آخرین خبرعکس | حضور رئیس قوه قضائیه بر مزار رهبر شهید انقلاب
3بازدید

سه پسر متمکن، مادر معلول را سر راه گذاشتند

همسرم دو سالی هست به رحمت خدا رفته سه تا پسر دارم همه ماشاءالله برای خودشون کسی هستن اما از پس نگه داشتن من بر نمیان. یکیشون وکیله، یکی استاد دانشگاه است و یکی هم پزشکه.

روزنامه ایران در گزارشی رقت برانگیز، زندگی یک مادر معلول را تصویر کرده است.

به گزارش روزنامه ایران، پیرزن روی صندلی چرخدار فرسوده‌اش نشسته، چادر سیاهش را روی صورتش کشیده، ساکت و آرام، در میان دست‌های چروک خورده‌اش جعبه‌ای قرار دارد و رهگذرانی که هر از چند گاهی سکه‌ای در آن می‌اندازند.

روی پاهای پیرزن کیسه‌ای قرار دارد، پیرزن به‌عابری که سکه‌ای درون جعبه می‌اندازد نهیب می‌زند من گدا نیستم، اسکاچ می‌فروشم، اگه راست می‌گی ازم اسکاچ بخر. زن جوان عذرخواهی کرده و تقاضای اسکاچ می‌کند پیرزن دست در کیسه می‌کند و اسکاچی در اختیار زن قرار می‌دهد و پولش را درون جعبه می‌اندازد.

به پیرزن نزدیک می‌شوم، اسکاچ‌های رنگی با نخ‌های رنگارنگ که به‌وسیله  دست بافته شده‌اند، این اسکاچ‌ها رو خودتون بافته‌اید؟
چادرش را کنار می‌زند، پیرزنی است سفید رو که روزگار خطوط متعددی را در چهره‌اش نمایان کرده با چشمان کم‌فروغش نگاهم می‌کند، بله.

چرا اینها رو می‌بافی؟
برای اینکه باید خرجم رو دربیارم.

تو این سن و سال کسی نیست از شما حمایت کنه؟
 نه خانم خدا ازم حمایت کنه کافیه.

ان شاءالله. منظورم اینه همسری، بچه‌ای؟
ای بابا همسرم دو سالی هست به رحمت خدا رفته سه تا پسر دارم همه ماشاءالله برای خودشون کسی هستن اما از پس نگه داشتن من بر نمیان.

یعنی حاضر به نگه داشتن شما نیستن؟
نه؛ خانم هاشون حاضر نیستن با یه مادر شوهر معلول زندگی کنن می‌خواستن من رو به مراکز نگهداری سالمندان و معلولان ببرن که قبول نکردم.

پس چی کار می‌کنید؟
بهشون گفتم ولم کنید اونا هم ولم کردن.

شاید شرایط مالیشون خوب نیست؟
نه خانم یکیشون وکیله، یکی استاد دانشگاه است و یکی هم پزشکه.

یعنی با این شرایط حاضر نیستند حتی به شما خرجی بدهند؟
نه هیچ کمکی نمی‌کنند خودم باید از پس زندگی خودم بربیام. 

اینا رو چه طوری می‌بافید؟ نخها رو خودتون تهیه می‌کنید؟
 نه مادر، خدا که آدم رو ول نمی‌کنه همسایه‌ها کمکم کردن از قدیم بافتنی بلد بودم یکی از همسایه‌ها برام نخ میخره و برام میاره من هم اینا رو می‌بافم و میارم تو خیابون و می‌فروشم. یه مدتی لیف می‌بافتم الانم اسکاچ می‌بافم.

خونتون کجاست؟
اسلامشهر.

از اون جا چطور تا اینجا می‌آیید؟
یک آقایی همسایه ماست که مسافرکشی می‌کنه صبح‌ها من رو میاره اینجا و غروبم من رو می‌رسونه خونه.

بهش کرایه می‌دید؟
نه مثل پسر خودمه واقعاً ازش ممنونم هر کاری داشته باشم کمکم می‌کنه خودش و خانمش.

از همسرتان چیزی برایتان نمانده؟
چیزی نداشت خدابیامرز یک عمر کار کرد و بچه بزرگ کردیم همیشه می‌گفت من اگه نباشم پسرها تو رو ول نمی‌کنن خدا رو شکر دست همشون به دهانشون می‌رسه و برای خودشان کسی هستند.

