لیلهالرغائب دیگری فرا رسید؛
چه آرزویی را با معبودتان در میان میگذارید؟
لیلهالرغائب جزو آیینهای مشترک میان مسلمانان است که در چنین شبی، آرزوهایشان را با معبودشان در میان میگذارند؛ شما در این شب چه آرزویی برای خود و دیگران میکنید؟ آرزوهایتان را با ما در میان بگذارید.

اولین
شب جمعه رجب ۱۴۳۵ که ماه باران رحمت الهی است، فرا رسید؛ شبی که پیامبر
رحمت و مغفرت حضرت محمد مصطفی (ص) درباره آن میفرماید: «از
اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید؛ زیرا شبی است که فرشتگان آن را
«لیلة الرغائب» مینامند. مقداری که از شب گذشت، هیچ فرشتهای در آسمانها و
زمین نمیماند مگر اینکه در کعبه و اطراف آن جمع میشوند و برای بندگان
دعا می کنند».
کلمهٔ «رغائب» جمع «رغیبه» به معنای چیزی که مورد رغبت و میل و نیز به معنای عطا و بخشش فراوان است. بنا بر معنای اول «لیله الرغائب» شبی است که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن بسیار است و بندگان خدا در این شب گرایش زیادی به رفتن به در خانه خدا و ارتباط و انس با او دارند. بر پایهٔ معنای دوم «لیله الرغائب» شبی است که در آن عطا و بخشش خدا بسیار است و بندگان خداوند با روی آوردن به بارگاه خدا و خشوع در برابر بزرگی خدا، شایستهٔ دریافت انعام و عطا و بخشش بیکرانهٔ خدا میشوند.
رسول خدا (ص) خواندن نمازی دوازده رکعتی را بین نماز مغرب و عشا در این شب توصیه کرده که بسیار فضیلت دارد و به گفته پیامبر کسی که این نماز را بخواند، خدای متعال در شب اول قبر ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با زبان فصیح به سویش میفرستد. در هر دو رکعت به یک سلام ختم میشود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود.
وقتی دوازده رکعت به پایان رسید، هفتاد بار ذکر «اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله» گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر «سبوح قدوس رب الملائکة والروح» گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر «رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم» گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذکر «سبوح قدوس رب الملائکة والروح» گفته شود. در اینجا میتوان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود.
لیلهالرغائب جزو آیینهای مشترک میان مسلمانان است که در چنین شبی، آرزوهایشان را با معبودشان در میان میگذارند؛ شما در این شب چه آرزویی برای خود و دیگران میکنید؟ آرزوهایتان را با ما در میان بگذارید.
شاید در این شب خواندن مناجاتی از خواجه عبدالله انصاری نیز در تقرب به خدا موثر باشد.
الهی! تو آنی كه از احاطت اوهام بیرونی، و از ادراك عقل مصونی، نه مُدرَك عیونی، كارساز هر مفتونی، و شادساز هر محزونی، در حكم، بیچرا، و در ذات بیچند، و در صفات بیچونی.
الهی! در جلال، رحمانی، در كمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مكانی، نه كسی به تو ماند، و نه به كسی مانی، پیداست كه در میان جانی، بلكه جان زنده به چیزی است كه تو آنی.
الهی! یكتای بیهمتایی، قیّوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفّایی، از شریك مبرّایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزّز به تاج كبریایی، مسندنشین استغنایی، به تو رسد ملك خدایی.
الهی! نام تو، ما را جواز، مهر تو، ما را جهاز، شناخت تو، ما را امان، لطف تو، ما را عیان.
الهی! ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مؤمنان را گواهی، چه عزیز است آن كس كه تو خواهی.
یا ربّ دل پاك و جانِ آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم ده
در راه خود اول زخودم بیخود كن بیخود چو شدم زخود به خود راهم ده
الهی! از نزدیك نشانت میدهند و برتر از آنی، و دورت پندارند و نزدیكتر از جانی، تو آنی كه خود گفتی، و چنان كه خود گفتی، آنی، موجود نفسهای جوانمردانی، حاضر دلهای ذاكرانی.
الهی! جز از شناخت تو، شادی نیست، و جز از یافت تو، زندگانی نه، زنده بیتو، چون مرده زندانی است، و زنده به تو، زنده جاویدانی است.
الهی! فضل تو را كران نیست، و شكر تو را، زبان.
