خوانده میشوید؛
در روز عاشورا، میان کاروان حسین (ع) بودیم یا در لشکر یزید؟
اکنون با خود خلوت کرده و تصور کنید، به سال دهم محرم سال شصت و یک هجری شمسی بازگشتهایم و یا تاریخ در حال تکرار است. قرار است این لحظات کاروان حسین و لشکر یزید در نقطهای از جهان (به مثابه کُلُّ أرضٍ کَربَلا) رو در رو شوند. کدام انتخاب را انجام میدهیم؟


همه ما دلبستگیها و وابستگیهایی داریم؛ پدر و مادر، همسر و فرزندان، کسب و کار، موقعیت اجتماعی، موقعیت علمی و بعضاً موقعیت سیاسی. اگر تاریخ تکرار شود و یا به دهم محرم 61 هجری قمری مصادف با 20 مهر 59 هجری شمسی بازگردیم و در بزنگاه انتخاب مسیر قرار بگیریم چه مسیری را در پیش میگرفتیم؟
ایستادن در کنار حسین به علی (ع) که قدرت ظاهری نداشت، قطعاً به کشته شدن در صحنه کربلا منتهی میشد؛ اما این تنها تاوان نبود. بستگانتان یا برای انعامی اندک به قدر چند سکه زر یا کشته میشدند و یا همچون بازماندگان اندک از خاندان حسین (ع) به بند اسارت کشیده میشدند و در بیابانهای عراق و شام، شهر به شهر توسط مردمان وفادار به حاکم ظالم مورد اذیت و آزار قرار میگرفتند.
در مقابل، جنگیدن با حسین (ع)، میتوانست حاصلی بیش از چند سکه صله داشته باشد و منافع عظیم از بیت المال و حکم والی گری شهرهای بزرگ را در پی داشت. چه بسا آینده خاندانتان نیز تأمین میشد. شاید حتی چشمی به منافع نداشتید و صرفاً در این صف برای مصونیت بیشتر بودید. هرچند این راه مسیر اشقیاست، وقتی در دوران کنونی با این همه ابزارهای رسانهای سنجش حق، بسیاری دشوار اشتباه میشوند و یا برق سکههای زرین آنها را از انتخاب حق بازمیدارد، اساساً چه تضمینی وجود داشت که راه حسین (ع) را به عنوان مسیر حق درک کنیم؟
راه سوم نیز کناره گیری از حادثه و سکوت بود. تردید در انتخاب یکی از دو مسیر، درک عاقبت همراهی با لشکر یزیدیان و یا ترس از نابودی موجودیت تان، میتواند راه ظاهراً میانهای را پیش رویمان قرار دهد و آن هم سکوت و نظاره گیریِ صرف وقایع است.
اکنون با خود خلوت کرده و تصور کنید، به سال دهم محرم سال شصت و یک هجری شمسی بازگشتهایم و یا تاریخ در حال تکرار شدن است. قرار است این لحظات کاروان حسین و لشکر یزید در نقطهای از جهان (به مثابه کُلُّ أرضٍ کَربَلا) رو در رو شوند. کدام انتخاب را انجام میدهیم؟
با کاروان حسین (ع) بودید؟
در میان لشکریان یزید بودید؟
سکوت میکردید؟
پرسش دیگر آنکه اگر تا امروز ظلم را در ابعاد بسیار کوچک تر (حتی در حد تضییع حقوق یک کارمند) دیدهاید، با ملاحظات فوق الاشاره، چه کردهاید؟
به مقابله برخاستهاید؟
با ظلم همراه شدهاید؟
سکوت کردهاید؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
جان و تنم چه قابل تو رو داره یا حسین.
