چرا ۱۶ هزار پزشک از ایران مهاجرت کردند؟
دکتر محمدجواد یزدانپناه، متخصص ایمونولوژی میگوید: «ترانسفر -نقل و انتقال- پزشکان به دیگر کشورها امروز تبدیل به یک بیزینس شده است و آژانسهای مسافرتی پیشنهادهای اغواکنندهای برای پزشکان دارند. جایی برای اقامت، تسهیل پروسه مصاحبه و اقامت را انجام میدهند. در واقع از بحث توریسم پزشکی به توریسم پزشک رسیدهایم.

به گزارش «تابناک» به نقل از دنیای اقتصاد،، موضوع فرار مغزها و نخبگان، حالا به مهاجرت دستهجمعی پزشکان و کادر درمان رسیده است. بر اساس آمار ظرف یکسال گذشته ۱۶۰متخصص قلب مهاجرت کردهاند. در همین مدت ۳۰هزار کادر درمان از دانشکدههای علوم پزشکی درخواست good standing داشتهاند که مقصدشان عمان بوده است. همچنین ظرف چهارسال گذشته ۱۶ هزار پزشک عمومی از کشور مهاجرت کردهاند.
ایران تنها در محدودهای سوقالجیشی قرار نگرفته که مثلا روی طلا خوابیده و از زمین و آسمانش میتواند اسکناس چاپ کند و سکه دربیاورد. بلکه دقیقا روی تمام گسلهای ریز و درشت قدم میزند، درد از هر کجای دنیا بیاید، سهم ایران کنار گذاشته میشود، جنگ و اپیدمی هم در هر سده میآید و پرچم سیاه بر در هر خانهای میزند و میرود. از میان همه این مصائب، چند دههای بود که خیالمان راحت شده بود که اگر بیمار شویم، انواع و اقسام آقای دکتر و خانم دکتر را داریم. پزشکیمان شهره خاص و عام است و هیچ دردی نمیتواند از زیر دست پزشک ایرانی دربرود. اما میان همه نداشتههایمان، از در و دیوار هشدار مهاجرت نخبگان پزشکی و کادر درمان میریزد. آش چنان شور است که احتمالا بعد از این بابت عمل کوچک و بزرگمان هم باید مهاجرت کنیم به کشورهای همسایه. همانها که قرار بود ۱۴۰۴ سرآمد همهشان بشویم. مثل آن میماند که در برهوتی از درد، تنها و بدون منجی بمانیم و هیچ کس نباشد که حتی نبضمان را بگیرد.
پزشکان دست به تیغ نمیشوند
محمد رئیسزاده، رئیسکل نظام پزشکی ایران، چندی پیش از عدم تمایل به تحصیل در رشته جراحی قلب، خبر داده که بدون متقاضی مانده و برای جراحی کودکان هم امسال تنها یک نفر شرکت کرده است. در حالی که ظرف دو سال اخیر، ۶۳ جراحی پیوند قلب کودکان در کشور انجام شده و ایران در پله نخست دنیا ایستاد، اما حالا رئیسزاده هشدار داده: «جراح قلب اطفال نداریم، ممکن است چند سال دیگر مجبور به واردات جراح اطفال از خارج از کشور بشویم.» آن طور که او میگوید موضوع کمبود متخصص در کشور یک موضوع کاملا جدی است و تنها به عدم تمایل به تحصیل به رشتههای پزشکی و خاص محدود نمیشود و در روی دیگر سکه، پزشکان و متخصصان ترجیح میدهند چمدان به دست شهر و کشور را تغییر دهند. آنها جزو آن دستهای هستند که به یکرنگی آسمان در همه جا، اعتقادی ندارند. کشورهای حاشیه خلیج فارس هم اتفاقا فرش قرمز دستبافی با تاروپود ابریشمی برایشان پهن کردهاند. کشورهایی که روزی توریسم پزشکی برای جذب بیماران آنها در کشور راهاندازی شد.
بند ناف را در فرودگاه میبرند
موضوع فرار مغزها و نخبگان، حالا به مهاجرت دستهجمعی پزشکان و کادر درمان رسیده است. رفتن این افراد تنها به معنای خروج تعدادی از افراد جامعه که روابط ملی و خونی با آنها داریم، نیست. هر چند آنها از حق و اختیار انتخاب خود استفاده میکنند، اما این طور که پزشکان میروند، باید منتظر بحران کمبود پزشک در آیندهای نزدیک باشیم. به گفته رئیس کل سازمان نظام پزشکی ایران، در سال ۱۴۰۰ بالغ بر چهار هزار و ۲۷ پزشک درخواست صدور گواهی عدم سوءپیشینه برای مهاجرت کردهاند. همچنین آمار درخواست good standing (گواهی عدم سوءپیشینه) برای مهاجرت پزشکان متخصص و فوق تخصص رو به افزایش است. علی تاجرنیا، مشاور سابق رئیس سازمان نظام پزشکی کشور نیز اعلام کرده بود که تنها در ۱۰ ماه منتهی به دی ۱۳۹۹ بیش از سه هزار پزشک از ایران مهاجرت کردهاند. آمارها متنوعتر و بالاتر از این اعداد میتواند باشد، اما رئیس کل سازمان نظام پزشکی کشور، آن را اعلام نکرده و تماس «دنیای اقتصاد» برای گفتوگو با او بینتیجه ماند و او سوالات را بیجواب گذاشت.
