تابناک بررسی می کند
"مذهبی صورتی" یعنی چه؟ از دوقطبیهای تاریخی تا طعنههای توییتری
در فضای مجازی ایران، چند سالی است که برچسبی با عنوان «مذهبی صورتی» در توییتر فارسی و دیگر شبکههای اجتماعی ترند شده و به یک اصطلاح جدید برای نامیدن بخشی از جامعه تبدیل شده است.

به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، این اصطلاح، که ریشهای کنایهآمیز دارد، به گروهی از مذهبیها اشاره میکند که از نگاه سنتگرایان، بیش از حد نرم و منعطف هستند؛ کسانی که به جای تأکید بر ظواهر و سختگیریهای دینی، بر روح دین، اخلاق، عدالت و همزیستی مسالمتآمیز تمرکز دارند. اما چرا «صورتی»؟ شاید این رنگ، نمادی از لطافت و فاصلهگذاری با رنگهای تیره و سنتی باشد که معمولاً با مذهب سختگیرانه همراه است.
این دوقطبی میان تسامح و سختگیری، پدیدهای تازه نیست. تاریخ جهان پر است از جوامعی که در آنها گروهی به دلیل مدارا و انعطاف، از سوی گروههای تندروتر به سازشکاری یا کمتوجهی به اصول دینی متهم شدهاند. بیایید سفری به تاریخ کنیم و ببینیم این دوگانگی کجاها رخ داده و امروز در ایران چه معنایی پیدا کرده است.
دوقطبیهای تاریخی: از جدایی هند و پاکستان تا ایران معاصر
یکی از نمونههای تاریخی این دوقطبی را میتوان در جدایی هند و پاکستان در سال ۱۹۴۷ دید. در آن زمان، جنبش استقلال هند به اوج خود رسید و قانون استقلال هند (Indian Independence Act ۱۹۴۷). دو کشور مستقل هند و پاکستان را در نیمهشب ۱۴-۱۵ اوت ۱۹۴۷ به وجود آورد. جنبش تشکیل پاکستان، به رهبری محمدعلی جناح و حزب مسلملیگ، بر اساس «نظریه دو ملت» شکل گرفت که معتقد بود مسلمانان و هندوها نمیتوانند در یک کشور واحد همزیستی کنند. اما همه مسلمانان با این دیدگاه موافق نبودند. گروهی، از جمله رهبرانی مثل مولانا ابوالکلام آزاد از حزب کنگره ملی هند، با جدایی مخالف بودند و به همزیستی مسالمتآمیز با هندوها اعتقاد داشتند.
این گروه، که تصمیم گرفتند در هند بمانند، اغلب از سوی حامیان پاکستان به «سازشکاری» یا «خیانت به آرمان اسلامی» متهم شدند. این اتهامات بیشتر از سوی رهبران سیاسی مطرح میشد تا علمای دینی، و ریشه در اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک داشت.
در تاریخ اسلام نیز نمونههای مشابهی میبینیم. در صدر اسلام، گروهی به نام خوارج ظهور کردند که تفسیری بسیار سختگیرانه از دین داشتند. آنها هرگونه تسامح را رد میکردند و حتی مسلمانانی را که با دیدگاههایشان موافق نبودند، تکفیر میکردند. این سختگیریها به درگیریهای خونین درون جهان اسلام، مثل نبرد نهروان در سال ۶۵۷ میلادی، منجر شد و خوارج مقابل امام علی(ع) دست به شمشیر بردند، این مساله نشان داد که بدفهمی در دین میتواند به جای وحدت، تفرقه و خشونت بیاورد. در مقابل، بسیاری از مسلمانان، از جمله گروههای میانهروتر، خوارج را به دلیل عدم مدارا و تفسیرهای افراطی مورد انتقاد قرار میدادند.
در دوران بعد از قرون وسطی در اروپا (قرن ۱۶ و ۱۷) نیز شاهد چنین دوقطبیای هستیم. نگاه جدید پروتستانی با انتشار «نود و پنج تز» مارتین لوتر در سال ۱۵۱۷ آغاز شد و جوامع مسیحی را به دو گروه کاتولیک (سنتگرایان) و پروتستان (اصلاحطلبان) تقسیم کرد. اصلاحطلبان، که خواستار تغییر در کلیسای کاتولیک بودند (مثل حذف فروش آمرزشنامهها و تأکید بر دسترسی مستقیم به کتاب مقدس)، از سوی کاتولیکها به «بدعتگذاری» و تضعیف ایمان متهم شدند. برای مثال، پاپ لئو دهم در سال ۱۵۲۱ مارتین لوتر را تکفیر کرد و او را متهم به تضعیف اصول مسیحیت کرد.
