دکتر محسن رضايي طي يادداشتي براي تابناك
دمکراسي، استبداد و حکایت ملانصرالدين
دمکراسي سي ساله ايران هنوز به بهرهبرداري کاملي نرسيده است؛ يعني ميزان مشارکت مردم با نتيجه آن که تشکيل دولت کارامد است، تناسب ندارد و از هر واحد مشارکت مردم، منافع لازم و مورد انتظار وارد سبد زندگي مردم نميشود.

اگر چه نهضت مشروطه وملي شدن صنعت نفت نتايجي را هم بهمراه داشته ولي ملت ايران در نهايت به ارمانهاي خود دست نيافت.
محسن رضايي، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، در آستانه انتخابات دهمين دوره رياستجمهوري و طليعه سيامين سالگرد انقلاب اسلامي، در يادداشتي براي «تابناک» نوشت: دمکراسي کارآمد بايد سرلوحه برنامه انتخاباتي کانديداها باشد.در يادداشت ايشان مي خوانيم: دمکراسي سي ساله ايران هنوز به بهرهبرداري کاملي نرسيده است؛ يعني ميزان مشارکت مردم با نتيجه آن که تشکيل دولت کارامد است، تناسب ندارد و از هر واحد مشارکت مردم، منافع لازم و مورد انتظار وارد سبد زندگي مردم نميشود كه براي آن ميتوان دو دليل عمده ذکر کرد:
1. شفاف نبودن رقابت در انتخابات و تصميمگيري در فضاي مهآلود
2. نامزدهاي رياستجمهوري متأسفانه بيشتر نماينده خودشان هستند و يا اگر نماينده دیگران باشند، نماينده عاطفي و احساسي آنان هستند، نه برايند يک جمع بزرگ تخصصي از نخبگان کشور و يا نخبگان طرفدار آنان.
دكتر رضايي در ادامه آورده: تاريخ نشان داده كه دمكراسي و آزادي به تنهايي براي حضور مردم در صحنه كفايت نميكند، بلكه مهمتر از آن، محصول دمكراسي و آزادي است و اين همان چيزي است كه ميتوان نام «دمكراسي كارآمد» بر آن نهاد.
به عبارت بهتر، هرچند انقلاب اسلامي در سي سال اخير گامهاي بلندي در بعد سياسي، دفاعي و امنيتي برداشته و ايران را به قدرت نخست منطقه تبديل كرده، اما جنس اين پيشرفت عمدتا سياسي و دفاعي است و در بعد اقتصادي، مشكلات معيشتي همچنان مردم را رنج ميدهد و با وجود آنكه تاكنون چهار برنامه پنجساله اجرا شده، اما مردم به بسياري از خواستهها و مطالبات خود نرسيدهاند.
متن كامل را در ستون «يادداشت» بخوانيد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
کاشکی همیشه دم انتخابات بود. از همه جا حرف های خوب به گوش می رسد. مثلا آقای رضایی از دموکراسی می گوید، آقای خاتمی از دموکراسی می گوید، در سایتها حرف های خوبی زده ميشود.
ولی متاسفانه وقتی انتخابات تمام می شود، همه چیز هم تمام می شود.
با توجه به اینکه رسانه های مستقل و خصوصی و پرقدرت هم نداریم، مسئولین به هیچ کس پاسخ گو نیستند. آقای رضایی بعنوان یکی از قدیمی های نظام، بهمراه دیگر مهره های دلسوز و روشنفکر، بهتر است به جای کلی گویی، راهکار ارائه دهند.
تا بحال هرکس ایده و فکر مترقیی دارد و در نظام هم هست و مسولیتی هم دارد ایده هایش در حد حرف باقی میماند و تنها کاری که میکند انتقاد های کلی است بدون اینکه مشخص کند چه کس یا کسانی مسوول این وضع هستند چون این غیر قابل تصور است که این آقایان بدانند وضع کشور خوب نیست ولی ندانند مسول کیست. اگر بنا بر این باشد که همیشه حرف دموکراسی زده شود ولی هیچ کاری جز انتقاد کلی و بدون آدرس نشود و این انتقاد از طریق روزنامه ها بسطح جامعه کشیده نشود هیچگاه دموکراسی محقق نخواهد شد. و البته دلیل این عدم آزادی بیان و انتقاد هم در اینست که تمام اقتصاد ایران دست دولت است و بخش خصوصی هیچ سهمی از آن ندارد بجز دلالی و جامعهء مدنی هم در واقع هیچ تشکل و سازماندهی یی ندارد و ساکت است.
آقای رضایی آیا به تئوری مورد بحث اعتقاد دارند و چقدر در مورد این بحث هزینه خواهند کرد ؟ به هر صورت تفکر ایشان قابل احترام و تامل است
اینکه دوستی فرموده اند "حالا همه چیزمون درست شده مونده دمکراسی؟" بايد بدانند درست شدن همه چیز وابسته به وجود دمکراسی کامل و غیر مشروط است
سمبل دموکراسی امروز آزادی بیان است که تعداد روزنامه های توقیف شده در ایران بعد از انقلاب خود گویای شکل دموکراسی در ایران است. به عنوان مثال در همین سایت شما بارها و بارها نظرم را ارسال کردم ولی هیچگاه ندیدم منتشرش کنید!!! پس بهتر است آقای رضایی پیش از نظر دادن در مورد دموکراسی روش كار خودشان را ببینند.
کاش اداره کنندگان این كشور باور كنند رواج دموکراسی حتما موجب تقویت انها خواهد شد نه کا هش اعتبارشان
اصل اول تحقق دموکراسی در غرب بر روی جامعه صنعتی و خصوصی بوده است. باید توجه داشت این شرایط یا باید تامین شوند و یا باید نگرش دموکراسی بومی ایجاد شود.
