قدرت خرید کارگران، ۷۲ درصد کم شد
در شرایطی که دستمزد کارگران از سبد معاش حداقلی، حداقل دو میلیون و هشتصد هزار تومان کمتر است، ضرورت بازنگری در میزان مزد و مزایای مزدی بیشتر از همیشه احساس میشود؛ ولی آیا دولت و کارفرمایان به این ضرورت تمکین خواهند کرد؟!
به گزارش خبرنگار ایلنا، از ۴۰ درصد گران شدن لوازم خانگی «ایرانی» گرفته تا بیش از ۸۰ درصد افزایش قیمت گوشت قرمز؛ همه این خبرها برای طبقهی مزدبگیر، رگبار مصیبت است. مصیبت بیامانِ فقر و استیصال؛ آنهم در دولتی که وعده داده بود از معیشت مردم صیانت میکند.
سقوط ارزش ریال و به دنبال آن سقوط قدرت خرید دستمزد، هنگامی کلید خورد که قیمت ارز بیمحابا افزایش یافت. در این معادلهی نابرابر، مزدبگیران و فرودستان بیش از دیگران متضرر شدند. آنها نه دلار و طلا داشتند که قیمتش بالا برود و نه صاحب ملک و املاک و مغازه بودند که بتوانند نرخ اجاره بها را بالا ببرند؛ فقط یک دستمزد ثابت داشتند که قدرت خریدِ آن روز به روز آب رفت و آنچه اتفاق افتاد، این بود که سفرههای خالی روز به روز خالیتر شدند.
در روزهای گذشته، علی خدایی (عضو کارگری شورای عالی کار) از کاهش ۴۸.۲ درصدی قرت خرید دستمزد خبر داد و گفت: کارفرمایان و دولتیها این واقعیت را پذیرفتهاند اما برای حل این مشکل، هیچ راهکاری در چنته ندارند!
او از برگزاری جلسات کمیته دستمزد اطلاع داد و اظهار کرد که باید برای مساله معیشت کارگران مجدداً تصمیمگیری شود.
بیتردید ضرورت این تصمیمگیریِ مجدد بر هیچ کس پوشیده نیست. ناکافی بودنِ دستمزدی که با پیشبینی تورم انتظاریِ تکرقمی، ۱۹.۵ درصد افزایش یافته بود و در زمان خود به نوعی یک گامِ رو به جلو محسوب میشد، پس از گذشت یک فصل از سال جدید، دیگر اظهر من الشمس است.
نمیشود کتمان کرد که خانوادههای کمدرآمد بیش از هر زمان دیگر، ناتوانی معیشتی را احساس میکنند. این همان واقعیتِ تلخیست که حسین رجائیان (رئیس انجمن صنفی کارگراان پیمانکاری حاتمی در معدن چادرملو) آن را تایید میکند. او معتقد است: کارگرانی که در یکی از موفقترین و پررونقترین واحدهای معدنی کشور کار میکنند، توان پرداخت هزینههای زندگی خود را ندارند؛ چه برسد به دیگرانی که حداقلبگیر هستند و از همه مزایای رفاهی و خدماتی محروم!
30
با صد هزار تومان، یک پلاستیکِ پُر میوه نمیدهند!
رجائیان در رابطه با شرایط خود و همکارانش میگوید: کارگران پیمانکاری چادرملو دو گروه هستند؛ یک عده در فضای سبز کار میکنند و عده دیگر مامور به خدمت هستند در خود مجتمع؛ با توجه به پیگیریهای تشکیلاتی که انجام دادیم و توانستیم مزایای مزدیِ معوق را زنده کردیم، دستمزد پیمانکاریهای حاتمی در مقایسه با دیگر کارگران پیمانکاری کشور، چندان بد نیست؛ اینجا کارگران بین دو میلیون تا سه میلیون و دویست هزار تومان مزد ماهانه میگیرند؛ با این وجود اوضاع معیشتمان اصلاً خوب نیست.
