درباره انتقال قبر سردار ملی به زادگاهش؛
آیا ستارخان در پایتخت ایران احساس غربت میکند؟!
بخشی از این نوشتار که جزو مطالبات آمده و با لفظ «غربت ستارخان» نیز همراه شده، نه تنها به هیچ عنوان قابل هضم نیست، بلکه به شدت نسبت به قشرهای غیرآذری توهینآمیز است و قطعاً ارتباطی با تفکر سردار ملی نیز ندارد و شبیه برخی رفتارهای مسئولان جمهوری آذربایجان است که حکیم نظامی، شاعر پارسی سرای را نیز مال خود ساختهاند.
به گزارش «تابناک»، ستارخان از بزرگترین رهبرانی است که با استبداد محمدعلی شاه مقاوت کرد و اجازه نداد، نهضت مشروطیت به سادگی و بنا بر مشی دیکتاتورمآبانه محمدعلی شاه قاجار، به عنوان حاشیهای در یکی از صفحات تاریخ معاصر ایران تلقی شود و این واقعه را در متن تاریخ نگه داشت و حقیقت مشروطه با امثال او مشروطه شد. در میان یاران او بسیاری بودند که بر شکوه واقعه تاریخی مشروطه افزودند و برگی زرین در آزادی طلبی رقم زدند که «هوارد کانکلین باسکرویل» یکی از آنها بود.
هوارد باسکرویل معلم ۲۳ ساله آمریکایی که در پاییز ۱۹۰۸ به دعوت مدرسه مموریال تبریز برای تدریس تاریخ به ایران آمد و تحت تإثیر تلاش ستارخان و باقرخان در نهضت مشروطه به فوج نجات پیوست تا به واسطه آنکه دوره سربازی را در آمریکا دیده بود، به قول خودش به جای نقالی تاریخ مردگان، مشق نظامی به جوانان بیاموزد و این همراهی تا آنجا پیش رفت که وقتی همسر کنسول آمریکا که از او خواسته بود از صف مشروطه خواهان جدا شود، ضمن پس دادن پاسپورتش گفت: «تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است و این فرق بزرگی نیست» و اینها بخشی از دستاوردهای مشروطیت بود که این واقعه را یک نهضت به معنای واقعی کلمه ساخت.
از زمان درگذشت سردار ملی در ۲۵ آبان ۱۲۹۳ هجری شمسی و دفن او در حرم عبدالعظیم حسنی تاکنون، نوادگان ایشان بارها درصدد برآمدند تا زمینه انتقال پیکر سردار شهید را به تبریز فراهم و با نبش قبر، پیکر این قهرمان را به آذربایجان منقل ببرند که هیچ گاه مجوز شرعی لازم را نیافتهاند و اجازه داده نشده قبر ستارخان فقید به قصد انتقال به تبریز شکافته شود. با این حال این تلاشها متوقف نشده و در زادروز سردار ملی، «سامی سردار ملی» با ادبیاتی عجیب دوباره این را از دولت خواسته است.

در نوشتار نتیجه ستارخان آمده بود: «اهمیت و مطالعه تاریخ و شرح حال پیشینیان بر همگان واضح است و جمله معروف تاریخ معلم انسانهاست آویزه گوش همه به خصوص افراد فرهیخته و اهل مطالعه است. بدیهی است که شایسته نیست هیچ فرد عاقلی بر معلم خود بیاحترامی کند و یا از او درس فرا نگیرد و یا در مقابل او قرار گیرد. به عبارتی هر کسی بر گذشته خود گلوله تفنگی شلیک کند، آینده بر او گلوله توپ شلیک خواهد کرد.
انسان باید از گذشتگان درس گرفته و آن را وسیلهای برای زندگی بهتر قرار دهد و از آن سو استفاده نکند. در مورد اهمیت مطلب حضرت علی (ع) در نامهاش به امام حسن (ع) در مورد تاریخ میفرماید: فرزندم من هر چند عمر پیشینیان را یکجا نداشتم ولی در اعمال آنها نظر افکندم در اخبارشان اندیشه کردم و در آثارشان به سیر و سیاحت پرداختم آنچنان که گوئی همچون یکی از آنها شدم.
حال روشهای مختلفی برای درس گرفتن از این معلم بیادعا وجود دارد که مهمترین آن مطالعه کتابهای تاریخی معتبر است. روش دیگر برگزاری نکوداشت برای بزرگ مردان تاریخ است که خود باعث علاقمند شدن افراد به مسائل تاریخی و مطالعه بیشتر میگردد.