من بیتو دمی قرار نتوانم كرد احسان تو را شمار نتوانم كرد
گر بر تن من زبان شود هر مویی یك شكر تو از هزار نتوانم كرد
الهی! گرفتار آن دردم، كه تو داروی آنی، بنده آن ثنایم كه تو سزاوار آنی، من در تو، چه دانم؟ تو دانی. تو آنی كه مصطفی گفت، من ثنای تو را نتوانم شمرد آن گونه كه تو خود بر نفس خویش ثنا گفتی.
الهی! جمال تو راست، باقی زشتند، و زاهدان مزدوران بهشتند!
در دوزخ اگر وصل تو در چنگ آید از حال بهشتیان مرا ننگ آید
ور بیتو به صحرای بهشتم خوانند صحرای بهشت بر دلم تنگ آید
الهی! با تو آشنا شدم، از خلایق جدا شدم و در جهان شیدا شدم، نهان بودم؛ پیدا شدم.
الهی! چون آتش فراق داشتی، دوزخ پرآتش از چه افراشتی.
الهی! هر كه تو را شناخت، هر چه غیر تو بود بینداخت.
هر كس كه ترا شناخت جان را چه كند فرزند و عیال و خانمان را چه كند
دیوانه كنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه كند
الهی! از كشته تو، بوی خون نیاید، و از سوخته تو، بوی دود؛ چرا كه سوخته تو، به سوختن شاد است و كشته تو، به كشتن خشنود.
الهی! دلی ده، كه در آن آتش هوی نبود، و سینهای ده، كه در آن رزق[3] و ریا نبود.
الهی! اگر یك بار گویی بنده من، از عرش بگذرد خنده من.
الهی! بر هر كه داغ محبّتِ خود نهادی، خِرمن وجودش را به باد نیستی در دادی.
الهی! من كیستم كه تو را خواهم، چون از قیمت خود آگاهم، از هر چه میپندارم كمترم، و از هر دمی كه میشمارم بدترم.
الهی! فراق، كوه را هامون[4] كند، هامون را جیحون كند، جیحون را پر خون كند. دانی كه با این دل ضعیف، چون كند؟
الهی! اگر مستم و اگر دیوانهام، از مقیمان این آستانهام، آشنایی با خود ده كه از كائنات بیگانهام.
الهی! در سرْ آب دارم، در دلْ آتش، در ظاهرْ ناز دارم، در باطنْ خواهش، در دریایی نشستم كه آن را كران نیست. به جان من، دردی است كه آن را درمان نیست، دیده من بر چیزی آید كه وصف آن بر زبان نیست!
پیوسته دلم دم از رضای تو زند جان در تن من نفس برای تو زند
گر بر سر خاك من گیاهی روید از هر برگی بوی وفای تو زند
الهی! اگر خامم، پختهام كن، و اگر پختهام، سوختهام كن.
الهی! مكش این چراغ افروخته را، و مسوزان این دل سوخته را، و مَدَر این پرده دوخته را، و مران این بنده آموخته را.
الهی از آن خوان كه از بهر خاصان نهادی، نصیب من بینوا كو
اگر میفروشی، بهایش كه داده و گر بیبها میدهی بخش ما كو؟
تو لاله سرخ و لؤلؤ مكنونی من مجنونم، تو لیلیّ مجنونی
تو مشتریان بابضاعت داری با مشتریان بیبضاعت چونی؟
ای كریمی كه بخشنده عطایی، و ای حكیمی كه پوشنده خطایی، و ای صمدی كه از ادراك ما جدایی، و ای احدی كه در ذات و صفات بیهمتایی، و ای قادری كه خدایی را سزایی، و ای خالقی كه گمراهان را، راهنمایی. جان ما را، صفای خود ده، و دل ما را، هوای خود ده، و چشم ما را، ضیای خود ده، و ما را از فضل و كرم خود آن ده، كه آن به.
این بنده چه داند كه چه میباید جُست داننده تویی هر آنچه دانی آن ده
الهی! فرمودی كه در دنیا ـ بدان چشم كه در توانگران مینگرند ـ به درویشان و مسكینان نگرند.
الهی! تو كرمی و واولیتری، كه در آخرت بدان چشم كه در مطیعان نگری، در عاصیان نگری.
الهی! آفریدی رایگان، و روزی دادی رایگان؛ بیامرز رایگان، كه تو خدایی نه بازرگان.
من بنده عاصیم رضای تو كجاست تاریك دلم نور و ضیای تو كجاست
ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی آن بیع بود، لطف و عطای تو كجاست
الهی! آنچه تو كِشتی، آب ده، و آنچه عبدالله كشت، بر آب ده.
