خوانده میشوید:
نظر شما درباره این مبانی اعتدال چیست؟
با روی کار آمدن دولت یازدهم با شعارهایی چون اعتدال و عقلانیت، مسأله مهم تعریف مفهوم اعتدال از دیدگاه رئیسجمهور است. محمود سریعالقلم از نزدیکترین افراد به رئیسجمهور که از وی به عنوان مشاور رئیس جمهور نام برده میشود، نظر خود در این باره را ابراز داشته است. نظر شما درباره این مبانی اعتدال چیست؟ این گزارش با دیدگاههای شما تکمیل خواهد شد.

محمود سریعالقلم استاد دانشگاه شهید بهشتی که گفته میشود مشاور رئیس جمهور است اخیرا نظرات خود را درباره مباني نظري اعتدالگرايي در نوشتهای که متن آن را در اینجا میتوانید مطالعه کنید، ابراز کرده است.
به گزارش «تابناک»، به طور خلاصه در این متن آمده است: در شرايط فعلي، بسيار ضروري است كه اعتدالگرايي تعريف شود. طي هفتههاي گذشته، هر فرد و جرياني سعي كرده اعتدالگرايي را به نظام فكري و مرام خود نزديك كند. ابهامزدايي از اين نوع تعاريف لازم است. هر چند در علوم اجتماعي، تعاريف مطلق نداريم اما اينطور هم نيست كه حدود و ثغور لغوي و مفهومي را نتوانيم تعيين و تبيين كنيم. شخصي كه سوابق او نشان ميدهد خيلي مطالعه نكرده و استاد نديده است گفته بود، اعتدالگرايي همان مبارزه با جهان فعلي است. اين تشبيه مثل اين است كه بگوييم ماركسيسم همان سرمايهداري است.
از قضا، اولين نكته در رابطه با اعتدالگرايي اين است كه دقيق فكر كنيم و دقيق سخن بگوييم و اگر مسووليت سياسي داشتهايم يا داريم تصور نكنيم كه نظريهپرداز هم هستيم. سياستمداران بزرگ در دنيا همين كه به مباحث نظري و عقلي ميرسند سراغ دانشگاه و مراكز تحقيقاتي ميروند زيرا خود را صرفاً اجرايي و حلالمسائلي تعريف ميكنند. اولين شرط اجتماعي اعتدالگرايي اين است كه جمعيت عظيم اجرايي و سياسي در كشور به واسطه اينكه دانش محدود دارند در مورد همه مسائل سخن نگويند و لطفاً سكوت كنند و بپرسند.
وی در ادامه میگوید: در مقام تعريف، اعتدال به حد وسط ميان گرما و سرما گويند و يا حد وسط ميان خشكي و رطوبت. مهمترين وجه در اعتدالگرايي، تقابل آن با افراطيگري و يا راديكاليسم است. اگر هر يك از ما فرصت قابل توجهي براي مطالعه كتاب روزگاران، نوشته دكتر عبدالحسين زرينكوب بگذاريم به وضوح متوجه ميشويم كه تاريخ سياسي ما ايرانيان به شدت آغشته به خشونت است. طبيعي است كه نميتوانيم واژگان و صفاتي مانند تعامل، تحمل، خويشتنداري، صبر، رعايت حقوق انسانها و تسامح از تاريخ سياسي ايران استخراج كنيم. بلكه در مقابل واژگاني مانند حذف، غارت، ستم، فرار و مهاجرت به عملكرد تاريخي ما نزديكتر است.