فقط میتونم بگم که خدایا در این وانفسای آخرالزمان خودت بهم رحم کن که در تشخیص حق با بصیرت باشم
مصداق واقعی یزید و دارو دسته اش امروزه داعش است هنوز هم دیر نیست اگر واقعا میخواهید خود را بسنجید همین حالا اگر به جنگ داعش بروید در ان زمان هم مطمئنا در صف یاران امام حسین می ایستادید
داعش حکم خوارج رو داره. مغلطه نکنیم
بخدا بارها و بارها به این و اون سپردم که برم سوریه اما نشد که نشد
مطمئنم خیلی ها هم مثل من بودن
ایستادن درمقابل ظلم اول شناخت وبعد دل شیرمی خواد اگه این زمانه روحساب کنیم خیلی جاها ظلم میشه وما رومونو برمی گردونیم مثال کوچک شهرداری چاله وچوله رو درست نمی کنه ولی عوارض میگیره یا میری ادارات دولتی اونقدر امروزفردا می کنن اخرش رشوه میدی درنتیجه همون بهتر که ادای حسینی بودن رو درآریم وبس
همین امروز درباره میزان فساد در ایران نوشتید.در روز عاشورا هم امام به لشکر عمرسعد گفت اینکه حرف من در شما اثر نمی کنه به خاطر این هست که حرام خوردید پس با این دو موضوع مشخص میشه در کدوم لشکر عضو هستیم چون خوردن مال حرام برای ما عادی شده
ما امام حسین رو خیلی دوست دارم.اما هین فقط در حد کلامه. عملا کاری در پیرو مکتبش انجام نمیدیم. سخت نیست رشوه هایی که از مردم میگیرم یا نگاه بد که فبها، فحشا ،رانت و ... که متاسفانه در دنیا درین شاخصها هم جزو صدرنشین ها هستیم اینها تمام زندگی کنونی ما رو اشغال کرده. اگر اینها رو تونستیم راحت کنار بذاریم یعنی یزید رو گذاشتیم کنار. الان هم یزید هست و در دلمونه .خیلی مونده تا به مرتبه ای از یاران امام حسین برسیم. خیلی... اگر دلمون پاک شد ازین نفسانیات اونوقت میتونیم خودمون رو از یارانش ببینیم...خودم رو هم جزو سکوت کنندگان میبینم ولی تلاش میکنم به صفاتی برسم از یارانش بشم..
اکثرا در سپاه یزید میبودیم حتی خود من، ما انسان هایی لذت گرا هستیم وقتی صحبت ازکشته شدن باشد خیلی چیزها تغییر میکند... چامعه ی ما پر از شعار هست ولی اعتقاد قلبی خیلی کم است و تصدیق این گفتار حال روز الان ایران ماست..
ما که آن موقع نبوودیم و نمیدانیم موضوع چه بوده است . ولی آگر در این زمان بود من حتما به طرفی می پیوستم که وجد ندارد و نمی تواند در برابر این همه تبلیغاتکاری اجام دهد می رفتم .تو این چهل سال آنقدر نا مردمی دیده ام که اگر آنها بگویند ماست سفید است من می گو یم نه ماست سیاه است.
خدا را صد هزار مرتبه شکر تو آن زمان نبودم چون اگه خدایی ناکرده یک لحظه مال دنیا فریبم میداد تا آخر عمر مورد لعنت بودم فکر کردن بهش دیونه میکنه آدمو
من نمی دونم سال ۶۱ در کدام اردوگاه بودم.اما وضع الان خودم که می بینم توان مقابله رودرروبا ظلم ندارم.اکثرا سکوت می کنم.و توان ابراز عقیده ندارم.اما ادم بدی هم نیستم.باطنا طرفدار راه راست هستم.پس من جزء تماشاچیان بودم که می دانستم امام حق هست ولی توان جنگ نداشتم.چه بسا در خفا اشک هم می ریختم.مردم اون دوران در امتحان سختی بودند.
سوال اول : دوست داشتم با امام باشم ولی لیاقتشو ندارم.
