جبههاي به نام انديمشك؛
نگاهي به طولانيترين بمباران هوايي دشمن در جنگ تحميلي
روزهای آخر شهریور سال ۱۳۵۹ رژیم بعث عراق به نمایندگی از استکبار جهانی، آغازگر جنگی شد که هرچند خسارات و زیانهای فراوانی به جهت اقتصادی و اجتماعی و... سبب شد، به گفته عارف مهربان جماران، یک نعمت بود.

در سال ششم جنگ تحمیلی و در روزهایی که خورشید با اشعههایش سعی داشت گرمای خود را بر سرمای پاییز سال ۱۳۶۵ نشان دهد، آسمان شهر اندیمشک مملو از پرندههای آهنین شد که سعی داشتند پرچم مقاومت و ایستادگی را از دست مردم این دیار به زیر بکشند؛ هر لالهای که در بمباران یک ساعت و چهل و پنج دقیقهای شهر بر زمین خونرنگ شهر پرپر میشد، هجای بلند ایثار از گوشهای دیگر فضا را پُر مینمود. روز سهشنبه چهارم آذر ماه سال ۱۳۶۵ در حالی که ساعت از یازده و چهل و پنج دقیقه گذشته بود، دشمن بعثی با توان نیروی هوایی خود و ۵۴ فروند هواپیمای اهدایی کشورهای استعمارگر، مردم اندیمشک را مورد هجوم خود قرار داد و در این مدت دیوارهای شهر همچون گهوارهای مدام میلزرید اما هیچگاه فرو نریخت.
اما پرسشی که اذهان را به خود مشغول میسازد، انتخاب یک شهر با جمعیتی حدود ۵۰ هزار نفر و بمباران طولانی مدت آن، چه ارزشی برای صدام و نیروهای حزب بعث داشت؟!
برای پاسخ به این پرسش و ابهام، نخست مروری کوتاه بر حوادث سال ۱۳۶۵ در جنگ تحمیلی میپردازیم و سپس به سندی مهم اشاره مینماییم.
در بخشی از پیام مهم امام راحل در آغاز سال ۱۳۶۵ آمده است: «انبیا نمیخواستند که جنگی باشد و نمیخواستند که دعوتی باشد، به غیر از این دعوت، دعوت به گرفتن کشور و دعوت به اینها، هیچ وقت در آنها نبوده است. ما اگر چنانچه در این پیروزیها که بحمدالله بطور چشمگیر حاصل شده است، از آن راهی که انبیاء دارند منحرف نشویم، سال نو بر ما مبارک است و ما پیروز هستیم...».
نامگذاری سال ۱۳۶۵ از سوی امام خمینی (ره) به نام سال پیروزی میتوانست نقطه عطفی در حوادث سال ششم جنگ باشد؛ سالی که در تیر ماه آن «مهران» آزاد شد و در شهریور آن اجلاس هشتم غیر متعهدها بر پا و با سخنرانی قاطع و حکیمانه حضرت آیت الله خامنهای و تحمیلی بودن جنگ و متجاوز بودن عراق مطرح شد.

دشمن هم با توجه به پیام مهم حضرت امام (ره) و رصد شرایط جمهوری اسلامی و حوادث میدانی جنگ تحمیلی، هجوم هوایی را سرلوحه کار خود قرار داد و اوج جنگ شهرها را رقم زد. البته ناگفته پیداست در حملات هوایی دشمن بعثی هدف، ایجاد رعب و وحشت و شکستن حلقه مقاومت مردم در پشت جبهه و انهدام مراکز مهم پشتیبانی کشور بود. در این راستا شهرهایي از جمله تهران، اصفهان، اهواز، قم و تأسیسات نفتی در خلیج فارس آماج بمباران هوایی واقع شدند.
اما برای طولانیترین بمباران هوایی در اندیمشک، میتوان دلایل زیادی برشمرد که مهمترین آن، پیوند ناگسستنی مردم این دیار با مولا و مقتدای خویش و اعزام فرزندان برومند این شهر در خط مقدم بود؛ فرزندانی که در قالب گردان حمزه و پیش از آن گردان قائم توانستند در عملیات مهمی چون فتح المبین، بیت المقدس، والفجر ۸ و نصر ۴ فداکاری کنند.
