طعنه تاریخی رسول جعفریان به مورخ شبکه دو سیما
به مورخانی نگاه کردم که تئوریسین آن جشن ها بودند و در این مجموعه، مقاله داشتند. نام خیلی ها را دیدم که برخی سر در نقاب خاک کشیدهاند و برخی همچنان به تئوری سازی میپردازند. در حقیقت، بار دیگر این پرسش برایم مطرح شد که آیا ما جماعت مورخان ـ که بنده کوچکترین هستم ـ چه رسالتی داریم؟ نکند غافلیم و هر زمان در پی توجیه امری و دستوری!

سرویس فرهنگی ـ ... چشمم به نام خسرو معتضد افتاد. دوست نادیده مورخی که شب های متوالی ایشان را در سیما می بینیم و از داستان هایی که میگوید و بسیار شیرین نقل می کند، بهره مند میشویم. دیدم چندین سلسله مقاله در آن روزنامه جشن شاهنشاهی دارد.
به گزارش «تابناک»، حجتالاسلام رسول جعفریان، مورخ و رییس کتابخانه و مرکز اسناد مجلس در یادداشتی درباره رسالت مورخان به نکات جالب توجهی راجع به تاریخنگاری اشاره کرده است.
در بخشی از این یادداشت آمده است: (جمعه شب، دوم مهر 1389) میان دو نماز مغرب و عشا، روزنامه جشن شاهنشاهی ایران را که مدتی پیش یکی از نهادها به کتابخانه مجلس اهدا کرده و کنارم بود، باز کرده، میخواندم. این روزنامه در سال 1350 به عنوان روزشمار جشنهای شاهنشاهی انتشار یافته و از ماه ها پیش از جشن تا روزهای جشن و پس از آن را پوشش خبری میداد. رویش نوشته است که تیراژ آن به اندازه همه روزنامههای کشور است و همراه آنها انتشار مییابد.
به مورخانی نگاه کردم که تئوریسین آن جشن ها بودند و در این مجموعه، مقاله داشتند. نام خیلی ها را دیدم که برخی سر در نقاب خاک کشیدهاند و برخی همچنان به تئوری سازی میپردازند. در حقیقت، بار دیگر این پرسش برایم مطرح شد که آیا ما جماعت مورخان ـ که بنده کوچکترین هستم ـ چه رسالتی داریم؟ نکند غافلیم و هر زمان در پی توجیه امری و دستوری!
جعفریان در ادامه یادداشتش آورده است: در این فکرها بودم و ورق می زدم که چشمم به نام خسرو معتضد افتاد. دوست نادیده مورخی که شب های متوالی ایشان را در سیما می بینیم و از داستان هایی که میگوید و بسیار شیرین نقل می کند بهره مند میشویم. دیدم چندین سلسله مقاله در آن روزنامه جشن شاهنشاهی دارد. مقدمه یکی از آنها را میآورم، البته با عرض پوزش از ایشان و این که این سرنوشت، نه ایشان که غالب مورخان روزگاران است:
جعفریان در این یادداشت که به طور مفصل در «خبرآنلاین» منتشر شده، با بیان اینکه «حدس بزنید دنبال این عبارت چه مطالبی آمده است...» آورده است: بنده ایرادم به آقای معتضد عزیز و دوست داشتنی نیست، به سیما هم اعتراضی ندارم، بلکه اصل ایرادم به علم تاریخ است که آلت فعل شده و این اشکال نه از سر بی تعهدی است که گاه به نام تعهد این کارها صورت میگیرد، بلکه از سر نامردی این علم است که بی دلیل خود را راهنمای تمام عیار سیاست و جوسازی تبلیغاتی برای مقاصد منظور کرده و شماری مورخ را هم که دنبال یک لقمه نان هستند در خدمت خود درآورده است.
به گزارش «تابناک»، حجتالاسلام رسول جعفریان، مورخ و رییس کتابخانه و مرکز اسناد مجلس در یادداشتی درباره رسالت مورخان به نکات جالب توجهی راجع به تاریخنگاری اشاره کرده است.
