ميراث فرهنگي بيت المال را به نفع چه كساني هزينه مي كند!؟
به هر حال، هر چه هست، يك چيز مشخص است و آن هم اينكه اين سازمان به هيچ عنوان ارزش بيت المالي كه به عنوان امانت به آن پرداخت شده است، نمي داند! چرا كه اگر ذره اي به ارزشها و مسئوليت هاي سنگيني كه بيت المال بر دوش سازمان ها و مسئولانش مي گذارد پي برده بود، اين چنين بي پروا و بي برنامه دست به اقدامات عجولانه نمي زد!؟

پس از ابلاغ دستور رياست محترم جمهوری مبني بر انتقال سازمان ها و شركت هاي دولتي به شهرستان ها، براي حل كردن برخی معضلات كلان شهري چون تهران، سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري يكي از نخستين سازمان هايي بود كه براي انتقال كارمندان خود به شهرستان ها اعلام آمادگي كرده و بر انجام اين كار اصرار ورزيد.
به گزارش "تابناک" اين كار تا به جايي پيش رفت كه چندي پيش از طريق رسانه ها اعلام شد كه معاونت صنايع دستي اين سازمان به استان اصفهان منتقل خواهد شد و اين سازمان با اعلام آماري از همكاري و اعلام آمادگي انتقال كارمندان خود به استان ها، به نحوي نشان داد كه تا چه اندازه گوش به فرمان رياست جمهوري است.
البته گوش به فرماني و هماهنگ بودن براي اجراي يك دستور براي هر يك از سازمان ها و ارگان هاي دولتي يكي از ضرورت هاست، اما اينكه چرا در اين دستور باز هم اين سازمان خود را جلو انداخته و از آن اين چنين حمايت مي كند جاي سوال دارد و اینکه آيا براي نشان دادن فرمانبرداري نسبت به دستورات رياست محترم جمهور است يا براي فرار از رسانه هايي كه هر روز سازمان را به باد انتقاد گرفته و سازمان با فحاشي پاسخ آنها را مي دهد؟! شايد هم اين سازمان به دنبال حيات خلوت هاي بيشتري است تا از اين طريق، وعده هاي بيشتري براي زمان گرفتن از پرسشگران بالا دستی داشته باشد!
به هر حال، هر چه هست، يك چيز مشخص است و آن هم اينكه اين سازمان به هيچ عنوان ارزش بيت المالي كه به عنوان امانت به آن پرداخت شده است، نمي داند! چرا كه اگر ذره اي به ارزشها و مسئوليت هاي سنگيني كه بيت المال بر دوش سازمان ها و مسئولانش مي گذارد پي برده بود، اين چنين بي پروا و بي برنامه دست به اقدامات عجولانه نمي زد!؟
هنوز چند ماهي از دستور رياست محترم جمهور نگذشته و در حالی که بسياري از شركت ها و سازمان هاي دولتي در حال بررسي اوضاع و چگونگي انتقال اند، اين سازمان دست به كار شده و كار انتقال معاونت صنايع دستي خود به استان اصفهان را آغاز كرده است. اين در حالي است كه بسياري از كارمندان اين سازمان در بلاتكليفي و نابساماني به سر برده و با مشكلات اساسي مواجه شده اند.
به طور مثال، كارمندان زن اين سازمان كه شوهرانشان در جاي ديگر مشغول به كار هستند و تمام زندگي شان در تهران است، نمي دانند پس از انتقال اين معاونت و روساي آنان كه به اجبار بايد بار بسته و عازم اصفهان شوند، چه وضعيتي خواهند يافت؟ و بالعكس. آيا ساختمان صنايع دستي كه در ميدان وليعصر قرار گرفته است، به طور كامل تخليه مي شود؟ يا اينكه بخشي از مديران به صورت سمبليك به اصفهان انتقال داده مي شوند و مابقي در اين ساختمان باقي خواهند ماند كه در اين صورت، تكليف اين هزينه هاي ساختماني دو برابر شده چيست؟ آيا باز هم بيت المال بايد بيهوده هزينه شود؟!
