تفسير متفاوت رضایی از:
اعتراضات انتخابات، ورود سپاه به اقتصاد، جنگ قدرت نسل اول و دوم
امروز هم اعتقادم بر اين است که آقايان کنار هم بنشينند و با وجود عقايد متفاوتشان، اقدامي انجام ندهند که منجر به آسيب رساندن به منافع ملي ايران شود. الان ما مسائلي با 1+5 داريم. نبايد مسائل داخلي را در سياست خارجي دخيل کنيم، چون دود آن به چشم مردم خواهد رفت و اين مردم هستند که آسيب ميبينند و ايران ضعيف ميشود.

محسن رضایی در گفتوگو با روزنامه تهران امروز تفسير تازه و متفاوتي از اعتراضات انتخابات، ورود سپاه به حوزه اقتصاد، علت جنگ قدرت نسل اول و دوم و... ارایه کرده که به نظر خواندني و راهگشاست.
به گزارش «تابناک»، خلاصهای از این گفتوگو در زیر میآید:
نگاه متفاوت محسن رضایی به مسائل روز جامعه، گفتوگو با وی را سخت و البته آسان ميکند. پاسخهاي جالب او به همه پرسشها، گفتوگو را شورانگيز ميکند، اما در عين حال، عطش به پرسيدن از همه مسائل، فرصت چالش و پرسشگري عميق را ميستاند. آنچه در زیر ميخوانيد، ماحصل چنين فضايي است:
نکتهاي که شما در مناظره با آقاي احمدينژاد داشتيد، خيلي مورد توجه بود و همچنان مسأله امروز و فرداي فضاي سياسي کشور ماست، اينکه شما درباره حوزه سياست خارجي صريحا از او انتقاد کرديد و گفتيد که اگر تدابير رهبري نبود کشور به آستانه جنگ رسيده بود و چندين بار احتمال تجاوز دشمن به ايران بود. الان اين دغدغه هست که برخي از سياستهاي دولت دهم چه در داخل و چه در حوزه خارجي کشور را به لبه پرتگاه ميبرد، خب چهار سال پيش روي دولت است. اتفاقا اين بار با دوره یش تفاوتهاي زيادي دارد، چون معترضان، هم بيشتر و هم فعالتر شدهاند و شرايط قابل مقايسه با سال 84 نيست. فکر ميکنيد اگر دولت دهم انحرافي در سياستهاي خود داشت، مردم و گروههاي سياسي بايد منتظر اين باشند که رهبري جلوي دولت دهم را گرفته و از انحراف باز بدارد يا خير؛ شما براي بخشهاي ديگري در جامعه، چه در حوزه فردي و چه در حوزه نهادي، نقش قایل هستيد؟
پیش از اين هم گفتهام. نقش رهبري و آمادگي نيروهاي مسلح و افشاگريهايي که در داخل و خارج درباره آقاي بوش در رابطه با ايران صورت گرفت، عامل بازدارندهاي براي درگيري دوباره بين ايران و آمريکا بود، ولي من در مناظرات تنها آقاي احمدينژاد را نقد نكردم. در مناظره با آقاي ميرحسين موسوي هم ايشان و برنامه اقتصادي او را نقد كردم.
امروز هم به نظر ميرسد که آقاي احمدينژاد نسبت به دوره قبل سياست خارجي بهتري را در پيش بگيرد. از سخنرانيهايشان مشخص است که سياست خارجي ايشان در دوره آينده تفاوت خواهد کرد. به هر حال ايشان چهار سال تجربه دارد كه احتمالا به كار خواهد گرفت.
در حوزه مسائل داخلي چطور؟
در حوزه مسائل داخلي ما بايد به نوعي وحدت و برادري واقعي برسيم و اين امکانپذير نيست مگر آنکه محور وحدت، ولايتفقيه باشد و وحدت هم دوطرفه باشد؛ يعني همه به فکر رفتاري همکارانه باشند و کسي نخواهد ديگري را تحقير کند يا کسي احساس نکند که ميخواهند او را دچار احساس شکست کرده و گوشه ديوار بگذارند. يک وحدت دو طرفه پيرامون رهبري با درون مايه برادري پدید آيد. برادري يعني سوءظن و دشمني و تهمت وجود نداشته نباشد.
من در آخرين اطلاعيهاي که پس از انتخابات صادر کردم، به آقاي موسوي، کروبي و احمدينژاد تاکيد کردم هيچ راهي وجود ندارد، مگر اينکه کنار هم بنشينند. گفتم که ايران با مسائل حياتي مواجه است. مثل مسائل هستهاي، مذاکره با آمريکا، وضعيت ايران در منطقه، تحريمهاي اقتصادي و... و منطق در اين است که آقايان در کنار هم باشند. نظرات خود را هم صادقانه و برادرانه دنبال كنند.
