در حاشیه سخنان وزیر آموزش و پرورش
آموزش و پرورش را وزیری عزیز باید
آموزش و پرورش، عرصه شعار نبوده و نیست. بلکه عرصه مدیریت است و اندیشه شرط اول قدم در مدیریت آموزش و پروش فرهیختگی و عزت نفس است.
وزیر آموزش و پرورش دوشنبه شب در جمع فراکسیون فرهنگیان مجلس شورای اسلامی: «من برای این کسری بودجه بارها بغض کرده ام، ذلیل شده ام. استیصال من را به این روز انداخته است.»
شاید روزی که در گرمارنگ انتخابات شعار حمایت از قشر معلم داده می شد، شعاردهندگان عزیز یا آموزش و پرورش را نمی شناختند یا این که جاذبه آرای معلمین و دانش آموزان شیرین و حلاوتی داشت که چنین شعارهایی را به عرصه وسایل ارتباط جمعی کشاند.
اما، آموزش و پرورش، عرصه شعار نبوده و نیست. بلکه عرصه مدیریت است و اندیشه شرط اول قدم در مدیریت آموزش و پروش فرهیختگی و عزت نفس است.
شرط دوم، معلمی و درک معلمی است. هر کس که چند صباحی در کلاس های دانشگاهی به تدریس پرداخته باشد شرط لازم و کافی برای شناخت و تعامل با معلمین را ندارد. مدیریت بر معلمین، بر معلمین رواست.
سوم، آنکه اموزش و پرورش را مشکلاتی قدیمی و مزمن است و مشکلاتی جدید و حادث. آن ها که تجربه کار آموزش و پرورش را ندارند، اداره وزارتخانه مادر را با یک بنگاه آموزشی اشتباه می گیرند، وعده های غیرواقعی می دهند، گذشتگان را زیر سوال می برند و فیلسوفانه ادعای اصلاح می کنند. وقتی درون مجموعه قرار می گیرند، در وهله اول، گذشتگان را مانع تصمیمات خود می دانند و تحت تأثیر فرصت طلبان به قلع و قمع می پردازند، سپس افراد کوتاه قدی را به مناسب مهم می گمارند، آنگاه یا در دام ندانم کاری قرار می گیرند یا در تله منفعت طلبان گیر می افتند.
چاره ای نمی نماند، امروز مصاحبه می کنند، شعار می دهند، امید می دهند، زیر سوال می برند و... فردا منکر می شوند، عوامل زیر مجموعه را زیر سوال می برند و... و چه دیر دست ها را بالا می برند.
دیر شده است. باید آموزش و پرورش را به فرهنگیان سپرد. خود می دانند چه باید کرد، آن ها که زمانی با حدود 19 میلیون دانش آموز و نفتی به مراتب ارزان تر این وزارتخانه را اداره کردند. چون می شناختند، کار را و هم ویژگی های آموزش و پرورش را می دانستند.
نیازی به نگرانی جناحی نیست، شما در بین فرهنگیان از همه جناح ها افراد کارشناس و توانمندی دارید که بتوانند مسئولیت این وزارتخانه مهم را به عهده بگریند و بار را به سرمنزل مقصود برسانند.
اگر سوابق نمایندگان چندین دوره مجلس، استانداران، وزرا و مدیران جامعه را بررسی کنید، همگی حاکی از این است که درصد قابل توجهی از ایشان سابقه معلمی دارند. بدنه آموزش و پرورش آن قدر فقیر نیست که لازم باشد از جایی دیگر نیرو وارد کنیم.
آموزش و پرورش با یک بازگشت به خویشتن به رشد و شکوفایی خواهد رسید. و دولت و مجلس بدانند که طلب انباشته مزمن فرهنگیان را باید یک بار و برای همیشه بپردازند، بودجه آموزش و پرورش را واقعی ببندند و واقعی اعتبارات را تخصیص دهند تا وزرا به جای این که نیروی تدارکاتچی و تأمین کننده مالی باشند بتوانند به برنامه ریزی کیفی آموزش بپردازند.
