واقعیتهای تجربهنگاری «رامبد جوان» و «عادل فردوسیپور»
تلویزیون؛ کانال مدیران یا شبکه هنرمندان؟ / آرتیستهایی که رسانه میشوند و رسانهای که از چشم میافتد
پایان ناگهانی برنامههایی مانند «نود» و «خندوانه» هنرمندان را ناامید کرده و تلویزیون را به سمت از دست دادن سرمایههای خود سوق داده است. در حالی که چهرههای موفق، به پلتفرمهای دیگر روی آوردهاند، در این بین انگار تلویزیون است که از چشم میافتد.

به گزارش گروه فرهنگی تابناک؛ از مرداد ۷۸ تا اسفند ۹۷ کمتر از یک سال باقی مانده بود تا برنامه «نود» به بیستمین سال پخش از تلویزیون برسد. تجربهای تاریخی که میتوانست در نوع خود برای صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، منحصربهفرد باشد و تبدیل به الگویی برای برنامهسازی در زمینههای مختلف شود. چنان که از خرداد ۹۳ تا مرداد ۱۴۰۱ هم «خندوانه» نخستین شوی طنز تلویزیون ایران راه زیادی را تا حوالی ده سالگی پیموده بود. با این همه هیچ کدام نه تنها تبدیل به الگوهای ارزنده برنامهسازی در تلویزیون نشدند بلکه بیسرانجام و ناگهانی و بیدنباله رها شده و به پایان رسیدند تا بیش از آن به عنوان تجربههای مدیریت فرهنگی خصوصا در نسبت با چهرههای هنری و ورزشی، در تاریخ فرهنگ و هنر و رسانه کشور شناخته شوند.
حالا، اما پا گرفتن Vodها در سایه چند سال مانعتراشی و مقاومت، فرصتی شده تا امیدهای از دست رفته برخی از برنامهسازان قدیم تلویزیون تا اندازهای بازیابی شوند. برنامه فوتبال ۳۶۰ تازهترین اثر عادل فردوسیپور حالا به انتشار دهمین قسمت خود رسیده و هرچند بر بستر اصلی یوتیوب منتشر میشود که نه تنها در ایران فیلتر است بلکه مخاطبان یوتیوب فارسی حتی در مقایسه با VODها نیز بسیار اندک به نظر میرسند با این حال تاکنون بازخورد نسبتا گستردهای داشته است.
هشتمین قسمت از این سری برنامه با حضور رامبد جوان و میزبانی مشترک محمد بحرانی تولید و چند روز پیش منتشر شده است. گفتوگویی که در این قسمت در میگیرد از آن حیث که میزبان دو عنصر مهم بازنشسته از برنامهسازان موفق تلویزیونی است، رنگ و طعم متفاوتی دارد و شاید در غیاب دیدگان ناظر پژوهشگران و دانشگاهیان برای رصد تحولات عرصه فرهنگ و رسانه خصوصا در نسبت با چهرهها، بتواند علیرغم محدودیتها، تنها منبع تاریخ شفاهی مدیریت فرهنگی به روایت هنرمندان و چهرههای هنری و ورزشی باشد.
در جایجای مختلف برنامه، میزبان و مهمان از یکدیگر درباره تداوم زندگی شغلیشان پس از تجربه بیسرانجام خندوانه و نود میپرسند و هر یک به فراخور حالوهوای خود این تجربهها را مرور میکنند و تماشاگر برنامه از طریق بغضها، لرزشهای صدا، خندههای تلخ، لحنهای عصبانی و چهرههای درهمکشیده، بدون واسطه در جریان این حالوهوا قرار میگیرد.
در بخشی از برنامه، عادل فردوسیپور در پاسخ به سوال جوان درباره فکر کردن به بازگشت به تلویزیون با لحنی غمآلود تصریح میکند که هرچند همیشه به این موضوع فکر میکند، اما از ساخت فوتبال ۳۶۰ احساس رضایت میکند و همین مقدار برای او کافی است و در صورتی که بتواند به گزارشگری فوتبال بازگردد، دیگر برای او همه چیز جفتوجور خواهد شد. همه اینها در حالی است که بغض و ناراحتی در برشهای مختلفی از صحبتهایش به وضوح حس میشود.
