این افراد چوب سال تولدشان را میخورند! +ویدیو
«باید دهه شصتی باشی تا جفای رفته بر متولدین این دهه را درک کنی»؛ این شالوده و اساس گلایه پرشمارترین بخش جمعیتی کشور است. گلایههای همیشگیِ جمعیتی که خود را نسل سوخته میخوانند برای اثبات این مدعا، مستندات زیادی ارائه میکنند.

«باید دهه شصتی باشی تا جفای رفته بر متولدین این دهه را درک کنی»؛ این شالوده و اساس گلایه پرشمارترین بخش جمعیتی کشور است. گلایههایی همیشگیِ جمعیتی که خود را نسل سوخته میخوانند برای اثبات این مدعا، مستندات زیادی ارائه میکنند.
به گزارش «تابناک»، پس از حدود یک دهه از برچیدن بساط استخدام رسمی و به کارگیری افراد با قرارداد یا به صورت پیمانی، مدتی است که استخدام در ادارات و نهادهای مختلف از سر گرفته شده و برخی از کارمندان و پرسنلی که سالها غیررسمی خدمت کردهاند، در صف استخدام رسمی قرار گرفتهاند.
البته این موهبت بیشتر شامل آنهایی میشود که پیشتر به شیوه های غیر رسمی جذب شدهاند و سال هاست که حقوق بگیر این نهادها به شمار میآیند، نه متقاضیان پرشمار کار. یعنی شاغلانی که تا کنون پیمانی و قراردادی بودهاند و حالا قرار است به صورت رسمی استخدام شوند؛ موهبتی که شمار محرومان از آن بسیار بیشتر از شمار بهره برندگان است و از این روی، میتواند موجب شکل گیری گلایه هایی شود.
این در حالی است که میدانیم در نتیجه اعمال ممنوعیت استخدام رسمی در یک دهه اخیر، آنهایی از این نعمت محروم شدهاند که دیگر مجالی برای استخدامشان نیست، چون واجد شرط سنی استخدام نیستند و سنشان از حداکثرهای مشخص شده در قانون فراتر رفته است. متولدان سالهای 1355 تا 1365 که اصطلاحا دهه شصتی نام دارند.
برای درک بهتر موضوع، بهتر است با یک مثال شروع کنیم. خودتان را جای فردی بگذارید که سال ها در حسرت استخدام در نهادهای مختلف قرار دارید و امیدوارید که دریچه ای برای استخدامتان باز شود تا به کمک آن بخت خود را برای قرار گرفتن در صف حقوق بگیران قرار داده و به کمک ثباتی که در این راستا خواهید یافت، بتوانید برای رسیدن به اهدافتان در زندگی تلاش کنید، اما تا به سن استخدام رسیدید، با ممنوعیت استخدام مواجه شوید.
این در حالی است که در دوران حسرت خوردن شما برای یافتن فرصت استخدامی، برخی از همسالانتان که بهره بیشتری از شانس داشتند یا... به صورت پیمانی یا قراردادی در برخی ارگان ها مشغول به کار شدند و اکنون که فرصت برای استخدام رسمی فراهم آمده نیز، ایشان در اولویت قرار دارند و نوبت به شما نخواهد رسید؛ حتی اگر به لحاظ تحصیلات و از منظر علمی، خود را واجد شرایط تر از ایشان بدانید.
در نتیجه چنین شرایطی ممکن است با خود فکر کنید که برای برخی از همسالانتان راه استخدام هرگز بسته نبوده و تنها زمان استخدام رسمی شدنشان به تعویق افتاده اما برای شما، خیر؛ تبعیضی که ممکن است شما را به این باور برساند که تنها ایرانیانی هستید که از دوران آغاز زندگی های مدرن، بی هیچ دلیلی از استخدام شدنتان جلوگیری کرده و برای کسی مهم نبوده که توانایی هایتان چیست.