این اختلافات به جنگهای مذهبی طولانی، از جمله جنگهای سیساله (۱۶۱۸-۱۶۴۸) و جنگهای مذهبی در فرانسه (۱۵۶۲-۱۵۹۸)، منجر شد. با این حال، عوامل سیاسی، مثل حمایت شاهزادگان آلمانی از لوتر برای کاهش نفوذ امپراتوری مقدس روم، نیز در این دوقطبی نقش داشت و نشان میدهد که این اختلافات صرفاً مذهبی نبودند.
مغولان نیز نمونه جالبی از این دوگانگی هستند. آنها در دوران فتوحات خود (قرن ۱۳ و ۱۴) رویکردی عملگرایانه به مذهب داشتند و به ادیان مختلف، از جمله اسلام، مسیحیت و بودا، اجازه فعالیت میدادند. برای مثال، کوبلایخان، نوه چنگیزخان، مناظرههای دینی میان علمای ادیان مختلف را در دربار خود برگزار میکرد و به همه ادیان احترام میگذاشت. اما این تسامح از سوی برخی گروههای تندرو، بهویژه علمای اسلامی، به «بیتفاوتی دینی» تعبیر میشد. ابناثیر، مورخ قرن ۱۳، در نوشتههایش مغولان را به دلیل عدم پایبندی به یک دین خاص مورد انتقاد قرار داده است. با این حال، این تسامح به مغولان کمک کرد تا امپراتوری پهناوری را مدیریت کنند و از تنشهای مذهبی جلوگیری کنند.
ایران معاصر: مذهبی صورتی و شکافهای ایدئولوژیک
در ایران امروز، پس از انقلاب ۵۷، جامعه مذهبی با دوقطبی مشابهی روبهرو شده است. از یک سو، مذهبیهای سنتگرا قرار دارند که بر اجرای سختگیرانه احکام دینی تأکید دارند. از سوی دیگر، گروهی از مذهبیها، از جمله نواندیشان دینی به مدارا، همزیستی حتی به قیمت کنار گذاشتن احکام و اصول دینی اصرار داشتند. این گروه که اغلب با برچسب «مذهبی صورتی» مورد طعنه قرار میگیرند، معتقدند که برخی سیاست ها درباره حجاب و جوانان و زنان نه تنها به دین ضربه زده، بلکه باعث افزایش دینگریزی در میان جوانان شده است، اما برای حل مشکل، بعضا سعی می کنند صورت مساله را به طور کلی تغییر دهند یا پاک کنند!
در توییتر فارسی، این اصطلاح به کرات برای انتقاد از مذهبیهای اهل تسامح به کار میرود. برخی کاربران، مذهبیهای صورتی را به سازشکاری و بیتوجهی به اصول دینی متهم میکنند. برای مثال، کاربری در توییتی نوشته بود: «مذهبی صورتی در برابر اهانت به مقدسات سکوت میکنه، اما وقتی یه روحانی لغزش زبانی داره، سریع تکفیرش میکنه.» در توییت دیگری، مذهبی صورتی به «چوب دو سر نجس» تشبیه شده که نه از سوی سنتگرایان پذیرفته میشود و نه از سوی سکولارها جدی گرفته میشود. این طعنهها نشاندهنده عمق شکاف میان گروههای مذهبی در ایران است.
مذهبیهای صورتی معتقد هستند ویژگیهایی دارند که آنها را متمایز میکند: آنها به جای تأکید بر ظواهر دینی، بر روح دین، اخلاق و عدالت تمرکز دارند، نگاه انتقادی به تفاسیر سختگیرانه دارند و تنوع عقیدتی را میپذیرند. تئورسین های مذهبی صورتی/ روشنفکری دینی مدعی هستند که در جامعهای مثل ایران، که تنشهای ایدئولوژیک و فرهنگی در آن بالاست، میتوانند نقش پل ارتباطی بین گروههای مختلف را بازی کنند و به کاهش تعصبها و ترویج همزیستی کمک کنند.اتفاقی که عملا نیافتاده است و صورتی ها بیشتر به صورت یک "سبک زندگی" درآمده اند نه حاملان و عاملان گفتگو!
