مرور روزنامههای دوشنبه ۲۱ اسفند
فساد فی الارز! /آیا پارلمان بخشی از دولت است؟ /نگرانیهای اقتصادی شب عید
تکذیب تغییر در سبد غذاییکارگران، تورم، مسافر همیشگی اقتصاد ایران؟، جریمه حجاب و رفت و برگشت لایحه، شوکهای ارزی چه بلایی بر سفره کارگران میآورند؟، آمریکا به دنبال مذا کره با ایران، ردپای فرزندان معاون اول قوه قضائیه در پرونده باند «عمو»، ارز برای مسافرت یا مسافرت برای ارز؟ و نصیحت پاپ به زلنسکی از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده است.

به گزارش «تابناک» روزنامههای امروز دوشنبه ۲۱ اسفندماه در حالی چاپ و منتشر شد که فرش قرمز بوداپست برای ترامپ، پروژه ۹۰۰ میلیارد دلاری گاز ایران، واکنشها نسبت به جریمه ۳ میلیونی بی حجابی، بازی هستهای پوتین و لوکاشنکو و گزارشها از بازار شب عید در صفحات نخست روزنامههای امروز برجسته شده است.
در ادامه تعدادی از یادداشتها و سرمقالههای منتشره در روزنامههای امروز برجسته شده است.
آیا پارلمان بخشی از دولت است؟
حمزه نوذری جامعهشناس و استاد دانشگاه در سرمقاله امروز شرق نوشت: دوستی که در یکی از شهرستانها کاندیدای مجلس شده بود میگفت هدف من از ورود به عرصه انتخابات این بود که تلاش کنم جایگاه نمایندگی مجلس شورای اسلامی به سر جای خود برگردد. پرسیدم یعنی چه؟ گفت امروزه نمایندگان مجلس جزئی از دولت هستند؛ بیشترین کار آنها پرداختن به امور بوروکراسی و سازمانهای دولتی است. بیشترین وقت و کارکرد نماینده مجلس صرف این میشود که چه کسی مدیر باشد و چه کسی مدیر نباشد. در حالی که وظیفه اصلی نظارت بر بوروکراسی دولتی است نه تعیین مدیران دولتی و نحوه توزیع منابع اداری. او در سخنرانی انتخاباتیاش هم چنین مسائلی را مطرح کرده بود، اما توجهی به آن نشد. همه از او میخواستند بگوید در صورت انتخاب، برای فرزندانشان چه شغلی دستوپا میکند و آیا از خانواده و دوستان آنها کسی را برای پستهای فرماندار، بخشدار، رئیس و مدیر سازمانهای اداری انتخاب میکند یا خیر؟ گویی هدف اصلی نماینده مجلس تحمیل کادر معینی از مدیران اجرائی است. آیا امروزه مجلس شورای اسلامی با وجود نقشهای متعددی که در قانونگذاری و طرح سؤال و استیضاح در قالب وظیفه نظارتی خود انجام میدهد، جزئی از ساختار دولتی یعنی قوه مجریه محسوب میشود؟ یعنی وظیفه و کارکرد اصلی نماینده مجلس تعیین مدیران اجرایی و نحوه توزیع منابع و مناصب سازمانهای دولتی است؟ آیا ساخت پارلمان تغییر کرده است و بخشی از ساخت قوه مجریه محسوب میشود. یعنی نماینده مجلس که انتخاب مردم است کارکرد وظیفهاش در تعیین افراد و کارگزاران انتصابی است؟ پس چگونه پارلمان به قول گرامشی میتواند موی دماغ بوروکراتهای حرفهای باشد؟ گویی پارلمان مکانیسمی است برای انتخاب یا مداخله در انتخاب کارگزاران انتصابی که بخش بزرگی به شمار میآیند. آیا چنین وظیفهای یعنی تلاش برای انتخاب کارگزاران و مدیران سازمانهای دولتی به ویژه در شهرستانها به مانعی برای انجام رسالت پارلمانی تبدیل نمیشود؟ اگر واقعا چنین امری صحت دارد چه چیزی باعث چنین تغییری در وظایف نمایندگی شده است؟ اگر نمایندگان بیشترین نقش و کارکردشان در انتخاب کارگزاران دولتی است، پس در نابسامانیها و کجکارکردها و فساد اقتصادی سازمانهای دولتی هم باید پاسخگو باشند. کشورهایی که براساس نظام حزبی و پارلمانی اداره میشوند یعنی حزبی که بیشترین آرا را داشته باشد و دولت تشکیل میدهد ممکن است حزب دستاندرکار تعیین مدیران ارشد بوروکراسی، دولت باشد، اما تا جایی که اصل تفکیک قوا پابرجا بماند؛ اما در ایران چنین مسئلهای چگونه در حال شکلگیری است که نماینده مجلس در استانها و شهرستانها دستاندرکار تعیین مدیران سازمانهای اداری باشد؟ بر این اساس آیا مجلس میتواند برای مسئله بوروکراسی چارهاندیشی کند یا خود تبدیل به بازیگر اصلی بوروکراسی شده است. آیا از مجلس میتوان توقع داشت چالش بوروکراسیِ امروزه جامعه ایران که حکشده در جامعه نیست را حل کند یا نمایندگان نیز تلاش میکنند سهم بیشتری از انتصابات پرحجم مدیران سازمانهای دولتی داشته باشند؟ چه بسا گاهی داشتن پستهای اجرائی ارشد برای خود نماینده جذابتر از نمایندگی مجلس میشود؛ چون وقتی از طرف دولت به نمایندهمجلس برای وزیر یا معاون رئیسجمهورشدن پیشنهاد میشود، اغلب پست اجرائی را بر نمایندگی مجلس ترجیح میدهد. به نظر میرسد مردم نیز پذیرفتهاند که نماینده مجلس در انتصابات مدیران دولتی در استانها و شهرستانها نقش زیادی دارد. به این سؤال بیشتر بیندیشیم که آیا پارلمان تبدیل به بخشی از ساخت ارگانیگ قوه مجریه تبدیل شده است؟ یعنی مانند دولت درگیر اداره و اجرای اموری مانند انتصابات است؟ اگر چنین است پارلمان هم ممکن است به همان مسائل بوروکراسی دچار شود. اگر هدف و کارکرد نماینده مجلس تلاش برای انتصاب مدیران همسو با خود باشد آیا میتواند رسالت اصلی خود را انجام دهد؟ کارکرد اصلی نمایندگان مجلس این است که مشخص کنند دولت در چه مسیری قرار گیرد و چه کارکردی باید داشته باشد و وزیرانی مشخص کنند که صلاحیت این کارکرد را دارند، نه اینکه مدام دستاندرکار این باشند که ترکیب مدیران سازمانهای دولتی و حتی مدیران مدارس چگونه باشد؟
به عنوان مثال، فرماندار یک شهرستان بیش از اینکه برگزیده دولت باشد، برگزیده نماینده مجلس و دولت است به ویژه در مواقعی که بین مجلس شورای اسلامی و دولت از نظر سیاسی همسویی وجود دارد. گاهی حق تنظیم و ساماندهی امور اداری و اجرائی برای نماینده مجلس آنقدر پررنگ میشود که ادعا میکند فلان وزیر در حوزه انتخابیهاش مداخله میکند. به نظر میرسد مجلس میتواند از مسیر قانونگذاری و نظارت بر اجرای آن، بازسازی نظام بوروکراتیک برای حکشدن در جامعه را در پیش گیرد به شرطی که وظیفه و کارکرد اصلی آن، انتصابات مدیران اداری و فربهکردن بوروکراسی نباشد.
نگرانیهای اقتصادی شب عید
نیما غلامرضایی طی یادداشتی در شماره امروز ابتکار نوشت: در آستانه فرارسیدن جشن باستانی نوروز و تحولی دیگر در تقویم طبیعت، وضعیت اقتصادی و معیشتی بسیاری از خانوادهها در سراسر کشور متأثر از شرایط نامناسب اقتصادی، منجر به نگرانیها و سختیهایی در روزگار آنان شده است. نرخ بالای تورم و کاهش قدرت خرید مردم به عنوان معضلات اساسی، بر توان مالی خانوارها برای تأمین مایحتاج روزمره و اقلام ضروری، چه رسد به کالاهای مخصوص عید، فشار مضاعفی وارد کرده است. به گونهای که خرید اقساطی به اقلام ساده مانند پوشاک و مواد غذایی نیز رسیده است.
تصویر بازارهای شهر نیز گویای این وضعیت است. از دستفروشان گرفته تا کسبهی مغازهها، همگی از رکود موجود و کاهش شدید قدرت خرید مراجعان سخن میگویند. فروشهای نوروزی که زمانی حال و هوای دیگری به بازار میبخشید، این روزها به ویترینهایی نظارهگر تبدیل شدهاند که تماشاگر بسیار و خریدار اندکی دارند.