بنا به عقیده سریعالقلم، متأسفانه چه از اواخر قاجار و چه در دوره پهلوي، حاكميت فكري و خُلقي كمونيستي در ايران باعث شد افراطيگري سنتي، پوستهاي فكري پيدا كند و نهتنها خشونت در داخل ادامه يابد بلكه در تضاد با جهان، پوستيني آهنين مجهز به مباني نظري ماركسيسم بر تن كند. حال براي حذف مخالف و معترض، ايدئولوژيها خلق شدند و جايگزين مزاج و جاهطلبيهاي پادشاهان براي تسلط بر ديگران گرديدند. ايراني براي آنكه بر ديگر ايراني مسلط شود نوآوريهاي فراواني از خود نشان داده است. حقيقت اين است كه ما در عرصه تاريخي سياست، نه غربي بودهايم و نه اسلامي. نه غربي بودهايم كه براساس قانون طبيعي، به فرديت و حقوق انسانها احترام گذاريم و نه اسلامي بودهايم كه به تفسير علامه طباطبايي از آيه ده سوره زمر در تفسيرالميزان، خداوند به كساني كه صبر پيشه ميكنند اجر نميدهد مگر اجري بيحساب. صبر و حوصله و خويشتنداري در اين حد، تقدير شده است كه خصلت بارز پيامبري تلقي ميشود. عملكرد تاريخي ما در عرصه سياست، خارج از تنوع و مدارهاي اقتدارگرايي نبوده است.
سریعالقلم به عنوان بخشی از توصیف و توصیه خود از جامعه ایرانی میگوید: در حدي به هم احترام گذاريم، همپوشاني كنيم، رعايت حقوق يكديگر را به جا آوريم تا كشور پيشرفت كند و هر شهروندي، حس تعلق به خاك و سيستم مديريتي آن را در خود به طور ملموس به وجود آورد. در اين فرآيند، پوپوليسم و بيتخصصي و لشگر كار چاقكنان در مديريت كشور، بزرگترين دشمنان عقلانيت هستند. كارآمدي به عنوان كانون اقتصادي و اعتدالگرايي به مثابه مشرب فكري و روشي، دو استوانه عقلانيت در كشورداري ميباشند. اين نكته تعيينكننده مقايسهاي را مدنظر داشته باشيم كه انسانهاي بزرگ، مقدمات سيستمسازي را فراهم كردند. اين تجربه آسيا و آمريكاي لاتين است. مائو در چين علاقهاي به سيستم نداشت چون سيستم، او را محدود ميكرد و نورافكنها از روي او برداشته ميشد. اما دو سياستمدار حرفهاي به نامهاي چوئن لاي و دنگ شائوپينگ، مقدمات سيستمسازي براي رشد و توسعه را فراهم آوردند. يك ضعف بزرگ مطالعات علوم انساني در ايران اين است كه كار مقايسهاي با كشورهاي مشابه نميكند و عمدتاً به ديناميزم داخل كشور بسنده كرده است.
از نگاه مشاور رئیس جمهور دولت اعتدال، به نظر ميرسد اعتدالگرايي از مباني دهگانه زير برخوردار باشد:
1. فلسفه واقعبيني: تاريخ چين و شوروي گواه روشني بر آثار منفي تحليلهاي غيرواقعي از خود و محيط بينالمللي است. تا زماني كه مديران اين دو كشور مديريت كشور را با تبليغات مساوي گرفته بودند پيشرفتي در آنها حاصل نشد.
2. روش: انجام تدريجي و انباشتي امور. اعتدالگرايي در عين يك مكتب فكري در سياست، اقتصاد و اجتماع، يك روش نيز هست. از بوق زدنهاي مكرر رانندگان تهراني به اتومبيلي كه در حال پياده كردن مسافر است ميتوان به عنوان يك خصلت نهادينه شده متوجه شد كه جمعيت قابل توجهي، «حوصله» و «صبر» ندارند.
3. خروج از هيجان و مزاج و ورود به فكر، مطالعه و برنامه. در ادامه مبحث قبلي روش، هيجاني نبودن، مزاجي نبودن، فيالبداهه نبودن، واكنشي نبودن و صرفاً با زبان مسائل را حل نكردن از مختصات اعتدالگرايي است. ممكن است شهروندي براي خريد چاي، به چندين مغازه رجوع كند و سوال كند و مشورت كند زيرا نوع انتخاب پيآمد دارد. چطور براي صدها تصميم سياسي و اقتصادي و اجتماعي نميتوان فكر و بررسي را مدنظر داشت.
4. سياست و حكومت: عرصه رهيافت حلالمسائلي. به نظر ميرسد عامه مردم ايران در انتخابات به خصوص رياستجمهوري از سال 1368 به بعد، سه تمايل از خود نشان دادهاند: بهبود معيشت، آرامش اجتماعي و تعامل بينالمللي. اين سه عنصر ناظر به مسائل عيني و واقعي مردم دارد.
