تابوی گرفتن حق طلاق در هنگام ازدواج
چطور وقتی من مهریه و عروسی و لباس و طلا نخواستم کسی نگفت اینها رسم ما نیست، ما برای پسرمان آرزو داریم؟ بعد من اگر از تو بخواهم در معامله ازدواج با طرف معاملهات یکسان باش، شما رسم ندارید؟
روزنامه شرق در گزارشی نوشت:
خسته و عصبی پشت میز مینشیند. مرد جوانی که از هفته آینده همسر قانونی او خواهد بود، حرفی برای آرامکردنش ندارد. بعد از کمی منومن میگوید: «خب ما فقط دوتا محضر رفتیم. من هم هروقت و هرکجا که شما بخوای، حقوقت رو بهت میدم...». ماجرا ساده است، تهمینه و میلاد دنبال محضری میگردند که پذیرای شروط ضمن عقد باشد و حاضر باشد آن را در عقدنامهشان ثبت کند. میگویند امروز به دو محضر مراجعه کردهاند و هرکدام به بهانهای از نوشتن این شروط در عقدنامه طفره رفتهاند. تهمینه میگوید: «یکی میلاد را برد در اتاق و یکساعت در گوشش خواند که این اشتباه را نکند، صدایش را میشنیدم که میگفت اینقدر زنها را پررو نکن و محضر دیگر هم گفت ما مسئولیت قبول نمیکنیم! عصبانی شدم و گفتم وقتی که من مهریهام را یک سکه نوشتم کسی نگفت گول نخور، اما اینجا که میرسد مردها گول میخورند...».
سمیه یکی دیگر از زنانی است که برای گرفتن شروط ضمن عقد یا حقوق مدنیاش مشکلات زیادی داشته. او به «شرق» میگوید: «راستش را بخواهید ازدواج من داستان زیاد داشت، از ابتدای امر اعتقادی به مهریه نداشتم، عروسی هم نمیخواستم. به همسرم گفته بودم که من هیچکدام از اینها را نمیخواهم اما بهجای آن شروط من را بپذیر. من میخواستم حق طلاق، حق حضانت فرزند، خروج از کشور، تحصیل، کار و... داشته باشم. او هم بدون هیچ حرفی قبول کرد. یک روز به من زنگ زد و گفت من با مادرم صحبت کردم و گفت ما چنین رسمی نداریم که زنها حقوقشان را بخواهند!» سمیه میافزاید: «عصبانی شده بودم، سر همسرم داد کشیدم که چطور وقتی من مهریه و عروسی و لباس و طلا نخواستم کسی نگفت اینها رسم ما نیست، ما برای پسرمان آرزو داریم؟ بعد من اگر از تو بخواهم در معامله ازدواج با طرف معاملهات یکسان باش، شما رسم ندارید؟ اشکالی ندارد من هزار سکه میخواهم و در بهترین باغ شهر هم باید برایم عروسی بگیرد...». به گفته سمیه آنها با این تهدید قبول میکنند که ما شروط ضمن عقد را بگیریم، اما تا آخرین روز هرجا سمیه را تنها پیدا میکردند به او میگفتند این کار را نکن و ما آبرو داریم! سمیه با خنده میگوید: «من نفهمیدم چطور وقتی برای پسرشان عروسی نگرفتند به فکر آبروی تنها پسرشان نبودند، اما به اینجا که رسید، آبرویشان میرفت...». البته سمیه میگوید هیچوقت شروط عقد را نتوانست رسمی از همسرش بگیرد، اما او همیشه گفته تو بگو برویم من این حقها را به تو بدهم، هروقت گفتی میرویم!»
سیمین یکی دیگر از زنانی است که به صورت وکالتی با همسرش ازدواج کرده، همسرش ساکن هلند است و او در ایران زندگی میکند. آنها مدتی بههم علاقهمند بودهاند و بعد از بازگشت سیمین به ایران ازدواج میکنند. اما حالا سیمین میخواهد جدا شود و با وجود آنکه شروط را در سند ازدواجش قید کرده، نمیتواند طلاق بگیرد. او به «شرق» میگوید: «ماجرا خیلی ساده است. حالا بعد از ششماه که از عقدم گذشته، فهمیدهام همسرم نمیخواهد به ایران برگردد، من هم اینجا را نمیتوانم رها کنم. روز عقد شوهرم به پدرش وکالت داد که او تمام حقوقم را به من ببخشد. آن زمان هم میدانستم که علاوه بر نوشتن در سند ازدواج بهتر است که من یک وکالتنامه محضری از شوهرم داشته باشم و حقوقم را محضری هم به من ببخشد. من مهریه نگرفتم ولی حق طلاق و حضانت و تحصیل و کار را گرفتم. یادم میآید روز عقد محضردار مدام به پدرشوهرم گوشزد میکرد: این حق حضانت یعنی اینکه این خانم هروقت دلش خواست میتواند بچه را زیر بغلش بزند و برود یا این حق طلاق یعنی عروسخانم هروقت حوصلهاش سر رفت میتواند طلاق بگیرد! من هم گفتم یعنی مردها که بالذات حق طلاق دارند هروقت دلشان درد میگیرد طلاق میگیرند؟ یا من که مهریه ندارم شما چرا پدرم را صدا نمیکنی به او بگویی مفتمفت دختر شوهر نده!» سیمین میگوید: «با وجودی که میدانستم بهتر است حقوقم را محضری بگیرم اما خیلی جدی نگرفتم، فکر میکردم ماجرا پیچیده نیست، اما حالا که وقت طلاق شده، فهمیدهام اوضاع روبهراه نیست. محضرها زیر بار نمیروند. مشکل اینجاست که من باید وکالت میگرفتم و دانهدانه در وکالتنامه حقوقم را درج میکردم، انگار نوشتن شروط ضمن عقد را در وکالتنامه، رسمی نمیدانند. البته همیشه هم اینطور نیست، وقتی مرد نمیخواهد طلاق بدهد، ماجرا پیچیده میشود، هرچند یکسری محضرها این کار را میکنند، اما عدهای هم نه. متأسفانه از آنجایی که فضای مردسالاری بر ما حاکم است، حتی در کیسهای خشونت خانگی و حتی به استناد همان شروطی که بالذات در عقدنامه حق طلاق را به زن میدهد، باز هم پروسه طلاق را گاهی غیرممکن میکنند و نتیجهاش برای زنی مثل من که تازه فهمیدهام همسرم قصد بازگشت به کشور را نهتنها ندارد بلکه بهخاطر مسائل مالی کلا نمیتواند وارد کشور بشود، به بنبستی میخورم که در نهایت مجبورم در انتهایش بنشینم و با قاشق دیوار سیمانی را سوراخ کنم...».