الهی! مگوی كه چه آوردهاید كه درویشانیم، و مپرس كه چه كردهاید كه رسوایانیم.
الهی! ترسانم از بدی خود؛ بیامرز مرا به خوبی خود.
الهی! اگر عبدالله را نمینگری، خود را نگر، و آبروی من پیش دشمن مبر.
الهی! عَلَمی كه افراشتی، نگونسار مكن، و چون در اخر عفو خواهی كرد، در اول شرمسار مكن.
الهی! همه از تو ترسند، و عبدالله از خود، زیرا كه از تو همه نیكی آید و از عبدالله بدی.
الهی! گر پرسی، حجّت نداریم، و اگر بسنجی، بضاعت نداریم، و اگر بسوزی طاقت نداریم.
الهی! اگر تو مرا به جرم من بگیری، من تو را به كرم تو بگیرم، و كرم تو از جرم من بیش است.
الهی! اگر دوستی نكردم، دشمنی هم نكردم، اگر بر گناه مصرّم، اما بر یگانگی تو مُقرّم.
الهی! اگر توبه، بیگناهی است، پس تائب كیست؟ و اگر پشیمانی است، پس عاصی كیست؟
الهی! از پیش خطر و از پس راهم نیست؛ دستم گیر كه جز تو پناهم نیست.
الهی! گهی به خود نگرم، گویم از من زارتر كیست؟ گهی به تو نگرم، گویم از من بزرگوارتر كیست.
الهی! تو ما را جاهل خواندی، از جاهل جز خطا چه آید؟ تو ما را ضعیف خواندی، از ضعیف جز خبط چه آید؟
الهی! اگر چه بسی طاعت ندارم، اما جز تو كسی را ندارم، ای دیر خشم و زود آشتی.
الهی! همچنان بید، به خود میلرزم، كه مباد آخر به جویی نیَرزَم.
الهی! مگو چه آوردهای، كه رسوا شوم، و مپرس چه كردهای كه روسیاه شوم.
الهی! چون در تو نگرم، از جمله تاجدارانم و تاج بر سر، و چون بر خود نگرم، از جمله خاكسارانم و خاك بر سر.
الهی! چون یتیم بیپدر گریانم، درمانده در دست خصمانم، خسته گناهم و از خویش برتاوانم، خراب عمر و مفلس روزگار، من آنم.
الهی! از دو دعوی به زینهارم، و از هر دو، به فضل تو فریاد خواهم: از آن كه پندارم به خود چیزی دارم، یا پندارم كه بر تو حقّی دارم.
الهی! اگر تو فضل كنی، دیگران چه داد و چه بیداد، و اگر عدل كنی، فضل دیگران چون باد.
الهی! ما در دنیا معصیت میكردیم، دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین میشد، و دشمن تو ابلیس شاد.
الهی! اگر فردای قیامت عقوبت كنی، باز دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین شود، و دشمن تو ابلیس شاد، دو شادی به دشمن مده، و دو اندوه بهر دل دوست مَنِه.
الهی! مركب وا ایستاد، و قدم بفرسود، همراهان برفتند و این بیچاره را جز حیرت نیفزود.
الهی! همه از «حیرت» به فریادند، و من از حیرت شادم! به یك «لبّیك» درب همه ناكامی بر خود بگشادم، دریغا روزگاری كه نمیدانستم تا لطف تو را دریازم.
خداوندا! در آتش «حیرت» آویختم چون پروانه در چراغ، نه جان رنج طپش دیده، نه دل الم داغ.
الهی! میبینی و میدانی، و برآوردن، میتوانی.
الهی! چون حاضری چه جویم، و چون ناظری چه گویم؟
الهی! هر روز كه برمیآید، ناكسترم، و چنان كه پیش میروم، واپسترم!
الهی! تو بساز كه دیگران ندانند، و تو نواز كه دیگران نتوانند.
الهی! چون توانستم، ندانستم، و چون كه دانستم، نتوانستم.
الهی! بیزارم از آن طاعتی كه مرا به عُجب آرد، و بنده آن معصیتم كه مرا به عذر آورد.
الهی! دانایی ده كه از راه نیفتم، و بینایی ده كه در چاه نیفتم.
الهی! هر كه را عقل دادی، چه ندادی؟ و هر كه را عقل ندادی، چه دادی؟!
الهی! اگر عالم باد گیرد، چراغ مُقبل كشته نشود، و اگر همه جهان آب گیرد، ایاغ،[5] مُدبر شسته نشود!