از سوي ديگر، ارباب رجوعاني كه براي گرفتن يك نامه مدت ها پشت درهاي بسته مديران باقي مي ماندند، از اين پس بايد براي گرفتن يك امضا روزهاي طولاني پشت درهاي بسته باقي بمانند و مجبور هستند براي گرفتن يك امضا، حداقل شبي را در اصفهان به ناچار باقي بمانند. البته اگر مجوز آنها به گونه اي باشد كه نياز به امضاي معاونت هاي ديگري چون گردشگري و ميراث فرهنگي هم داشته باشد، احتمالا بايد با آژانس هاي تاييد شده از سوي سازمان، قراردادي بسته و به اجبار در يك تور چند روزه ثبت نام كنند و هزينه هاي مختلفي را بپردازند تا شايد گرفتن امضا امكان پذير باشد.
البته شايد با اين كار سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري بتواند به يكي از شعارهاي خود كه همه مكاني و همه زماني بودن سفر است دست يابد! چرا كه اين سازمان عادت دارد كه براي رسيدن به اهداف خود، حداكثر سو استفاده را از مخاطبان خود داشته و در اين ماجرا نيز به اجبار گردشگران بيشتري را توليد كرده و آمارهاي 70 ميليوني اش را به 140 ميليون يا حتي بيشتر افزايش دهد!!
اما اين بخشي از ماجراجويي هايي است كه مسئولین اين سازمان به دنبال آن هستند، چرا كه استخدام برخي از نيروهايي كه در آن واحد چند شغل دارند، خود مشكلات فراواني را به وجود مي آورد كه بر همگان مشخص بوده و به نظر مي رسد نيازي نباشد بگوييم كه اگر برخي از اين مديران، تنها به واسطه ارتباطات و بدون داشتن تخصص و تحصيلات لازم، مشغول به كار در اين حوزه شده اند و تنها با داشتن ارتباطات قوي، نيازي به حضور در محل كار را ندارند و مي توانند با استفاده از پشتوانه هاي قوي خود به صورت مجازي به مشكلات و ارباب رجوعان پاسخگو باشند، پس از اين، اين مقوله در سازمان فراگير شده و ديگر كسي براي پاسخگويي به ارباب رجوع وجود نخواهد داشت چرا كه با نخستين پرسش، پاسخ خواهد آمد كه اين سازمان به صورت مجازي به امور رسيدگي خواهد كرد و براي اين كار باز هم پاسكاري هاي سايتي آغاز خواهد شد چرا كه مراجعان بايد به سايت هايي كه در اين چند سال، چون قارچ افتتاح شد و اما به بهره برداري نرسيد رجوع كنند.
اما در واقع اين يكي ديگر از معضلات سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري است كه به بهانه هاي مختلف سايت هاي مختلف اينترنتي راه اندازي كرده و بودجه اي را از سازمان ميراث فرهنگي به يكي از شركت هاي زير مجموعه خود واريز كرده است. البته نبايد فراموش كنيم كه اين شركت به واسطه ارتباطات قوي خود با مسئولین سازمان ميراث فرهنگي مسئول برگزاري تمامي دوره هاي آموزشي كامپيوتري كارمندان و مسئول افتتاح سايت هاي مختلف براي حوزه هاي مختلف سازمان نيز بوده و در اين راستا، تا جايي پيش رفته است كه تنها آبدارخانه هاي سازمان مجازي نبوده و مابقي امور از طريق سايت ها اداره مي شود!
البته گويا رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري گاهي فراموش مي كند كه هدفش خصوصي سازي و حمايت از بخش خصوصي است و حداقل در بخش IT امكان حضور از همه شركت هاي اين حوزه را گرفته و تنها يك شركت است كه حق دارد در آن خودنمايي كند.
اما به راستي گناه كارمندان و كساني كه از بد حادثه مشغول به كار در اين سازمان شده اند، چيست كه هر روز بايد شاهد سياست هاي بدون پشتوانه آن باشند؟ چرا كه چند سال پيش نيز، زماني كه قرار شده بود سرويس اياب و ذهاب كارمندان به اضافه هزينه غذاي آنها حذف شود، تنها سازماني كه در اين زمينه خوب نقش خود را ايفا كرد اين سازمان بود كه همين امر موجب بروز مشكلات بسياري براي كارمندان شده بود!
