آرمین: مرا هم دستگیر کنند اعتراف میکنم
بنابراین اگر مشیت و اراده ربوبی بر این تعلق گرفت که به ابتلا و فتنهای که دوستان و برادرانم گرفتارند، دچار شوم، از هم اکنون اعلام می کنم اگر سخنی برخلاف آنچه گذشت از بنده شنیده شد، اعتقاد و باور این حقیر نبوده و تحت شرایط ویژه زندان و به اکراه و اجبار بدان اقدام کرده ام.
محسن آرمین عضوشورای مرکزی مجاهدین انقلاب در مقالهای نوشت منتظر بازداشت هستم.
وی در این مقاله که در روزنامه اعتماد چاپ شده است نوشت:
نمیدانم عدم تحمل دشواریها و سختیها تا چه اندازه میتواند شاخصی برای تعیین میزان ایمان ما به راهی که برگزیدهایم باشد. وقتی به ماجرای عمار یاسر میاندیشم که برخلاف پدر و مادرش تاب شکنجه نیاورد و حتی رسالت پیغمبر را انکار کرد، با این حال مورد ملاطفت و نوازش پیغمبر قرار گرفت و چنان بر ایمان خود پایدار ماند که در اعتراض به رفتارهای ناحق خلیفه شکنجه شد و بر سر پیمان خود همچنان استوار بود تا آنکه در پیری در رکاب علی(ع) در صفین شهید شد، احساس می کنم درباره رفتار کسانی مانند ابطحی و عطریانفر نباید و نمیتوان بیپروا قضاوت کرد.
ممکن است در نقد رفتاری که عطریانفر و ابطحی از خود نشان داده اند گفته شود کسانی که در این سطح از فعالیت و عمل سیاسی قرار می گیرند باید تاب تحمل شرایط سخت و دشوار را داشته باشند. بر افراد عادی خردهای نمی توان گرفت اگر در شرایط زندان تاب نیاورند اما از کسانی که در سطح چهره های شاخص قرار می گیرند و به مرجعی برای جامعه و به ویژه جوانان تبدیل می شوند، چنین بی قراری و ناشکیبایی در شرایط زندان پذیرفته نیست. این سخن نیز کاملاً صحیح است. می توان در تایید آن گفت کسی که تحمل محرومیت و سختی و فشار و شرایط زندان را ندارد نباید در سطح یک لیدر سیاسی خود را مطرح کند. اما همه سخن در این است که ما چگونه از توان و قدرت خود برای تحمل شرایط سخت و دشوار می توانیم مطمئن شویم؟ آیا ما ارزیابی واقعبینانهای از توان و قدرت خود داریم؟ حداقل این حقیر به رغم تمام ایمانی که به راه و اندیشه خود دارم و در بسط آن می کوشم و خطرها و محرومیت ها و شرایط سخت و دشوار را به قیمت پایداری بر افکار خویش به جان خریده ام، هنوز نمی توانم ادعا کنم مانند برادران بزرگوار و ثابت قدم در بندم، تاب شرایط دشوار زندان را داشته باشم. تنها کسانی می توانند چنین ادعایی بکنند و در این ادعا صادقند که این شرایط را تجربه کرده باشند.
این روزها از یک سو خط و نشان کشیدن های مراکز اصلی قدرت و تهدیدهای شبانه روزی در رسانه های وابسته به جریان حاکم علیه معترضان به نتایج انتخابات و نیز تهدید صریح آقای احمدی نژاد مبنی بر کوبیدن سر مخالفان به سقف و ادامه دستگیری فعالان سیاسی و... نشان می دهد این ماجرا سری دراز دارد و منتقدان و معترضان به روندهای جاری از جمله این حقیر هر آن باید در انتظار دستگیری و حبس و قرار گرفتن در شرایط مشابه عطریانفر و ابطحی باشند. و از سوی دیگر خود را حداقل در این حد می شناسم که استعداد اویس قرنی و بایزید بسطامی شدن را ندارم که در شرایط خاص یکباره حقایق ملک و ملکوت بر من مکشوف شود و تمام افکار و اندیشه هایم تغییر کند.
بنابراین به عنوان یک فعال سیاسی شناخته شده در عرصه سیاست این کشور، و عضو شورای مرکزی و شورای سیاسی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، پیش از تحقق چنین احتمالی درباره خود به صراحت اعلام می کنم به آنچه در قالب بیانیهها و مواضع فکری و سیاسی سازمان متبوعم تاکنون منتشر شده و آنچه تاکنون شخصاً گفته یا نوشتهام اعتقاد راسخ دارم. در این زمینه با دیدگاهها و مواضع اعلام شده از سوی آقایان میرحسین موسوی، خاتمی و کروبی کاملاً موافقم.