امروز هم اعتقادم بر اين است که آقايان کنار هم بنشينند و با وجود عقايد متفاوتشان، کاری انجام ندهند که منجر به آسيب رساندن به منافع ملي ايران شود. الان ما مسائلي با 1+5 داريم. نبايد مسائل داخلي را در سياست خارجي دخيل کنيم، چون دود آن به چشم مردم خواهد رفت و اين مردم هستند که آسيب ميبينند و ايران ضعيف ميشود.
آنچه آقاي هاشمي گفتند، مربوط به آقاي هاشمي نبوده. تعدادي از اعضاي مجمع با ايشان اين کار را پيگيري كردند. من معتقدم ما بايد از هر اقدامي در راستای وحدت و برادري حمايت کنيم.
يك سوال را به دو نکته اختصاص ميدهم؛ نخست اينکه پس از گذشت نزدیک به چهار ماه از انتخابات هنوز هم بحثهاي پيراموني آن در جامعه، نخبگان و افکار عمومي وجود دارد. تعبير شما از اين مسأله چيست؟ آيا صرفا اعتراضات کور است؟ دوم اينکه شما کميسيون مستقل انتخابات را مطرح کرديد؛ چرا در روزهاي اخير شاهد حملات زيادي به اين طرح بوديم. انگيزه مخالفان اين طرح ر ا چه ميدانيد؟
دمکراسي ديني در ايران وارد مرحله جديدي از رشد خود شده است و آن پذيرش اعتراضات است. اگر بتوانيم اين دوره را به خوبي پشت سر بگذاريم، مردمسالاري ديني در ايران رشد چشمگیري خواهد کرد. دوران مشارکت صرف و همراهي صرف مردم با دولت به پايان رسيده است.
ما در حال وارد شدن به يك عصر اجتماعي شدن امور هستيم؛ يعني مردم همان گونه كه در انتخابات مشاركت دارند، ميخواهند نسبت به پاسخگو كردن دولت هم نقش فعال داشته باشند. ما بايد به اعتراضات از اين زاويه نگاه کنيم. نه اينکه فکر کنيم اين اعتراضات براي براندازي جمهوري اسلامي است و فعالان سياسي هم نبايد اعتراضات مردم را بر اين اساس ببينند. ديدگاه دوم باعث ميشود که فضاي کشور امنيتي و مردمسالاري ديني تضعيف شود، اما اگر ما بخواهيم بپذيريم که اعتراضات هم جزیي از مردمسالاري ديني است، نوعي امر به معروف و نهي از منکر حاکمان و دولت در کشور پدید ميآيد.
اين نشان ميدهد که مردمسالاري ديني در حال گسترش و افزايش است. چه خوب است که دوستان فعال سياسي ما هم به اين موضوع از اين زاويه نگاه کنند و اعتراضات را هدفمند ببينند و از خشونت عليه آن جلوگيري کنند. اجازه ندهند اعتراضات برخي از مردم به سمت براندازي هدايت شود؛ اين يک وظيفه فعالان سياسي است.
از سوی ديگر، ادبيات اعتراض بايد ادبيات مودبانهاي باشد. خواستهها و اهداف کاملا روشن و شفاف باشد. هدف اعتراضات بايد کاملا مشخص باشد و از تبديل کردن اعتراضات به سمت خشونت و رفتن به سمت براندازي بايد جلوگيري شود. اينجا همان جايي است که سازمانهاي جاسوسي دنيا دخالت ميکنند و اعتراضات بحق مردم را تبديل به حمايت از منافع خودشان میکنند. از سوی ديگر، نهادهاي حكومتي هم بايد تحمل خود را بالا ببرند. نبايد اعتراضات مردم را بهعنوان خشونت تلقي کنند. بايد خشونتطلبان را از معترضان تفکيک کنند و حتي گاهي خود به حمايت از معترضان همت کنند. البته بايد معترضان از راه قانون و مجوز قانوني عمل کنند.
ما در آينده بايد جايي را در تهران و شهرستانها تعيين کنيم که فضايي باشد که هر کسي اعتراض دارد به همراه مجوزش به آنجا برود. با هر تعدادي تجمع کرده و اعتراضشان را به طور قانونمند انجام دهند.