سوال دوم: متاسفانه موردی برام پیش اومده که الان پشیمانی برام مونده. من خودم ظلمی کردم (حق ناس بدی گردنمه) و بعد هم خانواده ام ازین ظلم حمایت کردند. من هم یا سکوت کردم یا با خانوادم در این ظلم دوباره و مضاعف تر همراهی کردم. در حق کسی که بهم کلی لطف و محبت داشت. بشدت پشیمونم ولی دیگر کاری ازم برنیومد. سعی کردم حلالیت بگیرم ولی نبخشید و اروم رد شد. از کسی شنیدم تا مدتها افسرده بود و برخی مواقع هم بی صدا بغضشو خورده. میدونم بد کردم و این روسیاهی همیشه با من هست. کاش میشد جبران کنم.
من اگر آن روز بودم سکوت می کردم ؛ خودم را فریب نمی دهم ، چون در آزمون اقتصادی در همین دوره مردود شدم ، یعنی زمانی که مسئولین شرکت دولتی ، رسما" دزدی می کردند ، حداکثر شجاعتم عدم همراهی بود و حتی بابت سکوتم هم خیلی متضرر شدم ولی مبارزه نکردم
شاید فکر می کردم گزارش و پیگیری آن به جایی نمی رسد و بلکه اخراج هم می شوم
من خودم قطعا میدانم سکوت میکردم و در کنج عافیت طلبی نهایتا قطره اشکی برای امام میریختم و بس. دقیقا کاری که بزرگان صحابه مانند عبدالله بن عمر کردند
احتمالا در لشکر امام حسین
فقط دعا دعا میکنم عرضه و شهامت لشکر حسین رو ندارم حداقل عرضه و لیاقت تماشاچی بودن رو داشته باشم
ولی میترسم چون در این زمانه که هرروزش عاشوراست و هرمکانش کربلا فقط تماشاچی بودم دربهترین حالت بقیش بماند
اسم امام حسین را لطفاً خراب نکنید من یک کارگرافغان هستم هرجا کارکردم پولمو خوردنداز یزید بدتر هستند تابناک لطفاً تایید کن
این سوال چند سالی هست که مد شده میپرسن.. ولی دقت کنید که تاریخ هم الزاما خیلی دقیق نقل نشده... اظهتر نظر در این زمینه ها نه ارزشی داره و نه محلی از اعراب.... سعی کنید درست زندگی کنید.. درست بشناسید .... بقیه اش با خدا.... فراموش نکنید از عاشورا فقط جلدی مونده... هنوز هم موقع اذان صدای طبل و دهل رو بلندتر میکنن ... عربده بلندتر سر میدن....
ما محدوهٔ چند سال ابتدای انقلاب را به یاد داریم ، زمانی که جوانان در صف نان و نفت می ایستادند و نان و نفت را به خانه های مردم می بردند به نیت کمک و یاری مستمندان ، اما افسوس که اکنون همان نان و نفت را از خانهٔ هم می دزدند ...
تحمل درد ضربه شمشیر و تیر و نیزه بسیار اسانتر و بهتر از عذابی است که چیزی جز پشیمانی و بی انتهائی ندارد.بله من در گروه حسین می بودم و تنها ارزویم مرگ سریع تر بود.شکی نیست که گروه حسین را انتخاب می کردم.به امید انکه سریع تر بدنم پاره پاره شود(چه تحملی و چه زجری باید در لحظه پاره پاره شدن بدن تحمل کرد)و به بهشت بروم.یا انکه با یک ضربه سرم از تنم جدا شود و سریع تر به بهشت برود.من به خاطر حق به سوی حسین نمی رفتم بلکه از ترس جهنم به سوی او می رفتم.
