ریشه تیتر یالثارات کجاست؟
وقتی اهانت، تاوان نداشته باشد و توهینکننده، صاحب حاشیه امن باشد و حتی مورد تشویق قرار گیرد، نتیجه جز وضعیت حاضر نخواهد بود
کیوان کثیریان درباره توهین یالثارات به هنرمندان در اعتماد نوشت:
شاید اوج این نگاه سیاسی در مطبوعات را پس از انقلاب، بتوان در سه، چهار سال اول انقلاب و پس از آن در نیمه دوم دهه ٧٠ و پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات دید. وقتی مطبوعات کارکرد حزب سیاسی پیدا میکنند باید منتظر تقابلها و مواجهههای تند هم بود. در این تقابلها انواع و اقسام تهمتها و حملات هم رد و بدل میشود. اما آنچه این حملات را به بیاخلاقی، توهین و اهانتهای مستقیم آلود، ریختن قبح توهین در عرصه عمومی جامعه بود.
از نیمههای دهه ٨٠ مشی و منشی حکمفرما شد که قبح دروغ و تهمت و توهین را ریخت. از تریبونهای عمومی توسط مسوولان ردهبالای اجرایی کلماتی بر زبان رانده شد که پیش از این کسی توقع شنیدنش را از آدمهایی در آن سطح نداشت و بیاخلاقیهایی شد که پیش از آن بینظیر بود. به تدریج توهین و اهانت مستقیم، بدون آنکه هزینهای داشته باشد، سکه رایج بازار شد.
وقتی اهانت، تاوان نداشته باشد و توهینکننده، صاحب حاشیه امن باشد و حتی مورد تشویق قرار گیرد، نتیجه جز وضعیت حاضر نخواهد بود و وقتی همین آدمهای سیاسی بیآنکه اهل مطبوعات باشند، وارد عرصه حساسی مثل روزنامهنگاری شوند، توقعی جز این نباید داشت.
«خودحق پنداری» افراطی که نزد این گونه افراد وجود دارد به همراه نهادینه شدن بیاخلاقی، دروغ و تهمت و توهین - که مستقیما مغایر آموزههای دینی است- موجب میشود آنها که روزنامهنگار نیستند ولی به روزنامهنگاری به عنوان ابزاری برای تسویه حسابهای سیاسی نگاه میکنند، از این راه برای ضربه زدن به مخالفان سیاسیشان یا حتی به آنها که متفاوت از آنان میاندیشند، سودجویند. آنچه در این میان قربانی میشود «اخلاق» است و آنچه نادیده گرفته شده ولی همچنان به عنوان دستاویز مصرف میشود، شرع و مقدسات دینی است.
اقدام قضایی و اعتماد به دستگاه قضا نیز در مواردی از این دست میتواند رفتارهای ناهنجار اینچنینی را محدود کند.
حواشی پیش آمده پیرامون جشن سینمایی اخیر و تیتر توهین آمیز نشریه یالثارات علیه شرکتکنندگان در این جشن، نکاتی را به یاد میآورد که بیم آن میرود فراموش شود یا مغفول بمانند. روزنامهنگاری در ایران بهشدت سیاسی است. در برهههای مختلف تاریخی نیز نقاط مشخصی دیده میشود که وقتی تحولات سیاسی در جامعه پررنگ باشد، مطبوعات نیز به ابزاری موثر در دست سیاسیون بدل میشوند.
شاید اوج این نگاه سیاسی در مطبوعات را پس از انقلاب، بتوان در سه، چهار سال اول انقلاب و پس از آن در نیمه دوم دهه ٧٠ و پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات دید. وقتی مطبوعات کارکرد حزب سیاسی پیدا میکنند باید منتظر تقابلها و مواجهههای تند هم بود. در این تقابلها انواع و اقسام تهمتها و حملات هم رد و بدل میشود. اما آنچه این حملات را به بیاخلاقی، توهین و اهانتهای مستقیم آلود، ریختن قبح توهین در عرصه عمومی جامعه بود.