پسرها خبر دارن که دستفروشی می‌کنید؟
 آره می‌دونن اما عین خیالشونم نیست انگار نه انگار که مادر دارند.

با فروش اینا خرج زندگی رو در میاری؟
  من پیرزن مگه چه خرجی دارم تازه یارانه هم می‌گیرم. خدا رو شکر. 

با توجه به وضعیت‌تان تنها زندگی کردن سخت نیست؟
نه همسایه‌های خوبی دارم همیشه بهم سر میزنن و تنهام نمیذارن. 

از کی دچار معلولیت شدید؟
بعد فوت همسرم البته از قبلش مشکل داشتم ولی با فوت اون خدابیامرز دیگه زمینگیر شدم. 

تحت پوشش بهزیستی نیستی؟
نه من که نمی‌دونم چی کار باید بکنم و کجا باید برم.
 
پسرها اصلاً حالتان رو نمی‌پرسن؟
 نه اصلاً انگار نه انگار که من مادرشان بودم و با سختی بزرگشان کرده‌ام. 

تلفن هم نمی‌زنند؟
نه به خدا دلم براشون لک زده برای خودشون و برای زن و بچه‌هاشون.

قطرات اشک صورت چروک خورده پیرزن را خیس می‌کند، سعی می‌کنم از این فضا دورش کنم میگم.
 حاج خانوم حتماً مادرشوهر خوبی نبودید که عروس‌ها نگهتان نداشتند؟
چه می‌دونم والا خدا می‌دونه ولی چون معلول بودم نگهم نداشتند.

چرا؟
می‌گفتن تو کثیفی، صندلیت کثیفه، بهم می‌گفتن تو همه جا رو کثیف می‌کنی و....

یعنی اگر سالم بودید قبولتان می‌کردند؟
 فکر نکنم؛ می‌دونی این روزها جوون‌ها حوصله ما پیرها رو ندارن چه سالم چه علیل.

هیچ وقت شده از خدا بخواهید یک روز اونا هم پیر بشن؟
 من همیشه دعاشون می‌کنم که عاقل شن و حداقل به دیدنم بیان باور کنید دلم برای دیدنشان لک زده.

از پیرزن خداحافظی می‌کنم اسکاچ‌های رنگی در میان دستانم خودنمایی می‌کنند و من به مادر معلولی فکر می‌کنم که در حسرت دیدن فرزندانش می‌سوزد فرزندانی که براحتی مادرشان را سر راه گذاشته‌اند.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

حامد۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۳:۳۳

دکتر:کم کردن درد از جامعه!

استاد دانشگاه:تربیت نسل جامعه!

وکیل:دفاع از حقوق جامعه!

وای به حال چنین جامعه ای

رضا۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۳:۲۲

60 سالمه- نوه هم دارم- مادر خدابیامرزم را از 18 سالگی تا همین 5 سال پیش به دوش کشیدم که آب در دلش تکان نخورد - توالتش را شخصآ می شستم ولی هنوز بدنم میلرزد که نکند خدا بیامرز در یک جا از من ناراضی بوده باشد. اینها چطور جرات میکنند با مادرشان اینگونه رفتار کنند؟ خدا معرفت و شعورمان را زیاد کند انشاالله- سواد و مدرک که ملاک نیست!

على۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۳:۱۶

واى ايناكه بامادرشون يه همچين كارى كردند باديگران چه خواهندكرد مخصوصا اونكه دكتره ،بيچاره اون بيمارانى كه بهش مراجعه ميكنن ويااون استاددانشگاه كه چه برسردانشجوهاش مياره وهمينطوراون ديگرى ...

داوود۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۳:۱۰

خدایا ما را سر پا و شاد بمیران .

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۳:۰۹

مگه دامادا یه مادرزن علیل و بی پول رو قبول می کنن.... من 9 سال ازدواج کردم مادرم هنوز نمی دونه خونه من چه شکلیه....وقتی خوندم گفتم خدارو شکر مادرم هم سرپاست و هم دستش تو جیب خودشه.... خدایا مارو اینطوری امتحان نکن که تا اخرین نفس خلاصی ازین گناه نیست

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۳:۰۷

دنیا دار مکافات

فریدون۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۳:۰۴

سلام
پزشک یا وکیلی که رحم به مادر خود نمی کند چه انتظاری از آن برای خدمت به مردم و جامعه دارید.

