مهاجران افغانستانی میتوانند گواهینامه رانندگی بگیرند؟
بعد از آنکه سالها رانندگی مهاجران در ایران ممنوع بود خبری منتشر شد که میگفت: «اتباع میتوانند گواهینامه بگیرند»؛ علیرغم انتشار این خبر، اخذ گواهینامه برای مهاجران شرط و شروط زیادی دارد.

به گزارش «تابناک» به نقل از مهر، «سال ۹۸ برادرم را از دست دادیم؛ در درگیری با نیروهای طالبان در یکی از نقاط مرزی. دقیق نمیدانم کدام مرز. من هرگز افغانستان را ندیدم و نمیشناسمش.» خدیجه، متولد سال ۶۹ در شیراز است. برادرش، «محمدجواد» هم سال ۶۴ در شیراز به دنیا آمده بود. محمدجواد اواخر دهه هشتاد با دختری افغانستانی ازدواج میکند و صاحب فرزند میشود. سال ۹۱ برای آن که برای فرزندش گذرنامه بگیرد به افغانستان میرود اما با توجه به اینکه خودش گذرنامه نداشته، قانون وقت افغانستان به فرزندشان گذرنامه نمیدهد.
زوج جوان برای اینکه فرزندشان در ایران از تحصیل باز نماند از بازگشت به ایران منصرف میشوند. محمدجواد بعد از اینکه تمام عمر خود را در شیراز گذرانده بود، به افغانستان مهاجرت میکند. برای او که وطنی غیر از ایران را ندیده و نشناخته است، رفتن به افغانستان کم از مهاجرت ندارد. در افغانستان خدمت سربازی را شروع میکند و جذب ارتش ملی میشود؛ اما در یکی از درگیریهای سال ۹۸ با نیروهای طالبان، محاصره میشود و جانش را از دست میدهد.
«آذر ماه سال ۹۹ چند ماه بعد از اینکه برادرم را از دست دادیم، مادرم سکته مغزی کرد و نیمه راست بدنش فلج شد.» خدیجه بعد از داغ برادر، حالا چهار سالی است که باید علیرغم همه محدودیتهایی که زندگی به عنوان مهاجران افغانستانی برای آنها رقم زده از مادرش نیز مراقبت کند. پدر و مادرش اواخر دهه پنجاه به ایران مهاجرت کرده و ساکن شیراز شده بودند. در تمام این چهل و چند سال به اینکه یک نفر از این خانواده پشت فرمان بنشیند و خانواده را جایی ببرد، از ذهنشان هم نگذشته بود. میدانستند قانون به آنها اجازه رانندگی و حتی یک خودرو را نمیدهد.
شرایط مادر خدیجه بعد از سکته مغزی اما آنها را به شرایط ناچاری میاندازد: «وقتی مادرم مرخص شد باید مدام به بیمارستان میرفتیم و برمیگشتیم. هیچ وسیلهای نداشتیم. هزینه رفت و آمد با تاکسی اینترنتی یا دربست روی همه هزینههایمان تلنبار شده بود. خیلی وقتها تاکسی اینترنتی میآمد اما به بهانه ویلچر مادرم، قبول نمیکرد ما را برساند. خودم پای پیاده ویلچر مادرم را هل میدادم و او را به بیمارستان میبردم. حدود یک ساعت و نیم راه بود؛ روزی سه ساعت ویلچر را هل میدادم و به این فکر میکردم چه میشد ما هم میتوانستیم رانندگی کنیم…»
از وقتی بدن مادر، نیمه فلج میشود خدیجه به این فکر میافتد که هر جور شده گواهینامه بگیرد. شنیده بودند اگر خانوادهای از مهاجران یک عضو معلول داشته باشد با شرایط خاصی میتواند گواهینامه بگیرد. خدیجه از اواخر سال ۹۹ پیگیریها را شروع میکند. میگویند باید از بهزیستی، کارت یا گواهی معلولیت بگیرید. چند بار از شیراز به تهران میآید و با صرف زمان و هزینه و طی کردن مراحل اداری و پزشکی بالاخره گواهی معلولیت را میگیرد.
