محسن رضایی:
قانون شکنان، تندروها و نخبگانی که کنار کشیدند مسئولند
نخستین تهدید جریان اصولگرا، تکروی و مسأله دوم، بی برنامه بودن و سلیقه محوری است/ تنها راه فراروی جریان اصولگرا، اتحاد، ولایت محوری و برنامه مند بودن است/ حادثه چهاردهم خرداد، رهنمودهای رهبری را تحت الشعاع قرار داد/شرط بازگشت اصلاح طلبان به صحنه سیاسی کشور، کم کردن فاصله خود با رهبری، نظام و شفاف کردن مرزهای خود با بیگانگان است/ از مرحله دولتسازی و ملتسازی گذر کردهایم و وارد عصر جامعهسازی شدهایم؛ یعنی با وجود تثبیت ملت و نظام، اکنون با جامعهای روبه رو هستیم که ایده آل نیست/ دمکراسی دو روی سکه دارد؛ یکی مشارکت کردن و دیگری اعتراض کردن.

چند وقت پیش، دکتر محسن رضایی از پایگاه خبری «خبرآنلاین» و روزنامه «خبر» بازدیدی داشت که خبر آن منتشر شد.
به گزارش «تابناک»، وی در این بازدید، گفت و گویی با دوستان و همکاران ما در این رسانه داشت و درباره مسائلی از جمله رخدادهای پس از انتخابات، آثار تربیتی ـ عقیدتی این حوادث بر نسل آینده، مباحث مربوط به آینده اصلاح طلبان و اصولگرایان، حادثه 14 خرداد امسال و... اظهار نظر کرد.
بنا بر این گزارش، اهم مطالبی که وی در این گفت و گو به آنها اشاره داشته، به شرح زیر است:
* آثار تربیتی ـ عقیدتی پس از انتخابات و پیشبینی آثار و پیامدهای آن در یک دهه آینده
تقریباً هیچ حادثه سیاسی نیست که آثار اعتقادی و تربیتی در جامعه پدید نیاورد. مثلاً در حادثه انقلاب در حادثه دفاع مقدس، آثار اعتقادی و تربیتی این دو حادثه بسیار عمیق و سازنده و بسیار بالنده بود؛ اما غالب حوادثی که در درون کشور رخ می دهد، هر چه این حوادث پیچیدهتر و ابهامآمیزتر باشد و غیرشفافتر، آثار اعتقادی و تربیتی که روی جامعه میگذارد، به جای اینکه مثبت باشد، جنبههای تخریبی و تضعیفکننده دارد.
در رخدادهای پس از انتخابات، از مسأله ولایت فقیه گرفته تا امام تا یاران امام، یاران رهبری، اصول انقلاب همه اینها زیر سؤال رفت و چون این زیر سؤال رفتن اولا توسط خودیها و کسانی که در جبهه انقلاب بودند، صورت می گیرد و دوم آن که پاسخ قانع کننده به پرسش های مردم داده نمی شود، پاسخ ها عمدتا شعاری و احساسی است؛ بنابراین، اثرات آن روی نسل سوم و چهارم بسیار سنگین بود.
آثار منفی این رویدادها در ذهن نسل سوم و چهارم رسوب میکند و ممکن است پنج سال دیگر و یا ده سال دیگر حوادثی را در جامعه دیدیم که ریشه در رخدادهای سال 88 ایران خواهند داشت. در حوادث پس از انتخابات تصویری که از نظام جمهوری اسلامی درست شد، تصویر غیرواقعی بود؛ تصویری که از آزادی و دمکراسی در ایران درست شد، تصویری که از زندانهای ایران درست کردند، این تصویرها، تصاویر غیرواقعی و مخرب بود و این میتواند در ذهن نسل سوم و چهارم آثار منفی خودش را داشته باشد.
گروههای سیاسی و سیاستمداران نباید مردم و نظام را زیر پای بگذارند و از روی آنها عبور کنند.
* بیشترین نفع را در مسائل پس از انتخابات ضدانقلاب برد
به نظر من، ضدانقلاب و دشمنان ملت ایران و جمهوری اسلامی، بیشترین سود را از رخدادهای پس از انتخابات بردند، نخست این که آبروی انقلاب ما را در جهان اسلام و نیز حیثیت سیاسی ما را در روابط بینالملل زیر سؤال بردند، دوم آن که جنبههای اعتقادی ما هم در درون کشور زیر سؤال رفت و کسانی که این کارها را کردند، بیشترین ضرر را به ملت ایران زدند. از سوی دیگر، انسجام ملی را تضعیف کردند.
* مقصرین این ماجرا
به نظر من، دو کاندیدای معترض اشتباه بزرگی مرتکب شدند. وقتی شورای نگهبان نتایج انتخابات را اعلام کرد، باید این آقایان به آن نتایج تن میدادند. ممکن است یک کسی نتیجه قانون را باور نداشته باشد، ولی باید به آن قانون تن بدهد؛ در حقیقت باید نتیجه قانون را بپذیرد، چرا که در غیر این صورت، مثل این است که افرادی که به قاضی رفتهاند، قاضی حکم بدهد، ولی یک نفر بیاید بیرون و بگوید من حکم قاضی را قبول ندارم. او میتواند در ذهن خودش یک اعتقاد دیگری داشته باشد، ولی باید به حکم قاضی تن بدهد؛ حتی اگر قاضی اشتباه کرده باشد و اگر این کار صورت میگرفت، خیلی وضع عوض میشد.
غیر از خطای استراتژیک این افراد در تمکین نکردن به قانون افراطگرایی و در حقیقت تندروی و همچنین تفریط و کنار کشیدن یک عدهای از نخبگانی که میتوانستند نقشآفرینی کنند، نیز خیلی مؤثر بود. افراطی ها مرتب هیزم در آتش میانداختند و آتش را شعلهور میکردند. نخبگان مؤثری که میتوانستند بیایند و این آتش را خاموش کنند، خودشان را کنار کشیدند.
بنابراین، دو گروه دیگر هم بودند که به طولانیشدن این حوادث کمک کردند. این حادثه اگر یک ماهه جمع میشد، خساراتش خیلی کمتر بود، اگر دو هفتهای جمع میشد، خساراتش خیلی کمتر بود. حتی اگر سه ماه بعد این حادثه جمع میشد، خیلی خسارات کمتری داشت؛ اما افراطی ها و تفریط کارها کمک کردند که مرتب این آتش طولانیتر شود و زمان بیشتری را به خودش اختصاص دهد. هر یک روزی که آن حوادث طول میکشید، خسارات بیشتری به جامعه ما وارد میشد.
به طور کل، می توان گفت که رفتار گروهی از کسانی که در حوادث بودند، عقلانی نبود. برخی به خاطر انتقامکشی و لجبازی حادثه را ادامه میدادند. انتقامکشی و لجبازی منافعی برای کسی ندارد. کار عقلانی نبود ولی حتی کسانی که جزو عقلا بودند به کارهای غیر عقلایی دست زدند.
