خانه خورشيد، پناهگاه زنان آسیبدیده +عکس
مادران و كودكان به جا مانده از روابط صيغهاي و موقت، بدون داشتن شناسنامه دست ياري دراز كردهاند..! «خانه خورشيد» مركزگذري ترك اعتياد زنان، جايي كه صد زن معتاد را با متادون سرپا نگه ميدارد، چارچوب اين خانه به روي زنان معتاد باز است... اما اين خانه قانون و مقررات دارد... مقرراتي كه با چاشني محبت همراه است...
«خانه خورشيد» تنها اميد دهها زنيست كه بارها خودكشي ناموفق داشتهاند، شبها در پاركهاي سطح شهر سر ميكنند، در معرض انواع و اقسامي از وحشتناكترين آزارهاي جنسي قرار دارند، زناني كه بارها زندان رفتهاند و خانه اول و آخر خود را «خانه خورشيد» ميدانند...! اكثر زنان اين مركز، شناسنامه ندارند؛ ازدواج مادران معتاد در جايي ثبت نشده؛ و شوهرانشان آنها را با چند كودك قدونيم رها كردهاند!

مادران و كودكان به جا مانده از روابط صيغهاي و موقت، بدون داشتن شناسنامه دست ياري دراز كردهاند..! «خانه خورشيد» مركزگذري ترك اعتياد زنان، جايي كه صد زن معتاد را با متادون سرپا نگه ميدارد، چارچوب اين خانه به روي زنان معتاد باز است... اما اين خانه قانون و مقررات دارد... مقرراتي كه با چاشني محبت همراه است...

«متادون» شربتي كه 100 زن معتاد مثل يك داروي روزانه به آن نياز دارند و اصليترين بهانه ورودشان به خانه خورشيد، نوشيدن اين شربت است. خوردن شربت متادون قانون دارد... جرئه جرئه آن بايد با نظارت پزشك مصرف شود. آخرممكن است زني با خودداري از مصرف شربت، آنرا بفروشد و مواد تهيه كند و يا به جاي خوردن آن، باز به سمت مواد مخدر برود...! سوزن و سرنگ، نواربهداشتي، كاندوم، لباس زير، يك ليوان چاي داغ و يك وعده غذاي گرم هم به زنان ميدهند... لباس گرم براي زنان از نان شب هم واجبتر است...!

تشويق و ترغيب زنان براي استفاده از قرصهاي ضد بارداري يكي از ضرورياتيست كه مسئولان خانه خورشيد به آن تاكيد ميكنند...! بسياري از زنان تمايل دارند كه از طريق عمل جراحي و بستن لولههاي رحمي ، ديگر بچهدار نشوند اما يكي از اصول اين جراحي، موافقت كتبي و امضاي همسرانشان است، درحاليكه همسران،اين زنان را با چند كودك قدونيم قد رها كرده و مفقود شدهاند...! با اين كه تلاش زن بينتيجه ميماند، اما نميتواند به روابط صيغهاي و موقت تن ندهد...!

مادر است يا حداقل پسرش او را «مامان» صدا ميزند... اغلب وقتي با اين كلمه مواجه ميشود، دلش ميخواهد سيلي محكمي نثار پسرش كند تا ديگر مادر بودنش را به رخش نكشد! «مرضيه» مادر 38 ساله ته جيبهاي مانتوي كثيف و سوختهاش حتي پولي براي خريد يك جوراب بچهگانه ندارد... انگشتان پاي پسرش يكجا از دمپاييهايش بيرون زده و از سرماي اولين باران پاييزي سياه وكبود شده...!

مرضيه ميگويد: پولي بابت خريد شيشه و مواد مخدر نميدهم؛ 10 بسته شيشه ميفروشم و صاحب كارم يك بسته مواد مخدر بابت دستمزدم ميدهد... اكثر دوستانم همين طور مواد ميفروشند؛ در واقع ما را به اسم «ساقي مواد مخدر» ميشناسند!

مرضيه سيگارش را روشن ميكند و بعد از اينكه آب بينياش را با صداي بلند تمام و كمال بالا ميكشد به مدير مركز «خانه خورشيد» آهسته ميگويد: پاهام زخم شدن، لباس زير داريد...؟!

