درد دل فرزند يک شهيد
يکي از بينندگان «تابناک» با ارسال پيامي آورده است: اينجانب مدتي است دچار مشكل اساسي شدهام و ميخواهم درد دل خود را با شما بگويم.
ما پنج برادر و يک خواهر هستيم كه پدرمان در دهم اسفند سال 1364 در منطقه عملياتي بانه با اصابت هشت گلوله به شهادت رسيد. او در آن زمان درجه ستوان يك توپخانه بود. در سال 72 نيز مادرمان پس از مدتها كه با بيماري سرطان دست و پنجه نرم ميكرد، دار فاني را وداع گفت. ما مانديم و اين غمهاي بزرگ و بيمهري و بيعاطفگي. نه تهاجم فرهنگي روي ما اثر گذاشت، نه حرفهاي بيهوده مردم. فقط و فقط درس خونديم. با استفاده از سهميه خانواده شهدا همگي رفتيم دانشگاه. در اين مدت به جاي اينكه با افتخار از اين موضوع صحبت كنيم هميشه پنهان ميكرديم كه اين نكته خودش جالب است ـ پدر من و امثال من براي اين مملكت رفتند ـ مادر من از بس مشكلات زياد بود، سرطان گرفت و ما همگي حسرت داشتن پدر و مادر را به دل گرفتيم. بماند.
الان چهار نفر از شش نفرمان ازدواج كرديم و مشغول كار هستيم و بي سر و صدا كارمان را ميكنيم. خدا را گواه ميگيرم كه تاكنون هيچ امتيازي هم از بنياد شهيد يا ارتش نگرفتيم. از سال 75 در منزل سازماني ارتش سكونت پيدا كرديم. البته منزل كه چه عرض كنم. موتور خانه رو خالي كردن. يه دستي به سروگوشش كشيدن و ماها رو مثل اسراي عراقي جا دادند. ما هم بچه بوديم و بي پول. الان بعد از گذشت چند سال، دقيقا قبل از عيد و دقيقا چند روز قبل از سالگرد پدر عزيزمون حكم تخليه منازل سازماني رو بهمون دادند كه تا سه ماه ديگه بايد اونجا رو خالي كنيم. البته بعد از ازدواج، ما ديگر آنجا ساكن نيستيم. فقط دو تا برادر كوچكترم آنجا هستن كه ما هم هميشه بهشون سر ميزنيم و پخت و پز و شستشو ... همه به عهده ما و خانواده ماهاست. خوب حالا ما بايد چكار كنيم؟ اين است عدل علي؟ به كدامين گناه؟ فقط چون پارتي نداريم؟ يه عدهاي که فقط از نام شهيد دارند استفاده ميكنند، بيان جواب بدن. هر جا هم كه به نظرمون رسيد رفتيم سر زديم. التماس كرديم. قبول نميكنن. هيچ كس جواب قاطع نميده. ارتش ميگه به عهده بنياد شهيده، بنياد هم ميگه به عهده ارتش. ما مونديم اين وسط.
ما هيچي نميخواهيم. فقط ميگوييم تا پايان دوران تحصيل تمديدش كنند. به خداوندي خدا، دل آدم ميسوزه واسه برادراي كوچيك من. نه پدر نه مادر. روي پاي خودشون ايستادن ولي اين مشکلات تا كي؟ تمام زندگي خانواده شش نفري ما پر از درد و غم و بدبختي بوده، با حقوق مستمري كم پدرم. چشم حقارت مردمی که هميشه به عنوان آدمهاي گرفتار نگاهمون كردن. هميشه تو سختي، تو فشار، تو گرفتاري، به جاي اينكه ماها كه شديم باعث افتخارشون، تحويلمون بگيرن، بيشتر طردمون كردن.
نميخواهم وقتتون رو بگيرم. فقط ميخواهم به شما بگويم اگر در هفته جاري جوابمون رو نگيريم، از ارتش يا بنياد شهيد، يعني بايد برادرهاي من تو خيابون بخوابند؛ معنيش اينه. ما همه مشكلاتمون و كارشكنيهايي که شده به تمام خبرگزاريها ميديم. ما آب از سرمون گذشته. هممون مستاجريم. ما چشم و چراغ اين ملت بوديم؟ اي واي بر ما! نميدانم چرا اينها رو به شما گفتم، ولي تنها كسي هستيد كه از اين ماجرا با خبر است. فقط به عنوان يك انسان دعا كنيد كه مسئولان به ما جواب بدهند. به همه مسئولاني که به فکرمان ميرسيد نامه نوشتيم، اميدواريم به شکلي مشکل ما حل شود.
ما پنج برادر و يک خواهر هستيم كه پدرمان در دهم اسفند سال 1364 در منطقه عملياتي بانه با اصابت هشت گلوله به شهادت رسيد. او در آن زمان درجه ستوان يك توپخانه بود. در سال 72 نيز مادرمان پس از مدتها كه با بيماري سرطان دست و پنجه نرم ميكرد، دار فاني را وداع گفت. ما مانديم و اين غمهاي بزرگ و بيمهري و بيعاطفگي. نه تهاجم فرهنگي روي ما اثر گذاشت، نه حرفهاي بيهوده مردم. فقط و فقط درس خونديم. با استفاده از سهميه خانواده شهدا همگي رفتيم دانشگاه. در اين مدت به جاي اينكه با افتخار از اين موضوع صحبت كنيم هميشه پنهان ميكرديم كه اين نكته خودش جالب است ـ پدر من و امثال من براي اين مملكت رفتند ـ مادر من از بس مشكلات زياد بود، سرطان گرفت و ما همگي حسرت داشتن پدر و مادر را به دل گرفتيم. بماند.