این در حالی است که رسم زیبای خانهتکانی و خرید لباس نو و مایحتاج عید که همواره بخش مهمی از فرهنگ پربار ایرانیان را تشکیل داده، امسال برای بسیاری از خانوادهها به امری دستنیافتنی تبدیل شده است. ناامیدی در برخی از چهرهها موج میزند و بیبضاعتی باعث شده تا عدهای برخلاف میل باطنیشان، از پیروی از این سنتها بازمانند.
وجود چنین شرایطی نه تنها بر روی روان و رفاه اجتماعی جامعه تأثیر میگذارد بلکه نشاندهندهی اهمیت توجه بیشتر مسئولین و سیاستگذاران به سیاستهای اقتصادی است که میتواند منجر به عادلانهتر شدن توزیع درآمد و بهبود شرایط معیشتی مردم شود.
افزایش حمایتهای اجتماعی و ایجاد فرصتهای شغلی پایدار میتواند به بازگشت نشاط به خانهها و تقویت روحیهی امید در دلهای مردم کمک کند تا باز هم بتوانند به استقبال بهار و تعطیلات عید بروند، بدون آنکه دغدغه روزمرهی معیشت، سایهی خود را بر شادیهایشان بیندازد.
این موضوع زمانی بیشتر مردم را دچار نگرانی میکند که وضعیت قیمت ارز و طلا نیز با نوسانهای پی در پی روبرو میشود. هرچند پیش از این نیز کارشناسان پیش بینی بالا رفتن قیمتها را داشتند، اما باید باور کرد که متغیرهای این تورم مزمن ثابت و تجربه شده است. برخی سخنان مانند اینکه بازاریها خود قیمتها را کنترل کنند نیز مبنای درست و علمی ندارد. در واقع اگر قرار بود با دستور مشکل اقتصاد حل شود تا کنون این اتفاق رخ داده بود. شاید البته حسن مسئولان بانک مرکزی در این شرایط را در اظهار نظر نکردن دانست چرا که نیک میدانیم این وضعیت محصول متغیرهای مشخصی است که بارها در خصوص آن صحبت شده است. با این حال مردم انتظار دارند که بتوانند سال جدید را امیدوارانهتر آغاز هرچند وضعیت در این طرف سال چندان مساعد نیست.
فساد فی الارز!
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود با عنوان فساد فی الارز! نوشت: مجرم فقط کسانی نیستند که مرتکب «فساد فیالارض» میشوند، افرادی که به شکلهای مختلف در بالا رفتن قیمت ارزهای خارجی نقش دارند نیز مجرمند و نام این جرم را آنگونه که بعضی از افراد خوشذوق پیشنهاد کردهاند باید «فساد فیالارز» گذاشت.
اولین و مهمترین عارضه منفی فساد فیالارز، کاهش ارزش پول ملی ما ایرانیان است. در حال حاضر وضعیت پول ملی ما بگونهایست که نمیتوان نام آن را کاهش ارزش گذاشت بلکه باید گفت بطور کلی ارزش خود را از دست داده است. طرفه اینکه رئیس کل بانک مرکزی کشورمان میگوید: «ما، در بانک مرکزی مرزبان ریال هستیم، ما کاری به دلار نداریم. دلار که پول ما نیست، ریال پول ماست، ما باید ریال را حمایت کنیم، ریال را تقویت کنیم، ریال را حکمرانی کنیم، برای ریال قاعده بگذاریم، همهجا برویم داد ریال را بزنیم. ما معضلمان ریال است، ما معضلمان دلار نیست، دلار یک حکمران دیگری دارد، ما معضلمان ریال است، روی ریال باید متمرکز بشویم.»