در مورد کميسيون ملي انتخابات يا نهاد ملي انتخابات، ميتواند کميسيون انتخابات يا شوراي ملي انتخابات باشد. اين مسأله در تمام دنيا تجربه شده و بيش از يک سال است که موضوع آن در ايران مطرح شده است. اين كار در چهارچوب قانون اساسي بايد صورت گيرد.
حسن چنين شورايي اين است که اعتماد مردم را بيشتر جذب کرده و مستقل از هر سه قوه خواهد بود و هيچ کدام از قواي سهگانه حق دخالت در امور آن را نخواهند داشت.
اما قانون آن قطعا در مجلس نوشته خواهد شد. سياستهاي کلان در مجمع، تهيه و تقديم رهبري ميشود و اگر ايشان سياستهايي را قبول كنند قانون آن در مجلس تهيه ميشود و تبديل به نهادي قانوني و مستقل از قواي سهگانه خواهد شد. حالا چرا اين اعتراضات انجام شد؟ شايد به اين دليل که عدهاي گمان ميکنند که اين نهاد ميخواهد نسبت به گذشته انتخابات اظهارنظر کند. به هر حال، اين اعتراضات وارد نيست و اگر معترضان تامل بيشتري کنند، متوجه خواهند شد که بهوجود آمدن چنين نهادي بهنفع نظام و مردم است.
به تازگی در رابطه با طرح كميسيون ملي انتخابات كه پيشنهاد شما بوده برخي حمايت كردند و برخي هم موضعگيري تند داشتند؟
كساني كه موضعگيري تند كردند مصاحبههاي مرا نخوانده بودند، شتابزده عمل كردند. شايد هم مقاصدي داشتند.
آيا شما قصد پاسخ دادن به آنها را نداريد؟
امروزه شرايط كشور به گونهای است كه بايد روي شعلههاي سياسي آب پاشيد و آن را خنثي كرد، اگر امروز كسي به من فحش بدهد صورت او را ميبوسم تنها با برادري ميشود از شرايط فعلي گذر كرد. البته من نصيحت ميكنم كه فعالان سياسي به ویژه نهادهاي حكومتي از اصطلاحات چارواداري كه لاتها به كار ميگيرند عليه رقبايشان استفاده نكنند. كلماتي مانند «دروغگو» يا «شكستخورده» يا «شكمپاره» در شأن جامعه ايران نيست.
بايد تلاش کرد که اصلاحطلبان از نظام فاصله نگرفته و ارتباطشان با آنها قطع نشود. به همين دليل، در سه ماه اخير من بارها از آقاي کروبي و موسوي خواستم که ارتباطشان را با رهبري حفظ کنند. هيچ كس از آنچه پيش آمده خوشحال نيست، اما با توجه به حوادث پيش آمده ممكن است اصلاحطلبان نياز به بازسازي داشته باشند. حيات دوباره اصلاحطلبان ممكن است چندين سال طول بكشد.
متن کامل گفتوگو را در اینجا بخوانید.
به گزارش «تابناک»، خلاصهای از این گفتوگو در زیر میآید:
نگاه متفاوت محسن رضایی به مسائل روز جامعه، گفتوگو با وی را سخت و البته آسان ميکند. پاسخهاي جالب او به همه پرسشها، گفتوگو را شورانگيز ميکند، اما در عين حال، عطش به پرسيدن از همه مسائل، فرصت چالش و پرسشگري عميق را ميستاند. آنچه در زیر ميخوانيد، ماحصل چنين فضايي است:
نکتهاي که شما در مناظره با آقاي احمدينژاد داشتيد، خيلي مورد توجه بود و همچنان مسأله امروز و فرداي فضاي سياسي کشور ماست، اينکه شما درباره حوزه سياست خارجي صريحا از او انتقاد کرديد و گفتيد که اگر تدابير رهبري نبود کشور به آستانه جنگ رسيده بود و چندين بار احتمال تجاوز دشمن به ايران بود. الان اين دغدغه هست که برخي از سياستهاي دولت دهم چه در داخل و چه در حوزه خارجي کشور را به لبه پرتگاه ميبرد، خب چهار سال پيش روي دولت است. اتفاقا اين بار با دوره یش تفاوتهاي زيادي دارد، چون معترضان، هم بيشتر و هم فعالتر شدهاند و شرايط قابل مقايسه با سال 84 نيست. فکر ميکنيد اگر دولت دهم انحرافي در سياستهاي خود داشت، مردم و گروههاي سياسي بايد منتظر اين باشند که رهبري جلوي دولت دهم را گرفته و از انحراف باز بدارد يا خير؛ شما براي بخشهاي ديگري در جامعه، چه در حوزه فردي و چه در حوزه نهادي، نقش قایل هستيد؟
پیش از اين هم گفتهام. نقش رهبري و آمادگي نيروهاي مسلح و افشاگريهايي که در داخل و خارج درباره آقاي بوش در رابطه با ايران صورت گرفت، عامل بازدارندهاي براي درگيري دوباره بين ايران و آمريکا بود، ولي من در مناظرات تنها آقاي احمدينژاد را نقد نكردم. در مناظره با آقاي ميرحسين موسوي هم ايشان و برنامه اقتصادي او را نقد كردم.
