صلابت و پایداری گاندی مقابل فیلسوفان یهودی و آمریکایی در مخالفت با صهیونیسم
ابتدا، هرمان کالنیچ، دوست یهودی گاندی از آفریقای جنوبی، در سال ۱۹۳۷ به هند رفت و طی چند هفته اقامت در آنجا، تلاش داشت گاندی را به موافقت با صهیونیسم مجاب کند. سپس در دهه ۱۹۳۰، متعاقب درخواست ربی استفن وایس، جان هاینز هولمز، صلح طلب امریکایی تلاش کرد اعلامیه ای از گاندی در موافقت با صهیونیسم به دست آورد.

به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، حمله بزرگ حماس به رژیم صهیونیستی، دولت نارندرا مودی را نیز در معرض شوک بزرگی قرار داد. با این حال، برخلاف اغلب کشورهای منطقه که واکنش محتاطانهای در برابر این قضیه از خود نشان دادند، واکنش دولت هند به این رخداد، بسیار سریع و در راستای محکومیت این حمله و اعلام همبستگی با رژیم صهیونیستی انجام گرفت.
چنین واکنش از سوی حزب حاکم بیجیپی با توجه به تلاشهای چند سال اخیرش برای برقراری ارتباطی نزدیک با جهان غرب و رژیم صهیونیستی چندان دور از انتظار نبود. با این همه، درپیش گرفتن چنین رویکردی از سوی دولت نارندرا مودی میتواند سیاست خارجی هند را با چالش روبهرو کند.
آرمان فلسطین، میراث فراموش نشدنی گاندی؛ در زمانی که هند هنوز به استقلال نرسیده بود و بحث فلسطین در سطح جهانی در نقطه اوج خود قرار داشت، گاندی در مقالهای با نام «یهودیان» (۱۹۳۸) بهشدت با اقدامات انگلیس برای تشکیل یک دولت یهود در سرزمین فلسطین مخالفت کرد. گاندی در آن مقاله ضمن همدردی یا یهودیان، مسیحیان را به دلیل نوع برخوردشان با یهودیان مورد سرزنش قرار داد و در عین حال استدلالهای محکمی را در رد تشکیل یک دولت یهود مطرح کرد. (1)
دفاع از فلسطین ازمواضع مشترک گاندی و جواهر لعل نهرو
تعلق سرزمین فلسطین به ساکنان اصلی آن یعنی اعراب، استفاده انگلیسیها از زور سر نیزه و انجام این کار به عنوان توجیهی برای اقدامات هیتلر در اخراج یهودیان از آلمان؛ همگی بخشی از این استدلالهای وی بودند. این مواضع گاندی تا مدتها از سوی جواهر لعل نهرو و اسلاف وی مورد توجه قرار گرفت، بهطوریکه «آرمان فلسطین» یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی هند را تشکیل میداد.
براي بسياري از مردم دنيا، نام مهاتما گاندي با نام هند عجين شده و خيليها هند و ارزشهاي اين كشور را با ميراث ارزشمندي كه اين شخصيت بزرگ بنا نهاد، ميشناسند: اصولي مانند صلحورزي و عدم خشونت، قائل شدن به حقوق برابر و مساوي براي انسانها فارغ از قوميت و مذهب، استقلالطلبي، خودكفايي ملي و مبارزه با تبعيض و استعمار.
در ايران نيز به ويژه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، گاندي و آرمانهاي وي به ويژه از وجه مبارزه با استعمار و در راه استقلال و خودكفايي كشورش الهامبخش بوده و در ادبيات عوام و خواص همواره مورد اشاره و تقدير قرار گرفته است.
باوجود این شرایط، در سالهای اخیر و در سایه برخی تحولات بینالمللی همچون فروپاشی شوروی و تشتت مواضع اعراب در قبال اسرائیل، روابط هند نیز با رژیم صهیونیستی نزدیکتر شد؛ هر چند حتی دولت نارندرا مودی نیز برقراری روابط متعادل با دو طرف را مبنای کار خود قرار میداد. اما اکنون به نظر میرسد مودی این تعادل را کاملاً به نفع رژیم صهیونیستی برهم زده و با نادیده گرفتن میراث گاندی، احتمالاً موقعیت مخاطرهآمیزی را در داخل برای خود رقم زده باشد.
