آغاز زندگیهای مشترک با کمرهای شکسته؛
آیا نظارت بر تالارها، توقع زیادی از وزارت جوانان است؟!
این وزارت خانه در زیرمجموعههایش امکانات فراوانی برای تسهیل به امر ازدواج دارد و میتواند با برنامه ریزی دقیق، بسیاری از سالنهای ورزشی را به کاربری دو منظوره رسانده و با تخفیفاتی آنها را در برخی روزهای هفته و بعضی ساعات روز به تالارهای پذیرایی تبدیل کرده و به این وسیله به تسهیل ازدواج جوانان کمک کند.

در همان ابتدا باید آنقدر برای یک مراسم هزینه می کنند که کمر صاف کردن برایشان دشوار میشود؛ هزینههایی که اگر خانوادهها در تحمیلشان به جوانان کوتاه بیایند، تالارها در افزودنشان هیچ درنگی نمیکنند!
به گزارش «تابناک»، یکی از دلایلی که موجب کاهش نرخ ازدواج در کشور شده، هزینههای سرسام آوری است که در مراسم جشن ازدواج به جوانان و خانوادههایشان تحمیل میشود و اینقدر گزاف است که خیلیها از پس پرداخت آن برنمیآیند و به این دلیل، آغاز زندگی مشترکشان را با قرض و وام جشن میگیرند.
از یک سو تشریفات و پرداختن به جزئیات در جشنها زیاد شده و از سوی دیگر زندگی شهرنشینی آنقدر مردم را به تنگنا کشانده که خانههای کوچک توان برگزاری جشن در آنها وجود ندارد و اغلب ناچارند مراسمهای مرتبط با ازدواج را در تالارهای ریز و درشت و باغهای پیرامون شهرها برگزار کنند که این موضوع به تحمیل هزینههایی دو چندان به زوجهای جوان و خانوادههایشان منجر میشود.
این در حالی است که به دلیل برخی رفتارهای ناصحیح اجتماعی، روز به روز بر تجملات مراسم آغاز زندگی افزوده میشود و کار به آنجا رسیده که میبینیم در بسیاری از شهرهای کشورمان، برای آغاز زندگی مشترک باید از صف چندین مراسم و جشن مختلف گذشت و در هر ایستگاه، مبالغ زیادی پرداخت کرد.
کافی است از نزدیک از چگونگی سرگرفتن زندگی یک زوج در اقوام و اطرافیانتان اطلاع داشته باشید تا بدانید که از جشن «بله برون» تا جشن نامزدی (یا همان عقدکنان) و در نهایت جشن عروسی، چه هزینههای هنگفتی برای پذیرایی از مهمانان که پرداخت نمیشود و چه هدایای گران قیمتی که باید تهیه شده و پیش کش از طرف خانوادهها به یکدیگر عرضه شود.
این در حالی است که بسته به مناطق مختلف، آداب و رسومی در این میان رعایت میشود که متأسفانه همگی به روز شده و انجامشان به صرف مبالغ زیاد ممکن است و بس؛ در یک جا عقدکنان و عروسی فرق چندانی ندارد و برای هر دو اجاره تالار و صرف مبالغ هنگفت لازم است، در جای دیگر رسومی چون پاگشا به هزینههای فراوان گره میخورد و... .
با این حساب اصلا عجیب نیست که بشنویم جوانان از ازدواج گریزان شدهاند یا برای تأمین هزینههای این مراسم، ازدواجشان را به تأخیر میاندازند و گاه به جایی میرسند که با بالا رفتن سنشان، انتخاب برایشان دشوار شده و به تجرد دائمی تن میدهند.
نکته عجیب اینجاست که میبینیم بروز این همه اشکالات در جامعه هم موجب نشده که سختگیری خانوادهها به ازدواج کم شده و راهکارهایی مثل تجمیع مراسمهای مختلف و کم کردن از تشریفات و تجملات آغاز زندگی مشترک، به ارزشی همگانی تبدیل شود و از آن بدتر، مسئولان هم هیچ واکنشی به این تغییرات دست و پاگیر نشان ندادهاند.