وی در ارتباط با کاهش ۵۰ درصدی قدرت خریدِ دستمزد میگوید: من به عنوان یک کارگر پیمانکاری که چهار سر عائله دارم، این کاهش را خیلی بیشتر از اینها احساس میکنم. نمونه سادهاش این است که وقتی صد هزار تومان دستم میگیرم و برای خریدِ میوه و سبزی میروم بازار، یک پلاستیکِ پُر میوه دستم نمیدهند. افزایش عجیب و غریبِ نرخ دلار شاید نزدیک به صد درصد، قدرت خریدِ ما کارگران را نسبت به سال قبل کم کردهاست.
چه عناصری را کارگران از زندگی روزمره خود حذف کردهاند؛ از مواد خوراکی گرفته تا مسکن و آموزش و بهداشت و البته تفریحات؛ رجائیان در اینباره میگوید: خیلی از اقلام از زندگی ما حذف شده؛ جالب است بدانید تفریح خانوادههای کارگران چادرملو این است که بتوانند مجوز بگیرند و خانوادههایشان را برای دو، سه روز بیاورند محوطه معدن که فضای سبز و درخت دارد؛ این را به پای مسافرت سالیانهشان میگذارند! چه کنند؟! چاره دیگری ندارند! در زمینه بهداشت و درمان هم مشکلات بسیار است؛ از یک طرف قیمت خدمات درمانی بالا رفته، از طرف دیگر وقتی تغذیه فرزندان خانوادههای کارگری خوب نباشد، انواع و اقسام بیماریها پیش میآید؛ به هرحال اوضاع به حدی رو به خرابیست که دیگر قابل وصف نیست......
گویی هیچ وظیفهای در قبال زندگیِ روبه افولِ مردم ندارند!
در این اوضاعِ خراب، گروه کارگری شورای عالی کار با مشاهدهی تخریبِ قدرت خرید دستمزد و بی اثر شدن افزایش بیست درصدی آن، درخواست جلسهی سه جانبه کردند؛ در این جلسه مقرر شده که بار دیگر کمیته دستمزد شروع به کار کند و راهکارهایی برای ارتقاء قدرت خرید کارگران ارائه بدهد. بدون تردید در شرایط فعلی، حفظ معیشت کارگران یک مطالبه ی بسیار جدیست؛ ولی تا چه حد دولت به عنوان اصلیترین متولیِ زندگی و معاش مردم و بعد از آن کارفرمایان، ضرورت این موضوع را احساس میکنند و حاضرند به قانون تمکین کنند؟
براساس ماده ۴۱ قانون کار، مزد کارگران باید متناسب با نرخ تورم و مکفی برای هزینههای یک خانوار متوسط باشد؛ بگذریم از مواد لازم الاجرا اما فراموششدهی قانون اساسی؛ از اصول ۲۹، ۳۰، ۴۳ و ..... ؛ الزاماتی که تهیه مسکن، اشتغال، بهداشت و رفاه را از وظیفه دولت میداند؛ هیچ کدام از این قوانینی که به حقوق مدنی و اجتماعی مردم مربوط است، اجرا نمیشود؛ گویی هیچ وظیفه ای در قبال زندگیِ روبه افولِ مردم ندارند!
ماده ۴۱ نگفته «فقط سالی یک بار»!
در این شرایط آیا هیچ جای امیدواری هست؟ فرامرز توفیقی (رئیس کمیته مزد کانون عالی شوراها) در این زمینه ابتدا به وخامت اوضاع اشاره میکند: بقای طبقهی کارگر در خطر است؛ اوضاع از «نامساعد» و حتی «وخیم» هم رد شده، برای توصیفش هیچ واژهای پیدا نمیکنم. حال فارغ از ضوابط و قواعد ماده ۴۱ قانون کار، باید فکری اساسی به حال این شرایط کرد؛ بگذریم از این که قانونگزار در ماده ۴۱ نگفته « فقط سالی یک بار» فقط تاکید کرده بر این که «هر ساله» مزد باید با یک سری خصوصیات افزایش پیدا کند؛ پس این تعبیر که فقط سالی یک بار میتواند مزد زیاد شود، اصلاً صحت ندارد. مصادیق بسیار هم برای این موضوع وجود دارد؛ سال ۹۲ وزیر کار هنگام رای اعتماد در مجلس به صورت علنی گفت که با تورم ۴۲ درصدی چرا باید فقط شش درصد افزایش مزد داشته باشیم و باید با موافقت رئیس جمهور این مابهالتفاوت را به کارگران بپردازیم! این وعده هیچگاه عملی نشد ولی همین اعلامِ موضوع نشان میدهد که افزایش دوبارهی مزد شدنیست؛ باز هم از این اتفاقات داریم؛ از جمله سالی که در میانه آن حق مسکن افزایش یافت و یا سطوح مزدی تغییر کرد.