خدیجه بعد از چند هفته بالاخره با کاغذی که گواهی میداد مادرش معلول شده است به اداره گذرنامه میرود؛ اما آنجا با شرط و شروط سختتری مواجه میشود: «باید اجازه اداره اتباع و پاسپورت سفید هم داشته باشید!»
گذرنامه سفید درست زمانی برای خدیجه به یک نیاز فوری و ضروری تبدیل میشود که طالبان در افغانستان امور را به دست گرفته و صدور گذرنامه تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. بعد از چند ماه پیگیری، کاری از پیش نمیبرد و دست خالی به شیراز برمیگردد تا دوباره با ویلچر مادر سرو کله بزند. حدود چهار سال از ناامید شدن خدیجه میگذرد و حالا اخبار، حرفهای جدیدی برای گفتن به او دارد.
گواهینامه؛ به شرط معلولیت خانواده!
«طبق قانون همه اتباع خارجی مجاز که از سوی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته میشوند، میتوانند برای دریافت گواهی نامه اقدام کنند.» این متن خبری است که چند روز پیش از سوی رئیس پلیس راهور فراجا اعلام شد و آوازهاش در رسانهها پیچید؛ اما لابهلای سر و صدای اخبار مربوط به عملیات «وعده صادق» و وارد کردن ضربه کاری ایران به رژیم اسرائیل تقریباً مفقود شد و کسی به جزئیات این قانون جدید و چند و چون آن نپرداخت، هرچند امکان دریافت گواهینامه رانندگی برای مهاجران که با دغدغه تردد، دست و پنجه نرم میکنند اهمیت زیادی داشته و دارد.
این خبر بیش از آن که در رسانههای رسمی بازتاب داشته باشد و ابعاد آن شفاف شود، در شبکههای اجتماعی مورد بحث قرار گرفت و تعدادی از حسابهای کاربری که مستمر سعی بر ایجاد مهاجرستیزی دارند، آن را به سوژه جدید خود تبدیل کردند.

این در حالی است که بررسیهای مهر نشان میدهد خبر اخیر تا حدی گمراهکننده و غیرشفاف بوده است. بر اساس پیگیریهای صورت گرفته، این خبر مشمولیت ندارد و همه جامعه مهاجر قانونی را در برنمیگیرد. در میان مهاجران افغانستانی فقط آنها که «گذرنامه» داشته باشند میتوانند گواهینامه یک ساله رانندگی بگیرند البته باید به صورت محضری تعهد بدهند که مسافرکشی نمیکنند.
همچنین در میان کسانی که «کارت آمایش» دارند فقط کسانی که عضوی معلول در خانوادهشان باشد میتوانند گواهینامه رانندگی بگیرند، البته فقط یک نفر از خانوادهشان چنین امکانی دارد و این فرد باید تعهد محضری بدهد بعد از اخذ گواهینامه، مسافر سوار نمیکند. بنابراین این موضوع منوط به شرط و شروط بسیاری شده است.
در کنار همه محدودیتهای اجتماعی و اقتصادی که برای مهاجران در نظر گرفته شده و موضوعاتی مانند خرید و فروش، تملک اموال، درمان، انتخاب شغل و امکان تحصیل آنها را به شدت تحت تأثیر قرار داده است، ممنوعیت رانندگی یکی از مواردی است که این گروه از سالها پیش با آن مواجه هستند.
نکته آن است که در این باره نباید صرفاً به نسل جدید مهاجران نگاه کرد؛ بلکه باید گروهی را در نظر گرفت که سالهای سال است در ایران زندگی میکنند، خانواده تشکیل دادهاند و مثل هر شهروند دیگری، برای رفت و آمد به وسیله نقلیه و امکان رانندگی نیاز دارند؛ فارغ از اینکه از نظر مالی و اقتصادی توانایی پرداخت هزینههایش را داشته باشند یا نه.
