آخرین خبرمهدی تاج: با عضو هتاک فدراسیون برخورد می‌شود
0بازدید
۲۰

دردها و ترس‌های یک دختر مبتلا به سرطان سینه

شما نمی دانید برداشتن سینه برای یک زن چقدر ترسناک است. کابوسی که هرشب با من و امثال من همراه است و هرشب آن را مرور می‌کنم.

    
1600 سال پیش از میلاد مسیح برای اولین بار زنی در سرزمین فراعنه با بیماریی‌ روبه‌رو شد که سال‌ها بعد آن را «سرطان سینه» نامیدند. بیماریی که حالا کابوس بسیاری از زنان شده است روانشناسان می گویند جایگاه زن و بعضا نگاه جنسیتی که به زنان وجود دارد، باعث می شود پس از آنکه یک زن مبتلا به بیماری سرطان می‌شود، ترسی در او ایجاد ‌شود. ترس طرد شدن از خانه، خانواده و جامعه. ترسی که به عدم امنیت روانی در خانه‌ای که در آن نقش مادر، زن و دختر را داشته بازمی‌گردد. یاسمن هم یکی از این زنان است.

به گزارش ابتکار، یاسمن 25 ساله بود که فهمید غده ای در قسمتی از سینه اش وجود دارد؛«از 20 سالگی برای چکاپ سالیانه پیش متخصص می‌رفتم. سابقه فامیلی این بیماری را داشتم. یکی از خاله‌هایم و عمه کوچکترم «فیبروکیست» داشتند من اصلا نمی‌دانستم که این اسم‌ها چیست. اما همیشه منتظرش بودم. وقتی 6 سال پیش دیدم وضعیتم مناسب نیست رفتم پیش دکتر. دکتر هم گفت باید تست «BRCA» بدهم واگر جواب تست مثبت بود، سینه‌هایم را کلا تخلیه می‌کنند، لحظاتی که در مطب دکتر بودم بدترین لحظه های زندگی ام بود.»

کم کم سروکله دردهای گاه و بیگاه هم در زندگی یاسمن پیدا شد؛« وقتی درد بیشتر شد زیاد پیش دکتر رفتم. در خانواده ما چنین ژنی وجود داشت. عمه بزرگ‌ترم شیمی درمانی کرده بود و مادرم از 32 سالگی برای کنترل تومورهای خوشخیمی که داشت درگیر جراحی‌های دوره‌ای مربوط به سرطان بود. باتوجه به اینکه مادر، خاله و عمه هایم دچار این بیماری بودند، پیش‌بینی دکتر این بود که ژن فعال به من برسد. دکتر گفت، باید قبل از اینکه به شیمی درمانی حتی فکر هم کنی سینه را تخلیه کنیم، گریه کردم، دکتر سعی کرد آرامم کند تا به ترسم غلبه کنم اما من ترسیده بودم ترسی به معنای واقعی کلمه.» خانواده‌ یاسمن از ماجرا بی خبر بودند آنها نمی دانستند دخترشان چه روزها و شب هایی را با ترس بیماری سر می کند؛« تجربه ثابت کرده بود، خانواده ما در موقعیت‌های بحرانی و حساس نمی تواند به کمک من بیایند و از نظر روحی حمایتم کنند. ترسی تمام وجودم را گرفته بود که از زندگی ناامید شده بودم. به حرف‌های دکتر فکر می‌کردم و خودم را برای مرگ آماده کرده بودم. ترسی که هنوز هم با من است.» یاسمن امروز 31 سال دارد. 6 سال از زمانی که فهمیده سرطان دارد گذشته اما هنوز هم خانواده اش را در جریان بیماری اش قرار نداده است. راضی نیست نامش در گزارش برده شود مبادا خانواده اش در جریان بیماری اش قرار بگیرند. او حتی تست ژنتیک را هم که باید همان 6 سال پیش و روزهای اول بیماری اش سراغش می رفته انجام نداده؛« الان چندسال از آن زمان می‌گذرد؛ از آن روزهای وحشتناک و سخت. آن ترس حالا با من بزرگ شده و تمام وجودم را گرفته، هنوز آن تست ژنتیک را ندادم، چون از نتیجه‌اش می ترسم. خودم هم نمی دانم با چه کسی در حال جنگ هستم و لج می‌کنم. تا مدتی دارو می خوردم اما الان یک سال می شود آن را قطع کرده ام. بیش از یک سال و نیم است که هیچ چکاپی نرفته ام.

شما نمی دانید برداشتن سینه برای یک زن چقدر ترسناک است. کابوسی که هرشب با من و امثال من همراه است و هرشب آن را مرور می‌کنم.»

