برگهایی از عاشورا «۲»
در بهشت هم سفیدپوستها حکومت و برتری دارند!
به ياد دارم، وقتي به مراسم ميرفتيم، دو نفر بيشتر نبوديم. سخنراني، مدّاحي و سرود بلد نبوديم. حتّي بعضي جاها فکر کرديم پاسپورت لازم داريم، تا به آنجا وارد شويم! چون يک حسّ غريب پيدا کرده بوديم؛ مثل اينکه در کانادا نبوديم.
هجرت در راه خدا اقسامی دارد و یکی از بارزترین اشکال آن، هجرت به سوی دیار غربت است برای کسب علوم آل محمد (ص) و سفر جوانان محب اهل بیت، از سراسر دنیا به قم (این آشیانه علوم آل صادق) از همین نمونه است.
به گزارش «تابناک»، احمد حنیف کانادایی که در نگاه اول انسان را یاد والیبالیستها میاندازد، چند سالی است به همراه خانوادهٔ خود در قم، زندگی و برای کسب تحصیل معارف اسلامی تلاش میکند. زندگی برای یک شهروند قارهٔ آمریکا در قم، چه جاذبههایی میتواند داشته باشد که او و خانوادهاش این شهر را برگزیدهاند.
مصاحبه با او از این جهت میتواند جالب باشد که شما را از شیوههای عزاداری در کشور او و علل گرایش جوانان غرب به معنویت، از زبان او آگاه میکند. «خیمه» چندین سال پیش این مصاحبه را انجام داده که اینک آن را در «تابناک» بازخوانی میکنیم.
* در ماه محرم و روز عاشورا، مراسم ويژهاي در ايران برگزار ميشود. بفرمایيد در کشور شما در اين روزها، چه مراسمي برگزار ميشود؟
ـ جمعیت شیعیان آنجا حدودا دویست و پنجاه هزار نفر است. که البته پراکنده، حضور دارند. آداب و رسوم هر یک از ایشان، طبق روال سنت های کشور خودشان است؛ مثلا پاکستانیها با استفاده از زبان اردو به رسم پاکستان، عزاداری میکنند. ایرانیها، عراقیها و لبنانیها هم همینطور. محل عزاداری ایشان هم، مراکز اسلامی موجود در آنجاست.
بسیاری از آنها قمه زنی هم میکنند، امّا این برنامه داخل خانه یا همان مرکز اسلامی یا داخل یک سالن انجام میگیرد. البته حدود ۱۱ـ۱۲سال پیش برای اولین بار، مردم به خیابانها آمدند و در مراسمشان از اجرای آداب و شیوههایی که موجب خجالت آنها شود ـ مثل قمه زنی ـ در خیابان پرهیز کرده، حتّی زنجیر زنی را هم حذف و فقط برنامهٔ سینه زنی برپا کردند.
* شیعیان کاری نمیکنند که تظاهر به ریا شود؟
ـ نه، چون این حساسیت را دارند که مبادا کاناداییها با وحشت به برنامهٔ آنها نگاه کنند. حتّی پاکستانیها از آوردن ذوالجناح ـ که از آداب مخصوص عزاداریشان بود ـ پرهیز کردند. صحبت بر سر این بود که آیا شبهه «اسب پرستی» ایجاد میکند یا خیر؟ البته چند سال بعد، بین آنها به خاطر نبود وحدت، اختلاف افتاد و به چند گروه بومی و غیر بومی تقسیم شدند.
کسانی که شیعه شدند، تا چند سال اخیر مراسم خاصی نداشتند و بیشتر در مراسم دیگران شرکت میکردند، امّا کفایت نمیکرد. آنها میرفتند و به سخنرانی گوش میکردند، ولی سخن را نمیفهمیدند، خوب، مذهب شیعه هم بین مهاجران مخصوصا در کانادا، آمریکا و در انگلستان یک دین خارجی به شمار میرود.
مثل هر کس دیگری که بنا بر حسّ کنجکاوی خواهان خبرگیری از اسلام باشد، به مرکز علوم اسلامی مراجعه میکند، بومی های کانادا هم با تکمیل اطلاعات در آنجا تلاش میکنند آداب و رسومی را اختراع کنند و هم اکنون هم در همین وضعیت، در حال فرهنگ سازی با محرّم هستند.