گویی سال تولدتان مانعی در مسیر زندگی عادی تان شده باشد؛ مانعی آنقدر بزرگ که نه برادران و خواهران و افرادی که سن و سال بیشتری به نسبت شما دارند با آن مواجه بودهاند و نه کوچکترها با آن دست به گریبان خواهند بود، زیرا شانس شرکت در آزمون های ورودی و استخدام رسمی برایشان فراهم بوده و خواهد بود. اشکالی که ناشی از شرط سنی در استخدام افراد است و هیچ تبصره ای برای در نظر گرفتن حال و روز افراد محروم از استخدام در آن دیده نمیشود.
این در حالی است که دهه شصتی ها، متولدین سالهای انقلاب و دوران دفاع مقدس هستند که پیک جمعیتی کشور را شکل میدهند و به لحاظ شمار بالایشان، در تمامی دوران زندگی خود با کمبودها و محرومیت های زیادی دست به گریبان بودهاند؛ چه در دوران مدرسه که تراکم بالای جمعیتی شان موجب شده بود در مدارس دو شیفته مشغول به تحصیل باشند، چه در ورودشان به دانشگاه که شانس کمتری برای تصاحب موفقیت در کنکور داشتند، چه در عرصه ورود به بازار کار، ازدواج، تهیه مسکن و... ؛ سیری که همچنان برای متولدین این دهه ادامه دارد و توقف ناپذیر به نظر میرسد.
متولدینی که بسیاری شان بر این باورند اگر یک دهه زودتر یا دیرتر پا به جهان هستی میگذاشتند، میتوانستند از موهبت های بیشتری بهره مند شوند و در عرصه های مختلف زندگی، شرایط راحت تر و بهتری را تجربه کنند. دیدگاهی که با توجه به شواهد و قرائن مردود خواندن آن دشوار به نظر میرسد، مگر آنکه برای رعایت حال ایشان هم که شده، در آزمون های استخدامی که برگزار میشود، شرط داشتن حداکثر 30 سال را کمی منصفانه تر کرده و دست کم میزان دانش افراد برای تصدی یک شغل را به نسبت آن اولویت دهیم.
تغییری جزئی که میتواند این امیدواری را در دل دهه شصتی ها زنده نگه دارد که قرار نیست برای همیشه مشکلاتشان دیده نشود و سهمشان از زندگی، تحمل سخت ترین شرایط، آن هم به دلیل سال تولد درج شده در شناسنامه شان باشد!
به گزارش «تابناک»، پس از حدود یک دهه از برچیدن بساط استخدام رسمی و به کارگیری افراد با قرارداد یا به صورت پیمانی، مدتی است که استخدام در ادارات و نهادهای مختلف از سر گرفته شده و برخی از کارمندان و پرسنلی که سالها غیررسمی خدمت کردهاند، در صف استخدام رسمی قرار گرفتهاند.
البته این موهبت بیشتر شامل آنهایی میشود که پیشتر به شیوه های غیر رسمی جذب شدهاند و سال هاست که حقوق بگیر این نهادها به شمار میآیند، نه متقاضیان پرشمار کار. یعنی شاغلانی که تا کنون پیمانی و قراردادی بودهاند و حالا قرار است به صورت رسمی استخدام شوند؛ موهبتی که شمار محرومان از آن بسیار بیشتر از شمار بهره برندگان است و از این روی، میتواند موجب شکل گیری گلایه هایی شود.
این در حالی است که میدانیم در نتیجه اعمال ممنوعیت استخدام رسمی در یک دهه اخیر، آنهایی از این نعمت محروم شدهاند که دیگر مجالی برای استخدامشان نیست، چون واجد شرط سنی استخدام نیستند و سنشان از حداکثرهای مشخص شده در قانون فراتر رفته است. متولدان سالهای 1355 تا 1365 که اصطلاحا دهه شصتی نام دارند.
برای درک بهتر موضوع، بهتر است با یک مثال شروع کنیم. خودتان را جای فردی بگذارید که سال ها در حسرت استخدام در نهادهای مختلف قرار دارید و امیدوارید که دریچه ای برای استخدامتان باز شود تا به کمک آن بخت خود را برای قرار گرفتن در صف حقوق بگیران قرار داده و به کمک ثباتی که در این راستا خواهید یافت، بتوانید برای رسیدن به اهدافتان در زندگی تلاش کنید، اما تا به سن استخدام رسیدید، با ممنوعیت استخدام مواجه شوید.