امروز هم به نظر ميرسد که آقاي احمدينژاد نسبت به دوره قبل سياست خارجي بهتري را در پيش بگيرد. از سخنرانيهايشان مشخص است که سياست خارجي ايشان در دوره آينده تفاوت خواهد کرد. به هر حال ايشان چهار سال تجربه دارد كه احتمالا به كار خواهد گرفت.
در حوزه مسائل داخلي چطور؟
در حوزه مسائل داخلي ما بايد به نوعي وحدت و برادري واقعي برسيم و اين امکانپذير نيست مگر آنکه محور وحدت، ولايتفقيه باشد و وحدت هم دوطرفه باشد؛ يعني همه به فکر رفتاري همکارانه باشند و کسي نخواهد ديگري را تحقير کند يا کسي احساس نکند که ميخواهند او را دچار احساس شکست کرده و گوشه ديوار بگذارند. يک وحدت دو طرفه پيرامون رهبري با درون مايه برادري پدید آيد. برادري يعني سوءظن و دشمني و تهمت وجود نداشته نباشد.
من در آخرين اطلاعيهاي که پس از انتخابات صادر کردم، به آقاي موسوي، کروبي و احمدينژاد تاکيد کردم هيچ راهي وجود ندارد، مگر اينکه کنار هم بنشينند. گفتم که ايران با مسائل حياتي مواجه است. مثل مسائل هستهاي، مذاکره با آمريکا، وضعيت ايران در منطقه، تحريمهاي اقتصادي و... و منطق در اين است که آقايان در کنار هم باشند. نظرات خود را هم صادقانه و برادرانه دنبال كنند.
امروز هم اعتقادم بر اين است که آقايان کنار هم بنشينند و با وجود عقايد متفاوتشان، کاری انجام ندهند که منجر به آسيب رساندن به منافع ملي ايران شود. الان ما مسائلي با 1+5 داريم. نبايد مسائل داخلي را در سياست خارجي دخيل کنيم، چون دود آن به چشم مردم خواهد رفت و اين مردم هستند که آسيب ميبينند و ايران ضعيف ميشود.
آنچه آقاي هاشمي گفتند، مربوط به آقاي هاشمي نبوده. تعدادي از اعضاي مجمع با ايشان اين کار را پيگيري كردند. من معتقدم ما بايد از هر اقدامي در راستای وحدت و برادري حمايت کنيم.
يك سوال را به دو نکته اختصاص ميدهم؛ نخست اينکه پس از گذشت نزدیک به چهار ماه از انتخابات هنوز هم بحثهاي پيراموني آن در جامعه، نخبگان و افکار عمومي وجود دارد. تعبير شما از اين مسأله چيست؟ آيا صرفا اعتراضات کور است؟ دوم اينکه شما کميسيون مستقل انتخابات را مطرح کرديد؛ چرا در روزهاي اخير شاهد حملات زيادي به اين طرح بوديم. انگيزه مخالفان اين طرح ر ا چه ميدانيد؟
دمکراسي ديني در ايران وارد مرحله جديدي از رشد خود شده است و آن پذيرش اعتراضات است. اگر بتوانيم اين دوره را به خوبي پشت سر بگذاريم، مردمسالاري ديني در ايران رشد چشمگیري خواهد کرد. دوران مشارکت صرف و همراهي صرف مردم با دولت به پايان رسيده است.
ما در حال وارد شدن به يك عصر اجتماعي شدن امور هستيم؛ يعني مردم همان گونه كه در انتخابات مشاركت دارند، ميخواهند نسبت به پاسخگو كردن دولت هم نقش فعال داشته باشند. ما بايد به اعتراضات از اين زاويه نگاه کنيم. نه اينکه فکر کنيم اين اعتراضات براي براندازي جمهوري اسلامي است و فعالان سياسي هم نبايد اعتراضات مردم را بر اين اساس ببينند. ديدگاه دوم باعث ميشود که فضاي کشور امنيتي و مردمسالاري ديني تضعيف شود، اما اگر ما بخواهيم بپذيريم که اعتراضات هم جزیي از مردمسالاري ديني است، نوعي امر به معروف و نهي از منکر حاکمان و دولت در کشور پدید ميآيد.