به هر حال، انتقال شركت ها و برخي از سازمان هاي دولتي طرحي است كه از سوي اين دولت ارائه شده و به نظر مي رسد در ذات خود طرح بدي نباشد. اما براي اجراي آن نياز به بررسي ها و مطالعاتي است و عملیاتی کردن آن، اين چنين عجولانه و بدون برنامه و فكر، تنها بيت المال است كه به هدر رفته و هيچ مشكلي در اين زمينه حل نخواهد شد.
البته نبايد فراموش كرد كه انتخاب شهرهاي ديگر براي معاونت هاي مختلف، بايد با در نظر گرفتن برخي از گزينه ها از جمله ظرفيت استان مورد نظر باشد. چرا كه با انتقال معاونت هايي از كلان شهري به نام تهران به كلان شهرهاي ديگري چون اصفهان، نه تنها مشكل ترافيك تهران حل نخواهد شد، بلكه مشكلات ترافيكي بيشتري براي شهر مقصد ايجاد شده و در واقع تنها صورت مساله پاك شده و هيچ مشكلي حل نخواهد شد.
براي اين است كه اين بار، از مسئولان و مشاوران سازمان ميراث فرهنگي، تقاضا داريم كه به جاي وقت هدر دادن براي تنظيم جوابيه هاي كه بيش از پيش مقوله فرهنگ را در اين سازمان به زير سوال مي برد، تلاش كنند كه راه حل هايي منطقي براي حل مشكلات اين سازمان ارائه دهند تا شايد از اين طريق هم نزد روساي خويش محبوب تر و مقبول تر باشند و هم نزد مردم، كه از دنياي مقام و مرتبه و ميزهاي بزرگ رياست، چيزي جز نام نخواهد ماند. شايد همين امر باشد كه فرهنگ ايراني و اسلامي ما، بارها بارها بر آن تاكيدكرده است كه جز نام نكو هيچ نخواهد ماند.
به گزارش "تابناک" اين كار تا به جايي پيش رفت كه چندي پيش از طريق رسانه ها اعلام شد كه معاونت صنايع دستي اين سازمان به استان اصفهان منتقل خواهد شد و اين سازمان با اعلام آماري از همكاري و اعلام آمادگي انتقال كارمندان خود به استان ها، به نحوي نشان داد كه تا چه اندازه گوش به فرمان رياست جمهوري است.
البته گوش به فرماني و هماهنگ بودن براي اجراي يك دستور براي هر يك از سازمان ها و ارگان هاي دولتي يكي از ضرورت هاست، اما اينكه چرا در اين دستور باز هم اين سازمان خود را جلو انداخته و از آن اين چنين حمايت مي كند جاي سوال دارد و اینکه آيا براي نشان دادن فرمانبرداري نسبت به دستورات رياست محترم جمهور است يا براي فرار از رسانه هايي كه هر روز سازمان را به باد انتقاد گرفته و سازمان با فحاشي پاسخ آنها را مي دهد؟! شايد هم اين سازمان به دنبال حيات خلوت هاي بيشتري است تا از اين طريق، وعده هاي بيشتري براي زمان گرفتن از پرسشگران بالا دستی داشته باشد!
به هر حال، هر چه هست، يك چيز مشخص است و آن هم اينكه اين سازمان به هيچ عنوان ارزش بيت المالي كه به عنوان امانت به آن پرداخت شده است، نمي داند! چرا كه اگر ذره اي به ارزشها و مسئوليت هاي سنگيني كه بيت المال بر دوش سازمان ها و مسئولانش مي گذارد پي برده بود، اين چنين بي پروا و بي برنامه دست به اقدامات عجولانه نمي زد!؟
هنوز چند ماهي از دستور رياست محترم جمهور نگذشته و در حالی که بسياري از شركت ها و سازمان هاي دولتي در حال بررسي اوضاع و چگونگي انتقال اند، اين سازمان دست به كار شده و كار انتقال معاونت صنايع دستي خود به استان اصفهان را آغاز كرده است. اين در حالي است كه بسياري از كارمندان اين سازمان در بلاتكليفي و نابساماني به سر برده و با مشكلات اساسي مواجه شده اند.