فعاليت شما براي آنها چه بود؟
ـ در اين هشت سال در محرم بيشتر در مراسم مهاجران شرکت و براي آنها سخنراني کردهام.
اثر سخنراني شما چقدر بود؟
ـ موضوع سخنراني اثر دارد، ولي از لحاظ کار فرهنگي، کار زيادي بايد انجام شود؛ آزمايش لازم دارد، ولي سخنراني در همان حد يک خطابه است. در فرهنگ آمريکا و کانادا، بر خلاف کاتوليکها، شيعيان اصلاً مراسمي براي گريه ندارند.
به ياد دارم در کودکي به کليسا ميرفتم، در ايامي که ميگويند حضرت عيسي (ع) را دار زدهاند، مسيحيان در دوازده مرحله در دوازده روز، مصيبت حضرت عيسي (ع) را مي خواندند و گريه مي کردند. امّا حالا به خاطر پيشرفته شدن، ديگر اين برنامه ها را ندارند و مسأله بر عکس شده؛ يعني جمع مي شوند براي خنديدن و خوشگذراني!
شيعيان آنجا، بايد گريه کردن را ياد بگيرند؛ چيزي که اصلا در موردش تجربه ندارند. يعني اين گونه نيست که در نتيجه يک سخنراني يا روضه، اشک بريزند. مثل ايران نيست که به جلسه رفته و با شنيدن کلمه «حسين» از زبان مدّاح يا سخنران، اشک بريزند. اين نيازمند به ايجاد فضاي فرهنگي است. بايد اين فرهنگ را در دلهاي آنها ايجاد کرد.
يعني با اين روضههاي اهل بيت را که شما در عاشورا سخنراني مي کنيد و يا مصيبت ميخوانيد نمي توانند، ارتباط برقرار کنند... .
من روضه خوان نيستم!
يعني آنجا کسي نيست که به زبان مادري روضه بخواند؟
ـ هست، ولي خيلي کم. روز سالگرد شهادت شهيد باکوميک، جلسه اي بود که يک بومي آمريکایی در آن روضه خواند. بدون لحن و بسيار با احساس و آرام. مصيبت باکوميک را با روضه امام حسين (ع) ترکيب کرد و مردم هم گريه مي کردند؛ امّا فقط همين يک مورد دیده شد.
امّا بچهها وقتي اينجا (ايران) آمدند و در مراسم عزاداري شرکت کردند، با مجلس، ارتباط برقرار کرده و گريه کردند. بعداً آزمايشي چند جلسه بين خودمان گرفتيم و روضه خوانديم؛ بچه ها گريه کردند و مسلماً کساني که در توان آنها انتقال اين فرهنگ هست، بايد فرهنگ گريه عزاداري را به آنجا انتقال دهند.
از کانادا (تورنتو) چند طلبه در ايران مشغول هستند؟
ـ بين ده تا پانزده تن.
آيا به مناطق خودشان برگشتهاند؟ تأثير اين چند نفر بر ديگران ـ مردم کانادا ـ چقدر بوده؟
ـ اين به تجربه و شخصيت آنها بستگي دارد. بعضي از آنها اهل سخنراني و فعاليت اجتماعي نيستند؛ فقط آمده اند تا يک مسلمان خوب شوند.
شما به عنوان فردي تحصيل کرده در زمينه روانشناسي و مدد کاري اجتماعي، فکر ميکنيد بر ديگران چقدر تأثير گذاشتهايد؟!
ـ مدرک ليسانس من خيلي مهم نيست. قبل از اسلام، زياد فعاليت ميکردم؛ الان هم همينطور. حتّي قبل از دانشگاه هم کار اجتماعي ميکردم و الان اثرات خوبي هم دارد.
زماني که از ايران به وطن خود بر ميگرديد، چه فعاليتهاي مذهبي ـ اجتماع داريد؟
ـ کار ما در آنجا «امّت سازي» است؛ يعني تنظيم اجتماعي مسلمانان و هدفدهي به آنها، تأسيس و گسترش مؤسسه ها و بنيان هاي لازم از آموزش و پرورش و... براي مردم و بچهها. تشديد فعاليت هاي سياسي جهت اثر گذاري در جمعيت کانادا، چون مسلمانان کانادا فعاليت و سازمان منظمي ندارند و از آنجا که مسلمانان کانادا اغلب مهاجر هستند، اين احساس در آنها بوجود آمده که مهمان هستند و هر گونه فعاليت جدّي، منجر به اخراج آنها ميشود و چون دوست ندارند اين بهشت دنيا را از دست بدهند و موجبات ناراحتي دولت کانادا و آمريکا را فراهم آورند، بدين جهت فعاليت آنها در آنجا محدود است.