شکاف اجتماعی یا نژادپرستی؟
گرچه چند سالی است که بحثها بر سر موج گسترده مهاجرت از کشور همسایه به ایران بالا گرفته و دوگانههایی را شکل داده؛ اما سوال این است چرا و تا چه حد باید عرصه را برای گروهی که به صورت قانونی در کشور زندگی میکنند تنگ کرد؟ پژوهشهای زیادی درباره «فاصله اجتماعی» میان جامعه میزبان ایرانی و مهاجران افغانستانی صورت گرفته است که نشان میدهد مصداقهای زیادی در کشور وجود دارد که باعث میشود جامعه خواه یا ناخواه به گروهی از شهروندان، به عنوان شهروند درجه دو با حق و حقوق ناچیز نگاه کند؛ حق و حقوقی که میشود آن را زیر پا گذاشت و حتی زیر سوال برد!
«چرا باید اینجا درس بخوانند؟ چرا باید اینجا کار کنند؟ چرا باید اینجا درمان شوند؟ چرا باید اینجا ازدواج کنند؟ چرا باید اینجا رانندگی کنند؟» فاصله اجتماعی یعنی طرح این سوالها توسط جامعه میزبان و دور بودن گروههای اجتماعی نسبت به یکدیگر. این اصطلاح که اولین بار توسط «بوگاردوس» جامعه شناس آمریکایی برای توصیف احساسات و نگرش افراد یک گروه در جامعه نسبت به گروه دیگر ابداع شد، حالا بروز و ظهورهای مختلفی در حوزههای مادی و معنوی پیدا کرده است.
نکته قابل توجه آن است که ایران، به عنوان یکی از کشورهای مهاجرفرست شناخته میشود و برای جامعه ایرانی جذاب و قابل تحسین است که هموطن او در کشوری پیشرفته، جایگاه اجتماعی و اقتصادی خوبی داشته باشد؛ پزشک یا کارشناس زبده باشد؛ پشت فرمان ماشینهای مدل بالا بنشیند و موفقیتهای زیادی کسب کند، اما پذیرش اینکه فرد توانمندی از کشور دیگری در ایران جایگاه اجتماعی و اقتصادی خوبی به دست بیاورد، ممکن است برای برخی غیر قابل تحمل و حتی خشمآور باشد. کسانی که خوشحال میشوند ایرانی مهاجرت کرده پشت فرمان فراری و تسلا بنشیند ممکن است از تصور اینکه یک مهاجر در کشور آنها پشت فرمان پراید یا پژو بنشیند عصبانی شوند.
همه اینها باعث شده این سوال مهم در ذهن کارشناسان و جامعه شناسان مطرح شود که آیا ماجرا در حد «شکاف اجتماعی» است یا وخامت، اوضاع را تا سطح نوعی «نژاد پرستی» کشانده است؟
شاید آنچه به جایی نرسد فریاد است
بد نیست بار دیگر مرور کنیم که مهاجران برای رفتن به مکانهای تفریحی و حتی زیارتی با محدودیت مواجهاند. اجازه ورود به هر شغلی را ندارند و تنها میتوانند در زمینههایی مثل کارگری ساختمانی، کار در معدن و ضایعاتی مشغول به کار شوند. به گفته یکی از این مهاجران آنها هرچند سابقه سالها کار داشته باشند اما حتی مجاز به استادبنا شدن یا سرکارگر شدن هم نیستند و فقط میتوانند در پایینترین سطح شغلی فعالیت کنند.
پدری افغانستانی که از ۲۸ سال پیش در ایران اقامت دارد، میگوید: «کلی تلاش میکنیم تا بچهها را به دوازدهم برسانیم؛ اما نمیتوانند وارد دانشگاه شوند. هدف این است که بچهها به یک جایی برسند، مثل ما خاک نخورند، بدبختی نکشند، ولی از همین حالا پیش بینی میکنیم که نمیرسند. نمیتوانند به دانشگاه بروند. همین باعث میشود در هر صورت ما شکست بخوریم و فرزندمان هم کارگری کند.»
