دل نوشته ای برای علی (ع) بر دروازه رمضان
وقتی از تو می گویند...
احمد جعفری چمازکتی، در وبلاگش نوشت:
وقتی که از تو می گویند،
به یاد فاطمه (س) می افتم. یاد حسن (ع) در نخیله ، حسین(ع) در کربلا ، زینب (س) در شام .
یاد آن زن یهودی و خلخالی می افتم که برایش خون گریستی. یاد عدالتی که برادر نشناختی و قرآن های بر سر نیزه را ، باور نداشتی.
یاد نامه هایت به مالک اشتر و محمد بن ابی بکر و سفارش ات برای رعایت حقوق انسانها.
وقتی که از تو می گویند،
یاد کوچه های کوفه و روزهای پرنفرت اش می افتم و شبهایی که نسیم محبت ات ، گونه های کودک یتیمی را نوازش می کرد.
یاد مسجد کوفه، ابن ملجم ، و سفارش هایت به حسن . یاد وقتی که دردت را فراموش می کنی تا به ضارب ات بیاندیشی .
کجایی علی ! کجایی ؟
وقتی که از تو می گویند،
یاد قضاوتی می افتم که علیه توست و تو می پذیری وقتی که در اوج قدرتی .
دلم برایت تنگ شده است علی !
وقتی که از تو می گویند ، یاد این سخن ات آتش به جانم می کشد:
"اگر آسمان های هفت گانه و آنچه که در مدار آنهاست را به من بخشند تا پوست جویی به ستم از دهان موری باز ستانم چنین نخواهم کرد."
وقتی که از تو می گویند ،
یاد بیست و چند سال سکوت ات می افتم و دردها یی که در سینه داشتی ، یاد خطبه 53 نهج البلاغه .
وقتی که از تو می گویند...
وقتی که از تو می گویند،
به یاد فاطمه (س) می افتم. یاد حسن (ع) در نخیله ، حسین(ع) در کربلا ، زینب (س) در شام .
یاد آن زن یهودی و خلخالی می افتم که برایش خون گریستی. یاد عدالتی که برادر نشناختی و قرآن های بر سر نیزه را ، باور نداشتی.
یاد نامه هایت به مالک اشتر و محمد بن ابی بکر و سفارش ات برای رعایت حقوق انسانها.
وقتی که از تو می گویند،
یاد کوچه های کوفه و روزهای پرنفرت اش می افتم و شبهایی که نسیم محبت ات ، گونه های کودک یتیمی را نوازش می کرد.
یاد مسجد کوفه، ابن ملجم ، و سفارش هایت به حسن . یاد وقتی که دردت را فراموش می کنی تا به ضارب ات بیاندیشی .
کجایی علی ! کجایی ؟
وقتی که از تو می گویند،
یاد قضاوتی می افتم که علیه توست و تو می پذیری وقتی که در اوج قدرتی .
دلم برایت تنگ شده است علی !
وقتی که از تو می گویند ، یاد این سخن ات آتش به جانم می کشد:
"اگر آسمان های هفت گانه و آنچه که در مدار آنهاست را به من بخشند تا پوست جویی به ستم از دهان موری باز ستانم چنین نخواهم کرد."
وقتی که از تو می گویند ،
یاد بیست و چند سال سکوت ات می افتم و دردها یی که در سینه داشتی ، یاد خطبه 53 نهج البلاغه .
وقتی که از تو می گویند...
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
واقعا چقدر از علی دور هستیم. خدا به داد ما برسه . خدا در این ماه کمک کنه که به اون نزدیک بشیم.آمین
وقتي كه ازتوميگويند يادم مي افتد كفشهاولباسهايت ر اچندين وصله ميزدي و اغلب غذايت نان وخرما يا نان نمك بود درحاليكه حاكم شهر بودي وكلي مال ومنال دراختيارت.
وقتی که ازتو می گویند،یاد مادران بچه کشته شده وگلوهای خشکیده فریادو آزادی شکسته در چشمان نیز می افتید؟ عدل علی باید در زمان جاری باشد نه در زبان.هر گاه اینگونه اندیشیدیم اودرکنار ماست.
عالي بود حالا كي علي ميشود هركس شد ما دست پايش را را ميبوسيم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.