برخی هم که ضد انقلاب بودند و مشخصاً منافعی داشتند، دیده بودند حادثه خیلی ارزانی در جمهوری اسلامی برایشان درست شده، چرا نیایند سواری بگیرند؛ بنابراین، سوارکارهای ماهری که اینها عمدتاً ضد جمهوری اسلامی بودند، سوار این حوادث شدند و تا آنجا که توانستند، خنجر زدند به مردم و به نظام جمهوری اسلامی. اینها ضد انقلاب داخلی، مخالفین جمهوری اسلامی در درون کشور، آمریکاییها و اسرائیلیها بودند. فرصت خوبی برایشان پیدا شده بود و بیشترین سوءاستفاده را از این فرصتها بردند.
* نخبگانی که کنار کشیدند
به نظر من، افرادی چون آقای هاشمی، باید نقش فعالتری را در کنار رهبری ایفا می کرد مانند نقش مرحوم احمد آقا که بازوی حضرت امام بودند. احمد آقا فرزند امام از فاصله گرفتن بسیاری از اشخاص از حضرت امام جلوگیری کردند. از جمله آنها ماجرای حضرت آیت الله طالقانی بود.
* دمکراسی دو روی سکه دارد یکی مشارکت کردن یکی اعتراض کردن
مهمترین آسیبی که شناسایی شد، این بود که معلوم شد فعالان سیاسی، احزاب گروهها و نهادهای حکومتی ظرفیت بسیار بالایی برای مشارکتپذیری مردم دارند، ولی ظرفیت کافی برای مدیریت و هدایت اعتراضات مردم را ندارند. دمکراسی دو روی سکه دارد؛ یکی مشارکت کردن و دیگری اعتراض کردن. مشارکت کردن یعنی مردم از دمکراسی و فضاهای آزاد استفاده کنند، حکومت و ملت را تشکیل میدهند، مجلس را تشکیل میدهند ولی این یک روی دمکراسی است. روی دوم دمکراسی، مطالبهگری از حکومت است.
مطالبه کردن از دولت و این که دولت و فعالان سیاسی باید پاسخگوی خواستهها و مطالبات مردم باشند. این رخدادها نشان داد، فعالان سیاسی و سران احزاب و همچنین دولتمردان تمرین خیلی کمی در این بخش دارند؛ اما در مشارکت کردن، بیش از سی انتخابات تاکنون برگزار شده که این نشان می دهد هم فعالان سیاسی خیلی خوب شرکت کردند، مردم خیلی خوب شرکت کردند، ارگانهای حکومتی تجربه بالایی دارند، برای همین، در این انتخابات ریاست جمهوری دهم 40 میلیون نفر آمدند و ما در حقیقت، دمکراسی مشارکتی را در ایران و دنیا رکورد زدیم.
اما در بخش دیگر که بخش اعتراضات بود، نخستین خطا را خود فعالان و سران احزاب سیاسی مرتکب شدند؛ یعنی نامزدهای انتخاباتی، نخستین خطا را انجام دادند و نگذاشتند که پیروزی دوم که شامل مدیریت اعتراضات بود شکل بگیرد. اگر اعتراضات به خوبی مدیریت می شد و شکل سیاسی - امنیتی به خود نمی گرفت، دمکراسی در ایران به اوج خود می رسید.
هنوز نتیجه اعلام نشده، نامزدهای انتخاباتی سبقت میگرفتند که چه کسی رئیسجمهور شده است. خب این خیلی خطای بزرگی بود و بعدش که نتایج اعلام شد، باز فعالان سیاسی اشتباهاتی پشت سر هم انجام دادند. بعد که مردم به خیابانها آمدند، در اینجا نهادهای حکومتی آن آمادگی لازم را نداشتند برای مدیریت اجتماعات چند میلیونی مردم. نتیجهاش این شد که این انتخابات به ما نشان داد که باید ظرفیت اعتراضپذیری و اعتراض گری را بالا ببریم. باید هم فعالان سیاسی اجازه ندهند شعارها و رفتارها از حدود و محدوده قانونی تجاوز کند و هم نهادهای دولتی باید با تجارب و مهارت بیشتری اعتراضات را کنترل و مدیریت کنند.
بنابراین، ما امروز نیاز به یک ظرفیت جدید در رویارویی با اعتراض و مدیریت اعتراضات داریم و فعالان سیاسی و احزاب و نخبگان سیاسی نقششان اگر بیشتر از حکومت نباشد، کمتر نیست، چرا که اگر سران معترضین نتوانند شعارها و رفتارها را کنترل کنند که در چهارچوب قانونی کارها صورت بگیرد، نهادهای حکومتی کار برایشان بسیار سخت و دچار مشکلات بیشتری میشوند؛ بنابراین، بحث اعتراضات تنها مربوط به رفتارهای دولتمردان نمیشود، فعالان سیاسی، رهبران احزاب و رهبران جناحهای سیاسی باید بتوانند در این موضوع برای خودشان ظرفیتسازی کنند و اعتراضات را کنترل کنند تا مردم سخنانشان را در چهارچوب ضوابط و معیارهای قانونی بیان کنند و کسی هم از خطوط قرمز عبور نکند.
از آن طرف دولت و حکومت هم پاسخگوی مردم باشند.
* گذار از عصر دولت سازی و ملت سازی به عصر جامعه سازی
ما از مرحله دولتسازی و ملتسازی گذر کردهایم، یعنی امروز سیاست داخلی و خارجی داریم، نیروی دفاعی قدرتمندی داریم. دمکراسی ایران امروز مستقر است، ملت ایران به معنای واقعی سرنوشت سیاسی خودش را به دست گرفته و در انتخابات شرکت کرده و اظهار وجود میکند؛ بنابراین، ما از عصر دولتسازی و ملتسازی عبور کردهایم، ولی وارد عصر جامعهسازی شدهایم؛ یعنی ما با جامعهای که امروز روبه رو هستیم این جامعه، مطلوب و ایده آل نیست. اقتصادش را نگاه کنید! مشکلات فراوانی میبینید. به زندگی مردم که نگاه میکنید، میبینید مردم مشکلات جدی دارند. به شهرها که نگاه میکنید، به معماری به فرهنگ و ادبیات که نگاه میکنید، میبینید ما با یک جامعه آرمانی خیلی فاصله داریم.
آن زمانی که خانواده، شهر، اقتصاد، فرهنگ، معماری و ادبیات ما به یک بالندگی برسد و به یک شاخص خوب و استاندارد بالا برسد، ما آن موقع میتوانیم بگوییم وارد یک جامعه آرمانی شدهایم.
بنابراین، یک جامعهای که سالی بیست و سه هزار کشته در تصادفات میدهد و بالای دویست هزار تا زخمی میدهد، چند میلیون معتاد دارد، چند میلیون بیکار دارد، چندین میلیون پرونده قضایی دارد، معلوم است که بین جامعه کنونی ما و جامعه آرمانی فاصله است. بین خانواده، بین آموزش و پرورش ما، بین شهرهای ما، بین معیشت مردم با یک حالت آرمانی فاصله زیادی است. خوب حالا ما وارد این عصر شدیم. انتقادی که به روشنفکران کشورمان و به ویژه فعالان سیاسی و رهبران احزاب ایران دارم، این است که عموما فضای ذهنی این دوستان سیاست است هنوز؛ یعنی هنوز به دولت- ملت فکر میکنند. به جامعهسازی و شکلگیری جامعه و رسیدن به یک جامعه آرمانی کمتر میاندیشند.