برخورد دولت کانادا با مسلمانان و شيعيان کانادا چگونه است؟
در نگاه آنها فرقي بين مسلمان و غير مسلمان، شيعه و هندو نيست، حتّي شايد نسبت به مسلمانان نگرانيهاي بيشتري داشته باشند. مخصوصاً بعد از واقعه 11سپتامبر، که مسلمانان به عنوان تروريسم در جهان معرفي شدند و حالت جنگي که بين غرب و مسلمانان بعد از اين واقعه، رخ داده است. منتهي نگاه آنها نسبت به وهابّيها بسيار منفيتر نسبت به شيعه است. چرا که عوامل «القاعده» و «طالبان» از اين گروه بودند.
به تازگی گرايش مردم اروپا به معنويت، بيشتر از قبل شده (به علت فرار از ماديت) شما چقدر اين را درست ميدانيد؟
ـ بله؛ بعضي از آنها علاقه مند هستند که جواب سوالاتشان را از هستي بدانند و پيدا کنند. مثل: «ما که هستيم» و «از کجا آمدهايم» و «دنيا چرا وجود دارد؟» و... امّا متأسفانه دراين مسير به طرف علوم تقلّبي (خرافات) کشيده مي شوند. مثلاً متافيزيک ديني را با علم حسّي و تجربي ترکيب کرده، از خدا به عنوان يک فضانورد پيشرفته، تا مثلا يک نفس کُلي، بحث ميکنند.
شما چطور مسلمان شديد؟
ـ تحقيق کردم و انگیزهام از تحقیق سياه بودن رنگ پوستم بود.
يعني اختلاف نژادي و نژاد پرستي؟
ـ بله. نژادپرستي و نقش کليسا در اين ظلم. نقش دين مسيحيت ما که نظام نژاد پرستي آمريکا و آفريقاي جنوبي بر پايهي آن است و مفهوم تثليث ـ که يکي از تثليثها حضرت عيسي (ع) است، که سفيد پوست است و به همين علت، نه تنها در دنيا که حتّي در بهشت هم، سفيد پوست ها حکومت و برتري دارندـ ولي من اين سخنان را قبول نکردم و نسبت به مسيحيت، ديد منفي پيدا کردم؛ همين علت، باعث اين شد که به جست و جوي دين ديگري رفته، خواستار بازسازي هويت خود شدم.
دنبال ديني بودم که بتوانم به وسيله آن از ظلم انتقاد کرده، جوابگو باشم. لذا در اديان مختلف، تحقيقات گستردهاي کردم. ادياني نظير: هندو، بودایی، يهودي، مسيحي و بالاخره اسلام، که آن را کاملترين و مناسبترين دين يافتم و مسلمان شدم.
شرکت غير مسلمانان در عزاداریهايي که در کشور شما برگزار ميشود چقدر است و آيا از اين مراسم تأثيري ميگيرند؟ برخورد آنها با شما در آنجا چگونه است؟
ـ خيلي کم، چون تعداد شيعيان بومي، خيلي کم است. به ياد دارم، وقتي به مراسم ميرفتيم دو نفر بيشتر نبوديم. سخنراني، مدّاحي و سرود بلد نبوديم. حتّي بعضي جاها فکر کرديم پاسپورت لازم داريم، تا به آنجا وارد شويم! چون يک حسّ غريب پيدا کرده بوديم؛ مثل اينکه در کانادا نبوديم.
آقاي حنيف کدام روضه را بيشتر دوست داريد؟
روضه حضرت عباس (ع). شايد به خاطر اينکه روز تاسوعا و عاشورا، پرشورترين و پرسوزترين ايام هستند. البته روضه حضرت قاسم هم برمن اثر خاصي ميگذارد، امّا بيشتر از روضه حضرت عباس (ع) تأثير مي پذيرم و آن را دوست دارم.
«عباس» در يک جمله، يعني...
ـ خضوع، نوکر اسلام!
کربلا، يعني...
ـ يعني زندگي!
«حضرت زهرا» در يک جمله کوتاه:
ـ ليلة القدر!
