آخرین خبرعکس | حضور رئیس قوه قضائیه بر مزار رهبر شهید انقلاب
2بازدید

آیت الله مصباح: مشوقم آیت‎الله بهجت بود

آیت الله مصباح یزدی در گفت وگویی به بیان ناگفته های درباره زندگی و سیره آیت الله بهجت پرداخت.

به گزارش خبرآنلاین آیت الله مصباح یزدی در این گفت و گو با هفته نامه پنجره تصریح کرده است: مشوق اصلی خود را در پرداختن به مسائل سیاسی - اجتماعی، آیت‎الله بهجت ذکر می‎کنند، آیت‎الله بهجتی که در کتوم بودن نسبت به امور سیاسی - اجتماعی شهره است.

اهم اظهارات رئیس موسسه آموزشی،پژوهشی امام خمینی(ره) را در ادامه بخوانید:

    * بنده در سال 1332 در مدرسه حجتیه حجره‌ای داشتم و مرحوم آیت‎الله بهجت(رض) مجاور مدرسه حجتیه منزلی داشتند و به‎طور طبیعی هر روز چند مرتبه ایشان را در رفت ‌و ‌آمد زیارت می‎کردیم.

    * در آن دوران چیزی که برایم سئوال ایجاد می‎کرد و جوابش را نمی‌دانستم این بود که ایشان خیلی ذکر «یا ستار» می‎گفتند و این سئوال برای من پیش آمده بود که آخر این همه اسماء الهی وجود دارد، چطور ایشان این اسم را زیاد به‎کار می‎برد. بعد‎ها جوابی را حدس زدم ولی هیچ‌وقت نه جرئت می‎کردم و نه ابهت ایشان اجازه می‎داد که آن را مطرح کنم. غیر از موقع درس کم اتفاق می‎افتاد ما به خودمان جرئت بدهیم که از ایشان سئوال کنیم. یک قرائنی هم بود که ایشان از اطراف و محیط اطلاع داشته و چون چیز‎هایی را می‎بینند که ما نمی‌بینیم، چیز‎هایی را می‎شنوند که ما نمی‌شنویم، و برای آن‎که این ارتباطات قطع شود و کمتر توجه‎شان به آن‎‎ها جلب شود، یا ستار می‎گفتند که خدای متعال پرده‎ای بیندازند تا ایشان نبینند. یک همچنین جوابی را بعد‎ها برای این سئوال پیدا کردم ولی هیچ‌وقت آن را نپرسیدم.

    * اصلا ایشان احتراز داشتند از این‎که به‎عنوانی غیر از فقاهت شناخته شوند و در مسائل علمی عرفانی و بحث‌‎های نظری آن اصلا اظهاری نمی‌کردند. مطلبی هم که دال بر این باشد که ایشان یک کمال معنوی داشته و چیزی از گذشته، از حال و از آینده می‎‌دانند را جداً کتمان می‎‌کردند.

    * این زیاد اتفاق می‎افتاد که مخصوصا وقتی داستان نقل می‎کردند، یک نگاه خاصی هم به‎طرف می‎کردند. بعد‎ها دیگر کم‎کم ما باور کردیم که این‎‎ها جهت‌دار است و همین‌جوری اتفاقی چیزی نقل نمی‌کنند. از جمله گاهی مطالبی را می‎فرمودند که ناظر به جهات اجتماعی و سیاسی بود.