اما بر اساس آماری که به دست ما رسیده است، ظرف یکسال گذشته ۱۶۰ متخصص قلب مهاجرت کردهاند. در همین مدت ۳۰ هزار نفر از کادر درمان از دانشکدههای علوم پزشکی درخواست good standing داشتهاند که مقصدشان عمان بوده است. ظرف چهارسال گذشته ۱۶ هزار پزشک عمومی از کشور مهاجرت کردهاند. این آمار زمانی برجستهتر میشود که بدانیم طبق اعلام وزارت بهداشت، ۱۸ هزار پزشک عمومی در سراسر کشور کمبود داریم. این ارقام تنها یک مشت عدد نیستند، جان و نفس ما میتواند در دست آنها باشد.
سنبه پر زور اقتصاد
حلقه مشکلات مدام در حال تنگتر شدن است. آنکه دستش میرسد و جای مهاجرت پیدا میکند، کمتر تامل میکند. تمایل ایرانیها به مهاجرت را میتوان از آماری متوجه شد که به تازگی منتشر شده است. به گزارش سایت رصدخانه مهاجرت ایران، هر چهار دقیقه یک ایرانی برای کانادا درخواست ویزا میدهد. محمد رئیسزاده در عین حال که مهاجرت پزشکان را نگرانکننده دانسته، شرایط اقتصادی ایران و غیرواقعی بودن تعرفهها را از عوامل تاثیرگذار در مهاجرت پزشکان معرفی کرده است.
رضا لاریپور، سخنگوی سازمان نظام پزشکی در گفتوگو با «دنیای اقتصاد»، دلایل مهاجرت را به عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی که شامل حال همه میشود، تقسیمبندی میکند. اما آنچه جای سوال دارد، آن است که پزشکان از نظر جایگاه اجتماعی در رده بالایی قرار دارند و از نظر اقتصادی نیز به نظر میرسد نباید چنان تحت فشار باشند، اما چرا این عامل در مورد آنها میتواند صادق باشد؟لاریپور میگوید: «موضوع جایگاه بالای اجتماعی شامل همه جامعه پزشکی نمیشود.» او در این میان بخشی از تقصیر را به گردن رسانهها و نگاهی که به جامعه تزریق میکنند و رفتار برخی از پزشکان میاندازد. به گونهای که فرهنگ نوعی مردم تغییر کرده و جایگاه پزشکان و کادر درمان را کاهش داده است. البته در این مورد اسناد و پژوهشی در دست نیست که بتوان به آن استناد کرد، اما دکتر علی تاجرنیا، رئیس هیاتمدیره انجمن دندانپزشکی ایران نیز در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» بر این نکات تاکید میکند. دکتر تاجرنیا با وجود آنکه درآمد جامعه پزشکی را نسبت به دیگر اعضا بالاتر میداند، اما شکاف عمیقی بین سطح زندگی یک پزشک در ایران و خارج از ایران میبیند. او البته به موضوع فشارهای اجتماعی که آبشخور آن رسانه و سریالهای طنز است، اشاره میکند و آن را منشأ تزلزل شأن و جایگاه اجتماعی پزشکان میداند. البته قبول دارد که رفتار برخی از همکاران او نیز گاهی در شأن یک طبیب نیست، اما رسانهها اغراق هم کردهاند. لاریپور در مورد تمرکز رسانهها بر خطاهای پزشکی میگوید: «جامعه پزشکی در طول سال به بیش از 800، 900 میلیون نفر خدماترسانی میکنند، حال باید دید میزان خطای پزشکی در این میان چقدر است.» موضوع عدم پرداخت مالیات پزشکان نیز مدتی غوغا کرد. پزشکانی که برای فرار مالیاتی، تنها به صورت نقد ویزیت میکردند و حتی میکنند.
همه ما یکی، دو بار تجربه اینچنینی داشتهایم. از نگاه دکتر لاریپور، این رفتارها جایگاه پزشکان را نسبت به قبل تضعیف کرده است. از نگاه او رسانهها به دلیل آنکه نمیتوانند نسبت به تخلفات پلیس، قاضی، وکیل و معلم بپردازند، جامعه پزشکی را گوشه رینگ قرار میدهند. دکتر تاجرنیا هم یکی یکی اصناف دیگری را نام میبرد که مالیات نمیدهند و به هزار ترفند چنگ میزنند تا از زیر بار آن فرار کنند. مانند فوتبالیستها یا کسانی که رنگ و لعاب فرهنگی به کار و بار و تجارتشان میدهند تا از زیر پرداخت مالیات فرار کنند، اما این میان پزشکان بیش از سایر اصناف سیبل شدند. او هم قبول دارد در میان همکارانش چنین کسانی هستند، اما آن را عمومیت نمیدهد و در عین حال غوغاسالاری در مورد آن را موجب سرخوردگی جامعه پزشکی میداند. هر جور بخواهیم حساب و کتاب کنیم، پزشکان باید وضع خوبی داشته باشند، همان قدر که آدمهای اسم و رسمداری هستند.