این اشکال زمانی بیشتر خود را نشان میدهد که میبینم ازدواجهای امروزی به مقولههایی چون اجاره تالارهای پذیرایی و رستورانها گره خوردهاند و دیگر خبری از عروسی در منازل و استخدام آشپز و هزینههایی که میشد آنها را کم کرد، نیست بلکه تالارها و نرخ اجاره پذیرایی شان هزینه مراسمها را تعیین میکنند.
با توجه به این، به ضرورت نظارت شدید بر نرخ خدماتی که در این اماکن ارائه میشود پی خواهیم برد و شگفت زده خواهیم شد اگر بدانیم هر پرس غذا در برخی تالارها در برخی شهرستانها، به چند ده هزار تومان رسیده و با مخلفات دیگر، برگزاری یک مراسم در تالار را نیازمند پرداخت چندین میلیون تومان میکند. البته این تنها هزینههای پذیرایی از مهمانان است، وگرنه هزینههایی چون خرید برای عروس و داماد، لباس و ... به خودی خود آنقدر گزاف هستند که گلایه دربارهشان در این مطلب نگنجد.
این در حالی است که مسئولان متولی امر جوانان، به ویژه مسئولان وزارت ورزش و جوانان، هیچ واکنشی به این همه تغییرات منفی نشان ندادهاند و ناظران قانونی نیز به این همه بیتوجهی، توجهی نکردهاند. بدین ترتیب نه در امر فرهنگ سازی و مقابله با تجملات و تشریفات ازدواج اتفاقی شاهد هستیم و نه اقداماتی در راستای نظارت بر نرخ خدمات مرتبط با ازدواج سراغ داریم، در حالی که میبینیم اغلب مسئولان کاهش نرخ ازدواج را یکی از بزرگترین مشکلاتی میدانند که در حال حاضر کشورمان به آن مبتلاست.
دردناکتر آنجاست که میبینیم اگر فرهنگ سازی امری زمان بر است که در طولانی مدت اثراتش آشکار میشود، نظارت بر نرخ خدمات، امری سهل الوصولتر است که نتایجش را در مدت کوتاهی میتوان لمس کرد؛ یعنی کافی است مسئولان وزارت ورزش و جوانان بخواهند بابت مسئولیتی که بر عهدهشان قرار گرفته، برخی نرخها را کنترل کنند تا هزینههای آغاز زندگی مشترک کاهش بیابد و ازدواج کردن اندکی آسانتر شود.
اکنون کافی است به این مهم دقت کنیم که این وزارت خانه در زیرمجموعههایش امکانات فراوانی برای تسهیل به امر ازدواج دارد و میتواند با یک برنامه ریزی دقیق، بسیاری از سالنهای ورزشی را به کاربری دو منظوره رسانده و با تخفیفاتی آنها را در برخی روزهای هفته و بعضی ساعات روز به تالارهای پذیرایی تبدیل کرده و به این وسیله به تسهیل ازدواج جوانان کمک کند؛ اینجاست که کم کاری این وزارت خانه برایمان ابهام برانگیز خواهد شد و جا دارد بپرسیم؛ کدام اولویت بیشتری دارد؟ فوتبال یا نرخ ازدواج؟ آیا نمیتوان دست کم به اندازه یک دهم تلاشی که برای رفع مشکلات ورزشی میشود، به رفع دیگر مشکلات جوانان پرداخت؟ آیا با این روند کاهش نرخ ازدواج و فرزندآوری، اگر همه مشکلات ورزشی را هم حل کنیم، آنقدر ازدواج و زاد و ولد داریم که در آینده ورزشکار داشته باشیم؟!