سحر يكي از زنان سرزمين خورشيد است... با دستپاچگي وارد اتاق مدير مركز ميشود و ميگويد: پدرم باز ميخواهد صحبت كند... اجازه ميدهيد؟

پدرسحر هم معتاد است، وقتي وارد اتاق ميشود سر به زير ميگويد: «سحر در خانه لب به غذا نميزند، حرف نميزند... بچهم سادهست، نذاريد با زنان ديگر مراوده كند...!»مدير مركز خانه خورشيد به پدر سحر ميگويد: «سحر اين جا هم غذا ميخورد و هم با ديگران رابطه دارد؛ خودتان بگوييد كه در خانه چه بر سر سحر ميآيد...» پدر سحر سرش را به زير مياندازد و با مكث ميگويد:چيزي نشده... چيزي نشده...

مدير مركز در برابر كنجكاويهاي خبرنگار ايلنا در مورد اين موضوع با نارحتي ميگويد: دخترش را شبها در اختيار ديگران ميگذارد تا پول موادش را تامين كند...! اما سحر كه مشغول قلاببافي و بافتن ليف بود، روايت ديگري از يك اتفاق تعريف كرد: «يك سال با بابام ترياك ميكشيدم، با پاي خودم اومدم خانه خورشيد از خونه بدم ميياد، دلم نميخواد خانه باشم... نا مادريام چشم ديدنم و نداره...هم ازش بد ميياد و هم ازش ميترسم... از مادر خودم بيخبرم...!»

سحر در مورد نگراني پدرش و اتفاقات شبهاي اخير ميگويد: «چند روز پيش يك ماشين من و پدرم و سوار كرد... راننده جوان از پدرم خواست تا يك سيگار بخرد و وقتي پدرم از ماشين پياده شد با سرعت حركت كرد، من و به خونه يكي از دوستانش برد و به من تجاوز كرد... حتي يك تومان هم كف دستم نگذاشت...!»
سحر عرق پيشانياش را پاك ميكند و به يك زن ديگر كه توانايي حركت ندارد خيره ميشود و ادامه ميدهد: يك بار ازدواج كردم اما زمان ازدواج از معتاد بودنم حرفي نزدم در خانه بهانهگير بودم و بيجهت دعوا ميكردم... همسرم شك كرد و فهميد كه اعتياد دارم...! منو مثل يك سگ از خونه بيرون كرد و طلاقم داد!»

مركز كاهش آسيب اعتياد زنان خدمات روانشناسي و مددكاري هم به زنان ارايه ميدهد؛ آموزش افراد داراي رفتارهاي پرخطر در رابطه با تزريق ايمن، رفتار جنسي سالم، نحوه استفاده از كاندوم و راههاي پيشگيري از ابتلا به ايدز و هپاتيت را در دستور كار دارد همچنين انجام رايگان مشاورههاي مددكاري و روانشناسي، تست داوطلبانه (VCT) مددجويان در ارتباط با ويروس HIV و بيماري هپاتيت و واكسيناسيون عليه بيماريهاي واگيردار از ديگر اقداماتي است كه در خانه خورشيد ارايه ميشود.

مرضيه 29 ساله كه ساير زنان مركز گاه او را «خوشگل خانم» صدا ميزنند، دو شب گذشته يك خودكشي ناموفق داشته.... جاي زخم طناب روي گردن از گوشه روسرياش پيداست...!
خودش ميگويد كه با كمربند مانتو خودش را آويزان كرده اما بند مانتو پاره شده و به قول خودش هنوز به مرگش در زندگي ادامه ميدهد...! مرضيه يك بار از شوهرش كه ميگويد «همه زندگياش» بوده طلاق گرفته... از روز بعد از طلاق روزگارش سياه شده و بارها خودكشي كرده...

او از اينكه خودكشيهايش جواب نميدهد گلايه ميكند؛ با اينكه رمقي براي حرف زدن ندارد ميگويد: «يك روز نزديك 2 ساعت اطراف يك پل عابر پياده كشيك دادم تا ببينم موقعيت براي خودكشي مساعد است يا نه؛ وقتي آويزان شدم، فقط يك لحظه فرصت ميخواستم تا خودم را پرت كنم اما يك باره ده دست از پشت كمرم را گرفتن...! نفرين به آدم هايي كه بي موقع سر ميرسند.»؛ «قبلا كه بچه بودم فكر ميكردم قرصهاي بزرگتر آدمو راحتتر ميكشن اما الان ديگر كاملا ميدونم كه كدام قرصها زودتر و راحتتر آدم و خلاص ميكنند...!»