از نیمههای دهه ٨٠ مشی و منشی حکمفرما شد که قبح دروغ و تهمت و توهین را ریخت. از تریبونهای عمومی توسط مسوولان ردهبالای اجرایی کلماتی بر زبان رانده شد که پیش از این کسی توقع شنیدنش را از آدمهایی در آن سطح نداشت و بیاخلاقیهایی شد که پیش از آن بینظیر بود. به تدریج توهین و اهانت مستقیم، بدون آنکه هزینهای داشته باشد، سکه رایج بازار شد.
وقتی اهانت، تاوان نداشته باشد و توهینکننده، صاحب حاشیه امن باشد و حتی مورد تشویق قرار گیرد، نتیجه جز وضعیت حاضر نخواهد بود و وقتی همین آدمهای سیاسی بیآنکه اهل مطبوعات باشند، وارد عرصه حساسی مثل روزنامهنگاری شوند، توقعی جز این نباید داشت.
«خودحق پنداری» افراطی که نزد این گونه افراد وجود دارد به همراه نهادینه شدن بیاخلاقی، دروغ و تهمت و توهین - که مستقیما مغایر آموزههای دینی است- موجب میشود آنها که روزنامهنگار نیستند ولی به روزنامهنگاری به عنوان ابزاری برای تسویه حسابهای سیاسی نگاه میکنند، از این راه برای ضربه زدن به مخالفان سیاسیشان یا حتی به آنها که متفاوت از آنان میاندیشند، سودجویند. آنچه در این میان قربانی میشود «اخلاق» است و آنچه نادیده گرفته شده ولی همچنان به عنوان دستاویز مصرف میشود، شرع و مقدسات دینی است.
کلمه زشتی که آن جریده درباره هنرمندان شرکتکننده در آن جشن سینمایی به کار برد، جدا از آنکه به گونهای بدیهی خلاف آموزههای دینی و قواعد اخلاقی است، ریشه در همین وضعیت دارد که آن دوران تیره، در جامعه پدید آورد.
فراموش نکنیم این کلمه را برای نخستینبار، یک شبه منتقد با پیشینه ایدئولوژیک که حوزه نقد سینما را برای فعالیت سیاسی انتخاب کرده در رسانه عمومی مطرح کرد و در عادیسازی آن کوشید.
نکتهای که در این میان بیش از همهچیز عجیب و البته قابل انتقاد است، سکوت خانه سینما و حتی سکوت اکثر هنرمندانی است که مورد توهین قرار گرفتهاند. به گمانم برای مبارزه با این بیاخلاقیهای نهادینه شده و خطرناک، نیاز به کنشمندی بیشتری است.
شاید دوری از واهمههای بیدلیل، پرهیز از عافیتطلبیهای بیمورد و محافظهکاریهای خطرناک و همچنین اعتقاد به مبارزه برای رفع این معضل اجتماعی، بتواند راهگشا باشد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مدعی العموم ظاهرا فقط مرتضوی بود ؟
من با نظر شما موافقم و همانطور که از قدیم گفته اند ادب مرد به زدولیت اوست بنظر من بایستی افکار عمومی با افراد بد زبان و هتاک به شیوه سلبی برخورد نماید تا مانع از رشد کاذب افراد بی تربیت و فاقد ادب به مدارجی شده که لازمه داشتن اخلاق است
سلام
این کلمه از کلمات فقهی می باشد و آیت الله جوادی آملی نیز در خصوص رفتار سیاستمداران وطن فروش کلمه دیاثت را به کار بردند.
آیا نوع رفتار برخی هنرمندان و عرضه نوامیسشان اگر از جنس دیاثت نیست پس از چه جنسی است؟
بنام خدا
خوب است این روایات هم خوانده شود .
لابد سندشان ایراد دارد!
لابد برای این زمان گفته نشده اند!
لابد شرایط تغییر کرده است!
لابد کسی با غرض این روایات را جعل کرده است!
و... صدها احتمال دیگر برای فرار از عمل کردن به دین پاک الهی.