به گزارش «تابناک»، یکی از دلایلی که موجب کاهش نرخ ازدواج در کشور شده، هزینههای سرسام آوری است که در مراسم جشن ازدواج به جوانان و خانوادههایشان تحمیل میشود و اینقدر گزاف است که خیلیها از پس پرداخت آن برنمیآیند و به این دلیل، آغاز زندگی مشترکشان را با قرض و وام جشن میگیرند.
از یک سو تشریفات و پرداختن به جزئیات در جشنها زیاد شده و از سوی دیگر زندگی شهرنشینی آنقدر مردم را به تنگنا کشانده که خانههای کوچک توان برگزاری جشن در آنها وجود ندارد و اغلب ناچارند مراسمهای مرتبط با ازدواج را در تالارهای ریز و درشت و باغهای پیرامون شهرها برگزار کنند که این موضوع به تحمیل هزینههایی دو چندان به زوجهای جوان و خانوادههایشان منجر میشود.
این در حالی است که به دلیل برخی رفتارهای ناصحیح اجتماعی، روز به روز بر تجملات مراسم آغاز زندگی افزوده میشود و کار به آنجا رسیده که میبینیم در بسیاری از شهرهای کشورمان، برای آغاز زندگی مشترک باید از صف چندین مراسم و جشن مختلف گذشت و در هر ایستگاه، مبالغ زیادی پرداخت کرد.
کافی است از نزدیک از چگونگی سرگرفتن زندگی یک زوج در اقوام و اطرافیانتان اطلاع داشته باشید تا بدانید که از جشن «بله برون» تا جشن نامزدی (یا همان عقدکنان) و در نهایت جشن عروسی، چه هزینههای هنگفتی برای پذیرایی از مهمانان که پرداخت نمیشود و چه هدایای گران قیمتی که باید تهیه شده و پیش کش از طرف خانوادهها به یکدیگر عرضه شود.
این در حالی است که بسته به مناطق مختلف، آداب و رسومی در این میان رعایت میشود که متأسفانه همگی به روز شده و انجامشان به صرف مبالغ زیاد ممکن است و بس؛ در یک جا عقدکنان و عروسی فرق چندانی ندارد و برای هر دو اجاره تالار و صرف مبالغ هنگفت لازم است، در جای دیگر رسومی چون پاگشا به هزینههای فراوان گره میخورد و... .
با این حساب اصلا عجیب نیست که بشنویم جوانان از ازدواج گریزان شدهاند یا برای تأمین هزینههای این مراسم، ازدواجشان را به تأخیر میاندازند و گاه به جایی میرسند که با بالا رفتن سنشان، انتخاب برایشان دشوار شده و به تجرد دائمی تن میدهند.
نکته عجیب اینجاست که میبینیم بروز این همه اشکالات در جامعه هم موجب نشده که سختگیری خانوادهها به ازدواج کم شده و راهکارهایی مثل تجمیع مراسمهای مختلف و کم کردن از تشریفات و تجملات آغاز زندگی مشترک، به ارزشی همگانی تبدیل شود و از آن بدتر، مسئولان هم هیچ واکنشی به این تغییرات دست و پاگیر نشان ندادهاند.
این اشکال زمانی بیشتر خود را نشان میدهد که میبینم ازدواجهای امروزی به مقولههایی چون اجاره تالارهای پذیرایی و رستورانها گره خوردهاند و دیگر خبری از عروسی در منازل و استخدام آشپز و هزینههایی که میشد آنها را کم کرد، نیست بلکه تالارها و نرخ اجاره پذیرایی شان هزینه مراسمها را تعیین میکنند.