در بخشی از این یادداشت آمده است: (جمعه شب، دوم مهر 1389) میان دو نماز مغرب و عشا، روزنامه جشن شاهنشاهی ایران را که مدتی پیش یکی از نهادها به کتابخانه مجلس اهدا کرده و کنارم بود، باز کرده، میخواندم. این روزنامه در سال 1350 به عنوان روزشمار جشنهای شاهنشاهی انتشار یافته و از ماه ها پیش از جشن تا روزهای جشن و پس از آن را پوشش خبری میداد. رویش نوشته است که تیراژ آن به اندازه همه روزنامههای کشور است و همراه آنها انتشار مییابد.
به مورخانی نگاه کردم که تئوریسین آن جشن ها بودند و در این مجموعه، مقاله داشتند. نام خیلی ها را دیدم که برخی سر در نقاب خاک کشیدهاند و برخی همچنان به تئوری سازی میپردازند. در حقیقت، بار دیگر این پرسش برایم مطرح شد که آیا ما جماعت مورخان ـ که بنده کوچکترین هستم ـ چه رسالتی داریم؟ نکند غافلیم و هر زمان در پی توجیه امری و دستوری!
جعفریان در ادامه یادداشتش آورده است: در این فکرها بودم و ورق می زدم که چشمم به نام خسرو معتضد افتاد. دوست نادیده مورخی که شب های متوالی ایشان را در سیما می بینیم و از داستان هایی که میگوید و بسیار شیرین نقل می کند بهره مند میشویم. دیدم چندین سلسله مقاله در آن روزنامه جشن شاهنشاهی دارد. مقدمه یکی از آنها را میآورم، البته با عرض پوزش از ایشان و این که این سرنوشت، نه ایشان که غالب مورخان روزگاران است:
گفتاری در باب مفهوم «شاه» و رابطه آن با توده ملت
تأثیر گذاری شاهنشاهان هخامنشی در یکپارچگی و عظمت قوم ایرانی
روزنامه جشن شاهنشاهی ایران، شماره 34، چهارشنبه دهم شهریور ماه 1350
نویسنده خسرو معتضد
چندی پیش، شاهنشاه آریامهر در مصاحبهای با یکی از روزنامه نگاران خارجی اشاره فرمودند که: «کلمه شاه جاذبه سحرآمیزی در قاموس ایرانی دارد و بسیاری از مسائل و مشکلات در برابر نفوذ معنوی این کلمه از میان میرود.»
نظر به این که اشاره موشکافانه و دقیق شاهنشاه آریامهر به جاذبه سحرآمیز کلمه شاهنشاه مفاهیم و معانی شگرف و مهمی در بر دارد در اینجا ضمن بررسی و تحقیق پیرامون تأثیر گذاری شاهنشاهان بر موقعیت و اتحاد پیروزی و عظمت ملت ایران به تفصیل در این باب سخن میگوییم.
پیمان وفاداری و هم بستگی میان شاهنشاهان و توده ایرانی از قدیم ترین دوران های تاریخی به طور ضمنی و قلبی به امضاءرسیده است و با خون و شرف ایرانیان عجین گشته است...
تأثیر گذاری شاهنشاهان هخامنشی در یکپارچگی و عظمت قوم ایرانی
روزنامه جشن شاهنشاهی ایران، شماره 34، چهارشنبه دهم شهریور ماه 1350
نویسنده خسرو معتضد
چندی پیش، شاهنشاه آریامهر در مصاحبهای با یکی از روزنامه نگاران خارجی اشاره فرمودند که: «کلمه شاه جاذبه سحرآمیزی در قاموس ایرانی دارد و بسیاری از مسائل و مشکلات در برابر نفوذ معنوی این کلمه از میان میرود.»