خيلي از ما به احتمال زياد از روي تعصب و يا احساسات جواب مي دهيم ، در مورد مسايل عاشورا نيز فقط به گفته ها اكتفا كرده و مطالعه نداريم ، شرايط زمان 1400 سال پيش با اكنون تغيير كرده هرچند مردمان زياد تغيير نكرده اند ، كدام يك از ما به حمايت كودكان كار مورد تعرض قرار گرفته اعتراض ... كردهايم ، كدام يك از ما براي كارگران كتك خورده اراك اعتراض كرده ايم ، كداميك از ما بابت اختلاس هاي چند صد هزار ميلياردي سخني گفته ايم ، كداممان بابت سوءاستفاده آقازاده ها و ژن هاي خود سخني گفته ايم ، حق و حقيقت و عدالت به دين و مذهب خاصي وابسته نيست ، بلكه به ذات وجودي آدم كه همان انسانيت است و آزادگي بستگي دارد ، نگاه به خودكنيم وببينيم تا چه ميزان آزادگي و انسانيت داريم ، بعد پاسخ به سوالات بالا چندان سخت نيست . با توجه به شرايط و تبليغات زمان مذكور در بهترين شرايط بيتفاوتي كه همين حالا هم گريبانگير آن هستم .
نگاه می کردم ببینم در کدام اردوگاه شام و ناهار بهتری می دهند می رفتم همونجا و به محض اینکه جنگ شروع شد جیم می شدم.
خییییلییییی زیاد سخته که بگم حسینی ام اما میدونم که کمتر احتمال میدم یزیدی باشم...پس میمونه حسینی بودن یا بی تفاوت بودن...شاید احتمال دومی بیشتر باشه!
حالا نوبت سوال دوم هست...با توجه به اینکه سیستم اداری ایران حوری که هست اگه قهرمان بازی دربیاری نونت کساد میشه و اگه کساد شد کسی از من حمایت نمیکنه،، پس برای خانواده خودمم که شده سکوت میکردم!
به شدت موافقم . بهترین پاسخ .
بله خیلی فکر کردم دیدم من که تمام عمر یک لقمه نان حرام هم نخوردم و سرمایه ای از بیت المال به هم نزدم تا بترسم ان به که و کجا بماند پس لخت و عریان با یک است عریان به لشکر دشمن می زدم ....
چون نوع دوست، عاقل و اندیشمندم تمام تلاشم را می کردم جنگی روی ندهد.
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست ، عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
وقتی در شرایط فعلی ایران حتی نخبگان علمی و مذهبی ظاهر و باطنشان فرق دارد چه توقعی از عوام الناس دارید؟
اصل سئوال رو انحرافی و اشتباه میدونم چون الان با توجه به شناختی که از امام حسین و واقعه عاشورا داریم اکثریت آرزو داریم و میگوییم جزء یاران امام بودیم در صورتیکه معلم نیست با توجه به دستگاه تبلیغاتی بنی امیه و یزید و وحشت و ترس و بیم از دستگاه جبار ما چه میکردیم ولی یک شاخص می تواند کمک کند که تا حدودی بتوانیم بگوئیم ما جزء کدام دسته بودیم و آن اینستکه ببینیم الان در خط و جناح و گوش بفرمان ولایت هستیم یا نه . هر چقدر معرفت و شناختمان نسبت به ولایت بیشتر و پایبندیمان راسختر ، جوابمان دقیقتر و درستر خواهد بود .
شب عاشورا به به یک جوان شیعه در حسینیه بیرمگام با چاقو حمله شد و جوان به شدت مجروح و به بیمارستان منتقل شد. معلوم نیست که کار محلی ها بوده یا کار تندروها.
https://www.theguardian.com/uk-news/2017/sep/30/two-men-killed-series-stabbings-london-manchester-birmingham-sheffield
منظورت بیرمنگام است؟
یک راننده تاکسی بهمون ظلم کنه و کرایه رو زیاد بگیره، یا وسط راه پیاده مون کنه تا دربستی ببره، اعتراض نمی کنیم. اون وقت توقع دارید بریم در راه مقابله با ظلم زخمی یا کشته بشیم؟
فکرت دنیا غلط ، اندیشه عقبی غلط ، کار ما بیچارگان اینجا غلط ، آنجا غلط .