الان چهار نفر از شش نفرمان ازدواج كرديم و مشغول كار هستيم و بي سر و صدا كارمان را ميكنيم. خدا را گواه ميگيرم كه تاكنون هيچ امتيازي هم از بنياد شهيد يا ارتش نگرفتيم. از سال 75 در منزل سازماني ارتش سكونت پيدا كرديم. البته منزل كه چه عرض كنم. موتور خانه رو خالي كردن. يه دستي به سروگوشش كشيدن و ماها رو مثل اسراي عراقي جا دادند. ما هم بچه بوديم و بي پول. الان بعد از گذشت چند سال، دقيقا قبل از عيد و دقيقا چند روز قبل از سالگرد پدر عزيزمون حكم تخليه منازل سازماني رو بهمون دادند كه تا سه ماه ديگه بايد اونجا رو خالي كنيم. البته بعد از ازدواج، ما ديگر آنجا ساكن نيستيم. فقط دو تا برادر كوچكترم آنجا هستن كه ما هم هميشه بهشون سر ميزنيم و پخت و پز و شستشو ... همه به عهده ما و خانواده ماهاست. خوب حالا ما بايد چكار كنيم؟ اين است عدل علي؟ به كدامين گناه؟ فقط چون پارتي نداريم؟ يه عدهاي که فقط از نام شهيد دارند استفاده ميكنند، بيان جواب بدن. هر جا هم كه به نظرمون رسيد رفتيم سر زديم. التماس كرديم. قبول نميكنن. هيچ كس جواب قاطع نميده. ارتش ميگه به عهده بنياد شهيده، بنياد هم ميگه به عهده ارتش. ما مونديم اين وسط.
ما هيچي نميخواهيم. فقط ميگوييم تا پايان دوران تحصيل تمديدش كنند. به خداوندي خدا، دل آدم ميسوزه واسه برادراي كوچيك من. نه پدر نه مادر. روي پاي خودشون ايستادن ولي اين مشکلات تا كي؟ تمام زندگي خانواده شش نفري ما پر از درد و غم و بدبختي بوده، با حقوق مستمري كم پدرم. چشم حقارت مردمی که هميشه به عنوان آدمهاي گرفتار نگاهمون كردن. هميشه تو سختي، تو فشار، تو گرفتاري، به جاي اينكه ماها كه شديم باعث افتخارشون، تحويلمون بگيرن، بيشتر طردمون كردن.
نميخواهم وقتتون رو بگيرم. فقط ميخواهم به شما بگويم اگر در هفته جاري جوابمون رو نگيريم، از ارتش يا بنياد شهيد، يعني بايد برادرهاي من تو خيابون بخوابند؛ معنيش اينه. ما همه مشكلاتمون و كارشكنيهايي که شده به تمام خبرگزاريها ميديم. ما آب از سرمون گذشته. هممون مستاجريم. ما چشم و چراغ اين ملت بوديم؟ اي واي بر ما! نميدانم چرا اينها رو به شما گفتم، ولي تنها كسي هستيد كه از اين ماجرا با خبر است. فقط به عنوان يك انسان دعا كنيد كه مسئولان به ما جواب بدهند. به همه مسئولاني که به فکرمان ميرسيد نامه نوشتيم، اميدواريم به شکلي مشکل ما حل شود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
نمي دانم به فرزند شهيد بودن خود ببالم واز جايگاه پر حرمت پدر خويش بسرايم و يا بسان بسياري از فرزندان شهيد اين مملكت دردهاي ناگفته خودرا با تمام اعماق وجود فرياد زنم. راست ميگويد اين يادگار شهيد كه زنده ماندن من و امثال من پر از هزينه هايي است كه شايد تحمل انان نتها از فرزندان شهيد برمي آيد.با اين كه بايد بگويم و دادبزنم و با افتخار هم دادبزنم كه فرزند شهيدم ،اما نگاههاي ترحم ؟نه!تحقير اميز نزديكانم را كه مي بينم بغضي گلويم را مي گيراندو....
من هم 26سال است كه پدر را از دست دادم .همرزمان كه نه!!همكاران و دوستان!!!!! پدرم اينك ماكسيما نشيناني شده اند كه برجهاي درخشانشان را متراژ مي كنندو در ويلاهاي كلاردشت و نوشهر غذاي رنگينشان را با زيتون نوش جان مي كنند و مادر من درتهران مستاجر جوان 32ساله اي است كه شلوار جين ميپوشد و موهايش را از پشت مي بندد ،نه گيس مي كند!!! به نظر شما او مي داند ويا مي فهمد مادر من كيست؟شهيد را مي شناسد ؟فكه را ميداند كجاست؟با سومار و مندلي آشناست؟نام درياچه نمك به گوشش خورده است؟مديران و مسوولان كشورم چه؟اصلا مي دانند مادر من!همسر شهيد كجا زندگي مي كند؟
اين ها را بگويم يا نگاههاي تحقيرآميز همكاري را كه فكر مي كند من چون فرزند شهيدم همكار او!!!!!شده ام.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بر اين درد فقط و فقط بايد گريست كه گريه 26سال است با من و خانواده من آشناست. همان هق هقي كه شب عروسي ام هم امانم نداد و ميدانم كه اين طريقي بوده كه همه فرزندان شهدا با ان آشنايند......