حوالي ظهر كه ميشود 2 نفر كه خودشان هم مصرفكننده شربت متادون هستند به مركز ميآيند و كيسههاي خالي خود را از سوزن و سرنگ، كاندوم و وسايل بهداشتي، ديگر پر ميكنند و به سراغ ساير پاتوقها و محل تجمع معتادان ميروند تا شايد بتوانند با دادن وسايل بهداشتي به آنها، زنان و مردان معتاد و درمعرض خطر ديگر را براي حضور در اين مركز و استفاده از شربت متادون تشويق كنند.

خانه خورشيد يا همان مركز كاهش آسيب اعتياد، بهترين وسيله براي دسترسي به بيماران دور از دسترس هستند و از اينرو كليديترين وسيله براي كنترل بيماريهاي عفوني مانند ايدز و هپاتيت به شمار ميآيند... شناسايي مكانهاي تجمع زنان كارتن خواب و برقراري ارتباط با آنها از اولويتهاي اصلي اين مركز است.

خانه خورشيد اگرچه از سوي سازمان بهزيستي مجوز قانوني دارد، اما با اين وجود همچنان در فقر بودجهاي به سر ميبرد.
منبع: ایلنا

مادران و كودكان به جا مانده از روابط صيغهاي و موقت، بدون داشتن شناسنامه دست ياري دراز كردهاند..! «خانه خورشيد» مركزگذري ترك اعتياد زنان، جايي كه صد زن معتاد را با متادون سرپا نگه ميدارد، چارچوب اين خانه به روي زنان معتاد باز است... اما اين خانه قانون و مقررات دارد... مقرراتي كه با چاشني محبت همراه است...

«متادون» شربتي كه 100 زن معتاد مثل يك داروي روزانه به آن نياز دارند و اصليترين بهانه ورودشان به خانه خورشيد، نوشيدن اين شربت است. خوردن شربت متادون قانون دارد... جرئه جرئه آن بايد با نظارت پزشك مصرف شود. آخرممكن است زني با خودداري از مصرف شربت، آنرا بفروشد و مواد تهيه كند و يا به جاي خوردن آن، باز به سمت مواد مخدر برود...! سوزن و سرنگ، نواربهداشتي، كاندوم، لباس زير، يك ليوان چاي داغ و يك وعده غذاي گرم هم به زنان ميدهند... لباس گرم براي زنان از نان شب هم واجبتر است...!

تشويق و ترغيب زنان براي استفاده از قرصهاي ضد بارداري يكي از ضرورياتيست كه مسئولان خانه خورشيد به آن تاكيد ميكنند...! بسياري از زنان تمايل دارند كه از طريق عمل جراحي و بستن لولههاي رحمي ، ديگر بچهدار نشوند اما يكي از اصول اين جراحي، موافقت كتبي و امضاي همسرانشان است، درحاليكه همسران،اين زنان را با چند كودك قدونيم قد رها كرده و مفقود شدهاند...! با اين كه تلاش زن بينتيجه ميماند، اما نميتواند به روابط صيغهاي و موقت تن ندهد...!

مادر است يا حداقل پسرش او را «مامان» صدا ميزند... اغلب وقتي با اين كلمه مواجه ميشود، دلش ميخواهد سيلي محكمي نثار پسرش كند تا ديگر مادر بودنش را به رخش نكشد! «مرضيه» مادر 38 ساله ته جيبهاي مانتوي كثيف و سوختهاش حتي پولي براي خريد يك جوراب بچهگانه ندارد... انگشتان پاي پسرش يكجا از دمپاييهايش بيرون زده و از سرماي اولين باران پاييزي سياه وكبود شده...!

مرضيه ميگويد: پولي بابت خريد شيشه و مواد مخدر نميدهم؛ 10 بسته شيشه ميفروشم و صاحب كارم يك بسته مواد مخدر بابت دستمزدم ميدهد... اكثر دوستانم همين طور مواد ميفروشند؛ در واقع ما را به اسم «ساقي مواد مخدر» ميشناسند!

