حضور عجیب مردم در مراسم ختم وحيد مرادي
هفته گذشته حضور گسترده شهروندان در مراسم تشيع جنازه «وحيد مرادي» از سابقهداران پايتخت كه در زندان كشته شده بود، باعث حيرت شد. گرچه پيش از اين نيز تهراننشينان، سابقه حضور ميليوني شهروندان در مراسمهاي خاكسپاري هنرمندان و چهرههاي سلبريتي را داشتند اما حضور اين خيل عظيم جمعيت براي حضور در تشييع جنازه فردي خلافكار كه بارها نقض قانون كرده و سابقه بارها ضرب و جرح و حتي قتل را در كارنامه خود داشت، مساله عجيبي بود كه به سادگي نميتوان از آن گذشت. مسالهاي كه خيليها آن را ناشي از تمايل و تغيير نگرش مردم به لوطيها و لاتهاي عهد نه چندان دور ميدانند و اينكه شهروندان دوباره به سمت داشمشتيها و گندهلاتها تمايل پيدا كردهاند.
به گزارش روزنامه اعتماد، همين مساله بهانهاي شده براي گفتوگويي با دكتر اصغر مهاجري، جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعي با محوريت آسيبشناسي رفتار مردم در مراسمهاي چهرههاي منفي و خلافكار كشور.
آقاي دكتر، درهفته گذشته شاهد حضور بيسابقه مردم در مراسم تشييع جنازه وحيد مرادي، شرور مشهور تهران بوديم. به همان نسبت هم به در فضاي مجازي تصاوير مختلف و طرحها و كليپهاي فراواني از وي دست به دست ميشد و به بياني يكشبه لاتها درجامعه دوباره جان گرفتند. اين پديدهاي است قابل تامل كه چند سالي در كشور ما مد شده است. نمونههاي آن را ميتوان در مراسم خاكسپاري «مرتضي پاشايي» و از اين دست هم جستوجو كرد. اما يك تفاوت اصلي بين اينها وجود دارد. اينكه افرادي مثل پاشايي به هر حال چهرههايي فرهنگي بودند ولي در عوض فردي مثل مرادي، اصولا چه از لحاظ قانوني و چه از لحاظ عرفي، فردي شرور و سابقهدار بوده است. واقعا چرا جامعه تا اين حد بايد به مراسم تشييع جنازه چنين فردي اقبال نشان دهد ولي در عوض در مراسم بسياري از چهرههاي فرهنگي و علمي، به تعداد انگشتان دو دست هم شركت نكنند؟
به نظرم نبايد اينگونه ساده به مساله نگاه كرد. چون اصولا هر پديده اجتماعي ريشه در بطن جامعه دارد. در اين مورد هم وضعيت به همين منوال است. در جامعه ما شهروندان نميتوانند به صورت مستقيم با بخش حاكميتي و حكومتي صحبت كنند. لذا آن رفتار و گفتاري كه از آنها ميبينيد، لزوما بيانگر تفكر و خواسته آنها نيست. در واقع رفتارهاي شهروندان در اين جامعه به نوعي آلارمهايي هشداردهنده از شكايت و گلايه مردم از شرايط كنوني براي مسوولان هستند. در زمان كنوني نيز مردم ما از وضعيت موجود ناراضياند. حالا دلايل آن هر چه ميخواهد باشد. چه دلايل آن فرهنگي باشد، چه دلايل اجتماعي داشته باشد و چه شرايط اقتصادي موجب آن باشد.
يعني ميخواهيد بگوييد مردم در اين مراسمها، فرصتي براي اعتراض خود پيدا ميكنند؟ ولي اين نميتواند درست باشد چون مردم كه در اين مراسمها، آشوب و تنشي به وجود نميآورند.