ما کتاب جنگ هفتاد و دو ملت خوانده ایم ، خط غلط . معنا غلط . املا غلط . انشا غلط .
میزان فهم و شعور مردم عرب بیابانگرد نیمه وحشی دوره اباعبدالله با مردم ایران در زمان انقلاب و جنگ ( و الان کمتر) قابل مقایسه نیست...ما به رهبری امام خمینی بر طاغوت زمان و یزید حاکم بر عراق پیروز شدیم و امام نیز همین را فرمود که مردم ایران در روزگار انقلاب و جنگ از مردم زمان رسول الله و امیرالمومنین و ابعبدالله بهترند ... همان موقع هم اگر امام حسین به سمت ایران می رفت به کمک ایرانیان می توانست بر یزید چیره شود ولی قضای الهی چیز دیگری را رقم زده بود....هر چند از نسل انقلاب تنها شهید حججی ها به چشم میایند ولی ذر روزگار سختی و حمله دشمنان همه ایرانیان با هم متحد میشوند...
بین همین مردم طلحه و زبیر و حر ریاحی هم بودند
طمع ندارم زورهم ندارم که به کسی ظلم کنم کمتر هم دروغ می گویم خیلی هم حواسم را جمع میکنم که مال حرام به خانه نبرم باز نشسته ام و باقتاعت زندگی میکنم ولی نمی دانم آخر عاقبتم چه می شود خدا مرا ببخشد
از یک نفر پرسیدند خربزه را بیشتر دوست داری یا هندوانه؟ گفت خردوانه!
فکرت دنیا غلط
مردم صد در صد کاروان حسین مظلوم ولی....
من زورم به ظالم نرسید، دنبال قرص برنجم
نمیدونم کلیپ اون کارگر هپکو اراک دیدید که داد میزنه زن و بچش گشنه هستن و خرجی نداره؟
مردم ما در حال حاضر مشغولتر از این حرفها هستن که به همچین موضوعاتی فکر کنن چون زن و بچششون گشنه هستن
لابد شکم یاران امام سیر بوده؟ چه فکر کوته بینی داری
موقعی که مردم یک جامعه توانستند در موقعیت های بسیار پاینتر به کمک هم بشتابندمی توانند همچین ادعایی مانند حاضر شدن در صف یاران حسین هم مطرح کنند.موقعی که میلیون ها جوان بدون شغل و مسکن و ازدواج و...رها شده اند و همه نسبت به هم بی تفاوتند و هر کس برای خود و بفکر خود است از حسین و جامعه حسینی بسیار دور هستیم
ای که به عشقت اسیر ، جمله بنی آدمند
سوختگان غمت با غم دل خرمند
هر که غمت را خرید ، عشرت دنیا فروخت
با خبران غمت ، بی خبر از عالمند (فواد کرمانی)
آقایان بیایید واقعیت بگویید. جامعه ای که در آن شکاف طبقاتی شدید وجود دارد، بعضی ها پول های کلان به جیب می زنند بدون آنکه حق دریافت آنو داشته باشند در واقع یک جامعه متقلب و بی عدالت است. مگر همین بی عدالتی منجر به شهادت امام حسین نشد؟ همگی داریم شعر می گیم بابا. مطمئن باشید اگر امام حسین در همین زمان بود به بدترین وضع ایشان را بشهادت می رساندیم و...
هر که گوید جمله حق است احمقیست
هر که گوید جمله باطل او شقیس
محمدرضا این بزرگواران در مقابل دشمن خارجی به شهادت رسیدند. ما درباره ظلم صحبت میکنیم
شهدای بزرگوار جنگ تحمیلی و همین شهید حججی را چگونه حلاجی می کنی
سوال خوبی است و جوابش هم روشن است، اما کمتر کسی با خود رو است است.
تردیدی نیست که در کنار حسین نبودیم، چون اگر اون گونه بودیم جامعه ما امروز این گونه نبود.