لاریپور میگوید: «از خیل عظیم پزشکان، عموم مردم ترجیح میدهند به پزشکان و متخصصانی مراجعه کنند که مطب شلوغتری دارند، با تاخیر وقت میدهند و به شهرت رسیده و تبدیل به برند شدهاند. اما قاطبه جامعه پزشکی چنین شرایطی ندارند.» به گفته او، 12 تا 15 هزار دستیار پزشک درآمدی کمتر از 6 میلیون تومان دارند. 40 تا 50 هزار پزشک عمومی کشور با فعالیت خارج از پزشکی درآمد زیر 12 میلیون تومان دارند. هماکنون چهار تا 8 هزار پزشک طرحی فعال در مناطق محروم کشور درآمدی کمتر از 12 میلیون تومان دارند.
این اعداد برای بسیاری از ما آشنا هستند و احتمالا درآمدی است که کسب میکنیم، اما تفاوتی که میان ما و جامعه پزشکی وجود دارد، چیست؟به گفته لاریپور، پزشک با انجام یک عمل، در صورت وقوع مشکل، باید چندبرابر درآمدش را به عنوان دیه پرداخت کند. موضوع دیگری که سخنگوی سازمان نظام پزشکی به آن اشاره میکند، عمری است که پزشکان برای رسیدن به مرتبه پزشکی و تخصص صرف میکنند. هر مرحله، نیازمند گذران طرح در مناطق محروم است که به گفته دکتر لاریپور، قوهقضائیه کسانی را به آنجا تبعید میکند که جرم شهودی انجام دادهاند. بعد از آن کشیک دادن و دوره تخصص و گذران طرح دوباره تا رسیدن به نقطه پایانی که تازه برای یک پزشک شروع ماجرا از صفر است. آن هم برای تاسیس مطب و کسب درآمد در میانه ۳۰ تا حوالی ۴۰ سالگی.
مشوقهایی برای ماندگاری
مهاجر و کسی را که شوق رفتن دارد به سختی میتوان نگه داشت، اما لاریپور میگوید اگر به پزشکان مشوقهایی اعطا شود، میتوان آنها را در کشور نگه داشت. وقتی به آن کوچهپسکوچهها و صدای قیژقیژ پنجره که حالا به تاریکی شب رسیده و احتمالا درد امانبر هم به جان مریضها افتاده، شاید مجبور باشیم برای ماندنشان دست و پا بزنیم. اما درآمدهای اغوا کننده، چشم هر کسی را میتواند روی همه دلایل ماندن پر کند. به گفته سخنگوی سازمان نظام پزشکی، یک پزشک در کشورهایی مانند پاکستان، عراق، افغانستان و ترکیه حداقل 18 برابر ایران حق ویزیت دریافت میکند. این عدد در عراق 20 برابر و در کشورهای حاشیه خلیج فارس، حداقل 4 برابر ایران است.
آژانسهای تخصصی مهاجرت پزشکان
دکتر محمدجواد یزدانپناه، متخصص ایمونولوژی میگوید: «ترانسفر -نقل و انتقال- پزشکان به دیگر کشورها امروز تبدیل به یک بیزینس شده است و آژانسهای مسافرتی پیشنهادهای اغواکنندهای برای پزشکان دارند. جایی برای اقامت، تسهیل پروسه مصاحبه و اقامت را انجام میدهند. در واقع از بحث توریسم پزشکی به توریسم پزشک رسیدهایم. اما بهترین مقصد، کشورهای عربی و حاشیه خلیج فارس است که اتفاقا پزشکان ایرانی را بسیار دوست دارند. از موضوع جذابیت مالی که بگذریم، دکتر لاریپور موضوع امکانات را مطرح میکند: «حال میتوان مشوقهای اجتماعی مانند اعطای وام کم بهره، کاهش تعهدات به دولت، یا اعطای وسایل و امکانات رفاهی قرار داد.» از جمله نکاتی که دکتر تاجرنیا در این کوچ دستهجمعی به آن اشاره میکند، دلایل اجتماعی است و نبود آرامشی که برای هر فردی لازم است. او میگوید: «هر روز تصمیمی گرفته میشود و فشاری به اقشار مختلف وارد میشود. نبود آزادیهای اجتماعی هم عامل موثری است برای تصمیم به مهاجرت.»
