ايران هستهای تافته جدا بافته نيست
عرفان آراسته

سناريوي هستهاي ايران، روزهاي حساسي را تجربه ميكند؛ روزهايي كه كشورهاي طرف مذاكره با ايران، در صورت اولويت دادن به منافع ملي خود به جاي پیروی از رويه و قواعد حاكم بر جامعه بينالملل در حوزه تأمين انرژي هستهاي و همچنين در نظر نگرفتن ملاحظات امنيتي و اقتصادي جمهوري اسلامي ايران، جز پيچيدهتر شدن موضوع هستهاي ايران دستاوردي نخواهند داشت. بزرگنمايي مذاكرات وين از سوي رسانههاي غربي و انتخاب گزينه سرعت دادن به مذاكرات به جاي گزينههاي معقول و منتج به افزايش ضريب اعتماد سازي متقابل، مفيد فايده نخواهند بود.
با توجه به در حال انجام بودن مذاكرات دهها كشور در قالب كنفرانس خلع سلاح (موضوع FMCT يا نحوه مديريت و نظارت بر مواد شكاف پذير)، همراهي بيش از 96 درصد از كشورهاي جهان در قالب برگزاري كنفرانس بازنگري 2010 NPT، همكاري دهها كشور در سطوح منطقهاي و سرانجام، ترتيبات جديد پيشنهادي آقاي البرادعي و دبيرخانه آژانس بينالمللي انرژي اتمي براي تاسيس بانك سوخت هستهاي با همكاري كشورهاي توانمند در اين حوزه و... طبعاً تا زمان به نتيجه رسيدن مذاكرات فوق و ترسيم اراده جامعه بينالملل در نحوه مديريت مواد هستهاي شكاف پذير مذاكرات وين نيز ميبايست به نحوي مديريت شود كه شاهد شكل گيري استثنايي در حوزه مديريت و نگهداري از مواد شكاف پذير نباشيم.
در همين راستا بازتاب اخباري دال بر درخواست غرب براي فرستادن 1200 كيلو گرم (از 1500 كيلوگرم ) اورانيوم با غناي 5/3 درصد موجود در ايران به روسيه و تحويل اورانيوم با غناي 20 درصد در آينده بنا به دلايل فراوان تصميمي غير فني و در مقام اجرا انجام ناشدنی مينمايد كه از آن جمله ميتوان به موارد زیر اشاره داشت:
1- تبديل 1200 كيلو گرم اورانيوم 5/3 درصد به اورانيوم با غناي 20 درصد به عنوان سوخت مورد نياز رآكتور تهران به چه منظوري انجام شود؟ براي اين كار لازم است هياتي مجرب و فني متشكل از كارشناسان آژانس – كارشناسان ايراني و كارشناسان آمريكايي با هدف تعيين عمر مفيد رآكتور تهران و تخمين ميزان اورانيوم مصرفي آن (با غناي 20 درصد) براي سالهاي باقي مانده و سرانجام بررسي امكان جايگزيني آن با رآكتور جديد، تشكيل شود. (علت پيشنهاد بهرهمندي و كار با كارشناسان آمريكايي جداي از توان علمي و ضريب بالاتر ايمني تاسيسات ساخت آمريكا در حوزه تامين انرژي هستهاي نسبت به ساير كشورهاي جهان منطق ديگري نيز دارد اينكه روسيه عليرغم اظهار به دوستي و همراهي بارها با كشورهاي جهان ثابت كرده شريك توانمند و قابل اعتمادي نيست.
اين كشور كه ما را به چشم رقيب در حوزه تامين انرژي خود ميبيند حتي از تكميل نيروگاه بوشهر نيز عاجز بوده و كماكان براي خروج از گرداب بحران هويت يا همان Identity Crisis خود به هر ريسماني چنگ ميزند، پناه بردن شريك استراتژيك روسيه يعني صدام حسين به چاه و نحوه دستگيري ذلتبار وي به اضافه ناتواني روسيه در پيش بردن اهداف خود در اوستيا و آبخازيا و همچنین پناه بردن كشورهاي متعدد در اروپاي شرقي به اتحاديه اروپا و برگزيدن چتر حمايتي ناتو و البته موارد متعدد ديگر جملگي ناتواني روسيه را در حمايت از دوستان و شركاي خود را به تصوير كشيده و نماد ضعف و غير قابل اعتماد بودن اين كشور در عرصه روابط بينالملل در مقايسه با آمريكا به شمار میرود).