نظر به این که اشاره موشکافانه و دقیق شاهنشاه آریامهر به جاذبه سحرآمیز کلمه شاهنشاه مفاهیم و معانی شگرف و مهمی در بر دارد در اینجا ضمن بررسی و تحقیق پیرامون تأثیر گذاری شاهنشاهان بر موقعیت و اتحاد پیروزی و عظمت ملت ایران به تفصیل در این باب سخن میگوییم.
پیمان وفاداری و هم بستگی میان شاهنشاهان و توده ایرانی از قدیم ترین دوران های تاریخی به طور ضمنی و قلبی به امضاءرسیده است و با خون و شرف ایرانیان عجین گشته است...
جعفریان در این یادداشت که به طور مفصل در «خبرآنلاین» منتشر شده، با بیان اینکه «حدس بزنید دنبال این عبارت چه مطالبی آمده است...» آورده است: بنده ایرادم به آقای معتضد عزیز و دوست داشتنی نیست، به سیما هم اعتراضی ندارم، بلکه اصل ایرادم به علم تاریخ است که آلت فعل شده و این اشکال نه از سر بی تعهدی است که گاه به نام تعهد این کارها صورت میگیرد، بلکه از سر نامردی این علم است که بی دلیل خود را راهنمای تمام عیار سیاست و جوسازی تبلیغاتی برای مقاصد منظور کرده و شماری مورخ را هم که دنبال یک لقمه نان هستند در خدمت خود درآورده است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
برخي دوستان پيامهايي گذاشتهاند كه لازم ميدانم توضيحاتي ارائه دهم. اينكه امام راحل فرمودند ملاك وضعيت حال افراد است حرف درستي است اما بحث بر اين كه ملاك حال فعلي چيست؟ امري پيچيده است. ايشان يك مورخ است و اگر در آن زمان با توجه به شرايط روز و اوضاع سياسي بخشهايي از تاريخ را مورد تاكيد قرار ميدادهاند كه رضايت دولتمردان آن روز را جلب كنند و مهر تائيدي بر گفتههاي "شاهنشاه آريامهر" بياورند، اين سوال را در ذهن ايجاد ميكند كه نكند در "حال" نيز تاريخ گزينشي را گزارش ميدهند كه به مذاق برخي خوش آيد. در خصوص دوستي هم كه گله كردهاند كه اين آبروي افراد است و نبايد با آن بازي كرد، لازم ميدانم اين مسئله را گوشزد كنم كه ايشان در صدا و سيما گزارش تاريخي راجع به احوال ديگران ميدهند و هيچگاه كسي آن را با آبروي ديگران بازي كردن نام ننهاده است. ايشان به عنوان يك مورخ صحبت ميكنند و در تاريخ اصل اعتبار منبع تاريخي و راوي تاريخ، يك از مهمترين اركان علم تاريخ است. از تابناك نيز تشكر دارم براي انعكاس خبر و اميدوارم با خبرهاي بيشتري از آقاي معتضد و مصاحبه با ايشان فرصت را براي پاسخگويي ايشان نيز در دفاع از گذشته خود فراهم آورد.
و لا تنابزوا بالالقاب بئس الاسم الفسوق بعد الايمان
نسبت به نکته ای که دوست عزیزمون نسبت به آبروی مومنین فرمودند کاری ندارم اما توجه همه ی دوستان را به یک نکته جلب میکنم.
آیا واقعا در این مملکت مورخ و تاریخ دان سیرین سخن و با بیان جذاب کم داریم
عرض بنده این نیست که استفاده انحصاریه سیما از یک کارشناس تاریخ همواره جای بحث دارد
خوب اگر گفته های ایشان عین تاریخ است آن هم بدون کم و زیاد بد نیست از دیگر کارشناسان نیز استفاده شود در پایان لازم به ذکر میدانم اینجانب آقای جعفریان را با تمام احترامی که برای ایشان قائلم از دسته مورخان حکومتی میدانم
یک طلبه از قم***
یه عده می گن دهنتون رو ببنید هیچی نگید آبروی ملت می ره!!آبرو کجا بود برادر من؟اگه اینجوریه هیچ کس نباید حرف بزنه!
