دختر دانشجو شاهد قتل مادر
دخترجوان که شاهد مرگ فجیع مادرش بود، با حضوردردادسرای جنایی تهران، جزئیات این جنایت را فاش کرد. این درحالی بود که پدرش منکر قتل بود و در بازجوییها اعلام کرده بود، همسرش خودکشی کرده است.
به گزارش روزنامه ایران، رسیدگی به این پرونده از ظهر 21 فروردین امسال و درپی تماس مأموران انتظامی مستقردر بیمارستان لقمان با بازپرس کشیک قتل پایتخت آغازشد که از مرگ زن ٥٠ سالهای خبردادند. بدین ترتیب تحقیقات جنایی آغاز و مشخص شد دوم فروردین امسال زن جوان بر اثر سقوط از طبقه دوم به بیمارستان منتقل شده و پس از چند روز جدال با مرگ سرانجام تسلیم سرنوشت شوم شد. بدینترتیب دستور بازداشت مرد میانسال صادر شد اما او قبل از دستگیری به کلانتری رفت و خودش را معرفی کرد.
وی دیروز پس از انتقال به دادسرای جنایی تهران از سوی بازپرس تحت بازجویی قرار گرفت و گفت: «من هیچ نقشی درقتل همسرم نداشتهام. قبل از عید با همسرم برای خرید لباس عید بیرون رفته بودیم که او میخواست مانتو بخرد اما من مخالفت کردم. چرا که یک کارگر هستم و وضع مالیام خوب نیست و توانایی خرید زیادی نداشتم. برای همین به همسرم گفتم از خرید مانتو منصرف شود که او ناراحت شد و قهرکرد و به خانه برگشتیم. دوم فروردین بود که دیدم همسرم به اتاق رفت و در را قفل کرد. در اتاق از چوب نازکی درست شده به همین خاطر درحالی که بشدت نگران شده بودم چند باری در را هل دادم که در شکست و وارد اتاق شدم. وقتی پرده بالکن را کنار زدم متوجه شدم همسرم خودش را از بالکن به پایین انداخته است.»
ازسوی دیگر دختر دانشجوی این زن و شوهر که تنها شاهد ماجرا بود، با اظهاراتی متفاوت، رسیدگی به پرونده را وارد مرحله تازهای کرد.
او به بازپرس جنایی گفت: «مادرم به خاطر من و برادرم طلاق نگرفت پدرمان همیشه ما را کتک میزد ولی مادرم میگفت به خاطر شماها طلاق نمیگیرم. بیش از 20 سال مادرمان سختی کشید و حرفی نزد. روز حادثه از صبح پدرم دعوا راه انداخته بود و بعدهم از خانه بیرون رفت. چند ساعت بعد که برگشت به مادرم گفت چرا خودت را گرفتی.باهمین حرفها جنجال به پاکرد و مادرم را به باد کتک گرفت. طوری او را کتک زد که احساس کردم صدای خرد شدن دندههایش را شنیدم. با دیدن این صحنه در دومین روزعید عصبی شدم و از اتاق بیرون رفتم. پدرم هم به دنبال من از اتاق بیرون آمد. مادرم درد میکشید و برای اینکه پدرم دوباره او را کتک نزند در اتاق را قفل کرد. زمانی که داخل اتاق بود از درد گریه میکرد. با این حال پدرم دوباره به طرف اتاق رفت و اینبار با چند لگد دررا شکست و وارد اتاق شد. مادرم در بالکن ایستاده بود که او به طرفش رفت و دستش را روی کمر مادرم گذاشت و او را از طبقه دوم پایین انداخت. بعد رفت به پذیرایی و نشست تلویزیون نگاه کرد. به او گفتم او را کشتی، اما پدرم توجهی نکرد. سراسیمه به حیاط رفتم و با داد و بیداد از همسایهها کمک خواستم و آنها با اورژانس تماس گرفتند. اگر حرف مرا باور ندارید از همسایهها و برادرم بپرسید.»
به دنبال این اظهارت تکاندهنده، بازپرس جنایی دستور تحقیقات تخصصی درباره اظهارات دخترجوان و پدرش را صادرکرد.
به گزارش روزنامه ایران، رسیدگی به این پرونده از ظهر 21 فروردین امسال و درپی تماس مأموران انتظامی مستقردر بیمارستان لقمان با بازپرس کشیک قتل پایتخت آغازشد که از مرگ زن ٥٠ سالهای خبردادند. بدین ترتیب تحقیقات جنایی آغاز و مشخص شد دوم فروردین امسال زن جوان بر اثر سقوط از طبقه دوم به بیمارستان منتقل شده و پس از چند روز جدال با مرگ سرانجام تسلیم سرنوشت شوم شد. بدینترتیب دستور بازداشت مرد میانسال صادر شد اما او قبل از دستگیری به کلانتری رفت و خودش را معرفی کرد.