ستارخان قهرمان مشروطیت در ۲۸ مهر ماه ۱۲۴۵ شمسی در روستای سردار کندی از توابع شهر ورزقان (تا سال ۱۳۸۱ نام این روستا بیشک بود) در ۸۰ کیلومتری مرکز استان به دنیا آمد. در دوران مبارزات مشروطیت جوانمردانه در مقابل قشون عظیم محمد علی شاه مبارزه کرد و پیروز شد او با رشادتهای که از خود نشان داد از طرف مجلس به وی لقب سردار ملی داده شد و در نهایت در اثر ظلم و نیرنگ دولت روس و اسرار دولت مرکزی مجبور به عظیمت به سمت تهران شد و در آنجا نیز در ادامه سناریوی از قبل تعیین شده در دسیسهای در تراژدی پارک اتابک در ۱۴ مرداد ۱۲۸۹ درست در سالروز صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه زخمی شد و پس از چهار سال زندگی در گوشه عزلت و انزوا در نهایت بطور مظلومانهای در ۲۵ آبان ماه ۱۲۹۳ زندگی را بدرود گفت.

قبر آن مرحوم در جوار حضرت عبدالعظیم در شهر ری قرار دارد و اگر گوش شنوائی در اطراف آن محل باشد بیشترین جملهای که از زیارتکنندگان قبر آن محروم شنیده میشود این است که «... ستارخان در غربت خیلی مظلوم واقع شده است...» آری در مورد بازسازی قبر آن محروم و ساخت مقبره و یا انتقال شرعی قبران محروم به تبریز بارها صحبت شده و وعدههایی داده شده ولی افسوس تا به حال عملکردی مشاهده نشده است.
در مجامع ملی و بینالمللی قاعده بر است است که یکصدمین سالگرد تولید و یا وفات بزرگمردان به صورت ویژه نکوداشته میشود تا ضمن قدردانی از این افراد برای آیندگان نیز تلنگری باشد.
حال جای بسی خوشنودی است که یکصدمین سالگرد وفات ستارخان در زمان دولت تدبیر و امید جناب آقای روحانی خواهد بود و بدیهی و روشن است که در این مورد اقدامات لایقی انجام خواهد گرفت اما انتظار میرود و تقاضا میگردد در آستانه یکصدمین سالگرد وفات آن مرحوم هیئت دولت در مورد برگزاری مراسم بزرگداشت یکصدمین سالگرد وفات ستارخان در ۲۵ آبان ۱۲۹۳ ستادی معرفی کند و هزینه برگزاری آن در بودجه سال ۱۳۹۳ پیشبینی شود چون که این مراسم باید با پشتوانه علمی قوی داشته باشد و در سطح بینالمللی و بالایی برگزار شود چرا که چنین نباشد مانند برخی از شخصیتهای تاریخی و فرهنگی کشورمان کشورهای همسایه آن را تصاحب کرده و این مراسم توسط آنان برگزار خواهد شد.
به قول صابر:
ایندی دونیانین توجه نقطهسی ایرانه دیر
آفرینیم هیمت والای ستارخانه دیر
سامی سردار ملی ـ پاییز ۱۳۹۲»
آنچه درباره بازسازی قبر ستارخان بیان شده، بحق و نیازمند توجه ویژه مسئولان امر است و آنچه درباره برگزاری مراسم سده برای این چهره تاریخی است، امری ضروری برای بازشناسی آن وقایع تاریخی است؛ اما بخشی از این نوشتار که جزو مطالبات است و با لفظ «غربت ستارخان» نیز همراه شده، نه تنها به هیچ عنوان قابل هضم نیست، بلکه به شدت نسبت به قشرهای غیرآذری توهینآمیز است و قطعاً ارتباطی با تفکر سردار ملی نیز ندارد و شبیه برخی رفتارهای مسئولان جمهوری آذربایجان است که حکیم نظامی شاعر پارسی سرای را نیز مال خود ساختهاند.