آب در کربلا را توصيف کنيد؟
ـ آب، به معناي قطع شدن رحمت خدا به دست آدمهاي شر
کربلا رفتهايد؟
ـ نه!
به گزارش «تابناک»، احمد حنیف کانادایی که در نگاه اول انسان را یاد والیبالیستها میاندازد، چند سالی است به همراه خانوادهٔ خود در قم، زندگی و برای کسب تحصیل معارف اسلامی تلاش میکند. زندگی برای یک شهروند قارهٔ آمریکا در قم، چه جاذبههایی میتواند داشته باشد که او و خانوادهاش این شهر را برگزیدهاند.
مصاحبه با او از این جهت میتواند جالب باشد که شما را از شیوههای عزاداری در کشور او و علل گرایش جوانان غرب به معنویت، از زبان او آگاه میکند. «خیمه» چندین سال پیش این مصاحبه را انجام داده که اینک آن را در «تابناک» بازخوانی میکنیم.
* در ماه محرم و روز عاشورا، مراسم ويژهاي در ايران برگزار ميشود. بفرمایيد در کشور شما در اين روزها، چه مراسمي برگزار ميشود؟

ـ جمعیت شیعیان آنجا حدودا دویست و پنجاه هزار نفر است. که البته پراکنده، حضور دارند. آداب و رسوم هر یک از ایشان، طبق روال سنت های کشور خودشان است؛ مثلا پاکستانیها با استفاده از زبان اردو به رسم پاکستان، عزاداری میکنند. ایرانیها، عراقیها و لبنانیها هم همینطور. محل عزاداری ایشان هم، مراکز اسلامی موجود در آنجاست.
بسیاری از آنها قمه زنی هم میکنند، امّا این برنامه داخل خانه یا همان مرکز اسلامی یا داخل یک سالن انجام میگیرد. البته حدود ۱۱ـ۱۲سال پیش برای اولین بار، مردم به خیابانها آمدند و در مراسمشان از اجرای آداب و شیوههایی که موجب خجالت آنها شود ـ مثل قمه زنی ـ در خیابان پرهیز کرده، حتّی زنجیر زنی را هم حذف و فقط برنامهٔ سینه زنی برپا کردند.
* شیعیان کاری نمیکنند که تظاهر به ریا شود؟
ـ نه، چون این حساسیت را دارند که مبادا کاناداییها با وحشت به برنامهٔ آنها نگاه کنند. حتّی پاکستانیها از آوردن ذوالجناح ـ که از آداب مخصوص عزاداریشان بود ـ پرهیز کردند. صحبت بر سر این بود که آیا شبهه «اسب پرستی» ایجاد میکند یا خیر؟ البته چند سال بعد، بین آنها به خاطر نبود وحدت، اختلاف افتاد و به چند گروه بومی و غیر بومی تقسیم شدند.
کسانی که شیعه شدند، تا چند سال اخیر مراسم خاصی نداشتند و بیشتر در مراسم دیگران شرکت میکردند، امّا کفایت نمیکرد. آنها میرفتند و به سخنرانی گوش میکردند، ولی سخن را نمیفهمیدند، خوب، مذهب شیعه هم بین مهاجران مخصوصا در کانادا، آمریکا و در انگلستان یک دین خارجی به شمار میرود.
مثل هر کس دیگری که بنا بر حسّ کنجکاوی خواهان خبرگیری از اسلام باشد، به مرکز علوم اسلامی مراجعه میکند، بومی های کانادا هم با تکمیل اطلاعات در آنجا تلاش میکنند آداب و رسومی را اختراع کنند و هم اکنون هم در همین وضعیت، در حال فرهنگ سازی با محرّم هستند.
فعاليت شما براي آنها چه بود؟
ـ در اين هشت سال در محرم بيشتر در مراسم مهاجران شرکت و براي آنها سخنراني کردهام.
اثر سخنراني شما چقدر بود؟
ـ موضوع سخنراني اثر دارد، ولي از لحاظ کار فرهنگي، کار زيادي بايد انجام شود؛ آزمايش لازم دارد، ولي سخنراني در همان حد يک خطابه است. در فرهنگ آمريکا و کانادا، بر خلاف کاتوليکها، شيعيان اصلاً مراسمي براي گريه ندارند.