5. دينداري، معنويت و تحقق ارزشها در سايه ثبات اقتصادي.
همانگونه كه در متون ديني مشخص است بنيانهاي اقتصادي و داشتن حداقلها در پذيرش فرهنگ خداپرستي بسيار نقشآفرين است. اگر آگاهي و دانش و شناخت از خلقت و محيط پيراموني انسان را مبنا قرار دهيم، به اين نتيجه ساده ميرسيم كه برخورداري از حداقلهاي معاش و رضايت رواني از ثبات اقتصادي، در رويكردهاي فرهنگي و شناختي انسان مؤثر است. طبع بشر را در بهبود وضع فرهنگي و باورهاي ديني او، نبايد ناديده گرفت. فقر و نيازمندي، انسان را به لحاظ شخصيتي ذليل و وابسته ميكند. وقتي انسانها از ثبات اقتصادي بهرهمند نباشند، آزادي انديشه و دينداري آنها هم مخدوش ميشود. از آنجا كه اساس دينداري، عقلمحوري است، روي آوردن به استدلال و برهان در شرايطي محقق ميشود كه حداقلهاي معاش تأمين شده باشد. واژه ثبات اقتصادي بسيار مقدس است.
6. توازن ميان مقدورات و اهداف. چه در سطح فردي و چه سازماني و ملي، وظيفه اصلي مديريت فكر اين است كه خارج از مقدورات، هدف غيرقابل حصول براي خود تعيين نكند.
7. اولويت دادن به كشور به جاي افراد و گروهها. حتي به لحاظ نظري اگر برنامهها و اقدامات يك دولت براي اسكلت و ساختارهاي يك كشور سوق پيدا كند، افراد و گروهها عموماً بهرهمند ميشوند.
8. اولويت كارآمدي، دانش و شايستهسالاري. اعتدالگرايي براي آنكه از فيالبداهه بودن فاصله استراتژيك بگيرد و در خدمت اهداف كلان و ساختارسازي قرار گيرد، بايد دانش و شايستهسالاري را راهنماي خود قرار دهد. نميتوان برخلاف قواعد خلقت عمل كرد. هر كه توانايي و همت بيشتري دارد، فراتر از ديگران دستاورد خواهد داشت. در اعتدالگرايي و در نتيجه عقلانيت، اعتماد به فرد نيست بلكه به توانايي و مهارت اوست.
9. بهرهبرداري گسترده از امكانات نظام بينالملل. عملكرد بسيار منفي قدرتهاي خارجي در ايران از يك طرف و حاكميت انديشه كمونيستي در محافل فكري و روشنفكري ايران باعث شده تا در لايههاي رواني ايرانيان نوع بدبيني و ترديد نسبت به نظام بينالملل پديد آيد. اما همين تجربه و شايد به مراتب شديدتر را چينيها و هنديها داشتند. هر دو بر اين مانع تاريخي فائق آمدند و طي چند دهه اخير در فرآيندهاي جهاني شدن متوجه پتانسيلهاي عميق در نظام بينالمللي شدند.
10. توازن و تنظيم عملكرد دولت با نظارت قوه مقننه و نقادي
رسانهها. اگر دولتها و حكومتها نقد
نشوند و از طريق نقادي منطقي و نهادينه شده، اصلاح نشوند، در افراط و تفريط غوطهور
خواهند شد.
خوانده میشوید امروز به این متن اختصاص دارد؛
* نظر شما در باره این مبانی اعتدال چیست؟
* تاکنون رفتار دولت و رئیسجمهور را در این چهارچوب نظری چگونه ارزیابی میکنید؟
* آیا موارد نقض و یا نگرانیهایی را نیز در این باره سراغ دارید؟
* نگاه شما به آینده این شعار مهم رئیس جمهور چیست؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اعتدال يعني اينكه تمام مديران ارشد تا مياني و حتي جزء را به عنوان مثال مديرعامل راه آهن يا مدير گروه فلان دانشكده فلان دانشگاه را كه همفكر دولت جديد نيست با داس اعتدال درو كني
درودبه جناب سریع القلم مطالعه آثارایشان برای همه مفیداست ازجمله فرهنگ سیاسی ایران
اعتدال یعنی برحورداری از حقوق بر اساس ایرانی بودن و برخورداری از مزایا بر اساس شایستگی .