الهی! اگر به «دعا» فرمان است، قلم رفته را چه درمان است؟
الهی! ابوجهل، از كعبه میآید! و ابراهیم از بتخانه! كار به عنایت بود، باقی بهانه.
الهی! هر كه را خواهی برافتند، گویی با دوستان تو درافتد.
الهی! «دعا» به درگاه تو لجاج است، چون دانی كه بنده به چه محتاج است.
با صنع تو هر مورچه رازی دارد با شوق تو هر سوخته نازی دارد
ای خالق ذوالجلال نومید مكن آن را كه به درگهت نیازی دارد.
«والسّلام»
کلمهٔ «رغائب» جمع «رغیبه» به معنای چیزی که مورد رغبت و میل و نیز به معنای عطا و بخشش فراوان است. بنا بر معنای اول «لیله الرغائب» شبی است که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن بسیار است و بندگان خدا در این شب گرایش زیادی به رفتن به در خانه خدا و ارتباط و انس با او دارند. بر پایهٔ معنای دوم «لیله الرغائب» شبی است که در آن عطا و بخشش خدا بسیار است و بندگان خداوند با روی آوردن به بارگاه خدا و خشوع در برابر بزرگی خدا، شایستهٔ دریافت انعام و عطا و بخشش بیکرانهٔ خدا میشوند.
رسول خدا (ص) خواندن نمازی دوازده رکعتی را بین نماز مغرب و عشا در این شب توصیه کرده که بسیار فضیلت دارد و به گفته پیامبر کسی که این نماز را بخواند، خدای متعال در شب اول قبر ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با زبان فصیح به سویش میفرستد. در هر دو رکعت به یک سلام ختم میشود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود.
وقتی دوازده رکعت به پایان رسید، هفتاد بار ذکر «اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله» گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر «سبوح قدوس رب الملائکة والروح» گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر «رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم» گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذکر «سبوح قدوس رب الملائکة والروح» گفته شود. در اینجا میتوان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود.
لیلهالرغائب جزو آیینهای مشترک میان مسلمانان است که در چنین شبی، آرزوهایشان را با معبودشان در میان میگذارند؛ شما در این شب چه آرزویی برای خود و دیگران میکنید؟ آرزوهایتان را با ما در میان بگذارید.
شاید در این شب خواندن مناجاتی از خواجه عبدالله انصاری نیز در تقرب به خدا موثر باشد.
الهی! تو آنی كه از احاطت اوهام بیرونی، و از ادراك عقل مصونی، نه مُدرَك عیونی، كارساز هر مفتونی، و شادساز هر محزونی، در حكم، بیچرا، و در ذات بیچند، و در صفات بیچونی.
الهی! در جلال، رحمانی، در كمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مكانی، نه كسی به تو ماند، و نه به كسی مانی، پیداست كه در میان جانی، بلكه جان زنده به چیزی است كه تو آنی.
الهی! یكتای بیهمتایی، قیّوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفّایی، از شریك مبرّایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزّز به تاج كبریایی، مسندنشین استغنایی، به تو رسد ملك خدایی.
الهی! نام تو، ما را جواز، مهر تو، ما را جهاز، شناخت تو، ما را امان، لطف تو، ما را عیان.
الهی! ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مؤمنان را گواهی، چه عزیز است آن كس كه تو خواهی.
یا ربّ دل پاك و جانِ آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم ده
در راه خود اول زخودم بیخود كن بیخود چو شدم زخود به خود راهم ده
الهی! از نزدیك نشانت میدهند و برتر از آنی، و دورت پندارند و نزدیكتر از جانی، تو آنی كه خود گفتی، و چنان كه خود گفتی، آنی، موجود نفسهای جوانمردانی، حاضر دلهای ذاكرانی.
الهی! جز از شناخت تو، شادی نیست، و جز از یافت تو، زندگانی نه، زنده بیتو، چون مرده زندانی است، و زنده به تو، زنده جاویدانی است.
الهی! فضل تو را كران نیست، و شكر تو را، زبان.
من بیتو دمی قرار نتوانم كرد احسان تو را شمار نتوانم كرد
گر بر تن من زبان شود هر مویی یك شكر تو از هزار نتوانم كرد
الهی! گرفتار آن دردم، كه تو داروی آنی، بنده آن ثنایم كه تو سزاوار آنی، من در تو، چه دانم؟ تو دانی. تو آنی كه مصطفی گفت، من ثنای تو را نتوانم شمرد آن گونه كه تو خود بر نفس خویش ثنا گفتی.
