قتل همسر بعد از بازگشت از عروسی
مردی که متهم است همسرش را با واردکردن ضرباتی به سرش به قتل رسانده در دادگاه کیفری استانفارس محاکمه خواهد شد. این متهم قرار بود هفته پیش در دادگاه از خودش دفاع کند اما به دلیل غیبت وکیلمدافعش جلسه دادگاه به تعویق افتاد.
به گزارش شرق، کارآگاهان جنایی شیراز تحقیق پیرامون این پرونده را از وقتی آغاز کردند که از بیمارستانی به آنان خبر دادند، زن جوانی به نام مریم، جانش را از دست داده و به نظر میرسد مرگ وی، قتل باشد. پس از آنکه جنازه مریم به پزشکی قانونی منتقل شد متخصصان متوجه شدند روی بدن این زن جراحاتی وجود دارد که نشان میدهد او ساعاتی قبل از مرگ مورد ضرب و جرح قرار گرفته است. آنان همچنین اصابت ضربات جسم سخت به سر مقتول را علت مرگ وی اعلام کردند.
کارآگاهان با توجه به شواهد موجود احتمال دادند قتل مریم توسط فردی آشنا به وقوع پیوسته است. در این بین، شوهر مقتول به نام فرزاد بیش از همه در مظان اتهام قرار داشت زیرا اطلاعات بهدستآمده از اختلاف این زوج حکایت میکرد. فرزاد بعد از دستگیری به کشتن همسرش اقرار کرد و گفت: «من و مریم از مدتها قبل با هم اختلاف داشتیم او بدون اجازه من هر کاری که دلش میخواست انجام میداد و هرچه که تذکر میدادم و از وی میخواستم رفتارش را اصلاح کند، باز هم همان کارها را تکرار میکرد. این رفتارهای مریم باعث شده بود مرتب با هم جروبحث داشته باشیم.»
متهم به قتل ادامه داد: «روز حادثه مریم بدون اینکه اجازه بگیرد به جشن عروسی یکی از اقوامش رفت این کار او مرا به شدت عصبانی کرد و وقتی وی به خانه بازگشت با هم مشاجره کردیم. بعد از آن از مریم خواستم قرصهای اعصابم را برایم بیاورد اما او توجهی نکرد و همین کار او خشمم را بیشتر کرد تا اینکه در نهایت کنترل خودم را از دست دادم و به او حمله کردم و کتکش زدم. ابتدا با مشت به صورتش کوبیدم و بعد چوبی را که در گوشهای از خانه افتاده بود، برداشتم و چند ضربه به سرش زدم و همسرم غرق درخون به زمین افتاد و بعد از انتقال به بیمارستان جانش را از دست داد.» فرزاد در ادامه اظهاراتش گفت: «من قصد نداشتم مریم را به قتل برسانم اما رفتارهای او مرا به ستوه آورده بود و هنگام ارتکاب قتل آنقدر عصبانی بودم که هیچ کنترلی بر اعمالم نداشتم و اکنون از کاری که کردهام پشیمان هستم.»
متهم در ادامه تحقیقات صحنه جنایت را بازسازی کرد. از سویی، اولیایدم مقتول طی شکایتی مجازات فرزاد را خواستار شدند. در نهایت، پرونده با صدور کیفرخواست در اختیار قضات شعبه 5 دادگاه کیفری استانفارس قرار گرفت و متهم به دادگاه منتقل شد تا در برابر اتهام قتل عمدی از خودش دفاع کند ولی به دلیل غیبت وکیل مدافعش جلسه دادگاه به تعویق افتاد.
به گزارش شرق، کارآگاهان جنایی شیراز تحقیق پیرامون این پرونده را از وقتی آغاز کردند که از بیمارستانی به آنان خبر دادند، زن جوانی به نام مریم، جانش را از دست داده و به نظر میرسد مرگ وی، قتل باشد. پس از آنکه جنازه مریم به پزشکی قانونی منتقل شد متخصصان متوجه شدند روی بدن این زن جراحاتی وجود دارد که نشان میدهد او ساعاتی قبل از مرگ مورد ضرب و جرح قرار گرفته است. آنان همچنین اصابت ضربات جسم سخت به سر مقتول را علت مرگ وی اعلام کردند.