دلیل دوم، نوشته اعتراف گونه آقایان آنتونی کردسمن و آبراهام واگنز در کتاب درسهایی از جنگ مدرن است که در آن به صراحت بیان شده، در ۲۵ نوامبر ۱۹۸۶ (چهارم آذرماه ۱۳۶۵) دور جدیدی از حملات هوایی عراق آغاز شد. حدود ۵۴ جنگنده عراق به شش هدف که شامل پایگاه شکاری نزدیک دزفول، یک پادگان نظامی، یک پایگاه هوایی، تأسیسات لارک و ایستگاه راه آهن اندیمشک (حمله) شد.
در این کتاب مهم از یک ابهام دیرین پرده برداشته شد و آن اینکه ایستگاه راه آهن اندیمشک به عنوان مرکز ثقل و بارانداز جنگ تحمیلی از حیث نیروی انسانی و امکانات پشتیبانی باید مورد حمله قرار گیرد. همچنین در این کتاب آمده است: نیروی هوایی عراق حالا دیگر از همیشه قویتر است. تجهیزات جنگی و سیستمهای سوختگیری هوایی که از شوروی و فرانسه به عراق رسیده بود، به جنگندههای میراژ اف ـ۱ امکان سوختگیری در پروازهای طولانی داده بود.
مشاهده میشود این هجوم طولانی مدت با برنامه ریزی و کاملاً هوشمندانه از سوی جبهه دشمن صورت گرفته است، زیرا اگر اندیمشک در سال ششم جنگ تحمیلی که سال پیروزیهای بزرگ بود، عقبه استراتژیک و مهم در جبهههای میانی و جنوب محسوب میشد با انهدام و یا کم اثر شدن نقش آن، در صحنه نبرد نیروهای رزمنده دچار مشکلات و چالشهای بزرگ میشدند، این اهمیت از آن رو بیشتر خودنمایی میکند که؛
۱ـ انهدام خط راه آهن به عنوان حلقه اتصال جبهههای جنوب و میانی با مرکز کشور، سبب اختلال در اعزام نیرو و امکانات پشتیبانی به خط مقدم میشد.
۲ـ انهدام مخازن نفت مستقر در اندیمشک، اخلال در تولید نفت و شوک اقتصادی را رقم میزد.
۳ـ انهدام ایستگاه اصلی برق شمال که در منتهی الیه جنوبی شهر واقع است، موجب بروز قطعی برق و ذخیره انرژی میشد.
۴ـ از بین بردن نیروی انسانی که در ۲۱ پادگان اطراف شهر اندیمشک مشغول آموزش و آمادگی جهت حضور در خط مقدم بودند، سبب خالی شدن جبهههای میانی و جنوب از نیروی رزمنده میگشت.
در کنار اینها دشمن سعی در انهدام مراکز درمانی چون شهید کلانتری که بار اصلی تیمارداری جبهه را بر دوش میکشید، میشد و اختلال در امور درمانی رزمندگان را رقم میزد و در نهایت هم «مقاومت مردمی» شهری شکسته میشد که حضرت امام خمینی (ره) در مورد آن فرمودند: این اندیمشک است که مورد هجوم تجاوز واقع میشود، دنبالهاش جنگ جنگ تا پیروزی میگوید.
دشمن با همه توان خود در آذر ماه ۱۳۶۵ برای شکستن این حلقه مهم سعی کرد؛ اما مردم قهرمان و مقاوم اندیمشک، در حماسهای ماندگار، سرود مقاومت سر دادند و در این روز با ۷۵ شهید از شهروندان اندیمشک و بیش از ۲۰۰ شهید متشکل از رزمندگانی که به قصد عزیمت به سرزمین نور وارد ایستگاه راه آهن شده بودند و ۵۰۰ مجروح، نه تنها کمر خم نکردند، بلکه در روز هشتم آذر در مراسم تشییع لالههای خود ـ که بر گرد تابوت فرمانده شهید عزت الله حسینزاده از فرماندهان گردان حمزه سید الشهدا لشکر ۷ ولیعصر «عج» طواف مینمودند ـ بر عهد و پایمردی خود در دفاع از آرمانهای نورانی اسلام و فرامین عارف مهربان جماران و راه سرخ و ناتمام شهدا مصممتر و ایستادهتر شعار «ما ایستادهایم» را سر دادند.