وی تاکید میکند: وقتی مشکل معاش، کیان خانواده را تهدید میکند، باید کاری کرد؛ هر روز شاهد سخت تر شدن تنگناها هستیم؛ حیات طبقهی کارگر در شرایط کنونی امکانپذیر نیست؛ برای حفظ کارگران باید دستمزد را دوباره مورد بررسی قرار داد؛ ضرورتِ این را باید دولتیها و کارفرمایان دریابند.
توفیقی مسئولیت اصلی را متوجه دولت میداند: چه کارفرمایان این ضرورت را بپذیرند و چه نپذیرند، دولت مسئول اصلیست و باید مطابق قانون اساسی و برنامه های پنجم و ششم توسعه، به وظایف اصلی خود در زمینه استیفای حقوق شهروندی و اجتماعیِ طبقهی دستمزدبگیرعمل کند؛ متاسفانه تا کنون، نه دولتهای اصلاحطلب و نه دولتهای اصولگرا، حقوق اجتماعی کارگران را رعایت نکردهاند.
دولت آنقدر که دغدغه کارفرمایی دارد، دغدغه کارگری ندارد
در این روزها دولتیها نگران مشکلات کارفرمایان هستند؛ ولی کارگران را به دست فراموشی سپردهاند؛ توفیقی قصد دولت برای حمایت از کارفرمایان را مثبت توصیف میکند ولی معتقد است حمایت از کارفرمایان به تنهایی نمیتواند جامعه را از فروپاشی اقتصادی و به تبع آن فروپاشی و انهدام اخلاقی، فرهنگی و سیاسی نجات دهد: در خبرها خواندیم که کارفرمایان پیشنهاد دادهاند که برای مدت دوسال، بدهیهای کارفرمایان فریز شود؛ این دست اقدامات و قصد دولت برای حمایت از بخش خصوصی، خیلی خوب است؛ دولت باید نگران کارفرمایان باشد اما جای تعجب است که چرا به هیچ وجه نگران کارگران و دستمزدبگیران نیست؟ الان اوضاع به گونهای است که مشکلات معیشتی، تبدیل به یک معضلِ جمعی شده؛ کارگر، بازنشسته، کارمند، معلم، پرستار، فرقی نمیکند، همه درگیر این ناگواریها هستند. حتی در جامعه پزشکی هم داریم کسانی را که اوضاع معاش نامناسبی دارند؛ من پزشکی عمومی میشناسم که شبها در همین تهران، مسیر میدان امام حسین تا رسالت را مسافرکشی میکند.
قدرت خرید کارگران، ۷۲ درصد کم شده
وی به افزایش رسمی قیمتها اشاره میکند: اعلام میکنند ۳۲ درصد لبنیات گران شده؛ ۸۵ درصد افزایش قیمت گوشت قرمز داشتهایم؛ بیش از ۵۰ درصد افزایش قیمتِ گوشت مرغ؛ بیش از صد درصد افزایش نرخِ گوشت سفیدِ ماهی؛ بیش از ۳۰ درصد افزایش قیمتِ میوه؛ در بخش مسکن بیش از ۱۴۰ درصد افزایش هزینه داشتهایم؛ در ارتباطات ۵۳ درصد افزایش داشتهایم؛ شما سر این طناب را بگیرید و همینطور جلو بروید....
وی ادامه میدهد: ۴۸.۲ درصدی که برای کاهش قدرت خرید دستمزد اعلام شده، بدون تغییر مولفههای تاثیرگذار در سبد معیشت، محاسبه شده ولی اگر تاثیر مولفههای تاثیرگذار در سبد ازجمله مسکن، ارتباطات، حملونقل را در نظر بگیریم، ۷۲ درصد افزایش نرخ سبد معیشت یا به طریقهی اولی، کاهش قدرت خرید داشتهایم. به عبارت دیگر سبد معیشتی که حدود ۲ میلیون و هفتصد هزار تومان محاسبه شده بود، حالا بعد چهار ماه و اندی به ۴ میلیون و ۶۵۰ هزار تومان رسیده! این تفاوتِ کمی نیست؛ یعنی همان سبد معیشتی که شب عید با هزار مکافات دو میلیون و هفتصد هزار تومان مصوب کردیم و در نهایت نتوانستیم دستمزد را به همان رقم حداقلی برسانیم، حالا نزدیک ۵ میلیون تومان است.