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۲:۴۸

ای بی خبرها وعده خدا نزدیک است شما هم
پیر میشین

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۲:۴۵

من چند وقت پیش اتریش بودم شاید باور نکنید خلوت ترین مکان توی وین اتاق سالمندان بود

بنده خدا۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۲:۴۳

اگر آدمیت به این بی دمی است

دمی گو که من عارم از آدمی است

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۲:۴۰

نه خانم یکیشون وکیله، یکی استاد دانشگاه است و یکی هم پزشکه!

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۲:۳۴

باز برين بچه دار شين .خدا رو شكر كه نسل جديد ديگه بچه نمي يارن يا كه يك دونه. ان شا الله به حول و قوه الهي نسل اين بشر دو پا از رو زمين كنده بشه. الهي آمين

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۲:۲۸

یک پیرمرد گدا هر روز صبح سر کوچه ما گدایی می کرد و ادعا می کرد سه تا پسرش تو آمریکا زندگی مرفهی دارند بعد از مرگش زنش میومد گدایی وقتی از زنش پرسیدم چرا فرزندانش اینقدر نسبت به والدینشون بی توجهند آهی کشید و گفت ننه جان ما بچه نداریم شوهرم نمی تونست بچه دار بشه!!!!

علی۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۲:۲۰

هیچوقت یک طرفه قضاوت نکنید . باید دید پسرها هم چی میگن !مخصوصا وقتی کسی متمکنه و سه تا پسر هم هستن . مسئله یه خوده عجیب به نظر میاد ! حداقل تو این موارد هر قدر آدم بی عاطفه باشه اگه پول داشته باشه خرج طرف رو می ده ...... حتما کل ماجرا این نیست

احسان۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۲:۱۵

مادر من که 3 تا نوه هم داره الان از پدر و مادر پیرش نگهداری می کنه . با اینکه خودش یک معلم بازنشسته هست و مشکلات سلامتی کوچکی هم داره و پدر مادرش هم چندان خوش اخلاق نیستند ایشون کار خودش ور انجام میده به واسطه دیانت و انسانیتش . مادرم درود به شرف و انسانیتت .

جمال۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۲:۱۴

اگه دستم به بچه هاش ميرسيد يه كتك حسابي ميزدم

دکتر آریا۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۲:۰۲

با سلام احتراما طبق قوانین شرع عدم پرداخت نفقه پدر و مادر بی بضاعت بر گردن فرزندان متمکن بوده عدم پرداخت مجازات زندان دارد.

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۲:۰۱

انقدرواسه پسردارشدن حرص میزننن ودختررو آدم حساب نمیکنن وبه پسرهاشون پروبال میدن اینم اخروعاقبتش

امین۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۵۴

باسلام
واقعا نمیشه قضائت کرد وباید تحقیق کرد.جند سال پیش فردی را دیدم که گدایی می کرد که ازهمسایگان قدیم مابودومیگفت که دارای فرزندان مرفه می باشد وآنها به ایشان اهمیت نمیدهند ،غافل از اینکه اصلا فرزندی نداشت.بعضی ها دردوران کهنسالی فکر میکنند فلانی فرزندشان است.
در صورتیکه واقعیت ندارد .انشاالله که این هم ئاقعیت نداشته باشد

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۵۳

قطعا اون راننده تاکسی از بچه هاش بهتره

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۵۳

با خووندن این خبر بی اختیار اشکم سرازیر شد. نیکی به پدر و مادر همواره در اسلام مورد تاکید بوده است. این پسرها اگه مسلمون هم نیستند حداقل بخاطر انسانیت از مادرشون مراقبت کنن. یادشون رفته که زمانی برای راه رفتن هم به مادرشون نیاز داشتند. کسی که به مادر خودش رحم نکنه به هیچ کس رحم نمی کنه. روزی هم فرزندان خودشون این بلا رو سر خودشون میارن. متاسفانه مسئله دیگری هم که امروز میان نو عروس ها باب شده اینه که از شوهراشون میخان که با خانوادشون قطع رابطه کنن. به نظر من هیچ زنی قابل مقایسه با مادر نیست و اگه بین زن و مادر یکی رو باید انتخاب کرد باید مادر رو با قاطعیت تمام انتخاب کرد.