شايد من درست مقصودم را بيان نكردم. حتما ميدانيد كه مردم ما، مردمي احساسي هستند. درحقيقت شهرونداني كه به وضعيت موجودشان اعتراض دارند، تلاش ميكنند تا با ابراز همدردي اعتراض خود را بيان كنند. براي همين هم هست كه به طرق مختلف تلاش گستردهاي را انجام ميدهند تا از دخترخانمي كه شايد در اقدامي خلاف عرف انجام داده و تصاوير رقص خود را كه در قانون ما غيرقانوني است را منتشر كرده، حمايت كنند. به همان شيوه معترضان با علاقه در مراسم تشييع جنازه فردي كه قانون شكن و شرور بوده، با اين تفكر كه وي تحقير شده به صورتي گسترده حاضر ميشوند. و هم عدم رضايتشان را ابراز ميكنند. درحقيقت اين همبستگيها با تغييرات نظام ارزشي جامعه رابطهاي مستقيم دارد. در مورد چهرههاي علمي و فرهنگي هم همين طور است. نمونه آن تشييع جنازه مرحوم «ناصر ملكمطيعي» است. البته اين يك عامل نگرانكننده است ولي تنها عامل نگرانكننده نيست.
و ديگر چه عواملي در اين امر دخيل است؟
دومين عامل نگرانكننده روانشناختي جامعه كه مسوولان بايد آن را بشنوند اين است كه مردم نسبت به گذشته خود احساس نوستالژيكي پيدا كردهاند. يعني با ديدن نمادهايي از گذشته رفتارهاي عاطفي از خود نشان ميدهند و ميگويند؛ «حيف شد» چه دوران خوبي بود و... اين حس نوستالژيكي اگر تبديل به امري تودهاي شود نشانه خوبي نيست. حالا يك وقتي فردي به شخصه احساس نوستالژيك ميكند و به گذشته خود غبطه ميخورد كه اين، چندان مهم نيست. اشكال از جايي آغاز ميشود كه درصد بالايي از جامعه حالت نوستالژي به خود بگيرند. آن وقت است كه مسوولان بايد احساس خطر كنند.
منظورتان حدودا چند درصد جامعه است؟
ما در زبانشناسي معتقديم كه وقتيكه فراگيري يك پديده اجتماعي؛ مرز ٢٥ درصد را رد كند، آن پديده اپيدمي و فراگير است. چرا؟ چون درست است كه براي رسيدن به مرز فراگيري ٢٥ درصدي، زمان زيادي صرف شده باشد، ولي در مقابل، از آن به بعد رشد و توسعه و فراگيري اين پديده با سرعتي بسيار بيشتر از گذشته، پيش خواهد رفت. درست مثل موضوع بستن كمربند خودرو. اول فراگير شدن اين امر، به كندي پيش رفت ولي به يكباره سرعت گرفت و در مدت كمي همه آن را اجرا ميكردند. البته اين چيز جديدي نيست و براساس قوانين جامعهشناسي، فرسايش سرمايه اجتماعي و لاغر شدن قشر متوسط جامعه، بسيار نگرانكننده است. چون هرچقدر كه قشرمتوسط را از دست بدهيم، به همان نسبت جامعه را از دست دادهايم. بانك مركزي چند وقت قبل اعلام كرد كه فاصله قشر متوسط از قشر فقير تنها ١٥ درصد است. يعني به هم خيلي نزديك شدهاند. اين هشداري خطرناك براي مسوولان است.
چرا؟
چون اصولا در هر جامعهاي طبقه متوسط، پاسدار جامعه و نظام ارزشهاي آن است. به بياني قشر متوسط هستند كه سرنوشت يك جامعه را تعيين ميكنند. حالا اگر تحولات بنيادي در برخي نظامهاي ارزشي جامعه به خصوص در بين قشر متوسط رخ دهد؛ بايد منتظرفراگير شدن آن و تبعات و خطراتي كه خواهد داشت، باشيم. در مورد لوطيها و لاتها نيز وضعيت به همين گونه است. الان حس نوستالژي در مورد لوطيها، فراگير شده و بهشدت اوج گرفته است. بنابراين برگزاري چنين مراسمي دور از انتظار نيست. البته در اين بحث نبايد از موضوع جامعهشناسي انقلاب نيز غافل بود.
جامعهشناسي انقلاب به اين مساله چه ارتباطي دارد؟!