زمان نشون میده شعار به عمل تبدیل میشه یا در حد همون شعار میمونه تا الان که فقط شعار بوده و بس.........
مردم یک کشور وقتی چیزی را می خواهند، یعنی آن را ندارند ، که تقاضای داشتنش را می کنند ....
می گویند اعتدال می خواهیم ....
پس نتیجه می گیریم که اعتدال وجود نداشته که اکنون اعتدال می خواهند ...
تندروی - اعتدال - آنارشی
سرد - ولرم - گرم
پس این طور که مشخص است ما ایرانیان اعتدال (ولرم ) می خواهیم ... چون نداشتیم ... حالا می خواهیم ...
پس تا حالا چه داشتیم ؟؟؟
تندروی ( سرد ) یا آنارشی ( گرم ) ؟؟
اعتدال یعنی اینکه به خواست اکثریت واقعی مردم احترام گذاشته شود از طرف همه اجزای حکومت، حتی اگر با خواست تمام اچزای حکومت اسلامی مخالف باشد. عمل کردن به خرد جمعی اصل اعتدال است. عقل چند میلیون بر عقل یک یا چند نفر ارجحیت و برتری دارد.
با سلام
تا زمانی که ما تاریخ گذشته خود را ندانیم. بی سوادی ریشکن نشه و فرهنگ و شعور مردم عملا ارتقاع نیابد. هیچ رییس جمهوری نمی تواند به کشور خدمت کند. گندم کار گندم درو می کند و جو کار جو در حسرت گل محمدی و رز نباشیم. دست بکار شوید علوم انسانی و اجتماعی را در کشور گسترش بدید با فرهنگ مناسب عقلانی و منطقی و بروز. موفق باشید.
به نظر بنده اصولگرا تر از آقای خامنه ایی نداریم - اصلاح طلب تر از آقای خامنه ایی نداریم - معتدل تر از آقای خامنه ایی نداریم : اگر داریم بیاورید روبرو کنید تا بحث کنیم . به امید طول عمر بابرکت ایشان
دوستان درباره اعتدال به اندازه کافی صحبت کرده اند اما اگر واقعاً آقای روحانی جناب سریع القلم را به عنوان مشاور خود انتخاب کرده اند بایستی به حسن انتخاب ایشان آفرین گفت. استفاده از این استاد برجسته روابط بین الملل بعنوان یک متخصص با سواد مزیت بزرگی برای ایران در این شرایط دشوار ایران با دنیاست. جناب روحانی از حضور این استاد و دیگر اساتید اهل فن مشابه بیشتر بهره ببرید.
هر چند که انتخاب دکتر ظریف هم از حسن دقت شماست و بسیار قابل تقدیر.
دموكراسي در كشورهاي جهان سوم يعني حاكميت اكثريت عقب مانده بر كشور ، چرا كه همه يك راي دارند و تعداد عقب مانده ها از روشنفكر ان بيشتر است .
فعلا" انتظار ملت در اين حد است :اعتدال در پارتي بازي ، اعتدال در رانت خواري ، اعتدال در گرفتن رشوه ، اعتدال در برخوردهاي امنيتي ، اعتدال در تورم ، اعتدال در غني سازي ، اعتدال در تحريم شدن ، اعتدال در انتظار از روحاني
معنای اعتدال را همه می فهمند0مگر کسی نخواهد بفهمد.سخنان اقای سریع القلم کاملا صحیح است.
داستان اعتدال روحانی هم مثل نقاشی پیکاسو شده که سه چیزی کشید یه نفر هم اومد با قیمت بالا اونو خرید بعدا هرکس اونو میدید دنبال تفسیر های مختلف از رنگها و طرحهای تصادفیش میگشت.حالا بالاخره یه چیزی گفتن زیاد جدی نگیرید و
مگرآن چند سالی که آقایون اصلاح طلب مسؤل بودند چه کار کردند.مگر اونها مخلص وچاکر آمریکا در بسیاری از مسایل نبودند پس چراایران اسلامی محور شرارت شد.پس چرا قتلهای زنجیره ای اتفاق افتاد وبسیاری از روشنفکرانوحتی نوه مصدق که تازه به ایران آمده بود کشته شدند
درود بر سريع القلم . خداوند انسانهاي دانا را حفظ كند . ودرود بر روحاني كه اين مرد خوش فكر را به تيم خود اضافه كرده است .