این در حالی است که در دوران حسرت خوردن شما برای یافتن فرصت استخدامی، برخی از همسالانتان که بهره بیشتری از شانس داشتند یا... به صورت پیمانی یا قراردادی در برخی ارگان ها مشغول به کار شدند و اکنون که فرصت برای استخدام رسمی فراهم آمده نیز، ایشان در اولویت قرار دارند و نوبت به شما نخواهد رسید؛ حتی اگر به لحاظ تحصیلات و از منظر علمی، خود را واجد شرایط تر از ایشان بدانید.
در نتیجه چنین شرایطی ممکن است با خود فکر کنید که برای برخی از همسالانتان راه استخدام هرگز بسته نبوده و تنها زمان استخدام رسمی شدنشان به تعویق افتاده اما برای شما، خیر؛ تبعیضی که ممکن است شما را به این باور برساند که تنها ایرانیانی هستید که از دوران آغاز زندگی های مدرن، بی هیچ دلیلی از استخدام شدنتان جلوگیری کرده و برای کسی مهم نبوده که توانایی هایتان چیست.
گویی سال تولدتان مانعی در مسیر زندگی عادی تان شده باشد؛ مانعی آنقدر بزرگ که نه برادران و خواهران و افرادی که سن و سال بیشتری به نسبت شما دارند با آن مواجه بودهاند و نه کوچکترها با آن دست به گریبان خواهند بود، زیرا شانس شرکت در آزمون های ورودی و استخدام رسمی برایشان فراهم بوده و خواهد بود. اشکالی که ناشی از شرط سنی در استخدام افراد است و هیچ تبصره ای برای در نظر گرفتن حال و روز افراد محروم از استخدام در آن دیده نمیشود.
این در حالی است که دهه شصتی ها، متولدین سالهای انقلاب و دوران دفاع مقدس هستند که پیک جمعیتی کشور را شکل میدهند و به لحاظ شمار بالایشان، در تمامی دوران زندگی خود با کمبودها و محرومیت های زیادی دست به گریبان بودهاند؛ چه در دوران مدرسه که تراکم بالای جمعیتی شان موجب شده بود در مدارس دو شیفته مشغول به تحصیل باشند، چه در ورودشان به دانشگاه که شانس کمتری برای تصاحب موفقیت در کنکور داشتند، چه در عرصه ورود به بازار کار، ازدواج، تهیه مسکن و... ؛ سیری که همچنان برای متولدین این دهه ادامه دارد و توقف ناپذیر به نظر میرسد.
متولدینی که بسیاری شان بر این باورند اگر یک دهه زودتر یا دیرتر پا به جهان هستی میگذاشتند، میتوانستند از موهبت های بیشتری بهره مند شوند و در عرصه های مختلف زندگی، شرایط راحت تر و بهتری را تجربه کنند. دیدگاهی که با توجه به شواهد و قرائن مردود خواندن آن دشوار به نظر میرسد، مگر آنکه برای رعایت حال ایشان هم که شده، در آزمون های استخدامی که برگزار میشود، شرط داشتن حداکثر 30 سال را کمی منصفانه تر کرده و دست کم میزان دانش افراد برای تصدی یک شغل را به نسبت آن اولویت دهیم.
تغییری جزئی که میتواند این امیدواری را در دل دهه شصتی ها زنده نگه دارد که قرار نیست برای همیشه مشکلاتشان دیده نشود و سهمشان از زندگی، تحمل سخت ترین شرایط، آن هم به دلیل سال تولد درج شده در شناسنامه شان باشد!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
من مدتی بود بخاطر محافظه کاری شما در انعکاس نةرات سایت شما را نمیدیدم اما واقعا حالا جا داره بخاطر اینکه درد دلها را نوشتی تشکر کنم . شاید بعضی هاش حالت به ظاهر طنز هم داشت اما انعکاس حقیقت بود . جندالله - ثارلله - ارشاد - کچلی اجباری دبیرستان ها - تحقیق اخلاق طرف پس از قبولی در کنکور که بره دانشگاه یا نه ؟ شر خشک - پوشک - موشک بمب - من دهه 40 هستم نوجوانی ام زنده باد و مرده باد بود و بعدش جنگ و بعدش گرانی و بعدش ویرانی اقتصاد و محدودیت ها کاش اصلا به دنیا نیامده بودم .