به ياد دارم در کودکي به کليسا ميرفتم، در ايامي که ميگويند حضرت عيسي (ع) را دار زدهاند، مسيحيان در دوازده مرحله در دوازده روز، مصيبت حضرت عيسي (ع) را مي خواندند و گريه مي کردند. امّا حالا به خاطر پيشرفته شدن، ديگر اين برنامه ها را ندارند و مسأله بر عکس شده؛ يعني جمع مي شوند براي خنديدن و خوشگذراني!
شيعيان آنجا، بايد گريه کردن را ياد بگيرند؛ چيزي که اصلا در موردش تجربه ندارند. يعني اين گونه نيست که در نتيجه يک سخنراني يا روضه، اشک بريزند. مثل ايران نيست که به جلسه رفته و با شنيدن کلمه «حسين» از زبان مدّاح يا سخنران، اشک بريزند. اين نيازمند به ايجاد فضاي فرهنگي است. بايد اين فرهنگ را در دلهاي آنها ايجاد کرد.
يعني با اين روضههاي اهل بيت را که شما در عاشورا سخنراني مي کنيد و يا مصيبت ميخوانيد نمي توانند، ارتباط برقرار کنند... .
من روضه خوان نيستم!
يعني آنجا کسي نيست که به زبان مادري روضه بخواند؟
ـ هست، ولي خيلي کم. روز سالگرد شهادت شهيد باکوميک، جلسه اي بود که يک بومي آمريکایی در آن روضه خواند. بدون لحن و بسيار با احساس و آرام. مصيبت باکوميک را با روضه امام حسين (ع) ترکيب کرد و مردم هم گريه مي کردند؛ امّا فقط همين يک مورد دیده شد.
امّا بچهها وقتي اينجا (ايران) آمدند و در مراسم عزاداري شرکت کردند، با مجلس، ارتباط برقرار کرده و گريه کردند. بعداً آزمايشي چند جلسه بين خودمان گرفتيم و روضه خوانديم؛ بچه ها گريه کردند و مسلماً کساني که در توان آنها انتقال اين فرهنگ هست، بايد فرهنگ گريه عزاداري را به آنجا انتقال دهند.
از کانادا (تورنتو) چند طلبه در ايران مشغول هستند؟
ـ بين ده تا پانزده تن.
آيا به مناطق خودشان برگشتهاند؟ تأثير اين چند نفر بر ديگران ـ مردم کانادا ـ چقدر بوده؟
ـ اين به تجربه و شخصيت آنها بستگي دارد. بعضي از آنها اهل سخنراني و فعاليت اجتماعي نيستند؛ فقط آمده اند تا يک مسلمان خوب شوند.
شما به عنوان فردي تحصيل کرده در زمينه روانشناسي و مدد کاري اجتماعي، فکر ميکنيد بر ديگران چقدر تأثير گذاشتهايد؟!
ـ مدرک ليسانس من خيلي مهم نيست. قبل از اسلام، زياد فعاليت ميکردم؛ الان هم همينطور. حتّي قبل از دانشگاه هم کار اجتماعي ميکردم و الان اثرات خوبي هم دارد.
زماني که از ايران به وطن خود بر ميگرديد، چه فعاليتهاي مذهبي ـ اجتماع داريد؟
ـ کار ما در آنجا «امّت سازي» است؛ يعني تنظيم اجتماعي مسلمانان و هدفدهي به آنها، تأسيس و گسترش مؤسسه ها و بنيان هاي لازم از آموزش و پرورش و... براي مردم و بچهها. تشديد فعاليت هاي سياسي جهت اثر گذاري در جمعيت کانادا، چون مسلمانان کانادا فعاليت و سازمان منظمي ندارند و از آنجا که مسلمانان کانادا اغلب مهاجر هستند، اين احساس در آنها بوجود آمده که مهمان هستند و هر گونه فعاليت جدّي، منجر به اخراج آنها ميشود و چون دوست ندارند اين بهشت دنيا را از دست بدهند و موجبات ناراحتي دولت کانادا و آمريکا را فراهم آورند، بدين جهت فعاليت آنها در آنجا محدود است.
