چه کسی گفته معلم می سوزد و می سازد؟!
اصلاً چه کسی میگوید معلم میسوزد و میسازد؟ این هم از همان تعارفات روزمره و همیشگی است.

من قبول ندارم معلمی که میسوزد، می سازد. اصلا آنکه می سوزد نمیتواند بسازد. نهایتاً میسوزاند. یک دانش آموز سوخته یک کلاس سوخته یک مدرسه سوخته و یک محله سوخته؛ برآیندش همین است. پس تکریم معلم هم تعارف نیست. مهم ترین شغل است که البته در کشور ما وضعیت وخیمی دارد.
او معلم بود؛ و هنوز هم هست. حتی وقتی سکوت میکند، حتی وقتی فقط نگاهش را به پنجره میدوزد و انگار مشقهای قدیمی را ورق میزند—هنوز معلم است. نه به خاطر آنچه میگوید، بلکه به خاطر آنچه نمیگوید. به خاطر خط قرمزهایکه برای خاطر دانش آموزانش هرگز از آن عبور نکرد، به خاطر صبری که حتی وقتی میتوانست فریاد بزند، سکوت را انتخاب کرد.
معلم بودن فقط درس دادن نیست؛ آموختن زیستن است. و زیستن انسانی، گاهی یعنی پرهیز از همان کاری که میتوانی بکنی، اما نشاید و نباید.
میدانم که هزاران معلم هر روز تحمل میکنند: توهینها، بیاحترامیها، دانشآموزانی که با یک کلیک، از معلمشان پیشافتادهاند، اما هنوز نیاز به راهنمایی دارند. و معلم، با همان صبوریِ همیشگی، بارشان را میکشد.
معلمی فقط شغل نیست؛ مسئولیت است. مسئولیتی که اگر خدایی نکرده خدشهدار شود، نه فقط یک نفر، که یک دودمان، یک باور، یک نظامِ آموزشی را ویران میکند. و اینجاست که باید پرسید: آموزش و پرورش ما چقدر مراقب این حریمهاست؟ چقدر از معلمان حمایت میکند؟ چقدر به دانشآموزان یاد دادهایم که احترام، فقط یک کلمهٔ توخالی نیست؟
امروز ما...
اصلا امروز، ما ثمرهٔ همان آموزشهای دیروزیم—همهٔ ما. اگر معلم ما تکریم نشده است و اگر مدرسهها فقط محفوظات را یاد دادهاند، نتیجهاش همین میشود: نسلی که گمگشته است بینِ تکنولوژی و آموختن درست.
من برای پسرم، روز اول مدرسه، نه از درس ریاضیات نگران بودم، نه از املا. نگران بودم که مبادا چیزهایی را یاد بگیرد که خودش و توانش و استعدادهایش را فراموش کند. نگران بودم که مبادا مدرسه، همان چرخهٔ بستهای باشد که ما را به اینجا رساند. و این، سختترین بار بر دوش معلمان است.
روز یادآوری
روز معلم فقط یک یادآوری است: یادآوری اینکه اگر امروز، آموزش و پرورش را دریابیم، فردا نیازی به درمانگاههای رواندرمانی نخواهیم داشت. فردا از مدیران ضعیف ضربه نخواهیم خورد. و ....
یادآوری اینکه معلم، تنها کسی است که میتواند نسلها را تغییر دهد—یا نابود کند.
یادآوری اینکه آموزش و پرورش، تعارف نیست. اگر دولتمردان این را باور نکنند، روزهای سختتر در راه است.
اصلا معلمی در این مملکت یعنی چه؟ یعنی تحمل کردن. یعنی روزی هشت ساعت سر کلاس ایستادن و بعد هم به فکر شغل دوم بودن. یعنی با حقوقی ناچیز، آینده یک مملکت را ساختن. یعنی چشمهای دانشآموز را دیدن و در آن هم شوق یادگیری و هم گرسنگی را خواندن. معلمی در این روزگار یعنی ماندن در میانه میدان، وقتی همه دارند از آن فرار میکنند.

و حالا این معلم چه میکند؟ همان میکند که همیشه. صبر میکند. تحمل میکند. گاهی میسوزد اما میسازد. چون میداند که یک کلام نسنجیده میتواند روح یک نسل را ویران کند. میداند که معلمی فقط انتقال معلومات نیست. تربیت است. ساختن است. مسئولیتی است که اگر به درستی انجام نشود، نتیجهاش را در خیابانها و زندانها و ادارات این مملکت خواهیم دید. اما این نظام آموزشی چه میکند؟ معلم را میفرستد به میدان، اما اسلحه به دستش نمیدهد.