مثلا فکر میکنید ما دهه پنجاهی ها چی از زندگی فهمیدیم. من متولد 53 هستم و روز اول مدرسه من همزمان با شروع جنگ تحمیلی بود. این همه زحمت کشیدیم درس خوندیم با بدبختی زندگی کردیم حسرت همه چی به دلمان مانده. از کمترین حقوق هم برخوردار نیستیم. دهه شصتی ها و پنجاهی ها با هم سوختند.
متولدان سالهای 1355 تا 1365 که اصطلاحا دهه شصتی نام دارند!
بنده با بیست سال سابقه در یکی از شرکتهای دولتی مربوط به وزارت راه وشهر سازی کار می کنم همچنان با همان ردیف سازمانی بیست سال قبل ادامه فعالیت می دهم ودرعوض همکار بنده که سابقه استخدامی اش خیلی کمتر بوده و نوع استخدامش نیز قراردادی است به دلیل اینکه همسرش در یکی از ادارات معاون است به تازگی ارتقا سمت گرفته !جرات اعتراض هم نداریم. متاسفانه پارتی بازی تبعیض و بی عدالتی در سازمانهای دولتی بی داد می کنه ! نورچشمیهای مدیرکل به ظاهر متدین ما همه ارتقاء سمت گرفته اند او کارمندان رسمی و با سابقه که پستهای کلیدی هم دارند جون نورچشمی مدیرکل نیستن وپارتی هم ندارند چند برابر کار می کنند وجرات اعتراض هم ندارند!
من دهه پنجاهی هستم(دقیقا 52)تا چشم باز کردیم انقلاب شد بعدش جنگ و همه بدبختی ها رو کشیده ام.البته من فوق لیسانس گرفتم و بلافاصله رفتم سر کار و ازدواج کردم ولی این کامنت ها را که میخونم متاسف میشم واسه مدیریت داغون کشور از هر نظر...و ابراز همدردی میکنم با دهه شصتی ها(خواهر برادرام دهه شصتی اند و خوب میدونم که خیلی بیشتر از من سختی می کشند)
من با 2 دکتری دارم می رم!
از ماست که بر ماست
چند سال پیش اگه یادتون بیاد یه سریالی گذشت به اسم وضعیت سفید. توی یکی از قسمتهاش که بمباران سال 66 و آژیر وضعیت قرمز اون زمان رو به تصویر کشید، با شنیدن آژیر مو به تنم سیخ شد (بخدا اشک تو چشام جمع شده وقتی اینا رو می نویسم). یه لحظه بلند شدم تا به طرف زیرزمین برم. خانم بنده ماتش برده بود و نگاه می کرد. گفتم بخدا هنوز تو ضمیر ناخودآگاهم ترس بمب و موشک وجود داره. امتحانهای کلاس دوم رو تو یه زیرزمین مخروبه (البته وسط یه شهر بزرگ هااااا) دادم. حالا بعضی ها میان اینجا میگن دهه شصتی ها غرغرو هستن یا سختی نکشیدن و یا ....