به طور مثال، كارمندان زن اين سازمان كه شوهرانشان در جاي ديگر مشغول به كار هستند و تمام زندگي شان در تهران است، نمي دانند پس از انتقال اين معاونت و روساي آنان كه به اجبار بايد بار بسته و عازم اصفهان شوند، چه وضعيتي خواهند يافت؟ و بالعكس. آيا ساختمان صنايع دستي كه در ميدان وليعصر قرار گرفته است، به طور كامل تخليه مي شود؟ يا اينكه بخشي از مديران به صورت سمبليك به اصفهان انتقال داده مي شوند و مابقي در اين ساختمان باقي خواهند ماند كه در اين صورت، تكليف اين هزينه هاي ساختماني دو برابر شده چيست؟ آيا باز هم بيت المال بايد بيهوده هزينه شود؟!
از سوي ديگر، ارباب رجوعاني كه براي گرفتن يك نامه مدت ها پشت درهاي بسته مديران باقي مي ماندند، از اين پس بايد براي گرفتن يك امضا روزهاي طولاني پشت درهاي بسته باقي بمانند و مجبور هستند براي گرفتن يك امضا، حداقل شبي را در اصفهان به ناچار باقي بمانند. البته اگر مجوز آنها به گونه اي باشد كه نياز به امضاي معاونت هاي ديگري چون گردشگري و ميراث فرهنگي هم داشته باشد، احتمالا بايد با آژانس هاي تاييد شده از سوي سازمان، قراردادي بسته و به اجبار در يك تور چند روزه ثبت نام كنند و هزينه هاي مختلفي را بپردازند تا شايد گرفتن امضا امكان پذير باشد.
البته شايد با اين كار سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري بتواند به يكي از شعارهاي خود كه همه مكاني و همه زماني بودن سفر است دست يابد! چرا كه اين سازمان عادت دارد كه براي رسيدن به اهداف خود، حداكثر سو استفاده را از مخاطبان خود داشته و در اين ماجرا نيز به اجبار گردشگران بيشتري را توليد كرده و آمارهاي 70 ميليوني اش را به 140 ميليون يا حتي بيشتر افزايش دهد!!
اما اين بخشي از ماجراجويي هايي است كه مسئولین اين سازمان به دنبال آن هستند، چرا كه استخدام برخي از نيروهايي كه در آن واحد چند شغل دارند، خود مشكلات فراواني را به وجود مي آورد كه بر همگان مشخص بوده و به نظر مي رسد نيازي نباشد بگوييم كه اگر برخي از اين مديران، تنها به واسطه ارتباطات و بدون داشتن تخصص و تحصيلات لازم، مشغول به كار در اين حوزه شده اند و تنها با داشتن ارتباطات قوي، نيازي به حضور در محل كار را ندارند و مي توانند با استفاده از پشتوانه هاي قوي خود به صورت مجازي به مشكلات و ارباب رجوعان پاسخگو باشند، پس از اين، اين مقوله در سازمان فراگير شده و ديگر كسي براي پاسخگويي به ارباب رجوع وجود نخواهد داشت چرا كه با نخستين پرسش، پاسخ خواهد آمد كه اين سازمان به صورت مجازي به امور رسيدگي خواهد كرد و براي اين كار باز هم پاسكاري هاي سايتي آغاز خواهد شد چرا كه مراجعان بايد به سايت هايي كه در اين چند سال، چون قارچ افتتاح شد و اما به بهره برداري نرسيد رجوع كنند.
اما در واقع اين يكي ديگر از معضلات سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري است كه به بهانه هاي مختلف سايت هاي مختلف اينترنتي راه اندازي كرده و بودجه اي را از سازمان ميراث فرهنگي به يكي از شركت هاي زير مجموعه خود واريز كرده است. البته نبايد فراموش كنيم كه اين شركت به واسطه ارتباطات قوي خود با مسئولین سازمان ميراث فرهنگي مسئول برگزاري تمامي دوره هاي آموزشي كامپيوتري كارمندان و مسئول افتتاح سايت هاي مختلف براي حوزه هاي مختلف سازمان نيز بوده و در اين راستا، تا جايي پيش رفته است كه تنها آبدارخانه هاي سازمان مجازي نبوده و مابقي امور از طريق سايت ها اداره مي شود!