هجوم برای زیبایی پلاستیکی
رشتهها در دورههای مختلف جا عوض میکنند. در سالهای اخیر که البته دیگر به بیش از دو دهه رسیده، میل به تغییر در افراد با جراحیهای پلاستیک حرکت صعودی پیدا کرده است. دکتر لاریپور، عدم اقبال رشتههایی مانند جراحی قلب و کودکان را به این موضوع و درآمدی که در آن وجود دارد، ارتباط میدهد. به این صورت که رشتههایی که درآمد بیشتری دارند و در عین حال تحصیل در آن سختی کمتری، مانند انواع جراحی پلاستیک، بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند. گاهی یک پیوند قلب، یا جراحی در کودکان، با تمام حساسیتهایی که دارد- فرض کنید جراحی قلب یک نوزاد 6 ماهه- دستمزدی به مراتب کمتر از جراحی پلاستیک یا لیفت پلک یا لیزیک دارد. البته اینها هیچ کدام به معنای کم ارزش کردن کار جراحان پلاستیک نیست، موضوع حساسیت جراحی است. لاریپور میگوید: «دو موضوع میانرشتهای و درون رشتهای داریم که متاسفانه قانونگذار در تعیین حقوق آنها چندان دقت نکرده و مشورتی نیز نگرفته است. از این نظر درون رشتهها با هم اختلاف درآمدی داریم و فاصله درآمدی بین رشتهها نیز زیاد است. قانونگذار در این زمینه باید زودتر فکری به حال آینده این رشتهها کند.» او عدم استقبال از رشتههای جراحی کودکان و قلب را اینگونه توجیه میکند که حتی میتواند عقلانی باشد. جراحی کودکان، سخت، دشوار و کم درآمد است، پس انگیزهای برای انتخاب آن وجود ندارد.
سقوط از قله خودکفایی به نیازمندی
دهه ۶۰، سالهای جنگ و حتی کمی بعد از آن، در هر بیمارستان و درمانگاهی که وارد میشدید، چند پزشک پاکستانی یا هندی یا حتی فیلیپینی حضور داشتند. آنها کمی فارسی میدانستند و بیماران هم با ایما و اشاره شرح حال میدادند. هر چه بود، آخر ماجرا با نسخه بیرون میآمدی. این وضعیت ما معمولیها بود، وگرنه آنها که دستشان میرسید میرفتند اروپا و آمریکا جراحی میکردند. نمونه افرادش در کتاب خاطرات هاشمیرفسنجانی زیاد اشاره شده است. بعد از آن خوشبختانه پزشکان ایرانی آن قدر تعدادشان زیاد شد که دیگر صندلی برای خارجیها خالی نماند. مهمترین امتیاز آن بود که با دل خوش میتوانستی شرح حال دهی. با انواع و اقسام اصطلاحات. گوشم وزوز میکند، یا چشمم جوری است که انگار مورچهها در آن رژه میروند.
اینها را یک همزبان خوب میفهمد. وضعیتمان در پزشکی به آنجا رسید که در دهه 80 قرار شد توریسم پزشکی راهاندازی شود و از کشورهای اطراف بیمار برای درمان و جراحی بیاوریم. اما حالا باید از کوزه شکسته آب بخوریم. پزشکان و جراحان، راه به کشورهای حاشیه خلیج فارس میبرند و همانهایی که قرار بود در ایران جراحی بشوند، حالا در خانه میمانند و احتمالا ما مجبوریم در خانه حریف درمان و جراحی شویم. موضوع مهم آن است که ظرف سالهای آینده از تعداد اطفالی که نیازمند جراحی قلب هستند یا بیماریهای تازهای که هر روز تنوع بیشتری پیدا میکنند، کم نمیشود و امروز که اندکی هم دیر شده است، باید فکری کرد.
ماندن دلیل میخواهد یا رفتن؟
موضوع مهاجرت پزشکان یا حتی نخبگان به سایر کشورها، مساله خلقالساعهای نیست که به تکاپو بیفتیم، اما تا همین جا که چند سال از شروع این مهاجرت و خالی شدن صندلیها و بیمارستانها و مطبها میگذرد، تحقیقی درباره چرایی دلایل این مهاجرتها انجام نشده است، پس نمیتوان راهکاری هم برای توقف این پدیده اجتماعی ارائه داد. لاریپور میگوید: «اکنون 5-4 تحقیق موازی در حال انجام است که هنوز به سرانجام نرسیده است. اما بر اساس مصاحبههایی که با کسانی که تمایل به رفتن دارند، انجام شده، دلایل اقتصادی و اجتماعی در صدر جدول قرار داشته است.» دکتر جاویدپناه میگوید: «رفتن دلیل نمیخواهد.
تورم، بیانگیزگی، درآمد پایین، بیاحترامیهایی که در جامعه اتفاق میافتد و عدم امنیت لازم برای برخی پزشکان همه از جمله دلایل مهاجرت است.» او به بیانیه اخیر سازمان نظام پزشکی در مورد سقط جنین و همکاری در جلوگیری از بارداری اشاره میکند که به صورت صریح پزشکان را تا سرحد ابطال شماره نظام پزشکی و پروانه تهدید میکند. او به تفاوت درآمدی و رفاه اجتماعی در ایران و دیگر کشورها اشاره میکند و تنها دلیل برای ماندن را عرق ملی مذهبی میداند. او همچنین از افرادی نام میبرد که با وجود آنکه در سیاستگذاری در بخش بهداشت و درمان نقش داشتهاند، اما در همان کشورهای عربی در حال برپایی بیزینسهای بزرگ پزشکی هستند، آن هم در شرایطی که پزشکان جوان را ترغیب به ماندن میکنند. به گفته دکتر جاویدپناه، نگرانی از آینده شغلی، نبود امنیت شغلی، نداشتن بیمه قابل اتکا و نبود ضمانت برای داشتن یک بازنشستگی قابل اتکا، دغدغههای یک پزشک است که بالاترین سطح درآمدی را دارد. وقتی شرایط برای پزشکان فراهم است، ماندن توجیه عقلانی ندارد. به خصوص اکنون که امنیت اقتصادی برای هیچ شغلی وجود ندارد.