مهاجران افغانستانی حتی در صورتی که در دانشگاههای داخلی تحصیل کنند اجازه کار در ایران را ندارند و برای اشتغال باید به کشور دیگری بروند. انواع و اقسام فاصلههایی که میان جامعه میزبان و مهاجران گذاشته شده، زندگی را برای آنها به مجموعهای از بنبستها شبیه کرده است و راه رسیدن به هر هدفی برایشان تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. این شرایط، ناخودآگاه مکانیسم زیربنایی فاصله گذاری اجتماعی را شکل میدهد و مرزبندی میان گروههای جامعه را پررنگتر میکند.
حتی مهاجران «قانونی» یا آنها که نسل دوم و سوم مهاجرت هستند و جز ایران، خاک دیگری را ندیده و نمیشناسند، در برابر این شرایط احساس بیپناهی دارند و معتقدند صدایشان به جایی نمیرسد. آنها خودشان را وسط آن غزل «یغمای جندقی» پیدا میکنند که میگفت: «گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من، آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.»
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
برید کشورتون اینجا رو ناامن کردین
بیرون کنید این اجنبی ها رو،اینا دل سوز ایران وایرانی نیستن .
از ماست که بر ماست،همش ب دولت ربطی نداره ،یارو کار فرماست ،کارگر ایرانی خودش رو بهش توهین میکنه و از کار اخراجش میکنه ولی ب کارگر افغانی احترام میذاره و تا کمر جلوش تعظیم میکنه و حق کارگر ایرانی رو ب افغانی میده و گناه دارند
انسانیت هم آرزوست، زندگی کوتاهتر از آنست کی توهین کینم وتحقیر
میگن آب کمه برق کمه سوخت کمه اینها و بیرون کنید همه چیز درست میشه مملکت ما شده بهشت برای اونها فردا هم میگن ما یک نماینده بفرستیم مجلس باید روزی میرسه باید ایرانی باید باج بده به اینها
ایران جهنم افغانستانی های مظلوم...?
که به انوناع و اقسام حق و حقوق شون ضایع و پامال شد و میشه...?
در طول نیم قرن... !!!!!!!!!
اسلام گفته دین گفته خدا و قران و مذهب گفته مردم اومدند...اما متآسفانه همه چه سراب بود و سراب شد...? !!!
درودبرکسی که این متن رابه عنوان یک انسان نوشته واین که فقدیه انسان این درک میکنه چی نوشته ایرانی های که درخارج ازایران تظاهرات بی دلیل میکردن اونامهاجرنیستن آیاکسی تاحالاگفته ایرانی هاهمه جارواشقال کرده
هرجی خاست خدا با
اون افغانییایی ک میگن شما حسودین
ما حسود نیستیم اول اینکه خودمون کلی مشکل داریم دوم اینک بیشترافغانییا داعشیین
خب جنگ تموم شده باید برگردن کشورشون .اینم مشکل ماس قاچاقی تو ایران زندگی. و تولید مثل میکنن؟ هرچیزی اندازه. داره.اگه کم بودن میشد .ولی اینا ملیونها نفر هستن.واقعا خطرناکه
ایران بهشت افغان ها
من که دارم می خونم ??????
چه داستان سرهم کردی من ۶ ۷سال تو ایران راننده ام بدون گواهینامه یا مدارک دگییه دوتا ماشین ام دارم
چه داستان سرهم کردی من ۶ ۷سال تو ایران راننده ام بدون گواهینامه یا مدارک دگییه دوتا ماشین ام دارم
گل بود یه سبزه نیز آراسته شد .