با توجه به این، به ضرورت نظارت شدید بر نرخ خدماتی که در این اماکن ارائه میشود پی خواهیم برد و شگفت زده خواهیم شد اگر بدانیم هر پرس غذا در برخی تالارها در برخی شهرستانها، به چند ده هزار تومان رسیده و با مخلفات دیگر، برگزاری یک مراسم در تالار را نیازمند پرداخت چندین میلیون تومان میکند. البته این تنها هزینههای پذیرایی از مهمانان است، وگرنه هزینههایی چون خرید برای عروس و داماد، لباس و ... به خودی خود آنقدر گزاف هستند که گلایه دربارهشان در این مطلب نگنجد.
این در حالی است که مسئولان متولی امر جوانان، به ویژه مسئولان وزارت ورزش و جوانان، هیچ واکنشی به این همه تغییرات منفی نشان ندادهاند و ناظران قانونی نیز به این همه بیتوجهی، توجهی نکردهاند. بدین ترتیب نه در امر فرهنگ سازی و مقابله با تجملات و تشریفات ازدواج اتفاقی شاهد هستیم و نه اقداماتی در راستای نظارت بر نرخ خدمات مرتبط با ازدواج سراغ داریم، در حالی که میبینیم اغلب مسئولان کاهش نرخ ازدواج را یکی از بزرگترین مشکلاتی میدانند که در حال حاضر کشورمان به آن مبتلاست.
دردناکتر آنجاست که میبینیم اگر فرهنگ سازی امری زمان بر است که در طولانی مدت اثراتش آشکار میشود، نظارت بر نرخ خدمات، امری سهل الوصولتر است که نتایجش را در مدت کوتاهی میتوان لمس کرد؛ یعنی کافی است مسئولان وزارت ورزش و جوانان بخواهند بابت مسئولیتی که بر عهدهشان قرار گرفته، برخی نرخها را کنترل کنند تا هزینههای آغاز زندگی مشترک کاهش بیابد و ازدواج کردن اندکی آسانتر شود.
اکنون کافی است به این مهم دقت کنیم که این وزارت خانه در زیرمجموعههایش امکانات فراوانی برای تسهیل به امر ازدواج دارد و میتواند با یک برنامه ریزی دقیق، بسیاری از سالنهای ورزشی را به کاربری دو منظوره رسانده و با تخفیفاتی آنها را در برخی روزهای هفته و بعضی ساعات روز به تالارهای پذیرایی تبدیل کرده و به این وسیله به تسهیل ازدواج جوانان کمک کند؛ اینجاست که کم کاری این وزارت خانه برایمان ابهام برانگیز خواهد شد و جا دارد بپرسیم؛ کدام اولویت بیشتری دارد؟ فوتبال یا نرخ ازدواج؟ آیا نمیتوان دست کم به اندازه یک دهم تلاشی که برای رفع مشکلات ورزشی میشود، به رفع دیگر مشکلات جوانان پرداخت؟ آیا با این روند کاهش نرخ ازدواج و فرزندآوری، اگر همه مشکلات ورزشی را هم حل کنیم، آنقدر ازدواج و زاد و ولد داریم که در آینده ورزشکار داشته باشیم؟!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
دختراني كه بدون هزينه هاي سنگين مي خوان ازدواج كنند موندن اون وقت اينا رفتن دخترايه طماع و پول پرستو گرفتن حرفم مي زنن.