در نتيجه تلاشهاي آزاديخواهان و رهبراني مانند گاندي، نهرو، سردار پاتل، آمبدكار و... هند در سال 1947 به استقلال رسيد.رهبران آزاديخواه هند برمبناي ديدگاهي كه متاثر از تفكر و ميراث گاندي بود، هند مستقل را پايهگذاري و قانون اساسي و دولت جديد را تشكيل دادند. با توافق رهبران هند با محمدعلي جناح، بخشهايي از هند كه شامل پاكستان امروز و بنگلادش ميشد، باتوجه به اختلافات مذهبي بين هندوها و مسلمانان و با هدف تشكيل كشوري مستقل براي مسلمانان از سرزمين هند جدا شد و كشور پاكستان شامل دو بخش شرقي و غربي را تشكيل داد.(2)
رفاقت هند با اسرائیل برای تاثیر گذاری بر ایران و کشورهای خلیج فارس
همچنین اسرائیل سعی می کند که از گسترش روابط با هند بر پیوندهای هند و ایران و دولت های عربی خلیج فارس تاثیر بگذارد. از طرفی هند سعی دارد که از روابط با اسرائیل علیه پاکستان بهره گیری کند و از طریق اسرائیل به انواع پیشرفته تری از سلاح های نظامی دسترسی داشته باشد.
واکنش گاندی به صهیونیسم و مساله فلسطین ، از لایه های معنایی خاصی از یک موضع اخلاقی گرفته تا واقعگرایی سیاسی برخوردار است.
گاندی؛ ناسیونالیسم فرهنگی و مذهبی صهیونیسم را رد کرد
جالب است گاندی در عین این که بشدت با جدایی دین و سیاست مخالف بود، مدام و با شور و حرارت زیاد، ناسیونالیسم فرهنگی و مذهبی صهیونیسم را رد می کرد. از نظر وی ، مذهب نباید به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی عمل کند، بلکه وی به دنبال این بود که مذهب، مبنایی اخلاقی برای سیاست دولت ملی فراهم کند؛ بنابراین تلاش برای تحمیل یک مذهب خاص ، به عنوان پشتوانه یک دولت ملت، مانند مورد صهیونیسم نمی توانست مورد قبول وی واقع شود.
اقدامات و رويكردهاي مهاتما گاندي در احترام به همه اقوام و مذاهب به ويژه مسلمانان و تاكيد وي بر صلح و همزيستي از همان ابتدا با مخالفت گروههاي هندو تندرو در آن كشور مواجه بود. آنچه بيش از پيش آتش اختلافات را شعلهورتر كرد، تقسيم هند به دو كشور و كوچ و جابهجايي تعداد زيادي از مردم دو كشور تازه تاسيس شده بود كه شاهد صحنههايي از غمانگيزترين نسلكشيها و منازعات فرقهاي در تاريخ بشر بود.
نفرت از گاندي و تفكر او بویژه در مورد آرمان فلسطینی و مردم مسلمان آن فارغ از شیعه و سنی بودن باعث شد تا گروهي از هندوهاي افراطي كمر به قتل «پدر ملت» بگيرند، زيرا از چشم آنها گاندي با تساهل در برابر مسلمانان، به ملت خيانت كرده بود. با قدرت گرفتن حزب بهاراتيا جاناتا، ميراث گاندي برای صلح فلسطینی در حال زوال و تفكر افراطيوني چون گودسه در حال مركزيت يافتن و غالب شدن است.(3)
نارندرا مودي، نخست وزير و بسياري از ياران و متحدان او در دولت فعلي هند عضو همان سازمان RSS هستند كه گودسه در آن عضو بود. سازمان RSS كه مادر اعتقادي حزب حاكم بهاراتيا جاناتا (BJP) در هند محسوب ميشود، در سال 1925 تشكيل شد و بسياري از رهبران و ايدئولوگهاي امروز هند مانند آميت شاه، وزير كشور، استراتژيست و مغز متفكر حزب، از اعضاي فعال آن بودهاند. اين سازمان با ديدگاه مسلمانان ومليگرايي سكولار مخالف و طرفدار مليگرايي هندويي است، تفكري كه از آن به عنوان هندوتوا هم ياد ميشود.
از زمان روي كار آمدن نارندرا مودي در سال 2014، حزب بهاراتيا جاناتا اقدامات بيسابقهاي در عرصههاي مختلف انجام داده تا اقليتها و به ويژه مسلمانان را تحت فشار مضاعف قرار دهد و عناصر تاريخي اسلامي را از چهره هند پاك كند.
