جزئیات یک ازدواج در آستانه اعدام داماد
زن جوان که با حس انساندوستانه به عقد یک اعدامی درآمده است، برای آزادی شوهرش مدام از امید به خدا میگوید.
به گزارش «ایران»، این زن که به قصد مشاوره و آرامکردن ذهن و روح حسین، به پیشنهاد خانواده زندانی با او تماس تلفنی گرفت، ناخواسته در یک ارتباط عاشقانه افتاد و در ملاقات حضوری با این اعدامی پیشنهاد ازدواج او را پذیرفت.
حسین 30 ساله دو سال پیش به اتهام حمل 12 کیلوگرم مواد مخدر دستگیر و به اعدام محکوم شد. این زندانی که با قرار گرفتن نامش در لیست مرگ، زندگی برایش سیاه شده بود با آغاز رابطهاش با زن جوان، امیدی تازه پیدا کرد و با عقد ازدواج جانی تازه گرفت و حالا شک ندارد که این امید حضور همسرش لطف خداوند است.
زوج جوان حالا دست به دعا دارند و با نگاه به تدبیر مسئولان قضایی امیدوارند عفو شامل حال پرونده این اعدامی شود و او نجات یابد.
تازهعروس این اعدامی درحالی که اعتقاد تازه و راسخش به خدا را همنشینی با همسر زندانیاش میداند، از امیدهای یک اعدامی و آرزوهایش برای آینده گفت:
* چند سال دارید؟
من و همسرم هر دو حدود 30 سال داریم.
* چطور با همسرتان آشنا شدید؟
همسرم از آشنایان دور ما بود اما سالها همدیگر را ندیده بودیم. چون من مدتی در زمینه روانشناسی مطالعاتی داشتم به پیشنهاد مادر حسین قرار شد برای آرام کردنش با او صحبت کنم.
* جرم همسرتان چه بود؟
حمل 12 کیلوگرم مواد مخدر.
* بعد چه شد؟
شوهرم در آن روزهای اول به قدری به مرگ فکر کرده بود که کاملاً ناامید بود. ابتدا قرار بود فقط صحبت کنیم اما...
* علاقهمندی چطور پیش آمد؟
همانطور که گفتم شوهرم روزهای اول امیدی به زندگی نداشت و اول تا آخر مکالماتش مدام از جملات ناامیدکننده «روز آخرم است، شاید فردا نباشم و من یک اعدامی هستم» استفاده میکرد. به گفته خودش بعد از مدتی که با من صحبت کرد روزنه امیدی در زندگیاش ایجاد شد و کمکم مکالمههایش به آرزوهای او پس از آزادی تبدیل شد. آنقدر عوض شده بود که میگفت اگر آزاد شوم مطمئنم دیگر سراغ کاری که به پلیس و زندان ختم شود، نمیروم. حرفهایش رنگ امید گرفته بود.
* چند وقت بعد از شروع رابطهتان ابراز علاقه کرد؟
ما ملاقات حضوری نداشتیم و او از باجه زنگ میزد. همانطور که میدانید در زندان فقط فامیل درجه اول حق ملاقات دارند و به همین خاطر افراد جدید برای زندانیها خیلی جذابیت دارند. شاید ابتدا همین عامل او را به سمت من کشاند اما بعد از 15-10 روز خواستار ملاقاتم شد.
* روزی چند ساعت صحبت میکردید؟
نهایتاً 40 دقیقه. چون حسین شرایط روحی بدی داشت و برادرش نیز همبند و هم حکم خودش بود. زمان مکالمه او و دوستانش را میگرفت و با هم صحبت میکردیم.
* چند سال بود که در زندان بود؟
حسین دوازدهم اسفند 92 دستگیر شد، تقریباً 28 ساله بود.
* و بالاخره تصمیم به ازدواج گرفتید؟
ما اواخر دی ماه سال 94 رابطهمان شروع شد اما بعد از مدتی احساس کردم او به وجود من و درواقع تماسهایم عادت کرده است. من از نظر موقعیت مالی و اجتماعی در شرایط خوبی هستم و هرگز نیازی به ازدواج در خود احساس نمیکردم. به همین خاطر وقتی دیدم این رابطه از طرف هر دوی ما جدی شد احساس کردم باید انسانی تصمیم بگیرم. چند روزی با خودم کلنجار رفتم. آرامشام سلب شده بود، دیگر آن آدم سابق نبودم و به خودم گفتم نباید با ترک یک اعدامی که با حرفهای من امید پیدا کرده، پیش از اجرای حکم، اعدامش کنم و تصمیم به ادامه ارتباطمان گرفتم.