البته این ماجرا روی دیگر سکهای هم دارد؛ عدهای میگویند حق طلاقگرفتن حالا مد شده. دکتر سینا گورانی جامعهشناس، در گفتوگو با «شرق» با مذموم دانستن مهریههای نجومی تأکید میکند: «همانقدر که حق طلاق مردانه به نهاد خانواده و این شکل سنتی از تقسیم نقشها و وظایف برمیگردد، مهریه هم به همان مقدار به این مجموعه برمیگردد. نمیشود حق طلاق مردانه را نقد کرد و به آن معترض بود اما مهریه را دارای کارکرد دانست. هردو اینها مربوط به یک مجموعهاند. ساختاری همانقدر که حق طلاق مردانه بازتولید مجموعهای از تاریخ مذکر و نظام نهادی و زبانی و محتوایی مردسالار و پدرسالار است، همانقدر هم مهریه حامل این کارکرد در این مجموعه است». وی دراینباره تصریح میکند: «در این ماجرا به نظر میرسد همانقدر که مرد میتواند از حق خود بهعنوان مرد در طلاق استفاده ابزاری کند، زنان نیز میتوانند از مهریههای نجومیشان همان استفاده را کنند، چهبسا که شما نمیتوانید منکر وجود زنانی شوید که با این مهریهها کاسبی میکنند. عدهای هم میگویند زنان هم با گرفتن شروط ضمن عقد و هم در کنار آن، گرفتن مهریههای بالا، زندگی مردان فروانی را از هم پاشیدهاند. من فکر میکنم به جای آنکه از مهریه یا مثلا حق طلاق هر کدام از طرفین بهعنوان یک سلاح استفاده کنند، باید برای هر دو طرف تربیت فرهنگی اتخاذ شود. هم زن و هم مرد باید به خواستههای قانونی طرفین خود احترام بگذارند و نمیشود تنها از یک طرف انتظار احترام داشت».
بهمن کشاورز وکیل پایهیک دادگستری درباره نحوه درج شروط ضمن عقد در دفترخانه به «شرق» میگوید: «بین شروط ضمن عقد باید قائل به تفکیک شد. درباره شروطی که خانمها ضمن عقد بر شوهر خود قرار میدهند، باید قائل به تفکیک شد. درج شروطی مانند حق خروج مکرر از کشور یا حق تحصیل یا حق کار بدون محدودیت یا حق اختیار و تعیین مسکن، در دفترچه عقد مشکل ایجاد نمیکند. زیرا در صورت تخلف شوهر از آنها، کافی است زوجه آن را ارائه دهد و از مرجع قضائی ایفای تعهد یا وفای به شرط را بخواهد. اما شرط اختیار طلاق مطلب دیگری است. چون قانونا این شوهر است که میتواند هر وقت بخواهد همسر خود را طلاق دهد؛ در این مورد لازم است خانم وکالت جداگانهای که ضمنا بر آن شرط عدم قابلیت عزل و عدم امکان ضم وکیل دیگر نیز تصریح شده باشد، از شوهر خود بگیرد به منظور آنکه به وکالت از او با اعلام توافق از جانب شوهر و حلوفصل مسائل مالی از قبیل مهر و نفقه ایام عده و سایر موارد و همچنین تعیین تکلیف حضانت فرزند یا فرزندان در صورت وجود به دادگاه مراجعه و اعلام توافق و با اخذ گواهی عدم امکان سازش در دفترخانه به وکالت از شوهر صیغه طلاق را جاری کند». وی افزود: «واضح است که چنین وکالتی باید بعد از وقوع عقد نکاح یا همزمان با آن اما به موجب سند رسمی که در دفترخانه اسناد رسمی (و نه دفتر ازدواج و طلاق) تنظیم میشود داده شود». وی همچنین در پاسخ به این سؤال که اگر زوجه تنها شروط خود را در سند ازدواج ثبت کند، آیا میتواند به آن استناد کند نیز خاطرنشان کرد: «معمولا در اینگونه موارد گفته میشود که خاصیت چنین شرطی این است که اگر خانم توانست تخلف شوهر را از سایر شروطی که در سند نکاح درج شده است، ثابت کند، (یعنی در دادگاه ثابت کند) آنگاه میتواند با مجوز دادگاه وکیل و وکیل در توکیل خواهد بود که خود را مطلقه کند».
اما ماجرا فقط این نیست؛ دخترهای زیادی هستند که با وجود گذشتن از مهریهشان هیچوقت حتی نمیتوانند خانوادهشان را راضی کنند که در مراسم خواستگاری حرفی از شروط ضمن عقد به میان آورند. آنها میگویند برای خانواده ما هنوز جا نیفتاده که زن جدا از مطالبات مادی چیز دیگری بخواهد، خیلی از آنها هنگام خواستن حقوق خود با دیوار خانوادهشان مواجه شدهاند و البته خانواده ترجیح دادهاند به دوستان خود بگویند دخترمان به اندازه تاریخ تولدش سکه گرفته، تا اینکه بگویند دختر ما به حقوق خود آشنا بود و البته از گرفتن مهریه صرفنظر کرد تا به همسرش بگوید دوستش دارد... .