هیچ نقطه سیاه و تاریکی در زندگی سیاسی خود ندارم که به خاطر آن احساس ندامت و شرمندگی کنم، هیچ ارتباطی با بیگانگان نداشته و ندارم، تاکنون هیچ پولی از محافل بیگانه دریافت نکردهام، نه به انقلاب مخملی معتقدم و نه به براندازی نظام و تنها خواهان اجرای قانون اساسی و قرار گرفتن همگان در چارچوب قانون هستم و معتقدم تنها راه اعتلای کشور و استحکام نظام جمهوری اسلامی ایران و حفظ جمهوریت و اسلامیت نظام، پایان دادن هر چه سریع تر به روش دروغ و نیرنگ و فریب، بازگرداندن کشور به مسیر اصلاحات، رعایت حقوق شهروندی و توقف خودکامگی و قانون شکنی است. بنابراین اگر مشیت و اراده ربوبی بر این تعلق گرفت که به ابتلا و فتنهای که دوستان و برادرانم گرفتارند، دچار شوم، از هم اکنون اعلام میکنم اگر سخنی برخلاف آنچه گذشت از بنده شنیده شد، اعتقاد و باور این حقیر نبوده و تحت شرایط ویژه زندان و به اکراه و اجبار بدان اقدام کرده ام.
وی در این مقاله که در روزنامه اعتماد چاپ شده است نوشت:
نمیدانم عدم تحمل دشواریها و سختیها تا چه اندازه میتواند شاخصی برای تعیین میزان ایمان ما به راهی که برگزیدهایم باشد. وقتی به ماجرای عمار یاسر میاندیشم که برخلاف پدر و مادرش تاب شکنجه نیاورد و حتی رسالت پیغمبر را انکار کرد، با این حال مورد ملاطفت و نوازش پیغمبر قرار گرفت و چنان بر ایمان خود پایدار ماند که در اعتراض به رفتارهای ناحق خلیفه شکنجه شد و بر سر پیمان خود همچنان استوار بود تا آنکه در پیری در رکاب علی(ع) در صفین شهید شد، احساس می کنم درباره رفتار کسانی مانند ابطحی و عطریانفر نباید و نمیتوان بیپروا قضاوت کرد.
ممکن است در نقد رفتاری که عطریانفر و ابطحی از خود نشان داده اند گفته شود کسانی که در این سطح از فعالیت و عمل سیاسی قرار می گیرند باید تاب تحمل شرایط سخت و دشوار را داشته باشند. بر افراد عادی خردهای نمی توان گرفت اگر در شرایط زندان تاب نیاورند اما از کسانی که در سطح چهره های شاخص قرار می گیرند و به مرجعی برای جامعه و به ویژه جوانان تبدیل می شوند، چنین بی قراری و ناشکیبایی در شرایط زندان پذیرفته نیست. این سخن نیز کاملاً صحیح است. می توان در تایید آن گفت کسی که تحمل محرومیت و سختی و فشار و شرایط زندان را ندارد نباید در سطح یک لیدر سیاسی خود را مطرح کند. اما همه سخن در این است که ما چگونه از توان و قدرت خود برای تحمل شرایط سخت و دشوار می توانیم مطمئن شویم؟ آیا ما ارزیابی واقعبینانهای از توان و قدرت خود داریم؟ حداقل این حقیر به رغم تمام ایمانی که به راه و اندیشه خود دارم و در بسط آن می کوشم و خطرها و محرومیت ها و شرایط سخت و دشوار را به قیمت پایداری بر افکار خویش به جان خریده ام، هنوز نمی توانم ادعا کنم مانند برادران بزرگوار و ثابت قدم در بندم، تاب شرایط دشوار زندان را داشته باشم. تنها کسانی می توانند چنین ادعایی بکنند و در این ادعا صادقند که این شرایط را تجربه کرده باشند.
این روزها از یک سو خط و نشان کشیدن های مراکز اصلی قدرت و تهدیدهای شبانه روزی در رسانه های وابسته به جریان حاکم علیه معترضان به نتایج انتخابات و نیز تهدید صریح آقای احمدی نژاد مبنی بر کوبیدن سر مخالفان به سقف و ادامه دستگیری فعالان سیاسی و... نشان می دهد این ماجرا سری دراز دارد و منتقدان و معترضان به روندهای جاری از جمله این حقیر هر آن باید در انتظار دستگیری و حبس و قرار گرفتن در شرایط مشابه عطریانفر و ابطحی باشند. و از سوی دیگر خود را حداقل در این حد می شناسم که استعداد اویس قرنی و بایزید بسطامی شدن را ندارم که در شرایط خاص یکباره حقایق ملک و ملکوت بر من مکشوف شود و تمام افکار و اندیشه هایم تغییر کند.