برخورد دولت کانادا با مسلمانان و شيعيان کانادا چگونه است؟
در نگاه آنها فرقي بين مسلمان و غير مسلمان، شيعه و هندو نيست، حتّي شايد نسبت به مسلمانان نگرانيهاي بيشتري داشته باشند. مخصوصاً بعد از واقعه 11سپتامبر، که مسلمانان به عنوان تروريسم در جهان معرفي شدند و حالت جنگي که بين غرب و مسلمانان بعد از اين واقعه، رخ داده است. منتهي نگاه آنها نسبت به وهابّيها بسيار منفيتر نسبت به شيعه است. چرا که عوامل «القاعده» و «طالبان» از اين گروه بودند.
به تازگی گرايش مردم اروپا به معنويت، بيشتر از قبل شده (به علت فرار از ماديت) شما چقدر اين را درست ميدانيد؟
ـ بله؛ بعضي از آنها علاقه مند هستند که جواب سوالاتشان را از هستي بدانند و پيدا کنند. مثل: «ما که هستيم» و «از کجا آمدهايم» و «دنيا چرا وجود دارد؟» و... امّا متأسفانه دراين مسير به طرف علوم تقلّبي (خرافات) کشيده مي شوند. مثلاً متافيزيک ديني را با علم حسّي و تجربي ترکيب کرده، از خدا به عنوان يک فضانورد پيشرفته، تا مثلا يک نفس کُلي، بحث ميکنند.
شما چطور مسلمان شديد؟
ـ تحقيق کردم و انگیزهام از تحقیق سياه بودن رنگ پوستم بود.
يعني اختلاف نژادي و نژاد پرستي؟
ـ بله. نژادپرستي و نقش کليسا در اين ظلم. نقش دين مسيحيت ما که نظام نژاد پرستي آمريکا و آفريقاي جنوبي بر پايهي آن است و مفهوم تثليث ـ که يکي از تثليثها حضرت عيسي (ع) است، که سفيد پوست است و به همين علت، نه تنها در دنيا که حتّي در بهشت هم، سفيد پوست ها حکومت و برتري دارندـ ولي من اين سخنان را قبول نکردم و نسبت به مسيحيت، ديد منفي پيدا کردم؛ همين علت، باعث اين شد که به جست و جوي دين ديگري رفته، خواستار بازسازي هويت خود شدم.
دنبال ديني بودم که بتوانم به وسيله آن از ظلم انتقاد کرده، جوابگو باشم. لذا در اديان مختلف، تحقيقات گستردهاي کردم. ادياني نظير: هندو، بودایی، يهودي، مسيحي و بالاخره اسلام، که آن را کاملترين و مناسبترين دين يافتم و مسلمان شدم.
شرکت غير مسلمانان در عزاداریهايي که در کشور شما برگزار ميشود چقدر است و آيا از اين مراسم تأثيري ميگيرند؟ برخورد آنها با شما در آنجا چگونه است؟
ـ خيلي کم، چون تعداد شيعيان بومي، خيلي کم است. به ياد دارم، وقتي به مراسم ميرفتيم دو نفر بيشتر نبوديم. سخنراني، مدّاحي و سرود بلد نبوديم. حتّي بعضي جاها فکر کرديم پاسپورت لازم داريم، تا به آنجا وارد شويم! چون يک حسّ غريب پيدا کرده بوديم؛ مثل اينکه در کانادا نبوديم.
آقاي حنيف کدام روضه را بيشتر دوست داريد؟
روضه حضرت عباس (ع). شايد به خاطر اينکه روز تاسوعا و عاشورا، پرشورترين و پرسوزترين ايام هستند. البته روضه حضرت قاسم هم برمن اثر خاصي ميگذارد، امّا بيشتر از روضه حضرت عباس (ع) تأثير مي پذيرم و آن را دوست دارم.
«عباس» در يک جمله، يعني...
ـ خضوع، نوکر اسلام!
کربلا، يعني...
ـ يعني زندگي!
«حضرت زهرا» در يک جمله کوتاه:
ـ ليلة القدر!
آب در کربلا را توصيف کنيد؟
ـ آب، به معناي قطع شدن رحمت خدا به دست آدمهاي شر
کربلا رفتهايد؟
ـ نه!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
با همه ی جوانی اش چه پیشانی پینه بسته ای داره این مومن! درحالیکه جوانان ما به خاطربیکاری و گرانی توان ازدواج و تسکیل خانواده را ندارند، این مومنین وارداتی با هزینه ی دولت در قم ساکن می شوند و شبانه روز تولید مثل میکنند.