فاصله دستمزد با سبد معیشت، دو میلیون و هشتصد هزار تومان است!
توفیقی معتقد است حتی تقلیل این ارقام هم تغییری در اصل ماجرا نمیدهد: حتی اگر همان ۴۸ درصد کاهش قدرت خرید را بدون تاثیر تغییرات مولفهها در نظر بگیریم، بازهم سبد معیشت سه میلیون و ۹۹۶ هزار تومان است؛ چهار هزار تومان از چهار میلیون کمتر؛ شما فاصله همین چهار میلیون تومان با دستمزد یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان را محاسبه کنید؛ میشود دو میلیون و هشتصد هزار تومان! این یعنی مصیبت؛ یعنی فروپاشی معیشتیِ کارگر! از آن طرف به خاطرِ نابسامانی اوضاع اقتصاد، در خیلی از واحدها، اضافهکار، مزایای نقدی و خدمات و تسهیلاتِ رفاهی قطع شده؛ این هم یعنی مصیبت به توان دو.
منِ کارگر حقم را از دولت مطالبهگرایانه میخواهم.....
این خلاءهای اقتصادی را چه کسی باید پُر کند؟ بدون تردید در مرحلهی اول وظیفهی دولت است که عمق بحران را درک کند و آستین بالا بزند؛ اکنون دیگر وقت دست روی دست گذاشتن نیست؛ شرایطی نیست که با یک «نگران نباشید» خیال مردم راحت شود؛ زمان، زمانِ عمل است و اگر غفلت شود....
اما در ععمل چه کارهایی میشود کرد؛ کارگران از دولت چه انتظاراتی دارند؛ توفیقی در این رابطه میگوید: یکی از خواستهها افزایش دستمزد است که یک خواستهی صد درصد جدی است ولی کارهای دیگری هم میشود انجام داد؛ دولت میتواند از قِبَلِ افزایش درآمدهای خود (افزایش نرخ ارز و مسکوکات و بالا رفتنِ ارزش ریالیِ صادرات نفت) به کارگران بُن و سبدِ غیرنقدی بپردازد؛ منِ کارگر حقم که همان پُر شدنِ شکافِ دستمزد و سبد معیشت است را مطالبهگرایانه از دولت میخواهم و از این مطالبهگری عقب نمینشینم؛ این دولت و کارفرمایان هستند که باید در جلسات سهجانبه راهکارهایی برای احقاق این حق ارائه دهند. آن وقت نمایندگان کارگران میتوانند با این راهکارها موافقت کنند یا نکنند؛ دولت و کارفرمایان با یک جامعهی هدف بزرگِ ۶۰ میلیونی طرف هستند؛ این جمعیت انبوه در مرز گرسنگی مطلق هستند؛ بازهم تاکید میکنم این حقیقتِ تلخ، شوخی نیست؛ باید جدی گرفته شود.
اعداد و ارقام به شدت وهمناک است؛ فاصلهی عمیقی که در ماههای اخیر عمیقتر هم شدهاست؛ این چاه عمیقِ بیانتها به غایت ترسناک است اما برای درک وخامت اوضاع لازم نیست حتما این اعداد و ارقام را بدانیم؛ کافیست از خانه بیرون بیاییم؛ قصد خرید کنیم و به اولین فروشگاه مواد غذایی محل سکونتمان برویم؛ حتی اگر همه دستمزد ماهانهمان را یکجا خرج کنیم، با همهی این پول، به اندازهی نیاز یک هفته، مواد غذایی با کیفیت نصیبمان نمیشود. این واقعیت از همه اعداد و ارقام وهمناکتر است.....
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
یکی هم از حقوق بازنشستگان چیزی بگوید که .........