درود به روان پاک پدر شما که سینه خودرا آماج گلوله های دشمن قرار داد تا امثال ماها آسوده زندگی کنیم. آنهائی که عنوان میکنند "به ما چه نمیرفتند (نمیرفتید ) جبهه" حق دارند پدر امثال شما جان دادند تا اینگونه آدمهای نمک نشناس از اینگونه سخنان بگویند.
خدایا به خودت پناه میبرم از این همه نمک نشناسی.
وای بر ما
واقعا که معنای تکریم شهید وفرهنگ شهادت رو فهمیدیم
به جای هزینه های میلیاردی برای مراسم یادبود شهدا و تبلیغات لطفا کمی هم به فکر بازماندگانشان باشیم
عزيز برادر من
فرزند محترم شهيد
صداي پر دردت را شنيدم
من نيز چون تو افتخار و لياقت داشتن پدر شهيد را دارم
دارا بودن يك پدر شهيد باعث فخر و مباهات است
اگرچه پدري از بين ما رفته است اما ما شهيدي را به دست آورده ايم كه خداوند جان او را خريداري كرده است
بالاخره پدر ما نيز روزي از بين ما ميرفت و چه رفتني بهتر از شهادت
اينها شعار نيست
كمي انديشه كن در اين معنا
من كه خودم به خودم ميبالم از افتخار داشتن يك پدر شهيد
تو نيز ببال و سر بلند دار
مشكلات براي همه هست وبسا كساني كه سرپناهي ندارند
دنيا داري است با بلا پيچيده شده
الدنيا دار بالبلاء محفوفه
انشاءالله پدران نيكفرجاممان دستمان را در آخرت بگيرند همچنانكه در اين دنيا نيز دعايشان بدرقه راهمان است
شك نكن
دوستدارت رضا اسماعيلي فرزند شهيد غلامعلي اسماعيلي
با سلام بر تمام شهیدان انقلاب
عزیزم تا بوده همین بوده.اگر بابای شما یک شغل آزاد داشت و می گفت به من چی که جنگ شده ومیرفت یک گوشه امنی انتخاب می کرد شاید سرنوشت شما اینطور رقم نمی خورد.ولی افتخار کن به بابا وخودت این مشکلات هم تمام میشه.اگر مثل من هم 15 سالگی به جبهه میرفتی و جانباز میشدی .برای گرفتن چوب زیر بغلی به بنیاد جانبازان مراجعه میکردی وجوابت را می دادند مگر برای من رفتی، نمی رفتی، چی؟
خوب است به جای کارهای تبلیغاتی کمی به فکر بازماندگان شهداء که در وضعیت سختی زندگی می کنند باشیم. این خبر را که خواندم به یاد شعر حافظ افتادم که می گوید : « وای اگر از پس امروز بود فردایی »
وقتی فرزند شهید، آدم شکست خورده ای میشه، بعضی از بی انصافها میگن: این هم از فرزند شهدا. و وقتی مثل بقیه مردم تلاش میکنه تا موفق باشه، میگن از سهمیه و امتیاز و ... استفاده کرد. من نمیدونم چی بگم دیگه ...
با سلام،
منم يكي مثل شما هستم و مثل شما هم كلي مشكلات داشتم كه در بالا ذكر شده و نيازي به بيانش نيست اما تا حالا روي پاي خودم بودم از بچگي در كنار درس كار هم كردم از دست فروشي تا كاگري و كار در كوره آجرپزي در دانشگاه هم سلف دانشگاه رو از طريق پس انداز دوره نوجوانيم اجاره كردم و هزينه هام رو خودم دادم، كارمندهاي بنياد شهرستان هم فقط اسم من را مي دونن الان توي يك سازمان بين المللي كار مي كنم در كنار تحصيلم به يادگيري زبان خارجي هم توجه كردم. الان توي محل كارم به خدا سوگند نه اينكه خودم بگم همه خودشون اذعان مي كنن كه اگه يك روز نباشم كسي نمي تونه جاي من را بگيره و كارش مثل من باشه. از جاهايي مختلفي درخواست همكاري دارم چندبار هم خواستم كارم رو عوض كنم و برم توي بخش خصوصي اما بخاطر رئيسم كه آدم خوبي موندم بهشم گفتم تا زماني كه اون رئيس باشه مي مونم، چون بعداز مادرم و همسرم تنها كسي كه كمكم كرده. البته از نظر مشورتي نه كاري. تما اينها را شما حتما" تعريف از خود ميدونيد ولي مي خواهم بگم كه حداقل بين دوستاي دوران مدرسه ام كه چنتاشون هم فاميل بودن و هم از قشر خودم حداقل از 10 تاشون 8 تا موفق بودن و با هم يك تيم بوديم كه حتي از كلاسهاي تقويتي دوران راهنمايي و دبيرستان مدرسه هم كمك نگرفتيم چه برسه به بنياد. عزيزم حرف آخرم اينه هميشه توي كلاس و دانشگاه و محل كار سرم بلند بوده و به فرزند شهيدي افتخار كردم و كسي هم تا حالا جرات نكرده جلوم حرف بي ربط بزنه چون ازش سربودم. تو كلاس هر وقت حرفي مي شد مي گفتن بجز تو بقيه فلان هستند و من هم مي گفتم بجز نداره اكثرا" خوبن ولي يك عده اي هم هستند كه يا بازيگوشند و يا بهره هوشي پاييني دارن و اين در تمام جوامع و گروهها يكسانه چون همه هميشه خوب نيستند. اينجا رو براي درد دل انتخاب كردي شايد راهي نداشتي اما من بهت پيشنهاد ميكنم هروقت دلت گرفت يا مشكل داشتي برو سر مزار پدر و مادرت با اونها درد دل كن كسايي كه مي دونن دروغگو نيستي و باورت دارن.