این کار تابناک بسیار پسندیده است. به نظرم امثال آقای سریع القلم بایستی شناخت خود را از اسلام بالا ببرند. اسلام در موارد متعددی خشونت را تجویز کردهو مثلا کل حادثه کربلا را مطالعه کنید سرایر خشونت در راه حفظ دین است. در موارد متعددی در سیره ائمه تندی علیه معاندین دیده می شود. رفتا حضرت علی را با خوارج مطالعه کنیم . باید اسلام در کل مد نظر باشد. حفظ اسلام با سلام و صلوات محال است. موفق باشید
با سلام
در عرصه ی سیاست واژه ای بنام اعتدال وجود ندارد ضمن احترام به آقای روحانی باید عرض کنم این شعار را فقط در راستای جا باز کردن حزبشان می بینم گرچه حق شان هم هست که این ظریفیت استفاد کنند ولی آقای سریع القم تعریف جدیدی با تناضات خاص ارایه دادند
با تشکر
من نمی دونم چرا آقای دکتر معمولاً در صحبت هایشان به دیگران توهین می کنند یعنی چی استاد ندیدند یا اینکه در جایی دیگر فرمودند غذای خوب خورده باشند هواپیما سوار شده باشند
اعتدال در سیاست در یک کلام یعنی جامعه در کنش و منش تابع خواست اکثریت باشیم. اکثریت اشتباه نمی کنند، نقاط تنش زا تقابل خواست اکثریت با زیادخواهی اقلیت هائی است که به هر دلیل باج سیاسی طلب می کنند
اعتدال یعنی لرستان و اصفهان
دکتر سریع القلم لطفا تاریخ ایران را با دقت و همت بیشتری بخوانید!روزگاران روایتی ارزشمند است اما تنها یک روایت است و ان هم روایتی با محوریت جنگ هاست برای شخصیتی در جایگاه شما کم فروشیست که با اتکا به تنها یک روایت قضاوت های کلی درباره شخصیت و روانشناسی اجتماعی ایرانیان انجام دهید!!!!!!!!!!!!
شعار دادن که کنتور نمیندازه!!!
اعتدال یعنی تصمیمات و مواضع را مقدس و غیر قابل تغییر نکنیم و در صورت لزوم با شجاعت از آنها عقب نشینی کنیم. فقط قرآن خدا و پیام وحی است که قابل تغییر و عقب نشینی نیست. اعتدال یعنی دنیا را فقط سیاه و سفید یا حق و باطل نبینیم. دنیای ما طیفی از خاکستری و ترکیبی از مقادیر متفاوت خوبی و بدی است! در ضمن ما بینش و درک پیامبر را نداریم که دیگران را درست قضاوت کنیم و برچسب کافر، بی دین٬ فتنه گر به هر که خواستیم بزنیم. اعتدال یعنی دنیا را با برچسب هایی که دیگران به افراد٬ گروهها یا کشورها زده اند قضاوت نکنیم٬ چون همه اینها هم خوبی دارند هم بدی و یک برچسب واحد هرگز توصیف کننده یک فرد نیست چه برسد به یک اجتماع٬ گروه٬ نژاد یا کشور.
اعتدال یعنی بنزین ۳۰۰۰ تومنی ، تورم ۴۲ درصدی ، یارانه غیر نقدی و منت گذاشتن آقایان که حقوق کارمندان را کم نمی کنیم!!! زحمت می کشین . از ماست که بر ماست اینبار هم برای شرک در انتخابات رکب خوردیم.
اعتدال یعنی ولایت فقیه . تمام
واقعا بسیار عالی بود. چشم حسودای روحانی کور.
با سلام
من هربار که نوشته ای از آقای سریع القلم می خونم تک تک سلول های مغزم به وجد میان. نوشته های ایشون سرشار از حکمت و دانش واقعیست. جای خوشحالیست که هنوز چنین دانشمندانی داریم و در عین حال جای بسی تاسف که با اینهمه چراغ کماکان به بیراهه می رویم!