اما، آموزش و پرورش، عرصه شعار نبوده و نیست. بلکه عرصه مدیریت است و اندیشه شرط اول قدم در مدیریت آموزش و پروش فرهیختگی و عزت نفس است.
شرط دوم، معلمی و درک معلمی است. هر کس که چند صباحی در کلاس های دانشگاهی به تدریس پرداخته باشد شرط لازم و کافی برای شناخت و تعامل با معلمین را ندارد. مدیریت بر معلمین، بر معلمین رواست.
سوم، آنکه اموزش و پرورش را مشکلاتی قدیمی و مزمن است و مشکلاتی جدید و حادث. آن ها که تجربه کار آموزش و پرورش را ندارند، اداره وزارتخانه مادر را با یک بنگاه آموزشی اشتباه می گیرند، وعده های غیرواقعی می دهند، گذشتگان را زیر سوال می برند و فیلسوفانه ادعای اصلاح می کنند. وقتی درون مجموعه قرار می گیرند، در وهله اول، گذشتگان را مانع تصمیمات خود می دانند و تحت تأثیر فرصت طلبان به قلع و قمع می پردازند، سپس افراد کوتاه قدی را به مناسب مهم می گمارند، آنگاه یا در دام ندانم کاری قرار می گیرند یا در تله منفعت طلبان گیر می افتند.
چاره ای نمی نماند، امروز مصاحبه می کنند، شعار می دهند، امید می دهند، زیر سوال می برند و... فردا منکر می شوند، عوامل زیر مجموعه را زیر سوال می برند و... و چه دیر دست ها را بالا می برند.
دیر شده است. باید آموزش و پرورش را به فرهنگیان سپرد. خود می دانند چه باید کرد، آن ها که زمانی با حدود 19 میلیون دانش آموز و نفتی به مراتب ارزان تر این وزارتخانه را اداره کردند. چون می شناختند، کار را و هم ویژگی های آموزش و پرورش را می دانستند.
نیازی به نگرانی جناحی نیست، شما در بین فرهنگیان از همه جناح ها افراد کارشناس و توانمندی دارید که بتوانند مسئولیت این وزارتخانه مهم را به عهده بگریند و بار را به سرمنزل مقصود برسانند.
اگر سوابق نمایندگان چندین دوره مجلس، استانداران، وزرا و مدیران جامعه را بررسی کنید، همگی حاکی از این است که درصد قابل توجهی از ایشان سابقه معلمی دارند. بدنه آموزش و پرورش آن قدر فقیر نیست که لازم باشد از جایی دیگر نیرو وارد کنیم.
آموزش و پرورش با یک بازگشت به خویشتن به رشد و شکوفایی خواهد رسید. و دولت و مجلس بدانند که طلب انباشته مزمن فرهنگیان را باید یک بار و برای همیشه بپردازند، بودجه آموزش و پرورش را واقعی ببندند و واقعی اعتبارات را تخصیص دهند تا وزرا به جای این که نیروی تدارکاتچی و تأمین کننده مالی باشند بتوانند به برنامه ریزی کیفی آموزش بپردازند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
به نام خدا
من يك معلم هستم. تا حالا چندتا نظر دادم؛ منتشر نكرديد؛ ديگه نظر نميدهم
تابناك: با عرض پوزش از معلم گرامي واقعا انتشار همه نظرات كه گاه تعدادشان بسيار زياد مي باشد امكان پذير نمي باشد. اميدواريم شما ببخشيد
تا زمانی که بی عدالتی ها در متن جامعه هست چیزی درست نخواهد شد.جامعه ای که افرادی در سطح دیپلم ردی 3 برابر یک معلم فوق لیسانس پول میگرند.من برای نظام آموزشی متاسفم.
مشکل پول که یک روزه بوجود نیامده ، آن روزی که شعار میدادند باید به یاد این روزها می بودند.
چه عجب يك مطلب خوب و كارشناسي در بارة آموزش و پرورش در سايت تابناك به چاپ رسيد. به مطالب فوق اين مطالب را مي توان اضافه كرد:
1- كارشناسان زبدة آموزش و پرورش را خانه نشين كردند و كساني را بر سر كار آوردند كه هم خط خودشان بودند.