هنوز بحث قدرت محور فعالیتهای سیاسی نخبگان کشور است. امروز روزی است که ما باید از محور قدرت به محور زندگی و جامعه انتقال ذهنی و معرفتی پیدا کنیم. زمان این انتقال در جامعه رسیده؛ اما نخبگان ما و دولتمردان ما هنوز یک برنامه کارآمد برای گذر از شرایط قدیم به شرایط جدید را ندارند. میتوانم بگویم عدهای هنوز در گذشته نگاه میکنند. اگر فعالان سیاسی یک چنین دیدی داشتند، اجازه نمیدادند که رخدادهای پس از انتخابات از اعتراضات اجتماعی به سمت اعتراضات سیاسی پیش برود. اینها باید جامعه را در همان سمت اعتراضات اجتماعی نگه میداشتند و با آن کار میکردند.
* آینده اصلاح طلبان در گرو...
من نمیتوانم پیشبینی کنم. بستگی به خود مدیران و رهبران اصلاحطلب دارند که چگونه میخواهند از این وضعیت که هم اکنون برایشان پیش آمده عبور کنند. اگر بتوانند با یک مدیریت خوب از این حوادثی که پدید آمده، عبور کرده و فاصله خودشان را با رهبری و نظام کم کنند و مرزهای خود را با بیگانگان شفافتر سازند، میتوانند دوباره به صحنه سیاسی کشور برگردند. امروزه یک تهدید جدیدی با کمک دشمنان ملت ایران آغاز شده است. اصلاح طلبان باید مواضع خود را شفاف در برابر تحریم ها و زیر سوال بردن مواضع و اندیشه حضرت امام (ره) روشن کنند.
* ارزیابی از حادثه 14 خرداد امسال
به هر روی، چه سازمان یافته بود، چه نبوده سالگرد حضرت امام (ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری را تحتالشعاع قرار داد و از سوی دیگر، در کنار مرقد حضرت امام (ره) به نوه ایشان توهین شد. این کار خوبی نبود و مورد سوء استفاده دشمنان ما قرار گرفت که خوراک تبلیغاتی بیش از یک هفتهای برای دشمنان ما درست کرد.
* ارزیابی آینده اصولگرایان حامی و منتقد دولت و اختلافات آنها
هیچ کدام از این دو جریان به تنهایی نمی تواند کار مهمی انجام دهد. تنها راه فراروی جریان اصولگرا این است که همه دور هم جمع شوند و بر محور برنامه روشن و شفاف، پشت سر مقام معظم رهبری و بر محور ولایت، یعنی ولایت و برنامه توافق کنند. به نظر من، غیر از این راهی نداریم. اگر گروه آقای احمدی نژاد و دوستانشان را هم اگر کنار بزنند و گروه دیگری از اصولگرایان بر سر کار بیاید، باز هم از همه ظرفیت ها استفاده نمی شود.
به طور کل، به نظر من نخستین تهدید جریان اصولگرا تکروی است؛ یعنی هیچ خطری بالاتر از تک روی در جریان اصولگرا نیست. مسأله دوم، بی برنامه بودن است و سلیقه محوری یعنی به جای اینکه برنامه روشن و شفافی برای اداره کشور داشته باشیم، به سلیقه هایمان تکیه می کنیم. باید سلیقه محوری را کنار بگذاریم و برنامه محوری را در پیش بگیریم. مسأله سوم هم خودمان را بی عیب و نقص دانستن و تجدید نظر نکردن در رفتارهایمان است.
به همین دلیل من بر این باورم که جریان اصولگرایی باید یک انتقاد درونی از خودش را شکل دهد و صادقانه همه باید بیایند و بنشینند و انتقاد سازنده ای از خودشان داشته باشند. همه آسیب هایی که در این بیست سال اخیر داشته اند، آسیب شناسی کنند و اگر هم لازم شد، صادقانه مردم را در جریان بگذارند و بگویند نقاط آسیب اصولگرایی کجا بوده است.
مشروح این گفت و گو را اینجا بخوانید.
به گزارش «تابناک»، وی در این بازدید، گفت و گویی با دوستان و همکاران ما در این رسانه داشت و درباره مسائلی از جمله رخدادهای پس از انتخابات، آثار تربیتی ـ عقیدتی این حوادث بر نسل آینده، مباحث مربوط به آینده اصلاح طلبان و اصولگرایان، حادثه 14 خرداد امسال و... اظهار نظر کرد.
بنا بر این گزارش، اهم مطالبی که وی در این گفت و گو به آنها اشاره داشته، به شرح زیر است:
* آثار تربیتی ـ عقیدتی پس از انتخابات و پیشبینی آثار و پیامدهای آن در یک دهه آینده
تقریباً هیچ حادثه سیاسی نیست که آثار اعتقادی و تربیتی در جامعه پدید نیاورد. مثلاً در حادثه انقلاب در حادثه دفاع مقدس، آثار اعتقادی و تربیتی این دو حادثه بسیار عمیق و سازنده و بسیار بالنده بود؛ اما غالب حوادثی که در درون کشور رخ می دهد، هر چه این حوادث پیچیدهتر و ابهامآمیزتر باشد و غیرشفافتر، آثار اعتقادی و تربیتی که روی جامعه میگذارد، به جای اینکه مثبت باشد، جنبههای تخریبی و تضعیفکننده دارد.
در رخدادهای پس از انتخابات، از مسأله ولایت فقیه گرفته تا امام تا یاران امام، یاران رهبری، اصول انقلاب همه اینها زیر سؤال رفت و چون این زیر سؤال رفتن اولا توسط خودیها و کسانی که در جبهه انقلاب بودند، صورت می گیرد و دوم آن که پاسخ قانع کننده به پرسش های مردم داده نمی شود، پاسخ ها عمدتا شعاری و احساسی است؛ بنابراین، اثرات آن روی نسل سوم و چهارم بسیار سنگین بود.
آثار منفی این رویدادها در ذهن نسل سوم و چهارم رسوب میکند و ممکن است پنج سال دیگر و یا ده سال دیگر حوادثی را در جامعه دیدیم که ریشه در رخدادهای سال 88 ایران خواهند داشت. در حوادث پس از انتخابات تصویری که از نظام جمهوری اسلامی درست شد، تصویر غیرواقعی بود؛ تصویری که از آزادی و دمکراسی در ایران درست شد، تصویری که از زندانهای ایران درست کردند، این تصویرها، تصاویر غیرواقعی و مخرب بود و این میتواند در ذهن نسل سوم و چهارم آثار منفی خودش را داشته باشد.
گروههای سیاسی و سیاستمداران نباید مردم و نظام را زیر پای بگذارند و از روی آنها عبور کنند.
* بیشترین نفع را در مسائل پس از انتخابات ضدانقلاب برد
به نظر من، ضدانقلاب و دشمنان ملت ایران و جمهوری اسلامی، بیشترین سود را از رخدادهای پس از انتخابات بردند، نخست این که آبروی انقلاب ما را در جهان اسلام و نیز حیثیت سیاسی ما را در روابط بینالملل زیر سؤال بردند، دوم آن که جنبههای اعتقادی ما هم در درون کشور زیر سؤال رفت و کسانی که این کارها را کردند، بیشترین ضرر را به ملت ایران زدند. از سوی دیگر، انسجام ملی را تضعیف کردند.