وی دیروز پس از انتقال به دادسرای جنایی تهران از سوی بازپرس تحت بازجویی قرار گرفت و گفت: «من هیچ نقشی درقتل همسرم نداشتهام. قبل از عید با همسرم برای خرید لباس عید بیرون رفته بودیم که او میخواست مانتو بخرد اما من مخالفت کردم. چرا که یک کارگر هستم و وضع مالیام خوب نیست و توانایی خرید زیادی نداشتم. برای همین به همسرم گفتم از خرید مانتو منصرف شود که او ناراحت شد و قهرکرد و به خانه برگشتیم. دوم فروردین بود که دیدم همسرم به اتاق رفت و در را قفل کرد. در اتاق از چوب نازکی درست شده به همین خاطر درحالی که بشدت نگران شده بودم چند باری در را هل دادم که در شکست و وارد اتاق شدم. وقتی پرده بالکن را کنار زدم متوجه شدم همسرم خودش را از بالکن به پایین انداخته است.»
ازسوی دیگر دختر دانشجوی این زن و شوهر که تنها شاهد ماجرا بود، با اظهاراتی متفاوت، رسیدگی به پرونده را وارد مرحله تازهای کرد.
او به بازپرس جنایی گفت: «مادرم به خاطر من و برادرم طلاق نگرفت پدرمان همیشه ما را کتک میزد ولی مادرم میگفت به خاطر شماها طلاق نمیگیرم. بیش از 20 سال مادرمان سختی کشید و حرفی نزد. روز حادثه از صبح پدرم دعوا راه انداخته بود و بعدهم از خانه بیرون رفت. چند ساعت بعد که برگشت به مادرم گفت چرا خودت را گرفتی.باهمین حرفها جنجال به پاکرد و مادرم را به باد کتک گرفت. طوری او را کتک زد که احساس کردم صدای خرد شدن دندههایش را شنیدم. با دیدن این صحنه در دومین روزعید عصبی شدم و از اتاق بیرون رفتم. پدرم هم به دنبال من از اتاق بیرون آمد. مادرم درد میکشید و برای اینکه پدرم دوباره او را کتک نزند در اتاق را قفل کرد. زمانی که داخل اتاق بود از درد گریه میکرد. با این حال پدرم دوباره به طرف اتاق رفت و اینبار با چند لگد دررا شکست و وارد اتاق شد. مادرم در بالکن ایستاده بود که او به طرفش رفت و دستش را روی کمر مادرم گذاشت و او را از طبقه دوم پایین انداخت. بعد رفت به پذیرایی و نشست تلویزیون نگاه کرد. به او گفتم او را کشتی، اما پدرم توجهی نکرد. سراسیمه به حیاط رفتم و با داد و بیداد از همسایهها کمک خواستم و آنها با اورژانس تماس گرفتند. اگر حرف مرا باور ندارید از همسایهها و برادرم بپرسید.»
به دنبال این اظهارت تکاندهنده، بازپرس جنایی دستور تحقیقات تخصصی درباره اظهارات دخترجوان و پدرش را صادرکرد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
تعجب اینستکه که چرا فرزندان در اینگونه مواقع بطور جدی مداخله نمیکنند. و همسایگان را به کمک نمی طلبند.
البته برای حفظ ابرو است . بعید هم بنظر میرسد همسایگان موثر به این ماجرا وارد شوند و چند بار .
ولی در این حالت جدی باید همه ملاحضات را کنار گذاشت .
پیشنهاد میشود . صدا و سیما به طریق مقدوری فرزندان را آگاه کنند و همسایگان راهم از بی تفاوتی خارج کنن.
اوف بر تو ای هیولا - دنده را شکستی - درب را شکستی برای تسکینت کافی نبود .
مگر اینکه اورا از بالکن پرتاب کنی.
اشد مجازات - بدون نگاه جنسیتی. و کش دادن مراحل رسیدگی .
اونوقت این آدم حق طلاق و خضانت بچه ها و همه چيز را دارد.....!!!
در کشوری هستیم که در هر گوشه اش گنجی وثروتی است بسیار بسیار بسیار اما بخاطر خرید یک مانتو باید اینقدر در فشار باشیم که در خانواده ها دعوا ومتاسفانه جنایت شاهد باشیم و از سویی دست دیو صفتان را اینقدر باز بذاریم که جرات این کارها را داشته باشند و درد ناک تر اینکه با اینکه اون بنده خدارا پرت کرده و کشته بیاید بنشیند و توجه نکند ؟پشتش به کدام قانون و اجازه گرم است؟!!!!!!!!