2- مهم ترين معاونت وزارت خانه را كه معاونت آموزشي باشد دچار آشفتگي كردند .
3- نظام آموزشي را دچار بلاتكليفي و از هم گسيختگي كردند.
پيشنهاد مي كنم از نسل امروز و نسل هاي آينده عذرخواهي نمايند.
به نظر می رسد آموزش و پرورش با اتکا به جمعیت زیادشان می خواهند مظلوم نمائی کنند و حرف خودشان را به کرسی بنشانند ، بنده از وقتی به یاد دارم همیشه آموزش و پرورشیها ادعای کمی حقوق به نسبت دیگر کارمندان را دارند در صورتیکه من خودم خیلی از آنها را در فامیل و دوستان می شناسم که درحال حاضر حقوق آنها از خیلی کارمندان دولت بیشتر است و خودم هم در اداره ای که مشغول هستم با 25 سال سابقه از بسیاری از آنها کمتر می گیردم منتها چون تعدادمان کم است کسی توجه نمی کند و فقط دبیران و آموزگاران محترم را می بینند در صورتیکه این عزیزان مزایای زیادی هم دارند مثلا ساعت کار هفتگی 18 ساعت در مقابل 44 ساعت کارما ، در هرسال 4 ماه در تابستان و یک ماه اول سال تعطیلی دارند که از این فرصتهای خود خیلی می توانند استفاده کنند و خیلی از آنها استفاده می کنند از تدریس خصوصی و شغل دوم و مسافرتها و تفریحات مرتب در حالی که خیلی از ماها از آنها محروم هستیم .
به نام خدا اينكه فكر كنيم به صرف آوردن فردي از فرهنگيان و يا دادن پول مشكلات حل مي شود باعث اين مشكلات عديده براي كشور شده است. مهمترين معضل اين است كه سازماني كه وظيفه اصلي آن تربيت انسان ها است قادر به تربيت مدير جهت اداره خود نيست و كسي هم به فكر رفع آن نمي باشد. بزرگترين چيزي كه آموزش و پرورش در اختيار دارد فكر است؛ ولي قادر به استفاده نيست.
آقا بودجه را درست کنند بقیه اش حل می شود اگر ابوعلی سینا را هم وزیر کنند ولی امکانات و بودجه ندهند او هم از احمدی ذلیل تر می شود حالا سیاسی نه فرهنگی به نظر من بدتر می شود باز سیاسی ها یک کم ظرافتهای کارهارهای بودجه را بلدند و یک مقدارهم می توانند زیرک بازی و از این کارها والا آدم های صاف و ساده فرهنگی میشوند مثل وزیر سابق، نه بابا شعار ندهیم مشکل بودجه را آقایان حل کنند بقیه را خودمان بلدیم
یک فرهنگی
من نظر خوانندگان محترم را به دفاعیه رییس جمهور در جلسه رای اعتماد آقای علی احمدی جلب می کنم. البته اگر سایت تابناک بگذارد!
به نظر من تنها مشكل آموزش و پرورش مشكلات مالي نيست مشكل از پايه است بايد به آموزش و پروش از ديد ديگري نگاه كنيم من در بعضي از سريالهاي تلويزيوني ديده ام كه خارجيها تاريخ آموزش و پروش خود را به ما كه سالها داراي تمدن بوده ايم به رخ ميكشند ما خودمان مشكل داريم بايد به آموزش و پرورش كه اينده كشور را ميسازد توجه كرد
به نام خدا
این پرسشی جدی است که آیا بهتر نیست وزیر از بدنه آموزش پرورش باشد بدنه ای که خود خلا مدیریت بخشهای بسیاری از بدنه نظام را تغذیه کرده است؟ پاسخ این پرسش هرچه باشد تنها می تواند ناظر به حل مسائل درونی نظام آموزش پرورش باشد.