* مقصرین این ماجرا
به نظر من، دو کاندیدای معترض اشتباه بزرگی مرتکب شدند. وقتی شورای نگهبان نتایج انتخابات را اعلام کرد، باید این آقایان به آن نتایج تن میدادند. ممکن است یک کسی نتیجه قانون را باور نداشته باشد، ولی باید به آن قانون تن بدهد؛ در حقیقت باید نتیجه قانون را بپذیرد، چرا که در غیر این صورت، مثل این است که افرادی که به قاضی رفتهاند، قاضی حکم بدهد، ولی یک نفر بیاید بیرون و بگوید من حکم قاضی را قبول ندارم. او میتواند در ذهن خودش یک اعتقاد دیگری داشته باشد، ولی باید به حکم قاضی تن بدهد؛ حتی اگر قاضی اشتباه کرده باشد و اگر این کار صورت میگرفت، خیلی وضع عوض میشد.
غیر از خطای استراتژیک این افراد در تمکین نکردن به قانون افراطگرایی و در حقیقت تندروی و همچنین تفریط و کنار کشیدن یک عدهای از نخبگانی که میتوانستند نقشآفرینی کنند، نیز خیلی مؤثر بود. افراطی ها مرتب هیزم در آتش میانداختند و آتش را شعلهور میکردند. نخبگان مؤثری که میتوانستند بیایند و این آتش را خاموش کنند، خودشان را کنار کشیدند.
بنابراین، دو گروه دیگر هم بودند که به طولانیشدن این حوادث کمک کردند. این حادثه اگر یک ماهه جمع میشد، خساراتش خیلی کمتر بود، اگر دو هفتهای جمع میشد، خساراتش خیلی کمتر بود. حتی اگر سه ماه بعد این حادثه جمع میشد، خیلی خسارات کمتری داشت؛ اما افراطی ها و تفریط کارها کمک کردند که مرتب این آتش طولانیتر شود و زمان بیشتری را به خودش اختصاص دهد. هر یک روزی که آن حوادث طول میکشید، خسارات بیشتری به جامعه ما وارد میشد.
به طور کل، می توان گفت که رفتار گروهی از کسانی که در حوادث بودند، عقلانی نبود. برخی به خاطر انتقامکشی و لجبازی حادثه را ادامه میدادند. انتقامکشی و لجبازی منافعی برای کسی ندارد. کار عقلانی نبود ولی حتی کسانی که جزو عقلا بودند به کارهای غیر عقلایی دست زدند.
برخی هم که ضد انقلاب بودند و مشخصاً منافعی داشتند، دیده بودند حادثه خیلی ارزانی در جمهوری اسلامی برایشان درست شده، چرا نیایند سواری بگیرند؛ بنابراین، سوارکارهای ماهری که اینها عمدتاً ضد جمهوری اسلامی بودند، سوار این حوادث شدند و تا آنجا که توانستند، خنجر زدند به مردم و به نظام جمهوری اسلامی. اینها ضد انقلاب داخلی، مخالفین جمهوری اسلامی در درون کشور، آمریکاییها و اسرائیلیها بودند. فرصت خوبی برایشان پیدا شده بود و بیشترین سوءاستفاده را از این فرصتها بردند.
* نخبگانی که کنار کشیدند
به نظر من، افرادی چون آقای هاشمی، باید نقش فعالتری را در کنار رهبری ایفا می کرد مانند نقش مرحوم احمد آقا که بازوی حضرت امام بودند. احمد آقا فرزند امام از فاصله گرفتن بسیاری از اشخاص از حضرت امام جلوگیری کردند. از جمله آنها ماجرای حضرت آیت الله طالقانی بود.
* دمکراسی دو روی سکه دارد یکی مشارکت کردن یکی اعتراض کردن
مهمترین آسیبی که شناسایی شد، این بود که معلوم شد فعالان سیاسی، احزاب گروهها و نهادهای حکومتی ظرفیت بسیار بالایی برای مشارکتپذیری مردم دارند، ولی ظرفیت کافی برای مدیریت و هدایت اعتراضات مردم را ندارند. دمکراسی دو روی سکه دارد؛ یکی مشارکت کردن و دیگری اعتراض کردن. مشارکت کردن یعنی مردم از دمکراسی و فضاهای آزاد استفاده کنند، حکومت و ملت را تشکیل میدهند، مجلس را تشکیل میدهند ولی این یک روی دمکراسی است. روی دوم دمکراسی، مطالبهگری از حکومت است.
مطالبه کردن از دولت و این که دولت و فعالان سیاسی باید پاسخگوی خواستهها و مطالبات مردم باشند. این رخدادها نشان داد، فعالان سیاسی و سران احزاب و همچنین دولتمردان تمرین خیلی کمی در این بخش دارند؛ اما در مشارکت کردن، بیش از سی انتخابات تاکنون برگزار شده که این نشان می دهد هم فعالان سیاسی خیلی خوب شرکت کردند، مردم خیلی خوب شرکت کردند، ارگانهای حکومتی تجربه بالایی دارند، برای همین، در این انتخابات ریاست جمهوری دهم 40 میلیون نفر آمدند و ما در حقیقت، دمکراسی مشارکتی را در ایران و دنیا رکورد زدیم.
اما در بخش دیگر که بخش اعتراضات بود، نخستین خطا را خود فعالان و سران احزاب سیاسی مرتکب شدند؛ یعنی نامزدهای انتخاباتی، نخستین خطا را انجام دادند و نگذاشتند که پیروزی دوم که شامل مدیریت اعتراضات بود شکل بگیرد. اگر اعتراضات به خوبی مدیریت می شد و شکل سیاسی - امنیتی به خود نمی گرفت، دمکراسی در ایران به اوج خود می رسید.
هنوز نتیجه اعلام نشده، نامزدهای انتخاباتی سبقت میگرفتند که چه کسی رئیسجمهور شده است. خب این خیلی خطای بزرگی بود و بعدش که نتایج اعلام شد، باز فعالان سیاسی اشتباهاتی پشت سر هم انجام دادند. بعد که مردم به خیابانها آمدند، در اینجا نهادهای حکومتی آن آمادگی لازم را نداشتند برای مدیریت اجتماعات چند میلیونی مردم. نتیجهاش این شد که این انتخابات به ما نشان داد که باید ظرفیت اعتراضپذیری و اعتراض گری را بالا ببریم. باید هم فعالان سیاسی اجازه ندهند شعارها و رفتارها از حدود و محدوده قانونی تجاوز کند و هم نهادهای دولتی باید با تجارب و مهارت بیشتری اعتراضات را کنترل و مدیریت کنند.
بنابراین، ما امروز نیاز به یک ظرفیت جدید در رویارویی با اعتراض و مدیریت اعتراضات داریم و فعالان سیاسی و احزاب و نخبگان سیاسی نقششان اگر بیشتر از حکومت نباشد، کمتر نیست، چرا که اگر سران معترضین نتوانند شعارها و رفتارها را کنترل کنند که در چهارچوب قانونی کارها صورت بگیرد، نهادهای حکومتی کار برایشان بسیار سخت و دچار مشکلات بیشتری میشوند؛ بنابراین، بحث اعتراضات تنها مربوط به رفتارهای دولتمردان نمیشود، فعالان سیاسی، رهبران احزاب و رهبران جناحهای سیاسی باید بتوانند در این موضوع برای خودشان ظرفیتسازی کنند و اعتراضات را کنترل کنند تا مردم سخنانشان را در چهارچوب ضوابط و معیارهای قانونی بیان کنند و کسی هم از خطوط قرمز عبور نکند.