    * در زمانی‎که نهضت حضرت امام(ره) و نهضت روحانیت شروع شد و داستان مدرسه فیضیه و حمله کماندو‎ها به مدرسه فیضیه در حضور مرحوم آیت‎الله العظمی گلپایگانی(ره) واقع شد و بعضی‌‎ها را از بالای پشت‌بام مدرسه پرت کردند در رودخانه و در حیاط مدرسه، مرحوم آقای بهجت ضمن اظهار حساسیت و تأسف نسبت به این مسائل، اصرار می‎‌کردند که سعی کنید این حوادث را ضبط کنید و بنویسید، چرا که ممکن است این‎‎ها چندی بگذرد و فراموش شود یا تحریف شود؛ لذا مؤکدا اصرار می‎‌کردند که نگذارید این‎‎ها فراموش شود. خود ایشان هم در مقام محکوم کردن این‎گونه کار‎ها و زشتی و عظمت گناه و فجایعی که انجام می‎‌گرفت، به‎صورت‌‎های مختلف یک نوع مسئولیتی بر دوش خودشان میدیدند که آن‎ها را عنوان کرده و زنده نگه دارند.

    * زمانی‎که روزبه‎روز جریان مبارزات داغ‎تر می‎‌شد و زندان، تبعید و انواع مزاحمت‎هایی که برای روحانیون و منبری‌‎ها پیش می‎‌آمد، بیشتر می‎‎شد؛ ایشان اشاراتی می‎‌فرمودند که مثلا چه باید کرد و گاهی حرف‌‎های خیلی ساده ایشان می‎‌توانست فتح بابی باشد برای یک نوع فعالیت و بعضی از دوستانی که در درس ایشان شرکت می‎‌کردند، به‎خاطر همین تأکیدات رفتند سراغ فعالیت‌‎های اجتماعی و سیاسی، به‎خصوص در بخش کار‎های تبلیغاتی و فرهنگی. اگر بخواهم به زبان ادبیات روز عرض کنم، مبارزاتی که از آن زمان به رهبری حضرت امام(ره) و سایر مراجع شروع شد، یک بعدش ضعیف بود و آن بعد تبلیغاتی و فرهنگی بود و اتفاقا آیت‎الله بهجت روی این بعد از مبارزات تکیه کرده و ما را هل می‎‌دادند به این‎که این جهت را جبران و تقویت کنیم و همین باعث شد که ما در این فعالیت‌‎ها، در حد توان و بضاعت خودمان شرکت کنیم و به‎خصوص به بعد تبلیغاتی و فرهنگی‌اش اهمیت بدهیم.

    * مرحوم آیت‎الله مشکینی(رض) که رییس مجلس خبرگان بودند نقل می‎‌فرمودند که ما بار‎ها خدمت حضرت امام عرض می‎‎کردیم که برای مسائل اخلاقی به چه کسی مراجعه کنیم و ایشان می‎‌فرمودند به آقای بهجت مراجعه کنید، عرض می‎‌کردیم ایشان نمی‌پذیرند، ابا دارند از این‎که مثلا به این عنوان شناخته و مطرح شوند، امام باز می‎‌فرمودند به ایشان مراجعه کنید و اصرار کنید.

    * بنده هم از مرحوم آقا‌مصطفی(ره) شنیدم که می‎‌گفتند که حضرت امام(ره) نظر خاصی به آقای بهجت داشته و گاهی برای بعضی حاجات و مشکلات‎شان به ایشان ارجاع می‎‌دادند. حالا نمی‌دانم ذکر این داستان‎چه اندازه به‎جا هست، اما نقل می‌کنیم، جناب آقای مسعودی که تولیت آستانه حضرت معصومه(س) را دارند، به‎خاطر این‎که اهل خمین بودند و رفت‌وآمد زیادی به منزل امام داشتند، ایشان نقل می‎‌کردند که بار‎ها اتفاق افتاد مشکلی برای امام پیش آمد یا مثلا بیماری سختی بستگان‎شان داشتند، ایشان من را می‎‌فرستادند پیش آقای بهجت که برو ببین آقای بهجت چه می‎‌گویند و مکرر اتفاق افتاد که ایشان می‎‌فرمودند بروید قربانی کنید. گاهی یکی گاهی دو تا گوسفند و من بلافاصله می‎‌آمدم پیش فلان قصابی و گوسفند می‎‌گرفتم به دستور آقای بهجت و با پیشنهاد حضرت امام.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.