در منابع تاریخی آمده، ستارخان به کنسول روس (پاختیانوف) در تبریز که میخواست پرچم روس را خود به سردر خانه ستارخان زند و او را در حمایت دولت روس قرار دهد، گفت: «جناب کنسول! من میخواهم هفت دولت زیر سایه بیرق ایران باشد. شما میخواهید من زیر بیرق روس بروم؟ هرگز چنین کاری نخواهد شد!» و نوع رفتار ستارخان نیز نشان داده که نگاه ملی و غیرقومیتی و غیربومی داشت. حال این که نواده محترم سردار ملی ادعا میکند، سردار ملی در پایتختِ ایران زمین احساس غربت میکند، این ابهام را پیش میآورد که آیا پایتخت جزوی از بوم و بر سردار ملی نیست و تنها شامل آذربایجان میشود؟
از این تعبیر اشتباه به کار رفته در این نامه که بگذریم، این مبحث به میان میآید که مگر با گذشت این سالها، از پیکر سردار ملی چه مانده که با نبش قبر بیرون کشید و به تبریز برد؟ این بحث دیگری است که پاسخ به آن روشن است و انتظار میرود با اظهاراتی عجیب، این قهرمان ملی را به قهرمانی بومی مبدل نسازیم و بپذیریم چنین مردانی در هر گوشه از خاک دیارشان که جان به جان آفرین تسلیم کرده باشند، احساس قربت خواهند داشت.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
دنیا عوض شده الان چندین سال است که از مطرح شدن دهکده جهانی گذشته ما در ایران هنوز دنبال دامن زدن به بحث قومیت گرایی هستیم گیریم کسی نامه ای نوشته تابناک تو چرا بزرگ میکنی بزرگان ما در تاریخ ماندگار شدند وتا تاریخ هست ماندگار می مانند حتی اگر ذره ای از جسم خاکی آنان وجود نداشته باشد پس آنان را گرامی بداریم و باخود خواهی های خود نداسته نابود نکنیم مردان وزنان غیور آذربایجان همیشه مایه سربلندی ایران بودند هستند وخواهند بود وهیچگاه تفکر بیگانه پان ترکیسم را قبول نمیکنند آنان که دامن می زنند فنا می شوند ایران بدون آذربایجان -کردستان -خوزستان -بلوچستان -لرستان و.. معنا ندارد همه یکی هستیم مثل اعضای یک بدن سالم.
مهم نیست که مقبره تبریز باشه یا تهران . مهم اینکه مقبره با شکوه و در خور ایشان ساخته بشه که تو شهر ری این کار انجام نشده و باید یه فکر جدی بشه یا همونجا یه مقبره عظیم ساخته بشه و یا به تبریز انتقال داده بشه و اینجا درست بشه.
من یک تبریزی هستم سردارملی دربهترین جا ودرجوار آرامگاه شاه عبدالعظیم حسنی دفن شده او متعلق به کل ایران است یاشاسین ایران یاشاسین آذربایجان وکل ملت ایران. ولی بجاست آرامگاهی در شٱن سردارملی ساخته شودو مراسمی درخوراو برگزار گردد. ایران تنها تهران نیست وما در8 سال دفاع مقدس ثابت کردیم همه جای ایران متعلق به همه مردم ایران است همه جای ایران. سرای من است سربلندی ایران افتخار همه ماست
ببخشید اگر اینجوریه ما باید قبر شریعتی را از سوریه و قبر امیر کبیر را از نجف منتقل کنیم به ایران!!!!!!!!!!!
بابا ول کنید این حرفها رو بابا بخدا اینها تو قلبهای مردم ایرانند حالا هرجا دفن شده باشند
خوشحالم كه اين همه هم زبانان من امروز به تاريخ وهويتشون اهميت ميدن واقعا از ديدن اين همه كامنت خوشحال شدم
خواهش میکنم !
با درود بر همگات
ما ایرانی ها کلا مرده پرستیم ،مهم اون نامی است که ازایشون به جا مونده ،و این حرف هم واقعا حرف خنده داریه که چهارتا استخونو برداری و ببری یه جای دیگه خاک کنی! ،در ضمن نتیجه ستارخان هم خیلی دارن مشروطیت به نام ستارخان تموم می کنن و نقش بزرگانی چون سردار اسعد بختیاری را کم رنگ می کنن،تعصب خوبه ولی نه تا حدی که جلوی چشم عقلو بگیره.
سر فراز یاور ایران من
پرغرور خاک ستارخان من
البته ستارخان بیانات ایرن خواهی دیگری هم دارند که من برای بقای مشروطیت و ایران بپا خواسته ام .
تجلیل از او تجلیل از مفهوم میهن دوستی و علاقه به ایران است .