به نظر من آقای جعفریان ناخرسندیشان مربوط به استقبال خوب از برنامه آقای معتضد می شود.
اقای معتضد در آن زمان حداکثر جوانی 25 ساله بوده است و خدا را قطعا خوش نمی آید که آبروی ایشان به بازی گرفته شود.
خیلی راحت با آبروی مردم بازی می کنید اگر قصد این آقای مورخ انتقاد سازنده بود تیازی به نام بردن تبود
ميزان ، حال فعلي افراد است. بسیار خوانده ام و شنیده ایم که اگر کافری مسلمان شد روزگاری کافری را بر سر او نکوبیم، چه برسد فرد مورد نظر در این مقاله نه افر بلکه یک میهن پرست است. از هم پرده دری نکنیم
و لا تنابزوا بالالقاب بئس الاسم الفسوق بعد الايمان
امام فرموده اند, ميزان ، حال فعلي افراد است.
آقا خدا پدرت را بيامرزد اين رسم روزگار زمانه است آنهايي كه تا ديروز مديحه سراي شاه بودند حالا انقلابي دو آتشه شده اند
به گفته رهبری حال افراد ملاک قضاوت است نه گذشته آنها
از یک روحانی آگاه بعید است که این مسائل را نداند
بسمه تعالی
گرچه منهم مثل آقای جعفریان نوک پیکان حمله این مقاله را رسما متوجه آقای معتضد نمیدانم اما برای رفع شبهه احتمالی بعضی عزیزان که ممکن است علیه استاد گرامی و شیرین سخن، آقای معتضد گرامی جبهه بگیرند عرض کنم اگر ایشان در زمان طاغوت که طبعا مثل الان من و شما جوان بودند با سیاست یکی به نعل و یکی به میخ هویت مورخی خود را در متن و بطن رویدادهای تاریخی آن دوره حفظ نمیکردند، الان یک استاد مورخ گرم و سرد چشیده نداشتیم که مشاهدات مستقیم و شخصی خود را از دید تاریخی با بیانی شیرین در رسانه ای فراگیر ارائه نماید.
چه خوب است از این زاویه نیز به قضیه نگاه شود که برخی موارد وجود امثال معتضد در آن زمانها و آن مکانها، شاهدانی مستقیم و بی واسطه برای نسلهای آینده به بار می آورد و زهی سعادت برای نسل آینده ای که شاهدانی مورخ و شیرین سخن نصیبش شود.
یادمان نرود که محور روایت فیلمی چون روز واقعه که داستان جوانی تازه مسلمان و نصرانی زاده را در زمان واقعه عظیم عاشورا نقل میکند اشاره به واقعیتی مشابه دارد و آن اینکه اراده مبارک سید الشهدا به عنوان خلیفه ا... زمان بر این تعلق گرفت که عبدا.. تازه مسلمان عاشورا را درک کند ولی شهید نشود تا حقیقت آن را به نسلهای بعد برساند و میدانیم که بخش زیادی از روایات مربوط به واقعه عاشورا از زبان همین تازه مسلمان نصرانی زاده نقل شده است.
با صرفنظر از اختلاف زمین تا آسمان رویداد عاشورا از یک سو و رویداد جشنهای 2500 شاه معدوم از سوی دیگر و توجه به نفس مثال، میبینیم که حفظ مورخ در بطن و متن رویداد واقعیتی است که حتی سید الشهدا هم به آن عمل فرموده است.
جناب آقای معتضد شما وظیفه خود را در حال حاضر به خوبی انجام میدهید لطفا همچنان به آن ادامه دهید. ولی به عنوان یک پیشنهاد لطفا یک وب سایت برای ارجاع منابع برنامه تلویزیونی خود درست کنید که ما استفاده بیشتری از این کلاس تلویزیونی تاریخ معاصر ببریم.