دکتر جاویدپناه میگوید: «پزشکان به دلیل شرایط اقتصادی مردم نمیتوانند به مریض زور بگویند، پس دولت باید به شیوهای این فاصله را جبران کند که میتواند پرداخت یارانه یا کارانه باشد. اما همانطور که تاکنون اقدامی صورت نگرفته، بعد از این نیز قرار نیست کاری انجام شود.» شرایط دشواری است که با کمبود متخصص و پزشک روبهرو شویم. آن طور که سخنگوی سازمان نظام پزشکی میگوید دیگر درخواست standing Good تنها محدود به دانشجویان نمیشود و اساتید هم درخواست دریافت آن را دارند. به همین دلیل است که او احتمال واردات پزشک خارجی را امکانناپذیر نمیداند، تنها ایراد کار آن است که آنها با دلار حاضر به ویزیت ما نخواهند بود. واقعیت آن است که معادل ریالی دلار برای ما که چند سالی است در نوسانات عجیب دلار، بازی میخوریم، زیاد است، اما برای آن پزشکان تنها یک پنجم تا یک دهم حق ویزیتشان است.
جسته و گریخته از آمارهای رسمی
رئیس سازمان نظام پزشکی اهواز از صدور ۲۰۰ تا ۳۰۰ گواهی good standing برای کادر درمان اهواز در یک سال اخیر خبر داده است.
رئیس دانشگاه بابل نیز هشدار داده: «اگر رویه مهاجرت شتاب بگیرد، ممکن است در سالهای آینده، شهروندان مجبور شوند برای درمان، به کشورهای حاشیه خلیج فارس بروند که این امر هزینههای زیادی را برای آنها به همراه خواهد داشت.» یاسر صالحینجفآبادی، دبیر شورای هماهنگی نظام پزشکیهای استان اصفهان گفته است: «ظرفیت پذیرش دستیار جراحی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، در مهرماه ۱۴۰۰، به تعداد ۱۰ نفر بود که تنها هفت نفر برای این رشته ثبتنام کردند، کمتر از یک سال بعد، چهار نفر از آنها انصراف دادند و حالا فقط سه نفر دانشجوی دستیاری رشته جراحی عمومی در این دانشگاه مشغول هستند.» رئیسکل سازمان نظام پزشکی کشور نیز گفته است: «تخصص جراحی قلب در سال جاری ۱۸ نفر ظرفیت داشت، اما هیچکس متقاضی نشد.
در کل کشور هم فقط دو فارغالتحصیل جراحی اطفال داریم نتیجه این کار این است که در چند سال آینده پزشکی نخواهیم داشت.»دکتر حسین کرمانپور، رئیس بخش اورژانس بیمارستان سینا نیز به صف آماردهندگان اضافه شده است: «براساس «آمار نظام پزشکی» از ابتدای کرونا تا کنون ۵ هزار پزشک مهاجرت کردهاند. مهاجرت پزشکان، اندکاندک ذخیره ارزی مملکت را به هدر میدهد.»
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
چون پول داشتند!!
بقیه هم بتوانند فرار می کنند.
شما خودتان بمانید و با همه دنیا سرشاخ بشوید !!!
نیاز به داستان سرایی ندارد، وقتی فرزندان اکثر مسئولین حکومتی خارج از کشور و آنهم در کشورهای غربی حضور دارند، آیا نیاز به این پرسش هست که چرا مردم عادی می روند؟
بدون شک ایران از لحاظ درآمدی بهشت پزشکان هست و در هیچ کشور توسعه یافته ای پزشک نمی تواند این سطح درآمد را داشته باشد چون متاسفانه در ایران طبابت به تجارت تنزل پیدا کرده. همان پزشک ایرانی که مهاجرت می کند باید در کشور هدف چند برابر ایران کار بکند مالیات رو هم به صورت دقیق پرداخت کند و کاملا پاسحگو هم باشد البته اگر مدرک پزشکی اخذ شده اش مورد قبول کشور هدف باشد. این قبیل اخبار هم فقط برای حذف فشار جامعه بر روی قشر پزشک هست (پرداخت مالیات، زیرمیزی، پاسحگو بودن). دولت از همین حالا باید با افزایش ظرفیت رشته های تخصص، متعهد کردن قانونی اونها، تعیین ساز وکارالکترونیک برای پاسخگو کردن پزشکان کاری بکنه که پزشکان غیر مفید از چرخه کشور حذف بشن. مطمئن باشید که از نظر تعداد پزشک هیچ مشکلی پیش نمی آد
وقتی نمیتوان باتوجه به شرایط موجودکشور ازمهاجرت پزشکان وپرستاران ومهندسین جلوگیری کرد لااقل با امید به بهبود وضعیت کشور درآینده . ظرفیت پذیرش متقاضیان رشته های مذکور را درکنکور افزایش دهند .