تابناك عزيز تبريز جزء ايران است ستارخان هم مال آذربايجان است پس انتقال مقبره هيچ جاي داد وبيداد ندارد ولي كاش قدروارزش هرجايي به تاريخ وبزرگمردانش سنجيده شود
پس اگه اینجوریه باید مزار خیلی از بزرگمردان دیگه که در مقبره شعرای تبریز هستند و اصالتا اذری نیستند و فارس هستند به زادگاهشون انتقال داده شوند چون اونا هم در تبریز غریب هستند.
تعلّق خاطر به هم استانی را قومیّت گرایی تلقّی نکنیم.
اذربایجان همیشه مظلوم بوده در خطرها ایران را نجات داده ولی نوبت خودش که می شه هیچ به دادش نمی رسند اگر دریاچه ارومیه در تهران بود آیا امروز وضعیتش اینطور می شد
اینقدر مظلوم نمایی نکنید لطفاً . برید وضعیت زاینده رود و هامون و کارون را ببینید . اینقدر که از نظر صنعتی آذربایجان پیشرفت کرده لرستان و حتی حاشیه تهران پیشرفت نکرده .
با احتساب اينكه تهران بزرگترين شهر ترك نشين ايرانه نبايد جناب سردار احساس غربت بكنه
منم چن بار رفتم خیلی دنبال قبر ستارخان گشتم اصلا معلوم نیست کجاست حداقل 1مزار خیلی ساده واسش بسازن بخاطر اینهمه زحماتی که واسه مردم ایران کشیده .نوادگانشونم از این مسئله ناراحتن بهشونم حق میدم ناراحت باشن
ارامگاه باقرخان در پارکمشاهیر تبریز قرار داردکاش روزی برسد که قبر سردارملی نیز به کنار دوست ویار همیشگی اش بیاد وبرای هردو یادبودی درشان ایشان ساخته شود
من تو ایران که بودم چندین بار بر سر مزار
آن قهرمان عزیز رفتم قبول دارم که خیلی بهش توجه نشده و دارای آرمگاه مناسب نیست ولی مهم نشر مرام افراد است سوالی که باید از نتیجه ایشان پرسید این است که چند تا کتاب راجع به این نوشته شده یا کنفرانس بزرگداشت برای ایشون اجرا شده و الا مردان بزرگ باید یاد ، مرام و نامشان بماند
بحث وصیت نامه ستارخان است برادر تابناک
روحش شاد راهش بر قرار...
آري بسيار شايسته و به جاست اكر چنين كاري صورت پذيرد تا شايد ايرانيان بدانند قبر اين بزرگ مرد ايران زمين دلاور آذربايجان كجاست.
این وصیت ستارخان بوده ک تو تبریز دفن بشه و عمل کردن به وصیت ایشون وظیفه ی اوناس اتفاقا اجازه ندادن بی احترامی ب ستارخانه ما تبریزی ها هم میخواییم بیارنش اینجا
انتقال استخوانهای آن مرحوم به نظرم علاوه بر توهین به شخصیت ایشان هیچ فایده ای هم ندارد.میشود نمادی برای ایشان در تبریز ساخت یا به مزار ایشان در تهران رسیدگی شود و اطلاع رسانی در مورد آن انجام شود.وگرنه اگر قرار باشد استخوانهای هر کسی جابجا شود که خیلیها در وطن خود خاک نشده اند.اندیشه های اشخاص باید ارج داده شود نه پیکر بی جان آنها.
باید خدمت تابناک محترم عرض کنم که قبر مرحوم ستارخان در شهر ری است و این شهر پایتخت ایران نمی باشد و نیز هرکسی اگر در خانه یا زادگاه خود هم مورد بی اعتنایی و بی احترامی قرار گیرد احساس غربت خواهد کرد و مظلوم واقع خواهد شددر مورد درخواست مکرر درست است ولی همواره درخواست بازسازی قبر یا انتقال توام مطرح بوده است.و در مورد اینکه می خواهیم از قهرمان ملی قهرمان بومی بسازیم کاملا اشتباه است چراکه با درخواست برگزاری مراسم صدمین سالگرد در سطح بین المللی می خواهیم فراملی بودن قهرمانی ستارخان را یاداوری کنیم.حال با این وصف به نظر من انتقاد شما گفتاری عجیب بوده و قابل هضم نمی باشد.