با دادن گواهینامه جنایات افغانی ها رو در کشور اضافه میکنید. مسئولان ایران باید جوابگوی اینده فرزندان ایران باشند. کشور ما را در معرض خطر افغانی و اشغال آنها قرار ندهید؟؟؟؟ ایران تحریمی جايي برای تبعه افغانی ندارد. زندگی را برای مردم ایران مشکل تر نکنید. مطالبه ملت ایران اخراج افغانی هاست هر چه زودتر
یعنی دارید جونای مملکت بدبخت میکنید همی کارهارو دادید به افغانيها فقد یدونه اسنپ پیک موتوری مونده اونم گواهی نامه بدین افغانيها همین کارم بگیرن نمیدونم چرا میخواید جونای ایران بدبخت باشن مملکت نابود شده کل ایران شده افغانی
نگران نباشید چند وقت دیگه اجازه مسافر کشی هم بهشون میدن
#افغانی مهمانی تمام شده
با عرض سلام.من یک پسر بیمار دارم که یک روز درمیان باید آمپول بهش تزریق بشه تو روز های سرد من بچه مو تو پتو پیچوندم سوار موتور کردم بردم بیمارستان من ساعت ها تو هوای سر منتظر اتوبوس بودم تا برم استان ببرم دکتر خلاصه خیلی سختی ها فراوان دارم فقط برای نداشتن گواهی نامه افغانم ومتولد ایران دوسال هست که اقدام به گرفتن گواهی نامه برای گرفتنش باید هفت خان رستم رو رد کنی
چرا در ایران به عنوان یک آواره با زندگی بی ثبات بچه دار شدی؟ به جای دفاع از کشورت فرار کردی طلبکاری؟
ما ایرانیا داریم تاوان چی رو پس میدیم ..
کجای دنیا روز به روز مسعولین اون کشور
چنین قانونهایی برای
صلب آسایش مردم اون کشور میکنند ...
خاک برسر انسانها که هنوز فکر میکنند روزی دست خودشان است اگر دیگران چیزی بخورند گشنه میماند یک عمر نظر تنگی سر ملک خداست میدانی چرا خداوند این دو جمله را بارها در قران تکرار کرده واکثرهم لا یعقلون ..الله لهو ملک والسموات ولارض اگر از بخردانه بپرسی کی اسمانها وزمین وهرچه بین انهاست خلق کر ه یقینا میگویند خدا چه کسی روزی میدهد بازم میگویند خدا وچه چیزی باعث فقر میشود تکبر وخواست واکثرهم لا یعقلون
من 35سال است توایرانم پسرعموم هم اینجابودده سال پیش رفت المان الان هردوسال یک بارمیادباهواپیماومیگه همه جورامکانات بهمون دادن ماشین خونه هرشقلی دوست داشته باشی میتونی کارکنی ومیان کلی ریختوپاش میکنندومیرندازمن میپرسن توچیکارکردی ماشین داری!خونه داری!شقله دوروست حسابی داری نه هیچ کدام همون ادمی هستم که ده سال پیش رفتی الانم من همون وض دارم چن اینجاهیچ امکاناتی نمیدن ب افغانی?
خوب شما هم تشریف ببر آلمان وقتی بده چرا جا خوش کردی
خب چرا نمیروی آلمان نکنه میخواهی منجی ملت ایران باشی ؟
ما میگیم بیرونشون کنین شما دارین بیشتربهشون خدمات میدین ورسیدگی میکنین
حالمون دیگه از این همه افغانی بهم میخوره
کاش یخورده بفکر مردم خودمون بودین تا بفکر اینا
بعد میگین چرا ازمسئولین راضی نیستین
واقعا متاسفم برای مسئولین این مملکت طبق معمول در خواب زمستانی
همه مشکلات مملکت حل شد بیکاری جوانها تورم 1000درصدو.......