الهی! جمال تو راست، باقی زشتند، و زاهدان مزدوران بهشتند!
در دوزخ اگر وصل تو در چنگ آید از حال بهشتیان مرا ننگ آید
ور بیتو به صحرای بهشتم خوانند صحرای بهشت بر دلم تنگ آید
الهی! با تو آشنا شدم، از خلایق جدا شدم و در جهان شیدا شدم، نهان بودم؛ پیدا شدم.
الهی! چون آتش فراق داشتی، دوزخ پرآتش از چه افراشتی.
الهی! هر كه تو را شناخت، هر چه غیر تو بود بینداخت.
هر كس كه ترا شناخت جان را چه كند فرزند و عیال و خانمان را چه كند
دیوانه كنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه كند
الهی! از كشته تو، بوی خون نیاید، و از سوخته تو، بوی دود؛ چرا كه سوخته تو، به سوختن شاد است و كشته تو، به كشتن خشنود.
الهی! دلی ده، كه در آن آتش هوی نبود، و سینهای ده، كه در آن رزق[3] و ریا نبود.
الهی! اگر یك بار گویی بنده من، از عرش بگذرد خنده من.
الهی! بر هر كه داغ محبّتِ خود نهادی، خِرمن وجودش را به باد نیستی در دادی.
الهی! من كیستم كه تو را خواهم، چون از قیمت خود آگاهم، از هر چه میپندارم كمترم، و از هر دمی كه میشمارم بدترم.
الهی! فراق، كوه را هامون[4] كند، هامون را جیحون كند، جیحون را پر خون كند. دانی كه با این دل ضعیف، چون كند؟
الهی! اگر مستم و اگر دیوانهام، از مقیمان این آستانهام، آشنایی با خود ده كه از كائنات بیگانهام.
الهی! در سرْ آب دارم، در دلْ آتش، در ظاهرْ ناز دارم، در باطنْ خواهش، در دریایی نشستم كه آن را كران نیست. به جان من، دردی است كه آن را درمان نیست، دیده من بر چیزی آید كه وصف آن بر زبان نیست!
پیوسته دلم دم از رضای تو زند جان در تن من نفس برای تو زند
گر بر سر خاك من گیاهی روید از هر برگی بوی وفای تو زند
الهی! اگر خامم، پختهام كن، و اگر پختهام، سوختهام كن.
الهی! مكش این چراغ افروخته را، و مسوزان این دل سوخته را، و مَدَر این پرده دوخته را، و مران این بنده آموخته را.
الهی از آن خوان كه از بهر خاصان نهادی، نصیب من بینوا كو
اگر میفروشی، بهایش كه داده و گر بیبها میدهی بخش ما كو؟
تو لاله سرخ و لؤلؤ مكنونی من مجنونم، تو لیلیّ مجنونی
تو مشتریان بابضاعت داری با مشتریان بیبضاعت چونی؟
ای كریمی كه بخشنده عطایی، و ای حكیمی كه پوشنده خطایی، و ای صمدی كه از ادراك ما جدایی، و ای احدی كه در ذات و صفات بیهمتایی، و ای قادری كه خدایی را سزایی، و ای خالقی كه گمراهان را، راهنمایی. جان ما را، صفای خود ده، و دل ما را، هوای خود ده، و چشم ما را، ضیای خود ده، و ما را از فضل و كرم خود آن ده، كه آن به.
این بنده چه داند كه چه میباید جُست داننده تویی هر آنچه دانی آن ده
الهی! فرمودی كه در دنیا ـ بدان چشم كه در توانگران مینگرند ـ به درویشان و مسكینان نگرند.
الهی! تو كرمی و واولیتری، كه در آخرت بدان چشم كه در مطیعان نگری، در عاصیان نگری.
الهی! آفریدی رایگان، و روزی دادی رایگان؛ بیامرز رایگان، كه تو خدایی نه بازرگان.
من بنده عاصیم رضای تو كجاست تاریك دلم نور و ضیای تو كجاست
ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی آن بیع بود، لطف و عطای تو كجاست
الهی! آنچه تو كِشتی، آب ده، و آنچه عبدالله كشت، بر آب ده.
الهی! مگوی كه چه آوردهاید كه درویشانیم، و مپرس كه چه كردهاید كه رسوایانیم.
الهی! ترسانم از بدی خود؛ بیامرز مرا به خوبی خود.
الهی! اگر عبدالله را نمینگری، خود را نگر، و آبروی من پیش دشمن مبر.
الهی! عَلَمی كه افراشتی، نگونسار مكن، و چون در اخر عفو خواهی كرد، در اول شرمسار مكن.
