دو راهي اصولگرايان؛
حفظ ماهيت يا حمايت اجباري از احمدي نژاد
در همين راستا آنچه اطراف ایشان شکل گرفت، گروهی منسجم از قشری نسبتا جوان بود که حال و هوای خود او را داشته و نه تنها استقلال ایشان از جبهه اصولگرایی را تأیید میکنند، بلکه آن را نقطه قوت جدی وي میدانند. به عنوان نمونه، خانم مشهوری که علیه مخالفان رئیسجمهور مطالب ویژه! مینویسد، بارها به جریان اصولگرا و رهبران آن، آشکارا حمله کرده است.

محمود احمدینژاد پس از پيروزي در انتخابات نهم رياست جمهوري کوشید سازوکار جریان اصولگرایی را کنار گذاشته و با توده مردم ارتباط برقرار کند، این را مخالفانش، «پوپولیسم»، اما خود او «مردم گرایی» میداند. وی این ارتباط را به ویژه در دو سال اخیر علاوه بر سفر به استانها، با تزریق کمکهای مالی و کالایی به مردم روستاها تقویت کرد و برخی معتقدند اکنون در آستانه انتخابات نیز او تقریبا نیازی به حمایت جناح اصولگرا ندارد.
احمدي نژاد با فهم اين نكته كه دو واژه مستعمل اصولگرايي و اصلاح طلبي در ادبيات سياسي امروز جامعه ما صفتهاي بلا موصوفي هستند كه هر يك بر اندام موصوف هاي بدلي خويش زار مي زنند، سعي كرد با رفتاري منطبق با اصول، خود را محور اصولگرايي قرار دهد تا از اين پس اصولگرايي را با او بسنجند، نه او را با اصولگرايي.
در همين راستا آنچه اطراف ایشان شکل گرفت، گروهی منسجم از قشری نسبتا جوان بود که حال و هوای خود او را داشته و نه تنها استقلال ایشان از جبهه اصولگرایی را تأیید میکنند، بلکه آن را نقطه قوت جدی وي میدانند. به عنوان نمونه، خانم مشهوری که علیه مخالفان رئیسجمهور مطالب ویژه! مینویسد، بارها به جریان اصولگرا و رهبران آن، آشکارا حمله کرده است.
به این ترتیب، استقلال احمدینژاد به عنوان يك اصولگرا از جریان موسوم به اصولگرايي، از نگاه برخی لزوما یک نقطه منفی نیست و حتی شاید مثبت هم باشد، اما به نظر میرسد باز هم برخی در جبهه اصولگرایان او را کاندیدای خود میدانند.
به اين ترتيب سؤالي كه مطرح مي شود آن است كه اگر براي جريان موسوم به اصولگرا، اسم و منش و سازمان، محور و اساس اصولگرايي است، پس چرا باز هم در اين دوره در حالي كه احمدي نژاد منش اينها را به عنوان اصولگرايي قبول ندارد بر او توافق كرده اند، و اگر هم اينچنين نيست چرا ديگراني كه در دايره اصولگرايي قرار مي گيرند هيچگاه مورد حمايت آنها قرار نگرفته اند در حالي كه مثلاً چندی پیش بزرگانی چون حبیبالله عسکراولادی نیز که درباره بهبود رویه احمدینژاد برای حمایت اصولگرایان از وی با رئیسجمهور گفتوگو کرده بودند، پاسخ صریح او را شنیدهاند که حتی اگر آنان از وی حمایت نکنند، وی به صورت مستقل در انتخابات حاضر خواهد شد و نيازي به حمايت آنها ندارد.
نکته دیگر اين که وی حتي در زمان انتخاب وزرا هم افرادی را انتخاب کرد که در میان اصولگرایان جایگاه چندانی نداشتند. او افرادی را برگزید که معمولا از سابقه شناختهشدهای برخوردار نبودند و برخی از شاگردان و برخی از استادانش بودند. آنها هرچند تعلق خاطری به اصولگرایی داشتند، اما نکته مهمتر آن بود که تابع رئیسجمهور باشند و روابط خود را با جريان اصولگرایی یا قطع کنند و یا در تصمیمگیری اثر ندهند، حتی آقای رئیسجمهور از اینکه وزیری بدون اطلاع او با دفتر رهبری هم ارتباط داشته باشد ناخشنود بوده و گفته میشود افرادی به این خاطر توبیخ شدهاند.