دوقطبی میان تسامح و سختگیری، چه در تاریخ و چه در ایران امروز، نشان میدهد که جوامع مذهبی همیشه با این چالش روبهرو بودهاند. این حاصل دو نگاه و سلیقه دینی است،
باید پذیرفت بسیاری از انحرافات هم ریشه در "صورتی مزاجی" در مذهب دارد،نگاهی که به غلط و با دیدگاه افراطی، هرجیز به ظاهر ناخوشایند در متون دینی مثل عذاب و جهنم و رنج را منکر می شود و بعضا سعی می کند از آنها برداشت استعاری کند! حتی برخی مذهبی صورتی های افراطی! عملا مذهب و حجاب خود را به قلاب دریافت فالوئر و توجه در شبکه های اجتماعی تبدیل کرده اند و عملا "بلاگر حوزه حجاب" محسوب می شوند!
در ایران، مذهبیهای صورتی و مذهبی های سنت گرا، هرکدام کارکرد خودشان را دارند و مهم حفظ تعادل و گفتگو بین آنهاست، هر دوی این طیف با وجود طعنهها و انتقادها، میتوانند الگویی برای تعادل بین پایبندی به اصول و انعطاف در برابر نیازهای جامعه باشند.

عکسها تزئینی است
از یاد نبریم که گمشده بزرگ جامعه ایران، گفتگو است، تا گفتگوهای محترمانه بین طیف های مختلف جامعه، به خصوص طیف های مختلف مذهبی در کشور جاری و ساری نشود، هر تغییر و تحول و جنبشی در جامعه، استعداد دو قطبی شدن را دارد و باید منتظر بروز انواع سوءتفاهم و تنش فرهنگی و سیاسی باشیم.
دین اسلام رنگ و بوی خدایی و الهی دارد، خدا همه رنگ ها را آفریده اما شبیه هیچ رنگی نیست و هرکدام از ما به اندازه فهم و سطح ایمان مان، دین را می فهمیم، خدای متعال هم صفات جلالی دارد هم صفات و اسمای جمالی، فهم هر دوی اینها در کنار هم، نشانه دینداری صحیح است، بگذریم از اینکه رصد و نقد مداوم مدعیان دینداری، چه در سوی صورتی ، چه در طرف مخالف؛ یکی از راههای رسیدن به اعتدال و تعادل و انصاف در جامعه ماست.
کوثر خسروی
نظر شما چیست؟ آیا با مفهوم "مذهبی صورتی" برخورد کرده اید؟ با آن مخالفید یا موافق؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
شما الان پلنگ صورتی رو نگاه کن.هر کاریم میکنه هیچی تو دلش نیست
مذهبی صورتی بیشتر از اینکه یه تفکر باشه یه آسیب روانیه، مذهبی صورتی یعنی کسی که نمازش رو میخونه دیسکو هم میره، محرم مشکی میپوشه ولی هرشب با یه دختره
یعنی کسی که تکلیفش با خودش مشخص نیست هم خدا رو میخواد هم خرما رو
درضمن بعضیا فکر نکنن اسلام با پولدار بودن و لباس خوب پوشیدن مخالفه، اگه مخالف پولداری بود که این همه حدیث و توصیه درمورد رزق و روزی نداشتیم، اسلام فقط میگه برج نباش تبرج نکن
تنازعات دینی صرفا هنگامی دیده می شه که دین تا سطح حاکمیت بالا می ره وگرنه وقتی دین در بطن جامعه هست و بدون حضور در حاکمیت، چنین پدیدهای ملاحظه نمی شه.
سوال! خاوری که چفیه می بست و می گفت با وضو وارد شوید چه رنگی بود؟
بهترین عبارت متن اینه: "گمشده بزرگ جامعه ایران، گفتگوست" اما در کنار این، دوستانی که نظر دادن و نقد کردن توجه کنند که در سیره ائمه شیعه تا جاییکه به حقوق و وظایف فردی مربوط بوده ابلاغ و ارشاد و تذکر و تبیین بوده و اجبار در کار نبوده اما در مورد حقوق عمومی و حق الناس سخت گیر بوده اند. بنابراین حکومت در مورد بیت المال و تضییع حقوق عامه باید رسیدگی دقیق کند در سایر موارد ماعلینا الا البلاغ، انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا، فرهنگ سازی و آموزش بدون اجبار، چراکه لوکنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک.
نظرات رو میخونی تعجب میکنی اکثرا نه تنها متوجه نمیشن اصل موضوع رو بلکه خودشون رو مفسر دین هم میدونن!
جدی چه کار سختی داره خدا با این موجوداتی که آفریده
جامعه ایران متاسفانه چند قطبی هست و اختلافات قومیتی هم بهش دامن زده شد در این روزها
چند قطبی اشکال ندارد که تاسف داشته. باشد مهم این است که همه ایرانی هستیم .