نارندرا و تغيير نام اسامی اسلامی و مواد درسی به هندی
طي سالهاي اخير در بسياري از ايالتها به ويژه آنهايي كه در آن حزب بهاراتيا جاناتا حاكم است، شاهد تصويب قوانيني مانند جرمانگاري كردن ازدواج با هدف تغيير دين، ممنوعيت حجاب براي دختران در اماكن آموزشي و غيره هستيم. تغيير نام بسياري از اسامي اسلامي شهرها به هندي، تغيير مواد كتب تاريخي، درسي و ... فعالانه و سازمان يافته از سوي دولت دنبال ميشود.
اماكن تاريخي اسلامي در سايه عدم رسيدگي در حال تخريب و پولهاي هنگفتي هزينه ساخت و نگهداري معابد هندو ميشود. هتاكان افراطگراي هندو آزادانه و در سايه سكوت دولت حاكم از نسلكشي مسلمانان در فلسطین و غزه صحبت ميكنند و از اسلام وحماس و حزب الله به عنوان دين مهاجمان و متجاوزان نام ميبرند.
وقتي مسلمانان به مسالهاي مانند تصويب تبعيضآميز اصلاحيه قانون شهروندي اعتراض ميكنند، خانههاي آنان به بهانههاي مختلف با بولدوزر با خاك يكسان ميشوند. جريان راستگراي هندوگرا جامعه تكثرگرا و متساهل هند را تهديد ميكند و در اين بين استقلال اركان دموكراسي در هند مانند قوه مجريه، دادگاهها و پارلمان اين كشور روز به روز در حال تضعيف است.
بنابراين بايد گفت، هند امروز ديگر هند گاندي نيست و با ارزشها و ميراث بزرگاني مانند گاندي و نهرو فرسخها فاصله گرفته است؛ هند امروز كشوري است كه قاتلان گاندي و همفكران ناتورام گودسه وحمله کنندگان به آرمان فلسطین و غزه آن را به گروگان گرفتهاند و با قطبيسازي جامعه و بهرهبرداري از راي اكثريت هندو اين كشور را از ارزشهاي اصيل و ميراث تاريخي گاندی دور ميسازند.
تاریخ فلسطین در نیمه اول قرن بیستم با منازعه بین ۲ نوع ناسیونالیسم مشخص می شود؛ صهیونیسم و ناسیونالیسم اعراب فلسطینی. صهیونیسم در تلاش بود که با استعمار سرزمین فلسطین از طریق مهاجرت گسترده یهودیان، دولتی یهودی در فلسطین تاسیس کند و ناسیونالیسم عربی ، به دنبال آزادی ساکنان سرزمین فلسطین از استعمار و کنترل امپریالیستی بود. (4)
مخالفت گاندی با حکومت صهیونیستها و نقشههای تقسیم سرزمین فلسطین
گاندی به عنوان رهبر یک جنبش ملی و رهبر کنگره ملی هند، نقش زیادی در شکل گیری تصورات مردم هند از جنبش ناسیونالیستی و ضدامپریالیستی جهان عرب داشت. در سال ۱۹۳۷ اجلاس کمیته کنگره هند در کلکته ، مصرانه با حکومت ترور صهیونیست ها و نقشه های تقسیم سرزمین فلسطین مخالفت کرد و همبستگی مردم هند با جنبش اعراب برای آزادی ملی را اعلام کرد. این اجلاس به سال ۱۹۳۸ در دهلی، در قطعنامه خود از انگلیس خواست تا اجازه دهد یهودیان و اعراب، مساله را میان خودشان با مسالمت حل و فصل کنند و از یهودیان خواست در پشت امپریالیسم انگلیس پناه نگیرند. گاندی از یهودیان خواست با کنار گذاشتن کمک سرنیزه انگلیس، در پی جلب حسن نیت اعراب باشند.گاندی و کنگره ملی هند، بصراحت از ناسیونالیسم عربی حمایت کردند و گاندی بشدت با ناسیونالیسم صهیونیستی مخالفت می کرد.(4/1)
مهمترین نیروی محرکه چنین مواضعی، میراث مشترک جنبش ضد امپریالیستی هندیان و فلسطینیان بود. دیدگاه های گاندی درباره صهیونیسم و احساس مسوولیت وی نسبت به سرنوشت فلسطینیان که از دهه ۱۹۳۰ شروع شده بود، تاثیر زیادی در شکل گیری موضع مستقل هند در قبال مساله فلسطین داشت.
توصیه گاندی به یهودیان در آلمان و اعراب در فلسطین ، مقاومت غیرخشونت آمیز بود. گاندی با توجه به مساله یهود در آلمان اظهار کرد: من معتقدم که اگر فردی شجاع و باتدبیر از میان آنان برخیزد و آنان را به سوی یک اقدام غیرخشونت آمیز رهبری کند، پاییز ناامیدی آنان در یک چشم بر هم زدن ، تبدیل به بهار امید خواهد شد.