رامبد جوان هم از سوی میزبان درباره احتمال بازگشت به تلویزیون و تجربه خندوانه مورد پرسش قرار میگیرد. او، اما برخلاف فردوسیپور با خشم پاسخ میدهد و تصریح میکند: «تلویزیون مال ما آرتیستهاست که متخصصان این حوزه هستیم. مدیران میآیند و میروند و الان هم تلویزیون دست کسانی است که به زودی باید آن را تحویل دهند». محمد بحرانی هم که به عنوان میزبان خیلی بنای ورود به گفتگو ندارد با ابراز افسوس و دلتنگیهایش خصوصا برای شخصیت «جناب خان» یاد اوقات خوش خندوانه را گرامی میدارد.
اگر هنرمندان را سرمایههای اجتماعی و فرهنگی بدانیم و آثاری را که خلق میکنند، واجد اثرگذاری عمیق و مهم و بعضا حیاتی در وجوه امنیت ملی در برخی مقاطع به حساب آوریم آن گاه خواهیم دانست که سرخوردگی و ناامیدی و خشم آنان چه اثراتی میتواند در رفتار کوتاهمدت و بلندمدت جامعه داشته باشد.
هنرمندان پیش از آن که جامعهشناسان موفق به هشدار نسبت به فراگیر شدن عارضهای در جامعه شوند آن را در ضمیر ناخودآگاه خود شناسایی کرده و با تولید اثر نسبت به آن عارضه واکنش نشان میدهند؛ بنابراین در صورتی که آنها نفس تربیتشده، رویکرد مثبتنگر و هدفی همسو با آرمان سعادتمندی جامعه داشته باشند، آثارشان میتواند درست سر بزنگاه تاثیری بلافصل در حل مناقشات اجتماعی ایفا کند. دشوارتر از همه این که بخش مهمی از مسئولیت زنده نگه داشتن روح هنرمندان در ابعاد مختلف مذکور، بر عهده مدیران است و اگر مرتکب اشتباه شوند تلفات آن هم کوچک و محدود نخواهد بود.
نویسنده: فاطمه ترکاشوند
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آقای رامبدجوان خیلی هم محبوب هستندفرستادنِ دیدگاه
قصه شبکه های خانگی قصه فیلترشکن هاست. مردم رو از قصد سوق میدن به اون سمت که جیبشون رو خالی کتن
رامبد جوانی که محبوبیت خاصی ندارد که اسم ایشان را کنار نام فردوسی پور آوردید و اصلا باهم قابل مقایسه نیستند. انشاالله که عادل خان هر چه زودتر به تلویزیون برگردند.......اصلا رامبد جوان مهم نیستند
اینها فقط به منافع شهصی خود می اندیشند و غم از دست دادن منبع درامد کلان تهیه برنامه ها آزارشان میدهد.
این جماعت به جیب خود و شهرتشان فکر می کنند و نه به مردم.
فارغ از نظرات ذکر شده ، هر برنامه ای پایانی دارد که البته این پایان باید بدون حاشیه باشد و شروع دوباره همان برنامه با مجری سابق قطعا تماشاچی سابق را نخواهد داشت . بسیاری از برنامه هایی هم که در حال حاضر در شبکه های سیما ساخته و پخش میشود اصلا تماشاچی و مخاطب زیادی ندارد برنامه هایی لوس و بی معنی که بنظر برای تسلی خاطر مدیران ساخته میشود
نه صداسیما بدرد میخوره نه شبکه خانگی
حالا باز صداسبما 4تا برنامه علمی میزاره آدم استفاده میکنه شبکه خانگی که شده نون تو سفره یه عده ای که واسه مردمم کلاس میزارن جز هدر دادن وقت ما و بدگویی از جامعه هیچی ندارن
تلویزیون جز هنر های ۷ گانه نیست و هرکی هم براش کار میکنه هنرمند نیست کسی که برا پول میاد هر کاری میکنه که هنرمند نیست . هنرمند اونا هستن که ممنوع الکار ممنوع تصویر و منزوی یا از کشور رونده شدن
چرا دروغ میگی
رامبد جوان از این کشور خورده فربه شده بعد میره سرمایه ایران رو میده تا تابعیت کانادا که دزدها و اختلاسگرا رو پناه داده رو بگیره
بعد میاد داد میزنه ایران دوستت دارم
خیلی انسان باید ساده لوح باشه اینا رو باورکنه
صداوسیما متعلق به مردم و برای مردم هس نه متعلق به سلبریتی ها وهنر بندها که بادیسم هستن !هر جا به نفعشان هس همون طرف هستن،? ! طرف مردم عامه و برای مردم نیستن فقط ادعای طرفداران مردم رو دارن!،،?