خسته و عصبی پشت میز مینشیند. مرد جوانی که از هفته آینده همسر قانونی او خواهد بود، حرفی برای آرامکردنش ندارد. بعد از کمی منومن میگوید: «خب ما فقط دوتا محضر رفتیم. من هم هروقت و هرکجا که شما بخوای، حقوقت رو بهت میدم...». ماجرا ساده است، تهمینه و میلاد دنبال محضری میگردند که پذیرای شروط ضمن عقد باشد و حاضر باشد آن را در عقدنامهشان ثبت کند. میگویند امروز به دو محضر مراجعه کردهاند و هرکدام به بهانهای از نوشتن این شروط در عقدنامه طفره رفتهاند. تهمینه میگوید: «یکی میلاد را برد در اتاق و یکساعت در گوشش خواند که این اشتباه را نکند، صدایش را میشنیدم که میگفت اینقدر زنها را پررو نکن و محضر دیگر هم گفت ما مسئولیت قبول نمیکنیم! عصبانی شدم و گفتم وقتی که من مهریهام را یک سکه نوشتم کسی نگفت گول نخور، اما اینجا که میرسد مردها گول میخورند...».
سمیه یکی دیگر از زنانی است که برای گرفتن شروط ضمن عقد یا حقوق مدنیاش مشکلات زیادی داشته. او به «شرق» میگوید: «راستش را بخواهید ازدواج من داستان زیاد داشت، از ابتدای امر اعتقادی به مهریه نداشتم، عروسی هم نمیخواستم. به همسرم گفته بودم که من هیچکدام از اینها را نمیخواهم اما بهجای آن شروط من را بپذیر. من میخواستم حق طلاق، حق حضانت فرزند، خروج از کشور، تحصیل، کار و... داشته باشم. او هم بدون هیچ حرفی قبول کرد. یک روز به من زنگ زد و گفت من با مادرم صحبت کردم و گفت ما چنین رسمی نداریم که زنها حقوقشان را بخواهند!» سمیه میافزاید: «عصبانی شده بودم، سر همسرم داد کشیدم که چطور وقتی من مهریه و عروسی و لباس و طلا نخواستم کسی نگفت اینها رسم ما نیست، ما برای پسرمان آرزو داریم؟ بعد من اگر از تو بخواهم در معامله ازدواج با طرف معاملهات یکسان باش، شما رسم ندارید؟ اشکالی ندارد من هزار سکه میخواهم و در بهترین باغ شهر هم باید برایم عروسی بگیرد...». به گفته سمیه آنها با این تهدید قبول میکنند که ما شروط ضمن عقد را بگیریم، اما تا آخرین روز هرجا سمیه را تنها پیدا میکردند به او میگفتند این کار را نکن و ما آبرو داریم! سمیه با خنده میگوید: «من نفهمیدم چطور وقتی برای پسرشان عروسی نگرفتند به فکر آبروی تنها پسرشان نبودند، اما به اینجا که رسید، آبرویشان میرفت...». البته سمیه میگوید هیچوقت شروط عقد را نتوانست رسمی از همسرش بگیرد، اما او همیشه گفته تو بگو برویم من این حقها را به تو بدهم، هروقت گفتی میرویم!»
سیمین یکی دیگر از زنانی است که به صورت وکالتی با همسرش ازدواج کرده، همسرش ساکن هلند است و او در ایران زندگی میکند. آنها مدتی بههم علاقهمند بودهاند و بعد از بازگشت سیمین به ایران ازدواج میکنند. اما حالا سیمین میخواهد جدا شود و با وجود آنکه شروط را در سند ازدواجش قید کرده، نمیتواند طلاق بگیرد. او به «شرق» میگوید: «ماجرا خیلی ساده است. حالا بعد از ششماه که از عقدم گذشته، فهمیدهام همسرم نمیخواهد به ایران برگردد، من هم اینجا را نمیتوانم رها کنم. روز عقد شوهرم به پدرش وکالت داد که او تمام حقوقم را به من ببخشد. آن زمان هم میدانستم که علاوه بر نوشتن در سند ازدواج بهتر است که من یک وکالتنامه محضری از شوهرم داشته باشم و حقوقم را محضری هم به من ببخشد. من مهریه نگرفتم ولی حق طلاق و حضانت و تحصیل و کار را گرفتم. یادم میآید روز عقد محضردار مدام به پدرشوهرم گوشزد میکرد: این حق حضانت یعنی اینکه این خانم هروقت دلش خواست میتواند بچه را زیر بغلش بزند و برود یا این حق طلاق یعنی عروسخانم هروقت حوصلهاش سر رفت میتواند طلاق بگیرد! من هم گفتم یعنی مردها که بالذات حق طلاق دارند هروقت دلشان درد میگیرد طلاق میگیرند؟ یا من که مهریه ندارم شما چرا پدرم را صدا نمیکنی به او بگویی مفتمفت دختر شوهر نده!» سیمین میگوید: «با وجودی که میدانستم بهتر است حقوقم را محضری بگیرم اما خیلی جدی نگرفتم، فکر میکردم ماجرا پیچیده نیست، اما حالا که وقت طلاق شده، فهمیدهام اوضاع روبهراه نیست. محضرها زیر بار نمیروند. مشکل اینجاست که من باید وکالت میگرفتم و دانهدانه در وکالتنامه حقوقم را درج میکردم، انگار نوشتن شروط ضمن عقد را در وکالتنامه، رسمی نمیدانند. البته همیشه هم اینطور نیست، وقتی مرد نمیخواهد طلاق بدهد، ماجرا پیچیده میشود، هرچند یکسری محضرها این کار را میکنند، اما عدهای هم نه. متأسفانه از آنجایی که فضای مردسالاری بر ما حاکم است، حتی در کیسهای خشونت خانگی و حتی به استناد همان شروطی که بالذات در عقدنامه حق طلاق را به زن میدهد، باز هم پروسه طلاق را گاهی غیرممکن میکنند و نتیجهاش برای زنی مثل من که تازه فهمیدهام همسرم قصد بازگشت به کشور را نهتنها ندارد بلکه بهخاطر مسائل مالی کلا نمیتواند وارد کشور بشود، به بنبستی میخورم که در نهایت مجبورم در انتهایش بنشینم و با قاشق دیوار سیمانی را سوراخ کنم...».