الهی! همه از تو ترسند، و عبدالله از خود، زیرا كه از تو همه نیكی آید و از عبدالله بدی.
الهی! گر پرسی، حجّت نداریم، و اگر بسنجی، بضاعت نداریم، و اگر بسوزی طاقت نداریم.
الهی! اگر تو مرا به جرم من بگیری، من تو را به كرم تو بگیرم، و كرم تو از جرم من بیش است.
الهی! اگر دوستی نكردم، دشمنی هم نكردم، اگر بر گناه مصرّم، اما بر یگانگی تو مُقرّم.
الهی! اگر توبه، بیگناهی است، پس تائب كیست؟ و اگر پشیمانی است، پس عاصی كیست؟
الهی! از پیش خطر و از پس راهم نیست؛ دستم گیر كه جز تو پناهم نیست.
الهی! گهی به خود نگرم، گویم از من زارتر كیست؟ گهی به تو نگرم، گویم از من بزرگوارتر كیست.
الهی! تو ما را جاهل خواندی، از جاهل جز خطا چه آید؟ تو ما را ضعیف خواندی، از ضعیف جز خبط چه آید؟
الهی! اگر چه بسی طاعت ندارم، اما جز تو كسی را ندارم، ای دیر خشم و زود آشتی.
الهی! همچنان بید، به خود میلرزم، كه مباد آخر به جویی نیَرزَم.
الهی! مگو چه آوردهای، كه رسوا شوم، و مپرس چه كردهای كه روسیاه شوم.
الهی! چون در تو نگرم، از جمله تاجدارانم و تاج بر سر، و چون بر خود نگرم، از جمله خاكسارانم و خاك بر سر.
الهی! چون یتیم بیپدر گریانم، درمانده در دست خصمانم، خسته گناهم و از خویش برتاوانم، خراب عمر و مفلس روزگار، من آنم.
الهی! از دو دعوی به زینهارم، و از هر دو، به فضل تو فریاد خواهم: از آن كه پندارم به خود چیزی دارم، یا پندارم كه بر تو حقّی دارم.
الهی! اگر تو فضل كنی، دیگران چه داد و چه بیداد، و اگر عدل كنی، فضل دیگران چون باد.
الهی! ما در دنیا معصیت میكردیم، دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین میشد، و دشمن تو ابلیس شاد.
الهی! اگر فردای قیامت عقوبت كنی، باز دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین شود، و دشمن تو ابلیس شاد، دو شادی به دشمن مده، و دو اندوه بهر دل دوست مَنِه.
الهی! مركب وا ایستاد، و قدم بفرسود، همراهان برفتند و این بیچاره را جز حیرت نیفزود.
الهی! همه از «حیرت» به فریادند، و من از حیرت شادم! به یك «لبّیك» درب همه ناكامی بر خود بگشادم، دریغا روزگاری كه نمیدانستم تا لطف تو را دریازم.
خداوندا! در آتش «حیرت» آویختم چون پروانه در چراغ، نه جان رنج طپش دیده، نه دل الم داغ.
الهی! میبینی و میدانی، و برآوردن، میتوانی.
الهی! چون حاضری چه جویم، و چون ناظری چه گویم؟
الهی! هر روز كه برمیآید، ناكسترم، و چنان كه پیش میروم، واپسترم!
الهی! تو بساز كه دیگران ندانند، و تو نواز كه دیگران نتوانند.
الهی! چون توانستم، ندانستم، و چون كه دانستم، نتوانستم.
الهی! بیزارم از آن طاعتی كه مرا به عُجب آرد، و بنده آن معصیتم كه مرا به عذر آورد.
الهی! دانایی ده كه از راه نیفتم، و بینایی ده كه در چاه نیفتم.
الهی! هر كه را عقل دادی، چه ندادی؟ و هر كه را عقل ندادی، چه دادی؟!
الهی! اگر عالم باد گیرد، چراغ مُقبل كشته نشود، و اگر همه جهان آب گیرد، ایاغ،[5] مُدبر شسته نشود!
الهی! اگر به «دعا» فرمان است، قلم رفته را چه درمان است؟
الهی! ابوجهل، از كعبه میآید! و ابراهیم از بتخانه! كار به عنایت بود، باقی بهانه.
الهی! هر كه را خواهی برافتند، گویی با دوستان تو درافتد.
الهی! «دعا» به درگاه تو لجاج است، چون دانی كه بنده به چه محتاج است.