ببينيد، اصولا ماحصل پيروزي هر انقلابي اصل برگشتپذيري آن است. يعني ارزشهاي رايج جامعه، بعد از مدتي دوباره به جامعه برميگردند. مثلا در مورد انقلاب خود ما، بعد از سال ٥٧، اكثر اسامي از شكل اسامي ملي و ايراني مثل كوروش و داريوش به اسامي مذهبي تبديل شدند اما دوباره بعد از چند سال اقبال مردم به نامگذاري فرزندانشان براساس اسامي ايراني و ملي بيشتر شد. يا مثال ديگر، مثال هويت «ثروتمند»ي است. در سالهاي اوليه انقلاب از ديد عموم، ثروتمندان افرادي منفور و فاسد بودند كه بايد از آنها دوري ميكردند و مايه ننگ خانوادهها تلقي ميشدند اما به تدريج اين مسير تغيير كرد و الان كار به جايي رسيده كه دوباره فرد ثروتمند باعث افتخار خانواده و نزديكان است. لوطيگري يا فيلمهاي فارسي هم از اين قاعده مستثني نيستند. كمااينكه امروز مردم به اين قشر تمايل زيادي پيدا كردهاند. البته اين رويه نيز، رويهاي طبيعي براي انقلابهاست. يعني انقلابها نميتوانند با همان شرايط هيجاني اوليه به حيات خود ادامه دهند و در نهايت جوامع به همان هويت اصيل و قديمي خود برميگردند.
گفتيد مسوولان بايد نگران باشند. در كداميك از اين سه مورد خطر بيشتر است؟
به نظرم اگر تحليل سوم ما، تحليل غالب باشد جاي نگراني چنداني وجود ندارد ولي اگر دو تحليل اول، در مورد رفتار مورد سوال شما غالب باشد، بايد مسوولان بهشدت نگران باشند!
خب چطور بايد فهميد كه كداميك از اين سه تحليل دليل رفتارهاي كنوني مردم است؟
بايد دولت از طريق گروههاي پژوهشي و دانشگاهي اين موضوع را بررسي كند و از روي نتايج آن تحليل كرد. و در اين راه وظيفه مسوولان نيز اين است كه به رفتارهاي اينچنيني مردم، به صورت «عميق» توجه داشته باشند و از كنار آن به سادگي نگذرند و دايم تلاش نكنند تا هر حركتي را به موضوعات سياسي مرتبط كنند. چرا كه اگر چنين نكنند، خروجي آن از شيوههايي مثل آشوبهاي اخير خياباني سر باز ميكند.
يعني شما معتقديد كه منشأ اعتراضهاي خياباني مردم، در ابعاد اجتماعي و جامعهشناسي آنها نهفته است تا اينكه بخواهد جنبه سياسي داشته باشد؟
بله. دقيقا. البته مسير حركتها و تحركات سياسي هم از جامعه ميگذرد. يعني سياست هم در كالبد همين جامعه شكل ميگيرد و ناشي از خواستهاي مردم و شهروندان است. بنابراين با تمام اين تفاصيل ميتوان به صورت خلاصه گفت: مسوولان بايد حضور مردم در مراسمهايي مانند تشييع جنازه وحيد مرادي را جدي بگيرند و نه تنها به سادگي از كنار آنها بگذرند كه تيمهايي را براي بررسي ابعاد مختلف آن و ارايه راهكارهايي براي حل آنها، تشكيل دهند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
کار به جائی رسیده که یه لات ، قاتل و هرزه ، به اسم بامرام و بچه مثبت به مردم معرفی میشه . بنده هم از وضعیت موجود ناراضی هستم معترض ولی دلیلی نمیبینم پشت سر یه عده لاتو چاقو کش راه بیافتم از سر لجاجت ارزش بهشون بدم . قضاوت نمیکنم وضعیت، نوع حرف زدن ، ظاهر و سرو شکل هانی کرده و وحیدو مرادیو همه لات و الوات مشخصه نیازی به قضاوت نیست. یه لات و چاقو کش و قلدر زورگو، لاتو چاقو کشه ... چرا مردم دارند از سر لجاجت یه لات و الوات رو معروف میکنند؟!! مردان آهنین رو یادتون رفته وقتی باید تلویزیون شبکه سه جوانا ن با استعداد درخشان و المپیادی رو مطرح میکرد رفت سراغ این پهلوان پنبه های بی اخلاق، چه چاقو کشی و قتلهایی که در نیاورندو فرار نکرردند. یه ذره تامل هم خوب چیزیه همش که نباید دنبال تلوزیون، ماهواره و اینترنت و روایت جعلی و خواب فلان کس دیدن و .. بود، بخدا خدا به همه یه ذره عقل به همه ادمیزادها داده و قابل استفاده است.