مقاله خوبی بود ممنون
همه ملت ایران در یک کشتی در حال غرق شدن نشسته اند . کشتی که غرق شد همه را زیر اب می برد. غیر ا ز مسوولان و ثروتمندان که از این کشتی پیاده می شوند و به جای دیگری می روند.
حقوق پرسنل رسمی نفت را کاهش دهید/
پاداش بازنشستگی نفتی ها خیلی زیاد و بالاست چه خبره؟؟؟؟
حقوق کارمندان رسمی شرکت گاز و نفت بسیار بالاست حقوق های میلیونی میگیرند خدا شاهد است من یک کارگر هستم در پالایشگاهی که مشغول کار هستم، در این پالایشگاه تمامی کارهای سخت توسط کارگران انجام میشود ولی حقوق های میلیونی توسط بعضی از کارمندان آماده خور گرفته میشود به خدا قسم این کارمندان هیچ تلاشی در انجام کار ندارند و هیچ منفعت و بازدهی و سوددهی نیز برای وزارت نفت ندارند به خدا قسم باید حقوق های میلیونی این ها فوری قطع شود چون فقط دولت پول های کلان و مفت به این افراد می دهد این کارمندان تعدادشان در وزارت نفت کم نیست دولت باید این کارمندان مرفع و غنی را اخراج کند اینها فقط برای دولت هزینه بر هستند اینها فقط در اتاق هایشان زیر باد خنک کولر نشسته اند و از خودشان پذیرایی میکنند چرا دولت باید حقوق های میلیونی به اینها بدهد لطفا اخراجشان کنید اگر این ها اخراج شوند دولت می تواند تعداد زیادی جوان استخدام کند و اشتغال ایجاد کند لطفا اطلاع رسانی کنید
این درصدها در جیب مردم حالت جهشی دارند.
روحانی متشکریم
جهانگیری متشکریم
نوبخت متشکریم
مجلس متشکریمبابت این همه بدبختی و بیکاری و تورم و گرونی و به هم ریختن روح و روان مردم دستتون درد نکنه بااین هم دروغی که تحویل مردم دادید و میدهید
قبلامیگفتن دروغ گو دشمن خداست
بسمه تعالی
تعداد قلیلی شاید در حد چند صد نفر از این وضعیت منتفع شدن، و بقیه در حد چند ده میلیون نفر متضرر شدن اونم در حد تیم ملی....در حد نمره ۲۱..ــــ
(ضرورت بازنگری) ، واقعا اگر سیل، زلزله ، سونامی جنگ اقتصادی بیاد با همون فرمون افزایش فرمول پیچیده تا آخر سال مسیولین میرن جلو، واقعا داشتن کار گروه یا اتاق فکر ضرروری نیست؟ چون پرده در افتد نه تومانی و نه من
کارمندان بدبخت هیچکس به فکرشون نیست شش درصد خیلی زشت است
واااااااا تورم که ۸ درصده ؟؟!!!! نه .؟
پس بیکاران چی؟
شاخص سکه و طلا از سال قبل تا کنون 334 درصد رشد داشته است یعنی 100 میلیون سکه و طلا و دلار در سال قبل معادل 334 میلیون تومان طلا و دلار در این لحظه شده است
یعنی حقوق کارمند و کارگر به کمتر از یک سوم سال قبل تقلیل پیدا کرده است.
خیلی وضعیت بدی است بیشتر از نظر روانی مردم در این دلهره اند. سایه جنگ داخلی و خارجی. نگران این کشوریم که با همه عظمت تاریخی اش
اين آمار از كجا اومده ؟؟؟؟ كسي پاي حرف مردم ميشينه ؟؟گروني داره لجام گسيخته ميشه . جواب بچه هاي ما رو كي ميده كه نميتونيم براشون ميوه بخريم؟؟
خجالت آور هست که مسئولین اقتصادی فقط تماشاگر هستند و هیچ تلاشی برای حفظ ارزش پول ملی نمی کنند
راه حل در مقاومت است.مقامات و آقازاده هایشان که در رفاه هستند بقیه اقشار مردم هم مقاومت کنند و در فقر و تنگدستی گذران عمر کنند تا انشاله به سلامت از این مرحله هم عبور کنیم. ملت فقط دارن صبر میکنند و مقاومت به امید آینده ای که تیره تر از حالشان است.