تجسس در احوال ديگران و سعى در راه يابى به مسائل سرى خصوصى آنها حرام است. در قرآن محيد خداوند مى فرمايد: و لا تجسسوا و لا بغتب بعضكم بعضا
دربحث فلسفي تاريخ دو موضوع مطرح مي شود يكي اينكه آنسان تاريخ را مي سازد يا تاريخ انسان را مي سازد.در پاسخگويي به هريك از دو مورد آنچه حائز اهميت است اين است كه چنانچه مسير هريك به نادرستي ترسيم شود اينده وآيندگان را غرق در مشكلات مي نمايد .نمونه بارز اين موضوع مورخان وحادثه نويساني كه هريك از ظن خود وبا توجه به اقتضائات زماني ومكاني اقدام به نگارش تاريخ اسلام نمودند و حقيقت اسلام را خدشه دار كردند كه ابن تيميه و عبد الوهاب از جمله كساني هستند كه اداعاهاي خودر را مستند به تاريخي كذب ورواياتي مجعول مي نمودند. حال در اين عصر پرشتاب كه خيلي ها براي اثبات نيك يا بدعمل خود مصداقي تاريخي پيدا ميكنند تصور كنيد كه نقطه اتكا تاريخي فرد ريشه در پر بودن يا خالي بودن جيب مورخ دارد چه پيش مي آيد ؟ كتاب ناكامان كاخ سعدآباد استاد!!!!!!!!! را با نوشته ها وتفكر وي با قبل از انقلاب مقايسه كنيد.
بابا تو دیگه کی هستی؟ برجک طرف رو زدی!
از آقاي جعفريان بعيد بود. مطالبشون رو نقد كنن. لازم نبود از كارهايي كنند كه خيلي وقت پيش دوره اش به سر اومده.آيا اينقدر خطرناك بود آقاي معتضد كه بايد در ملا عام بي آبرو ميشد؟
من اگر خوبم اگر بد تو برو خود را باش
که گناه دگران پای تو نخواهند نوشت
آق چرا به این بنده خدا گیر می دید؟ فردوسی هم اگه اسم کتابش رو شاهنامه نمی ذاشت کتابش به دست ما نمی رسید ایشان اگر اینطور نمی گفت که تاریخ نویس نمی شد همون موقع سرش رو می کردن زیر آب.
سلام تابناک جون تو که هیچ وقت کامنت های من و نمیذاری ولی مردونگی کن و اینو بذار
خوبه آقای معتضد هم چند صفحه از کتاب حقوق بگیران انگلیس رو بخونه؟ بابا با آبروی یک معلم چرا بازی می کنید
برادر بزرگوار رسول جعفريان آنچه را گفتي واقعيت تلخي است كه ريشه در فرهنگ و شرايط ما دارد و خسرو معتضد نه اولين ونه آخرين آن خواهد بود از حمله اسكندر به ايران وتملق گويي برخي از ايشان وهمينطور مجيز گويي برخي از چنگيز خان مغول و ...... كه اين قصه سر دراز دارد آالقصه.....
از آقای جعفریان بعید بود.
النجاه فیالصدق. آقای جعفریان با آبروی آقای معتضد بازی نکرده است. بلکه حقیقتی را بیان کرده. اگر ایرانیان این را بدانند و کماکان تاثیر از سخن معتضد بپذیرند بهتر از آن است که نادانسته و جاهل حرفهای آقای معتضد را بپذیرند.
قومي متفكرند اندر ره دين
قومي به گمان فتاده در راه يقين مي ترسم از آنك بانگ آيد روزي
اي بيخبران راه نه آن است و نه اين
کاش برای حفظ شخصیت ارزشمند خودتان و همچنین همکارتان که حرفهای امروزش برای ملت مفید است این سطور را رقم نمی زدید .امیدوارم آقای معتضد در جوابش کریمانه برخورد کند .