من رفتار سياسي آقاي رضايي را قابل تحسين مي دانم چرا كه لباس نظامي را كنار گذاشت ودر كسوت سياستمدار ظاهر شد ولي خوب است ايشان به اين سوال اساسي پاسخ دهند آيا با دخالت نظاميان در عرصه جناحي وانتخابات دموكراسي امكان شكل گرفتن دارد؟ كاش ايشان در اين خصوص نيز اظهار نظر مي نمود.
ما انقلاب کردیم تا به دموکراسی برسیم ولی متاسفانه هنوز آنرا جستجو می کنیم مشکل ما درون جامعه خود ماست متاسفانه ما یک جامعه نخبه کش هستیم و هنوز نخبگان را دفع و چاپلوسان را جذب می نماییم. خداوند در قرآن می فرماید سرنوشت قومی عوض نميشود مگر خودشان را تغيير دهند. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.
جهت حرکت دنیا به سمت دموکراسی است شاید مقاومت برخی دولتها سرعت آن را کم کند ولی آن را متوقف نمی کند و فقط باعث عقب ماندن آن جوامع می شود.ارائه این ایده ازطرف آقای رضائی نیز در جای خود جالب است.
خیلی خوشحال شدم که یکی از اسطوره های جنگ ، این گونه از دموکراسی دفاع می کند.
بنده شخصا معتقدم معیار موفقيت حکومت صرفا به جاده کشیدن و سد ساختن و تونل زدن توی کوه و موشک به هوا کردن نیست. این کارها را هر حکومتی چه دینی باشد و چه غیر دینی انجام می دهد. میزان و معیار خوب بودن، بی شک، دموکراسی ،ترویج فرهنگ نقد پذیری و مشارکت مردم در امور است.
شاهد هستیم که بعضیمسئولين به پرتاب ماهواره و موشک و نانو و .. می نازند، ولی اصلا توجهی به دموکراسی و آزادی اجتماعی ندارند.
یکی از شعارهای انقلاب هم آزادی بود.
در کشورما اخیرا هر کسی یک سایتی باز می کند و اسم آن را می گذارد حزب!! در صورتی که حزب باید توسط مردم تشکیل شود و وقتی تعداد عضوهای حزب زیاد شد، شروع به فعالیت سیاسی کند. نماینده ای از بین اعضای حزب انتخاب شود (که هر حزب در درون خود یک شورای نگهبان از آرمانهای حزب دارد) و فردی مناسب با خواسته های آن حزب، بعنوان نماینده، مثلا در انتخابات کاندید می شود. و باید پاسخگو هم باشد. و در چنین شرایطی، اولا، جامعه پویا و خود جوش می شود و احتیاج نیست صداوسیما از صبح تا شب التماس کند و دوم اینکه امید به آینده در نزد مردم افزایش می یابد. دیگر نهادی بعنوان شورای نگهبان هم دخالتی در انتخابات ندارد چون خود حزب قبلا فردی مناسب را برگزیده.
اگر راست بگویی بخدا چاکرتم.
امیدوارم دکتر رضایی حضور فعالی در عرصه دموکراسی کشور داشته باشند ودولتمردان از نظرات وایده های ایشان استفاده نمایند
آیا آقای دکتر رضایی در خلوت تنهایی خودشان به این سخنان خود اعتقاد دارند؟ بنده در این مورد تردید دارم.
متاسفم برای آقای رضایی که پس از سالها حضور در جبهه های جنگ و در صحنه های مختلف انقلاب تازه به یاد اصطلاحات غربی همچون دموکراسی افتاده است آقای رضایی آیا دروغین بودن دموکراسی و واژه آن هنوز باقی مانده است
آقا ما اگر نخواسته باشیم قدرت اول منطقه باشیم باید چه کسی را ببینیم.
کو گوش شنوا آقا محسن !!
كاملا با ايشون موافقم چرا بقيه مثل ايشون در مورد مسايل واقعي و ملموس صحبت نمي كنند؟
دمکراسی کارآمد از طریق ازادی تشکل ها و احزاب قرنهاست که در دنیا جا افتاده. فقط کافی سری به یکی از کشورهای دمکراتیک صنعتی بیاندازید تا شیوه حکومت داری را ملاحظه نمایید
كاش مردم 4 سال پيش ميدانستند كه چرا بايد از دكتر رضايي حمايت كنند
دموکراسی در کشور ما تحقق نمی یابد مگر با اجراي دقيق قانون اساسی
1- بالاترین قدرت، قانون باشد،
2- تشکیل احزاب، از پایین به بالا و نه از بالا به پایین. احزاب باید نماینده مردم باشند و نه نماینده خودشان.
3- وجود رسانه های مستقل و خصوصی و قدرتمند، که ناظر بر رفتار مسئولان باشند. و مسئولان از آنها بترسند ، نه اینکه روزنامه نگاران و خبرنگاران از آنها بترسند.
4- حقوق شهروندی مردم هم رعایت شود
........
همه شرايط اگر فراهم شود ميتوانيم دمكراسي داشته باشيم
آقاي رضايي
اولين شرط لازم براي دمكراسي اين است كه مردم در رفاه نسبي باشند. دمكراسي بر وجود طبقه متوسط تكيه دارد و نخبگان را نيز ارج مي نهد. در ايران كه از مردم زير خط فقرند و نخبگان به خارج مي روند چطور ميشود دمكراسي داشت؟مسلما مردم نيازمند با وعده بهتر شدن وضعشان به هر كسي راي خواهند داد، هر چند اين فقط وعده باشد.
حالا همه چیزمون درست شده فقط مونده دموکراسی و مشارکت مردمی؟ اصلا سر و کله دموکراسی از کجا پیدا شد؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.