* ابراز علاقه از طرف شما بود؟
ابتدا فقط قصد این بود که همدیگر را ببینیم چون ما در بچگی همدیگر را دیده بودیم اما پس از مدتی با پیشنهاد حسین با مادرش صحبت کردم و با وکالتنامهای که او به مادرش داد نامه را پیش قاضی بردیم و 28 بهمن 94 با محضردار و مادرشوهرم به زندان قزلحصار رفته و عقد کردیم.
* اعضای خانوادهتان با این ازدواج مخالف نبودند؟
خانواده من میدانستند هرگز تصمیم اشتباهی نمیگیرم البته مادرم کمی ناراحتی کرد اما پدرم حمایت کرد و گفت امیدوارم مشکلت حل شود.
* گفتید از ازدواج قبلیتان یک دختر دارید، او چطور برخورد کرد؟
دخترم، همسرم را خیلی دوست دارد. او کلاس دوم ابتدایی است و هر وقت به ملاقات حسین میروم از من میخواهد او را پیش بابا حسینش ببرم. او حسین را از نزدیک دیده و به عنوان پدر پذیرفته است و حالا حرفهای جالبی هم میزند.
* چه حرفهایی؟
حسین همیشه میگوید آزادی مرا فقط باید از خدا بخواهی و من هم این معامله را با خدا کردم و مطمئنم ایمانم نجاتم میدهد. دخترم هم که پیشتر مانند من بود بعد از دیدن همسرم اعتقادات جدیدی پیدا کرده و حتی بعضی اوقات که از مدرسه میآید میگوید امروز چهار رکعت نماز برای آزادی بابا حسین خواندم.
* چطور همسرتان با این اعتقادات در دام مواد افتاد؟
به نظر من شاید انتظارات بیش از حد جوانی یا جهل و نادانی باعث شده باشد که این کار را بکند.
* چه تحولی بعد از ازدواج در زندگی شما و همسرتان به وجود آمد؟
راستش امیدمان خیلی زیاد شده است. به نظرم ازدواج ما کار خدا بود تا از این راه من حسین را نجات بدهم و حسین هم مرا به خدا نزدیک کند. الان شوهرم دیگر به اعدام فکر نمیکند اما میگوید اگر خدایی ناکرده این اتفاق افتاد همچنان اعتقادت را به خدا حفظ کن.
* روزی که تصمیم به ازدواج گرفتید به بنبست آن هم فکر کردید؟
هرگز به آن فکر نکرده و نمیکنم چون واقعاً نمیتوانم رفتنش را تحمل کنم و بدون او، من هم نیستم.
* پرونده همسرتان در چه مرحلهای است؟
در اجرای احکام است.
* بعد از ازدواجتان چه کارهایی برای آزادی همسرتان کردید؟
چون حجم مواد بالا است هنوز کاری از پیش نبردهایم و فقط امیدمان به خدا است.
* چه خواستهای از مسئولان داری؟
من شنیدم اجرای حکم اعدام قرار است فقط برای قاچاقچیان مسلح باشد، از مسئولان میخواهم که به این موضوع رسیدگی کنند و حداقل برای کسانی که مثل شوهر من سابقهای ندارند تخفیف قائل شوند.
* آیا به افرادی در شرایط خودتان این نوع ازدواج را توصیه میکنید؟
من نمیتوانم این توصیه را به کسی کنم اما معتقدم همیشه باید انسان بود و انسانیتمان را حفظ کنیم.
* جریان ازدواج علی و الهام را که قرار بود چند روز پیش عقد کنند شنیدهاید؟
من واقعاً تصمیم این زن را تحسین میکنم و میدانم که موفق میشوند. ما قبل از این زوج، تجربه این نوع ازدواج را داشتهایم و بعد از خواندن مطلب آنها تصمیم گرفتیم موضوعمان را رسانهای کنیم. در آخر میخواهم یادآوری کنم که ما اول امیدمان به خدا است و با این امید هم به آزادی همسرم خوشبینیم.
