدم برم سر خونه زندگی
کم کم دارم به این نتیجه میرسم که با این شرایط هیچوقت نخواهم توانست تشکیل زندگی مشترک بدهم و حالا بعد از دو سال با خانمم داریم در مورد طلاق فکر می کنیم
آخه هر جور فکر میکنیم جور در نمیاد حتی با اینکه تصمیم داریم مراسم هم نگیریم باز هم نمیتونم هزینه یک زندگی مشترک را فراهم کنیم به همین خاطر بهترین گزینه رو طلاق میدونیم و اینکه هر کس بره دنبال بدبختی خودش
آمار ازدواج را باید مطابق با آمار افراد با سن ازدواج مقایسه کنید، هر چند کاهش ازدواج در اثر فشار زندگی واضح است اما در ارائه ی آمار باید در نظر گرفت که پیک متولدین اوائل دهه ی 60 ازدواج کرده اند و افراد در شرف ازدواج کاهش یافته و آمار ازدواج هم طبیعتا باید کاهش پیدا کند.
اقا استاد کجا پیک اوائل دهه 60 ازدواج کردن این امارو از کجا در اوردی منو هر کی که دهه 60 که دارم میبینم مجرده داداش
نميدونم چرا بدون اطلاعات جواب ميدي دهه ي 60ي ا دقيقا گروهي هستند كه مبتلا به اين موضوعند از دهه 70 به بعد امار پايين اومد اما رشد ازدواج يك سوم رشد مواليده لطفا اگه اطلاعات نداريد كامنت نادرست نگذاريد
11 میلیون مجرد هستیم هنوز که از همون دهه 60 ایم!!!
جون مادرتون سربازی رو حذف کنید یا لااقل یه حقوقی براش درنظر بگیرید.
اگر دولت به افراد بیکار و همچنین فرزندانشان حقوق بیکاری پرداخت نماید و همچنین حداقل سالی یک بار از زندگی کلیه کودکان و نوجوانان توسط مددکاران تحقیق نماید ، طلاق مشکل خاصی ایجاد نمی کند.
با اين وضع گراني بقيه هم در رودر بايسي قرار گرفته اند كه زن هايشان را طلاق نميدهند
قربونت برم احتیاجی به آمار نیست تو این اوضاع تو خودت ازدواج میکنی از 7، 8 سال به اینور همینجور داره اوضاع بدتر میشه ..
به نظر من بالا بودن مهريه ها (با توجه به رشد عجيب و غريب قيمت سكه) يكي از عوامل مهم كم شدن ازدواج و بالا رفتن طلاق است.با توجه به اينكه خيلي ها مهريه را به اجرا مي گذارند پسرها جرات ازدواج ندارند.همچنين خيلي زن ها با چند صو ميليوني شد و يا چند ميلياردي شدن مهريه به راحتي با كوچكترين مشكل مهريه را چماق مي كنند و به اجرا ميگذارند و دانسته و يا ندانسته زندگيشان را خراب مي كنند
رسم و رسومات دست و پا گیر،نبود شغل و درآمد مناسب،بالا رفتن توقعات و چندین و چند مشکل بزرگ دیگه...خب چطور انتظار داریم آمار ازدواج افزایش پیدا کنه!!؟ تازه خیلی از همین مشکلات بعد از ازدواج ادامه پیدا میکنه و زمینه ساز طلاق میشه! باید یه فکر راه حل بود!
بهتر آقا طلاق بیشتر و ازدواج کمتر نتیجه میشه بچه کمتر شهر خلوتتر، کار بیشتر، هوای بیشتر، فضای بیشتر، پول بیشتر، ترافیک کمتر! خیلی هم خوبه!
خدا پدرت رو بیامرزه حرف حساب زدی خداییش!!!
بهعلت قانون ضعیف طلاق است وقتی مرد بخواهد طلاق بده باید مهریه بده ولی اگر زن بخواهد طلاق بگیر مهریه خبری نیست مردها زنهارا رها کرده تا جان به لب شده و خود درخواست طلاق کنند تا مهریه هم در حد اقل به آنها برسد - پس قانون را اصلاح کنید
من میخوام ازدواج کنم.20سالمه.دانشجوام.باباش نمیزاره میگه باید سربازی بری بیای... تا درسم تموم شه و برم سربازی بیام شده 5سال و طرف 2تام بچه داره..تورو خدا یه فکری هم برا سربازی کنن مسئولا.. بابا بخدا 2سال خیلیییییییییهه..