البته این ماجرا روی دیگر سکهای هم دارد؛ عدهای میگویند حق طلاقگرفتن حالا مد شده. دکتر سینا گورانی جامعهشناس، در گفتوگو با «شرق» با مذموم دانستن مهریههای نجومی تأکید میکند: «همانقدر که حق طلاق مردانه به نهاد خانواده و این شکل سنتی از تقسیم نقشها و وظایف برمیگردد، مهریه هم به همان مقدار به این مجموعه برمیگردد. نمیشود حق طلاق مردانه را نقد کرد و به آن معترض بود اما مهریه را دارای کارکرد دانست. هردو اینها مربوط به یک مجموعهاند. ساختاری همانقدر که حق طلاق مردانه بازتولید مجموعهای از تاریخ مذکر و نظام نهادی و زبانی و محتوایی مردسالار و پدرسالار است، همانقدر هم مهریه حامل این کارکرد در این مجموعه است». وی دراینباره تصریح میکند: «در این ماجرا به نظر میرسد همانقدر که مرد میتواند از حق خود بهعنوان مرد در طلاق استفاده ابزاری کند، زنان نیز میتوانند از مهریههای نجومیشان همان استفاده را کنند، چهبسا که شما نمیتوانید منکر وجود زنانی شوید که با این مهریهها کاسبی میکنند. عدهای هم میگویند زنان هم با گرفتن شروط ضمن عقد و هم در کنار آن، گرفتن مهریههای بالا، زندگی مردان فروانی را از هم پاشیدهاند. من فکر میکنم به جای آنکه از مهریه یا مثلا حق طلاق هر کدام از طرفین بهعنوان یک سلاح استفاده کنند، باید برای هر دو طرف تربیت فرهنگی اتخاذ شود. هم زن و هم مرد باید به خواستههای قانونی طرفین خود احترام بگذارند و نمیشود تنها از یک طرف انتظار احترام داشت».
بهمن کشاورز وکیل پایهیک دادگستری درباره نحوه درج شروط ضمن عقد در دفترخانه به «شرق» میگوید: «بین شروط ضمن عقد باید قائل به تفکیک شد. درباره شروطی که خانمها ضمن عقد بر شوهر خود قرار میدهند، باید قائل به تفکیک شد. درج شروطی مانند حق خروج مکرر از کشور یا حق تحصیل یا حق کار بدون محدودیت یا حق اختیار و تعیین مسکن، در دفترچه عقد مشکل ایجاد نمیکند. زیرا در صورت تخلف شوهر از آنها، کافی است زوجه آن را ارائه دهد و از مرجع قضائی ایفای تعهد یا وفای به شرط را بخواهد. اما شرط اختیار طلاق مطلب دیگری است. چون قانونا این شوهر است که میتواند هر وقت بخواهد همسر خود را طلاق دهد؛ در این مورد لازم است خانم وکالت جداگانهای که ضمنا بر آن شرط عدم قابلیت عزل و عدم امکان ضم وکیل دیگر نیز تصریح شده باشد، از شوهر خود بگیرد به منظور آنکه به وکالت از او با اعلام توافق از جانب شوهر و حلوفصل مسائل مالی از قبیل مهر و نفقه ایام عده و سایر موارد و همچنین تعیین تکلیف حضانت فرزند یا فرزندان در صورت وجود به دادگاه مراجعه و اعلام توافق و با اخذ گواهی عدم امکان سازش در دفترخانه به وکالت از شوهر صیغه طلاق را جاری کند». وی افزود: «واضح است که چنین وکالتی باید بعد از وقوع عقد نکاح یا همزمان با آن اما به موجب سند رسمی که در دفترخانه اسناد رسمی (و نه دفتر ازدواج و طلاق) تنظیم میشود داده شود». وی همچنین در پاسخ به این سؤال که اگر زوجه تنها شروط خود را در سند ازدواج ثبت کند، آیا میتواند به آن استناد کند نیز خاطرنشان کرد: «معمولا در اینگونه موارد گفته میشود که خاصیت چنین شرطی این است که اگر خانم توانست تخلف شوهر را از سایر شروطی که در سند نکاح درج شده است، ثابت کند، (یعنی در دادگاه ثابت کند) آنگاه میتواند با مجوز دادگاه وکیل و وکیل در توکیل خواهد بود که خود را مطلقه کند».
اما ماجرا فقط این نیست؛ دخترهای زیادی هستند که با وجود گذشتن از مهریهشان هیچوقت حتی نمیتوانند خانوادهشان را راضی کنند که در مراسم خواستگاری حرفی از شروط ضمن عقد به میان آورند. آنها میگویند برای خانواده ما هنوز جا نیفتاده که زن جدا از مطالبات مادی چیز دیگری بخواهد، خیلی از آنها هنگام خواستن حقوق خود با دیوار خانوادهشان مواجه شدهاند و البته خانواده ترجیح دادهاند به دوستان خود بگویند دخترمان به اندازه تاریخ تولدش سکه گرفته، تا اینکه بگویند دختر ما به حقوق خود آشنا بود و البته از گرفتن مهریه صرفنظر کرد تا به همسرش بگوید دوستش دارد... .
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
چقدر بعضی ها اینجا پررو تشریف دارن هم مخالف دادن حق طلاقن هم نمیخوان مهریه بدن،بعد میگن ما زن ستیز نیستیم
به خدا من از خدامه همسر ایندم حق طلاق داشته باشه ولی این مهریه لعنتی بر گردنم نباشه و البته همسرم قانونا مجبور باشه نصف هزینه خرید خونه و ماشین و نصف هزینه زندگی رو تامین کنه نفقه هم نصف نصف باشه با این شرایط حق طلاق و حضانت و ... رو رو چشمم بهش میدم
اگر در زندگی کشش وعلاقه بین زوجین و همچنین گذشت و عشق و محبت نسبت به هم وجود نداشته باشد ، آن زندگی ذره ای ارزش ندارد و با هزاران بند و ماده قانونی هم کار به جایی نخواهد برد . زن باید در زندگی مثل گل باشد که با محبت مرد ،عطر این گل بیشتر شده و نبودش در خانه کاملا حس شود و مرد هم باید مثل خورشید باشد که با گرما و نورش کانون خانه را گرم و منور نماید و گر نه با هیچ قانونی نمیتوان زندگی خوبی داشت .