به گزارش «ایران»، این زن که به قصد مشاوره و آرامکردن ذهن و روح حسین، به پیشنهاد خانواده زندانی با او تماس تلفنی گرفت، ناخواسته در یک ارتباط عاشقانه افتاد و در ملاقات حضوری با این اعدامی پیشنهاد ازدواج او را پذیرفت.
حسین 30 ساله دو سال پیش به اتهام حمل 12 کیلوگرم مواد مخدر دستگیر و به اعدام محکوم شد. این زندانی که با قرار گرفتن نامش در لیست مرگ، زندگی برایش سیاه شده بود با آغاز رابطهاش با زن جوان، امیدی تازه پیدا کرد و با عقد ازدواج جانی تازه گرفت و حالا شک ندارد که این امید حضور همسرش لطف خداوند است.
زوج جوان حالا دست به دعا دارند و با نگاه به تدبیر مسئولان قضایی امیدوارند عفو شامل حال پرونده این اعدامی شود و او نجات یابد.
تازهعروس این اعدامی درحالی که اعتقاد تازه و راسخش به خدا را همنشینی با همسر زندانیاش میداند، از امیدهای یک اعدامی و آرزوهایش برای آینده گفت:
* چند سال دارید؟
من و همسرم هر دو حدود 30 سال داریم.
* چطور با همسرتان آشنا شدید؟
همسرم از آشنایان دور ما بود اما سالها همدیگر را ندیده بودیم. چون من مدتی در زمینه روانشناسی مطالعاتی داشتم به پیشنهاد مادر حسین قرار شد برای آرام کردنش با او صحبت کنم.
* جرم همسرتان چه بود؟
حمل 12 کیلوگرم مواد مخدر.
* بعد چه شد؟
شوهرم در آن روزهای اول به قدری به مرگ فکر کرده بود که کاملاً ناامید بود. ابتدا قرار بود فقط صحبت کنیم اما...
* علاقهمندی چطور پیش آمد؟
همانطور که گفتم شوهرم روزهای اول امیدی به زندگی نداشت و اول تا آخر مکالماتش مدام از جملات ناامیدکننده «روز آخرم است، شاید فردا نباشم و من یک اعدامی هستم» استفاده میکرد. به گفته خودش بعد از مدتی که با من صحبت کرد روزنه امیدی در زندگیاش ایجاد شد و کمکم مکالمههایش به آرزوهای او پس از آزادی تبدیل شد. آنقدر عوض شده بود که میگفت اگر آزاد شوم مطمئنم دیگر سراغ کاری که به پلیس و زندان ختم شود، نمیروم. حرفهایش رنگ امید گرفته بود.
* چند وقت بعد از شروع رابطهتان ابراز علاقه کرد؟
ما ملاقات حضوری نداشتیم و او از باجه زنگ میزد. همانطور که میدانید در زندان فقط فامیل درجه اول حق ملاقات دارند و به همین خاطر افراد جدید برای زندانیها خیلی جذابیت دارند. شاید ابتدا همین عامل او را به سمت من کشاند اما بعد از 15-10 روز خواستار ملاقاتم شد.
* روزی چند ساعت صحبت میکردید؟
نهایتاً 40 دقیقه. چون حسین شرایط روحی بدی داشت و برادرش نیز همبند و هم حکم خودش بود. زمان مکالمه او و دوستانش را میگرفت و با هم صحبت میکردیم.
* چند سال بود که در زندان بود؟
حسین دوازدهم اسفند 92 دستگیر شد، تقریباً 28 ساله بود.
* و بالاخره تصمیم به ازدواج گرفتید؟
ما اواخر دی ماه سال 94 رابطهمان شروع شد اما بعد از مدتی احساس کردم او به وجود من و درواقع تماسهایم عادت کرده است. من از نظر موقعیت مالی و اجتماعی در شرایط خوبی هستم و هرگز نیازی به ازدواج در خود احساس نمیکردم. به همین خاطر وقتی دیدم این رابطه از طرف هر دوی ما جدی شد احساس کردم باید انسانی تصمیم بگیرم. چند روزی با خودم کلنجار رفتم. آرامشام سلب شده بود، دیگر آن آدم سابق نبودم و به خودم گفتم نباید با ترک یک اعدامی که با حرفهای من امید پیدا کرده، پیش از اجرای حکم، اعدامش کنم و تصمیم به ادامه ارتباطمان گرفتم.