به هر حال به نظر مي رسد جريان موسوم به اصولگرايي اكنون بر سر دو راهي حفظ ماهيت خود يا حمايت اجباري از احمدي نژاد قرار گرفته است.
احمدي نژاد با فهم اين نكته كه دو واژه مستعمل اصولگرايي و اصلاح طلبي در ادبيات سياسي امروز جامعه ما صفتهاي بلا موصوفي هستند كه هر يك بر اندام موصوف هاي بدلي خويش زار مي زنند، سعي كرد با رفتاري منطبق با اصول، خود را محور اصولگرايي قرار دهد تا از اين پس اصولگرايي را با او بسنجند، نه او را با اصولگرايي.
در همين راستا آنچه اطراف ایشان شکل گرفت، گروهی منسجم از قشری نسبتا جوان بود که حال و هوای خود او را داشته و نه تنها استقلال ایشان از جبهه اصولگرایی را تأیید میکنند، بلکه آن را نقطه قوت جدی وي میدانند. به عنوان نمونه، خانم مشهوری که علیه مخالفان رئیسجمهور مطالب ویژه! مینویسد، بارها به جریان اصولگرا و رهبران آن، آشکارا حمله کرده است.
به این ترتیب، استقلال احمدینژاد به عنوان يك اصولگرا از جریان موسوم به اصولگرايي، از نگاه برخی لزوما یک نقطه منفی نیست و حتی شاید مثبت هم باشد، اما به نظر میرسد باز هم برخی در جبهه اصولگرایان او را کاندیدای خود میدانند.
به اين ترتيب سؤالي كه مطرح مي شود آن است كه اگر براي جريان موسوم به اصولگرا، اسم و منش و سازمان، محور و اساس اصولگرايي است، پس چرا باز هم در اين دوره در حالي كه احمدي نژاد منش اينها را به عنوان اصولگرايي قبول ندارد بر او توافق كرده اند، و اگر هم اينچنين نيست چرا ديگراني كه در دايره اصولگرايي قرار مي گيرند هيچگاه مورد حمايت آنها قرار نگرفته اند در حالي كه مثلاً چندی پیش بزرگانی چون حبیبالله عسکراولادی نیز که درباره بهبود رویه احمدینژاد برای حمایت اصولگرایان از وی با رئیسجمهور گفتوگو کرده بودند، پاسخ صریح او را شنیدهاند که حتی اگر آنان از وی حمایت نکنند، وی به صورت مستقل در انتخابات حاضر خواهد شد و نيازي به حمايت آنها ندارد.
نکته دیگر اين که وی حتي در زمان انتخاب وزرا هم افرادی را انتخاب کرد که در میان اصولگرایان جایگاه چندانی نداشتند. او افرادی را برگزید که معمولا از سابقه شناختهشدهای برخوردار نبودند و برخی از شاگردان و برخی از استادانش بودند. آنها هرچند تعلق خاطری به اصولگرایی داشتند، اما نکته مهمتر آن بود که تابع رئیسجمهور باشند و روابط خود را با جريان اصولگرایی یا قطع کنند و یا در تصمیمگیری اثر ندهند، حتی آقای رئیسجمهور از اینکه وزیری بدون اطلاع او با دفتر رهبری هم ارتباط داشته باشد ناخشنود بوده و گفته میشود افرادی به این خاطر توبیخ شدهاند.
به هر حال به نظر مي رسد جريان موسوم به اصولگرايي اكنون بر سر دو راهي حفظ ماهيت خود يا حمايت اجباري از احمدي نژاد قرار گرفته است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بسمه تعالی
به برادر عزیزم محمودعرض می کنم اکنون ملت رشید وصبورایران عزیز برای حل مشکلاتشان نیازمند استفاده از یک همبستگی وخرد جمعی با نگاه ا صول گرایانه ایی اصلاح طلبانه است و نه شعارهای تندی که باسعی وخطا ی همراه با دفن کردن تجارب سی ساله انقلاب به اجرا در اید .
بعيد نيست كه احمدي نژاد همانطور كه اصول
گرايان را دور زد، در آينده .......... را هم دور بزند .ارادت ايشان به بعضي از جريانهاي خاص
روحاني اين احتمال را قابل تامل ميسازد.