من کاملا با برابری حقوق دو جنس موافقم و قبول دارم در حال حاضر نابرابری جنسیتی وجود دارد ولی این بحث باید به تمام امور تعمیم داده شود نه فقط ازدواج مانند مساله سربازی و مشارکت کم در بازار کار (نرخ مشارکت بسیار پایین)
با سلام و احترام
دوستان عزیز بنده از تجربه زندگی خودم چندین مورد را به اختصار بیان می کنم و یهای سنگینی بابت آن از لحاظ آبرو, مالی, حیثیتی, و............... داده ام امیدوارم درس عبرت باشد
1- مهریه حق مسلم و قانونی و شرعی زن هست چه یک شاخه گل چه چند صد سکه . و هر لحظه زوجه بخواهد میتواند مطالبه نماید و آقایان عزیز این را باید به عنوان یک بدهکاری در نظر داشته باشید که هر لحظه زوجه میتواند برای وصول آن اقدام نماید و مرد را تا پای زندان هم ببرید . پس ای برادر عزیز نگاه به جیب خودت کن بعد مهریه را قبول کن شما که توان خرید یک سکه را هم نداری چطور میخواهی زیر بار چندین صد سکه بروی؟
2- متاسفانه در جامعه ما مهریه شده ابزار قدرت زنان و این باعث برهم زدن زندگی مشترک زوجین و شروع یک گرو کشی و درگیری در دادگاه برای چندین سال متوالی میشود.
3- امضاء کردن 12 بند عقدنامه یعنی دادن وکالت به زوجه جهت اقدام به گرفتن طلاق در صورت تحقق یکی از بندها و قبول کردن شرایط ضمن عقد مانند حق طلاق یعنی زوجه هر وقت بخواهد میتواند برای طلاق اقدام نماید.
4- در پایان اگر زن و شوهری قرار نیست با هم زندگی کنند خودشان را درگیر مهریه و طلاق گرفتن نکنند چون جز تلف کردن جوانی و عمر خود و تمام شدن به نفع وکیل خواهد شد و با توافق بهتر است به نتیجه برسید
متاسفانه در مملكتي زندگي مي كنيم كه حتي مردان تحصيل كرده اش هم حاضر به تفكر و برقراري عدالت نيستن يعني خودخواهن ....من يه زنم فوق ليسانس برق شاغل كه موقع ازدواج حق طلاق خواستم و ندادن ...مهريه هم كه فقط نوشتنيه ..من كه يه دونه از اون سكه ها رو نديدم ضمن اينكه نه نفقه اي نه حق استقلال مالي كه ميگيد قانون به زن داده رو ديدم تازه كمك خرج بودم تشكر نديدم هميشه هم تهديد شدم به اينكه حق ندارم اگه شوهرم رضايت نداره برم سركار ...شغلي كه قبل از ازدواج داشتم !!! همه خرج و مخارج دخترم رو خودم ميدم و اونه كه ميگه بچه م !! براي زن تو اين مملكت و قانونش هيچي وجود نداره ...حق و حقوقي كه براي گرفتنش از مرد بايد سالها توي دادگاه ها سرگردن باشي به چه دردي مي خوره ...شعور و معرفت بايد جزو شروط ازدواج باشه
حق طلاق را خودم باور دارم كه برابر باشد، دختر خانم ميفرمايند به مهريه معتقد نيست اما پدرشان معتقد است كه ميشود همان طلب مهريه و بنده هم كه ندادن حق طلاق را توهين به خودم ميدانم اين ميان بازي را باخته ام. نتيجه: عدم علاقه آقايان به ازدواج هست. حالا شما هرچه ميخواهييد به سنت مهريه پاييند باشيد
حقيقت اينجاست كه من به برابري كامل باور دارم، و هر وقت خود پيشنهاد حق برابر در طلاق و غيره را داده ام، تازه طرف مقابل بر سر مهريه چانه ميزد. جالب است جايي كه به نفع ماست سنتي و در ساير موارد مدرن ميشويم.
کامنت ها رو که خوندم متاسف شدم برای خودم که مردای جامعه من اینقدر ساده انگارانه از حقوق زنان کشورشون می گذرن و یه نگاهی نمی کنن به اینکه این حق و حقوق شامل حال خواهر و مادر خودشون هم میشه
کاش مهریه کم و در عوض برخورداری از حقوق یکسان برای زن و شوهر فراهم بود. در این صورت درصد ازدواج ها خیلی بالا میرفت. شاید در کنار اون درصد طلاق هم برای یک مدت کوتاه بالا بره اما در نهایت خواهید دید که به نفع هنه خواهد بود. خیلی از پسرهای ما به خاطر ترس از مهریه های سنگین حاضر به ازدواج نیستند و از طرفی خیلی از دخترهای ما هم از ازدواج میترسند چون دیگه راه برگشتی براشون باقی نمیمونه.