پ
خود فرزندان مسوولان هم حاضر نیستند اینجا در بهشت برین که والدین شون ساخته اند بند بشوند با تمام رانتی در اختیار دارند از مردم عادی دیگه چه توقعی دارید. اینکه ادمی از جایی که شرایط اش مناسب به جایی برود که بهتر میتواند زندگی کند عین عقل است اگر کسی بتواند و نکند باید به عقل اش شک کرد.
جز اعصاب خورد کنی اینجا هیچ چی نیست کافیه کارت به یک اداره دولتی بیوفته تا رستگار شوی
سلام
بنده پزشک عمومی هستم. درآمد فلافلی، آشپز، مکانیک، کارمند بانک از بنده بیشتره (این افراد اطراف بنده هستن) متاسفانه هیچ میلی به کار کردن ندارم و دنبال شغل آزادم. یک ماهی هم هست که کلا جایی کار نمیکنم. جو رسانه ای و نگاه خاص به درصد کمی از پزشکان، فضای کار رو برای اغلب پزشکان خصوصا جوانترها محدود کرده.
امیدوارم این رویه اصلاح بشه و نه فقط برای پزشکان که برای همه کسانیکه مدعی نخبگی اونها هستیم. حیفه سرمایه های مملکت به این راحتی نابود بشه.
رئیسی بره همه چیز درست میشه . همه بر میگردن
اگر سرو کارتان به بیمارستان های دولتی بیافتد خواهید دید هزینه ای که از شما دریافت میکنند غلیرغم خدمات نا مناسب رقمی قابل توجه است و اگر به بیمارستان های خصوصی بروید که واویلا . برای بخیه یک سانت شکاف سطحی رقمی معادل 2500000 بله دو میلیون پانصد هزار تومان یعنی معادل 10روز حقوق من از بنده دریافت کردند .در این شرایط که ویزیت های پزشگان خصوصی در عین اینکه کمتر از 5دقیقه بیمار را ویزیت میکنند کمتر از دویست و پنجاه هزار تومان نیست .برای احاد مردم مراجعه به پزشک بخش خصوصی مقدور نیست و مراجعه به بخش دولتی هم اشدومن الموت . پس اگر پزشک باشد و قریب 90درصد مردم توان پرداخت هزینه انرا نداشته باشند عملا با نبودنش یکسان است
من استاد دانشگاه هستم دوستم رفت خارج دکتری گرفت من ایران نفر اول بودم ماندم من الان ماهیانه 20 تومن میگیریم میشه حدود 700 دلار اون میگیره 10000 دلار خالص. حالا کدوم دین و مملکت باید باور کرد و زیست کدوم انسانی تره. آقای ریسی چرا حقوق استادان دانشگاه را سی درصد کاهش دادی چرا استاد معارف از استاد الکترونیک مکانیک فیزیک و سایر رشته های سخت راحتتر و بیشتر میگیره چرا ؟؟؟؟ کلا این مملکت تو دور و زمانه گداپروری افتاده استادان دانشگاهها میروند الان از گروه 22 نفری ما 4 نفر رفته اند کانادا بقیه هم یا پیر شدند یا ذر تلاش برای رفتن هستن
من و همسرم هر دو پزشک هستیم و حدود چهار است که بطور کامل به خارج مهاجرت کردیم ، حدود دوازده سال تحقیق و دو دلی و نیمی از سال در ایران و نیمی دیگر از سال در خارج تا سرانجام به این نتیجه تلخ رسیدیم که باید رفت. علت این تصمیم تلخ این بود که ایران متاسفانه غیر قابل زیستن شده، اول از همه استرس و اظطراب های بی موردی که حاکمیت بر مردم تحمیل می کند ، بطوریکه روزمرگی و زندگی عادی فلج شده. هر روز یک قانون جدید و من دراوردی برای عذاب مردم یک مثال ساده ،بعنوان پزشک ،تحصیل فرزندانمان همیشه اولویت ما بوده ولی آموزش و پرورش ما متاسفانه تبدیل به یک مافیای تهوع آور شده،برای ثبت نام دریک مدرسه خوب یا باید به جایی وصل باشی و از صد جا تاییدیه بگیری یا هزینه سرسام آوری بکنی که با همان میزان در خارج ،بدون منت می تونی فرزندت رو به بهترین مدرسه با آینده ای تضمین شده بفرستی. این میزان تفاوت و بی عدالتی آموزشی در یک کشور اسلامی شیعی که شعارش همیشه عدالت بوده شرم اوراست . بی عدالتی اجتماعی،نا امنی فزاینده ،بی ثباتی اقتصادی و سیاسی اجتماعی همه زندگی رو غیر قابل تحمل ساخته و این اواخر انحطاط اخلاقی در جامعه ،مردم نسبت بهم بی تفاوت و بسیار بی تربیت و بی شرم شده اند،این اواخر من احساس می کردم که دربین بیگانگان زندگی می کنم ،پس در نهایت تصمیم گرفتیم اگر قرار به زندگی در بین مردم و جامعه ای است که احساس تعلق به انرا از دست داده ایم ،بهتر است که در غربت بهتری زندگی کنیم. اقایون از ما و نسلمون و فرزندانمان که گذشت ولی لطفا فرهنگ و تحصیل و اقتصاد و امنیت مملکت رو در اولویت قرار دهید،ایران هر روز از روز پیش بدتر می شود
وقتی فرزند خانم خزعلی میره چرا بقیه نروند؟
دختر و دامادم دستیار پزشکی در بیمارستان با ماهیانه 12 کشیک 36 ساعته و حضور دائمی در بیمارستان با هم ماهیانه 16 میلیون حقوق دارند.