براي اون دسته از عزيزرا ديگه هم اين نصيحت رو دارم كه يكي از دوستان بالاتر گفته بود. يك لحظه چشمتو ببند و فكر كن توي اين دنيا تنهايي.
يكروز داشتم مي رفتم شهرستان يك پيرمرده كنارم نشسته بود كه دست بچه هاش خيلي ناراحت بود و اتفاقا" ناراحتيش بيشتر از اين بود كه خودش در دوران بچگي پدرشو از دست داده بود و مي دونست بي پدري چقدر سخته و گفت بچه هام نعمت پدر داشتن را نفهميدن چون من كامل هواشونو داشتم. يك مثال زد گفت از اينجا تا شهرستان 7 ساعت راهه يك زماني اول راه تكيه صندلي آدم ميشكنه و مجبوره تا مقصد راست بشينه به وسط راه نرسيده خم ميشه و ديگه طاقت نمي آره ولي يك زماني تا وسط راه تكيه داري و بعد خراب ميشه اينجوري تا به مقصد برسي خم شدي و حداقل نصف راه رو راحتتر بودي. راه زندگي و نقش پدر توي زندگي به اين اندازه است. خودت فقط بشين تو اتوبوس و تجربه كن تا بفهمي اونوقت قدر پدر و مادرت رو مي دوني.
ببخشيد طولاني شد ولي زخم دلم باز شد نتونستم ننويسم.
به اميد موفقيت تمام فرزندان ايران.
شهداء بخاطر خاک و ناموس و اعتقاداتشون جان خودشون رو فدا کردن نه بخاطر برخورداری خانوادشون از امکانات و مزایا (که وجود نداره) جون آدم خیلی با ارزش تر از این هاست . کی حاضره به راحتی حتی از یک دستش بگذره .
اون کسیکه گفته این ها دروغه باید بدونه که روزی تاوان حرفشو بدجوری می بینه.
حتی اگر هم به خانواده شهداء برسند در مقابل ایثار اونها هیچ چیز نیست .
باید قبول کرد که برخی واقعا خودخواه و ناسپاس هستند و جواب این ناسپاسی شون رو خواهند گرفت.
یکی اون بالا گفته دروغه.ای مسلمون اول برو پرس وجو کن بعد بگو د ر و غ ه یا راسته بخداوندی خدا فردا باید جواب داد.والسلام
دوست عزيز فرزند شهيد يعني كسي كه فقط به درد تبليغات بعضي از افراد ميخورد همانگونه كه پدران ما هم رفتند تا جاي پاي كساني كه هيچوقت رنگ جنگ ودرگيري هاي انقلاب رانديده اند رشدكنند ودليل انهم اين است كه فرزندان شهدا چون اززمان كودكي يتيم بوده اند وحامي نداشته اند مظلوم هستند و محجوب وهيچوقت مانند ديگران سروصدا راه نمي اندازند بلي اين واقعيت است كه فرزندان شهدا هيچ وقت وهيچ كجا خود را معرفي نمي كنند چون در كارشان بيشتر گره مي افتد و همه ميگن كه بنياد شهيد به شما ها خوب ميرسد وبا وانت ارزاق و مايحتاج را به درخانه هايتان مياورند دوست عزيزي كه ميگويي دروغ است حق داري چون حتي در داخل خود بنياد شهيد هم با خانواده شهدا علي الخصوص فرزند وهمسر شهيد مشگل دارند ولي اين راهم بگويم اگر ما پدرانمان را درسنيني كه بچه بوديم وهر موقع به پدر نياز داشتيم فقط مي توانستيم بر سر تربت پاكش برويم ويا هروقت بچه اي را ميديديم كه دست پدرش را گرفته وباهم هستند حسرت ميخورديم از دست داديم ولي اميد به عدل علي در دنياي باقي داریم. حضرت امام (رض)فرمودند خانواده شهدا چشم وچراغ مملكتند .
هرکه درین بزم مقربتر است / جام بلا بیشترش می دهند.....
مشکل فقط مسوولین نیستند بلکه مردم هم جوری دیگه به بچه شهیدها نگاه می کنند . استنادش هم همین سهمیه دانشگاه است خیلی ها چشم دیدن این یک ذره سهمیه هم رو ندارند . و گرنه من و تو بچه شهید مجبور نبودیم این افتخار رو مخفی کنیم . اگه هر جا و هر کی بفهمه که تو بچه شهیدی فکر می کنه حقشو خوردی .اگه رو پای خودت ایستادی تا به موفقیت رسیدی همه این موفقیت تو رو از کمکهای مسوولین ونظام می بینند حتی خانواده های نزدیکت،انگار که با صدقه سری رشد کردی!!!. دردل یه بچه شهید دیگه.
مشکل فقط مسوولین نیستند بلکه مردم هم جوری دیگه به بچه شهیدها نگاه می کنند . استنادش هم همین سهمیه دانشگاه است خیلی ها چشم دیدن این یک ذره سهمیه هم رو ندارند . و گرنه من و تو بچه شهید مجبور نبودیم این افتخار رو مخفی کنیم . اگه هر جا و هر کی بفهمه که تو بچه شهیدی فکر می کنه حقشو خوردی .اگه رو پای خودت ایستادی تا به موفقیت رسیدی همه این موفقیت تو رو از کمکهای مسوولین ونظام می بینند حتی خانواده های نزدیکت،انگار که با صدقه سری رشد کردی!!!. دردل یه بچه شهید دیگه.