كسي كه در زمينه تاريخ مينويسد بايستي تعهد خود را هميشه مد نظر قرار دهد واز ان تخطي نكند پس اگر در دوران طاغوت بر اساس وقايع مطالبي نگاشته شده كه امروز به مذاق برخي خوش نمي ايد نبايد انرا مستمسك كوبيدن افراد قرار داد .
استاد عزیز جناب آقای رسول جعفریان
عزیز برادر حالا که آقای معتضد متحول شده اند و تاریخ را از زاویه دید دیگری مینگرند و در مسیر نظام در حرکتند چرا با روکردن این مطالب میخواهید او را از قافله نظام و انقلاب خارج کنید؟
آیا این کار شما اخلاقی است؟
آیا با سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی که منظور نظر رهبر انقلاب است همخوانی دارد؟
اصلا کار خوبی نکردید. به هر حال خیلی از متخصصین امرزو جامعه ما در زمان طاغوت به عمد یا به اختیار با مسوولین آن زمان همکاری هایی داشته اند اما اگر در برابر ملت نایستاده اند اجازه نداریم که به همین راحتی با آبروی آنها بازی کنیم. همان طور که گفته شد میزان حال فعلی افراد است. اگر به امروز آنها نقدی داریم وارد آوریم نه اینکه کاری کنیم که بوی حسادت بیشتر از آن به مشام می رسد تا بوی دلسوزی و روشنگری برای مردم.
حاجی جان قهوه تلخ و دیدیا!
هر چند كاري كه آقاي روحاني انجام دادند كار پسنديدهاي نيست ولي حرف حقي است كه گفتنش بهتر از نگفتنش است. مورخ، هنرمند نيست بلكه حقيقتنويس است و اگر قرار بر اين باشد كه در زمان شما به پاچه خواري شاه برود و در اين زمان نيز دم به دم مخالف ديروز بدهد انگاه دوستان خوبم چه بايدبه كودكان و جوانان گفت كه چه چيز درست است و چه غلط
آنگاه همه چيز در تاريخ بي اعتبار مي شود مگر نه اينكه بسيار چيزها كه از قديم گفته مي شود و جوان امروزي رد مي كند بدليل دروغهاي كه شنيده و خوانده، مورخ بايد راستگو باشد در غير اين صورت همان بهتر كه در قسمتي از حياتش، افشا شود و آبرويش بريزد كه گفتههايش تاريخ است و اوست كه در قالب كلمات به امانت خيانت مي كند. حق را باطل و باطل را حق جلوه ميدهد.
با توجه به حدیثی منقول از آقای فاطمی نیا ( نقل در تابناک )
خداوند چهار گناه را نمی بخشد
1 - پرده دری از آبروی افراد .
بقیه اش را آقای جعفریان بهتر از بنده میداند
بنده هم در سابقه شما بگردم خیلی چیزها پیدا میکنم
والسلام
کار جالبی نیست.مگه خود شما از اولش علیه السلام بودی؟
شما خیلی زیرکانه گفتی که هدفت توهین به آقای معتضد نیست اما عملا شخصیتش رو لگدمال کردی.نکنه توقع دارید که هیچ مورخی در سیمای ملی حاضر نشود؟!!!!
جناب آقاي معنضد ، مي خواستم بگويم كه نان به نرخ روز خوردن عالمي دارد ولي گفتم نكند كه دچار گناه شوم وشايد شما توبه كرده باشيد ولي بهر حال از اين فكر بد از شما عذر مي خواهم .آقاي جعفريان اميدوارم شما هم فقط منظوذتان اطلاع رساني صرف بوده باشد.
قصه های آقای معتضد در نظر بسیاری از صاحبنظران جای تردید دارد لیکن برای عامه مردم و برخی از دست اندرکاران ...