کارآگاهان با توجه به شواهد موجود احتمال دادند قتل مریم توسط فردی آشنا به وقوع پیوسته است. در این بین، شوهر مقتول به نام فرزاد بیش از همه در مظان اتهام قرار داشت زیرا اطلاعات بهدستآمده از اختلاف این زوج حکایت میکرد. فرزاد بعد از دستگیری به کشتن همسرش اقرار کرد و گفت: «من و مریم از مدتها قبل با هم اختلاف داشتیم او بدون اجازه من هر کاری که دلش میخواست انجام میداد و هرچه که تذکر میدادم و از وی میخواستم رفتارش را اصلاح کند، باز هم همان کارها را تکرار میکرد. این رفتارهای مریم باعث شده بود مرتب با هم جروبحث داشته باشیم.»
متهم به قتل ادامه داد: «روز حادثه مریم بدون اینکه اجازه بگیرد به جشن عروسی یکی از اقوامش رفت این کار او مرا به شدت عصبانی کرد و وقتی وی به خانه بازگشت با هم مشاجره کردیم. بعد از آن از مریم خواستم قرصهای اعصابم را برایم بیاورد اما او توجهی نکرد و همین کار او خشمم را بیشتر کرد تا اینکه در نهایت کنترل خودم را از دست دادم و به او حمله کردم و کتکش زدم. ابتدا با مشت به صورتش کوبیدم و بعد چوبی را که در گوشهای از خانه افتاده بود، برداشتم و چند ضربه به سرش زدم و همسرم غرق درخون به زمین افتاد و بعد از انتقال به بیمارستان جانش را از دست داد.» فرزاد در ادامه اظهاراتش گفت: «من قصد نداشتم مریم را به قتل برسانم اما رفتارهای او مرا به ستوه آورده بود و هنگام ارتکاب قتل آنقدر عصبانی بودم که هیچ کنترلی بر اعمالم نداشتم و اکنون از کاری که کردهام پشیمان هستم.»
متهم در ادامه تحقیقات صحنه جنایت را بازسازی کرد. از سویی، اولیایدم مقتول طی شکایتی مجازات فرزاد را خواستار شدند. در نهایت، پرونده با صدور کیفرخواست در اختیار قضات شعبه 5 دادگاه کیفری استانفارس قرار گرفت و متهم به دادگاه منتقل شد تا در برابر اتهام قتل عمدی از خودش دفاع کند ولی به دلیل غیبت وکیل مدافعش جلسه دادگاه به تعویق افتاد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سلام.اگر درزندگی مشترک هرکدام خود رابجای همسرشان فرض کنند.ومرتب به این فکر کنند که ایا حق همسری را بینی وبین الله اداکرده ام یا نه ودر صدد ان باشند زندگی برای طرفین لذت بخش خواهد شدودیگر نزائی نخواهد بود.این اتفاقات غم انگیز نتیجه خود خواهی وخود پسندی یکی از طرفین است.
به فرض محال گیریم که همسر این آقا 100درصد بوده! اما اینکه بعضی از دوستان دارند عمل جنایتکارانه این آقا رو توجیح میکنند واقعا یه زنگ خطر بزرگه...
منم مجردم و خوشحالم که ازدواج نکردم ... با این اوضاع و احوال که همه اعصاب درست و حسابی ندارن ازدواج یعنی چند برابر شدن مشکلات
مشکل اصلی این بوده که این آقا قرصهای اعصابشو دیر خورده و می خواسته تعادل زندگی را از راه مشت و لگد حاکم کنه و نا با منطق و عقل ( اگر خیلی ناسازگار بود در نهایت طلاقش می دادی ! ) البته اگر مدتی آب خنک بخوره و و به قصاص محکوم بشه اعصابش سر جاش می یاد
علت طلاق ندادن مردها اغلب مهریه بالایی است که تعیین کرده اند وحالا بعد از چند سال نمیتوانند طلاق بدهند برای همین با اختلاف ودعوا زندگی می کنندو که نهایتا" منجر به قتل می شود پس این قتلها ناشی از مهریه بالا است که اول بلای جان زنها وبعد مردها می شود
خیلی جالبه . یکی زده شریک زندگیشو کشته حالا شماها افتادین به جون هم که مردا بد هستن یا زنها ؟؟؟ دوستان عزیزم قضاوت کار خیلی سختیه و قضاوت در اختلافات خانوادگی خیلی خیلی سخت تر . به نظر من مشکل از اونجایی شروع میشه که ازدواجها بدون شناخت از خود و شناخت از طرف مقابل انجام میشه . ولی تحت هر شرایطی هیچکدوم از طرفین حق بی احترامی و ضرب و شتم هم رو ندارن .