من متولد 58 هستم. دقیقا اوایل جنگ بدنیا اومدم. کمبود شدید مواد غذایی. این فروشگاههایی که الان مملو از مواد غذایی در اون روزگار در خواب هم دیده نمیشد. فقط یه بغالی با چهار تا توپ پلاستیکی و چسب زخم و لواشک بود. صفهای نانوایی و نفت سر به فلک می کشید. یادم هست یه بار سه روز توی سرما توی صف نفت بودم. یه بچه 10 ساله. آخرهای جنگ هم به بمباران و موشک باران رسیدیم. هر روز یکی از همکلاسیها و یا پدر و مادر و برادر و خواهراشون شهید می شدند و دسته گل جاشون بود. واقعا زجرآوره وقتی یکی از دوستان رو از دست می دی. اون زمان ما روزانه از دست می دادیم. بعد از جنگ هم تا سالیان سال گفتن ساکت باشید داریم خرابی های جنگ رو درست می کنیم. غافل از اینکه داشتن فیشهای حقوقی خودشون رو درست می کردن. کنکور که دیگه نگو. از هر 10 نفر 1 نفر قبول می شد. فکرشو بکن سالیان سال و بالغ بر 18 سال درس خوندی تا به دانشگاه بری. می بینی که خبری نیست و باید به سربازی بری و برگردی تا بیکار باشی. مثل الان نیست که صندلیهای اضافی تو دانشگاه باشه و به زور ببرن تو دانشگاه بنشونن. بعد از سربازی هم یادم هست که از بس آزمونهای استخدامی شرکت کردم خسته شدم. دیگه از بس عکس انداخته بودم و برای ثبت نام دو تا دو تا تقدیم کرده بودم خسته شده بودم و رفتم 40 تا کپی از عکسهام گرفتم تا بتونم تو آزمونهای بیشتری شرکت کنم. اینقدر آزمون دادم تا دیگه گفتن با دیپلم استخدام نمی کنیم. علی مونده و حوضش. با هزار بدبختی رفتم دانشگاه آزاد و فوق دیپلم گرفتم و دوباره دویدم و با نذر و نیاز (یادم هست 80 سه شنبه پشت سر هم رفتم جمکران که یه بار هفته 35 ام یادم رفت و دوباره شروع کردم) بالاخره خدا را شکر یه جا دستم بند شد. البته می دونم که من خوش شانس ترین اون دهه بودم با این استخدام. وگرنه هنوز دوستانم رو می بینم که بیکار هستن. بعد هم ازدواج و خونه و .... به همین منوال.
مطمئنا به قول بچه ها توی کفن و دفن و قبر هم همینطوره....
فقط آهههههههههههههههههههه.................
با 30 سال سن و داشتنمدرک فوق لیسانس دانشگاه دولتی شدم منشی یه شرکت و بله قربان میگم چون مجبورم درامد داشته باشم..خرج خودمو در بیارم..نه به ازدواج حتی میتونم فکر کنم نه مادر شدن... خدا لعنت کنه باعث و بانیشو.. لعنت... من چندین سال ازمون شرکت کردم و دنبال کار بودم ولی فقط پارتیییییی فقط پارتی... امیدوارم خدا دیر یا زود جواب اه و اشک شبانه نسل منو بده ... هیچ وقت از باعث و بانیش نمیگذرم... هیچ وقت
مهم خلاقیت، کارآفرینی و کار کردن است. منظور از استخدام در این مقاله چیست؟ یک کارمند کوچولو با کار تکراری که سر برج حقوق خود را بگیرد. به جای این تفکرات باید روحیه خلاقیت و کارافرینی در جوانان تقویت شود.
سال 59 كه مدرسه رفتم جنگ شروع شد. بعد با كلي بدبهتي كنكور قبول شدم.دقيقا قبل از انكه سربازي بروم همه جا كار بود و راحت استخدام مي شدند. در سال 76 رفتم خدمت سربازي ، همان سالها شروع به فروش خدمت سربازي كردند
) بعد كه بر گشتم يكهو وضع دگر گون شد. بعدش دانشگاه رفتن راحت شد....اما كار نبود. بعد هم بدليل بي ارزش شدن ارزش پول و پاسپورت ايران امكان مهاجرت و خارج رفتن هم سخت شده بود. حالا هم كه ديگه پا به ميان سالي گذاشتم تثبيت شغلي درستي نداريم و دستمزد ومخارج اغفراد با هم جور نمي شود.......
بعد هم پاي صحبت افراد مسنتر مي شنويم طوري از ايران صحبت مي كنند كه انگار سوئيس بوده و مردم خوشي زير دلشان زده بود.