حتی پان فارسها می گفتند و ظاید هم می گویند که زبان اهل بهشت فارسی هست ??
انشالله چند سال آینده جنبش شیعیان کانادا به رهبری همین شخص چنان در آمریکای شمالی امت سازی کنند که شیخ زکزاکی در نیجریه و الباقی در سایر کشورهای آفریقایی انجام دادند
و سرنوشت کانادا هم به شکل این روزهای فرانسه بشه
فقط میدونم در نهج الفصاحه یا منبع دینی دیگری وقتی پیامبر به سیاه پوستی میگوید که سیاهان به بهشت نمی روند. آن سیاه ناراحت می شود و پیامبر در ادامه می گوید که انها سفید می شوند و به بهشت می روند. آیا این حدیث نشان دهنده جایگاه پایین تر سیاهان از نظر اسلام نیست؟ که برای ورود به بهشت سفید می شوند؟؟؟
جناب محمد خان، منم این روایت رو خوندم، بجای متهم کردن دیگران به دروغگویی، بهتره دوزار تحقیق کنی تا بفهمی چیو قبول کردی چیو رد کردی
از قول پیامبر دروغ نگو که از گناهان کبیره است
فرض کنیم یک نفر شیعه شده،در مقابل چند میلیون نفری که در امار شیعه هستند اما در حقیقت بهش باور ندارند وجود دارد،ا
اون دنیا پشت کوهها نیست و قرار است در دنیای دیگری باشد.
جسم زمینی که در زمین دفن میشود و روح هم تا جایی که من میدانم مادی نیست و رنگ ندارد.
بد نیست یکم فکر کنیم.
روح انسان نه رنگ دارد و نه بو دارد نه مزه دارد. سایه ندارد .
روح نه قد بلند است و نه جوان و نه پیر است.
نه سفید است و نه سیاه است.
این اسلام را با خرافات مخلوط نکنیم .
دین خوراک روح است.
پول مردم بيچاره ايران داره هزينه واسه اين كارهاي بيهوده ميشه!
روایت داریم بلال حبشی از پیامبر خواست از خدا در بهشت اورا سفید پوست و خوشبو کند
چون سیاه پوست هارو خیلی اذیت میکردن
مگر در بهشت آدمها بدن دارند؟
این جسم خاکی مگر در زمین چال نمیشود؟
این درآمدش ازکجا تامین میشه؟!
در هر صورتی اسلام تحقیقی بهتر از اسلام تقلیدی ایست
یا حسین غریب مادر
تویی ارباب دل من
یه گوشه چشم تو بسه
واسه حل مشکل من
درود بر تو ای بلال حبشی
من چند سال ايشان را ميشناسم بسيار انسان والا مقام و متدين و داراي تحصيلات عالي ومتواضع هستند خداوند نگهار خود وخوانواده ايشان باشد
علیک سلام
خیر ، ایشان ساکن شهرک مهدیه قم هستند...
2سال پیش برنامه ماه عسل شبکه 3 شرکت کردند...
آقای حنیف به سفید پوستان حسادت نکندو سایر هموطنان هم بدانند که افراد بشر یکسان و مثل هم نستند. مثلآ نژاد سیاه اکثرآ از قدرت بدنی بیشتری برخوردار هستند ولی از هوش و ذکاوت کمتری نسبت به سفید پوستان برخوردارند. شما چند نفر دانشمند، مخترع و مکتشف سیاه پوست میشناسید؟ ولی همانطور که میدانید، آنها در اکثر مسابقات قهرمانی، جلوتر از سفیدپوستان میباشند. واقعیتها را باید پذیرفت.
این چه حرفیه ؟! یعنی تو ناسا ودیگر مراگز تحقیقی ودانشگاههای معتبر سیاه پوست وجود ندارد ؟!
چه حرف بی ربطی می زنی . شرایط و امکاناتی که سفید پوستان داشتند در اختیار آنها نبوده .
دوما همه بشر، فرزندان آدم و حوا هستند. فرقی بین آنها نیست .
جناب امید اینکه که سیاها هوش کم دارن دقیقا از علل دگیهای موروث تفکر نژادی استعقب افتا
امید خان این مطالب را از کجا یاد گرفتی؟ متاسفانه ناصحیح هست آموخته های شما. مطالعه بیشتر و در مسیر درست لازم است.