خب که چی؟؟ خود آقای معتضد بارها گفته من هیچ پدر کشتگی و مشکلی با خاندان پهلوی ندارم فقط دارم تاریخ رو بیان می کنم. در ضمن خیلی از این اسناد بعد از انقلاب رو شد
أقاي جعفريان من تا به حال چند تا از مقالات شما را خوانده ام و لذت بردم و شما را شخصيتي مثبت مي دانستم ولي متاسفانه شما با اين كار مر از اشتباه در آورديد .الان احساس مي كنم نوشتهاياتان مال خودتان نيست و نوشته هاي ان كتابخانه را تحويل ما مي داديد و براي خودم بسيار متاسف شدم. ضمنا آقاي رسول جعفريان شما ان روز به جاي اقاي معتضد بوديد چه مي نوشتيد ؟
كاش قبل از نوشتن اين متن در باره آقاي معتضد كمي تامل مي كرديد.
خدا همه ما را ببخشايد.
سال 1350 یعنی 40 سال پیش و اعتقادات یک فرد را نمی شود تا آخر عمرش بر سرش زد و توانش را نابود کرد.
میزان حال فعلی افراد است.
اين نقد از فردي مثل آقاي جعفريان كه ما ايشان را به فرهيختگي مي شناختيم بعيد بود. اي كاش اگر ايشان نقدي به گفتار ايشان داشتند روي آن بحث ميكردند نه سابقه گوينده...
تاریخ را فاتحان می نویسند.
فکر میکنی همه بایدازاول انقلابی باشند تازه حالا میبینیم که انقلابیهای اول بیش از دیگران به کشورمان ضربه زدند
رو نشد رو نشد، همینکه رفت سراغ انگلیسیها رو کردند!
آقای معتضد مورخی است که به اذعان خودشان همیشه دغدغه یکپارچه گی ایران داشته اند. ضمن اینکه ایشان از سالها پیشتر از انقلاب عزیز اسلامی، روزنامه نگار بوده اند. مثل همه مردم ایران شغلی داشته اند و حرفه ای. اگر قرار بر آن باشد که بر زندگی قبل از انقلاب افراد ذره بین بگذاریم، اکثر آنهایی که از اهالی انقلاب بوده اند نیز سوابقی خارج از خواسته های انقلاب داشته اند. چه بسا خیلی از آنها نیز جام شهادت نوشیده اند و در فضای مناسب، دین خود را به دین و کشور خود ادا کرده اند.
پس آیا بهتر نیست ذره بین ها را کنار بگذاریم؟
تابناك تو چرا آتيش گرفتي؟
منافق بي شرم!
اينهمه كسايي كه اول انقلاب به ظاهر انسانهاي شريفي بودند والان بوي گندشان دنيا رو به فساد ميكشه وجود دارند مثل گنجي و ... اينهمه آدم هم برعكس اين مساله بودند و توبه كردند و از بهترينها شدند و در نهايت حتي شهيد شدند ...
حالا اين حاج آقا با سياسي بازي تمام داره ميگه:
"بنده ایرادم به آقای معتضد عزیز و دوست داشتنی نیست، به سیما هم اعتراضی ندارم، بلکه اصل ایرادم به علم تاریخ است که آلت فعل شده و این اشکال نه از سر بی تعهدی است که گاه به اسم تعهد این کارها صورت میگیرد، بلکه از سر نامردی این علم است که بی دلیل خود را راهنمای تمام عیار سیاست و جوسازی تبلیغاتی برای مقاصد منظور کرده و شماری مورخ را هم که دنبال یک لقمه نان هستند در خدمت خود درآورده است. "
خيلي بچه تر از ماها ميدونند كه هدف اين آقا و تابناك چيست و هرگز دنبال خير خواهي نيستند چرا كه شما و امثالتان با مورخ بزرگي نظير جناب "سيد حميد روحاني" هم كه از ابتدا و تا به حال جزء صالحين بوده و ميباشند نيز مشكل داريد زيرا آنها شما و امثالتان را رسواتر ميكنند.
اندكي صبر سحر نزديك است...