قابل توجه دوستان دهه شصتی، دوستان تا این نسل به سن کهولت نرسیده بمیریم ، چون نه قراره بازنشستگی گیرمون بیاد و نه قبر..........احتمالا به علت کمبود قبرستان تو گورهای دسته جمعی خاکمون خواهند کرد.
منم یه دهه شصتی هستم و هر روز ارزوی مرگ میکنم از این زندگی سراسر درد و رنج که نسل ما تجربه کرد
من خودم کل مسیر زندگیم عوض شد و امیدی به زندگی ندارم
متولد بهمن ۶۰ شغل پدرم کشاورز میزان تحصیلاتم دیپلم انسانی شغل اصلی خودم رانندکی ادوات کشاورزی چاپر ۲۱ سالکی ازدواج کردم ۹ سال شرکت رفتم اما دو ماه پاییز رو از شرکت بیرون اومدم رفتم رانندگی حقوقش خوب الانم کلا کار تعمیرات الکترونیک با هیدرولیک و رانندگی چاپر رو دارم فقط خوشحالم که الکی سر تحصیلات از زندکی عقب نیافتادم ۱۳ سال عروسی کردم کلا از همون اول مستقل بودم دوستانی که ناله میکنن دیر وارد بازار کار شدن الانم دو تا بچه دارم و کلا راضیم چون سالی دو ماه فعالیت بدنی دارم بقیه سال کارم تو خونه است,بنظرم تو ایران تاحایی که میتونید کار فنی یاد باید بکیری نه تحصیلات
جالبه من با دیدن نظرات فهمیدم کلا متولدین 1300 تا 1394 همگی سوختن
اصل کلا ما همگی نسل سوخته ایم
من متولد 65ام.خدا از تقصیراتش نگذره.
دهه شصتی، دکتری علوم پایه از دانشگاه درجه یک دارم. اشتباه کردم، باید برای دکترا از ایران می رفتم. اوضاع کار خیلی خیلی خراب هست. باندبازی زیاده. ان شا الله برای پست داک خواهم رفت ...
البته به اجبار، چرا که دلم اینجاست
با تشکر از مسئولان فهیم که با دیدن شرایط اسف بار دهه شصتی ها باز هم مردم را تشویق به بچه دار شدن می کنند و میگن ایران باید 150 ملیون نفری بشه! آخه شما از عهده مدیریت همین هم برنمیاید
بنده با داشتن مدرک فوق لیسانس توی یه شرکت نگهبان هستم اونم بدون قرارداد بدون بیمه
جنگ، تورم، بیکاری و مشکلات ازدواج که بعدها برای این گروه به وجود آمد.
قلبم درد گرفت
من یه دهه 60 ای هستم از نسل سوخته...مدرک کارشناسی ارشد دولتی...6 ساله بیکارم و البته مجرد
من یه دهه 60 ای هستم از نسل سوخته...
جوانان عزیز سه راه برای پیشرفت هست :
1- پدرم
2- پدرش
3- دانشگاه - استخدام دولت - زیر آب زنی - پاچه خواری و ... (اگر حلال خور باشی زرنگ به حساب نمی آیی و همواره هشتت گرو نهت خواهد بود)
نويسنده محترم کاش گوش شنوا وچشم بىنا وتدبير عاقلانه از جانب مسىولين که خيلى هم خدشان را دلسوز حساب مىکنند ديده شود.
كى ميگه ما نسل سوخته و جز غاله شده ايم؟؟؟
ما كه تو خونه هاى بزرگ با حياط و باغچه و طاقچه زندگى كرديم ....
خوابيدن توى پشه بند ...
بیشترین ظلم به دخترای دهه 60 شده
هنوز زنده ایم .نفس میکشم
چرا از دهه چهلی ها و پنجاهیها نمیگین؟ آنها در بهشتن؟ اگه دهه شصتیها غم خودشان را دارن دهه 40 و 50ها غم خودشان و بچه هایشان را دارند.