البته گويا رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري گاهي فراموش مي كند كه هدفش خصوصي سازي و حمايت از بخش خصوصي است و حداقل در بخش IT امكان حضور از همه شركت هاي اين حوزه را گرفته و تنها يك شركت است كه حق دارد در آن خودنمايي كند.
اما به راستي گناه كارمندان و كساني كه از بد حادثه مشغول به كار در اين سازمان شده اند، چيست كه هر روز بايد شاهد سياست هاي بدون پشتوانه آن باشند؟ چرا كه چند سال پيش نيز، زماني كه قرار شده بود سرويس اياب و ذهاب كارمندان به اضافه هزينه غذاي آنها حذف شود، تنها سازماني كه در اين زمينه خوب نقش خود را ايفا كرد اين سازمان بود كه همين امر موجب بروز مشكلات بسياري براي كارمندان شده بود!
به هر حال، انتقال شركت ها و برخي از سازمان هاي دولتي طرحي است كه از سوي اين دولت ارائه شده و به نظر مي رسد در ذات خود طرح بدي نباشد. اما براي اجراي آن نياز به بررسي ها و مطالعاتي است و عملیاتی کردن آن، اين چنين عجولانه و بدون برنامه و فكر، تنها بيت المال است كه به هدر رفته و هيچ مشكلي در اين زمينه حل نخواهد شد.
البته نبايد فراموش كرد كه انتخاب شهرهاي ديگر براي معاونت هاي مختلف، بايد با در نظر گرفتن برخي از گزينه ها از جمله ظرفيت استان مورد نظر باشد. چرا كه با انتقال معاونت هايي از كلان شهري به نام تهران به كلان شهرهاي ديگري چون اصفهان، نه تنها مشكل ترافيك تهران حل نخواهد شد، بلكه مشكلات ترافيكي بيشتري براي شهر مقصد ايجاد شده و در واقع تنها صورت مساله پاك شده و هيچ مشكلي حل نخواهد شد.
براي اين است كه اين بار، از مسئولان و مشاوران سازمان ميراث فرهنگي، تقاضا داريم كه به جاي وقت هدر دادن براي تنظيم جوابيه هاي كه بيش از پيش مقوله فرهنگ را در اين سازمان به زير سوال مي برد، تلاش كنند كه راه حل هايي منطقي براي حل مشكلات اين سازمان ارائه دهند تا شايد از اين طريق هم نزد روساي خويش محبوب تر و مقبول تر باشند و هم نزد مردم، كه از دنياي مقام و مرتبه و ميزهاي بزرگ رياست، چيزي جز نام نخواهد ماند. شايد همين امر باشد كه فرهنگ ايراني و اسلامي ما، بارها بارها بر آن تاكيدكرده است كه جز نام نكو هيچ نخواهد ماند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
با توجه به نظر عامیانه رئیس سازمان میراث فرهنگی کشور به عنوان معاونت رئیس جمهور در پاسخ به کارمندان خویش که یا استفا دهید یا طلاق بگیرید یا همراه اداره به استان مربوطه انتقال یابید کجای دولت عدالت محور می گنجد که ترویج طلاق در دستور کار معاونت رئیس جمهور یک کشور قرار دارد.
اصلا کسی نیست که تو میراث فرهنگی پاسخگوی مسایل مربوط به انتقال باشه
آقای بقایی در مصاحبه با ایسنا گفتند که در این نقل و انتقال ممکنه مشکلات خانوادگی پیش بیاد اما به خاطر یک بی نماز که در مسجد رو نمی بندند
این تحلیل معاون یه رییس جمهوره؟
آیا یک نفر تو سازمان ایشون هست که با این انتقال مشکل براش پیش نیاد
ما که فکر میکنیم که بدون بررسی جامع این دستور رو صادر کردند.اگر می گفتند این انتقال ظرف چند سال انجام می شه باز ممکن بود بگیم کمی فکر کردن
باسلام
اين سازمان به جهت پشتوانه هاي غني فرهنگي كه دارد از هر سازمان ووزارتخانه ديگري قدرت بيشتري جهت پرتاب آقايان به پستهاي بالاتر را دارد با كمي جستجو در وضعيت مديران چنساله اخير اين سازمان اين امر بطور كامل مسجل مي شود،
خوب حالا همه برن اون بالا بالاها( مثل آقاي مشايي كه الان رئيس رئيس جمهور وبه عبارتي رئيس جمهور درسايه است) ولي آقاي بقايي نمي تونه خودي نشون بده وحداقل معاون اول ظاهريرئيس جمهور بشه ؟؟؟
چقدر بي انصافيد!!!!!