بااین فرهنگ رانندگی که خودمون داریم فقط کم بود افغانها به اون اضافه بشه که دیگه نورالله نور میشه
بهتره اینقدر به کشورتون ننازید
شما خودتون که به کشورهای دیگه مهاجر هستید آیا اونجا به ایرانی گواهی نامه نمیده؟
ما که توی ایران چیزی غیر از کارگری ندیدیم و اگه افغانستان کار بود به هیچ وجه نمیخوندم که زیر منت شما باشیم
یک گواهی نامه میدین با صدتا منت
ما افغانهای که به اروپا مهاجر شدیم بعد یک سال هم قبولی گرفتیم هم تمام حقوق یک بومی بهمون میدن
ببخشید ولی شما حسودین.....حسود
افاغنه باید اخراج بشن برن کشورشون بسه مهمونی اجباری ما مردم ایران خودمون در اوج فقر و گرفتاری هستیم افاغنه به سرعت نور زاد و ولد میکنن تموم کارها گرفتن هرجا میری ازامکانات رایگان کشور استفاده می کنند برن کشور خودشون آباد کنن اینجوری داره پیش میره تا چند سال دیگه ایران میشه افغانستان
خدا رحم کند به ما ملت با فرهنگ ایران زمین از دست این مهاجران بی فرهنگ و و خام یعنی حتی واکسن هم نزدند
با سلام درود خدمت ایرانی های عزیز واقعا مردم خیلی مهربون دلسوز هستید
بعضی ها هستند توهین میکنن اینها کسانی هستند که نه وجدان دارن نه خانواده دارن ونه هم روی سفره خانواده شون نشسته
اینها از اون ادمهای هستند که نه خدارو میشناسن نه خانواده شون
من خودم متولد ایران هستم متاسفانه و تو ایران به هیجا نرسیدم
ولی الان حدودا چند سالی اومدم اروپا
خداروشکر الان صاحب همه چیز هستم از ماشین سیستم بالا گرفته تا خونه
و همه شم به اسم خودمه .
تو شبکهای اجتماعی میگن ایرانی نژاد پرست نیست و دولت بین دو ملت دو دسته ی انداخته اما همین دولت ازکدوم مردم و جامعه تشکیل شده؟
به خودتون اینم میگذرد
سلام برید ماشین سوار بشید من ۱۰ سال است ماشین سوارم خدا با ما است
فریب مظلوم نمایی افغانی ها رانخورید.باهمین مظلوم نمایی ها ایران را گرفتند
نویسنده متن نوشته که پول کرایه تاکسی نداره
بعد میگه گواهینامه بگیرم که خودم ماشین بخرم
تواکثرکارخونه ها افغانیها کارمیکنن. شبها هم همون جا میخوابن
کارخونه دار اونها را پنهان میکنه
وبه کارگر ایرانی خیانت میکنه
ایرانو گرفتن مغازه شهرداری. شاگرد خیاطی آبدارچی وخدمه کارخونه وشرکتا وحتی من توو بیمارستانم افغانی دیدم کارگری ساختمان و..... یه تاکسی بود ک اینم با کمال میل دارین تقدیم برادران افغانیتون میکنین خجالت آوره تا کی ما دست رد دست بذاریم وهیچی نگیم تا وقتی چشم بازکنیم ک دارن سربچه هامون میبرن وکل ایرانو تصرف کردن
تورو خدا اینقدر به افغانی خدمات ندید اینا باعث بیکاری و افزایش چند برابری اجاره خونه شدن من خودم جوشکار هستم هر جا میرم دنبال کار افغانی ریخته کاری نکنید یه روز همه به جون هم بیفتن روزی برسه ما بشیم فلسطین و اینا اسرائیل
آخرش دودستی ایرانو تقدیم افغانییا کردین بااینکه میدونین مردم راضی ب اومدن این همه افغانی نیستن دلیلشو نفهمیدیم
روزی سرتون ب سنگ میخوره ک دیگه خیلی دیرشده
متاسفم برا مسئولین ک اصلا نظر مردم براشون مهم نیست
واقعااا ک تاکی
پیشنهاد میکنم مجلس نام کشور ایران با به ایالت ایران تغییر داده و با هماهنگی با دولت فخیمه طالبان درخواست دهید ایران را به عنوان یکی از ایالت بزرگ غرب افغانستان بپذیرند پولش هم هر چقدر بشود مردم ایالت ایران پرداخت میکنند و اگر نکردند به یک نحوی از شان بستانید !