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۵۰

متاسفم از این بی رحمی و بی وجدانی

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۴۸

هنوز با پیرزن لجباز روبرو نشدین نه حاضررخونه سالمندان بره نه حاضر واسش پرستار بگیرن دولت از همین حالا باید به فکر تجهیز خونه سالمندان وانگ زداییی از خونه سالمندان باشه چه اشکالی داره یه پیرزن بره خونه سالمندان حالا اگه پسراش می بردنش خونه خودشون زندگی خودشون از هم می پاشید و میگفتین امار طلاق بالا رفته

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۴۵

خدا از تقصیرشون نگزره اشکمو در اوردین من خودم یه مادرم بعصی وقتها رفتارهایی از فرزندانم میبینم نگران اینده خودم میشم

جانباز۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۳۷

واقعا دلم سوخت . لعنت بر این روزگار

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۳۶

چرا با احساس مردم بازي ميكنين ان خانم خبرنگار به جاي اينكه تحقيق كنه همينطوري يك گزارش تهيه ميكنه واز بغلش به همين راحتي ميگزره نميدونه كه اين گزارش چه پيامد بدي تو جامعه داره به جاي اينكه پيگيري كنه واز پسرهاي نامرد ان حاج خانوم تحقيق كنه به همين راحتي واقعا به همين راحتي پس وظيفه شما به عنوان يك رسانه جيه خدا بهمون رحم كنه

آراز۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۳۵

بازم همه بدون اینکه بدونن چی به چیه شروع کردن به قضاوت کردن

هیچ چیزی بی دلیل نیس فرزندان هر چند هم ناخلف باشن بازم همچین کاری نمی کنن

زود قضاوت نکنید

مهدی۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۲۹

مادر بزرگ منم زمینگیر شده بود و همینطور بی حرکت شده بود فقط نفس مکشید 6 تا عمه دارم که کسی حاضر نشد کاری بکنه عیه عمو هم دارم که گفت منم نمیکنم فقط بابای من بود و مادرم 4 ماه تمام خالصانه و برای رضای خدا ازش مواظبت کردیم بعد از دو ماه میتونست فقط ببینه موقع اذون گریه میکرد و میدونم که مارو دعا میکرد ما اون روزا به شدت فقیر و بی پول بودیم از دعای اون الان حدود 15 ملیون در ماه درآمد داریم من و برادرم بهترین داشگاه داریم ارشد میخونیم و مهندسیم خواهرمم تا چن سال دیگه پزشک میشه از یه دانشگاه خوب اینارو گفتم اگه کسی خوند بدونه پیر برکت خونس همه جوره باید هوای پیر رو بگیری متاسفانه تو ایران اسلامی این چیزا عادی شده توی مملکت کفر به بالا 65 میگن سنیور سیتیزن همه خدمات مجانی میشن تا بی دغدغه عمرشونو سپری کنن اما افسوس و وا حسرتا برای این کشور

ذبیح۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۲۸

نکته جالب این مادر اینه که اون راننده ای که صبح میاره و عصر میبرش خونه را به پسراش تشبیه می کنه و میگه این آقا عینه پسرامن واژه مادر واژه بی انتهای زندگی من معلمم و تو یکی از شهرستان های استان فارس اگه تحقیق بکنبد و واقعیت ماجرا همینطور باشه حاضرم در شهر خودم از این مادر نگهداری کنم.

مهرزاد۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۲۷

ضمن همدردي با اين مادر عزيز بايد به اين نکته توجه داشت که معمولا کسي در اين شرايط حقيقت کامل را نمي گويد و به اصطلاح ممکن است کمي پياز داغش را زيادتر کرده باشد.بخصوص انسانهاي مسن که افسرده هم باشند دست به انواع افسانه سازيها مي زنند . نمونه آن را خودم در ميان فاميل ديدم. پيرمرد محترمي که در اواخر عمر مي گفت با سران مشروطه قيام کرده است در حالي که سنش به آن موقع ها نمي رسيد.البته نمي خواهم منکر رفتار بد فرزندان در حال حاضر نسبت به والدينشان شوم ولي بايد در قبول گفته هاي اين افراد کمي احتياط کرد.

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۲۷

همه مشکلات خانم ان سه پسر هستند من که اگاه شدم باید یه فکری برا خودمون بکنیم وای به روزی که بگندد نمک

هموطن از نوع شما۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۲۴

من هم شرمنده مادرم هستم.