مرضيه سيگارش را روشن ميكند و بعد از اينكه آب بينياش را با صداي بلند تمام و كمال بالا ميكشد به مدير مركز «خانه خورشيد» آهسته ميگويد: پاهام زخم شدن، لباس زير داريد...؟!

سحر يكي از زنان سرزمين خورشيد است... با دستپاچگي وارد اتاق مدير مركز ميشود و ميگويد: پدرم باز ميخواهد صحبت كند... اجازه ميدهيد؟

پدرسحر هم معتاد است، وقتي وارد اتاق ميشود سر به زير ميگويد: «سحر در خانه لب به غذا نميزند، حرف نميزند... بچهم سادهست، نذاريد با زنان ديگر مراوده كند...!»مدير مركز خانه خورشيد به پدر سحر ميگويد: «سحر اين جا هم غذا ميخورد و هم با ديگران رابطه دارد؛ خودتان بگوييد كه در خانه چه بر سر سحر ميآيد...» پدر سحر سرش را به زير مياندازد و با مكث ميگويد:چيزي نشده... چيزي نشده...

مدير مركز در برابر كنجكاويهاي خبرنگار ايلنا در مورد اين موضوع با نارحتي ميگويد: دخترش را شبها در اختيار ديگران ميگذارد تا پول موادش را تامين كند...! اما سحر كه مشغول قلاببافي و بافتن ليف بود، روايت ديگري از يك اتفاق تعريف كرد: «يك سال با بابام ترياك ميكشيدم، با پاي خودم اومدم خانه خورشيد از خونه بدم ميياد، دلم نميخواد خانه باشم... نا مادريام چشم ديدنم و نداره...هم ازش بد ميياد و هم ازش ميترسم... از مادر خودم بيخبرم...!»

سحر در مورد نگراني پدرش و اتفاقات شبهاي اخير ميگويد: «چند روز پيش يك ماشين من و پدرم و سوار كرد... راننده جوان از پدرم خواست تا يك سيگار بخرد و وقتي پدرم از ماشين پياده شد با سرعت حركت كرد، من و به خونه يكي از دوستانش برد و به من تجاوز كرد... حتي يك تومان هم كف دستم نگذاشت...!»
سحر عرق پيشانياش را پاك ميكند و به يك زن ديگر كه توانايي حركت ندارد خيره ميشود و ادامه ميدهد: يك بار ازدواج كردم اما زمان ازدواج از معتاد بودنم حرفي نزدم در خانه بهانهگير بودم و بيجهت دعوا ميكردم... همسرم شك كرد و فهميد كه اعتياد دارم...! منو مثل يك سگ از خونه بيرون كرد و طلاقم داد!»

مركز كاهش آسيب اعتياد زنان خدمات روانشناسي و مددكاري هم به زنان ارايه ميدهد؛ آموزش افراد داراي رفتارهاي پرخطر در رابطه با تزريق ايمن، رفتار جنسي سالم، نحوه استفاده از كاندوم و راههاي پيشگيري از ابتلا به ايدز و هپاتيت را در دستور كار دارد همچنين انجام رايگان مشاورههاي مددكاري و روانشناسي، تست داوطلبانه (VCT) مددجويان در ارتباط با ويروس HIV و بيماري هپاتيت و واكسيناسيون عليه بيماريهاي واگيردار از ديگر اقداماتي است كه در خانه خورشيد ارايه ميشود.

مرضيه 29 ساله كه ساير زنان مركز گاه او را «خوشگل خانم» صدا ميزنند، دو شب گذشته يك خودكشي ناموفق داشته.... جاي زخم طناب روي گردن از گوشه روسرياش پيداست...!
خودش ميگويد كه با كمربند مانتو خودش را آويزان كرده اما بند مانتو پاره شده و به قول خودش هنوز به مرگش در زندگي ادامه ميدهد...! مرضيه يك بار از شوهرش كه ميگويد «همه زندگياش» بوده طلاق گرفته... از روز بعد از طلاق روزگارش سياه شده و بارها خودكشي كرده...