نسلی که آه شان خیلی ها را خواهد سوخت
انشااله
فرزند من(رزمنده دفاع مقدس) دهه 60 اي است با مدرك مهندسي الكترونيك براي اتش نشان شدن(فوق ديپلمي) با طي تمام مراحل قبولي بخاطر 1سال و5روز زياد بودن سن از استخدام باز ماند الان كرايه كش ماشين است
من با مدرک فوق لیسانس و دو سال سربازی به سن 29 سالگی رسیدم و الان هم یک سال و نیم است خانه نشین هستم و هر روز نا امید تر میشوم الان توی 31 سالگی هستم.
ای بابا کدوم ازمون استخدامی
تهران به این بزرگی کلا 20 تفر برا ی رشته میخان
خودمو کشتم نفر 27 شدم....ای بابا
افسوس
اه اه از این سرزمین
یک پیشنهاد:
همونطور که در استخدام ها انواع و اقسام سهمیه رو در نظر میگیرن، بابت این جفایی که به دهه شصتی ها شده در تمام استخدام های دولتی یک سهمیه هم برای اونها در نظر بگیرن تا بلکه تعدادیشون جذب ادارات دولتی بشن.
فکر نمیکنم این خواسته زیادی باشه مخصوصا که بیشتر دهه شصتی ها دانشگاه رفته هستند و مدرک دانشگاهی هم دارن.
ایکاش پانزده سال زودتر یا دیرتر بدنیا می آمدیم. حتی الان هم داریم از ندانم کاری های خیلی از مسئولین
من یه دهه 70 ایم. کاملا مشکلات دهه 60 ای هارو درک می کنم و قبول دارم. اما بعضی ها به جای ستاندن حق خود بقیه دهه هارو می کوبن!
دور از جون همگی برای خانه سالمندان زمان پیری شصتی ها کنکور می گذارند
هرچه می کشیم نه از امریکاست نه دیگران از خودمان است
چرا فکر می کنید چیزی برای دهه شصتی ها باقی نمونده ؟ دهه شصتی ها رکوردار سکته قلبی و مغزی در جوانی و ابتلا به سرطان هستند . این رکورد ما است.
وزارت تعاون در زمان احمدی نژاد هر معاون وزیر یا مدیرکل به فراخور خود یک مینی بوس یا یک ون آدم با خودش می آورد و به استخدام آنجا در می آورد بی آنکه نیاز داشته باشد و فقط هزینه بر دوش دستگاه می گذاشت و موجبات نارضایتی همکاران رسمی هم بود
در دوران پیامبر یکی از گناهان بزرگ زنده به گورکردن کودکان بود ،حق حیات طفلی که هیچ درکی نداشت از او گرفته میشد ، ولی متاسفانه الان جوانی که سالم بوده و راه درست و تحصیل علم را انتخاب کرده به چنین عاقبتی دچار است
اصطلاح نسل سوخته برای دهه پنجاه است.
من هم دهه شصتی ام اما انقدر حس منفی ندارم. درسته شرایط اشتغال و... مقداری سخت تر بود در زمان ما ولی باید در نظر بگیرین که نسل ما لااقل از لحاظ بهداشت و ... مشکل نداشت... تا دهه 40 و 50 مرگ موالید زیر پنج سال اونقدر زیاد بود که اونها خیلی کمتر هستن از نسل ما!
مشکل از این بود که در بحبوحه انقلاب جنگ تحمیلی و مشکلات اقتصاد کوپنی کسی توجهی به نسل دهه شصتی نکرد.
دهه شصت یعنی محرومیت، یعنی سختی، یعنی کمبود ، یعنی گزینش یعنی....
بچه که بودم پدر سالاری ( والد سالاری )بود بزرگ شدیم فرزند سالاری
بدنیا آمدیم جنگ بود ، بیست سالمان شد احمدی نژاد اومد که بدتر از دوران جنگ بود
هر جا استخدامی و یا مزایای دیگه ای باشه اولویت با خانواده های شهدا و جانبازان و ایثارگرانه
دهه شصتی یعنی به هرچی و هرجا که رسیدی فقط فهمیدی که اکه هی بخشکی شانس دیر رسیدی بازم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.