سه شنبه چهارم آذر ماه ۱۳۶۵ روز حماسه مقاومت مردم اندیمشک است؛ روزی که جای آن در تقویم دیار ایران اسلامی خالی است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
يادش به خير چه روزي بود من اونوقع سوم دبيرستان بودم و شيفت بعد از ظهر بودم داشتيم آماده مي شديم كه بريم مدرسه يادمه وقتي دشمن بعثي حمله هوايي يا موشك باران مي كرد مي زدند و ميرفتند و مردم نيز بلافاصله براي امداد به افرادي كه زير آوار بودند به سمت ويرانه ها هجوم مي بردند ولي اين بار فرق داشت مردمي كه به سمت آوار ها براي كمك مي رفتندمورد هجوم هواپيماهاي دشمن قرار گرفته و حتي برخي از مردم را با تير بار مسلسل هواپيما به شهادت رسانند هنوز هم يادمه تا جايي كه چشم من مي ديد كسي به پناهگاه نمي رفت و همه به تماشاي هواپيماها ايستاده بودند و هواپيماها را رصد مي كردند و آمار هواپيما مي گرفتند چه مردم شجاعي داشتيم مرگ را بازيچه گرفته بودند الان با صداي ترقه اي همه از جا مي پريم نمي دانم الان خداي نكرده اتفاق مشابه بيفتد همان طور خواهيم بود انشاءالله كه باشيم، همان موقع يكي از هواپيماهها قصد فرود داشت كه بنشيند حتي قصدداشت كه در جاده اهواز انديمشك فرود بيايد كه به علت تردد خودرو ها اين امكان برايم فراهم نشد وقتي با ارتفاع پايين از بالاي سر ما ردشد بريمان عجب هيبتي داشت فكر كنم هواپيماي سوخو بود و معلوم بود از سلاحها و بمب هايي كه با آن هواپيما را مسلح كرده بودند استفاده نكرده بود معلوم نبود كه نقص فني داشت يا عمداً مي خواست خودش را تسليم كند بالاخره خلبان با چتر پريد و هواپيما را در زمين هاي كشاورزي جنوب شهر رها كرد خلاصه چه روز عجيبي بود اين روز هيچ وقت. از اذهان مردم شجاع و غيور و شهيد پرور انديمشك پاك نخواهد شد براي شادي روح شهداي اين روز و همه شهداي جنگ تحميلي فاتحه
سلام بر چهارم آذر و شهيدان مظلومش. ياد و خاطره آنان بخصوص معلم شهيد دبيرستان شريعتي شهيد افتخاري که در بمباران اين روز به جمع شهداي شهر شهيدان مظلوم،انديمشک پييوست گرامي باد. در اين روز کلاس اول دبيرستان بودم و تا خروج از شهر که يکساعت نه بلکه يکسال گذشت ده بار مرگ را جلوي چشمم مشاهده کردم. و شعارهاي جنگ جنگ تا پيروزي که زير بمباران وحشيانه دشمن شنيده ميشد هيچگاه از ياد و خاطرم محو نخواهد شد.
با سلام.
من در اين تاريخ حدود شش سال سن داشتم ولي كامل حمله وحشيانه هواپيماهاي عراقي رو يادم هست و اينكه چطور همشهريهاي عزيزم به خاك و خون كشيده شدند.
انديمشك قهرمانانه ايستادگي كرد.
یاد همه شهدا گرامی،
آنروز را خوب بخاطر دارم
يادش بخير . در اين روز فراموش ناشدني بنده سال اول دبيرستان شريعتي بودم و زنگ آخر هم بود که درس زبان با آقاي خرمي داشتيم. با اولين هجوم از کلاس خارج نشديم چون فکر ميکرديم مثل هميشه يک بار بمباران ميشه و بعد همه چي عادي ميشه ولي با هجوم دوم و شکستن شيشه هاي کلاسمون فهميديم که ايمبار با دفعات قبل فرق داره. خلاصه اينکه بنده و يکي از دوستانم به همراه رييس و معاون دبيرستان تقريبا جزو آخرين نفراتي بوديم که از دبيرستان خارج شديم. حدود صد متري از دبيرستان دور نشده بوديم که با صداي غرشهاي پياپي پدافند و صداي غرش هواپيما خودمونو توي کانالي در خيابون اصلي انداختيم. ناگهان زمين زير پامون بشدت لرزيد همزمان با صداي وحشتناک انفجار. بعد از چند روز که برگشتم ديدم که دبيرستانمون بطور کامل تخريب شده.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.