یاسمن از چکاپ های زیادی که در سال های گذشته انجام می‌داد. چکاب کبد، ریه، رحم و تخمدان می گوید؛«مدتی می شود که چکاپ نکردم. یک سایه سیاهی را روی بدنم حس می‌کنم که ذره ذره در حال خوردن من است.»

یاسمن از ترس هایش می گوید ترس هایی که آنقدر حل نشده مانده که حالا غده ای سرطانی شده روی روح یاسمن و او را ذره ذره آب می کند.

از او می پرسم شما که هنوز تست نداده اید، شاید جواب تست منفی شود؟

می گوید: «بله ممکن است جواب تست منفی شود؛ ممکن است هیچ پیشرفتی نکرده باشد، اما ای‎ کاش می دانستید این ترس چقدر آدم را ضعیف می‌کند.» می گویم زن های زیادی هستند که این بیماری را داشته اند و درمان هم شده اند؛«می دانم که تنها زنی نیستم که با این ترس هر روز و هرشب زندگی می‌کند و از این مهمان ناخوانده عذاب می کشد اما باز هم آرام نمی شوم.» یاسمن در میان حرفهایش از زنی می گوید که پس از این که جواب سرطانش مثبت اعلام شد، شوهرش او را از خانه بیرون کرده و درخواست طلاق داده.

یاسمن می‌ترسد، هر چند هنوز ازدواج نکرده و تمام پیشنهادهای ازدواجش را نیز به همین دلیل رد می‌کند. 6 سال است که ترس همزاد یاسمن شده است .

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۱۴:۴۴

من هم 5 سال پیش متوجه شدم سرطان سینه دارم ،ابتدا عمل کردم بعد شیمی درمانی و در آخر رادیو تراپی و برای مدت 5 سال هم قرص هورمون مصرف میکنم که اگر خدا بخواهد چند ماه دیگر هم قرص ها تمام میشود والان هم هر سه ماه آزمایش میدهم و سالی یکبار هم سونوگرافی و ماموگرافی میدهم.

عشق به زندگی و فرزندانم تمام این مراحل درمان را برای من ساده کرد ودر مدت درمان هم سرکارم بطور مرتب حضور داشتم و البته کار و مشغولیت ذهنی هم به نوعی درمان بود.
با آرزوی سلامتی برای همه بیمارها خصوصا" یاسمن خانم

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۱۴:۳۵

چرا اين خانم اينقدر ناراحت است استرس چي داري خانم بالاترين چيزي كه يك زن را تهديد ميكند اينه كه شوهرش طلاقش ميده يا اگه ازدواج نكرده كسي با او ازدواج نميكنه خوب بزرگ كردن اين موضوعات چه خاصيتي براي يك زن دارد جز خودخوري و ناراحتي اگر خانمها بتونند بر اين استرس غلبه كنند 70 درصد درمان خود را بالا اومده اند بقيه اش هم آروم آروم حل ميشه

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۱۳:۵۴

دعا كنيم تا خدا همه بيماران را شفا دهد.


الهي آمين.

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۱۱:۳۰

این خانم کاملا اشتباه میکنه با روشهای جدید تشخیص و جراحی میتوان فقط قسمت کوچکی از سینه را برداشت یا کل سینه را تخلیه و شکل ظاهری پوست را حفظ نمود و با گذاشتن پروتز فرم سینه را حفظ نمود امروزه در کشور این موارد بسیار انجام میشود .ولی اگر دیر اقدام شود و سرطان در بدن پخش شود اوضاع خیلی بد شده و دیگر نمی شود کنترلش کرد. خانم من 5 سال پیش دچار همین مشکل شد عمل نمود شیمی درمانی و رادیو تراپی کرد و حالا هم با امید زندگی میکند و باید گفت مردانی هم هستند که نامردی نمیکنند و از همسرانشان حمایت میکنند.

علی.ا۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۱۱:۰۹

این بیماری قابل کنترل ودرگریدهای1 و2باپیشرفتهایی که درپزشکی درسالهای اخیرشده درمملکت خودمان ایران قابل درمان است.ودرجراحی وماستکتومی میتوان برای ترممیم سینه وپروتزآن اقداماتی مفیدانجام داد.آنچه مهم است شرایط روحی بیماروتوکل به خداوندوباوراینکه این بیماری قابل کنترل است.هستندکسانی که بیش از بیست سال پیش جراحی وشیمی درمانی باداروهای ان زمان کرده اند وتابه امروززندگی خوبی داشته اند

علی۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۱۰:۴۹

آن مردی که همسرش را به خاطر این بیماری طلاق داد، حیف است که نام مرد و انسان را بر او نهاده شود. آن نامرد قبل از سرطان، خوودش همسرش را کشته است. در این شرایط که همسرش نیاز شدید به حمایت عاطفی داشته او را طلاق داده است. دلم می خوادبدانم اگر خود او گرفتار چنین بیماری می شد و طردش می کردند جه حالی بهش دست می داد.