به نظر من اعتدال یعنی اجرای تمام و کمال عبارت "خیر الامور اوسطها" و تمامی معانی و مفاهیم مرتبط با آن است. بطور مثال یعنی:
نه افراط و نه تفریط
نه ذره ای کم (از حق و حقوق هر فردی، گروهی، مردمی و یا ملتی) و نه ذره ای زیاد (زیاده از حق به آنها).
نه یک دقیقه کم ( کار در انجام مسئولیت) و نه یک دقیقه زیاد (گرفتن وقت مسئولی).
نه یک رتبه و درجه و پست و مقام کم (به متخصص دلسوزی) و نه یک رتبه و درجه و پست و مقام اضافی (به فرد بی لیاقتی).
نه یک نمره کمتر (به دانشجوی باسوادی) و نه یک نمره بیشتر (به دانشجوی بی سوادی).
اعتدال یعنی خیر الامور اوسطها !!!!
اعتدال یعنی اهدنا صراط المستقیم !!! (و راه مستقیم چیست؟ صراط الذین انعمت علیهم. غیر المغضوب علیهم واالظالین)
...ولا الضالین
احمدرضا نمازم می خونی؟
باسلام همواره یک معنی لغوی داریم و یک معنی عرفی. تعریف اقای روحانی از اعتدال چیست؟سوال بعدی این استکه ایا هرکس که واژه ای را انتخاب می کنذ الزاما بر اساس همان عمل می کند؟ وایا در طول تاریخ انسانهایی نبوذه اند که در پس واره هایی اقدامات دیگر و متضاد انجام می دادند.؟ سوال بعدی اینستکه اساسا واژه سازی به چه معنی و منظوری انجام می شود؟
سرگرمی.فریب.ایجاد امید.بیان اهداف.
سوال بعدی تا این مرحله کدام اقدام اقای روحانی به برداشت عموم جامعه از اعتدال نزذیک بوده است؟
ایا می دانید تا اکنون چند نفر از مسئولین قبلی عزل شده اند؟ایا می دانید وریری قبل از تحویل گرفتن اتاق کارش و نشستن پشت میز به تسویه وزارت خانه اش افدام کرد؟
ایا افرادی مانند عباد همان ربیعی و توفیقی و نجفی و... که در این دولت بکار گرفته شده اند جزئ افراد معتدل سیاسی و متخصص در رشته های خود محسوب می شوند؟افای سریع القلم جزئ کدام گروه است؟ سینه های مردم انباشته از اطلاعات و خاطرات هست و نمی شوذ این نسل را گول زدهمه مراقب باشند
امروز همه در باره اعتدال صحبت میکنند از غربی ها و غرب زده ها و تقی زاده ها و منافقین از هر نوع وشکلش گرفته تا اسلام و مومنین واقعی در رفته" پس آقای روحانی و مشاورینش از کدام اعتدال صحبت میکنند؟ اعتدال اسلامی یا اعتدال غربی؟ دین اسلام یک دین معتدل میباشد" یک مسلمان و یک سیاستمدار اسلامی تا زمانی که در پشت پیغمبر حرکت میکند و از خدا ورسولش اطاعت میکندیک انسان معتدل وسیاست مدار معتدل میباشد" آگر از پیامبر جلو افتاد یک انسان افراطی و آگر عقب ماند یک انسان تفریطی میباشد" اما غربی ها و غرب زده ها معتقد هستند تا زمانی که از غرب اطاعت میکنی و ذلت را قبول میکنی یک انسان روشنفکر و معتدل هستی ولی بمحض اینکه از غرب اطاعت نکردی و از خدا و پیامبرت اطاعت کردی آنوقت میشوی تروریست و متحجر و افراطی.آقای روحانی تعریف شما از اعتدال چیست؟ شفاف تعریف نمائید. والسلام.