اگر فرض کنیم این سخن رئیس کل بانک مرکزی درست است، اقتضای آن اینست که بانک مرکزی کاری کند که هیچ رابطهای میان دلار و ریال وجود نداشته باشد. به این معنا که وقتی قیمت دلار تغییر میکند، ارزش ریال محفوظ بماند و اینطور نباشد که با زیاد شدن قیمت دلار در بازارهای پولی کشورمان قیمت کالاها هم بالا برود. در اینصورت است که میتوان گفت بانک مرکزی به وظیفه مرزبانی برای ریال عمل کرده، از ریال حمایت کرده و واقعاً ریال را حکمرانی کرده است. متاسفانه در جامعه ما عکس این ادعا جریان دارد بطوری که قیمتها کاملاً تابع نوسانات دلار هستند و هر وقت قیمت دلار بالا میرود، قیمت کالاها و مزد خدمات هم بالا میرود. با چنین وضعیتی باید گفت بانک مرکزی علاوه بر اینکه حکمران دلار نیست، حکمران ریال هم نیست. میبینیم که ریال هر روز بیارزشتر میشود و بانک مرکزی نهتنها قدرت تقویت آن را ندارد بلکه در برابر کاهش شدید ارزش آن کاملاً منفعل است. اینکه آیا مسئولان اقتصادی کشور در برابر دلار مسئولیتی دارند یا نه، مبحث دیگری است، ولی حالا که قبول دارند موظف به حمایت از ریال هستند و باید آن را تقویت کنند، چرا اجازه میدهند هر روز پول ملی کشور ضعیفتر شود؟
یکی از معانی مسئولیت نداشتن بانک مرکزی در برابر دلار اینست که اجازه ندهد رابطهای میان دلار و ریال وجود داشته باشد و به عبارت روشنتر، نگذارد نوسانات قیمتی دلار بر روی ارزش ریال تاثیر بگذارد. اقتضای حکمرانی بر ریال اینست که حکمران از جایگاه ریال در زندگی مردم و نقشی که در تامین معاش آنان دارد حفاظت کند بگونهای که مردم مجبور نباشند به خاطر بالا رفتن قیمت دلار، ریال بیشتری برای خرید سیبزمینی و پیاز و لبنیات و... بدهند. اکنون که آنچه در جامعه جریان دارد برخلاف این انتظار است، باید به این نتیجه برسیم که بانک مرکزی همانطور که حکمران دلار نیست، حکمران ریال هم نیست و به همین دلیل است که مردم ایران، هم معضل دلار دارند و هم معضل ریال.
دولت سیزدهم وقتی زمام امور را از دولت قبل از خود تحویل گرفت، دلار ۲۴ هزار تومان بود و حالا بالای ۶۰ هزار تومان است، یعنی دو برابر و نیم. این اگر به معنای کاهش ارزش ریال به نسبت بالا رفتن قیمت دلار نبود، میپذیرفتیم که بانک مرکزی بر ریال حکمرانی میکند و به نوسانات قیمت دلار هم کاری نداشتیم، ولی متاسفانه اینطور نیست و ارزش پول ملی ما حتی بیش از مقدار افزایش قیمت دلار در این دو سال و نیم اخیر کاهش پیدا کرده است. این واقعیت تلخ نشان میدهد نهتنها ما بر ریال حکمرانی نداریم بلکه این ریال است که بر ما حکم میراند و چه حکمران بدی شده است! بدتر اینکه برخلاف وعدهای که هر روز میشنویم، ریال بیچاره ما تحت شدیدترین حکمرانی دلار قرار دارد بطوری که کاملاً مسلوبالاختیار است و گویا راه نجات هم ندارد...
وضعیت اسفبار پول ملی ما معلول تصمیمات خلقالساعهایست که در عرصههای اقتصادی گرفته میشوند و البته تسهیلات و اعتبارات ارزی که بدون معیار به ویژهخواران داده میشود که یک نمونه آن ماجرای فساد واردات چای است که به فساد دبش معروف شده است. این روزها هم دو برابر شدن ارز مسافری سوالبرانگیز شده، تصمیمی که به نفع مرفهین است و ارز کشور را به کشورهائی مثل ترکیه سرازیر میکند بدون آنکه از منطق قابل قبولی برخوردار باشد. دود آتش برخاسته از این قبیل تصمیمات که بر جان اقتصاد میافتد، به چشم مردمی میرود که سفرههایشان از گوشت و میوه خالی شده و صورت خود را با سیلی سرخ نگه میدارند. آیا روزی فرا خواهد رسید که به پرونده قطور فساد فیالارز هم رسیدگی شود؟
س



















تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
دلار چند؟
ريس بانك مركزي باهوش ترين فرد داخل دولت است .اما فساد بحدي است كه تاكنون عليرغم همه تدبيرها هنوز موفق به رام كردن اين اسب سركش نشده است.