بنده با دختری ازدواج کردم که مانند این خانواده پدرشان شهید شده و مادرشان نیز بر اثر بیماری از دنیا رفته و در طول این مدت هم با مشکلات بسیاری روبرو بودند و جالب این هست که عده ای در جامعه فکر میکنند خانواده شهدا از انواع امکانات بهره می برند که واقعا چنین نیست و اگر هم بود حقشان بود
خداوند از سر تقصیرات ما بگذرد
سوال من از دولت نهم که خود را خدمتگزار می نامد چرا رسیدگی و گزارش نمیدهند؟!!!!
اگر پدران اينها نبودند معلوم نبود صدام حسين بي رحم چه بر سر اين ملت آورده بود بترسيد از خدا چرا كه شهدا جايگاهشان نزد خدا بسيار بالاست اين است تكريم خانواده بهترين و عزيزترين بندگان خدا؟
بنده با دختری ازدواج کردم که مانند این خانواده پدرشان شهید شده و مادرشان نیز بر اثر بیماری از دنیا رفته و در طول این مدت هم با مشکلات بسیاری روبرو بودند و جالب این هست که عده ای در جامعه فکر میکنند خانواده شهدا از انواع امکانات بهره می برند که واقعا چنین نیست و اگر هم بود حقشان بود
خداوند از سر تقصیرات ما بگذرد
شهيد فقط شده يك اسم كه بعضي از مسئولان از اسم و آبرويش خرج كنند.
من هم فرزند شهيد هستم، من پسر بزرگ هستم كه بل سه خواهر و مادرمهم بعد از سالها تونستيم يك خونه سازماني 70 متري غرب تهران بگيريم اما بعد از سه سال اونجا رو گذاشتند به مناقصه و فروختند. ما رو هم بيرون كردند
در تمام دنیا بازماندگان جنگ مورد تکریم قرار می گیرند و با افتخار در جامعه خود را بازمانده جنگ می دانند اما در ایران آنقدر جو منفی و واقعا غیر واقعی در مورد فرزندان شهداء وجود داره که این عزیزان حتی حاضر نیستند خود را در جامعه معرفی کنند. فرزندان شهداء انصافا مظلوم ترین اند چرا که هنگام شهادت پدر در سنین کمی بوده اند و قادر به پیگیری نابسامانی های خود نمی باشند در صورتیکه جانبازان عزیر حداقل با توجه به سن و ارتباطاتی که بعضا با دوستان خود دارند مشکلات کمتری دارند.
اشکالی نداره در عوض همه جا فریاد می زنیم که ما پرچمدار عدل علی هستیم . ما شیعه علی هستیم . علی که همه جا سفارش یتیم نوازی را می کرد .
واقعا" هر چه به این عزیزان رسیدگی شود کم است چرا باید از حداقل ها نیز محروم باشند فرزندان شهدائ باید برای همیشه مورد محبت وتوجه مردم ومسئولین باشند .آن زمان ها که زمان جان فشانی واز خود گذشتگی و دفاع از ناموس وعزت این مردم بودتنها پدران این عزیزان بودند که سینه خودرا سپر کردند واکنون بر ماست که از حریم فرزندان اینها دفاع نمائیم .
سلام بچه ها نکند بازی روزگار ایمانتونو ضعیف کنه مقاومت کنید
اصلا" ربطی به خانواده شهدا بودن نداره ، ان طور که زندگی به من نشون داده فقط باید رابطه داشته باشی تا موفق بشی چون هیچ چیزی بر اساس ضابطه نیست. من جاهای مختلفی کار کرده ام دروغ نمی گویم ، دزدی نمی کنم و خیلی کار می کنم ولی همیشه شاهدم دیگران سهم پیشرفت را می برند. وای به حال ما این دنیا و آن دنیا چه جوابی می دهیم ؟
سلام ،من خودم فرزند شهید هستم واین را قبول دارم که بنیاد شهید هیچ تعهدی به ما فرزند ها نداره واصلا پیگیر نیستند ما چه شدیم وکجایم،من الان 36 سالم هست واز سال 60 که پدر شهید شد نبود پدر را احساس ودرک میکنم، اما این دوست عزیزمون یک طرفه رفته به قاضی وفقط مشکل خودش را گفته واصلا نگفته که چه کوتاهی هایی خودشون انجام دادند وچرا الان باید بعد از بیست واندی سال هنوز سر پناهی نداشته باشند وچرا باید تو موتور خانه زندگی کنند، من فکر میکنم مشکل این دوستمون از کم اطلاعی خودشون هستند ونشستن تا یکی بیاد براشون کاری کنه درسته ما پدر نداریم اما قرار نیست عزت وبزرگیمون را بریزیم به اسم فرزند شهید بودن، پاشید خودتون کاری کنید وبرید یه خونه اجاره کنید بنیاد هم اجاره اش را میده، حتما معذوراتی دارید که اینها را بیان نکردید؟!
سلام به اون آقایی که میگه پسر 23 ساله باید بره دنبال خونه بگرده. اگه بابای اینه شهید نبود تو الان وقت خوندن این مقاله رو هم نداشتی نمیدونم چند سالته من 24 سالم هیچ کس ام شهید نشده ولی تحمل ندارم فکر کنم پدر یک لحظه نیست اگر پدر من نبود از همه طلبکار بودم حالا که پدر اون بنده خدا جونش برای من وتو نمک نشناس داده . خدا عاقبت همه مون به خیر کنه .