با سلام
اگر طرفین واقعا اهل زندگی باشند چنان در زندگی رفتار می نمایند که همسر ( مرد یا زن )خود را در آرامش نگه داشته و زمینه ای جهت اقدامات قضایی و .... وجود نداشته باشد
پدران و مادران ما هزاران بار دعوا نموده اند و ... اما هیچ وقت پای به دادگستری نبرده اند
متاسفانه امروزه مادران برای پسران خود با این هدف که شاید زن بگیرد و سر عقل بیاید به خواستگاری می روند و دختران هم با سوار بر اسب سفید به خواستگار بله می گویند
و یا دختران و پسران فقط از روی احساس که فکر میکنند با وجود اختلافات در دوران دوستی شان ، می توانن با هم زندگی کنن ازدواج می کنن و اختلافات آشکار می شود
آنان که از بین می روند و در این روند فنا میشوند فرزندان طلاق است و خانواده های آبرو دار
همسر من از ابتداي خواستگاري گفت كه مهريه نمي خواد اصلا هم دنبال گرو كشي واسه گرفتن حق طلاق نبود . گوش شيطلان كر تا الان هم مشكل جدي نداشتيم. بحث و دعوا رو كه همه دارن اما تا حالا سوء استفاده نكردم از نداشتن مهريه اش
بنده به عنوان یک دختر جوان حاضر نیستم با کسی که شروط ضمن عقد مرا نپذیرد ازدواج کنم
مهریه هم نمیخوام
با چیزهایی که من شنیده و دیدم ازدواج بدون درنظر گرفتن شروط ضمن عقد حماقت محض است
ضمنا این چیزها حق قانونی هر انسانیست مردی که زیربار حقوق بدیهی شریک زندگی اش نرود معلوم است مشکلی دارد
پسراي اين دوره زمونه كه نه كار دارند و نه خانه و زندگي مهريه بگو يك ميليون سكه دريغ از يك سكه دنبال چي ميگردين زنها بي خود دلشون خوشه مهريه هست همين هاي نظرات بالايي را نوشتن توان پرداخت 20 سكه دارند زنها نه حق بچه دارند نه هيچ حقي حق مهريه هم كه عملا غير قابل دسترسي هست براي زن هيچي نيست تازه بايد كار هم بكنه اگه نه از پس خورد و خوراك و اجاره خونه هم برنميان طلاق زياده چون اقتصاد خانواده كشش هزينه ها رو نداره
قوانین به نفع مرد است باید اصلاح شود
وقتی در جامعه ایی ارزشها عوض بشن زنهاش حق طلاق میخوان دیگه
مایه تاسف است که به لحاظ قانونی دادن حقوق اولیه شهروندی به زنان را اینقدر با مشکل و اما و اگر و وکالت های جداگانه و .... مشروط می کنند!!!!!
اگر بعد از عقد نکاح آقای داماد نخواهد شرایط قبول کرده را وکالت دهد تکلیف خانم چه می شود!!!!!! باید برود ثابت کند ؟ چه چیزی را ؟ حق توافق شده موکل شده به بعدش را ؟!!!
ضمنا بیشتر از خانم ها ، آقایان امادگی پذیرش این را ندارند.
پیشنهاد بنده به همسرم 14 سال پیش برای ازدواج : شرایط ضمن عقد مثل کار،تحصیل،حضانت ، حق طلاق و بدون مهریه ! همسرم نپذیرفت ؟!! نگویید زنان هم مهریه می خواهند هم حقوق اولیه انسانیشان را !!!! بفرمایید آقایان نمی توانند یا نمی خواهند بپذیرند چون مطمئن هستند حالا حالا ها مهریه را نمی دهند و اگر روزی هم مجبور به پرداختش شوند هزار راه در رو قانونی جلوی پایشان است.
متاسفانه بلوغ فکری و اجتماعی برای زندگی بر اساس تفاهم خیلی کم است.
لطفا" درج کنید
بعضی نوشتجات هم معلوم نیست خواننده را چه فرض می کند. طرف مهریه را می دهد و در عوض حق طلاق می دهد آنوقت نویسنده محترم مدعی است صرفنظر از مهریه برای ابراز علاقه است "تا به همسرش بگوید دوستش دارد". چون همسرش را دوست دارد حق طلاق می گیرد؟
حتماً و قطعاً خداوند خیر و صلاح یک خانواده را بهتر از انسان ها می داند و اگر صحیح بود خدا حق طلاق را به نسوان عطا می کرد. اعطای آن به زنان معنایی ندارد.
اين جامعه مردسالار بالاخره كي قراره كه حقوق برابر به زن بده؟ چرا مرد حق طلاق داره و زن براي گرفتن حق طلاق بايد همه چيزو ببخشه؟ و در ضمن بهش بگن تو حق طلاق ميخواي چون از حالا قصد طلاق داري!!
همه قوانين مردسالار بايد تغييركنند و زنان و مردان در برابر قانون يكسان باشند البته نه در كلام بلكه در عمل و در نص قانون!!!
اصلا نمی شه که زن و مرد یکسان باشند در ایران چون یکسانی وقتی معنی می ده که در همه چیز یکسان باشند در استخدام در گرفتن حقوق و مزایا در همه چیز پس تا این وضع هست امکان تساوی نیست
اینکه محضرها شروط ضمن عقد را نمی نویسند اصلا چیز مهمی نیست چون حتی اگر بنویسند هم ضمانت اجرایی ندارد و حتما باید در دفترخانه اسناد رسمی ثبت شود.پس به جای جستجوی بی فایده بهتر است ضمن عقد زوجین به دفاتر اسناد رسمی مراجعه کنند.
در خصوص مهریه هم کاملا مطلب درستی عنوان شده .زنی که خحقوق مساوی با مرد میخواهد باید از مهریه بگذرد.
بنده به شخصه در زمان ازدواج حق طلاق رو به همسرم با کمال میل دادم.اما دادن حق طلاق مستلزم این هست که مهریه هم حذف بشه.....چون وجود مهریه برای داشتن اهرم فشار در صورت عدم رضایت به طلاق از طرف زوج هست.این رو هم باید بگم همسر بنده در مقابل گرفتن حق طلاق مهریه رو هم حذف کردند.نمیشه که هم حق طلاق داد هم تعهد مهریه رو پذیرفت
لطفا کمی کارشناسی کنید هرچیزی که اکثریت پیدا کرد و رایج شد مشروعیت و مطلوبیت پیدا نمیکند
کمی شرع مقدس را دقیق تر بخوانیم تا به اهمیت احکام الهی در صیانت از خانواده و استفاده درست از عقلانیت مرد و عواطف زن در حفظ کیان خانواده پی ببریم
طفلی خانمها واسه هر حقشون تو ایران باید تا حد مرگ بجنگن
كلا" گرفتن مهريه به طور معمول امكان ندارد مثلا كسي كه مهريهاش 2000 سكه هم باشد و طرف هيچ ندارد به طور معمول قسطي ميشه اون هم مثلا ماهي 300 هزار كه اين پول هم پرداخت نميشه اصلا چه 200 سكه چه 2000 مگه براي پسر يه لا قبا فرقي هم داره .كسي رو ميشناسم كه پسر اومده بود خانه دختر زندگي ميكرد زن سر كار ميرفت و حقوق كارگري ميگرفت شوهرر نه كار داشتو نه چيزي پاي تلويزيون كانال عوض ميكرد و با پولهاي كارگري زنش زندگي ميگذراند 1000 سكه هم مهريه زنش كرده بود هر وقت كوچكترين مشكلي پيش ميومد بچه اش را برداشت و ميرفت ميگفت من هيچي ندارم كارريم نمي توني بكني بچه هم مال منه و زن بدبخت اشك ميريخت براي بچه .