دیدگاه های وی درباره صهیونیسم و توصیه وی به اقدام غیرخشونت آمیز و از خودگذشتگی ، واکنش هایی از خشم گرفته تا ناامیدی را میان یهودیان آلمان ایجاد کرد. یهودیان صلح طلب مشهور مانند مارتین بابر، یهودا مگنز و جیم گرینبرگ که قبلا گاندی را می ستودند، از دیدگاه های ضدصهیونیستی گاندی بشدت آزرده خاطر شدند و او را متهم کردند که از روح صهیونیسم آگاهی ندارد.
مذهب نباید به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی عمل کند، و گاندی به دنبال این بود که مذهب ، مبنایی اخلاقی برای سیاست دولت ملی فراهم کند.
مارتین بابر(5) در پاسخی طولانی به سرمقاله گاندی گفت: آقای مهاتما، شما فقط درباره حق مالکیت نگران هستید، ولی از سوی دیگر شما حق ایجاد سرزمینی آزاد را برای کسانی که تشنه آن هستند در نظر نمی گیرید.
گاندی؛ صهیونیسم را از نقشه های انگلیس می دید که در پی استعمار فلسطین بود
همان گونه که قبلا ذکر شد، گاندی مخالف این دیدگاه بود که عطش صهیونیسم برای سرزمین فلسطین ، حقی برای آن ایجاد کند. گاندی در ۷ ژانویه ۱۹۳۹ در پاسخ نوشت: از نظر من، عدم خشونت تنها یک فضیلت شخصی نیست ، بلکه از نظر من این امر، یک فضیلت اجتماعی است که باید همانند دیگر فضایل پرورش یابد. من به دنبال این هستم که عدم خشونت در سطح ملی و بین المللی گسترش پیدا کند.
براساس گفته پل پاور، ۴ عامل در شکل گیری موضع گاندی درباره صهیونیسم تاثیر داشت: اول این که وی با احساسات مسلمانان هند که ضدصهیونیستی بود، همدلی داشت؛ چراکه آنان به خاطر احساساتشان نسبت به مسلمانان خاورمیانه با دولت یهودی مخالف بودند. دوم این که ، وی با هر گونه روش صهیونیستی ناسازگار با شیوه غیرخشونت آمیز خود مخالف بود. سوم این که، وی صهیونیسم را در تقابل با ناسیونالیسم پلورالیستی خود می دید و چهارم این که وی صهیونیسم را جزیی از نقشه های انگلیس می دید که در پی استعمار فلسطین بود.(6)
گاندی در مقابل تمامی تلاشهای صهیونیست ها مقاومت کرد و صهیونیست ها در پی این بودند که او را وادار کنند موضعی به نفع صهیونیسم اتخاذ کند. جی.اچ.جانسن درباره شکست لابی گری صهیونیسم درباره گاندی چنین نوشت: «با وجود اقدامات متعدد و مختلف صهیونیستی از فشار آوردن گرفته تا ترغیب و اقناع که به نام لابی گری شناخته می شود و با وجود این که صهیونیست ها در این کار خبره هستند، ولی موضع ضدصهیونیستی گاندی در طول تقریبا ۲۰ سال ثابت بماند.»(7)
صلابت و پایداری گاندی مقابل فیلسوفان یهودی و آمریکایی در مخالفت با صهیونیسم
علاوه بر این اقدامات، پل پاور به ۴ مورد دیگر از تلاشهای صهیونیستی برای جلب نظر گاندی اشاره میکند. ابتدا، هرمان کالنیچ، دوست یهودی گاندی از آفریقای جنوبی، در سال ۱۹۳۷ به هند رفت و طی چند هفته اقامت در آنجا، تلاش داشت گاندی را به موافقت با صهیونیسم مجاب کند. سپس در دهه ۱۹۳۰، متعاقب درخواست ربی استفن وایس، جان هاینز هولمز، صلح طلب امریکایی تلاش کرد اعلامیه ای از گاندی در موافقت با صهیونیسم به دست آورد.
در مارس ۱۹۳۶، سیدنی سیلورمن، نماینده پارلمان انگلیس از حزب کارگر و از طرفداران استقلال هند، کوشش زیادی کرد تا عقیده گاندی را تغییر دهد. در انتهای گفتگویی داغ، گاندی به وی گفت من پس از این همه گفتگو، نمیتوانم عقیدهای را که ابتدا به شما گفتم تغییر دهم.