به كام سوپراستارها و به نام بعضي مسئولين
اگرسازمان بازرسی به پرونده پولهای کلانی که از بیت المال دراین سالها تحت عناوین مختلف مثل پایگاههای میراث فرهنگی در شهرستانها وبرگزاری جشنواره های گردشگری وتبلیغ برای جذب گردشگر رسیدگی کند ان موقع مشخص می شود دل سوز واقعی کیست
ای بابا یکی نیست به داد این بناهای تاریخی شهرستان شاهرود برسه 10 کاروانسرای بزرگ کشور در مسیر جاده ابریشم در شاهرود است که گنبدهای آن یکی پس از دیگری در حال فرو ریختن است بافت تاریخی مجن که شبیه ماسوله است در معرض نابودیست دریغ از کمی دلسوزی . . . آن وقت آقایان 100 میلیون 100 ملیون به این و اون وام بلاعوض می دهند. وقتی اون بالا درگیر این مسائل بی ارزش و کل اندازی با رسانه ها باشند معلوم است نظارتی بر عملکرد برخی روسای نالایق ادارات شهرستان هایشان نمی شود.
به نظر بنده این تصمیم خیلی غیرمنطقی و ناجوانمردانه است و به شخصیت و حیصیت کارمند توهین شده است وهیچ کس پاسخگو نیست ودرجواب به آدم می گویند که شما تابع دولت هستید و دولت هیچ مسئولیتی درقبال شما ندارد و اگر نمی توانید منتقل شوید خودتان را بازخرید کنید .
متاسفم بجای اینکه برای سریع العمل بودن تشویق شوند و در اجرای صحیح نقد شوند از بیخ مورد بغض شما تابناکی ها قرار گرفته اند معلومه بر اساس شیتیل مطلب می نویسید.
در جواب کسانی که به این گزارش اعتراض کرده اند باید گفت اگر شما هم کارمند این سازمان بودید این چنین فکر می کردید ؟کافی است به عنوان کسی که 15 سال یا بیشتر در این سازمان کار کرده می گفتند باید ظرف مدت یک ماه از تهران بروید وضعیت خانوده بچه محصل پدر و مادر پیر پیدا کردن خانه آن هم در یک شهر غریب و مدرسه برای بچه ها و خیلی از مسایل دیگر را چگونه باید حل کرد؟آیا کار مضاعف وهمت مضاعف نباید همراه با فکر و دور اندیشی باشد؟ هزینه کردن این جابجایی و بار روانی که در این مدت برای کارمندان این سازمان ایجاد کرده را نباید در نظر گرفت خیلی از این کارکنان براساس حقوقشان وام و خانه خرید و حتی رهن کرده اند حالا آقایان می گویند یا می روید یا اینکه فسخ قرارداد باید بکنید! اخر چگونه ؟ همین دیروز کارکنان سازمان به این انتقال اعتراض داشتند که آقای بقایی گفتند این دستور و قانون از طرف دولت است و من مجری هستم باید این امر انجام گیرد. من سئوال دارم که آیا شما به عنوان مسئول مدافع حقوق ما هستید یا دولت؟ واقعا ما نمیدانیم به کی مراجعه کنیم که به دادمان برسند؟ آیا اگر به ریاست جمهوری رفته و تحصن کنیم درست می شود؟ چرا باید همیشه کارمندان در صف اول آزمون و خطای طرح های آقایان باشند؟
چه عجب بالاخره یک کم از درد دل کارمندان بدبخت این سازمان نوشتین کسی نمی دونه ما از دست این بخشنامه ها و ابلاغیه های فوریتی ریاست این سازمان چه می کشیم. حالا باید تمام کارمندان این سازمان و خانواده هایشان دچار ناراحتی اعصاب و روان شوند چرا که آقایان می خواهند خوش خدمتی کنند؟ چرا رسانه ها این مطالب را انعکاس نمی دهند؟مگر این مساله کوچکی است؟ چرا کسی به داد ما کارکنان بدبخت و سیاه روز این سازمان نمی رسد؟تابناک تو هم دست بردار از اینکه نظرات رو یکی در میون نمایش می دی.