امام حسین(ع) فرمودند اگر دین ندارید ، در دنیا آزاده باشید
همه ما خیلی راحت می گیم معلومه لشکر امام حسین اما اکثرمون وقتی چند هزار نفر با شمشیر و نیزه آماده کشتن مون شدند، یا اصلا سمت لشکر امام حسین نمی ریم یا وقتی خیلی جدی شد، شبانه و وقتی چراغ خاموش شد فرار میکنیم. واقعیت تلخه. زمان یکی از امام های بعد، به ایشون گفتند که چرا قیام نمی کنی مثل امام حسین، به غلامش گفت برو توی تنور. غلام بدون سوال رفت توی تنور و در تنور رو گذاشت. بهش گفتند بیا بیرون و تا امام نگفت بیرون نیومد. امام گفت اگر چند نفر مثل این وفادار داشتم که به حرفم ایمان داشتند قیام می کردم. اینه
مامون رقّى - كه يكى از دوستان امام جعفر صادق(ع) است - حكايت ميكند:
در منزل آن حضرت بودم كه شخصى به نام سهل بن حسن خراسانى وارد شد و سلام كرد و پس از آن كه نشست، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت: ياابن رسول اللّه! شما بيش از حدّ عطوفت و مهربانى داريد، شما اهل بيت امامت و ولايت هستيد، چه چيز مانع شده است كه قيام نمى كنيد و حقّ خود را از غاصبين و ظالمين باز پس نمى گيريد، با اين كه بيش از يك صد هزار شمشير زن آماده جهاد و فداكارى در ركاب شما هستند؟ !
امام صادق(ع) فرمود: آرام باش، خدا حقّ تو را نگه دارد و سپس به يكى از پيش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش كن.
همين كه آتش تنور روشن شد و شعله هاى آتش زبانه كشيد، امام عليه السلام به آن شخص خراسانى خطاب كرد: برخيز و برو داخل تنور آتش بنشين.
سهل خراسانى گفت: اى سرور و مولايم! مرا در آتش، عذاب مگردان و مرا مورد عفو و بخشش خويش قرار بده، خداوند شما را مورد رحمت واسعه خويش قرار دهد.
در همين لحظات شخص ديگرى به نام هارون مكّى - در حالى كه كفش هاى خود را به دست گرفته بود - وارد شد و سلام كرد.
حضرت امام صادق(ع)، پس از جواب سلام، به او فرمود: اى هارون! كفش هايت را زمين بگذار و حركت كن برو درون تنور آتش و بنشين.
هارون مكّى كفش هاى خود را بر زمين نهاد و بدون چون و چرا و بهانه اى، داخل تنور رفت و در ميان شعله هاى آتش نشست.
آن گاه امام (ع) با سهل خراسانى مشغول مذاكره و صحبت شد و پيرامون وضعيّت فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى و ديگر جوانب شهر و مردم خراسان مطالبى را مطرح نمود مثل آن كه مدّتها در خراسان بوده و تازه از آن جا آمده است.
پس از گذشت ساعتى، حضرت فرمود: اى سهل! بلند شو، برو ببين در تنور چه خبر است.
همين كه سهل كنار تنور آمد، ديد هارون مكّى چهار زانو روى آتشها نشسته است، پس از آن امام(ع) به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بيا؛ و هارون هم از تنور بيرون آمد.
بعد از آن، حضرت خطاب به سهل خراسانى كرد و اظهار داشت: در خراسان شما چند نفر مخلص مانند اين شخص - هارون كه مطيع ما مى باشد - پيدا مى شود؟
سهل پاسخ داد: هيچ، نه به خدا سوگند! حتّى يك نفر هم اين چنين وجود ندارد.
امام جعفر صادق(ع) فرمود: اى سهل! ما خود مى دانيم كه در چه زمانى خروج و قيام نمائيم؛ و آن زمان موقعى خواهد بود، كه حدّاقلّ پنج نفر هم دست، مطيع و مخلص ما يافت شوند، در ضمن بدان كه ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستيم.