اين نشان ميدهد که مردمسالاري ديني در حال گسترش و افزايش است. چه خوب است که دوستان فعال سياسي ما هم به اين موضوع از اين زاويه نگاه کنند و اعتراضات را هدفمند ببينند و از خشونت عليه آن جلوگيري کنند. اجازه ندهند اعتراضات برخي از مردم به سمت براندازي هدايت شود؛ اين يک وظيفه فعالان سياسي است.
از سوی ديگر، ادبيات اعتراض بايد ادبيات مودبانهاي باشد. خواستهها و اهداف کاملا روشن و شفاف باشد. هدف اعتراضات بايد کاملا مشخص باشد و از تبديل کردن اعتراضات به سمت خشونت و رفتن به سمت براندازي بايد جلوگيري شود. اينجا همان جايي است که سازمانهاي جاسوسي دنيا دخالت ميکنند و اعتراضات بحق مردم را تبديل به حمايت از منافع خودشان میکنند. از سوی ديگر، نهادهاي حكومتي هم بايد تحمل خود را بالا ببرند. نبايد اعتراضات مردم را بهعنوان خشونت تلقي کنند. بايد خشونتطلبان را از معترضان تفکيک کنند و حتي گاهي خود به حمايت از معترضان همت کنند. البته بايد معترضان از راه قانون و مجوز قانوني عمل کنند.
ما در آينده بايد جايي را در تهران و شهرستانها تعيين کنيم که فضايي باشد که هر کسي اعتراض دارد به همراه مجوزش به آنجا برود. با هر تعدادي تجمع کرده و اعتراضشان را به طور قانونمند انجام دهند.
در مورد کميسيون ملي انتخابات يا نهاد ملي انتخابات، ميتواند کميسيون انتخابات يا شوراي ملي انتخابات باشد. اين مسأله در تمام دنيا تجربه شده و بيش از يک سال است که موضوع آن در ايران مطرح شده است. اين كار در چهارچوب قانون اساسي بايد صورت گيرد.
حسن چنين شورايي اين است که اعتماد مردم را بيشتر جذب کرده و مستقل از هر سه قوه خواهد بود و هيچ کدام از قواي سهگانه حق دخالت در امور آن را نخواهند داشت.
اما قانون آن قطعا در مجلس نوشته خواهد شد. سياستهاي کلان در مجمع، تهيه و تقديم رهبري ميشود و اگر ايشان سياستهايي را قبول كنند قانون آن در مجلس تهيه ميشود و تبديل به نهادي قانوني و مستقل از قواي سهگانه خواهد شد. حالا چرا اين اعتراضات انجام شد؟ شايد به اين دليل که عدهاي گمان ميکنند که اين نهاد ميخواهد نسبت به گذشته انتخابات اظهارنظر کند. به هر حال، اين اعتراضات وارد نيست و اگر معترضان تامل بيشتري کنند، متوجه خواهند شد که بهوجود آمدن چنين نهادي بهنفع نظام و مردم است.
به تازگی در رابطه با طرح كميسيون ملي انتخابات كه پيشنهاد شما بوده برخي حمايت كردند و برخي هم موضعگيري تند داشتند؟
كساني كه موضعگيري تند كردند مصاحبههاي مرا نخوانده بودند، شتابزده عمل كردند. شايد هم مقاصدي داشتند.
آيا شما قصد پاسخ دادن به آنها را نداريد؟
امروزه شرايط كشور به گونهای است كه بايد روي شعلههاي سياسي آب پاشيد و آن را خنثي كرد، اگر امروز كسي به من فحش بدهد صورت او را ميبوسم تنها با برادري ميشود از شرايط فعلي گذر كرد. البته من نصيحت ميكنم كه فعالان سياسي به ویژه نهادهاي حكومتي از اصطلاحات چارواداري كه لاتها به كار ميگيرند عليه رقبايشان استفاده نكنند. كلماتي مانند «دروغگو» يا «شكستخورده» يا «شكمپاره» در شأن جامعه ايران نيست.
بايد تلاش کرد که اصلاحطلبان از نظام فاصله نگرفته و ارتباطشان با آنها قطع نشود. به همين دليل، در سه ماه اخير من بارها از آقاي کروبي و موسوي خواستم که ارتباطشان را با رهبري حفظ کنند. هيچ كس از آنچه پيش آمده خوشحال نيست، اما با توجه به حوادث پيش آمده ممكن است اصلاحطلبان نياز به بازسازي داشته باشند. حيات دوباره اصلاحطلبان ممكن است چندين سال طول بكشد.