این قضیه مربوط به همه قشر حقوق بگیر میشود.
اوناییکه چاپیدند و اوناییکه بی خیا ل بودند علی رغم تمام مسیولیتشون پیش خدا باید جواب بدهند.
کجا بودند اوناییکه میبایست میدیدند و شاید هم دیدند و دم بر نیاوردند.
اگر اعتراضات مردمی و هشداهاشون نبود الانش هم سر بعضی ها گرم چاپیدن بود و سر عده دیگر گرم بی خبری.
سلام لطفا این دسته بندی های بی ارزش کارمند ، کارگر و ... رو جمع کنید قدرت خرید کل آحاد ملت ایران کاهش صد در صدی داشته .
عموم مردم ذهنیتشون از کارمند شرکت نفت همان ذهنیت سالها پیشه . حقوق کارمندان شرکت نفت امسال 6 درصد افزایش داشته. کارمندان جوان بعضا غروبا میرن تو اسنپ کار میکنن
کار آمدی و عرضه شخص وزرا و مجموعه دولت در شرایط بحرانی خودشو نشون میده ، که متاسفانه با توجه به چندین اتفاق و حادثه در گذشته نشون داد که مجموعه این دولت برای شرایط بحرانی بسیار نا کارامد هستند نمونه اش زلزله سرپل ذهاب ، تصادف قطار و اخیرا هم گرانی ارز و غیره............
در صورتیکه همین قشر کارگر و کارمند بودند که آقای را با آن رای بالا انتخاب کردند.؟!
شما فقط می گویید سبد کالای کارگران خوب نیست این اعتقاد همه ما ایرانیان است. لطفا به فکر کار فرمایان هم باشید که هزینه های کمر شکن را اعم از اب . برق . گاز . مالیات . عوارض . شهرداری . بیمه و بهره بانکی 28درصد را باید بپردازند و قیمت تجهیزات و ملک هم در نظر بگیرید ایا به تولید کننده مجال نفس کشیدن می دهید که حقوق کارگر را افزایش دهد؟ ایا به نفع کارفرما نیست که املاک و تجهیزات را بفروشد و بدون دغدغه فکری و بدور از هرگونه تنش و استرسی پولش را در بانک بگذارد و با سود 20درصد زندگی راحتی را برای خودش رقم بزند . کار تولیدی امروزه در کشور ما به منزله خودکشی مالی است چون بازار ثبات ندارد و بقول معروف هر دم از این باغ بری می رسد.
علی برکت الله !!!!
از ٧ ماه پيش تا الان ارزهاي خارجي حدود ١٨٨٪ رشد داشتند.
در واقع قدرت خريد و دارايي هاي مردم به يك سوم كاهش داشته است.
مردم صبور و نجيبي داريم. هيچ مردمي در روي كره زمين مثل ايراني ها نيستند.
تا حالا نشده بتونندحتی یه نان به سفره کارگر اضافه کنند فقط حرف
قدرت نام دوست من است.
واقعا مسعولین باید فکری به حال این وضعیت بحرانی بکنید،که در غیر این صورت قشر وسیعی از جامعه به زیر خط فقر کشیده خواهد شد.
کشیده شده کاوه جان
همه چی درست میشه به امید خدا . علی برکت اللّه
ایران شده سرشار از بی عدالتی و مردم روز به روز دردمندتر و فقرتر، اما تا کی؟ مردم خسته شده اند
مردم که نمی تونن بیان خیابون شعار بدهند این وظیفه نمایندگان هست ،کجا هستند این کاخ نشینان...