آقای سامی
چرا به وصیت نامه سردار اشاره نکردید؟نکند مستندی برای وصیت نامه معروف ندارید؟ سردار ملی وصیت کرده بود پیکرش به تبریز برگردد. آیا تایید می کنید این خبر را؟
همانگونه كه در اين مقاله نيز نوشته شده است ستارخان جان فشاني هاي فراواني را براي اين ملت انجام داده است و حداقل حقي كه بر گردن ملت دارد عمل به وصيت سردار است كه درخواست كرده بود در تبريز دفن شود . حال كه فرزندان آن مرحوم در پي عمل به وصيت پدر خود هستند بعضي ها چنان تبليغ ميكنند كه ايران از دست رفت و... مگر تبريز جزو ايران نيست و مگر عمل به وصيت يك مسلمان كه در راه ملت به شهادت رسيده است و صرفا خواستار دفن جنازه اش در موطن خود شده است امري خارق العاده است ؟
ستارخان سردار ملی است ومربوط به یک ملت،نه به یک قوم خاصی.ستارخان برای ایران وبرای نجات ایران مبارزه کرده وجنگیده نه فقط برای ترک ها.پس بگذارید سردار ملی همچنا ن سردار ملی بماند .از آذربایجان
سلام دوستان بنده با اینکه متولد و بزرگ شده ی تهرانم اما یک آذری هستم با انتقال ایشان مخالفم بنده تا بحال نشده به زیارت حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) بروم قبر این سردار را زیارت نکرده باشم . همه جای ایران سرای من است.
حالا چرا شما تازه يادتون افتاده وصيت كرده!!!
بابا وصیت کرده
اینطوری باید خیلی از کسایی که در مقبره الشعرای تبریز هستند هم منتقل شوند مثل اسدی طوسی ، شاهپور نیشابوری ، لسانی شیرازی ، مانی شیرازی ، اشهرسبزواری ، انوری ابیوردی ، ......
پس صائب تبریز و اعتصامی هم منتقل شوند تبریز آره؟!
ستارخان وصیت کرده بوده تبریز باشه
گفته های سامی سردار ملی فقط یک انتقاد یا درد دل بود و اینکه به مقبره این شخصیت ملی بی توجهی میشه درسته کجای حرفهاش بوی قومیتی داشت که به تابناک برخورده وموضع گیری میکنه
ستارخان باید به آذربایجان برگردد تا خود آذری ها یاد ونامش را زنده نگهدارند وگرنه مثل بقیه قهرمانان ملی فراموش خواهد شد.
با سلام قبر ستار خان در قبرستان عمومی در جوار حرم عبدالعظیم حسنی واقع شده است. من چند بار به زیارت ایشان رفته ام ولی نه آدرس و نه معرفی از ایشان در این محل وجود ندارد انتقال دادن یا ندادن قبر ستار خان در متن نتیجه ستار خان محوریت نداشته بلکه بیشتر گلایه ایشان از عدم توجه به محل دفن سردار ملی است.
غربت ستار خان در این مکان کاملا مشهود است.زنده باد ایران - زنده باد آذربایجان
دمت گرم تابی جون که باز حداقل اینطوری تونستی اسم ان بزرگمرد تاریخ ایران رو به سرزبون تعدادی اندک از هموطنانش بیندازی .... ولی به نظر من همین جاهم مزار را میتوان با سرمایه گذاری دوستداران ان مرحوم به بهترین وجه بازسازی کرد شاید هم بیشتر از تبریز به چشم بیاد ...
شرط میبندم اینایی که سنگ انتقال قبر ایشون رو به سینه میزنند یکبارم تا حالا سر مزار ستارخان نرفتند . بعضی ها دنبال ایجاد تفرقه بین اقوام ایرانی هستند بهتره شما بازیچه این افراد نباشید.
منم نرفتم. یعنی رفتم پیداش نکردم. اما عمل به وصیت متوفی فکر کنم حجت شرعی دارد مسلمان
درست کردن مقبره و آرامگاه مهم نیست ، مهم نیست کجا دفن شده باشه مهم اینه که به افکار و عقایدش چقدر نزدیکیم ؟آیا هفت دولت زیر پرچم ایران هستند؟
اولا که ستارخان سردار ملی است دوما تعداد آذری هایی که توی تهران زندگی می کنند از تبریز بیشتره!