از آن طرف دولت و حکومت هم پاسخگوی مردم باشند.
* گذار از عصر دولت سازی و ملت سازی به عصر جامعه سازی
ما از مرحله دولتسازی و ملتسازی گذر کردهایم، یعنی امروز سیاست داخلی و خارجی داریم، نیروی دفاعی قدرتمندی داریم. دمکراسی ایران امروز مستقر است، ملت ایران به معنای واقعی سرنوشت سیاسی خودش را به دست گرفته و در انتخابات شرکت کرده و اظهار وجود میکند؛ بنابراین، ما از عصر دولتسازی و ملتسازی عبور کردهایم، ولی وارد عصر جامعهسازی شدهایم؛ یعنی ما با جامعهای که امروز روبه رو هستیم این جامعه، مطلوب و ایده آل نیست. اقتصادش را نگاه کنید! مشکلات فراوانی میبینید. به زندگی مردم که نگاه میکنید، میبینید مردم مشکلات جدی دارند. به شهرها که نگاه میکنید، به معماری به فرهنگ و ادبیات که نگاه میکنید، میبینید ما با یک جامعه آرمانی خیلی فاصله داریم.
آن زمانی که خانواده، شهر، اقتصاد، فرهنگ، معماری و ادبیات ما به یک بالندگی برسد و به یک شاخص خوب و استاندارد بالا برسد، ما آن موقع میتوانیم بگوییم وارد یک جامعه آرمانی شدهایم.
بنابراین، یک جامعهای که سالی بیست و سه هزار کشته در تصادفات میدهد و بالای دویست هزار تا زخمی میدهد، چند میلیون معتاد دارد، چند میلیون بیکار دارد، چندین میلیون پرونده قضایی دارد، معلوم است که بین جامعه کنونی ما و جامعه آرمانی فاصله است. بین خانواده، بین آموزش و پرورش ما، بین شهرهای ما، بین معیشت مردم با یک حالت آرمانی فاصله زیادی است. خوب حالا ما وارد این عصر شدیم. انتقادی که به روشنفکران کشورمان و به ویژه فعالان سیاسی و رهبران احزاب ایران دارم، این است که عموما فضای ذهنی این دوستان سیاست است هنوز؛ یعنی هنوز به دولت- ملت فکر میکنند. به جامعهسازی و شکلگیری جامعه و رسیدن به یک جامعه آرمانی کمتر میاندیشند.
هنوز بحث قدرت محور فعالیتهای سیاسی نخبگان کشور است. امروز روزی است که ما باید از محور قدرت به محور زندگی و جامعه انتقال ذهنی و معرفتی پیدا کنیم. زمان این انتقال در جامعه رسیده؛ اما نخبگان ما و دولتمردان ما هنوز یک برنامه کارآمد برای گذر از شرایط قدیم به شرایط جدید را ندارند. میتوانم بگویم عدهای هنوز در گذشته نگاه میکنند. اگر فعالان سیاسی یک چنین دیدی داشتند، اجازه نمیدادند که رخدادهای پس از انتخابات از اعتراضات اجتماعی به سمت اعتراضات سیاسی پیش برود. اینها باید جامعه را در همان سمت اعتراضات اجتماعی نگه میداشتند و با آن کار میکردند.
* آینده اصلاح طلبان در گرو...
من نمیتوانم پیشبینی کنم. بستگی به خود مدیران و رهبران اصلاحطلب دارند که چگونه میخواهند از این وضعیت که هم اکنون برایشان پیش آمده عبور کنند. اگر بتوانند با یک مدیریت خوب از این حوادثی که پدید آمده، عبور کرده و فاصله خودشان را با رهبری و نظام کم کنند و مرزهای خود را با بیگانگان شفافتر سازند، میتوانند دوباره به صحنه سیاسی کشور برگردند. امروزه یک تهدید جدیدی با کمک دشمنان ملت ایران آغاز شده است. اصلاح طلبان باید مواضع خود را شفاف در برابر تحریم ها و زیر سوال بردن مواضع و اندیشه حضرت امام (ره) روشن کنند.
* ارزیابی از حادثه 14 خرداد امسال
به هر روی، چه سازمان یافته بود، چه نبوده سالگرد حضرت امام (ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری را تحتالشعاع قرار داد و از سوی دیگر، در کنار مرقد حضرت امام (ره) به نوه ایشان توهین شد. این کار خوبی نبود و مورد سوء استفاده دشمنان ما قرار گرفت که خوراک تبلیغاتی بیش از یک هفتهای برای دشمنان ما درست کرد.
* ارزیابی آینده اصولگرایان حامی و منتقد دولت و اختلافات آنها
هیچ کدام از این دو جریان به تنهایی نمی تواند کار مهمی انجام دهد. تنها راه فراروی جریان اصولگرا این است که همه دور هم جمع شوند و بر محور برنامه روشن و شفاف، پشت سر مقام معظم رهبری و بر محور ولایت، یعنی ولایت و برنامه توافق کنند. به نظر من، غیر از این راهی نداریم. اگر گروه آقای احمدی نژاد و دوستانشان را هم اگر کنار بزنند و گروه دیگری از اصولگرایان بر سر کار بیاید، باز هم از همه ظرفیت ها استفاده نمی شود.
به طور کل، به نظر من نخستین تهدید جریان اصولگرا تکروی است؛ یعنی هیچ خطری بالاتر از تک روی در جریان اصولگرا نیست. مسأله دوم، بی برنامه بودن است و سلیقه محوری یعنی به جای اینکه برنامه روشن و شفافی برای اداره کشور داشته باشیم، به سلیقه هایمان تکیه می کنیم. باید سلیقه محوری را کنار بگذاریم و برنامه محوری را در پیش بگیریم. مسأله سوم هم خودمان را بی عیب و نقص دانستن و تجدید نظر نکردن در رفتارهایمان است.
به همین دلیل من بر این باورم که جریان اصولگرایی باید یک انتقاد درونی از خودش را شکل دهد و صادقانه همه باید بیایند و بنشینند و انتقاد سازنده ای از خودشان داشته باشند. همه آسیب هایی که در این بیست سال اخیر داشته اند، آسیب شناسی کنند و اگر هم لازم شد، صادقانه مردم را در جریان بگذارند و بگویند نقاط آسیب اصولگرایی کجا بوده است.
مشروح این گفت و گو را اینجا بخوانید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آقاي رضايي اگر هوشيار باشيد صداي مظلومانه ملت ايران را مي شنويد كه مي گويند خسته اند از اين همه ريا و دروغ و بي كفايتي بنام دين. صداي فقر و نابودي اقتصاد ايران را نمي شنويد؟ راستي شاخص فلاكت مردم ايران كجاست؟
خب کامل خوندم و فهمیدم واقعا ایشون رو خوب شناختم . خوب بلدن حرف بزنن. اما با این مطلبی که زدید دیدید که چرا آقای رضایی رای نیاورد. مردم تقریبا دو دسته اند .
1- روشنفکر و مدافع ملت
2- روشنفکر یا (غیر روشنفکر که می شه در بحث سیاست گفت جاهل و بینابین) و مدافع حقوق شخصی
....