* ابراز علاقه از طرف شما بود؟
ابتدا فقط قصد این بود که همدیگر را ببینیم چون ما در بچگی همدیگر را دیده بودیم اما پس از مدتی با پیشنهاد حسین با مادرش صحبت کردم و با وکالتنامهای که او به مادرش داد نامه را پیش قاضی بردیم و 28 بهمن 94 با محضردار و مادرشوهرم به زندان قزلحصار رفته و عقد کردیم.
* اعضای خانوادهتان با این ازدواج مخالف نبودند؟
خانواده من میدانستند هرگز تصمیم اشتباهی نمیگیرم البته مادرم کمی ناراحتی کرد اما پدرم حمایت کرد و گفت امیدوارم مشکلت حل شود.
* گفتید از ازدواج قبلیتان یک دختر دارید، او چطور برخورد کرد؟
دخترم، همسرم را خیلی دوست دارد. او کلاس دوم ابتدایی است و هر وقت به ملاقات حسین میروم از من میخواهد او را پیش بابا حسینش ببرم. او حسین را از نزدیک دیده و به عنوان پدر پذیرفته است و حالا حرفهای جالبی هم میزند.
* چه حرفهایی؟
حسین همیشه میگوید آزادی مرا فقط باید از خدا بخواهی و من هم این معامله را با خدا کردم و مطمئنم ایمانم نجاتم میدهد. دخترم هم که پیشتر مانند من بود بعد از دیدن همسرم اعتقادات جدیدی پیدا کرده و حتی بعضی اوقات که از مدرسه میآید میگوید امروز چهار رکعت نماز برای آزادی بابا حسین خواندم.
* چطور همسرتان با این اعتقادات در دام مواد افتاد؟
به نظر من شاید انتظارات بیش از حد جوانی یا جهل و نادانی باعث شده باشد که این کار را بکند.
* چه تحولی بعد از ازدواج در زندگی شما و همسرتان به وجود آمد؟
راستش امیدمان خیلی زیاد شده است. به نظرم ازدواج ما کار خدا بود تا از این راه من حسین را نجات بدهم و حسین هم مرا به خدا نزدیک کند. الان شوهرم دیگر به اعدام فکر نمیکند اما میگوید اگر خدایی ناکرده این اتفاق افتاد همچنان اعتقادت را به خدا حفظ کن.
* روزی که تصمیم به ازدواج گرفتید به بنبست آن هم فکر کردید؟
هرگز به آن فکر نکرده و نمیکنم چون واقعاً نمیتوانم رفتنش را تحمل کنم و بدون او، من هم نیستم.
* پرونده همسرتان در چه مرحلهای است؟
در اجرای احکام است.
* بعد از ازدواجتان چه کارهایی برای آزادی همسرتان کردید؟
چون حجم مواد بالا است هنوز کاری از پیش نبردهایم و فقط امیدمان به خدا است.
* چه خواستهای از مسئولان داری؟
من شنیدم اجرای حکم اعدام قرار است فقط برای قاچاقچیان مسلح باشد، از مسئولان میخواهم که به این موضوع رسیدگی کنند و حداقل برای کسانی که مثل شوهر من سابقهای ندارند تخفیف قائل شوند.
* آیا به افرادی در شرایط خودتان این نوع ازدواج را توصیه میکنید؟
من نمیتوانم این توصیه را به کسی کنم اما معتقدم همیشه باید انسان بود و انسانیتمان را حفظ کنیم.
* جریان ازدواج علی و الهام را که قرار بود چند روز پیش عقد کنند شنیدهاید؟
من واقعاً تصمیم این زن را تحسین میکنم و میدانم که موفق میشوند. ما قبل از این زوج، تجربه این نوع ازدواج را داشتهایم و بعد از خواندن مطلب آنها تصمیم گرفتیم موضوعمان را رسانهای کنیم. در آخر میخواهم یادآوری کنم که ما اول امیدمان به خدا است و با این امید هم به آزادی همسرم خوشبینیم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
کسی خبر داره عاقبتش چی شد؟؟ اخر اعدام شد یا نجات پیدا کرد؟؟
حتی اگر این مجرم اعدام نشود و ازاد شود این داستان پایان خوشی ندارد
چه اشکالی داره به یک جوون 28 ساله یک فرصت دوباره در این دنیا بدیم؟؟ خدا بارها به بنده هاش فرصت می ده
مطالب بالا گویای همه چیز هست ،قاتل و قاچاقچی باید اعدام گردد،ازدواج باعث از بین رفتن قبح کار نمیشود.