دورد بر دکتر! راه رسیدن به خردگرایی همینه. بذار این حرفا زده بشه تابناک. اصلن فریادش بزن. بذار همه هم نظر بدن . هرکی هرچی میخاد بگه.سانسور بی سانسور. این هشت سال بدجوری ما رو خفه کرده بخدا. بذار حرف بزنیم رشد کنیم بحث کنیم بر مدار منطق میفتیم بالاخره! یه کم حوصله میخاد. توروخدا یه کم بذارید جامعه از این کرختی دراد. من وطنم را دوست میدارم
بي انصاف. اگر اهل فرياد زدن بودي اون 8 سال بزرگترين چالشها ايجاد شد (چالشهايي كه حل شدن آنها مشكلات اساسي از اين مملكت رو حل ميكرد) مثل چالش دولت و مجلس و ... چرا فرياد نزدي ؟
اعتدال یعنی دانشجوی دکترا و رتبه یک کشور به دلیل ندادن خوابگاه و امکانات رفاهی داره میره خارج از کشور که بهتر قدرشو بدونن و بهش نگن مشکل خودته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اعتدال یعنی حرکت در مسیر و محور حق، ولی با وسیله و سرعتی که همه حق طلبان یا راضی باشند و یا لااقل ناراضی نباشند.
(معیار حق هم نظر من و شما نیست. "فرمان خداست")
اعتدال یعنی با 36 درصد رای واجدین شرایط فکر کنی 63 درصد واجدین شرایط بهت رای دادن
من فكر ميكردم اعتدال يعني وقتي كانديداي مورد نظر راي نياورد بزني زير ميز!!!!!!
هر روز در اخبار شاهد تودیع و معارفه هستیم حالا این چیزایی هست که خبر می گه بیا ببین چه خبره . لودر اورده به جای کلید
جهان چون خال و خط و ابروست /که هر چیز به جای خویش نیکوست / اعتدال یعنی رضای خلق را در رضای خدا دیدن است واز منش اقای روحانی معلوم است که مقدمات را خوب میچیند
معلوم هست چی میگی؟
جهان چون خط و خال و چشم و ابروست...
نفهمیدم آخرش رضای خدا در رضایت خلقه یا برعکس؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر کل نظام از شعار های غیر ممکن و دست نیافتنی و دشمن تراش و مظر به حال مردم دست بردارد خود به خود اعتدال برقرار می شود . اگر در انتخاب مدیران کار آیی و توانمندی و درستکاری ملاک قرار گیرد یعنی اعتدال که به پیشرفت همه جانبه می انجامد . ولی من بعید می دانم عملی شود .
اعتدال یعنی تاریخ را به درستی روایت کنی
اعتدال یعنی به داد مردم تا گردن تو ی گل فرو رفته رسیدن نه فقط صحبت کردن
اینم از استاد دانشگاهمون
اعتدال یعنی اسلا ناب محمدی (ع)
احسنت...
اما یه عده دوست دارند دین رو مطابق میل خودشون بچرخونند.. برای همین هم منفی میدن
حضرت علی (ع) می فرمایند " خیر الامور اوسطها "
به عقیده بنده سنگ بنای اعتدال گرایی حاکم شدن عقلانیت بر تمام شئون زندگی مردم و نهاد های تصمیم ساز است. یا به تعبیر یونگ ( روانشناس بزرگ قرن بیستم ) هرچه از ناخود اگاهی در تصمیم و عملکرد به سوی خود اگاهی و عقلانیت حرکت کنیم از افراط و تفریط ها دور ترخ واهیم شد. بنده هیجانی بودن، تکانشی عمل کردن، دوری از واقع بینی و نشناختن اولیت ها و مصلحت ها را نتیجه ی ناخودآگاهی ملی ما در مواجهه با مشکلات و زندگی می دانم. ناخود اگه جمعی که به قول دکتر سریع القلم حاصل یک قرن تاریخ خشونت بار و بی منطق است.
That was excellent argument.
اعتدال یعنی افرادی که بخاطر حفظ منافع گروهی و حزبی به هر کس انگ خیانت مزنند و خودشان را مالک الرقاب مملکت میدانند و بدون توجه به شرایط برای اداره کشور نسخه می پیچند از گردونه تصمیم سازی مملکت خارج شوند چه در دولت چه در مجلس چه در صدا و سیما .
اعتدال یعنی:
*ماباتمام اقشارمردم با عدالت ومساوات برخوردکنیم
* پست های کلیدی را به به افرادمتخصص و دلسوز بدهیم.