با اینهمه مصیبت اقتصادی دیگه توان ازواج نداریم خرج خودمو با حقوق ما850 هزارتومن در نمیارم به همه بدهکارم چه برسه به خرج خونه وزن وبچه
مقصر يك سومش پيدا شد: فيسبوك...
همه علت نوسانات و بالا و پایین این امار را میدانندولی کی میخواد واز کجا شروع کند را نمیدانیم.
من الان 3 ساله بیکارم و کار درستی پیدا نکردم اگه کار درستی پیدا کنم و بتونم خانه ای هم اجاره کنم و خرج ازدواجم هم جور بشه حتما ازدواج میکنم ولی اینها همش اگه هست...
اينكه مردم نمي توانند به دليل گراني و بيكاري ، ازدواج كنند به سازمان جوانان ربط داد ؟
اصولا"ازدواج مردم به دولت ربط دارد ؟
وظيفه دولت ايجاد رفاه براي شهروندان است ، چه مجرد و چه متاهل
به نظر می رسد باید یک یا دو دهه را بررسی کرد تا بتوان نتیجه گیری خوبی انجام داد . دلایل رکود ازدواج :
1. مشکلات اقتصادی
2. بدلیل رشد شهر نشینی ارتباطات سنتی از بین رفته است . و خانواده ها بدلیل شهرهای زندگی در شهرهای بزرگ اعتمادشان به هم کمتر شده است.
3. نیاز به تحصیل و استقلال اقتصادی بالاخص در دختران
4. مطالبه زنان در حقوق برابر با مردان
5. عدم پرداختن حکومت به این مقوله بصورت بی پرده
6. ترس از مهریه بالا در مردان
پیشنهاد می شود تابناک یک سری جلسات با حضور کارشناسان و دختران وپسران با دعوت عمومی تشکیل دهد و روی این مقوله بحث کنند
و اما در مورد طلاق:
1. استقلال اقتصادی خانمها
2. مهریه بالا به طوری که زن می تواند با طلاق صاحب خانه و.. شود
3. عدم اعتماد زوجین به همدیگر با توجه به اینکه اکثرا زمانهای روزانه هر دو زوح از همدیگر حدا هستند و در محیطهای مختلفی کار می کنند
4. عدم آشنایی کافی در زمان ازدواح از همدیگر
5. تبلیخ بد فیلمهای ایرانی شما نگاه کنید اکثر فیلمها براهمیت و شادابی زندگی زوجین تاکید نمی کند بلکه بیشتر بر خیانت ها متمرکز شده است .
خیلی خوب نوشتی
واقع بینانه بود
این آمار باید با توجه به رشد جمعیت تعدیل بشه چون با رشد جمعیت، طلاق هم متناسبا افزایش پیدا میکنه که یعنی نسبت طلاق به جمعیت تقریبا ثابته. اونچه که کاهش پیدا کرده، سرانه ی ازدواجه که دلایلش هم بر همگان هویداست.
برادر گرامی، وقتی میگه: "نابراین، با قیاس این آمار با آمار طلاق سال نود (۱۳۹ هزار و ۹۶۳ مورد) درخواهیم یافت که میزان شیوع طلاق افزایش ۷ درصدی داشته است" یعنی:
با در نظر گرفتن نسبت افزایش جمعیت، 7 درصد رشد داشته ایم.
وقتی برادر من که دارای مدرک کارشناسی عمران ، بعد از دوسال خدمت همچنان دوسال بیکار خب معلومه چه وضعیه باوجودیکه برادرم به هردری می زنه که بتونه شاغل بشه،الان در شهر ما بدلیل عدم وجود شغل، جوانان به هر شغلی منجمله سوپرمارکتی، اغذیه و غیره... روی آوردن.
مسئله اقتصاد و ازدواج مرتبط و جدایی ناپذیراند مگر میشود با جیب خالی ازدواج کرد تمام این افرادی که ازدواج کرده اند الان پشیمان و خجالت زده زن و بچه خود شده اند که در بعضی موارد توانایی نان هم ندارند چه برشد به زندگی معمولی تابناک برای همه زندگی ها سخت شده ولی مردم ایران با نجابت و استوار ایستاده اند به امید فردای بهتر
خواهرم 42 ساله معلم مجرد
برادرم کارمند معمولی با سن 34 سال مجرد ( علت مجردی نداشتن درآمد کافی و ....)