دسته ی یک که معلومه به کی رای دادن و رای می دن ولی دسته ی دو به دو دلیل رای می دن یک فقط منافع مالی که خب سهام عدالت خودشو نشون داد و بقیه هم که جاه و مقام و ......
شما نتونستین هیچ یک از این دو گروه رو با خودتون همراه کنین .
البته اگه حضور دو کاندیدای دیگه نبود شما رایتون خوب بود اما حالا اگه بیاین با این مواضع تغییری در آرا شما نخواهد داشت . این رو هم مثل خیلی های دیگه تایید نمی کنین اما فقط می خواستم نظرمو به خودتون بگم.
ممنون از سخنان خوبتون لااقل شاید بقیه بهتر از حال بشن
من این گفته ها رو هنوز نخوندم
ولی آقای رضایی در مناظره ها نشان داد که تفکراتش عالی است اما بعد از آن نشان داد که خود خواهه و فقط در حرف زدن استاد.
مواضع خودشو روشن کنه
جناب آقای دکتر رضایی، فرمانده فداکار دفاع مقدس و صاحبنظر محترم دنیای سیاست، بخش قابل توجهی از سخنان شما حق است. اما همۀ حق نیست! آیا اگر حق را در کلام قربانی مصلحت کنیم، و حقایق را نادیده بگیریم، مشکلات حل می شوند؟ آیا تمامیت خواهان راضی می شوند؟ آیا ظالمان بیدار میشوند؟ آیا دل مردم آرام میشود؟ آیا تندروی ها اصلاح میشوند؟ آیا چشم اندار فردای این دیار روشن میشود؟ ...
با تمام احترامی که برای شما و نظرات شما قایل هستم، معتقدم اگر مصلحت گرایی مورد نظر شما ایجاب میکند که حقایق روشن روزگار (ظلم آشکار و نهان روا داشته شده به ملت و مملکت) را نادیده بگیرید یا حتی ناگفته رها کنید، توجه و اعتماد مردم را به خود به عنوان فردی مستقل، دلسوز و میانه رو خدشه دار کرده اید... هر چند شما را میشناسند و عموماً به حسن نیت شما آگاهند.
لطفاً با درج نکردن این نظر شریک ظلم نشوید.
سلام از این که محسن رضایی دوست دوران رزمندگی ما به دامن ولایت بازگشته و بخلاف ایام انتخابات مثل بچه حزب اللهی ها موضع گیری می کند خوشحالم و خدا را شاکرم ما این محسن را دو.ست داریم گوش به فرمان ولایت و دنبال حفظمنافع نظام.
همه می دانیم که در گفتمان سیاسی جوامع امروزی احزاب از جایگاه بالایی برخوردار هستند و به منزله بازوی دموکراسی به حساب می ایند جناب دکتر عزیز وقتی در این کشور برخی از سر نادانی و عدم درک واقعیت و مصلحت قصد دارند احزاب مخالف و منتقد یک شبه نیست و نابود شوند چه توقعی دارید که ما بخواهیم به مرحله جامعه سازی برسیم؟ ایا در این جامعه که همه چیز بر اساس دروغ و مصلحت و زور تعریف می شود جایی برای دگر اندیشی و انتقاد باقی می ماند؟ با کدام برنامه و روش می توان به پیشرفت رسید و...؟ سوال و در دل زیاده و لی جوابی نخواهیم گرفت. به قول شکسپیر : و در این شب سرد زمستان چون نخواستیم دلقک باشیم خود را به دیوانگی زدیم... امیدوارم این نوشته چاپ شه که بعید میدونم
کلا همه مسئولند به غیر از آقا محسن نه؟ نه عزیز جان مسئول اونهاییند که دروغ میگن یا همه ی حقیقت رو نمیگن. دروغگو هم که میدونین هم ترسوست . ترسو هم کسی است که سانسور می کنه که همه ی حقیقت دست مردم نرسه.
ایشان همانی است که گفته بود برای دفاع از رای مردم تا اخر ایستاده ام؟؟؟برادر !!من هم ترکش خورده این دیارم .اما چرا بدنم را سپر ترکش ها کردم ؟برای حفظ ،بقا ودوام ارزشهای انسانی؟تملق ریا ،مکر ،دروغ،تهدید، تطمیع، ارعاب وتحقیر از فضایل انسانی اند یا از رذایل؟؟اگر نمی توانید از فضایل انسانی دفاع کنید سکوت بهتر است.
این یکی از فراوان کامنت های من برای تابناک است.اگر منتشر شود به کانون کسترش اطلاعات کمک کرده اید .اگر نمایش ندهید ان را،واقف خواهید شد که چه کسانی هستید>البته در هردوحالت مختار وبنابر این مسئول هستید. ایام به کام ، رها از دام.
تابناک عزیز، خواهش می کنم کامنت مرا درج کنید شاید آقای رضایی ببیند.
جناب آقای رضایی: شعار دادن خیلی
راحت است آیا هدف شما از 7 سال دفاع مقدس ، غنیمت گرفتن ثروت بیکران این مملکت بود؟ همانگونه که خودتان بهتر از همه می دانید امروز همکاران قدیمی شما در کار تجارت افتاده اند و بقیه ملت با فقر و سختی زندگی می کنند. چرا حقایق را نمی گویید و فقط هر چند وقت ، افاضه کلام می فرمایید. گوش ما پر از این حرفهای تکراریست. از طلا بودن پشیمان گشته ایم. مر محمت فرمای ما را مس کنید.
ايا روابط بين رهبر وافراد جامعه و بالعكس در جامعه مورد نظر ايشان تعريف شده است يا نيازي به اين تعريف نميبينند
بقول رهبر معظم انقلاب افراد را با پيشنه هاي قبلي نمي سنجند با امروز مي سنجند رضائي از افرادي است كه خلاصه با همه حرف و حديثها به راي مردم تمكين نموده پس مي تواند فردي مثبت باشد
سلام . من با موضوع جامعه سازی که ایشان مطرح کردند موافقم. متاسفانه ما نگاه محدودی به دمکراسی داریم. راه رسیدن به دمکراسی را تنها نتیجه یک انتخابات تایید با رد نمیکند. در یک جامعه غیره مولد با دستگاه عریض دولتی و نبود اقتصاد رقابتی فرصت را در اخیار سیاست بازان حرفه ای میگذارد تا با تکیه بر در امد های نفتی و وعده های عیره قابل اجرا . تکیه بر مسند دولت بزنند. در بهترین شرایظ انها میتوانند مسایل روز مردم را سامان دهند. تحول اقتصاد دولتی به اقتصاد ازاد و باسازی الام جنگ و ایجاد فرصت کسب و کار ضرورت اساسی کشور است که میبایست با تنش زودایی در سیاست خارجی برای کسب سرمایه های همراه شود تا جامعه مورد نطر به ویُژهگیهای ورود به یک جامعه دمکراتیک را پیدا کند. در غیر ایصورت هر کاندیدایی بسته به نبض روز رای دهندگان وعده میدهد و بعد هیچ تحول اساسی در کشور رخ نمی دهد. متاسفانه این گونه وعده ها از تریبون هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا شنیده شد.