عنه صلى الله عليه و آله: أيُّما رَجُلٍ رَضِيَ بِتَزَيُّنِ امرَأَتِهِ و تَخرُجُ مِن بابِ دارِها، فَهُو دَيّوثٌ، و لا يَأثَمُ مَن يُسَمّيهِ دَيّوثا.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر مردى كه راضى است همسرش خود را بيارايد و از خانه بيرون برود، آن مرد، ديّوث است، و هر كه او را ديّوث بنامد، گناه نكرده است. هرگاه زن، آرايشكنان و عطرزنان، از خانهاش خارج شود و شوهرش به اين كارِ او راضى باشد، به ازاى هر قدمى كه بر مىدارد، براى شوهر او، خانهاى در جهنّم بنا مىشود.
كتاب من لا يحضره الفقيه: قالَ [رَسولُ اللّهِ] صلى الله عليه و آله: إنَّ الجَنَّةَ لَتوجَدُ ريحُها مِن مَسيرَةِ خَمسِمِائَةِ عامٍ، و لا يَجِدُها عاقٌّ و لا دَيّوثٌ.
كتاب من لا يحضره الفقيه: [پيامبر خدا صلى الله عليه و آله] فرمود: بوى بهشت، از مسافت پانصد سالْ راه، به مشام مىرسد؛ امّا چنين بويى را فرزند ناخلف و انسان ديّوث، استشمام نمىكنند.
چرا هیچکس نظر نمیده
" شاید دوری از واهمههای بیدلیل، پرهیز از عافیتطلبیهای بیمورد و محافظهکاریهای خطرناک و همچنین اعتقاد به مبارزه برای رفع این معضل اجتماعی، بتواند راهگشا باشد"
مقاله درست و بجایی بود ولی چه کسی قدرت لازم را برای برخورد با قدرتمندان زر و زور و تزویر را در کشور دارد ؟
متاسفانه روزنامه های علمی و اموزنده بسیار کم هستند
و روزنامه های غیراخلاقی فعالند برای همین سطح مطالعه مردم و خریدن روزنامه بسار کم است
جای شگفت است خیلی از مسولین از پشت میکروفون بی فرهنگی و بی اخلاقی در ایران را به گردن تهاجم فرهنگی و ماهواره می اندازند و ادرس غلت میدهند پس ایا یالثارات مصداق بی اخلاقی نیست ؟
بزودی شاهد این هستیم که تصاویر مستهجن نیز انتشار کند .
این نشریه سخنانی رو از امامان منتشر میکند که شاید با توجه به شرایط موجود در همان زمان گفته شده و بهتر بود ابتدا نظر مراجع تقلید را جویا میشد .
آقای بهداد که نامه سراسر توهین به اطبا منتشر کردند کجا هستند که جواب این توهین را بدهند اگر شجاعت دارند جواب بدهند نه اینکه از ترس سکوت کنند
اینها خودشون قیم مردم میدونن و بخودشون اجازه میدن هر جور لفظی رو بکار ببرند . البته حق هم دارند چون کسی هم کاری باهاشون ندارند.کلا یک عده هستند که فکر می کنند مردم نمیفهمن و فقط خودشون می فهمند
دادچ
چي دفاع كنن؟ كجا دفاع كنن؟ كي به دادشون ميرسه؟ اين نشريه مگه لغو مجوز نشده بود؟
نيش عقرب نه از ره كين است اقتضاي طبيعتش اين است
حالا اگر یک روزنامه اصلاح طلب این حرف رو زده بود دادستان دم دفترش بست نشسته بود تا ببندش
فراموش نکنیم این کلمه را برای نخستینبار، یک شبه منتقد با پیشینه ایدئولوژیک که حوزه نقد سینما را برای فعالیت سیاسی انتخاب کرده در رسانه عمومی مطرح کرد و در عادیسازی آن کوشید.
قبل ترش کس دیگه ای قبح این فحشو شکسته بود
به تو چه ربطی داره توکاسه داغتر از آش شدی
حسن عباسي
یقینا ریشهی آن در تفکرات داعشیسمی آنهاست که اسلام را دشمن اما آن را ابزار خود کرده و اینک در حال رشد و ترویج تفکرات خود هستند و بدون هیچ مزاحمتی در حال فعالیت هستند!!!
جواب تیتر شما در دو سه کلمه خلاصه میشود
نشناختن اسلام
نداشتن شعور کافی
یالثارات حقیقت رو گفته
مگه غیر از اینه ؟؟
اب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم. داعش اینجا است کجا میگردیم
حییف ازااین نام
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.