واقعیت این است که مشکل تامین منابع مالی آموزش و پرورش یک مشکل فرابخشی است و همت و عزم ملی نهادهای سهیم و موثر را طلب می نماید. باید با روشی سنت شکن به این موضوع فکر کرد و راهی برای درمان این درد کهنه پیدا کرد و گرنه با این روند نظام آموزش و پرورش با بحرانی فراگیر و بنیادی روربرو خواهد شد. حسنی
سلام. من به عنوان یک استاد دانشگاه و یک مدیر سابق دانشگاهی کاملا با این واقعیات موافقم که: "هر کس که چند صباحی در کلاس های دانشگاهی به تدریس پرداخته باشد شرط لازم و کافی برای شناخت و تعامل با معلمین را ندارد" و "باید آموزش و پرورش را به فرهنگیان سپرد".
اما دوست عزیز من! شعارهایی هم که خود شما داده اید تفاوت چندانی با شعارهای دیگران ندارد!مشکلات "قدیمی و مزمن" و نیز "جدید و حادث" آموزش و پرورش زمانی حل خواهد شد که سایر مشکلات کشورمان هم حل شود. مشکلات اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی ، بین المللی و ... مطمئن باشید تا مجموعه امور کشور ما در یک روند توسعه ای پایدار ، علمی ، منطقی و متوازن قرار نگیرد و شایسته ترین و توانمندترین مدیران در همه بخش ها و سطوح مختلف منصوب نشوند ، مشکلات آموزش و پرورش هم حل نخواهد شد. حتی اگر به قول شما: "طلب انباشته مزمن فرهنگیان را باید یک بار و برای همیشه بپردازند، بودجه آموزش و پرورش را واقعی ببندند و واقعی اعتبارات را تخصیص دهند ...". پایدار باشید.
مشکل اصلی آموزش و پرورش عدم قبول علم روز دنیاست و تا زمانی که بودجه این بخش به عنوان سرمایه گذاری بلند مدت تلقی نشود هیچ بهبودی حاصل نخواهد شد .
خدا وکیلی با نوشتن مقاله هم نمی شود آموزش و پرورش را مدیریت کرد. نویسنده بیرون گود است ! بخش بزرگی از مشکلات آموزش وپرورش با پول حل می شود . چرا نمی خواهیم قبول کنیم؟ وزیر که نمیتواند منابع مالی را هم فراهم کند و مدیریت هم بکند!
تا زمانی که مدیریت آموزش و پرورش با مدیریت سیاسی اداره شود وضعیت آموزش و پرورش به همین منوال باقی خواهد ماند ، اموزش وپرورش را باید مدیران آموزشی و پرورشی اداره نمایند ، مدیرانی که خود معلم هستند و درد این وزارت را از نزدیک حس کرده اند، اموزش و پرورش را باید از سیاست جدا کرد . والسام
تا هنگامي كه به جاي برنامههاي روشن عملي، از يك وزير شعار ميخواهيم، نتيجه همين ميشود. آقاي وزير وقتي آمد به جاي هدف گرفتن يك نقطهي كوچك براي اصلاح، در عرض يك سال و نيم زماني كه در اختيار داشت، به دنبال آن رفت كه فلسفهي آموزش و پرورش و نواقص آن را از زمان حضرت آدم تا كنون احصا و اصلاح كند. خب انتظار چه چيزي داشتيد؟
به نام خدا
این پرسشی جدی است که آیا بهتر نیست وزیر از بدنه آموزش پرورش باشد بدنه ای که خود خلا مدیریت بخشهای بسیاری از بدنه نظام را تغذیه کرده است؟ پاسخ این پرسش هرچه باشد تنها می تواند ناظر به حل مسائل درونی نظام آموزش پرورش باشد.
واقعیت این است که مشکل تامین منابع مالی آموزش و پرورش یک مشکل فرابخشی است و همت و عزم ملی نهادهای سهیم و موثر را طلب می نماید. باید با روشی سنت شکن به این موضوع فکر کرد و راهی برای درمان این درد کهنه پیدا کرد و گرنه با این روند نظام آموزش و پرورش با بحرانی فراگیر و بنیادی روربرو خواهد شد. حسنی
احسنت بر این متن وزین ودرخور
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.