* فرصت ها را بطور مساوی در اختیار هموطنان قرار دهیم.
*با تمام هموطنانمان بامذاهب و ادیان مختلف به طور عادلانه رفتارکنیم نه سلیقه ای و با تعصبات کورکورانه.
*هرچیزی سرجای خود باشد مانند جایگاه اساتید،پزشکان،معلمان،کارمندان،کشاورزان،کارگران زحمت کش و.....برحسب تخصص خودشان.
*یعنی احترام متقابل به تمام کشورهای جهان واظهار دوستی کردن با همه
*دوری از چالش ها و دشمن درست کردن برای خود و کشور و ملت.
*استفاده از تمام امکانات و خدمات عمومی به طور عادلانه برای تمام هموطنان مانند آموزش و پرورش،بهداشت و درمان و......
*توزیع ثروت بطور عادلانه بین همه مثلا ایجادشغل برای جوانان،تسهیلات و وام ازدواج،تهیه مسکن ارزان،....
*اعتدال=عدالت=علی(ع) ...........یعنی اجرای آن بسیار سخت و دشوار است یعنی شخصی همانند مولی می خواهدکه حتی جانش را در این را بگذارد.
*
در يك جمله(البته از فرمايشات شما) اعتدال يعني جمع اضداد!!!!
این بند آخر شما با اونبند دوستی با همه تناقض دارد!
آیا حضرت علی با همه دوستی کرد؟!
آیا ما موظف هستیم با همه دوستی کنیم؟
من در مورد اولین سوال شما، یعنی مبانی این اعتدال ، چند سوال می کنم:
1- تاریخ سیاست ایران آمیخته با خشونت است؟ و از تحمل و صبر دور است؟؟؟؟؟
2- بر محافل فکری جامعه اندیشه کمونیستی حاکم است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
3- ما نه غربی بودیم و نه اسلامی؟ فقط چون صبور نبودیم( به ادعای ایشان) ، اسلامی هم نبودیم؟ آیا اسلامی بودن فقط در همان یک آیه خلاصه می شود؟ مبازره با ظالم، آزادگی ، امربه معروف، ولایت فقیه و . . . جزء اسلام نیست؟ تا به واسطه آن حداقل کمی اسلامی باشیم؟
4- آیا واقع نگری که لازمه اعتدال برشمرده شده است ایجاب نمی کند که تفاوت های بنیادین نظام اسلامی با غرب را درک کرده و "به استفاده ی گسترده از امکانات نظام بین الملل" به سبک چین و شوروی متوسل نشویم؟
با تمام احترام بی کرانی که برای دکتر سریع القلم قائلم اما به تعریف اعتدال هم نزدیک نشده اند. بیشتر گفته اند که اعتدال چه چیزی نیست که البته همین هم خوب است اما با این همه تعارف و ترس و محدودیت که از سر و کول همه مان می بارد نمی شود به تعریف نسبی چیزی هم نزدیک شد. توصیه می کنم ایشان مصاحبه پوپر را در باره جامعه باز بخوانند. هر چند همین توصیه برای جاسوس خطاب کردن بنده و ایشان از سوی روزنامه کیهان و مدیر حاکم بر آن بسی بسیار کفایت می کند.
اعتدال یعنی یه کم دین و یه کم بی دینی. یعنی یه نعل به چپ یه نعل به راست.
دین رو به من و شما اشتباه گفتن، دین یعنی تعادل و خدا هم گفته اسلام طریق وسط است ، متاسفانه آقایون خودشون رو خط کش و شاخص دین میدانند در حالی که باید خودشان را با معیار دین بسنجند
یعنی تا آخرین حد توان مدد خواستن از خدا برای طی طریق حکومت مولا علی (ع).
تا اونجايي كه من فهميدم اون بزرگوار به دنبال اعتدال نبود بلكه به دنبال عدالت بود. دليل حرفم هم عمر كوتاه حكومت ايشان است و طريقه شهادتشان و تصور مردم شام در مورد ايشان!!!!
در مقاله فوق یک سئوال از استاد محترم جناب آقای دکتر سریع القلم دارم و آن اینکه :آیا در غرب که پایه آن لیبرال دموکراسی است خشونت وجود ندارد؟از بابل
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.