شما كه اصلاح طلبان را از رده خارج كرديد راه اصولگرائي هم در چيز غير محتمل ارزيابي كرديد خسارات ناشي از انتخابات را هم نا عادلانه متوجه بخش محروم و بي تريبون كرديد و اون ته دلتو براي اينده كشور نگفتي ولي من بهت ميگم ملت عزيز ايران با عزم راسخ بدون تكيه بر جناههاي الوده فعلي به فردائي روشن و پر از عدالت و ازادي خواهد رسيد
آقا محسن مگرمیزان رای ملت نیست پس چراشرط بازگشت اصلاح طلبان به صحنه سیاسی کشوررا رای مردم نمیدانید
به نظر من حرفهاي اقاي رضايي بسيار منطقي و راهگشا ميباشد (براي تمامي گروههاي دوستدار نظام و انقلاب اسلامي عزيز
دررابطه با نقش آقای هاشمی با آقای رضایی موافق نیستم زیرا خودآقای رضایی آمدنقش ایفا کند بعدش تندروها چه کارها که نکردند. مشکل اصلی تندروهای دو طرفند و بس .بخصوص آنهایی که سپر فولادی دارند.
ای دروغگوها دیگه هیچکس تره هم برای شما خرد نمیکنه. تابناک! تا حالا که نظرات من را درج نکردی.
دعوای رخ نداده که مقصر داشته باشد
چه حادثه ایجادشد
اقا محسن بهتر است قضاوت دو طرفه باشه شما از چی کی میترسید از اینکه شمه را منافق بگن یا شورای نگهبان رد صلاحیت بشی لطفا نترسید چاپ کنید
ظاهرا سخنان مستدل آقای رضایی به ذائقه جنبشیان سبز قانون شکن خوش نیامده و طبق عادت مألوف شروع به ناسزاگویی کرده اند. خدا همه سبزهای قانون شکن را هدایت کند
حاج محسن! سوالی دارم!!! به نظر شما اهمیت مصلحت چقدر است؟! به اندازه گذشتن از حق خود؟ به اندازه نادیده گرفتن ظلم محرز؟ به اندازه نشنیدن صدای معترض؟ به قیمت خون جوانانمان؟ ایا این حرف امام بود؟ ایا ما برای اینها انقلاب کردیم؟ (اگر واقعا انصاف دارید چاپ کنید)
آقا محسن میدانی گیر کارت کجاست؟
همان جا که می گویی : جریان 14 خرداد چه سازمان یافته بود و چه نبود!
بنده بزرگ خدا اگر در این مشکل گیر هستی واقعاً نمیتوانی ادعای تحلیل داشتن بکنی
والسلام علی من اتبع الهدی
به نظر من آقاي رضايي با تمام احترامي كه براي شما به عنوان يك رزمنده سياستمدار و مجري خوب و ... قائل هستم يك مصلحت انديش و سازشكار هستيد كه به همين علت راي شايسته خودتان را نياورديد . اگر در انتخابات نهم هم دقيقه نود عقب نشيني نمي كرديد شايد الان هيئت حاكمه بهتري داشتيم
اقاي رضائي من طرفدارحق هستم وبه نظر من بايد هركس هنگام اظهارنظر خود را وكيل مردم نداند وازجانب خود صحبت كند منظورم كساني است كه دركامنتهاي خود اين همه مردم مردم ميكنندآقايان محترم بايد قبول داشت كه بيست وسه ميليون بزرگترازسيزده ميليون است آقاي رضائي من به عنوان يك ايراني كه به هيچكدام ازجناهها وابستگي ندارم وفقط خواستارسربلندي كشورم ميباشم شمارابه عنوان فردي شجاع ومنطقي قبول دارم .
آقاي رضايي ما ديديم كه نه تنها شما كنار نكشيديد بلكه مثل يك مرد ايستاديد و در پايمال كردن هر چه بيشتر حق مردم سهم بسزايي داشتيد.
درجواب آن بزرگواری که به آقا محسن((مغلطه کاری)) را نسبت داده اند باید بگویم: رزمنده هایی که باجان خود معامله میکنندتا کشور شان رااجنبی ها به غارت نبرندیادگرفته اند که هیچگاه روی آرمان وآرمانخواهی ملت شان معامله نکنند
راستی آقامحسن ها که جزوآزاداندیش های این جامعه محسوب میشوندخودشان به کنارزده شده اندحالا یکی بایدپاسخ این سوال را بدهد نه این که زیرسوال بروند.
آقای محسن رضائی : رزمنده 5 ساله دفاع مقدس و جانباز جنگ و کارشناس ارشد مدیریت به شما برادر سابق رزمنده توصیه میکند که بدانید و آگاه باشید خداوند متعال با هیچیک از بندگانش حتی پیامبر معصوم تعارف ندارد و میدانید که رسالت و پیامبری از نسل یوسف به خاطر عدم احترام به پدر قبل از اینکه از اسب پیاده شود با ابلاغ جبرئیل امین برداشته شد . حال شما قضاوت کنید که ما با اسلام و انقلاب که رحمت واسعه الهی برای این ملت بود چه کردیم ؟ و بدانید که وسیله نابودی و سرگونی ملتهای قبلی نیز وابستگی به پول و قدرت بوده و در آخر ( مکر خدا بالاترین مکرها است ) . والسلام به یاد امام مظلوم راحل و شهدای معرکه جنگ
مثل شما زدو بند میکردن و عقب نشینی میکردن خوب بود؟؟ اگه هزار بار هم رای گیری بشه من به موسوی رای میدم
آقا محسن سلام انصافا درود بر اين همه درايت و واقع بيني. اميدوارم گوش شنوايي باشد
جناب آقاي دكتر رضائي از نيرو هاي ارزشمند نظام بوده وهستند ولي اي كاش در اين بيانات كمي هم جانب انصاف را رعايت مي كردند وبه گوشه اي از اقدامات آقاي احمدي در جريان تبليغات و مناظره ها و بعداز انتخابات كه موجب تحريك هر دوطرف و بي تفاوتي تعدادي از بزرگان شد نيز مي كردند .
جناب آقای رضائی:یا اینور یا اونور بینابین نمیشه به خدا منافع شما شاید در گرو اینه !!!
زنده باد سردار که از هیچ تهمتی نهراسید و برای نجات کشور از خود گذشت.
زنده باد سردار محسن که علیرغم عدم رضایتش از نتیجه و شیوه عمل عاملان و ناظران، از حق مسلم خود در انتخابات گذشت و برای مصلحت ایران نتیجه انتخابات را پذیرفت.
زنده باد سردار محسن که اخلاق پیروزی و شکست را به همه سیاستمداران آموخت.
او به همگان یاد داد که میشود، همانگونه که از نردبان قدرت بالا رفت، پایین نیز آمد و از یاد نبرد که "میزان رای مردم است" و باید به خواست مردم تمکین کرد هر چند که تلخ بهنظر آید.