۱۰۰درصد با نطریه صورتی موافقم
صورتی یعنی کسی که خووش را لطیف نشون میده اگرچه به قیمت جابجا کردن واقعیتهاباشه
مطلبی که آوردید کاملا سطحی به مسائل نگاه کرده و انگار نویسنده اش خود از این طیف ادم های صورتی و بادی به هر جهت می باشد .و چه صفات شیکی برایشان می اورد .مد شده جدیدا همه میخواهند ادم خوبه داستان باشند واز ترس انتقاد اقلیت در فضای مجازی جرات گفتن حرف حق و اندیشه درست رانیز ندارند مبادا مورد عنایت قرار گیرند .واقعیت زندگی دنیایی با رفتار و اندیشه خیلی از این جماعت فرسنگ ها فاصله دارد
این که امثال تو دیدگاه های مخالف رو احترام نمیکنید و دنبال تمامیت خواهی هستید اسمش مذهبی بودن نیست
مذهبی اگر مذهبی باشد از تجمل و خودنمایی دوری می کند بنابراین تبرج و تفاخر حتی با حجاب و مد و فشن به ظاهر فشن اسلامی که انگیزه پول و سود و بلاگری داره اساسا با مذهبی بودن و چیزی که خدا گفته متناقضه. در واقع مذهبی صورتی هم دنیارو میخاد هم آخرتو تازه اگر همش پوشش و ریا نباشه
بزرگترین خودنمایی و تفاخر تفاخر به دین و مذهب است
مذهبیان صورتی کسانی هستند که بواسطه مثلا مذهبی بودن به آبشخور رانت و بودجه های کلان وصلند و ضمنا شاد و خوشگذران هستند
اصلا مطلب را نفهمیدی
نویسنده چقدر کج فهم بوده
گویا اصلا متن رو نخوندی
صورتی در غرب رنگ همجنس گرایان است.
فقط کسایی که مثبت دادن متاسف شدم که هیچ اطلاعاتی ندارن و همین جوری نظر میدن صورتی رنگ باربی و دخترانه است
صورتی کسانی هستند که به اختلاس رانتخواری و چپاول و تبعیض و خودمحوری و دلایل واقعی دین گریزی مردم به دید تساهل و تسامح مینگرند و زورشان به پایین دست میرسد و زبانشان فقط برای آنها میچرخد . وعده جهنم به کسانی میدهند که برای دعوت دوباره به دین فراری هایی که اینها تاراندند مجبورند جلوه رحمانی دین خدا را نمایان تر کنند و صد البته خدای ما کسیست که رحمتش بر غضبش سبقت دارد
۲۳:۲۵
فساد اخلاقی به خود فرد آسیب میزنه و نهایتش به دو نفر کنار فرد
اختلاس به ۹۰ میلیون آدم آسیب میزنه .
چطوری اون بدتره؟؟؟
اهان فقط اختلاس بده؟ فساد اخلاقی که بدتره
احسنتم
هیچ کس آنقدر ساده نبوده که منظور از آخوند یا مسلمانی صورتی رو نفهمیده باشه،
مسلمانی سازشکارانه یا انگلیسی که نویسنده عمداً خودش رو به کوچه علی چپ زده سعی کرده طیف مقابل آن رو به خوارج نهروان پیوند بده
منظور اتفاقاً همین امثال ایشون و گوینده ها و مقاله نویس هایی است که سیره ائمه رو در برخورد با بدعتها تفسیر به رای می کنند و حتی صلح حسنی و قیام حسینی رو با ادبیات خودشون منحرفانه معنی می کنند.
برای شما غربگراها این یک حالت ایده ال است که عده ای ظاهرا مذهبی هستند ولی باطنا سکولار و بی دین. این حالت بهترین حالت برای بردگی کدخداست.
علت بوجود آمدن تفکرات سکولار در جوامع اسلامی شبیه کشور ما، شکل تقلیدی مسلمانی و تفکرات اسلامی ماست. ما به آداب و شعائر دینی خیلی بیشتر از اصول آن بها می دهیم و این باعث کریز نسل جوان از دین (شکل شعاری دین) شده است. شکل شعاری دین که این روزها فقط از طریق مداحان معمولاً با دانش دینی کم تبلیغ می شود نتیجه ای بهتر از دین گریزی نخواهد داشت.
نود درصد دینداران ایرانی اسیر روح سرمایه داری و دنیا پرستیاند ظاهر را نبین
خوب دارید برای کاسبی با دین توجیه درست میکنید
اتفاقا تو داری با دین کاسبی میکنی میخوای به واسطه دین قدرت و برتری به دست بیاری
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.