سلام به اون آقایی که میگه پسر 23 ساله باید بره دنبال خونه بگرده. اگه بابای اینه شهید نبود تو الان وقت خوندن این مقاله رو هم نداشتی نمیدونم چند سالته من 24 سالم هیچ کس ام شهید نشده ولی تحمل ندارم فکر کنم پدر یک لحظه نیست اگر پدر من نبود از همه طلبکار بودم حالا که پدر اون بنده خدا جونش برای من وتو نمک نشناس داده . خدا عاقبت همه مون به خیر کنه .
منم فرزند شهیدم. البته ازون شهیدای خاص! فکر نکن که فقط به تو بدی شده، نه بدتر از اینها سر ما اومده و برایمان خواهد آمد ولی ما حرمت داریم و نباید دردمون رو به همه بگیم، اصلا کسی در این مملکت لایق شنیدن حرفهای ما نیست، شاید به خاطر این باشه در موقعیت ما نیستند تا بگیم و بفهمند.
ای وای بر ما که آنقدر فشارها بر ما زیاد شده که دیگه تحمل نگهداری اونها رو نداریم و از شدت درد مجبور به بروز آنها میشویم.
من از تمام خانواده های معظم تقاضا دارم این مسائل را بیان نکنید تا در کنار دیگر اهانتها، صفت بدبختی بیچارگی رو هم مجبور به یدک کشیدنش باشیم.
فعلا صرف با شهداي گمنام است كه هيچ بازمانده اي ندارند - برد تبليغاتش هم خيلي بيشتره
کاربر عزیزی که از پدر ارتشی ات نوشتی ، من هم پدرم از غائله کردستان تا یکسال بعد از قطعنامه در مناطق جنگی غرب و جنوب بود و بارها جراحت برداشت و بر اثر همین جراحات چند ماه قبل درگذشت ولی حتی هزینه های پزشکی اش را با حقوق بازنشستگی ارتش داد و حاضر نشد ... افسوس که از این دسته انسانها چه بسیار می شناسم و شاید همین هم آلام مرا در کنار مزارش در قطعه متوفی های عادی کمی التیام می بخشد .
عزيز دلم مطمئن باش بيش از 90 درصد فرزندان شهدا اوضاعي آشفته تر از وضع تو در دل دارند و همه را به روز حساب و خدا واگذار كرده اند، چي بايد گفت كه مسئولان با شعارهاي كذب و تو خالي همه مردم را هم به شهيد و شهادت و خانواده شهيد بدبين كرده اند و مطمئن باش 90 درصد فرزندان شهدا از اينكه در محل كار و تحصيل و زندگي از اينكه ديگران متوجه شوند كه انها به اين قشر تعلق دارند هراس دارند. خدا از باعث و باني بوجود آوردن اين شرايط نگذرد به حق سوز دل تك تك همه اين عزيران. برادر من قبل از اينكه بدنيا بياد پدرش در سال 60 در منطقه چزابه با اصابت گلوله شهيد شده بود . و بنا به همه مشكلات موجود نتونست دانشگاه رو ادامه بده و مثل ما سه تاي ديگه كه 2 تامون دكتري و يكيمون فوق ليسانس هستيم باشه اما الان بيكاره و هيچ كس هم پاسخگوي شرايطش نيست و با داشتن همسر هنوز هم بايد تنها غمخوارش همون مادر زجر كشيده باشه كه لقمه اش را با اون و همسرش تقسيم كنه. همه را به خدا واگذار كنيم بهتره. همين
به اون برادري كه از قانون حرف زده بود بايد گفت كدام جوان 22 ساله اي است كه نياز به كمك نداشته باشد الان فوق ليسا نسها و..... بيكار هستند يعني فرزند كسي كه براي ناموس من و شما جان خود را داده با يد شب را در خيابان و پارك بگذراند واقعا شرم بر ما باد آنوقت بعضي ها توي اين مملكت شعار حمايت از جنگ و شهدا و... را ميدهند و زير سايه سر اين عزيزان ميلياردر شده اند و پست و مسئوليت هم دارن . چطور قانون براي آنان اجرا نميشود.....