بطور قطع و یقین اشخاصی که بناچار پ از روی بیکاری بدام قاچاق مواد مخدر می افتند بی شک عذاب وجدان دارند اما دوستانی موافق اعدامید اگر اعدام چاره ساز بود اینهمه به آمار قاچاق اضافه نمیشد اسلاح جامعه یعنی با رفعت اسلامی پس فرق ما با داعش چیه گذشت چاره کاره و گرنه اعدام که استمداد نمی طلبد گذشت کنید.
خواهشا احساسات خود را در جایی دیگر بکار گیرید .این همه جوانها معلول در بهزیستی , وحتی هزاران جوان ناامید وترس از اینده دارند .محتاج مشاوره شما هستند , واگر این جوان معشوقه ات نبود باز همین کار را میکردید , بهتره این خانم ااحساساتشو برای جوانها دیگرصرف کند , نه برای یک مجرم که اگر دستگیر نمیشد چقدر از جوانهای این اب وخاک را به نابودی کشانده یود , ان موقع که جوان خام بوده مرتکب این جرم شده , حال در این دوسال انچه که بلد نبوده یاد گرفته , این خانم
اینهم نشانه ای دیگربرجامعه بیمار.
اگر مشاور خوبی بود از شوهر اول طلاق نمی گرفت در جامعه ما بین با سواد و بی سواد زیاد فرقی نیست
چند وقت پیش هم موردی بود مشابه این در باره ازدواج یک دختر با یک متهم به قتل که حکم اعدام برایش صادر شده بود یواش یواش ازدواج با اعدامی ها هم مد خواهد شد
هم مشکل ازدواج داره حل میشه وهم مشکل شلوغی زندان ها
خوبه
خانوم اعدامی نداریم یکی استین بالا بزنه!
مطمعنا خیلی ادمها این روزها تو زندگی مشکلات مالی دارند و این خانم هم می تونه یکی از اینها باشه و این ازدواج ،هم می تونه نیاز مادی ایشان را تامین کنه و هم شانس ازادی زندانی را از طریق تحریک افکار عمومی و پس فردا با فعال نمودن خیرین و نیز رسانه ای کردن موضوع و تهییج افکار عمومی بالا می بره. دلرحمی به خاطی های این چنینی ظلم است بر جوانان و مملکت.
غضنفر هستم. مدرک تحصیلی سیکل. متهم به قتل و قاچاق مواد مخدر. محکوم به اعدام. منتظر پیشنهادات ازدواج شما هستم . خخخ
اول یکی توضیح بده کسی که با 12 کیلو مواد دستگیر شده و محکوم به اعدام بوده بعد از دئ سال چرا هنوز حکمش اجرا نشده؟؟؟؟ این کش دادنا و پر کردن زندانها برا کشور هزینه نداره؟؟ وقتی از اجرای حکم اینقدر میگذره دیگه چه اثر بازدارنده ای داره تو جامعه؟؟؟؟
هر دو را اعدام کنید اینها با هم همدست هستند
حکم اعدام برای مواد مخدر زیاده. اگر خانمان بر اندازه خوب نکشن. به زور که بهشون نمیفروشن. باید حکم کار اجباری طولانی مدت بدن تا بفهمن عرق ریختن و پول در اوردن یعنی چی؟
مواظب باشی حقه بازی نباشه(نجات یک جانی ممکن دفه بعد با 120 کیلو گیر بیفتند) برای دستگاه قضایی و حکومت هزینه نتراشید
این جور آدما خیلی روح بزرگی دارن که میتونن فرصت دوباره به همچین مجرمانی با جرمهای سنگین بدن..خیلی از ماها طرفمونو دوستمون یا هرکس دیگه ای یه خطای کوچیک میکنه کلا از زندگیمون حذفش میکنیم و هزارتا انگ بهش میچسبونیم..یادمون نره آدمیزاد جایز الخطاس
بله خيلي هم خوبه ولي نه براي فردي كه ميتونه باعث بدبختي مردم بشه
این خانم گفته از بستگان آقای مجرم است پس شاید نقشه ای رندانه برای خلاصی این سوداگر مرگ باشد.