این جمله ی *نگذارد نواسانات قیمتی دلار روی ارزش ریال تاثیر بگذارد* یعنی چی؟
تعریف ارزش یک واحد پولی، با برابری اون در برابر سایر ارزها انجام میگیره عزیز دل
فعلا با خرید ارز مسافرتی می توانی یک سفر خارجی مجانی به ترکیه داشته باشی . این را مردم خوب فهمیدند و وزیر اقتصاد و ریس بانک مرکزی نفهمید .
ارزی اگر وجود دارد به واردات کالاهای اساسی و دارو اختصاص دهند نه اینکه ان فردی که میرود ترکیه چه سرچهارراه استانبول و فردوسی دلارش را تهیه کند و یا چه از صرافی بانک ملی هیچ !!فرقی براش نمیکند
هدف، از بین بردن طبقه متوسط و در پی ان از بین بردن مطالبات فرهنگی بود که به ان رسیدند.
مدتها زحمت کشیده شد تا صندوقها با بانکها ادغام شوم ولی انگار دوباره ان دران که هر ارگان بانک و صتدوق خودش را داشته باشد و با ان بیزنی کند دارد شروع می شود نمونه اش صدا و سیما که فدم در راه ایجاد بانک برداشته با صندوق شروع میشود خدایی کسی نیست جلوی این ادمها را بگیرد
این صندوق قطعا به بانک تبدیل می شود چندسالی کار مکند بعد و رشکست می شود بعد در یک بانک رسمی ادغام می شود و زیان آن از جیب مردم پرداخت می شود دهها مورد از این دست داریم
بستگی داردکه پارلمان در کدام کشور باشد.اگر در کره شمالی وروسیه وچین باشد.تکلیفش مشخص است چون اعضای پارلمان اصلا کارمند دولت ها هستند وهمه انتصابی هستند. در ایران هم بعلت نقش کم رنگ احزاب ودخالت غیر تخصصی نمایندگان در عزل ونصب مدیران دولتی از مدیر کل گرفته تا آبدارچی پارلمان عملا نقش کارگزینی دولت را به عهده دارد
مردم خیلی خاطره خوبی از واژه "فساد فی الارض" در سال گذشته ندارند و روزنامه جمهوری اسلامی، علیرغم علم بر این موضوع واژه جدیدی بر سیاق آن تولید می کند. آیا پیشنهاد دهندگان اصطلاح"فساد فی الارز" نظرشات برا این است که در مفاسد ارزی به مانند "فساد فی الارض" تفسیر موسع و در دسترس قرار دادن چوبه دار را در دستور کار قرار دهند؟
**در اینگونه بازی های کلامی و بازی با واژگان، باید به ظرفیت های بعضا خطرناک واژه مرجع توجه کرد.**
حتی کسی که هیچگونه تحصیلات اقتصادی هم ندارد می داند که افزایش قیمت دلار در ایران هیچ ربطی به ارزش دلار ندارد و نتیجه بی ارزش شدن ریال است.
آن وقت سخنانی مثل «ما کاری به دلار نداریم. دلار که پول ما نیست، ریال پول ماست» از زبان رئیس بانک مرکزی، دیگر اسمش بی سوادی نیست. چیز دیگری است.
تیتر روزنامه ابرار: امتیاز گیری طالبان در ازای حقآبه ایران
تصور می کنم امتیاز خواهند گرفت و حقآبه ای هم نخواهند داد.
تا حالا که همین کارو کردن،از این به بعد هم ادامه میدن.
....بدبخت ایران ای خدا...
در این شرایطی که قیمت دلار هر روز افزایشی و ارزش ریال تبدیل به صفر شده، رییس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد کجا قایم شده اند وچرا اجازه میدن ارزش پول ملی هر روز ضعیف تر از روز قبل بشه و کمر مردم زیر بار این همه گرانی و تورم له بشه؟
فرزین با دلار کاری نداره . داره ریال روتقویت می کنه
چندین سال هست که دولتمردان مفهوم کشور داری که خدمت به مردم هست را عوض کردند و شده بنگاه خودمون و دوستانبغیر از مردم. نتیجه اش میشه مجلس خودمونی که کار نظارتی نمیکنه و بانک مرکزی که دلال دلار شده بجای اینکه بتونه اقتصاد درست کنه. اما همه اینا بزودی آوار بزرگی درست میکنه.
ایشالا همینطور میشه.