من شاهدم برای اینکه به این موقعیت علمی و شغلی برسند
چقدر رنج کشیدند چقدر هزینه شد چقدر محرومیت از زندگی عادی رو تحمل کردند
حالا شما چه انتظاری از چنین افرادی دارید که همچنان در محرومیت باشند
هر کس بتونه میره
من هیات علمی هستم، لطفا بیاید حقوق هیات علمی رو با 20 تا شغل آزاد دز ایران مقایسه کنید و ببینید چه سخت گیری بر سر نخبه های مملکت اومده. مردم چه دوست داشته باشند یا نه، یابد بپذیریم که هیات علمی ها (به جز کسانی که با رانت وارد میشن و به جز آندسته از بیسوادان قدیمی) جزء نخبه های مملکتند. ولی در کل دلیل خودِ من برای رفتن اندکی مالی ولی بسیار به دلیل بی تأثیری هست. اصلن سراغ ما نمیان و هر هیات علمی بیسواد رانت باز پر ادعا، طرح های چند صد میلیونی میگیرن و هدر میدن (بالا میکشن) و ناظری هم نیست (هست ولی شریک قافله شدن)
مالیات سنگین از اینها باید گرفته شود بابت استفاده از امکانات کشور و رشدن کردن در آن و هرکجا خواستند بروند
لطفا منتشر کنید
از پزشکان دولتی حدود ۳۵ درصد مالیات گرفته میشه.. بیشتر ازین بگیرن؟
اولا سفر کاری هست و همه بر میگردند/
دوما برای بچه هاشون مدرسه خوب پیدا نکردند محبور شدند بر اونجا
سوم بعضی ها با خانواده شهید پرور از امریکا ازدواج کردند و مجبور شدند بروند
چهارما برخی برای تطهیر سایرین رفتن و سپر سایر عزیزان شدند/ خاوری/
پنجم برخی برای تهیه سیسمونی رفتند
برخی برای اینکه رشته تحصیلی مورد نظر در ایران نبوده رفتند
برخی همه قطع نسل شدند و پدر و مادرشان آنها را رزند خود نمیدانند/ سفیر آرژانتین/
برخی هم برای خدمت به وطن مجبور شدند از وطن دو باشند تا قدر آن را بهتر بفهمند/
خلاصه دلیل داشتند که رفتند
علی برکت الله
برای توسعه دانش بنیان رو یادت رفت بگی
دمت گرم . عالی گفتی
آنچه که بی داد می کند نا امیدی است.
لطفا راجع به مهندسان هم بنویس!!!
خوب همه رفتند. بروید ببینید در کشور آذربایجان و
گرجستان و ترکیه و حتی دبی چه تعداد نانوا و آشپز ایرانی دارند کار می کنند
به نظر میرسد آن موقع که هسته ای و موشکیمان با پایان برسد کشور از شهروند (تهی) شده است!! نیست!!!
پزشکان که رفتند
پرستاران که رفتند
متخصصین جوشکاری و کشاورزی و که رفتند
سرمایه گذاران که رفتند
کارگران هم که رفتند
دانشجویان هم که رفتند
دندان پزشکان و
معلمان
اساتید
و مرفّهین و
پولدارها هم که رفتند
کارخانه دارها
باغ دارها
دامدارها
تاجرها
بازرگانان
بورسیه ها
فراریان مغزها هم که رفتند
نخبگان و
ورزشکاران اعزامی و
بگو ببینیم چه کسی در ایرانمان می ماند!!؟؟؟
این چه رئیس جمهوری شد بابا!!!
حتما ما هم یکسری چولمنگ هستیم اینجا مانده ایم
مملکت همه منابعش خالی شد و به یک زمین سوخته تبدیل میشود
مهاجرت کردند به خاطر اینکه خیلی مملکت قشنگی جمهوری اسلامی ایران برامون درست کرده ..............