با سلام
من كاملا مشكلات اين عزيز را درك مي كنم چون خودم نيز با اين عزيز همدرد مي باشم مشكلات ما فراتر از اين صحبت هايي است كه شد يكمقدار آن جامعه است كه همه اش م گويند شما سهميه داشتيد به شما مدرك مفتي مي دهند خدا مي داند من با معدل 18.25از دانشگاه فارغ التحصيل شده ام
ليكن امان از حرف مردم ، مادرم از همين حرف ها و مشكلات طاقت فرادر زندگي در سال 1378دق كرد و در يك سكته مغزي عمرش را داد به شما و من تنها ماندم و يك خواهر و يك برادر كوچك تر ازخودم ، با زحمت تمام و مشكلات زياد آنها را بزرگ كردم با اينكه خودم نيز بچه بودم با حقوق بنياد مي بايست پول كرايه خانه و... را نيز مي دادم واقعه دوران سختي بود بنيادنيز آن چندان توجهي به ما نمي كرد القصه با تمام اين مشكلات دوران سخت گذشت تا با زحمت و با مدرك فوق ليسانس از داشگاه تهران و با معدل 18.25توانستم بعد از 6ماه كاري گيرم بيايد ليكن بعد از 2سال بخاطر انقلاب با مدير متظاهر و دين فروشم بحثم شد و يك هفته بعد حكم اخراجم را روي ميز كارم ديدم بعد از آن هرقدر به ارگان هاي نظارتي مراجعه نمودم نه تنها از من حمايت نكردند بلكه مي گفتند آقا بيكاري با او بحث كردي ول كن آقا ديگر از جنگ و انقلاب گذشته در هر حال اكنون هنوز بعد از 2سال بيكارم وزندگي ام در آستانه جدايي قرارگرفته است ديگر خسته شده ام
سلام
بنده نبز از جنس اين عزيزان هسنم راستش جايي كه من كار ميكنم بنده بعنوان كوچكترين ايثارگر ان سازمان هستم من 13 ساله بودم كه در جبهه غرب در سال 66 مجروح شدم باور كنيد يك رئيسي دارم نه تنها به اين چيزها احترامي نمي ذاره بلكه درهمه موارد منو تحريم كرده اصلا به من اجازه اضافه كار نميده درصورتي كه بقبه همكاران همه ازادند كارانه من كه دست اين هميشه نصف ميشه به بهانه هاي محتلف وهزاران ظلم ديگه به كجا بايد پناه ببرم به مدير بالاتر بگم منو متهم ميكنه حالا هم منو تهديد به اخراج كردن ميكنه اي كسانيكه اين همه از از ما گفتيد بيايد واز ما حمايت كنيد .
شما خوب خوبش هستيد
سلام با اينكه ميدونم مثل هميشه انعكاس نميدين! ولي بازم بگم خوبه ، من هم مثل اون برادرمون فرزند شهيدم كه از فرزند شهيدي فقط يه سهميه دانشگاه داشتيم كه كاش همونم نبود كه جز عقب موندن از قافله زندگي چيزي برامون نداشت، چند وقت پيش يه قانون خوب براي صاحب خانه شدن ايثارگران تو ادارمون پيدا كردم و فوري به رييس مدير كل بنياد شهيد استانمون اطلاع دادم مي دونيد چي گفت : اين قانون كه قبلا هم بوده ، باورتون ميشه اين شد جواب ما به جاي اينكه پيگير اين قانون بشه فقط به فكر حفظ ميز خودشه ولي خوب زياد سخت نگيرين زندگي صد سال اولش سخته!
بنام خدا
الهم عجل لولیک الحجة بن الحسن
اگر شما مسئولین بداد دل این فرزندان شهدا نرسید پس کی باید برسد؟!متأسفم باید برید بمیرید!
با سلام من يك جانبازم براي امتياز و دنيا ومايگري به جبهه نرفتم ولي ميگويند جانبازان را تكريم كنيم بنده در پالايش وپخش شركت نفت نديدم !!!!مسولين با اكراه واجبار و صدقه سري با ما حرف ميزنند و...
تا چند سال پیش، من هم مثل خیلی از مردم، تا اسم فرزند و خانواده شهدا و امثال اون میومد، فکر می کردم که دارن پول پارو می کنن. زندگی مرفه دارن و عشق و حال. نمی تونستم قبول کنم که بعضی از اون خانواده ها مشکل داشته باشن. بر حسب اتفاق با خانواده ای وصلت کردم که پدرشون رو که مهندس ارشد یکی از صنایع بزرگ کشور بوده، در جنگ از دست دادن. بچه های زیادی داشتن و مادر خانواده با زحمت و مشقت بچه ها رو بزرگ کرده. اونها از بنیاد شهید هیچ حقوقی نگرفتند در این سالها و فقط حقوق بازنشستگی پدرشون رو بهشون دادن. کمک خرجشون هم خونه ای بوده که پدر در زمان حیاتش ساخته و اجاره داده بود که بر اساس قانون ارث پدربزگشون بیش از نصف اون خونه رو صاحب میشه و به بچه هاش چیز زیادی نمی رسه. تمام کمکهای بنیاد شهید رو پدر و برادران شهید با پارتی بازی گرفتن و ریالی رو به بچه هاش ندادن. هر چقدر هم که شکایت کردن، به خاطر نداشتن پارتی به هیچ جا نرسیده. با اینکه خانواده مومنی هستند، اما به علت نداشتن پارتی، حتی نمی تونن استخدام بشن، در حالی که فارغ التحصیل دانشگاه با بهترین نمرات هستند. باورم نمی شد وقتی شنیدم که دختر محجبه و نمازخونشون رو توی گزینش عقیدتی رد کردن و به هیچ جا هم نمی تونن شکایت کنن. اینهایی که می گم تنها درصد کمی از چیزهایی که خودم دیدم. برادر و خواهرهای شهید به اسم اون وام میگیرن و با پارتی بازی برای بچه هاشون سهمیه دانشگاه و استخدام جور می کنن. اما بچه هاش حتی وام یک میلیونی هم بهشون نمی دن. یکی از پسرها، اونقدر توی دانشگاه بابت سهمیه ای بودن از طرف دانشجوها و استادها و کادر دانشگاه تحقیر شد و سرکوفت شنید که ترک تحصیل کرده و الان راننده وانت اجاره ایه! نمی گم که همه خانواده های شهید وضع بدی دارن، ولی خیلی هاشون برخلاف چیزی که ما تصور می کنیم، مرفه نیستن. توی اون خانواده ها هم اگر پارتی داشته باشین، می تونین از همه امکانات استفاده کنین، وگرنه هیچ فرقی با مردم دیگه ندارین، تازه باید سرکوفت ها و متلکهای دیگران رو هم تحمل کنین.