بزرگوار هوش مساله ای نیست که شما از روی این که چند شهروند به درجه بالای علمی رسیده باشند تعمیم بدید شما زمانی ادعا میکنی که علمی و با آمارها و همبستگی نژادی و موثر در آن را از طرف علمای جلمعه شناس ارائه بشه و طمئن کننده است
این که سیاه پوستان بخاطر شرایط ورزش رو انتخاب کردند و برتر شدند هم دلیل بر قدرت بدنی بیشتر نیست
القای خرافات ازآن دسته حرف هائی است که افراد دارای گرایش فرقه ای مطرح می کنند، هیچ وقت برتری درآخرت به سفیدپوستی وسیاه پوستی ربط نداشته وندارد،چون دیگردرآخرت قانون زمین حاکم نیست بلکه قانون خدا که درقرآن وکتب آسمانی مطرح است حاکم می باشد.
یاحق
اخلاص در عزاداری یعنی برای خدا وامام حسین عــــــــــــــــــــــــــــزاداری کنیم نه برای خود
نه برای هیات
ونه برای مداح
ونه برای هیچکس
آنوقت در اینصورت فرقی نمیکند که هیات ما باشد یاهیات دیگری،ایرانی باشد یاافغانی،عرب باشد یا عجم....
خداوند اخلاص روزیمان کناد!آمین
سال 84 از طرف دانشگاه رفتیم قم ایشون اومد تو حسینه ای که مستقر بودیم سخنرانی کرد. واقعا شخص عالم و با کمالاتی هستند.
خوب بود که از یک نفر دیگر هم مصاحبه می گرفتید تا اقلا به احترام امام حسین حرفهای یکطرفه نمی نوشتید. در مونترال کانادا سه مجموعه شیعه ایرانی وجود دارد که دوتای آن از قدمت کافی برخوردار است. مجموعه مسجد و مدرسه مرحوم آیت الله خویی سالهاست که در آنجا فعالیت می کند. و هر شب جمعه دعای کمیل و شبهای شنیه سخنرانی و نمازجماعت برپا ست اگر سری به سایت آنها بزنید در می یابید که فعالیتها وسیع است. دهه محرم مراسم سینه زنی با حضور نزدیک به پانصد نفر برقرار است. مسجد شیخ صالح یا آقای سیبویه هم هست که در آنجا هم شبهای محرم و رمضان برنامه است. گروه دیگری که عموما از اساتید و دانشجویان هستند به نام نور برای خودشان از ایران هر سال سخنران دعوت می کنند و دهه اول محرم سخنرانی مداحی و سینه زنی دارند. بنده و فرزندان محصل بنده در این مراسم ها شرکت کرده ایم.
نه در بهشت ایرانها وسروری دارند واتباع بیگانه افغانی وعراقی پاکستانی وبقیه باید به علت اتباع بیگانه بودن باید خارج بشن
باسلام آقای حنیف چندسالی است درانگلیس می باشند واین عکس هم متعلق به سال های خیلی قبل است.
با سلام اول متن نوشته که مصاحبه مربوط به چندین سال بیشاست
تابناک حان با سلام
اقا سعی کردم نگم نشد ولی اینحا هم اقا ما هر سال می رفتیم شهر لاهه به قول ما دن حاغ برا مراسم محرم اقا بعضی از این جوان ها داستانی دارند!!!
سال گذشته یک افغانی و یک ایرانی دعوا رو شروع کردند کار به چاقو کشی رسید امدن پلیس!!
ما با خانواده می رفتیم امسال نمی دانم چکار کنیم .خوب بود!!!
زیرا دعوای ایرانی با افغانی در تمام جشنها هم در همه کشور ها تکرار می شه
جالبه! شما این آمار دقیق از همه کشورها رو چطور بدست آوردید؟!!
بازم برو دعا کن
هر کس خدمت به بشریت کند جایش در بهشت خداست
وگرنه آدمها ی روی زمین جهنم را بهتر بلد هستند بسازند
دل شکستن آسان هست
تا توانی دلی بدست آور
سلام
نمیشه با جهنم خدا مقایسه کرد.
اینکه کی بهشت میره هم خدا میدونه.عمل صالح شرایط داره.خدمت به بشریت که نشد دلیل.نیت درست ....
عزیزم شعر اینه:
تا توانی دلی به دست آور
دل شکستن هنر نمی باشد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.