بهترین مطلبی که این چند ساله خوندم همین بود. چی کار می کردیم؟ هان؟
لقمه ی حرام باعث عاشورا شد. مردمی که دانسته امام را شهید کردند.
بسیاری از مردم ما همین حالا به حرام خواری عادت کرده اند اما خودشان قبول ندارند که حرام خوارند. کسی که با دوز و کلک جنس یا مالی را می فروشد. معلمی که کم کاری میکند در تدریس، کارمندی که وقت کافی برای ارباب رجوع نمی گذارد، روزنامه نگاری که تیتر های جنجالی میزند تا روزنامه اش را بفروشد همه در حال حرام خواری هستند و خود قبول ندارند. امام بی جهت نفرمودند شکم هایتان از لقمه ی حرام پر شده است
وقتی که زمان اتمام حجت امام با لشگریان یزید صحبت های امام کارگر نشد امام فرمودند که شکم هایتان از لقمه ی حرام پر شده است. ای کاش نمونه ای از ادعایتان هم می آوردید.
ما معمولاً با طرح حرام خور بودن، می خواهیم به خودمون بگیم چون ما حلال لقمه هستیم در نتیجه در لشکر حسین بودیم، در حالی که لزوماً چنین نیست. بسیاری از حلال لقمه ها هم در لشکر یزید بودند
دقت کنید امام را کسانی کشتند که گفتند بیا امام ما باش،
من دو هفته پیش موبایلمو از دستم دزدیدند داد زدم اما همه نگاه کردند
چه فرقی میکنه؟ مثلاً الان یک زنی رو دارند می دزدند یا روی زمین می کشند تا کیفش رو ببرند، مردم در هر دو حالت درگیر میشند و از ناموس ملت دفاع میکنند؟ نمیکنند دیگه. با همین استدلال های شما
دزدی موبایل و دزدی زن برای تعرض! عجب ...! اصلا اینا چه ربطی به هم دارن؟
خودت چی؟ یک سوزن به خودت بزن یک جوالدوز به دیگران
چارک میرزا، جواب ندادی؟ به دفاع از زن مسلمون می رفتی یا نگاه می کردی ببرنش و بهش تعرض کنند؟ سخته؟ نه؟
چقدر اصرار بیهوده در ادامه یک بحث بیهوده داری! خودت که عشق موبایل هستی با دزد مسلح درگیر می شدی
آقای چارک میرزا! فرض کن داره زنی رو وسط خیابون به زور سوار ماشین میکنند تا بدزدند و بهش تعرض کنند. شبیه این اتفاق افتاده. باید به واسطه اسلحه نگاه کنیم و بگیم وظیفه پلیسه یا از مظلوم دفاع کنیم؟
اگر باز هم بگی وظیفه پلیسه، مطمئن میشم اگر روز عاشورا بودی، در بهترین حالت تماشاچی بودی
برقرای امنیت به عهده پلیس است نه مردم عادی ، کسیکه عرضه ندارد از اموال خود نگهداری کند بهتر است افاضه کلام هم نفرماید!ی
مردی که حاضر نیستند با چهار تا دزد خرده پا درگیر بشند، در صورتی که می دونند قربانی بعد از بین خودشون هست؛ چطور توقع داریم همه منافع شون رو به خطر بندازند و در لشکر امام حسین کشته بشند؟
باید اول داد میزدی بعدا موبایل می خریدی
این سئوال را باید از افرادی پرسید که دری به تخته خورده و به آب و علفی رسیده اند اما معرفت شیر را هم ندارند که اگر سیر شدند، مابقی آنرا برای دیگران بگذارند. اینها مانند شغال آنقدر میخورند که بترکند و باقیمانده غذا را پوزه مال میکنند
اگر همینها که با سنگ به جنگ سید الشهدا(ع) آمدند از امکان و تجهیزات جنگی برخوردار بودند روی شمر و ابن ملجم را سیاه میکردند . در طول تاریخ اسلام از صاحبان زر و زور و تزویر لطمه خورده ایم یا مفسان بازی خورده آنان ؟د
مهم نیست در چه جایگاهی هستیم. این سوال را باید از همه پرسید. مگر همه آنهایی که در صحنه کربلا بودند حاکمان اقوام بودند؟ بسیاری با تعاریف امروز جزو طبقه متوسط و بسیار فقیر بودند. همین فقر باعث شد به خاطر سکه ای حسین را با سنگ بزنند. کسی که نیزه یا ششمیر نداشت و با هیچ به جنگ آمده بود، یعنی مفلس بود
یک بار وسط خیابون منو خفت کردند. خیابون هم شلوغ بود اما اکثراً با فاصله رد شدند و چند نفر ایستادند و نگاه کردند. اون تصویر از مردم هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشه و الان که این سوال رو پرسیدید، اومدم جلوی چشمم
اگر انسانی حرام خوار باشیم قطعا در مقابل امام می ایستیم .