پرسش ها باقی است...
پرسش ها در این باره بسیار است. از انواع مدارس خاص و پولی و ویژه گرفته تا تقسیم انواع پست های مدیریتی و عضویت در شوراها برای سیاسیون.
پاید پرسید: این سمتهای آموزشی، به ویژه در شوراها و نهادهای تصمیمگیر، میان چه کسانی دست به دست میشود؟ میان همان سیاسیونی که گویا تعارفِ قدرت را بر تخصص ترجیح میدهند! کمتر دیدهایم که صندلیهای خطیرِ آموزش و پرورش به دست اهل فن سپرده شود. همیشه یا حزبزدگی چربیده، یا جناحبندیهای پنهان. گویی این کرسیها نه برای ساختن، که برای بخشیدنِ پُستهای تشریفاتی به وفادارانِ جناحی است. و بعد، در همین میانه، آنکه قربانی میشود، آیندهی یک ملت است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ما بازنشسته های 403 فرهنگی بویژه شهرستانیها دسترسی به مسولین وزارتی و عالیرتبه نداریم. صدا و رسانه هم نداریم. لطفا پیگیر پرداخت حق سنوات قانونی(پاداش پایان خدمت) معلمان باشید. 8 ماه گذشته و ارزش ریالی آن با توجه به تورم اقتصادی بسیار کاهش پیدا کرده.
هنوز بعد از گذشت 8 ماه معلمان بازنشسته سال 1403 هنوز پاداش پایان بازنشستگی خود را دریافت نکرده اند، نه دولت و نه وزیر اصلا به فکر معیشت معلمان و فرهنگیان و دانشگاهیان نیستند.
عموی دوستم که نسبت فامیلی داشتیم با مدرک سیکل معلم بود 500تومان حقوق میگرفت 4تا اولاد داشت زتدگی مرفه ای داشتند وپدرم کاسب بود میخواست وام بگیره عمو دوستم اعتبار داشت ضامن پدر م میشد کت شلوار شیک میپوشد دست دوم میشد میداد پدرم الان هم حواهر زاده ا م معلم 15تومان حقوف میگیره لباس نمی تونه بخره کت شلوار دست دوم پدرش را میپوشه میره سر کلاس.
وزارت خونه ای که باید سرآمد باشه
نابودش کردند
معلم میسوزه چرا چون کارش ساختن هست که طی این دهه واقعا بد ساختن نیروی جوان را اصلا کاری کردن که اکثر دانش آموزان ترک تحصیل کردن چون معلم دلسوز وخانواده نداریم هر کی از ننه قهر میکنه میره آموزش وپرورش هیچ کس نیست ذون درست کنه ذون میخواد ایندهگان مملک را درست کنه همه سهمیه ای رفتن دانشگاه بی سواد بودن وبا همون بی سوادی آمدن دارند تدریس میکنند اصلا چیزی بارشان نیست
وقتی دانشآموز ببینه که برای معلم نه احترام قائل میشن، نه جایگاه و شخصیتی در نظر گرفته میشه، دیگه به حرفهاش گوش نمیده. اون وقت دیگه درس و مدرسه براش بیارزش میشن، و گاهی نتیجهاش میشه ترک تحصیل. چون با خودش میگه: معلمم که خودش درس خونده، زحمت کشیده، ولی حتی نمیتونه زندگیشو تأمین کنه. این یعنی اولین الگوی زندگی برای اون بچه، شده یه زنگ خطر... یه عبرت!
تاکنون سابقه نداشته در هیچ کشوری اینطوری امپزش و پرورش و معلم را نابود کنند بصورتی کع حقوق معلم ۲۸ سابقه از کار گر یک سال سابقه کار کمتر باشه
افسوس مه این مزرعه را آب گرفته ست
دهقان مصیبت زده را خواب گرفته ست!!!!!
متاسفانه دیگر نه معلمی مانده نه آموزشی و نه پرورشی!!!!
فقط وعده و وعید و یک روز!!!!!!
جامعه تغییر کرده
معلمی در این مدارس کلاس ها وحشتناک عذاب اوره
به فکر شغل. دیگری باشید
دقیقا
من معلم رشته کامپیوترم
سخت ترین سوال اینه که بچه ها میپرسن چرا میای به ما درس میدی ؟ خب برو بیرون کار کن...
گاهی حتی به درستی کاری که میکنم شک میکنم
«یه روز یکی از دانشآموزام بعد از فهمیدن حقوقم، خیلی جدی گفت: "اگه بخوای، میتونم با بابام صحبت کنم... کمکت میکنه شوفر بشی، دو برابر حقوق الآنت میده!"