مد شده انگار با اعدامی ازدواج کردن
ضمن تبریک به این احساس پاک ، فقط فراموش نکنیم که حمل 12 کیلو مواد ، اگر به دست پلیس نمی افتاد ، چه تعداد جوان جامعه به ورطه نابودی می رفتند؟ امیدوارم این توبه نصوح باشد.
مد شده
این حرف من نه از سر احساسات بلکه درخواستی انسانی است که به مسئولین محترم بگویید شما را به آبروی فاطمه زهرا از گناه این جوان بگذرید و یکبار به او فرصت جبران گذشته را بدهید
مطمئنا با تخفیف در مجازات او و استمرا این ازدواج او حتما به فردی ضد گذشته اش تبدیل خواهد شد و این برای اجنماع مفیدتر است
دوست عزیز
بعد از چند سال و خواندن این نظر ها به دنبال مصاحبه ای که چند سال پیش با من شده بود لحظه شور و شوق
و لحظه ای ناراحتی برام به همراه داشت
بله من همون خانم به قول شما مهربان و به قول دوستان دیگر بازیگر و فریبکار هستم که
ابعد از گذشت ۹ سال از زندگی و تصمیمم رضایت کامل دارم چرا که این اقا(حسین، همسرم) رو کت شلوار خدارو نپوشیدن ومورد قضاوت قرار ندادم
همسرم هم بعد از اخرین اشتباهش و توبه ای که کرده بود دیگه به لطف و عنایت خدا دیگه هیچوقت دچار خطایی نشد
البته که هنوز دوران محکومیتش تموم نشده و اعدامش به ۳۰ سال حبس طبق قانون اسلامی تبدیل شده بدون ذره ای تخفیف از لحاظ ازدواج در زندان که دوستان لطف کرده بودن و ازدواج مارو اینجوری قضاوت کرده بودن
بله همسر من ۵ ساله که مرخصی میاد و ما صاحب دوتا فرزند دختر و پسر شدیم و الحمدلله رب العالمین زندگی خوبی داریم
باشد که انسان باشیم چرا که همه آدم هستیم انسانیت
شرط اصول زندگیه
توکل به خدایی که اعدامو از همسرم برداشت باقیشو هم درست میکنه
12 کیلو مواد مخدر می دانی یعنی چی ؟ آیا فکر می کنی این تنها مورد ایشان در ارتباط با مواد مخدر بوده ؟
چه تضمینی است که دیگر جوانان مردم را بدبخت نکند
این چه وضعشه . حالا اعدامی ها یاد گرفتن برای اعدام نشدن ازدواج هندی می کنن
می دونید قاچاق مواد مخدر چه بر سر خانوادهای بسیاری آورده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از این به بعد قاچاقچیان محکوم به اعدام ازدواج می کنند بع قیافه بچه مسلمون در میارند بعد عفو میشن .. چقدر احساسی هستیم .. بنظرم باید مر قانون اجرا شود
این ها نقشه از پیش طراحی شده برای رهایی یک اعدامی است.لطفا در دام رسانه ای نیوفتید
واقعا زشته این اخبار، این چیزها را باب نکنید، اینهمه پسر سالم و درست در جامعه مجرد مانده اند، بعد این خانومها رفته اند با دو فرد زندانی عقد کرده اند !!!!!!!!!!!!!!!!!! از کجا معلوم که تمام اینکارها نقشه نباشد. این چیزها را باب نکنید وگرنه فساد در جامعه غیر قابل کنترل میشود و برای آزادی هر مجرمی و برای تاثیر براحساسات مردم و قضات، از این داستانهای رومئو ژولیتی در میاورند.
جدا كه اين اتفاقات خجالت آوره! اون خانم در هرحال براش فرقي نميكرده كه شوهرش كي باشه، اين ماجرا براش يه كمي شهرت و سرزبون افتادن مياره، همين!!!!
دوست عزیز من و تو بیرون زندانیم و خبر از حال یک زندانی 30 ساله نداریم انسان جایزالخطاست و بدرستی باید تاوان خطایش را بدهد اما قرار نیست او را از ابتدایی ترین حقوقش حتی برای چند ساعت محروم کنیم. خودت را جای این جوان بگذار. من به این خانم افرین میگویم هدف از آمدن پیامبران هم اصلاح انسانها بوده نه کشتن کفار.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.