ان شاء الله انتقام نزديك است
بنده کاری به آقای معتضد ندارم ولی اینگونه نوشتن ها در قدیم حتی میان علما هم مرسوم بوده است البته نه به خاطر چابلوسی بلکه شاید با توجه به فضای خاص آن وقت ها برای انتشار مطلب مورد نظر این کار ها نیاز بود مثل کتاب طب منصوری و جامع عباسی شیخ بهایی که کتابی فارسی در باب فقه بود.
بهتر بود متن کامل مقاله رو می ذاشتید که برداشت بد نشه
دوستان برای دیدن متن کامل به خبرآنلاین وبلاگ رسول جعفریان مراجعه کنند
از دو حالت خارج نیست
یا از سر حسادت است یا از سر کج سلیقگی
وگرنه بجای بررسی صحبت ها دنبال گذشته و عملکرد نقطه ای افراد گشتن و از میان آن نقطه تاریکی را گرفتن فریاد زدن کار نامردان است
بترسیم از روزی که خدا گذشته ما را رو کند
انصافا آقاي معتضد نسبت به كنكاش و جستوجوي تاريخي زحمت زيادي مي كشند و به قول خود آقاي جعفريان كلامش دلنشين است.
اما بايد اين را هم در نظر داشت كه آقاي معتضد يك نويسنده بوده و در حد خودش با توجه به جو حاكم بر فرهنگ كشور در آن زمان .
ايشان اكنون به چه جرمي بايد از تخصص تاريخي خودش كه اكنون در اين زمان است استفاده صحيح نكند و به قول معروف اگر هم بنابر جو حاكم بر فرهنگ سالهاي ستم شاهي از سر غفلت نوشته هاي داشته هم اكنون كفاره و جبران آنها را نكند.
اگر اينگونه به خواهيم رسوا كنيم كه كه مي باست كل ارتش را پس از انقلاب تسويه و مجازات مي كرديم و قس علي هذا...
از شما شخصيت بزرگوار بيش از اين انتضار مي رفت .
بنده طلبه و استاد دانشگاه هستم؛ نسبت به رویکرد فعلی آقای خسرو معتضد هم اعتراض دارم؛ اما باید عرض کنم که بر اساس روایات حرمت مؤمن از حرمت کعبه بالاتر است؛ این از زوایای پنهان مانده دین اسلام است که متأسفانه در نظر مسلمانان چندان ارزشی ندارد. باید بدانیم که اگر به کسی نقدی داریم، به نحو علمی مطرح کنیم.
امام علي (ع) به مالك اشتر ميفرمايد : اگر كسي را را ديدي كه در شب مرتكب گناه شد چون صبح شد با او به چشم گناهكار منگر شايد تا صبح توبه نموده باشد . حال توئي كه داعيه اسلام داري چرا برعكس رفتار الهي عمل ميكني ؟ مگر نه اينست كه خودت ميگوئي خدا ستار العيوب است؟ آيا نه اينست كه ميخواستي معلوماتت را به رخ ديگران بكشي؟
آقا شما که ماشالا طلبه ای و مثل ما غافل زندگی نمی کنی ...چرا با ابروی افراد آن هم در یک روزنامه سراسری بازی میکنی؟؟؟؟مگر ما در برابر خداوند نسبت به ابروی مومنان مسوول نیستیم؟ مگر همه در زمان شاه معصوم بوده اند ؟ این همه هنرمند و فیلم ساز در آن زمانبوده اند ...خدا را خوش میاید که آبروی تک تک افراد را که در رژیم گذشته و در آن دوران زندگی میکردند را به همین راحتی بریزیم ؟؟؟؟ من دل خوشی از اقای مورخ ندارم ولی هیجوقت هم مثل شما به این فکر نیافتادم که می توان آبروی ایشان را ریخت !!!!1 ان شا الله خداوند به روحشما در آن دنیا آرامش عطا فرماید
با با دمت گرم عجب رو کردی
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.