این افغان هایی که معتقدند با تلاش خودشان پیشرفت کرده اند باید این قدر عقل داشته باشند که اگر ایرانی ها شما رو برای کارگری نمی بردند هیچ پیشرفتی که نداشتید بلکه الان در ایران هم نبودید که ادعا داشته باشید
تورو خدا بکشید بیرون از این ایران. بدبختمون کردین شما
در مورد این مطلب به غیر از افغان ها و کسانی که با اطباع افغانی وصلت کرده اند هیچ هموطن با شعور و فهیم نظر موافق ندارد،
حق آبه سیستان رونمیدن هموطن سیستانی بدون آب مونده چون افاغنه حق آبه هیرمند رونمیدن افاغنه رو تشریف ببرین کشورشان آبی که مصرف میکنند بدین به سیستان.تو مشهد هم خونه و ماشین و مغازه دارند تا الان که جلوسونو نگرفتی حالا گواهینامه بگیرند تاکسی هم کار میکنند کسی جلوسونو نمیگیره.مالیات از ما میگیرند خرج اونا میکنند.ما را بخیر شما امید نیست لطفاً برین کشورتون دیگه به چه زبونی بگیم
چرا همون اول از کشورشون فرار کردن که حالا می خوان براشون دلسوزی بشود مگه کشورشون از فلسطین بدتره افغانهای ترسو هم گند زدین به افغانستان
این قوم افاغنه با این زاد و ولد بی رویه آخر چند استان از جمله استانهای شمالی را بدون خونریزی تصاحب میشوند. متاسفانه دولتها از بدو انقلاب ایران را حیاط خلوت افاغنه کردند.
دولت که هیچ اگه یه مشت بی غیرت به اینا کارو خونه ندن خودشون میرن
افعانها رو بیرون کنین
نیاز به گفتن نداره وقتی در انتخابات ایران شرکت میکنند حالا به دلیلی چرا نتوانند گواهی نامه بگیرن. میتواند خونه بخرن شماره حساب داشته باشن وووو
اینا امتیازاتی هست که مجلس و دولت به اتباع خارجی می دهند . اونم اتباعی که مصرف کننده هستند . خلاصه سفره نعمت براشون باز است .
مهمان هم به روز دوز می مونه نه چند سال
هیچی دیگه گواهینامه هم بگیرند که بهتر بتونند قاچاق و مواد مخدر و قتل جنایت بکنند، همین الان مردم ایران از دست اینها آرامش و امنیت ندارند وای به روزی که اینها اجازه رانندگی هم داشته باشند، ما داریم با این سیاست ورود اتباع بیگانه کشورمان را بنابودی میبریم وداریم به دره سقوط میکنیم، چرا مسئولین مربوطه ما اینقدر بی خیال و بی فکر شده اند؟؟؟؟؟
هر کسی که در کشوری مجوزاقامت قانونی داشته باشه میتونه گواهینامه بگیره واین قانون تمام کشورهاست ودر همشون اجرامیشه ولی متاسفانه درایران بعضی از قانونهای نوشته شده ی خودشون رو هم قبول ندارن ?
بنظری بنده قوانین باید بروزرسانی بشه خیلی قوانین تلخی وزجر اوره
کسانیکی قانونی درایران زنده گی میکند باکسانیکی که غیری قانونی زندگی میکند هیچ تفاوتی نداره
افغانیا نمیتونن گواهی نامه ماشین بگیرن بیاین توشهر روستای ما فقط ببینیدک چقدر افغانی هستش که همشون ماشین سوارن خونه های آنچنانی دارن ک ایرانی در خوابم نمیبینه کجای کارین حالا اینقد مسولیین دست دست کنن اینارو بیرون نکنن میفهمم بعداز این که چاقو گرفتن همه مارو سربریدن صبر داشته باشید ببینید
هرکی هستی فقط خدا هرچی میخوای بهت بده واقعا قشنگ نوشتی.ممنون.
ما ایرانی ها داریم تاوان افغانی هارو میدهیم
مگه بچه های روستاهای ایرانی از افغانی ها چی کم دارن که همه امکانات بچه های روستایی را به افغانی ها میدههید
این حق الناس هست وقتی ما راضی نیستیم از سرمایه ملی ما که حق ماست اتباع استفاده میکنن حقالناس
کی جواب گوی این ها هست ااااااههههههههای آقای مسول به فکر مردم کشور خودت باش
چراغی که به خونه واجب به مسجد حرام حرررررررررام به خدا حرررررررام
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.