آقا محسن ما به شما ارادت ویژه داریم هرچی باشه فرمانده جنگ بودین، به غیر مسئله آقای هاشمی در بقیه زمینه ها واقعا گل گفتی(آقا این نظر منا بذارید تو سایت،مردم از بس نظر گذاشتما نذاشتید)
چقدر مسخره است كه شما هم از نخبگان صحبت مي كنيد . نخبگان كي هستند ؟ كجايند و چه مي كنند. بيشترين آمار خروج از كشور نخبگان را داريم وآنوقت شما دم از نخبه گرايي و مسئوليت نخبگان مي زنيد. چرخش نخبگان در كشور ما چقدر وجود دارد كه شما از آن صحبت مي كنيد. در سي سال اخير آيا ما چرخش نخبگان داشته ايم ؟
سلام خوب بود اما مقايسه مرحوم احمد آقا وآقاي هاشمي اصلاًدرست نيست. چون نوك حمله واهانت ها قرار گرفتن. وحتي آنهاييكه هي دم از عدالت ميزنند. وقت دفاع براي وي وپاسخ گويي قائل نشدند.زماني ميتوانيم بگوييم دمو كراسي كه پذيرش اعتراض جز قانون باشد وقابل احترام. (فبشرعباد...)
کی به حرف ایشون گوش میده آخه
ایشونم دلش خوشه
با این سایتش
آقاي رضايي: شما پاسخ اعتماد مردم را با مدارا و مصلحت داديد و با بهانه حفظ نظام و به دليل آينده سياسي خودتان، با پا پس كشيدن، به آنها خيانت كرديد در حاليكه هيچ چيزي در نظام بالاتر از حفظ حقوق مردم نيست.
شما اگر به تقلب اعتقادي نداريد مفهومش اينست كه شما بيش از 600 هزار راي هيچ پايگاه اجتماعي نداريد!!پس با توجه به اين پايگاه سستتان در بين مردم، بهتر است اظهار نظرهاي اينچنيني نكنيد.
آدم فروش
کی از تو نظر خواست
مطمئنا میدانی چه چهره منفوری هستی
اقا محسن یک طرفه پیش قاضی نروید واقعیتهای این طرف را هم بگوید نترسید از اینکه شما را هم منافق صدا بزنند
با سلام
جناب آقاي رضايي در شرايط حاضر فقط نقد از خود و گروههاي هم فكر خود در دل مردم تاثير گذار مي باشد پس آشكارا بگوييد 1- چرا آقاي دانش جعفري كنار كشيدند 2- چه معجزه اي صورت گرفته و يا چگونه شعور سياسي ما در اين 4 سال اينقدر در سطح كشور بالا رفته كه 85 درصد واجدين شرايط راي داده اند. 3- جفا است كه شما در مقابل كجي ها و كاستي هاي موجود انتقاد نكنيد مثلا برنامه هاي سياسي و اجتماعي صدا و سيما و ... 4- واضح بگوييد چرا بازيگران و كارگردانان صاحب فكر و ... اثر ارائه نمي دهند؟ 5- اگر دلسوز اين انقلاب هستيد و ظرفيت بالايي داريد همه انچه را كه بايد بگوييد بگوييد چرا فقط از اصلاح طلبان مايه مي گذاريد مردم ايران بدنبال حق و حقيقت و عدالت و راستي و درستي هستند
مطمئن باشيد براي ما ايرانيان تعاريفي همچون حزب و سياسي و ... معني ندارد حرف درستي بزنيد چپ و راستي براي ما وجود ندارد 6- بازگرداندن مردم به نظام يك برنامه و از خود گذشتگي از همه طيف ها و اصناف را مي خواهد به همين دليل توصيه مي كنم با كمتر سخن گفتن و اظهار عقيده كردن محبت موجود به شما را كم رنگ نكنيد.با سپاس
اگر همه بدون چون چرا از قانون اساسي پيروي كنند اين همه مشكل نداريم اين استثنات مملكت را خراب كرده است.قانون براي همه يكيست
شما خودتان از معترضين بوديد. شكايت تان هم ره به جايي نبرد. سئوال من اينه :
ما كه اين همه از عظمت و شكوه حضور مردم در روز راي گيري ميگوييم چطور باورتان مي شود كه در عرض فقط چند ساعت!! اين حضور خلاصه شد.(رايها شمرده شد)؟ لطفا جواب دهيد!
آقا محسن ممنون
آقاي رضايي با سلام
هرچند چاپ كامنت ها در تارنماي شما گزينه اي است اما لطفا بفرماييد نخبه كيست؟ براساس تعريفي كه از نخبه ارائه شده بايد اذعان داشت كه كسي از آنها در مملكت نمانده است.
یکی از مشکلات ما اینست که نخبگان سیاسی ما در بزنگاههای انتخاباتی حرهای قشنگی می زنند ولی پس از پایان انتخابات همه چیز فراموش می شود. یادم نمیرود که در زمان آقای هاشمی و قبل از آن برای کشیدن مردم به پای صندوقها یکی دو کوپن فوق العاده اعلام می کردند و مردم دلخوش از این حرفها به انتخابات رو خوش نشان می دادند.در این انتخابات اخیر و قبلی قول کاندیداها برای پرداخت پول به هر صورت توهین به شعور و حیثیت تمامی ایرانیان بود. آقای رضایی نیز حرفهای قشنگی زد ولی همه شعا بود. برادر من مگر بیکار هستی که طرح فدرالیسم اقتصادی را می دهی مگر تو همه کاره این مملکت هستی که قانون اساسی را تغییر دهی. چیزی بگو که قدرت انجام آن را داشته باشی. تا وقتی که سیاست تبلیغاتی ما در هنگام انتخابات تحمیق مردم است مملکت روی خوش نمی بیند. آقای احمدی نژاد کجاست ان لیست مافیای اقتصادی که پس از 5 سال از مدیریت اجرایی از جیبت بیرون نیامده است. چرا سعی می کنید مردم را عوام کالانعام بل هم اضل بدانید. روزی باید پاسخگوی اعمال خویش نه در پیشگاه ملت بلکه در دادگاه عدل الهی باشید. به امید آن روز که یقین داشته باشید من به عنوان یک عضو کوچک از فضائل ملت جلوی تک تک شماها را خواهم گرفت از صدر تا ذیلتان را. به امید آن روز که دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.
حوادث پس از انتخابات لطمه بزرگي به نظام وارد كرد. ولي اكنون وقت آنست كه براي بازسازي چهره نظام مسير دمكراسي را پيش بگيريم تا از رسيدن آسيب جدي به ايران عزيز جلوگيري كنيم.
ممكنست آقابفرماينداگردوكانديداي معترض وبه تبع آنهاحاميانشان، به قول شمابه قانون تن مي دادندچه اتفاقي مي افتادجزاينكه امربيشتربه طرف مقابل مشتبه مي شدودربوق وكرنامي كردندكه آنچه اتفاق افتاده عين واقعيت وموردتاييدهمه ملت قرارداردوبفرض آنكه آن دونفربعدامي خواستندپيگيرموضوع شوندمي گفتندبخاطرشكست وجاه طلبي دارنددست وپامي زنندوتازه به كي به كجاشكايت مي كردند؟
صحبت شما وقتي درست است كه قاضي عادل باشد نه اينكه قاضي ازقانون برداشت جانبدارانه به نفع طرف ديگرماجرا داشته وبي طرفانه قضاوت نكند به هرحال درچنين شرايطي حق اعتراض براي كسي كه حق اوضايع شده همچنان محفوظ ومحترم بوده ونبايد اورا با الفاظ فتنه گر وضدنظام از نظام اسلامي دوركرد.
نفر دوم خفه
چشم بسته غيب فرموديد تابناک نامردي چاپ نکني
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.