" پسر يه لا قبا فرقي هم داره"
ادب هم خوب چیزیه که بعضیا کلا ندارن
همیشه حق با مرداست.لعنت به مرد سالاری
به هر حال شما با این کار لطف می کنید علاوه بر مهره های سنگین، گرفتن حق طلاق رو هم برای دختران پر ادعای ایرانی یک حق مسلم جلوه میدین
به نظر من بايد حق طلاق رو به خانمها هم بدن ، اگه طلاق بگيرن و برن بهتر از اينكه باشن و هزار و يك مشكل درست كنند
امروزه گام به گام در حال کاستن حقوق مردان و افزایش حقوق زنها هستیم بدون اینکه تقسیم مسئولیتها مورد بازنگری قرار گیرد، گذشته از استثنائات در مواردی هم که خانم ها کار می کنند باز بار معنوی مسئولیت مالی برعهده آقاست. هرچند، افزایش حقوق آرامش برای زنان به ارمغان نیاورده بلکه وظایفی را برای آنها به دنبال داشته که در حوزه مسئولیتشان نیست. با این رویه آقایان نیز کم کم از زیر بار ازدواج شانه خالی می کنند و افراد به دنبال ازدواج های سفید می روند. این مشکل ریشه در برداشت برخی قوانین از سنن و برخی دیگر از قوانین مدرن غربی دارد. باید تکلیف خودمان را روشن کنیم....
اين سوال رو خانمها جواب بدند : با اينكه مردها حق طلاق رو بالذات دارند چند درصد از مردها اقدام به طلاق يك سويه مي كنند و اگر حق طلاق به زن ها داده بشه حدس ميزنيد اين آمار به چند درصد برسه؟ اگه به تصميمات احساسي خانمها توجه كنيد درصدي رو كه حدس مي زنيد بيشتر ميشه
سالهاي گذشته هم خبري از سوي مسوولين قضايي منتشر شده بود و توصيه به گرفتن حقوقي از قبيل حق طلاق، اشتغال، تحصيل، سفر و اين جا هم حضانت، به جاي مهريه هاي بالا و غيرمتعارف، شده بود. انشالله با فرهنگ سازي مناسب اين تابو هم شكسته شده و با ترويج شيوه زندگي سالم از باج خواهي هاي غير انساني از امتيازات حقوقي طرفين ازدواج، ممانعت به عمل آيد.
اگر مهریه رو پایین گرفتن که به نظر من حق طلاق رو باید بدن
اصلا قوانین ایران از بیخ و بن مورد دارن. چرا حق طلاق برای مرد؟
چرا مهریه برای زن؟ چرا انقد سخت و پیچیده؟
مگه همه دنیا چطوری دارن ازدواج میکنن و طلاق میگیرن؟
این ره که میروید به قهقراست....! فمینیسم افراطی داره تو ایران جا میفته و این یعنی فاجعه!!!!! خیلی از دخترا عطسه میکنی قهر میکنن میرن خونه بابا که چه عرض کنم خونه مرد آینده!!!!! حق طلاق هم که با اونا باشه هیچی دیگه سنگ رو سنگ بند نمیشه.
واقعا باید به این قانون و قانون گذار تحسین گفت..................مرد هروقت دوست داشت طلاق بده به بهانه ناموسی راحت زن رو بکشه با گندترین اخلاق و اعتیاد باید باهاش سازش کرد ولی زن هیچ حقی نداره حتی اگه مردی هم پیدا بشه قائل به انسانیت باشه باز قانون هست که نمیذاره..........................حاشا به این قانون حاشا.....................
"حتی اگه مردی هم پیدا بشه قائل به انسانیت باشه
حاشا به ادب شما حاشا....................."
چرا دارید تابو شکنی می کنید. این طیف به اصطلاح منور الفکر چند درصد از جامعه ایران رو شامل میشه.
شما انقدر حق و حقوقتون رو گرفتید که طرف حوصلش سر میره طلاق می گیره و اینم نتیجه این تز فکری. هر چیزی باید سر جاش باشه . نه مهریه های نجومی و نه حق طلاق.
نه مهریه های و مراسم سنگین درست است و نه دادن حق طلاق، حق حضانت فزرند و.. به زن.
بسیار توهین امیز است که یک زن این شروط را برای ازدواج قرار دهد. معنای این حرف این است که به مردش اعتماد ندارد و با شک و تردید ازدواج کرده است . وقتی زن از ابتدا چنین نگاهی به مرد دارد همان بهتر که ازدواج سر نگیرد.
این صحبت ها به معنی زن ستیزیم نیست. در جامعه ایران رسم است (درست یا غلط) که مسئولیت زندگی با مرد است. زن هر درامدی هم که داشته باشد می تواند خرج زندگی مشترک نکند. به زن مهریه تعلق می گیرد (که بعضی از زنها حتی قبل از شروع زندگی مشترک اجرایش هم می کنند). در ازای این موارد، حق طلاق با مرد است.
واقعیت این است جامعه ایرانی بین سنت و مدرنیته، گیر افتاده! اگر مثل جوامع غربی زندگی کند، زن و مرد بدون ادعا در صورت علاقه مند بودن، با هم زندگی مشترک را شروع می کممد. نه صحبت از مهریه است و نه صحبت از حق طلاق. گرفتاری اینجاست که بعضی از زنهای ایرانی هر کجا که به نفعشان باشد از هر دو شیوه استفاده می کنند. برای گرفتن مهریه (و البته اجرای ان) سنتی عمل می کنند اما برای گرفتن حق طلاق اروپایی می شوند.