متن کامل گفتوگو را در اینجا بخوانید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
با سلام اینجانب در مسیر انتخابات و جریانات بعد از آن از عقلانیت و متانت و جامع نگری جناب دکتر محسن رضایی بسیار متشکر و ممنونم
تحلیلها و مواضع ایشان مبتنی بر اخلاق اسلامی و نشان از پختگی و کار آزمودگی دارد امیدوارم با تدبیر رهبری معظم از چنین مردانی که یادگار شهیدان و راد مردان دفاع مقدسند با تدبیر و صلاحدید رهبری بزرگوار بیشتر از پیش و در جایگاههای بهتر و مهمتراستفاده شود
این یک واقعیت است که ارزشمداری و ولایت مداری توام با اخلاق و صداقت مدارا و مدیریت وعلم بالاترین نتیجه و دستاورد با کمترین هزینه و حواشی و توالی فاسد را دارد
خوب است جناب احمدی نژاد در آغاز دوره دوم ریاست جمهوری برای رضای خدا و با توجه به الگوی شخصیت جناب محسن رضایی و امثال شریفشان ازایفای نقش خام و کلیشه ای سوپر من و دانای کل و بلا منازع دست بردارند و قول بزرگمهر را که در تعالیم ائمه هدی و حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین به اشکال متنوع آمده است باور بفرمایند که همه چیز را همگان دانند
ضمنا تقاضای ملاقات با جناب دکتر رضایی را دارم که با تمام توان در خدمت شخصیت و افکار ایشان باشم
آدرس بیجار کردستان اقبال ملاقدیمی اداره امور مالیاتی
این اولین نظرمنه امیدوارم که اخریش نباشه.اقا محسن کسانی که به دامن منتظری پناه برده اند انگار درچاه ویل افتاده اند وراه بازگشتشون به دامان ولایت ومردم ولایی خیلی سخته.
معرفی محلی برای تشکیل اجتماعات واعتراضات ، پیشنهاد جالبی است البته به شرط آن که « چون پیشنهادهای دگر موجب حرمان نشود !!!!! »
سردار كو گوش شنوا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ریشه همه این اغتشاشات و مفاسد به هاشمی برمیگردد. میدانم نمیزند. زیرا تا به حال صدها بار نوشتم یک مورد نیاوردید . لعنت به شما که به دروغ طرفدار آزادی و ...هستید
به لطف پروردگار مهربان اين نظام تا ابد ـ به كوري چشم دشمنان ـ پايدار خواهد ماند و وابسته به هيچ شخصيتي و يا گروهي نيست و نخواهد بود. بلكه امانتدار واقعي اين انقلاب مردم هستند نه مدعيان دروغين و دنيافريفيته.
آقای رضایی عزیز . بی پرده بگویم این سوال و جوابهای خودمانی شما و دوستانتان باعث نمیشود افکار عمومی نسبت به شما تغییر یابد . حرفت و درست و واضح بزن . یا زنگی زنگی یا رومی رومی.
وقتی احمدی رای می اوردشما3نفرشکست خورده هستید
جناب آقای رضایی
هم ولایتی عزیز
جمع کردن این آقایان کنار هم دیگر مانند جمع کردن صداقت و دروغ باهمدیگر است آیا می توان چنین کاری کرددر پایان نیجه جمعبندی صداقت می شود یا دروغ؟
آقای رضایی را بعنوان یک روشنفکر مسلمان میشناسیم. سئوال ما از ایشان این است که چرا در توسعه باز سازی جبهه اصولگرایان را از قلم انداختند. نگاه منصفانه به این دو گروه بزرگ باز سازی اصولگرایان را روشنتر میکند.
در نامه اي كه آقاي رفسنجاني در يكي دو روز قبل از انتخابات نوشتند و مسايل بعد از انتخابات را به روشني پيش بيني كردند و اگر گوش شنوائي بود و به آن نامه حداقل در حدود 50 درصد هم ترتيب اثر داده شده بود ما اينهمه لطمه از حوادث انتخابات و بعد از آن را حداقل در داخل نظام و كشور مشاهده نميكرديم
جناب رضائي بهتر بود در صحبتهايتان به نامه بسيار بموقع و مدبرانه آقاي رفسنجاني هم اشاره ميكرديد
خدا حفظتان کند جناب رضائی امروز مردم از پرخاش نخبگان بهم ناراحت هستند و فکر میکنند سر تقسیم غنائم است باید روش اشدا علی ال اکفار و رحمائ بینهم را عمل کرد .