اغلب شرکت کنندگان تیکه آخر فیلم (یعنی وقتی که وحید مرادی در زندان کشته شد را دیده بودند) و به همین خاطر احساس ترحم برای وی داشتند
دقیقا نشانه اعتراض مردم به رفتارهای منافقانه عده ای است که اصطلاحا جا نماز آب می کشند و از آب شب پرهیز می کنند لکن در مفاسد اجتماعی و اداری و فساد و اختلاس هیچ حد و مرزی نمی شناسند و یا حداقل علیرغم توانایی در مبارزه با آن از سوی دیگران چشمش را می بندد. واقعیت این است که تخلفات و بی قانونی ها را باید در جامعه طبقه بندی کرد و اگر چنین شود مردم خود به شرعیات روی می آورند اما اگر نسبت به فساد و سوئ استفاده های مالی کلان چندان حساس نبود اما به نماز قضای افراد گیر داد طبیعتا اثر بخش نخواهد بود.
مردم به دلیل بسته بودن فضای سیاسی کشور از هر موضوع ممکنی برا یاعلام مخالفت با سیاستهای رسمی استفاده می کنند ،
این موضوع تازگی ندارد ، حتی در موضع مهمی مانند انتخاب رئیس جمهور هم در چندین دوره گذشته بلااستثنا انتخابات تبدیل شده است به عرصه مخالفت ،
و هر بار نامزدی پیروز شده که زاویه بیشتری با فرائت رسمی داشته است
مردی که برای زندگیش خودش رو پیش ظالمان خوار نمیکنه و دنباله رو یه مشت قصه دروغ نیست، پیش ملت عزیز است.
بايد ياد آوري كنم كه آقاي مرادي يكي از اراذل و قتلي بود كه بخاطر جمش زنداني شده بود.
وچون اراذل درون زندا با تازه واردان كركري دارند و حتي آقاي مرادي معروف در دنياي مجازي بود
به مزاق ديگر زندانيان خوش نيامد و سر كل كل با همديگر كشته شد.
وقتی مردم میبینند مفسدان اقتصادی و....آزادن و رسیدگی به پروندشون چندین سالها طول میکشخ و تا بیاد طرف محاکمه بشه از کشور میره افراد مثل آقا وحید میشن قهرمان چون جرمشون خیلی سبکتر از بقیس که آزادن
شرف داشت به ادمای ریاکار ودروغ گو اگر لات بود اگر شرور تو ایین و سلک خودش همون بود که نشان میداد.در ضمن این روزا دیگه جسارت و سلحشوری ارزش نیست!.
وحید مرادی مجرمی بود سابقه دار که چوب جرائمش را خورد! اما شروری نبود که مرد لعنت قرار گیرد. او طینتی پاک و دلی مهربان داشت این دلیل محبوبیش است به خواست خدا و لاغیر.
این مردم کمبود دارنم
مهم نیست کجا و چگونه فقط میخوان خودشونو نشون بدن
چیز عجیبی نیست وقتی برای سایت های خبری آنقدر مهم بوده که بار ها در مورد ان تیتر زدند از مردم مرده پرست جز این انتظاری نیست.
خوش بحال تو که زنده پرستی
چون بقیه از درون فاسد هستند، فقط همین.