1- مادرم از 6 سالگی با یتمی مرا بزرگ کرده با هزاران گرفتاری . باهزاران بدبختی . مادر جوانی اش را به پای من ریخت. و من هم کار کردم هم درس خواندم ..

2- حالا مادر پیر شده و من 36 سال دارم

3- من الان مهندسم و دل مادرم خوش است که پسر تحصیلکرده دارد.

4- هم ورزشکارم هم سالم هم سر حال

5- اهل کارم پشت کارم بالاست اما

6- من باید کمک خواهر ها مادر و برادرها می کردم تا همه سر و سامان بگیرند ..

7- نقش پدری رو بازی کردم ... همه خواهرها ازدواج کردن برادر ازدواج کرده

8- من مانده ام و مادر

9- به خاطر شرایطی که داشتم ازدواج نکرده ام

10 - الان درآمدم پاسخگوی هزینه های ی حمایت از خودم برای ازدواج --- و حمایت از مادرم و خانواده ام (چون من نقش پدری دارم باید از خواهرها حمایت کنم ) نیست .

11- من سر دوراهی مانده ام که ازدواج کنم یا حمایت از مادر

12 - هم ازدواج و هم حمایت از مادر ....... یعنی زندگی زیر یک سقف که دخترهای امروزه این سبک زندگی رو قبول نمی کنند . اگر هم کسی بگوید پیدا می شود .. باید گفت برادر من به نظر شما من باید برم سراغ کی


13- دوست داشتم نون حلال بخورم اما نون حلال الان کفایت یک زندگی آبرومند را نمیدهد


14- الان هم شرمنده ی خودمم هم شرمنده ی مادر ..

15- وقتی درآمد یک مهندس 2 دو میلیون باشه .. وقتی اجاره منزل یک میلیون ....... وقتی هزینه ها زیاد باشه .. چیزی برای پس انداز نمی مونه ..

16- دعا کنید من شرمنده مادرم نشم..........

17- حاضرم هیچوقت ازدواج نکنم هیچوقت بچه دار نشم.. اما شرمنده روی مادرم نشم

18- دلم هم به حال خودم هم به حال مردم بدبخت شهرم که دخلشون به خرجشون نمیرسه بسیار می سوزد

19- حرفی ندارم من برای گفتن

20 - شاید یه روزی آدم موفقی بشم .. شاید هم یه روزی ............. - اما آخرش باید رفت -

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۲۰

فکر نمیکنم همه گزارش درست باشد شبیه فیلم های هندی است

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۱۸

تابناک حتما یه بحثی و یا مطالب مدونی در رابطه با ارتباط مادرشوهر و عروس بذارین. اصلا در مملکت ما بیداد می کنه! مخصوصا عروس ها از همون اول بنای بی ادبی را میذارن. اصلا حرمت بزرگی را رعایت نمی کنن. تا می فهمن که میخوای بری خونه مادرت سریع هزار و یکی مشکل درست می کنن و همه مشکلاتشون همون دفعه یادشون میاد.
کلا خانم ها در مملکت ما توجیه نیستن که بی احترامی به عروس و یا مادرشوهر فقط شان خودشون را پایین میاره. خواهشا مطالب مدونی در این زمینه ارائه کنید. حتی یک کانال تلگرامی هم در این زمینه مناسب است.

آرش۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۱۶

اینها همه بهانه هست. مادرشون حاضر شده خونه خودش بمونه. حالا اگر اونها با بودن این خانم کمی دستو پاشون گیر میشد میتونستن یه پرستار مناسب تمام وقت برای نگهداری مادرشون بگیرن و هزینه ماهیانه و مخارج مادرشون رو بپردازند. واقعا هزینه یک پیرزن و پرستارش در ماه اونقدر زیاده که پسرهاش، حتی یکیشون از پسش بر نیاد؟ خداوند و روزگار در پیری به داد این فرزندان و همسرانشون برسه. حتی نمیشه این سنگدلی رو تجسم کرد.

حسین قنبری۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۱۴

اف بر تو ای روزگار
اف بر ما انسانهای نمک نشناس
اف بر این روزگار غریب
اف براین تمدن بربر وحشی
اف بر اون بچه هایی که چنین می کنند و اف بر همه ما نا انسانهای گربه صفت
خاک بر سر ما

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۱۴

من آرزو مي كنم كه پسراي پيرزن اين مطلب را بخونند و اميدوارم كه به خودشون بياد چونكه اگر مادر را از دست بدهند ديگه هيچ چيزي نمي تونه جاي خاليش را براشون پر كنه.