من کارفرما هستم و به دلیل عدم وصول مطالباتم از دولت و کارفرمای بالادستی که عموما دولتی هستند همان حداقل حقوق را هم نمیتونم بدم . نیروهام با درک شرایط خواهان افزایش دستمزد نیستند و همینکه حقوق اندکشون رو سرماه دریافت میکنند و بیمه شون رد میشه قانعند . بهشون قول داده بودم به محض وصول مطالبات پاداش شب عید 97 و مابه التفاوت دستمزدشون رو پرداخت میکنم . دولت هنوز پولم رو نداده .. دارایی برای پول گرفته نشده مالیات بریده چراکه بر اساس استاندارد ملاک درآمد تعهدی است و نه نقدی ، صراحتا میگه مشکل خودته برو شکایت کن پولت رو بگیر و گرنه حساب شرکت رو میندم و ممنوع الخروج میشی ..همین داستان رو با تامین اجتماعی هم داریم ..در قیاس من که حداقل 15 نفر را با بدبختی سرماه حقوق میدم ، دلال ماشین بدون دردسر بصورت نقد چندین برابر بنگاه اقتصادی ما درآمد دارد و یک ریال پیمه و مالیات نمیدهد . در قبال هیچ شخص و نهادی هم مسئول نیست .کار کردن در این شرایط حماقت محضه ..مطالباتم ارزشش تا الان یک سوم شده ..قدرت خرید کارکنانم نابود شده ...فروشم متوقف شده ..دولت اگر برنامه ای برای حمایت از کارفرمایان نداشته باشد بزودی شاهد فروپاشی بنگاه های اقتصادی موج گسترده بیکاری خواهد بود .
دوست عزیز من هم دقیقا مشکل شما رو دارم. 16 نفر دارن تو شرکت من نون میخورن.پارسال ماشینم رو فروختم و حقوق بچه ها رو دادم. امسال هیچی بهشون پرداخت نکردم.یقه کی رو بگیرم؟ دولت با تصمیمات خلق الساعه ش باعث نابودی بیزنس 19 ساله من شد. این بچه ها رو باید جواب کنم اما وجدانم رو چیکار کنم؟
حرف حساب
کارفرمایی محترم
کشور ما بستر مناسبی برای دلالی و پول مفت در آوردن هست
منم کارگاه تولید ظروف پلاستیکی داشتم. اما وقتی دیدم واسط خرید مواد اولیه و همچنین فروشنده محصولات سودش بیشتر از منه. کارگاه رو بستم و تبدیلش کردم به انبار
الانم راضی ام
چون اجناس داخل انبارم روز به روز داره گرون تر میشه
والا به شما هم حق میدیم ولی منه کارگر با 5 ماه حقوق معوق دیگر توان همراهی با کارفرما برامون نمونده
در عوض مرگ بر امریکا !
خطاب کی گزارش باید کی باشه ؟ اونی که بجای مردم نظر میده و تصمیم میگیره یا مردم ؟ مردم که از همه چیز خبر دارن
قدرت خرید کارگران، ۷۲ درصد کم شد
اصلاح می شود 720 درصد کم شد.
تنها قشری که بیشترین فشار بر او وارد آمده قشر حقوق بگیر است داریم له میشویم
باز شما حقوق میگیرید
ما کلا هیچ حقوقی هم نمیگیریم چی بگیم؟
قشر بیکار یادت نره
مشکل ما ملت اینه تا یه پله میریم بالاتر، گذشته رو فراموش میکنیم
ما برای اقتصاد انقلاب نکردیم.مردم باید حجاب را رعایت کنند .
تو این شرایط فقط آقازاده ها و مسئولین به مدد منابع لایزال دولتی و رانتی دارند راحت زندگی می کنند.
من فوق لیسانس از یک دانشگاه معتبر دولتی دارم
اما هنوز نتوانستم قرارداد سال قبلم را با کارفرمام تسویه کنم
مجبورم هستم سرکار بروم
حقوقم حقوق کارگری است و روز به روز قدرت خریدم کمتر می شود
این در حالی که فرزندان مسئولین خیلی لاکچری زندگی می کنند و به ریش امثال من می خندند
منزل متری 4 میلیون در محدوده بلوار ابوذر الان شده متری 9 میلیون؟؟؟!!!!!!!!!!!!!! باکدام دلیل و منطق
ثروتمندان هر دقیقه ثروتمند تر و فقرا هر روز ثانیه فقیر تر
به جاش، امنیت داریم!!
همه چیزمون غرق در نابودی است
پس کارمندان چی --- لطفا از کارمندان نیز دفاع کنید که 10 درصد حقوق شان اضافه شد
کارمند عزیز ما کارگران وضعمون از شما بهتر نیس حقوق ما هم 10 درصد اضافه شده تازه هیچ گونه امنیت شغلی و رفاهی نداریم بازکارمندان وضعشون بهتره
عوضش قدرت خرید آقازاده ها 200 درصد زیاد شد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.