ریشه یابی اینگونه رفتارها بر عهده جامعه شناسان می باشد ولی با بررسی این رفتارها توسط یه فرد غیر متخصص به وضوح نشان دهنده اعتراض مردم به هر شکلی است. مهمترین مسئله ای که باعث بروز اینگونه رفتارها می باشد مشکلات عدیده اقتصادی و مهمترین اون مسئله بیکاری است. به راحتی و با یک نگاه متوجه میشید که اغلب افراد شرکت کننده زیر سی سال هستند و وقتی به راحتی و در هر ساعت و روزی در هفته خودشون رو به هرنقطه از تهران می رسونند یعنی اینکه کار و فعالیتی ندارند و مهمتر اینکه تفریحی هم ندارند و این جور مراسمات نوعی دورهمی و تفریح هست براشون . متاسفم که نیروی کار جوان و مستعد ما مثل تمام منابع و فرصتهای ایران داره به سرعت هدر میره مثل فرار مغزها ، سرمایه گذاری ، آب ، جنگلها ، محیط زیست و ....
روحش شاد آقا وحید مرادی
یک کلام , ختم کلان , مردم دوستتون ندارند و هر چیزی شما باهاش موافقید مردم مخالفند !
کشته شدن این فرد تو زندان به صلاح نبود باید ازش محافظت میکردند تا چنین حاشیه ای ایجاد نشود.
تحلیل آقای دکتر البته مبتنی بر علم است و محترم. اما مسله از اینها ساده تر است. مردم ما به صورت تاریخی طرفدار مظلوم هستند و کاری به گذشته اش ندارند. همین وبس. این بابا هم اگر کارش به محاکمه میکشید و اعدام میشد بلاشک حتما فقط بستگانش اورا تشییع میکردند. اما چون در زندان و دربند بدست چندنفر بدتر از خودش کشته شد در حالیکه ازقبل مجروح نیز بود از نظر جامعه به او ظلم شده. لذا این رفتارها را باتوجه به خلق و خوی ذاتی مردم باید طبیعی انگاشت.
دلیل اینه که شادروان آقای وحید مرادی لات دوست داشتنی بود
من هرچقدر در اینترنت گشتم حتی یک مورد زورگیری یا دست درازی به نوامیس مردم تو سابقه اشون نبود
مثل بعضی ها نبود ناموس مردم جرات نکنه از کنارشون رد شه
خدا رحمتش کنه من خودم از دوستدارشون هستم و با اینکه اصلا نمیشناختمش ولی قلبا دوستش داشتم و امیدوارم خداوند اون خطاهای نادانسته اش رو هم ندید بگیره
.در دنياي مجازي كسي از كشتن فيلم نمي گذارد وبادر قوه قضائيه با شكايت مردم و كشتن فردي و شكايت به زندان افتاده . اراذل اراذل هست. خوب بد هم ندارد. كسي كه لرزه بر اندام خانواده ها مياندازد قابل بخشش نيست.
وقتی که سطح اطلاعات مردم دراین حد باشد که از یک حنجار شکن دفاع کنند چگونه میتوان انتظار داشت که کشور پیشرفت کند وهمدلی بین مردم ومسئولین برای گذراز بحرانهای مختلف باشیم
محبت یه چیز دلیه و ربطی به سطح اطلاعات نداره. محبت واقعی را خدا تو دلا می اندازه بخاطر اسرار درون و نه هیا هوی برون!
خلایق هر چه لایق
ما آدم نمی شیم
بعد همین مردمی که به دزد و قاچاقچی ارج می نهند، میان به فساد و فلان گیر میدن جالبه
همش حرف، اونم حرف مفت!
واقعا که...
نهان گشت کردار فرزانگان. پراگنده شد کام دیوانگان. هنر خوار شد جادویی ارجمند. نهان راستی آشکارا گزند
اتفاقا ما مردم با هوشی داریم..توهین ها به مردم در کامنت ها اصلا قابل قبول نیست.این اتفاق نشان می دهد مردم ، ظلم به یک فرد زندانی را هم تحمل نمی کنند و این از نظر اجتماعی می تواند بسیار مثبت باشد و مسولین ما هم اگر با هوش باشند می بایست این نکته را همواره مد نظر قرار دهند.