عمر سعد حافظ و قاری قرآن بود. اگر به همین سادگی بود که خیلی ها سمت حسین (ع) رو می گرفتند.
شمر و بسیاری دیگر که آن طرف ایستاده اند، آدم هایی هستند که پیشانی پینه بسته داشتند. بسیاری از آن ها اهل تهجد بودند.تعدادی از این افراد با پیغمبر ص هم دیده شده اند.
در ظهر عاشورا وقتی ابا عبدالله علیه السلام برای نماز خواندن، اذان می گفتند فکر نکنید در آن طرف کسی نماز نمی خواند. آن ها هم نماز می خواندند! برخی از این افراد به ابا عبدالله علیه السلام می گویند که نماز شما قبول نیست!
و حبیب به آن ها می گوید:
« نماز شما قبول است؟! » درگیری می شود .حبیب به شهادت می رسد. حضرت حبیب پیش از نماز ظهر ابا عبدالله به شهادت رسیدند.
خیلی از لشکریان یزید حلال زاده، از پدران مومن و دارای روزی حلال، قاری یا حافظ قرآن و حتی مفتی بودند.
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینو مطمئنی یا از خودت میبافی
؟؟؟
املای عافیت طلبی صحیح است
فقط حرام خوار؟ خیلی ها به خاطر آفیت طلبی و آسیب ندیدن همراه شدند یا سکوت کردند
اتفاقاً در روز عاشورا، باطل در لباس حق ظاهر شد که در چند ساعت کار رو تموم کرد
خیلی از لشکریان یزید حلال زاده، از پدران مومن و دارای روزی حلال، قاری یا حافظ قرآن و حتی مفتی بودند. به همین دلیل بسیاری تردید کردند و حسین تنها ماند. اگر انقدر که شما میگید دو طرف حق و باطل بودنش تابلو بود، شاید کاروان امام حسین بسیار گسترده تر از اینها بود
فاسد دارای پارتی نمی تواند در لشگر حسین باشد.
حساب کنید از آن همه به ظاهر مسلمان مثل ما 72 نفر طرفدار حق بودند حال ما هم بهتر از آنان نیست...
جواب سوال رو بده. کدوم طرف بودی؟
فکر می کنم خیلی از ما که امروز برای امام حسین عزاداری می کنیم، اگر حتی در موقعیت مشابهی قرار بگیریم که خطر مرگ نداشته باشه، سکوت می کنیم
چگونه در مقابل دستگاه تبلیغاتی یزید می توانستیم بسمت ناحق نرویم؟!
فکر میکنید پس کی گزارش ها عاشورا و مقتل ها رو نوشته؟ یا جزو لشکر یزید بودند یا جزو تماشاچی ها
کاش فقط سکوت کنیم!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.