آقای رضایی حتما خوب می دانند در مملکتی که هر معترضی متهم به نقاق ، عامل بیگانه ، دشمن دین و مذهب ضد ولایت فقیه و....... می شود این سخنان و طرح های زیبا و مدرن فقط برای دلخوشی موقت است و قطعا اجرا نخواهد شد.
من یکی از مخالفان رضایی هستم ولی از این مصاحبه او خشنود شدم چون کاملاً منطقی و به جا و به صورت کلان گفتند ای کاش از اول این گونه صحبت می کردند ولی باز از این گونه صحبت متشکریم. امیدوارم تحت تأثیر گفته های شیطنت آمیزی که از اطراف و حتی از بعضی از ما کاربران نوشته می شود و قصد سوق دادن ایشان به سوی اختلاف بی سرانجام است قرار نگیرند.
اگه آقای رضایی دور بعد بیایند حتما بهش رای میدم
وقتی اداره جامعه به دسته ای افراطی داده میشه که سریع تصمیم میگرند و چیزی از سیاست نمیدونن همین میشه.
من هم معتقدم: اگر اعتراضات اخیر به درستی کنترل می شد
دوام نظام حداقل برای 100 سال تضمین می شد. متاسفم برای مردم خوبمان و خونهایی که ریخته شده. همین.
مسئولین اگر یاد بگیرند که با یک معذرت خواهی میشود شعله ها را خاموش کرد . خیلی رشد کرده اند .
باید به مردم احترام گذاشت آنها ولی نعمت مایند، مگر نه ؟ پس چرا به آنها توهین میشود و کسی اعتراض جدی به مسئولین امر نمیکند . و این اختلافات نتیجه عدم معذرت خواهی است!!!
جاي يك تحليل سياسي اقتصادي در مورد برخورد دولتهاي مختلف در ايران از بعد از انقلاب تا كنون با اصل 44 خاليست .تكليف خيلي مسائل را روشن ميكند .تا بفهميم رويكرد كنوني با خصوصي سازي چگونه است ؟
آنوقت جايگاه سپاه هم روشن ميشود .
آزمون خوبيست .
بله بردارم در ایران هم تظاهرات اگر قصد براندازانه به دنبالش نباشد آزاد است ولی نه در شب وبا آتش زدن سطلهای زباله ونه اینکه امروز درآزادی فردا در بهارستان وپس فردا در میدان امام وو بله اگر در بروکسل هم عده ای بریزند بانک آتش بزنند هم آیا وبه اموال عمومی لطمه بزنند پلیس با آنان مدارا خواهد کرد؟؟؟؟
دوستان!
آیا می دانید اگر اعتراضات اخیر به درستی کنترل می شد
دوام نظام حداقل برای 100 سال تضمین می شد!
خیلی جالبه واقعا.همیشه نظراتی که بعد از مصاحبه با آقای رضایی میذارین تایید ایشون و تمجید از گفتار و کردارشونه.متاسفم. به آقای رضایی بگویید " مردم هنوز هم به آراشون به چشم ناموس نگاه میکنن " .
باسلام
از جناب آقای دکتر رضایی که با درایت و استفاده از تجربیات سالها مدیریتی خود بهره گرفته و همه کسانی را که دلشان برای کشور می تپد را دعوت به برادری کرده اند، تشکر می کنم. نظرات علمی و بدور از هیاهوی ایشان مبین حسن ظن ایشان در اظهارات و پیشنهادات ایشان می باشد و بحمدلله همواره با نیت خیر، تحقق آرمان ها و حفظ نظام و منویات رهبری می بیند. منطق نیز می گوید موضع گیریهای افراطی سیاسی، شتابزدگی و برخورد حذفی و دفعی و عدم تحمل مخالف، شرایط را سخت و حلقه های ارتباط را گسسته و منافع کشور را نیز تهدید می کند. با یادآوری این آیه شریفه و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا شعاری که اول انقلاب سرداده ایم و برای تحقق آن نیز سر داده ایم، امیدوارم دلسوزان نظام دست در دست هم دور هم حلقه برادری بزنند و از بزرگترهای نظام بیاموزند که چگونه کشور را از آسیب و طمع دشمنان محفوظ بدارند. و الا با گردنکشی و توهین و تخطئه، هر کسی که باشد ضمن از دست دادن فرصت ها و زمینه سازی برای انفکاک و وحدت جامعه، موجب سلب فرصت ها می گردد. از سوی دیگر همه آنانی را که برای رسیدن به قدرت و رضای نفس خود از همه ابزارها بهره می گیرند در یوم تبل السرائر، سرافکنده و شرمسار خواهد کرد. ممنون
هرچند در قانون اساسی ایران گردهمایی مجاز دانسته شده ولی گویا این حق برای حکومت مداراناست، شاید آقای رضایی ندانندکه چه شهری در دنیا بزرگترین تظاهرات را در خود برگزار میکند بدون ریخته شده یک قطره خون،و انهم حداقل یکی دوتا وبعضی مواقع تا پنج،این شهر 1050000نفر سکنه دارد،چهار پارلمان،مرکز بن لوکس، ناتو،شورا وکمیسیون اروپا ودها شرکت از جمله آی بی ام و دی اچ ال و......، بله روزی خبر نگار از نخست وزیر سئوال میکند برای تجمع 60 نفری چرا 300 پلیس؟ جواب ریسک شکستن یک پنجره را نمیکنیم.این چهار پارلمان مشتمل بر پارلمان اروپا، پارلمان فدرال،پالمان نیدرلاند زبانها(فلاماند) و پارلمان فرانسوی(والون) زبانهاست و جرمنها هم در منطقه خود دارند.