با صنع تو هر مورچه رازی دارد با شوق تو هر سوخته نازی دارد
ای خالق ذوالجلال نومید مكن آن را كه به درگهت نیازی دارد.
«والسّلام»
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
با سلام و ادب و احترام
اول: از همه سلامتی و شفای عاجل همه بیماران در بستر
دوم : سلامتی و عاقبت بخیری مادرم و شادی روح پدرم و همسرم ، برادران و خواهرم .
سوم : سلامتی پدر و مادر و برادر زنمو.
چهارم : فرزندان سالم و راهنمایی و هدایت خداوند برای به ثمر نشاندن فرزندانم
پنجم : سلامتی و عاقبت بخیری خودم و همسرم و هم بخشیدن ثروت معنوی و هم ثروت مادی
به امید رحمت خداوند
خدایا
در اوج سن جوانی قرار دارم. خیلی فکر کردم هیچ چیز به اندازه خودت باارزش نیست. زندگی پاک و همراه با حفظ نجابت و کسب روزی حلال برای همه ی انسانهای روی زمین ارزومندم.
گفتن با معبود نگفتن با شما که البته با عرض معضرت
باسلام من فقط از خدا ارزوی مرگ می خواهم از این زندگی خسته شدم
آرزوی آزادی دين از دست دنياطلبان.
آرزوی اصلاح حاکمان کشورهای عربی و مسلمان
آرزوی قطع خروج سرمايه های ما ايرانی ها از مرزها و نرسيدن آن به دست اعراب.
.....
خدایا شر دروغ و دروغگو را از سرزمین ایران کم کن
امین
تعداد کامنتهای منفی به افرادی که آرزویشان تعجیل در فرج
آقا امام زمان ( عج ) بوده باعث تاسف است . دعا کنیم خداوند
به همه ما معرفت شناخت حضرت بقیه ا...الاعظم ، حضرت
مهدی موعود را عنایت فرماید . آمین . رب العالمین
اللهم عجل لولیک الفرج
بعد از سالها زندگی مجردی ارزوی گرفتن زنی خوب و نجیب را دارم.خدایا کمک کن
جالبه ! آرزوی خدایا منو به اون برسون مثبت بدون منفی . آرزوی فرج و شهادت یه عالمه مثبت یه عالمه منفی اینجاست که آدم میفهمه چقدر ماها در انتقال مفاهیم عمیق زندگی از نگاه دین کوتاهی کردیم که مردم عبارت چون که صدآیدنود هم پیش ماست را باور ندارن و باهاش مبارزه هم میکنن
اللهم عجل لولیک الفرج
تابناک دعاها را فیلتر می کنی؟
امیدوارم هر چه زود تر با خانوم خوشکلم بریم زیر یه سقف
شماها فقط فیلم بازی میکنید و ملت را هر روز یک جور سر کار میگذارید خودتان بهتر میدانید که دین دارید یا نه
خدایا ما از یاد رفتیم اخه ما ارزوها داشتیم ما زحمت ها کشیدیم حالا که ما از یاد رفتیم کمکمون کن به کرمت اون ور مرز به یاد بیایم حداقل
آرزوهای غیرقابل انتشار برای من جالبن :)
رتبه ي خوب تو كنكور
اللهم عجل الولیک الفرج...
عزیزم لیله الرغائب شب جمعه ای هست که اول ماه رجب باشد نه شب اولین جمعه ماه رجب . ( اگر روز اول رجب جمعه باشد شب آن جمعه لیله الرغائب هست)
ارزوی سلامتی بیماران و سامان گرفتن مشکلات کشور و ساده شدن ازدواج جوانان....
اللهم فک کل اسیر اللهم العن کل ظالم اللهم اجعلنامن الخاشعین لک...
الهی همه مردم چه پیر و چه جوون عاقبت به خیر بشن. الهی سایه عزیزامون بالا سرمون باشه و عمر با عزت داشته باشن. الهی آقامون ظهور کنه و چشمون به جمال نورانیش منور بشه.
خدایا به حق این شب عزیز همه خوشبخت و سعاتمند بشن.
آیه ی 15 احقاف را تمنامیکنم رب اوزعنی
ان اشکر:
-1نعمتک التی انعم ت علی+وعلی والدی
2-وان اعمل صالحا ترضاه
3-واصلح لی فی ذریتی4-انی تبت الیک وانی من المسلمین
+دعای شب نیمه شعبان اللهم اقسم لنامن خشیتک.....
آرزو کردم کاش در جایی می بودم که مردمانش همانند بیت زیر فکر و عمل می کردند.