بسم رب شهدا ..
در مورد مطلب بالا گذشته از صحت و سقمش یک موضوع مهم به چشم می خوره که واقعا مهمه این حرف جدیه تو دانشگاهها فرزندای شهید سعی می کنن پنهان کنن که از سهمیه استفاده کرده اند.
من همیشه این موضوع که فرزندشهید بودم را پنهان کردم چون همیشه فقط نیش وکنایه شنیدم ولی نفهمیدم چرا!!!
مگر پدر من چه جرمی کرده بود!!؟ حتی همسر من بارها و بارها در این 10 سال زندگی به خاطر این موضوع به من سرکوفت میزند.
من از پدر خودم بیشتر گله دارم تا بقیه برای چی ما رو رها کرد تا دیگران در خوشی باشند و ما...
سلام
به آن هموطن عزیزی که نوشته است این حرف ها دروغ است باید بگویم که کمال بی انصافی است ! هموطن گرامی چرا خودت را به خاطر دیگران در آتش جهنم می سوزانی ؟ دیگران به وظایف خود عمل نکرده اند و شما از آنها با این کلمه دفاع میکنید . نه دوست گرامی این حرف ها دروغ نیست مگر همین امروز نخواندید که یک جانباز 20 درصدی خودش را آتش زد . از این نمونه ها زیاد است باید کمی چشمان خود را باز کنید و پرده تعصب و قضاوت کورکورانه را از چهره خود بردارید . من ضمن اظهار همدردی با این سروران به آنها اعلاممی کنم که ما اگر امروز می توانیم به خود ببالیمکه کشوری داریم بخاطر جانباختگی مردانی مثل پدر عزیز شما می باشد و تمامی کسانی که دستی در اداره کشور دارند باید پاسخگو باشند . علی ( ع ) که ما ادعای پیروی از او را داریم فرموده است وای بر من اگر در زمان حاکمیتم به مظلومی ظلم شود .
در مورد نظر عزیز اول باید بگویم آفرین به شما که این همه حقوق دان و عامل به قانون هستید. احتمالا خیلی نفست از جای گرم در میاد.
خوب مرد مومن نمیشه یکی درسش طول بکشه. گیریم درسش تموم شد. خوب وظیفه ارتش و بنیاد شهید و جانبازان و ... چی میشه. اینا نباید خونه بهشون بدن. بابا تو به اینا و امثال اینا بدهکاری. می فهمی؟ نمی خوام مثل بعضی حکومتی ها حرف بزنم که وقت که اضافی میارن یه سخنرانی واسه خانواده شهدا و ایثارگران و جانبازان میرن. خدا بده گوش مفت!
شهید و خانواده شهدا فقط برای تبلیغات یک عده به درد میخورنند ......
بازم شما حداقل سر دانشگاه یک سهمیه ای توپی دارید.
ما بدبخت بگو چی
تو استخدام ها و این ها امتیاز های خیلی خوبی دارید.
مشکلات هم هست درسته
ما بدبخت با مدرک لیسانس دو سال تو خونه نشتسیم
نه خاک بر سر من و نه شما دوستی که گفتی خاک برسرما
خاک برسر آن مدیرانی که نمی دانند با پول بیت المال چه کنند
عزیز من زیاد غصه نخور پدر من هم بازمانده همان جنگ است
یک موجی و به قول روسای محترم بنیاد مشهد دیوانه
بگذار از ثروت میلیونی پدرش تنها خانه ای در محرومترین نقطه شهر برایش بماند و ازحرمت خانوادگی مهر دیوانگی
ما هم خدایی داریم
من که پدرم مرده و مادر ندارم و حقوق از ارتش و بنیاد شهید نمی گیرم چه کار باید بکنم . شما لا اقل جدا از حقوق 23 سال در خانه سازمانی زندگی کردید . پس حق ما چه می شود .
تنها کاری که می تونم برات بکنم ابراز همدردیست برادر و اینکه بگم منم مثل تو هستم با شرایطی یه کم بهتر از تو .من و تو و اکثر فرزندان شیهدی که رفتند ولی گمنام قربانی این جنگ و این سوء استفادهها از خونهای ریخته
شده ایم .
اشک هایم در امد
من به جای مسئولین شرمنده شدم که چه به روز یادگاران این عزیزان اورده اند
البته در رابطه با نظر اولین کاربری که قرار داده شده جای تامل دارد
شرم بر ما.... هر چند وقت یک باری (12سال) یک عده، ما رو به عنوان چشم و چراغ جمع می کنند تو یک مسجد و کلی خرج میلیونی بالامیارند (برای ارگان مربوطه خودشان) و مجری بیار و صداو سیما بیاد گزارش بگیره و آخر یک لوح می دهند به این چشم و چراغ ها(ما) که نصف لوح هم ارم خودشون هست.. این دفعه آخر به مسول گفتم برادر عزیز امثال ما هیچ چیز از مردم و هیچکس انتظار نداریم شما چرا این گونه خرج میکنید این هزینه ها رو اگر صرف اشتغال زایی یا ایجاد یک صندوق قرض الحسنه کنید مفید تر هست.... که یکی از ایشان برای من از مقام چشم و چراغ ها گفت( شاید نمی دانست من خودم از این گروه هستم ) من در جواب گفتم که هدف شما ها از این برنامه ها برای ارتقا شغلی است ... تا آمدم ادامه بدم من رو رها کردن و رفتن سراغ دوربین
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.