تقاضا کننده تظاهرات در شهرداری محل اجرا موظف میشود برای تامین امنیت با پلیس همکاری کند ومسئولیت خود را به پایان برساند.
میتوان به جرات گفت در همه اروپا به اندازه بروکسل تجمع وتظاهر نمیشود، از سرتاسر اروپا برای خواسته هایشان به این شهر میایند وشهروندان دیگر کشورها هم برای اعتراض به حکومتشان درین شهر معترض میشوند ار جمله ایرانیان سالانه دهها تجمع دارند.
این تطاهراتهمه جا ولی اغلب در دو محور اجرا میشوند منطقه اتحاد اروپا میدان شومن (بین کمیسیون وشورا و50 متری پارلمان )ودر مرکز شهر ار ایستگاه راه آهن جنوبی به شمال و گاهی بر عکس.
با سلام اگر همه گروههای درون نظام حول محور رهبری و قانون اساسی و وصیت نامه حضرت امام حرکت کنند دیگر مشکلی بوجود نخواهد آمد به امید سلامتی برای رهبری و اقای رضائی
عليرغم ميل باطني بايد بگويم تا حدودي حق مي دهم، اگر تيم ملي فوتبال ايران فردا در مقابل برزيل سلطان فوتبال دنيا بازي داشته باشد، تيم ملي ايران را تشويق مي كنم و هرگز روي باخت ايران شرط نمي بندم، اما درگوشي بگم اي كاش قرعه به شكل ديگري به ما مي افتاد كه نشد!!! منظور را حتما درك مي كنيد و نياز به توضيح نيست....
بخش "ورود سپاه به اقتصاد، جنگ قدرت نسل اول و دوم" بسیار بسیار ضعیف است. ایشان عملاً می خواهند بگویند شایسته های مدیریت در کشور یا در بسیجند یا در سپاه. من که الان 35 سال دارم و بسیاری از کوچکترهای من در حد معاونت ریاست جمهور رشد کرده اند، اصلاً چنین اعتقادی ندارم.
آقای دکتر رضایی همیشه حرفهایی را می زند که اگر اتفاق بیفتند خیلی خوب خواهد شد. کما اینکه اگر ایشان رای می آورد الان وضع مملکت این نبود.
اما ایشان برای جامعه ما حرف نمی زند. ایشان برای یک جامعه ایده ال حرف میزند. باید قبل از اینکه حرفهای ایشان به نتیجه برسد، آنهایی که جامعه را تقسیم بندی میکنند و می خواهند عقاید خودشان را به اسم اسلام و نظام به همه تحمیل کنند به یک شهروند عادی این مملکت تبدیل شوند. وگرنه آنها هرگز با اعمال تندروانه خود نمی گذرند آدمهایی مثل دکتر رضایی نفس بکشند.
هرچند این سایت متعلق به آقای رضایی است و بنده 100% مطمئنم شما نظر من را درج نخواهید کرد، باید بگویم: جناب رضایی، شما این وسط چه کاره اید؟ یکی به میخ می کوبید، یکی به نعل!! یا با مردم باشید یا با خواص! شما در زمان انتخابات میزان شجاعت خود را کاملا نشان دادید. پس لطفا برای بقیه نسخه نپیچید.
آقای رضایی شما هم مبتلا به درد دو پهلو گویی شده اید، اگر نگویم دو رویی. چرا واضح صحبت نمی کنید؟ از پیله ی محافظه کاری خود خارج شوید.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.