بني آدم اعضاي يكديگرند
كه در آفرينش ز يك گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
مگرشما معبود ما هستید که آرزوهایمان را با شما در میان بگذاریم!!!!!
آرزو میکنم درسم زودتر تموم بشه برگردم ایران پیش خانوادم
تنهایی بد دردیه
من برای همه مردم جهان امن و امان آرزو می کنم. بخصوص مسلمانان سوریه، پاکستان، افغانستان، عراق، لبنان، یمن، میانمار، بحرین، عربستان، فلسطین، افریقا و ....
آرزو میکنم خدای باریتعالی همه ما را به راه راست هدایت کند و ما را از منتطران مهدی موعود قرار دهد
آمین
آرزوی وصال
سربلندی ایران اسلامی در همه زمینه ها؛ از اقتصاد و علم گرفته تا ورزش و غیره
من که آرزو به دل موندم امیدوارم دیگران به آرزوشون برسن
برنده شدن در قرعه کشی گرین کارت. آمین
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر'اللهم جعلنی من المتمسکین بولایت امیرالمؤمنین ع اللهم جعلنی من انصاره واعوانه والمستشهدین بین یدیک انشاالله
آرزو میکنم مرحله دوم المپیاد قبول بشم.ای خداااااااااا من تلاشمو کردم قبولم کن
آرزو میکنم هیچوقت درمورد مسالهای زود قضاوت نکنم و اطرافمو بهتر ببینم (برای همه همینو میخوام)
وقتی خدا میشنود, چرا باید آرزوهایمان را با شما در میان بگذاریم؟
تا ما هم برات دعا کنیم زودتر برآورده بشه !
من دیگه آرزویی ندارم
به جز اینکه همینهایی رو که پهنشون کردم
بتونم جمعشون کنم.
اشتي أمت إسلامي اهم إز شيعه وسني. نابودي دشمنان خدا وأهل بيت
من دیگه آرزویی ندارم
به جز اینکه همینهایی رو که پهنشون کردم
بتونم جمعشون کنم.
امشب آرزو کردم همه جوونا ازدواج کنن و خواهران و برادران من هم ازدواج کنن و انشاالله که همه خوشبخت و سعادتمند بشن.
خدایا !!!!!!!!!
فقر ایمان رو از ما مردم گرفته، تو این شب عزیر دعا میکنم که فقر از خانه مسلمانان خارج بشه
خدایا به حق همین شب عزیز،،،به حق دل پاک همه ادمهای خوب،،،،به ابروی فاطمه زهرا،،،،به یتیم نوازی علی
ع ،،،،همه جوانهای بیکار برند سرکار جوان ما (یتیم)هم بره،،،،امین
خدایافرج اقا امام زمان نزدیک بگران
ارزو دارم ایرانیان اصل خود را باز جویند و شاد زندگی کنند دلهره یارانه و سبد کالا نداشته باشند و متخصصین راس امور قرار گیرند انان که تنها به ملت اندیشه میکنند و منافع این مردم را میخواهند تامین کنند ارزوی ایرانی با مردمان مرفه و ثروتمند را دارم کسی کلیه هایش را نفروشد پدری از شرمندگی فرزندان خودکشی نکند خیانت و طلاق که زاییده فقر است از کشور ما دور شود
امشب آرزو کردم همه جوونا ازدواج کنن و خواهران و برادران من هم ازدواج کنن و انشاالله که همه خوشبخت و سعادتمند بشن.
آرزوی سلامتی و آرامش و طول عمر برای تمام عزیزانم بلاخص برای همسر و برادرم دارم. الهی امین
اولین آرزوی همه مسلمانان فرج آقا امام زمان است که از برکت ظهور ایشان همه مشکلات حل خواهد شد' آرزوی من در این شب عزیز سلامتی 'امنیت' عاقبت بخیر ی 'موفقیت برای خانوادهام و همه ی خانواده های ایرانی است ' مهمترین آرزوی من قبولی دخترم درکنکورامسال است لطفا شما دوستان عزیز برای موفقیت دخترم دعا کنید'
سلامتی
آرزو میکنم هر چه سریعتر شرایط شغل و مسکن و ازدواج برای همه جوانان فراهم بشه
رسیدن به کسی که با تمام وجود دوستش دارم
آرزودارم هیچ گرفتار ،مظلوم وفقیروبیماری درجهان نباشد وهمه سعادتمند وخوشبخت باشند همه
از خدا خواستم رابطم با پدرم دوباره خوب بشه، خودش دلها رو بهم نزدیک کنه.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.