در اطرافم پر است از پسر و دختر بالای 30 - 35 سال مجرد . این درسته؟؟؟؟؟؟ چرا کسی کاری نمیکنه . اکثرا هم درآمد کافی ندارند . خبر از کرایه خانه ها در تهران دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
البته یک دلیل عمده طلاق تربیت نادرست خانوادگی است.
فقط با ايجاد كار و ارزانى ميشود كارى كرد وام و قرض الحسنه و حتى پول مجانى كارى از پيش نخواهد برد !! بايد هزينه مردم را كاهش دهيد وگرنه وضع از اين هم بدتر خواهد شد
آنچه که ژرفای این ناهنجاری را هر چه بیشتر گویا تر و تأسفبار تر می کند آن آست که طبق همین آمار های رسمی موثق ، شمار و در صد بسیار بالائی از این طلاق ها زود تر از دومین !!!! سالروز ازدواج رخ می دهد و باز هم خیلی بد تر آنکه ، باز هم رقم بسیار بالائی از همین ها هم در قالب " طلاق توافقی " صورت می گیرد :
یعنی اینکه هر یک از دو تازه-عروس و تازه-دامادی که هنوز گل- کاری روی ماشین شب پیوند آسمونیشون خشک نشده !!!! به این نتیجه می رسند که علیرغم آن همه هزینه های مادی و معنوی تحمل و تحمیل شده به هر دو طرف ، متأسفانه در انتخاب خود کاملا اشتباه کرده اند و دیگر قادر به ادامۀ زندگی مشترک نیستند و پس- آمد های ناخوشایند جدائی را به تداوم این هم-سرنوشتی ترجیح می دهند ؛
یکی از عوامل اصلی و بزرگ کاهش ازدواج سربازی است که به کل جوانان را از کار و تخصص و تحصیل دور می کند و زمینه ساز بی کاری و فقر است
مشکلات اقتصادی ، فرهنگی ، ساختاری و... واقعا ما برای ازدواج چه استانداردی داریم تو کشورمون؟
یکی تئوری بگه یه ازدواج صفر تا صدش چطوری پیش میره؟
یه بچه هم میفهمه چقدر مشکل هست!
مشکلات موضوع زندگی اند.
دریای آرام ناخدای قابل نمیسازد.
عزیزم با این گرونی و نبود کار مناسب و ( پول و دستمزد ) میشه ازدواج کرد.؟!؟!
مسئولین هیچ کاری نمیکنن.
وقتی من نمیتونم شکم خودمم سیر کنم که فکر کردن به ازدواج برام حرام میشه.
تازه از توقع خانمها هم صحبت نمیکنم...
سربازی...........
دلایلش زیاد سخت نیست:من جوان دهه 60تا حالا دغدغه تحصیل داشتم(که حالا با واشدن در دانشگاهابی ارزش شده) اما الان دغدغه کار دارم و تنها کارهای نچندان مربوط با حقوق پایه پیش رومه.معلومه که با 500هزار تومن درآمد تا ابدهم نمی تونم شرایط ازدواج رو مهیا کنم.اما حالا که دارم به دهه سوم زندگی میرسم دیگه از تبش افتادم و برام مهم نیست.ومیبینم اونایی که ازدواج کردن تحت چه فشاری هستن و میبینم زوجهایی که هر سال وام جدید میگیرن واضافه میکنن به پول رهن خونه گران شده.
وقتی غم مردم نون شبه معلومه به بهداشت جسمی و روانی خودشون اهمیت نمیدن و کارشون به اختلاف و طلاق می کشه.
مسائل و مشکلات اقتصادی زجر آور هستند
ولی در 90 درصد مواقع، باعث جدایی نیست
طلاق در قشر مرفه بیشتره
یه جوون 27 ساله ام.به زودی میرم سربازی.دروغ چرا،دلم میگیره وقتی میبینم جوونای هم سن و سال من زن دارن و من تنهام...
ای خدا.
بابا 100 سکه می شه 140 میلیون . مگه آدم دیوونس بره زن بگیره؟
یه روزی14 تا هم میشه 140 میلیون
آقا وضعت خوبه که می گی 100 سکه!!!
امروز شاهد یه عقد با 14 سکه بودم!!!
بیشتر بگرد هست.
تابی جون ثبت طلاق مال ثبت احوال نه ثبت اسناد و املاک دقت کن.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.