بنظر من زن را نباید کشت.همین:-)
به نظر من وقتي زن شروع كرد به كج خلقي وبد رفتاري وبهانه جويي يعني اينكه از شوهرش رضايت كامل ندارد زندگي متاهلي زماني لذت بخشه كه زن ومرد هر روز بيشتر از روز قبل به هم نزديك وعاشق هم باشن لذا وقتي علاقه اي نباشه لزومي نداره كه مرد اصرار به ادامه زندگي داشته باشه بلافاصله بايد طلاقش بده وهرگز به پاش نيفته و غرورخودش وخدشه دار نكنه كه در نهايت منجر به چنين اتفاق ناگواري بشه عدم سازش وعلاقه به زندگي= با طلاق تمام
شوهرمن اوايل ازدواجمون خيلي از كاراي من ايراد ميگرفت خيلي هم شكاك بود اينقدر بد اخلاق ميشد كه خاطرات بدي از دوران نامزديم دارم ولي من تمام كارايي كه اون بدش مي اومد رو كنار گذاشتم والان زندگيم خيلي خوبه. بهم مي گه من خيلي وقته چيزي ازت نديدم خيلي باهام خوبه بهم اعتماد كامل داره در ضمن اين كار من بخاطر علاقه ام بخودش بود درحالي كه از نظر مالي و اجتماعي و سطح خانواده خيلي از اون بالاترم ولي هيچ وقت اين تفكر رو تو ذهنم ندارم كه من بالاترم....
از نظر مالي و اجتماعي و سطح خانواده خيلي از اون بالاترم ولي هيچ وقت اين تفكر رو تو ذهنم ندارم كه من بالاترم....
كشتن انسانها در هر شرايطي در قران نفي شده پس چه خوبه با پناه اوردن به ايات قران صبوري را ياد بگيريم ياد بگيريم در برابر فشارها چگونه بايستيم نه اينكه بزنيم بكشيم بعد هم بگيم پشيمانيم.اين از بي ايماني است .
قابل توجه دخترانی ک ازدواج رو خوشبختی و مجردی رو بدبختی میدونن
بخونید اینارو خواهشا
در ضمن این مرد هرگز حق کتک کاری نداشته
مشکل بین زن و شوهر حل شد شد نشد میری طلاق میدی
در آخر، خوش بحال خودم که مجرد هستم و خواهم بود
منم از ازدواجم پشیمونم اما چون شغل ندارم دارم اخلاق گند شوهرم را تحمل می کنم همیشه در خانه تنهام حتی موقعی هم که خونه هست باز من تنهام فقط با باباش و مامانش حرف می زنه
بابا کار درست!
مردی که بخواهد اجازه ندهد زنش به عروسی اقوامش برود که درخواست به حقی است، موجود ضعیفی است و از مردانگی فقط امر کردن و نهی کردن را می داند.
میخواست مثبت بدم اشتباهی منفی شد. با نظرت کاملا موافقم
بخواهد اجازه ندهد یعنی چی؟ این بحث احترام است
چه ربطی داره مجیدجان
از کجا معلوم که این خانم اصلا اجازه گرفته باشه؟ احتمالا اگه اجازه گرفته بود و شوهرش می دونست الان زنده بود.هر چند کار اون آقا بسیار اشتباه بوده.باید دید چه چیزی باعث این کار شده
تموم امور در دست زنه البته در شرايط كاملا معمولي بدون اينكه شوهر بيماري رواني داشته باشه. زن مي تونه آرامشي در خانه ايجاد كنه كه زندگي در بهترين حالت ممكن پيش بره من براي شوهرم زندگي مي كنم اون هم براي من پس همون طور كه من مي خوام اون باب ميل من رفتار كنه من هم بايد مطابق ميل اون رفتار كنم.
آفرین به شما که یه فرد روشن فکر هستی. باید حقوق دو طرف رعایت بشه.
در مملکت ما طلاق خیلی بد جا افتاده طرف بخاطر حرف اطرافیان مجبوره بدون عشق زندگی کنه آخرش یعنی این
واقعا طلاق چیز بدیه. ولی اگه مجبور بشه آدم دیگه چاره ای نیست.کار بد ، بده . به هر شکلی که می خواد باشه
از اون دردناک تر منفی های شما و مثبتهای نظر بالایی است. می دونی که ستم به مردان فاجعه ولی نسبت به زنان سنت است!!!!!