آنقدر جد و آباد مردم را جلوی چشمشان آورده اند که اگر بگویند ماست سفید است ، مردم میگن سیاه است
من اگر یک کاره ای بودم از همه فیلم میگرفتم و همه را شناسایی میکردم و در آینده هر کسی از این جماعت نوازش زورگیر و چاقوکش و لات ها شامل حالش شود و با پررویی قصد شکایت داشته باشد، پرونده اش مستقیم میرود در بایگانی
شما اطلا" مطلب رو نخوندی دوست عزیز ویامنظور مصاحبه شونده رو نتونستی درک کنید
همین افکار است که جامعه را به سوی مقاومت افراطی در برابر ارزشهای حکومت سوق داده است
من فکر می کنم مردم الان تنها فرقشون با مردم زمان قاجار اینه که از موبایل و ماشین و اینترنت و کامپیوتر استفاده می کنند و جور دیگه لباس می پوشند همین
یعنی اینقدر احمق داریم
داداشا شماام اگه با معرفت باشید مجلستون شلوغ میشه حسودی نداره که
او اقایی که میگه این اقا مزاجم نوامیش بوده اگه نبوده باشه چی توازونایی هستی که هرجی میخان مینویسن
وقتی فوتبال باخت دادیم ولی باز هم مردم به خیابانها ریختند وشادی کردند پس این گونه رفتارها اصلا جای تعجب ندارد اینها همه نوعی اعتراض به وضعیت جامعه است
وقتی درسریال های تلویزیونی این گنده لاتی ها به عنوان ارزش تبلیغ میشه چه انتظاری از مردم به خصوص جوانها دارید ؟!!
عمل كرد برخی مسولين هم بهتر ازاقاي وحيد مرادي نيست
وحید مرادی از ون خانمی که ریا کارانه در صدا سیما چادر بسر می کند و وقتی بخارج میرود حجابش را بر می دارد بنظر من شریف تر است او همین بود که بود بالاخره هر نوع تفکری هوادارانی هم دارد
کارشناسه خودش و کُشت با زبون بی زبونی بگه مردم با نظام حاکم لج کردن ترسید هی خودش و کوبید تو در و دیوار
وفتی دولت از قاتلین وغارتگران .اختلاسگران متجاوزان .قاچاقچیان حمایت صددرصد میکند مثل سعید مرتضوی مانند سعید طوسی مثل خلخالی انوقت یک دزد سوپر مارکت یا گوسفند را به شدیدترین وجه مجازات یا اعدام میکنیدپس مجرمین عادی بیگناه هستند
مسوولین بیندیشند .
آنهایی که منتخب این مردمند ولی به مقام و مرتبتی می رسند دیگر خدا رو بنده نیستند و با تاراج مال و اموال مردم به نام اختلاس و پولشویی و یه موجه شرعی در کنار آن سبب این واکنش ها از سوی مردم می شوند و برایشان مهم نیست طرف کی باشه و یا چکاری انجام داده
شهید مقدم و شهد باکری و شهدای هسته ای که اینده مملکت رقم میزنن مردم نرفتن مردم ما دیوانه شدند
موردی که بنظر بنده شاید مغفول مانده این است که آنقدر قانون در کشورما بی ارزش شده ( بخاطر قوانین مسخره و بدون پشتوانه علمی و اجنماعی قوی ) که قانون و مجریان آن منفور شده اند و طبیعتا" هرکس قوانین را بشکند قهرمان میشود. قوانینی که دست دزدان و غارتگران و متجاوزان را باز گذاشته و دختر بچه ای را در تلویزیون به گریه می اندازد شایسته احترام نیست و قانون شکنان محترم شده و بر صدر می نشینند.
بسمه تعالی
مردم میخواهند بگند با تمام بدی های که این آدمها دارند از خیلی از مسئولین ما بهترند.
افراد به دلیل فشار اقتصادی و بیکاری و روی اوردن به فضا مجازی به این سمت ها می روند
درمملکت مابخصوص سالهای اخیرمردم نوعی لجبازی افراطی با حرمت های جامعه دارند مثلا کسی کاندیدای شورا یامجلس میشود که ازرنگ جامعه سنتی نیست وحتی غریبه است بدون درنظرگرفتن عواقب انتخابش به اورای میدهندکه دستگاه های نظارتی رابه دردسربیاندازند،یا مثلا چیزی نه چندان منطبق بافرهنگ اصیل جامعه دریوتیوب یا اینستاگرام منتشر میشودکه حتی برای خانواده خودشانهم مناسب نیست ولی بر اساس لجبازی باسیستم دنبالش میروند ازدست یک گروه نه چندان بد دنبال گروهی بدتربدلیل لجبازی میروند یعنی دقیقاعقل راتعطیل احساس رااولا میدارند واین همان ناشکری معروف است یعنی بی ارزش رامحترم وارزشمندراخوارپنداشتن بااین فرهنگ خداوندآخروعاقبت همه مانرابخیرکند.بدترین عادتهالجبازی وکله شقی است که وقتی عقل کم ومطالعه وتحقیق کمتر،نتیجه ان میشود.