آيا وقت آن نشده كه سازمانهاي اجتماعي مثل سازمان بهزيستي و مردم نهاد با استفاده از مشاوران قبل از وقوع چنين حوادثي كمك كنند و با كمك مالي دولت و سازمانهاي مردم نهاد كمك كنند امثال اين مرحومه با فرزندانش جدا از اين شوهر پليد زير يك سقف آبرومند و با عزت زندگي آرام و پر ثمري را داشته باشند. بد نيست بجاي آنكه همهاش بگوييم اروپاييها فلان آمريكاييها بهمان برويم و ببينيم در اين موارد آنها چه ميكنند من به عينه ديدهام كه چگونه از خانوادههاي بدسرپرست چگونه در اروپاي غربي حمايت ميشود. كافي بود اين خانم مرحوم يارانهاي بگيرند كه به همراه فرزندانش بتواند آبرومند مخارجش ازقبيل اجاره خانه و غذا و خرج تحصيل تامين شود. آيا فقط آن مردك پليد مقصر است و جامعه و مسوولین ما بيتقصيرند.
مشکل کسانی هستند که می گویند زن باید در خانه بنشیند و در اجتماع نباشد و همیشه محتاج شوهر باشد. اگر این زن توانمند بود و شغلی داشت که می توانست زندگی خود را بچرخاند. از شوهرش طلاق می گرفت و اینطور ظلم را تحمل نمی کرد تا بمیرد
آخ چقدر سخت هست که آدم شاهد کتک خوردن مادر باشه و نتونه کاری کنه.
قوانین سخت ازدواج و طلاق تو کشور ما عواقب خوشی تا حالا نداشته، یعنی معایب بیشتر از مزایا هست. کاش مسئولین فکری می کردند.
ریشه عمده بدبختی های جامعه فقر و نداریه. هرچند کار این جنایتکار توجیهی نداره .
موضوع قبل و خشونت يه طرف، موضوع فقر و نداري مردم هم يه طرف، چرا واقعا به خانواده بايد اينقدر فقير باشند كه يه زن نتونه واسه عيد يك مانتو بخره حالا چه برسه به چيزاي ديگه.
انشاءا...
حكم اعدام ايشان قطعي باشد.
واقعا ادم می مونه از لحاظ فرهنگی به کجا رسیدیم اما فقط میخوام بگم بیشتر زندگی های خراب به خاطر وضع مالی خراب است چرا باید مردم اینقدر در تنگدستی باشند مطمینا این زن بخاطر خرج بچه ها و زندگیشون در اون خونه بوده این نهایت قصاوت است
این افراد واقعا مریض هستند.
دلم ریش ریش شد خودمم هم دقیقا همین وضعیت رو دیدم با همین جزییات
کاش مادرش طلاق گرفته بود حداقل بالای سر بچه هاش بود مثل مادر قهرمان من بهش افتخار میکنم
در ضمن حدود یک چهارم مردم ایران بیماری روانی دارند که فکر میکند از سالم ترین اادم ها هستن
موسولین مربوط خواب هستند و فاجعه نزدیک
بیشتر از 1/4 بیمارن دوست عزیز وضع خ خرابتر از این حرفاست
یک چهارم سالمن چی میگی
این فرد بی رحم و بی عاطفه را باید اعدام کرد.
عجب ؟
به این میگن یک گاو وحشی رم کرده در شمایل انسان...
خدا لعنتش کنه
خدا رحمت کند این زن جوان 50 ساله را
من حرف این دختر را باور می کنم مردان زیادی هستند که متاسفانه در جامعه ما براحتی به خودشان اجازه هر نوع خشونتی را می دهند وخیالشان راحت است قانون کاری به انان ندارد خدا کند این مرد تا ابد به حبس محکوم شود تا ارزش زندگی را بفهمد برای دختر و پسر این خانواده ارزوی صبر و مقاومت تا احقاق خون مادرشان را دارم
بسيار متاثر شدم. ولي پيش از وقوع چنين حادثه هايي كه نفرت و خشم منجر به قتل شود بايد راهكاري پيش گرفت. در عجب هستم چرا والديني كه هيچ عشقي ندارند بخاطر بچه ها همديگر را تحمل مي كنند كه سرانجام به مرگ و خيانتي منجر مي شود كه آمار آن رو به افزايش است. راه عاقلانه طلاق است.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.