بنابراین به عنوان یک فعال سیاسی شناخته شده در عرصه سیاست این کشور، و عضو شورای مرکزی و شورای سیاسی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، پیش از تحقق چنین احتمالی درباره خود به صراحت اعلام می کنم به آنچه در قالب بیانیهها و مواضع فکری و سیاسی سازمان متبوعم تاکنون منتشر شده و آنچه تاکنون شخصاً گفته یا نوشتهام اعتقاد راسخ دارم. در این زمینه با دیدگاهها و مواضع اعلام شده از سوی آقایان میرحسین موسوی، خاتمی و کروبی کاملاً موافقم.
هیچ نقطه سیاه و تاریکی در زندگی سیاسی خود ندارم که به خاطر آن احساس ندامت و شرمندگی کنم، هیچ ارتباطی با بیگانگان نداشته و ندارم، تاکنون هیچ پولی از محافل بیگانه دریافت نکردهام، نه به انقلاب مخملی معتقدم و نه به براندازی نظام و تنها خواهان اجرای قانون اساسی و قرار گرفتن همگان در چارچوب قانون هستم و معتقدم تنها راه اعتلای کشور و استحکام نظام جمهوری اسلامی ایران و حفظ جمهوریت و اسلامیت نظام، پایان دادن هر چه سریع تر به روش دروغ و نیرنگ و فریب، بازگرداندن کشور به مسیر اصلاحات، رعایت حقوق شهروندی و توقف خودکامگی و قانون شکنی است. بنابراین اگر مشیت و اراده ربوبی بر این تعلق گرفت که به ابتلا و فتنهای که دوستان و برادرانم گرفتارند، دچار شوم، از هم اکنون اعلام میکنم اگر سخنی برخلاف آنچه گذشت از بنده شنیده شد، اعتقاد و باور این حقیر نبوده و تحت شرایط ویژه زندان و به اکراه و اجبار بدان اقدام کرده ام.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سوال : اگر (طبق کیفر خواست های خوانده شده در دادگاه متهمین مخملی ) اینهمه فتنه و توطیه کشف و خنثی شده پس چرا وزیر محترم اطلاعات بر کنار شد؟
اگر یک بار به زندان ویا بازداشتگاه برادران میرفتید میدانستید ارمین چه میگوید
در پاسخ به دوست عزیزی که گفته بود:"با كدام دليل ( شرعي ، و (قانوني ) استناد كرد كه آقايان أبطحي و عطريانفر از روي اكراه و فشار غير قابل تحمل مجبور شدن به اعترافات منتشر شده" باید عرض کنم،چرا قبل از اینکه این افراد بازداشت نشده بودند،به طور ناگهانی متحول نشدند؟!غالب این افراد بیش از دو دهه فعالیت حزبی ذاشته اند و بر اساس یک تفکر خاص،حرکت کرده اند..چگونه میشود طی مدت کوتاهی اینقدر عوض شده باشند؟در ضمن متهمانی که قبلا در دادگاههائی اینچنینی اعتراف کرده اند و پس از آزادی منکر اعترافات خود شده اند را چگونه می بینید؟!!
البته بحث بحث متقاعد شدن است نه اجبار و شکنجه ولی، با توجه به این که دلیل اصلی اعتراف آقای ابطحی، به گفته خودشان، این بود که "مگر می شود 11 میلیون رای را جا به جا کرد؟"، بنده نمی دانم اگر ایشان متوجه بودند که برای ایجاد 11 میلیون رای اختلاف بین دو نفر کافیست نیمی از آن یعنی 5/5 میلیون رای را جا به جا کرد، آنوقت چه می کردند؟!؟
خداوند همه به خصوص اين مسئولان را از خطر حب قدرت مصون بدارد اگر چه نداشته است!!! هر جا قدرت تجمع یابد ، فساد نیز با خود بیاورد.
همه ملت ایران باید این را اعلام کنند.
ما گیج شده ایم و قدرت تشخیص نداریم فقط به قول امام سجادع زمان پرده ها را بالا خواهد زد و حقایق معلوم خواهد شد
زنده باد اصلاحات- درود بر شما آقا محسن
ظاهرا بعضی ها کور و کر شده اند که آثار شکنجه آزار را در هم وطنان زندانی نمی بینند و از کم سوادی یا بی سوادی رنج هم نمی برند که کمی مطالعه کنند و بیاموزند که ما در اسلام نه تنها شکنجه بلکه زندان هم نداریم ، در ضمن حضرت آیت الله صانعی نیز بر مشروع نبودن هر آنچه که در اثر شکنجه و آزار جسمی به عنوان اعتراف گفته شود صحه گذاشته اند و آن را باطل دانسته اند.
