صدوسیونهمین «سی دقیقه» با «تابناک»؛
فیلم: «فورس ماژور» اثر شاخص سینمای سوئد را تماشا کنید
اگر قرار باشد یکی از بهترین فیلمهای سالهای اخیر سینمای سوئد را انتخاب کنیم، «فورس ماژور/ Force Majeure» یک سر و گردن از همه آثار بالاتر است؛ فیلمی با مضامینی متفاوت که مخاطب را غافلگیر میکند و در نهایت قدرت کارگردان را به رخ تماشاچی میکشد.

به گزارش «تابناک»، بهمن استعاره مناسبی برای مشکلی است که ابتدا کوچک است، کم کم شتاب می?گیرد و در نهایت تعادل آرامش بخش تعطیلات زمستانی ـ و احتمالاً حتی ازدواج ـ یک زوج مرفه اسکاندیناویایی را در قالب چهارمین فیلم بسیار دقیق روبن اوستلوند به نام «فورس ماژور/ Force Majeure» تهدید به نابودی میکند.
بر خلاف فیلم?های سنتی درباره بلایای طبیعی ـ که در آن?ها لذت بیننده با غوغا و آشوبی که روی پرده می?بیند ارتباط مستقیمی دارد ـ تریلر دلهره آور روانشناسانه اوستلوند با رویدادهای دیدنی پیش می?رود و عواقب فاجعه بار آن?ها را بر روی یکایک اعضای خانواد?ه?ای که درگیرش شده?اند، مطالعه می?کند. این فیلم که از نظر بصری حتی در مبتذلترین دقایقش هم حیرت آور است و از نظر عاطفی تقریباً یک اشتباه حساس است، تا آنجا که می?تواند یک قرار عاشقانه را پیچیده می?کند.
از بین همه هجونویسان فعال در سینمای امروز دنیا، شاید اوستلوند را بتوان نماینده زیرکانهترین نمونه طنز تلخ نامید. نثر او به قدری ماهرانه نوشته می?شود که گاه تمییز دادن بین اینکه آیا او واقعاً در حال تشریح همان اتفاق بدی است که قرار است روی پرده دیده شود یا خیر، کار بسیار دشواری است.
از نظر مخاطبان، چالش تفسیری در فاصله محضی که کارگردان بین خود و شخصیتها ایجاد می?کند خلق میشود. او طلایه دار و شاید استاد سبکی است که در آن کارگردان صحنه?ها را از فاصله دور با دوربین دیجیتال با رزولوشن بالا فیلم?برداری می?کند و بعد درباره قاب بندی تصاویر، حرکات دوربین و ... در فرایند طولانی پس از تولید تصمیم گیری می?کند.
در فیلم قبلی اوستلوند، «بازی/Play»، روایت کش داری از یک ماجرای گردن کلفتی است و آن تردیدی که در فیلم درک می?شود میتواند مشقت آور باشد. اما در «فورس ماژور»، که در آن جدایی سرد [یک زوج] قواره تن شرایط است و در عین حال انتخاب?های خلاقانه کارگردان مشهودتر هستند، بالاخره این سبک توجیه میشود.
وقتی که اوستلوند سیر رسیدن به لحظه?ای را که زوج مورد نظر دیگر نمی?خواهند همدیگر را ببینند روایت می?کند به یاد «صحنه?هایی از یک ازدواج» میشاییل هانکه می?افتیم. این سیر با فاجعه?ای رخ می?دهد که در آن قسمتی از غریزه پدر خانواده به جای قربانی کردن خود برای نجات خانواده، به فکر در بردن جان خود است.
فیلم به طرزی بسیار حساب شده هر آنچه ممکن است اتفاق افتاده باشد و ناگزیر از چشم اعضای خانواده در این پنج روز تعطیلی زمستانی دور مانده باشد ثبت می?کند و این را می?توان از همان شات اول فهمید: زمانی که این خانواده فوق العاده ـ پدر توماس (با بازی یوهانس باهه کونکه)، مادر ابا (با بازی لیزا لووِن کونگسلی)، پسر و دختر (خواهر و برادری واقعی به نا?مهای وینسنت و کلارا وترگرن) ـ برای گرفتن عکس گروهی روی کوه ژست می?گیرند. در حالی که آن?ها خود خاطراتشان را ویرایش می?کنند تا با آنچه روایت می?کنند بخواند، اوستلوند شاهد تمام جزئیات تا زمان جدایی در حمام است.
در دومین روز تعطیلاتشان بهمن مهیبی رخ می?دهد که ابتدا به آنها فرصت می?دهد تا نگاهی به بخش بیعیب و نقص خانواده خود داشته باشند. و بعد در قسمتی که ناگهان به شناخته شدهترین نمای جشنواره فیلم کن ۲۰۱۴ تبدیل میشود، بهمنی در کوهستان ایجاد می?شود و به خانواده و بیننده?ها نزدیک میشود و آنقدر سریع اتفاق میافتد که باعث می?شود بیننده برای جا خالی دادن سر خود را بدزدد.
اوستلوند با ترکیب فیلم مستند یک بهمن واقعی در استان بریتیش کلمبیا کانادا و بازیگران مقابل یک صفحه سبز (greenscreen) وسط ابری از پودر CG توانست این صحنه میخکوب کننده را بگیرد. با شروع این فیلم به روشی باورنکردنی، اوستلوند با اتکا به زبان بدن و اشاره?های خردمندانه دیگر درام را به رجیستری دقیقتر تبدیل می?کند تا ترک?هایی را که در این رابطه ایجاد شده?اند، عیان کند.
بچه?ها اولین کسانی هستند که واکنش نشان می?دهند، آنها قبلاً شاهد احساسی که باید با ترک پدر در طول این صحنه مهم به آن?ها دست دهد بوده?اند. بعد، ابا سر میز شام مردانگی توماس را به چالش می?کشد.
او اتفاقی را که افتاده فراموش نمی?کند و بار دیگر صحنه را مقابل چشمان بهترین دوست توماس (با بازی کریستوفر هیویو) ترسیم می?کند. او با شنیدن ماجرا نمی?تواند آن شب بخوابد و مدام به این فکر می?کند که اگر او جای توماس می?بود چه می?کرد. از قضا، توماس ماجرا را با گوشی آیفون خود فیلمبرداری کرده؛ هرپند ما به جای دیدن تصاویر واکنش او را در طول تماشای فیلم می?بینیم.
در صحنه غیرمتداول دیگری، توماس از صدای بلند شکسته شدن چیزی در راهروی هتل ـ در حالی که دربان از بالا به صحنه نگاه میکند ـ به شدت آشفته میشود (حجم، احتمالاً تاکتیک دیگری برای ترساندن بیننده توسط اوستلوند است).
زیر این همه موشکافی، احساس می?شود که فیلم کمی راکد است؛ درست مثل هر تعطیلات دیگری که فقط در یک لوکیشن می گذرد، ولی با این حال صحنه?ها جذابیت خود را حفظ می?کنند. اولین صحنه که پشت ارتفاعات رخ می?دهد، نشان دهنده راهی برای توماس است تا به صورت نمادین خود را در چشم فرزندانش بزرگ کند، در حالی که صحنه آخر باز گذاشته شده تا هر کس تفسیر خود را از آن داشته باشد. شکی نیست که هیبت پدری شکسته شده، غرایز توماس دیگر قابل اعتماد نیست و باید از فاجعه بعدی اجتناب کرد، و این اِبا است که باید تصمیم بگیرد.
خلاصهای از این فیلم را در «تابناک» مشاهده کنید
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.