اون لحظه هم خندیدم، هم یه چیزی تو دلم شکست...»
منم همینطور
معلم می سوزاند وحشت در دل ظالمان می اندازد…….
حقوق زیر خط فقر حق معلم ............
نمیدونم چرا حس میکنم تابناک از معلما خوشت نمیاد ما هم از تو خوشمون نمیاد
همکار عزیز اصلاً مطلب را خواندهای؟ نصافاً این مطلب تنها مطلبی است که در ماهها و روزهای اخیر به این اشاره کرده است که معلمها انواع اهانتها و توهینها را از بعصی از دانش آموزان و والدین آنها میبینند و میشنوند ما به خاطر اینکه معلم هستن اً تحمل میکنند و صبوری . حالا کفی است یک نفر معلم یک برخورد اشتباه انجام دهد کل حقوق معلمان دیده گرفته شده و انواع هجمه ها شروع میشود کدام رسانه دیگر این روزها به این موضوع پرداخته بود که میگی تابناک. بدش میاد از معلمان .یا نخوندی یا اشتباه خوندی
گندم کار از معلم خیلی مهمتره چون اگه نباشه معلم از گرسنگی میمیره چرا روز گندم کار نداریم؟!
برو بابا انقد معلم معلم نکن وظیفشه پول گرفته درس داده مگه رایگان بوده تازه میبینم چقد بچه ها با فرهنگ و مودب بار میارن طوری که احترام به بزرگتر ازخودشون میذارن و حرف گوشکنن.
با ادب و فرهنگ که ربطش بیشتر به خانواده هستش
در باره رایگان نبودن مساله احترام به تلاش فردی هستش نه چیز دیگه مثل پدری که وقتی فرزند میاره وظیفه تامین مخارجش با اونه ولی دلیل نمیشه قدر دان زحماتش باشیم ... مثل مادری که زحمت فرزندانش رو میکشه با اینکه وظیفه اش هستش باز قدر دان هستیم
اگر از بی فرهنگی بچه هات ناراحتی یک نگاه به همین سبک تفکرت بنداز متوجه میشوید مشکل از کجاست.
سلام.آری معلم میسوزد ومیسازد.این چه سوختنی است. که ذغال سوختنش باز شعله ور میشود از نورش تاریکی شب را منور میکند.از سوختن ذغالش به سرمای اطرافش گرما میبخشد وتا هستش این دور تسلسل را تکرار میکند تا به خاکستر تبدیل شود انتظارش اینست خاکسترش را محترم شمارند اگر گلایه ای داشت ونیاز به کمک داشت تا این کالبد خاکستریش نگهبان باشد بجای کمک و احترام سوختنش اورا ........نکنیم.چون این نیست رسم شاگردی وپاس داشتن زحمات معلم.
1- معلم ، دانش آموز ، سیستم آموزش و پرورش ، مربوط به دهه 80 و قبل آن است، سیستم جاری عمر دانش آموز را هدر می هد.
2- آموزش فقط ابتدایی
3- ترامپ تصمیم درستی برای انحلال سیستم آموزشی امریکا داشته است،
4- سیستم آموزشی که دانش آموز یا دانشجو در شب امتحان بخواند و قبول بشود، محکوم به نابودی است
5- جایگزین این سیستم آموزشی دروه های آموزشی است که توسط شرکت ها و ارگانها به صورت تخصصی برگذار می شود و پیشرفت دهنده کسب و کار ، فرهنگ ، هنر و تعالی انسان است به طوری که برای آموزش گیرنده برای لحظه لحظه آن مهم است.
6- با تجربه اینجانب و نوع آموزش و یادگیری و ارزشیابی موجود در مدارس ، می توان کل دوره متوسطه اول و دوم را به جای 7 سال در یک سال به دانش آموز خورانید و نمره قبولی به آن داد
«وقتی فقط یک چیز شنیدید—مثل اینکه ترامپ وزارت آموزش و پرورش را منحل کرده—لطفاً بدون تحقیق نتیجهگیری نکنید. واقعیت این است که در آمریکا چند وزارتخانهی مرکزی وجود دارد که کارها را در سطح ملی هماهنگ میکنند، اما بیشتر اختیارات در حوزههایی مثل آموزش، به ایالتها سپرده شده است. وزارت آموزش و پرورش آمریکا منحل نشده، بلکه بخش زیادی از تصمیمگیریها در این زمینه به ایالتها واگذار شده. پس بهتر است پیش از قضاوت، دقیقتر تحقیق کنیم که واقعاً چه اتفاقی افتاده.»
واقعا این مطلب حرف دل همه معلم های ایران هست
ممنون از نویسندش
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.