میخوان درامدشون بیشتر بشه دایم درحال تبلیغن .مظلوم نمایی بسه
صبر کن وقتی مریض شدی انشاالله و رفتی پیش دکتر پاکستانی بهت میگم،
خوب رفتن. از دست تبلیغاتشون راحت شدی . حالا برو پیش دعا نویس
حکومت با ناامنی اقتصادی باعث بدتر از اینها خواهد شد اگر سیل بیاید همه را در مسیر نابود میکند امنیت اجتماعی ،خودکشی ،اعتیاد ،جرایم خرد و کلان ،رفتن سرمایه های انسانی و ارزی از ایران تنها نمونه ای از این امور است
واقعا چرا داره سیستم مدیریت مملکت ببنید حتی واسه سوار شدن یه ماشین خوب تو ایران (اسقاطی در جهان)سالی کلی مالیات داد. نبود امید به اینده وضعیت مبهم اقتصاد بالا رفتن شاخص فلاکت . چه امیدی هست برای موندن در مملکت
اون ماشیناهم قبلا واردشدند.الان اگه یکی بخوادماشین خوب بخره فقط دست دومش هست..پروفسورسمیعی بخوادبرگرده ایران فوقش یه چینی ظاهربزک شده میتونه بخره
برای اینکه از سهمیه استفاده کردن وپزشک شدن وهیچ تعهدی هم به کشور ندارند. ....................
کسی که سهمیه ای باشه که نمیتونخ یره در خدمت مردمه
مملکت هم توسط چهار نفر مث تو اداره میشع که ملت داره تبدیل میشه به المان شرقی به جای دیوار برلیندیوار ایران لازم داریم
به جز پزشکان سایر نخبگان و اعضای هیات علمی هم مهاجرت می کنند وقتی خبری از عدالت نیست چرا بمانند دید ملت را نسبت به پزشک و هیات علمی عوض کرده اند مردم فکر می کنند هیات علمی کسی است که سی یا چهل میلیون حقوق می گیرد در حالی که 80 درصد اعضای هیات علمی دانشگاه ها حدود 12 میلیون بیشتر نمی گیرند فردی که 22 سال درس خوانده و عمر خود را صرف تحصیل کرده و جوانی خود را صرف کرده است با این حقوق ها چگونه عقب افتادگی خود را از همسالانی که با مدرک کارشناسی مشغول شدند و همان حقوق را می گیرند جبران کند. دولت قبل حقوق هیات علمی را سی درصد افزایش داد این دولت نیامده حکم ها را پس گرفت و سی درصد های پرداخت شده را از حقوق ها کم می کنند
اقتصاد مانند نخ تسبیح تمام ارکان مملکت را کنار هم قرار می دهد . تا زمانی که برای حاکمیت اقتصاد اولویت نباشد ، باید منتظر این نوع رخدادها باشیم . اولویت داشتن اقتصاد هم به شعار نیست که مثلا می خواهیم خودکفا باشیم بلکه باید تک تک ارکان مملکت در خدمت اقتصاد باشند .
هیچ آینده ای برای مردم متصور نیست به نظر من باید مهاجرت کرد تا طعم زندگی رو چشید، از اول تا آخر عمر که نمیشه مقاومت کرد اون هم برای کسانی که فرزندان خود را به خارج میفرستند
احسنت.
برای همین هست که کره جنوبی رتبه اول مهاجرت!!! دارد؟ پس چرا می گفتید در بهشت هستند؟
روزنامه نگاران وخبرنگاران و اهل قلم انقدر بر درامد و خود پزشکان تاختند واز طرف دیگر دولت نیز فشار اورد نتیجه این شد می بینید خیلی ها فکر میکردند که پزشکی که از دانشگاه امد بیرون دیگه پول پارو میکند نمیدانند تا 45سالگی فقط بابت تحصیل باید در مناطق محروم کار کنند حالا بعد از این همه سال زحمت و هزینه تا سن بازنشستگی 15 تا 20سال وقت کار و کسب درامد و پرداخت بدهی دوران تحصیل خرید مسکن و خانه ووو...ووو
فکر کردی دیگر کشورها راحت خواهند بود؟ پوستشان را می کنند هم در کار و هم در مالیات گیری
همهن جای دنیا تبلیغ برای مهاجرت آزاد است. اتفاقا نگاه هایی از این دست یکی از عوامل مهاجرت است
همچنین کشوری که تبلیغ مهاجرت در آن آزاد هست
هیچ اتفاقی نمی افتد و همه ساله در این 30 سال در همه بخش ها همین حرف ها زده می شود که دارند می روند
اتفاق افتاده همین که رشد اقتصادی منفی شده .ده ها هزار پروژه نیمه تمام داریم.تعداد کشته ها تصادفات.....همه نشانه از فرار نخبه هاست
درایران اینده مبهم ست
ازادیهای اجتماعی و سیاسی نیست لذا هر کس که بتواند مهاجرت میکند و میرود .
اتوشویی چیه ؟ میرن که پزشک باشن فقط ۴ هزار تا پزشک ایرانی تو المان هست شان و درامدم که همه جا پزشک داره
ماست در قیمه
دکترمتخصصی مشهدی رفته فرانسه و اتوشویی باز کرده و شستن لباس فرانسوی ها را به درمان در ایران ترجیح می دهد.
دکتر دیگری رفته و کشور درجه دوی اروپایی قهوه خانه باز کرده
تو ایران هیچ کس به اندازه پزشکان حرمت و درآمد ندارند
اما زیاده خواهی است
خیلی پرتی
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.