او از اينكه خودكشيهايش جواب نميدهد گلايه ميكند؛ با اينكه رمقي براي حرف زدن ندارد ميگويد: «يك روز نزديك 2 ساعت اطراف يك پل عابر پياده كشيك دادم تا ببينم موقعيت براي خودكشي مساعد است يا نه؛ وقتي آويزان شدم، فقط يك لحظه فرصت ميخواستم تا خودم را پرت كنم اما يك باره ده دست از پشت كمرم را گرفتن...! نفرين به آدم هايي كه بي موقع سر ميرسند.»؛ «قبلا كه بچه بودم فكر ميكردم قرصهاي بزرگتر آدمو راحتتر ميكشن اما الان ديگر كاملا ميدونم كه كدام قرصها زودتر و راحتتر آدم و خلاص ميكنند...!»

حوالي ظهر كه ميشود 2 نفر كه خودشان هم مصرفكننده شربت متادون هستند به مركز ميآيند و كيسههاي خالي خود را از سوزن و سرنگ، كاندوم و وسايل بهداشتي، ديگر پر ميكنند و به سراغ ساير پاتوقها و محل تجمع معتادان ميروند تا شايد بتوانند با دادن وسايل بهداشتي به آنها، زنان و مردان معتاد و درمعرض خطر ديگر را براي حضور در اين مركز و استفاده از شربت متادون تشويق كنند.

خانه خورشيد يا همان مركز كاهش آسيب اعتياد، بهترين وسيله براي دسترسي به بيماران دور از دسترس هستند و از اينرو كليديترين وسيله براي كنترل بيماريهاي عفوني مانند ايدز و هپاتيت به شمار ميآيند... شناسايي مكانهاي تجمع زنان كارتن خواب و برقراري ارتباط با آنها از اولويتهاي اصلي اين مركز است.