همیشه افراد باید برا کار زشتشون یه دلیل داشته باشن که اون رفتار رو نوجیه کنن ولی آیا زن در این فرهنگ اینقدر بی ارزش تلقی می شود که به خاطر یک نافرمانی مسنحق مردن است . دوست عزیز "ناشناس" از این افکار شما متعجب شدم که چطور قکر نکردی ممکن است قضاوتت در مورد اون خانمی که اصلا نمی شناسیش غلط باشه . چه خوبه یاد بگیریم پیشداوری در مورد دیگران رو کنار بگذاریم . شما رفتار زشت این آقا رو گذاشتی رفتی سراغ حرفایی که اصلا معلوم نیست چقد صحت داره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
عزیزم شما خودت چقد از زندگیشون میدونی مگه که اینطوری دفاع میکنی؟
با این شرایط خودت را جای اون مرد بگذار.صددر صد کارش اشتباه بوده. ولی ببین دوست داری زنت همچین رفتاری داشته باشه. شادیش را با بقیه باشه و نق نقش برای تو.
طلاقو گذاشتند برای همینجور موقها
تازه قصد کشتنشو نداشته!!!
این آقا برده گرفته یا زن !!!!! با این اعصاب بیجا کرده زن گرفته !!!! بعضی آدما عقده بله چشم شنیدن دارن
من با نظر شما مخالفم اسلام و دین ما برای زن و مرد حقوقی را تعیین کرده کار این خانم اشتباه بوده ولی جوابش زدن نیست حرف زدن اگر نشد طلاق برای همین روزاست
گوش کردن به حرف و تعهد به زندگی از دید شما یعنی بردگی؟؟؟
براتون متاسفم
ازدواج با عشق و علاقه ...
کسب اجازه از شوهر برای هر کاری....
کشته شدن در اوج بی دفاعی به خاطرفقط و فقط کلافگی شوهر ...اینکه چرا مانند یک برده رفتار نمی کند...
..
چه بدبخت و بی پناه است زن در این جامعه
چه بدبخت و بی پناه است مرد در این جامعه. که زنی باید بدون اطلاع شوهرش بره عروسی .مگه همسرش نیاز به خوشی نداره که بدون اطلاعش میره جای دیگه.
لطفا به قوانین اسلام رجوع کنید هردو راه را اشتباهی رفتن
ربطی به بدبختی و بی پناهی نداره دوست عزیز. ازدواج از اسمش معلومه. یعنی زندگی مشترک. اگر مرد یا زن قراره که هر کاری که دلش میخواد بکنه بدون اطلاع دادن به شریکش خب چرا با هم ازدواج کردند؟ این داستان هر کسی رو ممکنه ناراحت کنه. حتی اگر قضیه رو بر عکس کنیم و مرد بدون اطلاع زنش هر کاری بکنه معلومه که اون زن هم ناراحت میشه. زندگی مشترک با برده داری فرق میکنه دوست من.
یک مرد حق داره بدونه زنش کجاست و چیکار میکنه.
کار صد در صد اشتباهی انجام داده ولی از گفته هاش مشخصه که خدابیامرز عاصی و کلافش کرده بوده این قضیه رو کسایی میفهمند که هر کاری میکنی برای آرامش زندگیت ولی زنت سر ناسازگاری داره مدام می خواد لجبازی کنه که البته راهش طلاقه نه کشتن البته عدم کنترل اعصاب باعث این اتفاق ناگوار شده( یه لحظه عصبانیت=یه عمر حسرت )
بیچاره رفتی عروسی یکی از فامیلاش. چی باعث شده فکر کنید شوهرش حق داشته از مراوده با فامیلاش منعش کنه؟ مگه اسیر بوده؟ ضمنا طرف عصبی بوده خودش داره میگه قرص میخورده. شما شدی کاسه داغتر از آش؟
با این مهریه های میلیاردی ( قیمت سکه باعث اونه) مگه میشه گفت بالا چشمت ابروست؟ قتل یا خودکشی راهیه که خیلیها رو مجبور میکنه
سلام.
در زندگی هرمشکلی را بصورت یک مساله ببینیم که حتما" راه حلی دارد نه یک مساله بغرنج و لاینحل. لذا اینگونه عکس العملها راه حل نیست.
چرا آخه وقتی دو نفر نمیتونن در کنار هم به خوبی و آرامش زندگی کنند چه اجباری هست به زندگی مشترکشون ادامه بدن که خدای نکرده کار به اینجاها بکشه. خوب از هم جدا بشین
این حرفارو این آقا میزنه زنش که بیچاره مرده باید دید چیا میگفت.نباید زود قضاوت کرد
عزیز احساس میکنم شما هم همدرد اون بنده خدا هستید . امیدوارم همینجور که میگید بشه و من هم در مورد شما اشتباه کرده باشم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.