علتش رفتار حكومته كه باعث شده مردم اينطور بشوند.اگر كشي صداي مردم را ميشنيد اينجوري نميشد !
لجبازی افراطی نشان از تارضایتی عمیق جامعه از عملکرد مسئولان دارد.
البته اين رويه نيز، رويهاي طبيعي براي انقلابهاست. يعني انقلابها نميتوانند با همان شرايط هيجاني اوليه به حيات خود ادامه دهند و در نهايت جوامع به همان هويت اصيل و قديمي خود برميگردند. این قسمت صحبتهای این جامعه شناس خیلی خوب درست بود.
جک نگو مومن
ارزش ها عوض شده. واقعا به کجا داریم میریم ما؟؟
به طرف رقصیدن!
عجیب است واقعا عجیب
عجب اقای دکتر محافظکاری ایشون جرات نداشتند در بیان دلایل نارضایتی دلایل سیاسی را بیان کنند “چه اقتصادی باشد...چه اجتماعی...” لطفا ساکت شو و پول بیت المالی که داری میگیری بگیر
مهمترین دلیلش فضولی مردم ما هست . ایرانی جماعت علاقه خاصی به فضولی و خبر دارند
این مردم ادم های جو گیری هستند تا دیروز می گفتند چرا این ارازل باید در سطح جامعه باشند حالا که یکیشون فوت کرده امده بودن مراسم خاکسپاری و گریه میکردند
دهن کجی به مسئولاته
اتفاقا جواب خیلی ساده هست و اصلا پیچیده نیست. هربار و هرجای این کشور اگر یک جوان به نحوی ناجوانمردانه و یا مظلومانه بمیرد مردم همینجوری واکنش نشون میدن مرحوم پاشایی صدای قشنگی داشت و غمی نهفته در صداش بود و با سرطان فوت کرد و مرگش خیلی غمگین بود برای همین این همه آدم برای تشییع جنازه اومد برای مرحوم وحید مرادی هم همینجور شد هرچقدر هم کاری که کرده بود بد بود هرچند ما اونجا توی اون دعوا نبودیم و ندیدیم که چرا دوستشو کشت ولی به نامردی کشته شد شاید خانواده مقتول رضایت میداد یا اصلا رضایت هم نمیداد شاید مقصر شناخته نمیشد توی دادگاه یا حتی مقصر هم بود قانون تصمیم میگرفت اعدامش کنه ولی اینکه توی زندان بی دفاع بیست نفری بریزن سر یکی که شناخته شده هم هست و دست بر قضا هردوپاش مصدومه و حتی درست نمیتونه راه بره ته ته نامردیه و احساسات مردم رو حتی اونایی که نمیشناسنش جریحه دار میکنه
سلام چرا از خود مردمی که در تشیع جنازه بودند دلیلش رو نپرسیدید اگر واقعا جامعه خبرب ما بروز باشد باید بلادرنگ از قضیه مطلع بشود و گزارش تهیه کند
حالا برایمراسم سوم هفته و چهلم هم ببینید شلوغ می شود برید بپرسید
باید باور کرد و احساس خطر کرد که خواسته جامعه با خواسته طیف دولت مردان هم سو نیست و از هر فرصتی این قضیه رخ می نماید-کو گوش شنوا و چشم بینا
دلیلش معلومه همین گنده لاتها از قانون و مرام خودشون عدول نمیکنن اما قانون گذاران و.مجریان قانون بارها از قانون خود عدول کردن مردم راستی و.دروغ رو متوجه میشن.....
مسئولان اگر حال این حرفها رو داشتند که سراغ ذزذی از بیت المال نمی رفتند. دلت خوشه ها.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.