انتخاب كردي جورشو بكش. خلايق آنچه لايق
سلام . من با اینکه توانایی مالیم خوب بود اما ...در سالن یک مدرسه مراسم را گرفتم . غذا را هم از یک تهیه غذای خوب سفارش دادم . همه دور هم بودیم و قاطی ! نه کسی بی حجاب بود نه کسی آرایشگاه رفت نه کسی لباس سفارش داد . نه سالنی سر ما کلاه گذاشت نه پول بی زبانبه گارسون و غیره دادیم و نه ..... به همه هم به شدت خوش گذشت . بچه ها رفتن توی حیاط مدرسه بازی کردن . بزرگترها هم دور هم از نزدیک بی هیچ تشریفاتی گپ زدن . خودم با میکروفن لطیفه گفتم و مجلس راگرم کردم . آخر سر هم یک عکس دسته جمعی انداختیم که تو خونه همه مهمانها به یادگار مانده . پول مختصری را هم به مدرسه دادم که صرف خدمات بهتر مدرسه به دانش آموزان شد. راستی من تو همین مملکت زندگی می کنم !! فقط خواستم از توقعات زود گذر خودم بگذرم و شبی ماندگار از خودم به جا بگذارم که به اذعان مهمانها به شدت هم موفق بودم. دنبال عکس با لباس نبودم . دنبال دعوت مهمانها بدون بچه هایشان نبودم. دنبال گل زدن ماشین و بعد بوق بوق کردن در نیمه شب نبودم.دنبال عکس و فیلم آن چنانی نبودم . دنبال خرج گذاشتن رو دست مردم نبودم . ضمنا شبی که این مراسم را گرفتم یکی از شبهای ماه رمضان بود که با این کار صواب افطاری دادن یه روزه داران را هم بردم ! اگر باور ندارید اسنادش موجود است .
20
این 9 درصد مالیات چیه اظافه شده ؟ مارفتیم تالار بگیریم 11 تومن گفت یا 9 در صد گفتن 12 میشه فیلمبردارم گفتن 1.5 یا مالیات 2
آقا ما خیر کسی رو تو کار تلار و مسکن نخواستیم ، کار هم که بایدبا 1000 بدبختی پیدا کنیم با 28 سال سن ما رو هم آدم حساب کنید با مدرک کارشناسی ارشد بتونیم این 2 سال سربازی رو بخریم بتونیم ازدواج کنیم
یک فکری به حال مشکل سربازی ما بکنید
از طلا بودن پشیمان گشته ایم مرحمت فرمایید ما را مس کنید
اقا ما غلط کردیم زن گرفتیم هر چی وام میگیریم از پس مخارجش بر نمیاییم
در مورد خط آخر باید عرض کرد سالی یک میلیون نفر به جعیتمان اضافه می شود پس مشکل کمبود باروری این داستان ها رو نداریم. همین که دهه شصتی ها بدبخت شدن بسته اینقدر برای دهه نودیا نقشه نکشید
هیچ کس رسیدگی نمیکنه
من سال قبل عروسی گرفتم، تالار حدود 1 میلیون تومان با استفاده از مالیات بر ارزش افروده از من بیشتر گرفت.
شکایتم به اتحادیه هم به جایی نرسید.
طبق قانون مالیات بر ارزش افزوده فقط بابت خدمات و هزینه های پخت غذا مالیات تعلق می گیرد و به موارد اولیه (گوشب، برنج و ..) مالیات تعلق نمی گیرد. ولی ایشان کل مبلغ همه خدمات و غذا و ... را در 8 درصد حساب کردند.
عموووووئه گودرز نصف وقتش صرف کفاشیان،پرسپولیس و استقلال میشه
این کارا اصلآ در شآن ایشون نیست میدونی وقتشو ندارهههههههههههههه
عزیز
در ورزش درآمدها به اطلاع مردم رسانده نمی شود
ولی اگر تالارها را بخواهند منضبط کنند باید شفاف سازی کنند برای مردم!!!
تازه یک عالمه تالار در مناطق شمال و گرانقیمت شهر مال ..... است و خود
... عامل بسیاری از گرانی هاست
و باید حقوق های سرسام اور به چاکرانش بدهد !!!
خیر!
بابا نظارت اصلا نداریم
که اگه داشتیم همه جا گل و بلبل بود نه بابک و اتابک
الان خرج یه عروسی ساده کم کم 30 شروع میشه الا ماشالله...حالا کی میخواد این پولو بده ؟؟؟البته ی سریشم تقصیر خودمون با چشمو هم چشمی بزرگ کردن این مراسم خارج چقدر راحت میگیرن همشم تقصیره بقیه نندازیم
کی جرات داره جلوی خانواده های بی خرد وایسته، کلا دعوا و دعوا کشی و اختلاف به وجود میاد فقط از ادم انتظار خرج های بیخود دارن و هرچی میگی میگن رسمه...