خانه خورشيد اگرچه از سوي سازمان بهزيستي مجوز قانوني دارد، اما با اين وجود همچنان در فقر بودجهاي به سر ميبرد.
منبع: ایلنا
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بناه بر خدا
معتادی که نیاز به مراقبت داره تا ترک کامل بکنه چطوری میاد به اون مرکز وخارج میشه و لوازمی رو هم دریافت میکنه؟
آدرس این مرکز را را میذاشتید فکر می کنم بهترین جا برای ارایه کمک و خیرات است
خواهشمندم در صورت امكان آدرس اين مركز را بدهيد باخواندن اين مطالب دل هر انساني به درد مياد من خودم يك مددكار هستم و تابه حال سعادت كمك به اين افراد را پيدا نكردم در صورت امكان آدرس اين مركز را روي سايت قراردهيم تا هم كمك مالي كنيم و هم اگر بشود كمك معنوي
می گوئید از شوهرانشان خبری نیست پس چرا سهمیه وسایل بهداشتی میدهید خانه عفاف؟
خبرنگار عزیز و تابناک گرامی.... متن تاثیر گذاری بود اما این تاثیر نهایتا تا 20 دقیقه در ذهن من مخاطب نوعی می ماند... و هیچ دردی از ساکنان خانه خورشید دوا نمی کند .... بهتر است در پای همین مقاله شماره حسابی هم برای کمک بگذارید... و یا استفتایی هم از مراجع بگیرید که مثلا کسری از صدقات یا نذورات یا سهم امام را مردم به آنجا اختصاص دهند....
متاسفم از اینکه حتی یه نظر هم اینجا ثبت نشده.من این گزارش رو خوندم و دلم میخواست خدا رو بلند صدا کنم تا دلم آروم بشه و یا از دیدن این همه غم و غصه دق کنم که آروم بشم مگر مولا امیر المومنین نگفت بخدا اگر کسی از شنیدن در آوردن خلخال از پای زن نامسلمان دق کنه نباید ملامتش کرد.علی جان مسئولای مملکت اسلامی ما این آدما رو هر روز میبینن و راهت از کنار اینها میگذرن.اف بر این مسلمانی که چند میلیارد خرج همایش ایرانیان خارج نشین میکنن اف بر این مسلمانی و اف بر این مسلمانهایی که هر سال به حج میرن ولی کنار گوششون بدبختی و فلاکت رو نمیبینن.خدایا به آبروی فاطمه زهرا ما و این قبیل آدمها رو نجات بده.
خداوند اجر در دنیا واخرت به بنیناگذران و گردانندگان این مرکز اعطا کند
معلومه که باید این مراکز بودجه نداشته باشند. نمی تونیم هم به ونزوئلا هم به لبنان هم به غزه و.... برسیم و هم اینجاها بودجه داشته باشند. برای همینم او نماینده مجلس گفته که مردم فلک زده اون روستا اگر می خواهند انگشتشان قطع نشود وقتی از رودخانه می خواهند عبور کنند با شنا از رود عبور کنند. آقا جان مدیریت جهانی کردن هزینه دارد.
خوشحال کننده است
شماره حساب بانكي زير نظر تابناك اعلام كند تا مردم خير كمك كنند
دولت عدالت محور...
در جامعه ی اسلامی ما فقیر نداریم که
خیییییلی از اونایی که اونجان هیچ فکرشم نمی کردن روزی پا به این دیار بذارن، همه آرزوهای شیرین ، زندگی خب ، شوهر خوب و بچه های تامین شده از هر حقوق پایه های آرزوهاشونه.. براستی مشکل کجاست؟ وقتش نیست یه تجدیدی تو قوانین و حقوق زنها بکنيم؟ جای قرص مسکن از واکسن استفاده کنیم؟ همون بچه هایی که عکسشونو گذاشتین فکر نمی کنیین بزرگتر که بشن اینبار با عنوانی دیگه به اون خونه خورشید بیان؟ گناه اونا چیه؟
نميدونم كدام زبان نفهمي مي گفت مردان معتاد را تحمل كنيد مدارا كنيد شايد ترك كنند آقاي محترم مي بينيد زن معتاد را مثل سگ مي اندازند بيرون ولي زن بايد مرد معتاد را روي سرش بگذارد اين است معناي عدالت.
حضرات مواظب باشند این صحنه ها که در وبربمون زیاد شده سهوا" نبینند جنبه بدآموزی داره
بزرگان سياسي كشور ببيننند اين خيلي كوچك تر از ان است كه فقط مي بينيد
زنان مملکت من ...
خانه خورشيد،خانه ايست پر از ستارگان پرفروغ. اما چه كسي مسئول خاموشي آنها شده است؟
با سلام
لااقل ادرس ميداديد يه كمكي مردم به هم نوعشون داشته باشن يا شماره حساب بديد و از طريق رسانه ها اين مراكز رو معرفي كنيد تا مردم بيشتر اشنا بشن .
کودکان به جا مانده از صیغه!!!پس چرا بعضی ها این همه به فکر فانونی کردن صیغه هستند؟؟؟
ترابه خدا نگيد بودجه ندارد فردادولت هفته جمع آوري كمك به معتادان راباسازوجنجال درصدا وسيما راه مي اندازد
اینهمه توصیه میشود به فلسطین ؛ پاکستان و ... کمک شود غافل از اینکه خودمان نیازمند تر هستیم اینهم نتیجه اداره کردن جهان . پولی که باید خرج چنین مراکزی شود هزینه آنجا میشود .