اما سخنی هم با کسانی دارم که ادعا می کنند مبارزان اعتقادی در هر شرایطی باید اعتقاد خود را حفظ کنند و نظرشان تغییر نکند: متناسب با تمام علوم طبیعی وتکنولوژی وپیشرفت در این عرصه، به لطف اندیشه فاشیزمی مغرب زمین ابزارهای آزار و شکنجه هم پیشرفت کرده است و اکنون می توان با یک ماده شیمیایی و تزریق آن به بدن یک شخص هر آنچه را که بخواهی از او اعتراف بگیری . در این مورد آقایان ابطحی و عطریانفر که استثنا نیستند رستم دستان نیز اهورامزدا را منکر خواهد شد و گالیله نه تنها گردش زمین به دور خورشید بلکه اصلا خود زمین را منکر خواهد شد پس از راه دور قضاوت نکنید و ایمان مردم را زیر سوال نبرید که این رفتار نه جوانمردانه است نه انسانی.
ای کاش در یک فضای آزاد حرفها گفته و بیان می گردید. این پیشنهاد آیت الله هاشمی بود.در کجای دین اسلام این گونه رفتار که با این افراد شد جای داشته و بر آن تاکیید شده خدا عاقبت ظالمین را همان کند که قول داده است.وا حسینا یا زهرا
گاليله هم در يك دادگاه عادل اعتراف كرد زمين گرد نيست.
وقتي كه ميزان اتهامات و اعترافات با هم همخواني نداشته باشد اولين چيزي كه به ذهن خطور مي كند اين مي تواند باشد كه اعترافات با زور اخذ شده و متهم فقط جهت راها شدن خود از شكنجه ها دست به اين اعترافات زده باشد
بايد از آقاي آرمين پرسيد با كدام دليل ( شرعي ، و (قانوني ) استناد كرد كه آقايان أبطحي و عطريانفر از روي اكراه و فشار غير قابل تحمل مجبور شدن به اعترافات منتشر شده.
و باز كدام دليل و ايمان به نظام جمهوري اسلامي اجازه ميدهد چنين تهمتي را به دستگاه قضائي نظام اسلامي اسلامي وارد كند؟
گالیله زمانی که بخاطر نظریه اش در مورد گردش زمین به دور خورشید سرش رازیر گیوتین بردند.ازایشان خواستندیا نظریه ات را پس بگیر یاسرت را ازدست می دهی.گالیله در حالیکه سرش زیر گیوتین بود پای بر زمین کوبیدو گفت :ای زمین تو شاهد باش که به دور خورشیدمیچرخی .هرچند من میگویم نمی چرخی!
هیچ ارتباطی با بیگانگان نداشته و ندارم، تاکنون هیچ پولی از محافل بیگانه دریافت نکردهام، نه به انقلاب مخملی معتقدم و نه به براندازی نظام و تنها خواهان اجرای قانون اساسی و قرار گرفتن همگان در چارچوب قانون هستم و معتقدم تنها راه اعتلای کشور و استحکام نظام جمهوری اسلامی ایران و حفظ جمهوریت و اسلامیت نظام!!؟بازداشت نشده اقرار کردی
دو سوال:
سوال 1- حاکمیت که (به حسب گفته های ابطحی و عطریانفر )چنین بازجوهای زبده و بااطلاع و عمیقی دارد چرا آنها را پیش از انتخابات وارد مناظره های سیاسی با اصلاح طلبان نکرد تا ایشان و کلیت مردم را اصلاح رفتار نمایند؟ ظاهرا ارشادات آقایان بازجو تنها در خلوت عارفانه سلول های انفرادی به چنان کشف و شهودی منجر می شود و البته منشا چنان برق و نورانیت هم اصابت باتوم با شوک الکتریکی است...
سوال 2 – پاسخ تئوریسین را در دنیای عقلانیت با نقد و بررسی می دهند . در کجای دنیا تئوریسینی مثل حجاریان را به جرم داشتن افکاری که به روشنی هم بیان کرده است – آن هم با چنین وضعیتی – به زندان می اندازند؟...
کسی که اعلام کند در آینده ممکن است سخن ناحقی بزند و از حالا آنها را انکار می کند .معلوم است در گذشته هم هر حرفی زده زیاد اعتبار ندارد. آقای آرمین با این اعتراف کلیه موضع گیریهای خود را تاکنون زیر سوال برده است. ایشان اگر کمی حقوق می دانستند چنین اعترافی نمیکرد. تاسف بر ما که این شخص سالها نماینده مجلس ما بوده است
زنده باد
حالا ببرینش!!!
خدا بیامرزد مرحوم بازرگان را او نیز چنین سخنی گفت یادش گرامی باد
احسنت. اين را مي گويند علاج قبل از وقوع. حداقل كساني كه خوش بينانه به قضيه اعترافات نگاه مي كنند ديگر بهانه اي براي ترديد نخواهند داشت.
حلاج حق بود حق گفت حق مرد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.