این رامید بره با دختر کاماداسش و زنش کانادا
چیه اونجا به پو تا بی استعداد کار نمیدن
راستی نگار خانم هنوز اباس سفید دارن؟
دیپورت شده های بی پول
اینها هنرمند یا فرهنگی نیستند، سلبریتی هستند، تفاوتش مثل کتابی از افلاطون با یک روزنامه زرد است، و هیچ ارزش افزوده فرهنگی یا فکری یا هنری ای با خود به تلویزیون که در ایران دولتی است و هدف آن بایستی تعالی فرهنگ و هنر باشد به همراه نمی آورند
بهتر است که در همان اینستا و یوتیوب بمانند و سر مخاطبینی به صورت هدفمند به دنبال تلف کردن وقت خود هستند را گرم کنند
باید همه شبکه های صدا و سیما مانند قبل از انقلاب محدود به 2 شبکه شود تا بودجه کشور بیهوده صرف آن نشود
رامبد جوان هیچ جایی بین مردم نداری به خاطر اینکه حرف و عملت یکی نیست
دقیقا و اتفاقا خودش اسمش رو گذاشته هنرمند ولی خیلی هم لوس و بی هنره
جالب هستش رامبد درفکر زن چهارم هستش، عادل حتی تمایل به زندگی با یک زن را ندارد، خنده دار اینجاست هردو طرفدار حقوق زنان هستند
چیزی که لازم است مدیران در تمامی عرصه ها مد نظر داشته باشند این است که؛
به عنوان مثال در حوزه ی رسانه و هنر، مخاطب آنچه را می خواهد، پیدا می کند. اگر در تلوزیون نشود در حتی یوتیوب
هنرمند آنچه در ذهن دارد، می سازد؛ تلوزیون نباشد، برای پلتفرم ها
پس آنچه و آنکس که در این بین ضرر می کند، کسی است که فکر می کند قدرت تغییر دارد و می تواند اندیشه ها را بگیرد و از بین ببرد.
در حوزه های دیگر هم همین است. در مدرسه دانش آموز آنجور که دوست دارد فکر می کند، با به خورد دادن سرود انقلابی و محتوای دینی به دانش آموز، فقط از مدرسه به اینستاگرام پناهنده خواهد شد.
در دانشگاه هم مصداق دارد.
پس مدیری می تواند اسم خود را مدیر بگذارد که این مسئله را بپذیرد و آن را مدیریت کند. وگرنه اوضاع بدتر می شود که بهتر نخواهد شد.
حیف این همه بودجه که سالانه به حدر می رود، و هنرمندانی که خانه نشین می شود، راستی چه نهادی در صدا و سیما برنامه سازی می کند؟؟ چرا هر روز مخاطبان کمترو کمتر می شوند؟ چرا هنگام تماشای برنامه های تلویزیون احساس اینکه صدا و سیمای ملی، رسانه یک بخش کوچکی از جامعه است به انسان دست می دهد؟ چرا خانواده ها به شبکه های ماهواره ای پناه برده اند؟؟ چرا با وجود تولید برنامه های ضعیف صدا و سیما بودجه و پرسنل بالایی دارد؟؟؟؟ ووو
هدر با حدر فرق دارد
رامبد جوان خیلی لوس است.
باید جوانگرایی و باز شدن دایره هنرمندان سیمایی پیر گرفته شود.
مشکل آن است که مسن تر ها برای مطرح ماندن به فضا سازی منفی روی می اورند
برای من سوال است که خود عادل فردوسی پور چطور توانست وارد صدا و سیما شود.
با اطلاعات عالی فوتبالی اش،
و هوش سرشار و استعداد و چهره زیبا و تیپ عالی
و پاکدستی و درستکاری و ارتباطات قوی و روابط عمومی و
نحوه اجرای عالی برنامه های ابتکاری ورزشی که جوانان رل جذب تلویزیون کرد
.با پارتی بازی و رفاقت
رامبد جوان اصلا محبوب نیست.
برای اینکه فرزندش تبعه کانادا شود، همسرش را به آن کشور برد تا در آنجا وضع حمل کند.
رامبد جان خالی از دافعه نبود و نیست، برای عادل خان هم باید دید تو پرونده فساد فوتبال و داستان های کیروش و قراردادش و عدم انتقاد عادل از کیروش به کجا ختم میشه
دقیقا
عادل فردوسی پور سالهای سال با فوتبال سر مردم را گرم کرد. به همین خاطر هم مسئولان خیلی به او رسیدند. اما بلآخره هر آغازی یک پایان هم دارد.
فردوسی پور به یک مهره سوخته تبدیل و از صدا و سیما دیپورت شد!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.