2- با توجه به اين واقعيت كه سوخت مصرفي غالب رآكتورهاي فعال در زمينه تأمين برق، سوخت با غناي زير 5 درصد يا همين 1500 كيلوگرم اورانيوم موجود در ايران است. طرفهاي مذاكره كننده به جاي پافشاری بر انتقال غير منطقي و مغاير با رويه حاكم بر قراردادهاي مشابه بينالمللي، ميبايست در زمينه ساخت راكتورهاي جديد و نهايتاً سرعت بخشيدن به فرآيند به مصرف رسيدن سوخت موجود (كه تحت نظارت آژانس ميباشد) در راه تأمين انرژي صلح آميز مورد نياز دهها ميليون ايراني، مشاركت نمايند.
3- نگارنده در صورتي با طرفهاي غربي در خواندن مذاكرات وين به عنوان قدمي مناسب و يا شروعي موفق هم عقيده است كه به جاي بافتن توهمات و استدلالهاي غلطي چون مساوي بودن هر پانصد كيلوگرم اورانيوم 5/3 درصد با يك بمب هستهاي و يا اگر 1200 كيلوگرم اورانيوم از ايران خارج شود چند سالي دسترسي ايران به بمب هستهاي به تعويق ميافتد...، به دنبال همكاري واقعي و برداشتن عينك بدبيني (made in Israel) باشيم.
4- با توجه به اينكه امروز جامعه بينالملل تحت نظارت بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي، شاهد انجام صدها معامله در حوزه خريد و فروش مواد و تجهيزات هستهاي است طبعاً هر گونه همكاري با ايران نيز باید در همين چهارچوب و در مسير تافته جدا بافته نبودن جمهوري اسلامي ايران مديريت شود.
5- با توجه به اوضاع نابسامان و غير قابل پيش بيني پاكستان، افغانستان، عراق و همچنين ساختار متزلزل حكومتهاي غير دموكراتيك در ميان تعداد قابل توجهي از كشورهاي عربي نگارنده بعنوان مدرس كوچكي در حوزه سياست معتقد است تبعات سوء ناشي از تداوم سياست ايران هراسي به ویژه در حوزه اقتصاد، بيش از همه منافع چند كشور مشخص اروپايي و البته روسيه را رقم خواهد زد.
6- نهايتاً مذاكرات، ايدهها و تفكراتي كه بر پايه پيش فرض نادرست «عدم اهليت ايران در برخورداري از انرژي هستهاي» استوار ميشوند با توجه به واقعيتها در عصر انفجار اطلاعات، در مقام اجرا با شكست روبهرو خواهند شد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بسیار عالی بود. خلاصه و مفید. بدون حاشیه رفتن و شعار دادن. راستی چرا نوشته های اینگونه در رسانه های فارسی زبان اینقدر کم است؟
اولا هنوز مذاكرات مربوط به توليد مواد شگافت پذير شروع نشده است. همجنان كنفراس خلع سلاح بايستي سال آتي ميلادي در باره برنامه كار توافق كند. ثانيا قلمرو معاهده منع توليد مواد شكافت پذير ناظر بر اعمال محدوديت بر توليد مواد شكافت پذيري است كه قابليت استفاده از سلاحهاي هسته اي است. اين موضوعي است كه بطور بارزي از سوي نكارنده ناديده انگاشته شده است. مذاكرات كنفراس بازنگري معاهده عدم اشاعه سلاحهاي هسته اي در سال 2010 نيز دامنه وسيع تر دارد و يكي از مباحت در قالب كميته دوم فرعي نيز موضوع ماده 4 معاهده عدم اشاعه است. بايد توجه داشت اساسا قرار نيست كه بر خلاف منافع كشور دامنه ماده 4 معاهده عدم اشاعه با تدوين هنجارهاي محدود كننده تببين گرديده و كشورهاي جهان سوم نيز با اين تفسير هاي مضييق كه باهدف ممانعت از انتخاب سيكل سوخت هسته اي توسط برخي كشورهي هدف است همراهي كنند. برخي مفروضات نگارنده نياز به بازنگري و وارسي دارد.البته نويسنده بدرستي ضرورت اجتناب از پذيرش رزيم متفاوتي در باره كشورمان را مورد اشاره قرارداده است.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.