اگه واقعاً نظر شما وبقیه اقوام وملل درخصوص ستارخان اینگونه باشد که وانمود می کنید بعنوان یک تورک هم ممنونم وهم خوشحال که می بینم کلید واژه وحدت ملی رادرایران داریم پیدا می کنیم نباید شخصیتهای ملی را محصور به یک ده وشهر وقوم وملت بکنیم
با سلام دوستان روستای ستارخان ینام بیشک در منطقه قره داغ آذربایجانشرقی هست اوضاع اقتصادی مردم آنجا واقعا تاسف برانگیزه حالا که قهرمانی از دیار آذربایجان و از این منطقه محروم شهرت جهانی پیدا کرده چه بهتر که مزار ایشان به این منطقه نقل مکان نموده تا با جذب گردشگری در این منطقه کمک حالی به همشهریان با غیرتش شود .
دوستان ،خصوصا آذری های محترم دقت داشته باشند که صحبت از "سردار ملی"است.فرصت فخر به این سردار هم برای همه ایرانیان یکسان است.بعد به فلسفه دفن در جوار امامزادگان توجه کنید.برای سردار قطعا مایه افتخار بوده که در جوار حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شود.در جوار این سلالگان پاک هر چه کوچکتر و خاکسار تر و گوشه نشین تر باشی بیننده بیشتر به عظمت و بزرگیت اندیشه خواهد کرد.
سردارملی قطعا از این بحث خشنود نخواهد بود و مطمئنم از قسمت نبش قبر و انتقالش از جوار شاه عبدالعظیم به گوشه ای دیگر از این خاک مقدس بر خود لرزیده است.
از همه جاي ايران در حرم حضرت عبالعظيم دفن هستند و باعث افتخار ايشان بوده كه در اين مكان دفن شوند يا قم و يا نجف و كربلا.....در ضمن حرم شريف در شهرري واقع است نه تهران....نمي دانم اين تهران-ستيزي كه در اين چند سال اخير باب شده ريشه در كجا دارد؟؟؟؟
اتفاقا به نظر بنده در چند سال اخیر تهرانی و تهران ستیزی مد روز جاهای دیگر شده. متاسفانه.
کسی در این مقاله تهران ستیزی نکرده
از نقطه نظر ملیتی ، فکر می کنم که وقت آن رسیده که همه مسایل قومیتی را برای همیشه دور بریزیم و فقط به یک چیز بی اندیشیم ، ایران
علی الاصول هر صاحب نامی که در جوار معصومین ( ع ) و نوادگان ایشان دفن گردد به طور طبیعی در سایه آن بزرگواران قرار میگیرند و این را یا خود وصیت کرده اند یا بازمانگان آنها انتخاب کرده اند و نمونه ایشان زیاد است .در عین حال ضروری است قبر ایشان نمودی شایسته تر داشته باشد.
در تکمیل کامنتدوستی با اسم خراسان اینها رو هم من اضافه میکنم:
کمالالدین مسعود خُجندی(از خجند خراسان بزرگ)
اسدی طوسی، ، ظهیرالدین فارابی(اهل فاراب خراسان بزرگ)، شاپور نیشاپوری، ذوالفقار شروانی، مانی شیرازی،
و خیلی های دیگه که الان مجالش نیست همگی اهل تبریز نیستند ولی اونجا مدفون هستند.این دلیل نمیشه که اونا رو جابجا کنند.فرهنگ باید درست بشه.پس حالا که اینجوره باید تمام اون بزرگان رو بار کامیون کنیم ببریمشون شهر ودیار خودشون.نه پدر جان.ما کلا نسبت به داشته هامون بی توجه هستیم.بغل گوشمون تو ترکیه دارن از چرند وپرند پول در میارن ما اینجا ....
مقبره این بزرگان در تبریز درحد شانشون مورد احترامه و ارج نهاده شده مساله انتقال قبر ستار خان نیست گفته می شه به مقبره ایشان توجه شود واگر نشود مسئله انتقال رامطرح میکنند. شما برو تبریز ببین بامقبره بزرگان ما ازدیگر مناطق کشور همان کار را می کنند که در پایتخت با قبر ستار خان؟!!
به نظر من باید هیچوقت برا انتقال قبر سردارمون به تبریز موافقت نمیشه ولی اینو بخواهیم از دولت تا لااقل تو تهران به مزار سردار ارج بدن و همانند سایر قبور در قبرستان کنار شاه عبدالعظیم حسنی نباشد.