کار به جایی رسیده که صدا و سیما به کارمندان پیام داده که حقوق و مزایا از ماه دیگر در صتدوق متمرکز قرض الحسنه جام جم ریخته میشه یعنی می خواهند بانک ها را دور بزنند و اختیار پول دست خودشان باشد حال بقیه را خدا می داند یک منلکت و هزار قانون اداره کننده ما اینجا را با صندوق مسجد اشتباه گرفتند یکی برود ببیند این اقایون هدفشان چیست
غربزده ها دست بردارید از سر این اقتصاد انقدر نرید تو بازار آزاد دلار ۶۰ هزاری بخرید این کار خیانته منه ارزشی الان ۲ میلیارد تو حسابمه اما هرگز تو زندگیم حتی یک دلار نخریدم دلار ۵۰ هزار بود یکی گفت دلار بخر پول هاتو تو بانک نذار گفتم من خیانت نمیکنم به مردم کشورم این سودها هیزم جهنم میشه چه ارزشی داره من سود کنم یکی دیگه از فشار قیمت دلار زندگیش شبیه جهنم بشه؟ ما انسان ها از یک وجود و روحیم تو زجر بکشی انگار من دارم زجر میکشم فقط چون درک نمیکنیم درد همدیگه رو ظلم میکنیم به هم وگرنه فرقی نمیکنه
منظور پر از صوابتان حتما روزی دو میلیارد میباشد
و
بطور حتم امروز با ان دو میلیارد کاری نداشته و دو میلیارد دیروز را امروز به دلار تبدیل میفرمایید.
ارزشی عزیز
بسیار بجا و نیکوست اینهمه پول را به برادران مظلومی که در غزه خانه خراب شدند اهدا کنید
تا مشت محکمی باشد بر دهان اسراییل
از اساس دروغ می گویی در میلیارد از کجا آوردی که دنبال حفظ ارزس آن نیستی
من غرب زده الان 26 میلیون تومان تو حسابم دارم و تصمیم گرفتم به راه راست برگردم
کجا سرمایه گذاری کنم از نظر شما که مال حرام وارد زندگیم نشه؟
خودت را خسته نکن و عذاب وجدان هم نداشته باش ؛ قیمت دلار دست دولته ، افزایش قیمت دلار مربوط به پول بدون پشتوانه است که توسط دولت فعلی و دولت های قبلی بطور پیوسته چاپ و در جامعه تزریق شده . این کار هم باعث افزایش تورم میشه و هم افزایش نرخ دلار
برادر من شما چه دلار بخرید و چه نخرید مهم نیست زیرا ارزش ریال داره کاهش پیدا میکند و من بشخصه ترجیح میدهم راهی پیدا کنم تا بتونم دست رنج 20 سالم رو نجات بدم چه با خرید دلار که تا به حال امتحان نکردم چه با خرید املاک و طلا و غیره
احتمالاً اون ۲ میلیارد دلار نیست؟
تتیر کیهان را به یاد داشته باشید که فرمودند ثروتی بالغ بر 900 میلیارد دلار افریده شده
-5/5 سال دیگر نتیجه را خواهیم دید
- هنوز آرزوهای و موفقیت های احتمالی (شانس 5%) اینده را با دلار می سنجد بعد داد دلار زدایی از اقتصاد کشور را می دهند، وقتی توانستید بجای 900 میلیارد دلار، مبلغ را به ریال (پول رسمی کشور) در تیتر اول با خط درشت بنویسید و صفحات روزنامه کفاف عدد را داد بعد شعار دلار زدایی بدهید.
به نکته بسیار ظریفی اشاره کردی
رئیس بانک مرکزی دکوری بیش نیست، قطعا هیچ اختیار و حتی دانش لازم را هم ندارد، اگر یکی از این 2 را داشت یا استعفا می داد یا وضعیت را درست میکرد
اولین ویژه گی بانک مرکزی باید داشتن استقلال و
اختیار کامل و لازم الاجرا بودن دستوراتش توسط
کلیه بانکها و موسسات مالی و اعتباری و وزارتخانه ها
و مجلس و نهادهای حکومتی میباشد
ایا حتی میتوانید تصور شدنش را هم بکنید ؟؟
که چنین چیزی در این سیستم چقدر ناممکن و نشدنی
و همچون جا دادن آب دریای مازندران بداخل یک قوری
کوچک است !!!؟؟
حتا دکور هم نیست این آقا یک وظیفه دارد تامین نیاز باندهای سیاسی .
بنظرم برای ما ایرانیان خفتی بالاتر از این نیست که پول کشورمان جزو بی ارزشترین پولهای دنیاست
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.