و در پایان به امید روزی که این سنتهای دست و پا گیر که در واقع مانند معامله هستند، وجود نداشته باشند. دو طرف اگر همدیگر را دوست داشته باشند با اجازه خانواده ها ازدواج کنند و هر وقت هم مشکل داشتند از هم جدا شوند و حساب و گرو کشی!! هم وجود نداشته باشد.
گرفتن حق طلاق و سرپرستی بچه که حق و حقوق رسمی زن نیست . شما چند بار نوشتین زنان در گرفتن حقوق خود ناموفق هستند . این رو به خواننده انتقال میده که شما دنبال این هستی که این ها رو حق زن بدونی . اگه حق رسمیش بود که دیگه نیازی نداشت دنبال ثابت کردنش و نوشتنش باشه . تکلیف خیلی ها تو موضوع ازدواج با خودشون معلوم نیست از یک طرف دنبال ازاد بودن مدل اروپایی هستند از یه طرف دنبال موارد سنتی دینی هم هستند . هم خدا رو میخوان هم خرما. نشدنیه
دقيقا مشكلي كه من داشتم. به هر كدوم از خواستكارام كه مي كفتم من مهريه نمي خواهم, عوضش همه چي نصف نصف, مثل خرج عروسي و جهيزيه. البته حق طلاق و. ....مي رفتند و ديكه پشت سرشون را نكاه نمي كردند!
خوشبختانه اومدم اينور اب! اينجا ديكه از اين مشكلات ندارم. ولي دلم براي خودم و بقيه دخترها و البته پسرهاي ايراني مي سوزه كه يكجايي بين سنت و مدرنيته مونديم و شجاعت تغييرش و نداريم!
نه اینجا جهنمه و نه اونور اب بهشت
من اگه روزی زن بگیرم با کمال میل حاضرم حق طلاق بدم ولی دیگه خبری از مهریه و عروسی گرفتن نباشه
حقوق مدنی کاملا برابر واقعا خوبه به شرطی که سایر موارد هم کاملا برابر باشه، اصلا پایه و اساس زندگی بر مبنای اشتراک و برابری باید گذاشته بشه، هر دو نفر کار کنن هر دونفر حق طلاق داشته باشن هر دونفر حق تحصیل داشته باشن و مهریه هم وجود نداشته باشه
(حق طلاق دادن خیلی بهتر از مهریه های سنگینه که عملا مثل خودکشی میمونه)
عزیزان مگه با این شرایط کسی زن میگیره ؟
این مطالب شما فقط باعث سخت تر شدن ازدواج و سخت گیری بیشتر زنها میشود
زن موجودی احساسی است نباید حق طلاق داشته باشه
درصد طلاق داره همش بیشتر میشه کلیش به خاطر این داستانهایی هست که شما مینویسید
تو قانون زن میتونه پول از شوهرش بگیر برا شیر دادن بچه یا درخواست کارگر کنه و ....
یعنی عملا قانون زن سالاری هست دست زنها را در اذیت کردن شوهر باز گذاشته
برا همین طلاق زیاد شده
نیست که هم اجرا میشه؟
تا جاییکه ما دیدیم خانومها هم عروسی آنچنانی می خواهند هم مهریه هزارتایی و علاوه بر اینها حق طلاق و حضانت و ... . بعضی ژورنالیستهای محترم ظاهراً از کره دیگری تشریف آوردند و کسی نیست از حقوق آقایان دفاع کند
بحثهای مهریه حق طلاق و.... تقابل بین نسل جدید و قدیم است که در درست یا غلط بودنشان قضاوت نمیکنیم مهم این است که رویه ای اتخاذ شود که پس از طلاق نه مرد به خاک سیاه بنشیند و نه زن چشم به دست اطرافیان داشته باشد و فرزندان آسیب نبینند.
باید به این باور رسید که جدایی هم بدون آباد کردن اجداد طرفین امکان پذیر است نه بصورت مرد سالارانه قدیم و نه به نرخ روز نان خوردن و مردان را به خاک سیاه نشاندن.
راستش می خوام اینجا ایده ای که از چند سال قبل داشتمو بگم:
اولا بگم که پسرم :)
اصل داستان همونیه که بالا خوندید یعنی ازدواج بصورت دو انسان کاملا برابر
یعنی :
تمامی حقوق اجتماعی زن بهش داده بشه از حق کار و حق تحصیل و حق خروج از کشور و ....
حق حضانت فرزند بصورت توافقی یا انتخاب خود فرزند ...
حق طلاق
و عدم وجود مهریه و جهیزیه
یعنی نه مهریه ای پرداخت بشه و نه جهیزیه ای از طرف زن
بلکه دو طرف باهم وسایل و هزینه شروه زندگی رو تقبل کنن ( در صورت توانایی هر دو طرف به شکل کاملا یکسان )
و در نهایت اینکه با ثبت دارایی ها قبل از ازدواج در صورت خواست طلاق تمامی درامدهای بعد از ازدواج بصورت یکسان بین دو ظرف تقسیم بشه
این داستان شامل هردو یعنی درامد مرد و زن میشه
تساوی در ملکیت خونه وو ماشین و ... که کاملا مشخصه با این سیستم
اما نکته جالب نظر خانم ها در مورد این داستان بوده! بطوری که هر وقت بحثش شده همگی این موراد رو نشدنی! و داشتن مهریه رو رویه درست می دونستن....
دقت کنید که این مدلی که گفتم کاملا به نفع خانومها و واقعا برابر هست ولی فرهنگ و اجتماع باعث میشه افراد بهش فکر نکنن!
وقت گذاشتم اینجا نوشتن منتشر کن :))
جامعه ایی که در آن زن از نظر رتبه استخدامی چند مرتبه از مرد پایین تر است حذف مهریه یعنی مصیبت بیشتر برای زنان
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.