بسيار خوب است اطلاع رساني در اين مورد بيشتر صورت گيرد وهمچنين كمك مالي بيشتري به اين قسم افراد شود تا شايد جامعه از وجود چنين افرادي پاك شود
ایا ادرس وشماره حسیابی برای کمک وارزیابی این مرکز وجود دارد
کسانی که دیروز به آنها در مدرسه گفته میشد: شماها آینده سازان این مملکتید!
کسانی که امروز مطرود جامعه شدند و از این جامعه بیزار هستند! چه کسی مقصر است؟ من؟ شما؟ جامعه؟ خودشان؟ فکر کنم که همه مقصریم! همه!
مولا علی حیدر کرار و جد قائم آل محمد که قیام خواهد کرد و دنیا را پر از داد میکند پس از آنکه بواسطه بیدادان پر از ظلم (و رانت و زیاده خواهی و کنز طلبی) شده- فرمود: دره فقر ندیدم مگر آنکه کنارش کوهی (تلمباری) از ثروت (زیاده خواهی و پر خوری)- نیم ملیارد حقوق برای یک فوتبالیست!! الله اکبر
درود بر مملکت داران ایرانی
همه ما خوبیم اما تو باور مکن
من نوعي در قيامت چه جوابي دارم كه بدهم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تیکه به جا مانده از ازدواج های صیغه ایی و موقت رو حال کردم تابناک
دستت درد نکنه
من خودم دو سه نمونه تو دوست و فامیل دارم که..... خیلی سخت به خدا! چرا موقع این ازدواجها به عواقبش فکر نمی کنند؟؟؟؟
ساعت کار خانه خورشید از صبح تا بعدظهر میباشد،اگر دولت مساعدت کند و این مکان بصورت شبانه روزی دایر باشد امید بازگشت این معتادان به آغوش جامعه چندین برابر میگردد،ضمن اینکه اکثر این خانمها فقط معتاد هستند و اهل هیچگونه خلاف دیگری نیستند،به امید آنکه دولت مراکز متعددی برای نجات اینگونه قرار دهد و به قول پیر سفر کرده جماران حضرت امام خمینی(رض) نجات یک معتاد نجات جامعه است.
بخشهای از این گزارش مغرضانه به ازدواج موقت نگاه نموذه است.
لطفا با ذکر شماره حساب این مرکز به ما این فرصت را بدهید از این همنوعان مان حمایت کنیم. با تشکر
سلام
بهتر بود روش کمک به اين موسسه رو هم می گفتيد. مثلاً شماره حساب يا چيزی مثل اين.
اگر هر مقامی در هر رده و جایی در این مملکت باشد و با هر اسم و عنوانی در حکومت ادعای خدمت کند و این وضعیت زن ایرانی را ببیند و کاری نکند خائن به ملت و کشور است و مستوجب شدیدترین کیفر
خدا لعنت کند کسانی را که غیرت و حمیت و ارزش را در این کشور از بین بردند و فقط ادعای مسلمانی دارند
گرمسلمانی به این است که حافظ دارد
وای اگر از پس امروز بود فردایی
والله که با این وضعیت زنان کشور کمک به کشور های دیگر خیانت محض است
خدایا شکر که خانه ای دارم و سرپناهی
ممنونم که همچین گزارشی رو منتشر کردین
ممنونم که همچین گزارشی رو منتشر کردین
اقدامی دیر اما موثر
حالا هی تبلیغ صیغه کنید
بودجه را مي توانند از ونزوئلا ، دفتر كرزاي ، لبنان و ... تامين كنند.واي بر مسوولان نظامي كه ادعاي مسلماني و اسلامي دارند ، در كشورشان نه تنها به خاطر فقر خود فروشي مي شود كه حتي بودجه براي نگهداري خودفروشان هم وجود ندارد.
بسیار ناراحت شدم اما اونجایی که از روابط صیغه ای وموقت می گه منو به فکر فرو برد.
خودفروشی یا صیغه؟
.فقر و بدبختی همان چیزی است که در دین ما از ان به عنوان اولین عامل بی ایمانی یاد شده در مملکتی که از ثروتهای غنی برخوردار است باید شاهد فقر و بدبختی هم میهنمان در تهران و همه شهر ها باشیم.باید شاهد سالیانه کوچ ایرانیان جوانی که کمی دستشان به دهنشان می رسد برای کار در ممالک دیگر دنیا باشیم بروند و جای دیگری را اباد کنند.سرمایه های انسانی به شکر خدا در ایران مانند سرمایه های ملی مردم در حال نابودی است.30سال گذشت تا کی به فکر اندوختن در جیب هایتان مردم پس کی ؟تاریخ درس بزرگی است.از استانه تخریب فریاد و ..بترسید
خدا خیرشون بده اونهایی که این مراکز می گردونند باید برای اینجور مراکز شماره حساب داد نه برای ......
حالا مسوولین رجز خوانی برای دنیا کنند و شما از کارتن خوابهای نیوورک بنویسید و از ترس تمام کامنت ها را هم حذف کنید.
بهتر بود آدرسش را قید میکردید که اگر کسانی تمایل به کمک به این مرکز را داشته باشند بتوانند کمک کنند.
یه شماره حساب واسه این مرکز اعلام کنید بالاخره هنوز خیلی ها هستند که عاطفه دارن.
متشکرم از این کار خوبتون
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.