این احمدی نژادی که این همه ازش تعریف می کنید هفت برابر دولت هاشمی درآمد داشته ، و با این پول می شد 7 تا کشور را مجددا ساخت اما متاسفانه فقط صنایع قند و چغندر قند را برای همیشه نابود کرد تا به امید خدا برای تهیه الکل از ملاس چغندر قند هم به چین وابسته بشیم
افرین به احمدی نژاد که فقط به مردم تکیه داده و از همه گروهها دوری میکند
احمدی نژاد اصول گرایی است که وامدار دیگر اصولگرایان نیست
چرا جریان اصولگرایی علی رغم این همه خواهان در کشور نمی تواند کاندیدایی پایبند به اصول را حمایت کند ؟چرا؟
در كل نظرات بي ربط نيست اصول گرايان از سر ناچاري از احمدي نژاد حمايت مي كنند و اصلاح طلبان هم از موسوي به همين دليل
ما می نویسیم وشما هم انعکاس ندهید . آقای احمدی نژاد در حال حاضر رییس جمهور بنده است و احترامش واجب , ولی به ایشان رأی نمیدهم. ولی از اعتماد به نفس و قاطعیت ایشان خوشم میاد اینکه احتیاجی به حمایت اصولگرایان ندارم و اون همه جمع شدند وعلیه معاونش (مشایی) حرف زدند وبیانیه دادند ولی ایشان محکم ایستاد
بالا بری پایین بیایی محمود رییس جمهوره. والسلام.
اقای احمدی نژاد مثل همیشه تکرو هستن-هیچکی رو قبول نداره-در تصمیمات کشوری هم حرف حرف خودش بود!
بنام خدا آيا استقلال راي گناه تلقي مي شود؟ آيا حتما بايد سهمي هم به باج خواهان و گردنه بگير ها پرداخت؟ اگر ديگراني فاقد اعتماد به نفس كافي هستند و احتياج به حمايت دارند كساني هم پيدا مي شوند كه جريانات سياسي محتاج حمايت آن فرد باشند. خداوند امام راحل را قرين رحمت خاص خود نمايد كه فرمود " خودتان را قوي كنيد . تا ضعيفيد بر شما حكومت مي كنند" حالا يك نفر از مردم عادي موفق شده دستور امام را انجام دهد . اگر همه حرف ها براي خدا است شما هم خوشحال شويد.
اصولگرایان به نظر می رسد در میان مردم جایگاهی ندارند ولی با چسباندن خود به این وآن هر چیزی را مصادره به مطلوب می کنند اگر راست می گویند شخصیت دیگری را علنا حمایت کنند یا از محسن رضایی که سالیان سال با آنها بوده به میدان بیاند رسم مروت نیست که یارشان تنها بماند اما احمدی نزاد که خود را وامدار آنها نمی داند حمایت شود
به نظر می رسه ایشان اساسا در هیچ قالب طبیعی و معقولی قرار نمی گیرند و خود را تافته ای جدا بافته به دستان هنرمند مستضعفان بی پناه می دانند و آنان که پول نفت را در حساب خود دیده اند بدون تردید و بدون در نظر گرفتن مصلحت جامعه مجددا از ایشان در انتخابات حمایت می کنند طبیعی است کسی که می تواند از پول نفت و بیت المال برای تبلیغات هزینه کند نیاز به حمایت احزاب را احساس نمی کند
هرچند هم به نعل زده هم به میخ اما به نسبت مطالب قبلی منصفانه تر به نظر میرسه
ممنون
اصول گرایی و اصلاح طلبی، چپ، راست،.... تمام شد دیگر تاریخ مصرف ندارند میزان رهبری، ارزشهای اسلامی و انقلابی و مردم مداری و عملکرد سالم و نجات مردم از تورم و فساد های اقتصادی و اداری و رانت خوارهاو دفاع منطقی و محکم از حقوق ایران در عرصه بین المللی می باشد. مردم ریس جمهور و وزرا و موکلین و مدیران پاسخگو بی ریا و ساده ای می خواهند سرشار از تعقل و تدبر و خلاقییت و صداقت از یک طرف و جرات و شهامت و تهذیب نفس از طرف دیگر داشته باشند. مردم وظیفه خودرا خوب می دانند و به موقع نیز به این وظیفه عمل خواهند کرد .
اقای احمدی نژاد به کی باید قسم بخوره که وام دار جناح راست و اصولگرایان نیست چرا آقایان حرمت خودشان را نگه نمی دارند ایشان اعتقادی به هیچ حزبی ندارند باید باور کرد.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.