واقعا هیچ فرقی با سایر قبور نداره اونجا و اگه به کسی نگی و نشون ندی نمیفهمن که کجاست
در تبریز باشد بهتر است.خیلی بهتر.چون قدرش را میدانند.
الان در تهران نام یکی از خیابان های اصلی ستارخان است و یکی هم باقرخان. به نظرم در تهران این دو شخصیت بزرگوار غریب نیستند. بلکه خیلی هم سر زبان ها هستند. ضمنا چه فرقی می کند قبر ایشان کجا باشد؟! ایشان و راهشان باید در قلب و ذهن ما استوار باشد. مگر قبر امیرکبیر در کربلا نیست. چرا همیشه یاد ایشان هستیم؟ البته قبول دارم که باید در زمینه محل قبر ایشان تبلیغات بیشتری شود ولی انصاف نیست برای برآوردن آرزوهایمان پای نژادگرایی و قبیله گرایی را به وسط بکشیم.
انصاف داشته باشید کجای گفته های نواده ستار خان نژاد گرایی وقبیله گرایی بود ؟ فقط یک انتقاد بود
مردان بزرگ درمرزهای جغرافیایی محصور نیستند مدفن برزگان در هر مکان هم یک واقعه تاریخی است وتغییر در آن تحریف تاریخ است
مگر تبریز جزء ایران نیست. اگر به تبریز منتقل شود چی می شود؟
یک جوری می نویسند که گویا انتقال قبر ستارخان به تبریز انتقال به کشور بیگانه است.
تبریز زادگاه اوست و انتقال مزار ستارخان به تبریز امری طبیعی است.
من بارها در حرم عبدالعظیم دیده ام که بر روی قبر سردار ملی زیرانداز پهن کردند و نشسته اند بلندشان کردم قبرش را شسته ام.
خب اين موضوع به اينكه قبر ستارخان درتبريز نيست ارتباطي نداره كه!!. مگه هر كسي رفت كنار قبري نشست بايد خاندان و ايل تبار متوفي برن جاي قبرش رو عوض كنن!!!!!
درود بر ستارخان سردار ملی. کسی که متعلق به همه ما ایرانی ها بوده و خواهد بود.
این حرف در شان ملتی با تمدن چندین هزار ساله نیست تبریز،هرمزگان،اصلا لر و کرد و ترک و عرب و فارس و بلوچ و همه ی هم وطنان هر جای کشور که باشند وطن و دیارشان است است پس این که قبری را از جوار امامزاده ای بزرگ برداریم ببریم تبریز که چی بشه بوگرنه آقایان مدعی بیایند در کنار قبر این بزرگوار یادواره ای برگزار کنند و یا در تبریزهمایش برگزارکنند.همه جای ایران سرای من است
با توجه به این که اگه ببرن تبریز رسیدگی و توجه بیشتری میشه خب بهتره بره اونجا
و این کار درست هست
چون تو تهران ارزش این شخص حفظ نشده به هر دلیلی
ما نباید کاری به چرایی و چونی داشته باشیم
خروجی همینه که تو تهران رسیدگی نشده
مساله خیلی ساده ست
چرا بعضی ها حس میکنند که ارزش ستار خان حفظ نشده!!!!
وقتی که در تهران خیابان به نام این شهید بزرگ ثبت شده و درحالیکه اسم ایشان و مجاهدت هایش در کتب تاریخی مدارس تدریس شده ، بسیار واضح هست که این حرف ها بهانه است . و بسیار بهتر است که این را بدانیم که آنچه از انسان باقی می ماند نام نیک و اعمال وی است و نه استخوان
نام این بزرگمرد در اکثر شهرها بر خیابانهای شهر میدرخشد. قبر ایشان در جوار حضرت عبد العظیم میباشد که خود باعث شادی روح ایشان است. با این طرههای بی مورد روح ایشان را آزرده نسازیم. این حرفها اتحاد ملی رانشان رفته تا چیز دیگری را. هرچند نواده ایشان باشد اما حرفشان بیجاست. بله اگر وصیت کرده بود اونهم به فرزندش نه به اعقاب و انصابش.
کدوم شهر؟
آنچه از انسان ميماند عمل صالح ودرست است ودر نهايت يادي از او.بايد تلاش شود ياد قهرمانان ملي به مناسبت و بي مناسبت تذكر ويادآوري گردد تا نسل جوان بيشتر به هويت ملي خود پي ببرد وافتخاركند.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.