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۱۰:۱۵

فردی را می شناسم که بمدت شش ماه به مناطق ییلاقی رفته و در انجا زندگی کرد فقط و فقط اب چشمه و غذاهای طبیعی استفاده کرد وقتی برگشت به شهر بعد از ازمایش هیچ اثری ازان مهمان ناخوانده نبود . البته روحیه عالی داشت و حمایت خانواده

حميد۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۱۰:۱۳

براي بيماريم ،‌كه بعدا فهميدم سرطان است ، به چند دكتر مراجعه كردم همه پس از ديدن مدارك پزشكي به بهانه اينكه وقت ندارند از پذيرش خوداري و به همكاران ديگر ارجاع دادند.
با كمك دوستي از يكي از پزشكان غير معروف وقت گرفته و حاضر به پذيرش شد. تنها چيزي كه در ابتدا شنيدم اين بود كه چرا اينقدر دير مراجعه كرده‌يد.
البته به همراهم گفته بود كه كاري نمي‌توان كرد.
الان كه به آن روزها فكر مي‌كنم مي‌بينم تنها عواملي كه به درمانم كمك كردند ، بعد از دعاي دوستان و خانواده‌ام ، روحيه خودم و عدم ترس از بيماري بود. از نظر من سرطان هم بيماري است مانند بيماري‌هاي ديگر نظير سرما خوردگي . مهم اين است كه چگونه به آن نگاه كنيم.
در مورد سينه نيز ، هرچند كه شايد در نگاه اول مسئله خيلي بزرگ به نظر برسد ، اما در حقيقت خودمان آن را بزرگ و يا كوچك مي‌كنيم .اعضاي خيلي مهمتري هم وجود دارند كافي است كمي به آن فكر كنيم.

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۱۰:۰۵

این هایی که همرانشان را به علت بیماری طلاق می دهند خیلی پست فطرت ونامرد هستند

هادی۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۰۹:۳۴

خواهرم 20 سال پیش سرطان سینه گرفت و یکی از سینه هایش را دراورد پس از 15 سال بعلت کوتاهی در ماجعه به پزشک و نخوردن دارو سرطان به روده اش زد و مجددا شیمی درمانی شد و الان حالش خوب است بعد جراحی قلب انجام داد ولی او روحیه بلایی دارد ونگران نمیشود والان بیش از 68 سال دارد شما هم توکل بخدا داشته باشید و روحیه بامید شفای عاجل

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۰۹:۲۵

سلام
خداوند مارا آفرید وفرمود البته که انسان را از رنج وسختی آفریدیم پس همیشه همراهمان است فقط باید فراموش نکنیم که خداوند نیزهمیشه تر از همیشه ها همراه واقعی است وبیشتر نگاهش به بندگانی است که رنجشان بیشتر است ... اودوست داردصدایش بزنی صدایش کن............

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۰۹:۰۹

برادر عزیز
سرطان پستان صحیح می باشد.

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۰۸:۴۵

اللهم شف کل مریض

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۰۸:۱۲

همكار منم وقتي همسرش شنيد سرطان روده داره طلاقش داد. البته دوست من با جراحي و شيمي درماني خوب شد و الان بسيار هم موفق شده تو كار و زندگيش، البته همچنان بدون همسر

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۱۴:۰۹

همون بهتر كه ايشون رفتن كسي كه در لحظات سخت نيست بهتر كه هيچوقت نباشد

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۱۲:۱۳

چه مرد داغونی. دست مادرش درد نکنه با این پسر تربیت کردنش

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۰۸:۱۲

همكار منم وقتي همسرش شنيد سرطان روده داره طلاقش داد. البته دوست من با جراحي و شيمي درماني خوب شد و الان بسيار هم موفق شده تو كار و زندگيش، البته همچنان بدون همسر

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۰۸:۱۱

خدایا همه مریض ها را شفا بده.

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۰۷:۵۷

واقعیت این اس که همسر من دوازده سال قبل ( 1383) به گونه ای حاذ به همین بیماری مبتلا شد و سینه و رحمش را برداشتند ... ایشان بعد از طی یک دوره شیمی درمانی به زندگی برگشت و در حال حاضر با این بیماری کاملا کنار امده است و حتی به وجودش فکر نمی کند ... چکاپ او سالیانه شده ... مهم این است که باور داشته باشیم این بیماری نیز مثل سایر بیماری هاست و مهمتر این است که اطرافیان با ابراز محبت قلبی او را و بیماریش را باور کنند .

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۱۶ ۰۷:۵۷

به امید شفای همه بیماران یک صلوات

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.