می شه اطفا بگین کدوم سازمان این وضعونداره که حالا میراث فرنگی اره.
فعلا اوضا همینه.
فقط خدا می تونه کمکمون کنه و بس
تو کشور 2 چیز خیلی کم ارزش هست!
1- جان انسانها
2- بیت المال
چقدر پول صرف این سفرکارتها کردند عملا به درد مردم نخورد فقط کلی از بیت المال هزینه شد!!
باز خوبه شماها مطلب می نویسید واقعا ما نمی دانیم از شر اینها به کجا پناه ببریم اینها حتی برای مراسم هایی که می گیرند کارمندان را تهدید می کنند که در صورت شرکت نکردن اخراج می شوند خدا بیامرزد بهشتی را کجا زمان او این چیزها بود چیزهایی که ما میبینیم شماها یک دهمش را نیز نمی دانید شاید یک روز ...
در مورد منابع مالي تابناك هم بنويسيد
و البته هر قراردادی مقدور به صرفه است با شرکت میراث آریا می بندند که بانیان این شرکت نیز از دست اندرکاران سازمان میراث فرهنگی هستند . سازمانی که تقریبا 90 % از مدیرانش طعم یکسال مدیریت را هم نچشیدند . و دائما یا از معاونتی به معاونت دیگر و یا اینکه کسی از عالم غیب می رسید و مدیر می شد دست پنجه نرم می کند . سازمانی که 90% از مدیرانش هیچگونه پیشینه گردشگری و میراث فرهنگی نداشته و خدا می داند که در این 5 سال گذشته افراد کارشناسی چون بنده چه زجر ها و مصیبت هایی را که تحمل نکردیم و البته آنچه که به جایی نرسد فریاد است . فریاد .
به هر حال باید از یک جایی شروع کرد. نمیشه که همه چیز آسان و سهل باشد.فکر می کنم که سال سال همت و کار مضاعف هست نه دلشوره تابناک برای کارمندان زحمت کش باید از جای شروع کرد حتی از صفر و به نظر می رسه که تابناک از این که این نهاد ها منفک شود ناراضیست چرا که امکان فضولی محدود،پر هزینه و وقت گیر می شود.شما برادر دل نگران نباش و زیر باد کولر بنشین؛چرا که تهمت زدن و جو سازی از راه دور هم برای شما امکان چذیر هست. خدا قوت
ميراث فرهنگي فقط بلد است بيت المال را خرج كساني مثل هديه تهراني كند
این کارها بی عدالتی را تشدید خواهد کرد.
کاش برنامه آقای محسن رضایی برای اختصاصی کردن استانها پیش گرفته می شد. در این بلبشو فقط استانهای ضعیف تر متضرر خواهند شد.
با سلام
نمی دانم چرا اینقدر به میراث فرهنگی گیر می دهید واقعاً همه اش از سر خیرخواهی است قبول کنید که باورش سخت است.
منصف باشید همین
من نمیدونم که میراث فرهنگی چه هیزم تری به شما تابناکی ها فروخته که اینجوری بهش حمله میکنید!؟ لابد ی جا زدن تو برجکتون که صداشو در نمیارید!؟
بده مگه فورا دستور احمدی نجاد رو اجرا می کنن ومثل برخی از سازمان ها با این ابلاغیه ماهها و سالها ور نمی رن!!
خوب بود یک بخش نامه 6 ماه روی کارتابل مدیر بمونه !؟
اگر چه اصل این نوع اقدامات دولت و رییس جمهور جای سوال داره!
پس جريان استقبال مديركل ميراث استانگلستان ازپذيرش معاونت گردشگريآن
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.