حسین۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۱۳

روی سخنم با اون سه تا پسره :
یه روزی نوبت خودتونم میرسه....
با هر دست بدی با همون دست میگیری

رضا۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۱۲

تابناک اشک منم در آوردی با خبر صبح. والا نمیدونم چی بگم فقط میتونم بگم ته نامردیه . ببینید اجتماع ما کجا میره وکیلش و دکترشو استاد دانشگاهش که باید الگوی جوانهای اجتماع باشن چه شخصیتهایی دارن من تحصیل کردگی رو به شخصیت انسان میدونم نه به تحصیلات بالاش . کاش من پسرت بودم مادرم تلافی بی مهری این سه تا نامرد رو جبران میکردم حیف هزاران کیلومتر باهات فاصله دارم ....

سینا۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۰۶

جواب ظلم به پدر و مادر رو خدا همیندنیا میده.خدا عاقبت همه رو بخیر کنه

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۰۵

به خدا قسم من در حال گریه کردن این متن را می نویسم ،پس انسانیت به گدام گوری رفته

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۰۲

ادمیزاد عجب موجودیه

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۰۲

حیف مادر که بعضیها دارن..
مادر یعنی زندگی.
پدر یعنی همه چیز.

سید۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۰:۵۸

مطمئن باشید کاری که این پسرها در حق مادرشان کردند را روزی فرزندان آنها بر سرشان می آورند . بالاخره با هر دستی که بدی بعد میگیری .

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۰:۵۵

اقای نویسنده محترم چرا بدون بررسی هر مطلبی را منویسید کدام وکیل واستاد دانشگاه وپزشکی مادر شون را رها میکنند که در خیابان اسکاچ بفروشد

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۰:۵۰

بغض کردم... خدایا خودت به ما لیاقت حفظ حرمت پدر و مادرمونو بده

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۰:۴۵

بچه هاشون اگه غیرت داشتند باید حداقل براش پرستار می گرفتند که ازش مراقبت می کرد

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۰:۴۵

خدا بهمون رحم كنه

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۰:۴۱

امکان نداره.
برید تحقیق کنید لطفا و گزارش تکمیلیشو بزارید.
باید ببینیم پسراش چی میگن و نظر اونا رو هم ببینیم.
نمیشه فعلا قضاوت کرد.

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۳:۲۳

ناشناس محترم!
مادر در مسجد است، نه کندنی است و نه سوزاندنی. چطور جرات می کنید از محاکمه یک مادر پیر و معلول حرف بزنید؟

بهزاد۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۴۷

امکان داره عزیز. یکی از آشناهای خودمون مادرشون رو بعد از یک مدت که مریض بود، گذاشتند جلوی مسجد. هنوز بعد از 15 سال که اون پیرزن فوت کرده، بچه هاش توی قصاوت شهره ی خاص و عام هستند. باید به چشم خودت این چیزا رو ببینی تا باور کنی.

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۴۵

احسنت. تمامی کامنتها فقط یک طرفه به قاضی رفتند. مثلا مورد هست که مادری از یک فرزند میدزده و به فرزند دیگر که هم معتاده و هم دزد میده.

یاسر۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۱۸

اگر هم ایشون بد بودن یا اخلاق درستی هم نداشته باشه بچه ها حق نداشتن همین جوری ولش کنن حداقل خونه ای اجاره می کرن پرستاری می گرفتن و به پاس مادر بونش احترام رو بجا می آوردن.

امیر۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۱:۱۶

"نیکی به پدر و مادر واجب و لازم است اگرچه مشرک و کافر باشن." شما که فاز قضاوتت رفته بالا، این یعنی چه؟ اصلا این مطلب، در بحث قضاوت نمیگنجه. این یعنی در هر صورت حق با والدینه. یعنی والدین حق بزرگی بر گردن ما دارند. متوجه شدید. پس شما هم مثل فرزندان این بنده خدا ادعای باسوادی نکنید. فهم و شعور به سواد نیست.

ناشناس۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ۱۰:۳۹

اشکمو در آوردی نامرد...

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.