خدا پد رتون بیامرزه
نه تنهابرای یک سری زندگی روسخت کرده بلکه باعث اختلافات شدید برای بعضی خانوادهاست
ای کاش میشد این کاراا رو انجام نداد
این از اون پیشنهادهای احمدی نژادی بود تابناک
دارم ازدواج میکنم. زیر بار خرجش کمر خم کردم. تا حدی که الان واقعا از ازدواج بخاطر خرجش پشیمون شدم. تازه بعد اینکه بریم توی خونه زندگی من میمونهم و حوضم و خرج خونه و حقوقی که تمامش داره میره واسه قسطای ازدواج
پاراگراف آخر حرف دل خیلی هاست
۳۰سال طول کشید مردم بی فرهنگ تر از اونی که بودند بشوند ۱۳۰زمان لازمه که حداقل نزدیک به ۳۰سال پیش بشن چون اون موقع اینقدر دزد ودروغگو وچاپلوس وجود نداشت
پیشنهاد دوکاربرده شدن مجتمع های ورزشی کاملا بجاست
ای کاش وزارت به جای گیر دادن به تیم ملی و پرسپولیس حواسش جمع این چیزا می شد
فعلا که این وزارتخانه فقط به موضوع ورزشش رسیدگی می کند آنهم نه ورزشی که در بطن جامعه باشد بلکه ورزشی که منحصر به تعدادی دلال و نابازیکن می باشد که در راس آن هم ورزش فوتبال است.
دوست گرامی و نویسنده ی محترم ...شما شناخت دقیقی از بازار و اقتصاد ندارید و پیشنهادات عجیبی میدهید...و صورت مسیلعه که فقر و رکود اقتصادی هست را پاک میکنید و هزینه های تالار را محاسبه میکنید ..اولا برای ایجاد یک تالار بخش خصوصی باید هزینه های میلیاردی پرداخت کنه و کاربری سالن ورزشی کجا و تالار کجا ..ثانیا قیمت غذا مشخص هست و الان خیلی از تالارها با رکود مواجه هستند ..ثالثا به نظر شما بهتره پس مردم اصلن مراسم عروسی نگیرن تا هزینه ها کم بشه...
در راستای تایید نظر شما باید اعلام کنم که چرا واسه حل همه مشکلات مردم باید اقدام کنند و از خودشون مایه بزارن ؟ چرا نباید جوونای ما از امکانات خوب استفاده کنن ؟ این حقه بچه های مردمه که عروسی خوب و مراسم قشنگ داشته باشن . حقه ما هست که خوب زندگی کنیم . وضع کلی درست نیست ... وگرنه هر روز میگید به جونه یه صنف بیفتید ...
فقط هزینه ی تالارها نیست،
هزینه های مشاوره، آزمایش ها، فیلم و عکسبرداری، میوه و شیرینی، جهیزیه و غیره. به همه ی اینها معضل اشتغال و مسکن را اضافه کنید.
وزارت ورزش و جوانان عملا تبدیل شده به وزارت فوتبال.
هزینه ی ارایش عروس که هزینه ی اضافه ای است
متاسفانه بخش ورزش غالب شده و جون ها به حاشیه رفتن
خدا میدونه چه بساط فسق و فجوری توی این تالارها برپا میشه.
برای همینه که سریع، کارشون به طلاق میکشه.
من 120 تا مهمان بیشتر نداشتم اما از من به اجبار 200 تا پول گرفتن
کلی غذا برداشتن کارگرا بی اجازه
15 درصد پول سرویس گرفتن
8 درصد مالیات مجموع. یعنی گلی که برام زدند هم مالیات گرفتن
ما که بی خیال ازدواج شدیم!!! خلاص!!!!!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.