چهارمین تلاش صهیونیست ها برای تغییر نظر گاندی توسط لوئیس فیشر، زندگینامه نویس مشهور گاندی(8) صورت گرفت.گاندی در ۱۴ جولای ۱۹۴۶ در پاسخ وی چنین گفت: «به نظر من صهیونیست ها اشتباه بزرگی مرتکب می شوند که می خواهند به کمک امریکا و انگلیس و اینک به کمک تروریسم عریان ، خود را به فلسطین تحمیل کنند، چرا آنان برای تحمیل خود به یک سرزمین ناخوانده ، به پول امریکا یا سلاح انگلیس تکیه کرده اند؟ چرا آنان باید برای اشغال فلسطین به تروریسم متوسل شوند؟»
چند ماه پیش از این که گاندی به قتل برسد، وی به سوالی از رویترز با این مضمون که راه حل مساله فلسطین چیست؟ چنین پاسخ داد: «به نظر می رسد این مساله ، تقریبا غیرقابل حل شده است. اگر من یک یهودی بودم به صهیونیست ها می گفتم اینقدر احمق نباشید که به تروریسم دست بزنید، یهودیان باید با اعراب رابطه برقرار کنند، دست دوستی به سوی آنان دراز کنند و نباید به کمک امریکا و انگلیس اتکا کنند، یهودیان باید مطابق آنچه یهوه بر آنان نازل کرده ، عمل کنند.»
همچنین در این رابطه ،مولانا محمود مدنی (9) از جمعیت علمای اسلامی هند ضمن محکوم کردن سفر «رووین ریولین»(10)
رئیس رژیم صهیونیستی به دهلی نو گفته بود اگر هند در روابط خود با رژیم ظالم و کودک کش اسرائیل تجدید نظر نکند حزب جمعیت علمای اسلامی هند دست به اعتصابات گسترده ای خواهد زد. سفر رئیس رژیم اسرائیل به هند و اقدام دولت «نارندرا مودی» در برگزاری جشن روابط دیپلماتیک ۲۵ ساله هند با رژیم صهیونیستی حمله به ارزشهای کشور بزرگ هندوستان است.
عدم روابط دیپلماتیک گاندی و جواهر لعل نهرو با رژیم صهیونیستی
دبیر کل جمعیت علمای هند در سخنانی دیگر گفته بود که شایسته نیست کشوری که رهبرانی چون «مهاتما گاندی» و «جواهر لعل نهرو» دارد با رژیمی غاصب روابط دیپلماتیک داشته باشد. داشتن روابط اقتصادی با رژیم اسرائیل بدین معنا است که هند نیز در اقدامات نژادپرستانه، ظالمانه و ضد حقوق بشری این رژیم شریک است.کشور هندوستان و رهبران آن در مقابل زورگویان و قدرتهای استعماری ایستادند و خود را از یوغ استعمار آزاد کردند و از مظلومین در مقابل زروگویان تاریخ حمایت کردند.
وی به شبکه تلویزیونی «ایندیا تی وی» گفته بود که رژیم اسرائیل در چند دهه گذشته در کشتار هزاران زن و کودک بیگناه و مظلوم فلسطینی دست داشته است و اصول و ارزشهای انسانی را زیر پا گذاشته است. مثال آن نیز تحریم اذان و نماز در مساجد فلسطین اشغالی است.اگر رژیم اسرائیل به قطعنامه های سازمان ملل عمل نمی کند و با وجود درخواست سازمان ملل، مسلمانان را در سرزمین هایشان محصور می کند، پس بدون هیچ گونه تاخیری باید رژیم اسرائیل را یک رژیم غاصب و تروریست خواند و علیه آن تحریم های اقتصادی وضع کرد. دولت هند هر چه سریعتر روابط سیاسی، اقتصادی و نظامی خود را با رژیم اسرائیل قطع کند و نخست وزیر هند از سفر به اسرائیل خودداری کند.
منابع و ماخذ:
1)- راماکر یشنان ،استاد دانشگاه گاندی هند، عضو هیات علمی دانشگاه جواهر لعل نهرو، دانشکده مطالعات بین الملل
2)- همان
3)-علیرضا ادبی ،کارشناس شبه قاره،هند به دور از میراث گاندی، روزنامه اعتماد نیوز،شماره 5437،سه شنبه 9اسفند1401
4)-میراحمدرضامشرف، تحلیلگر مسائل شبه قاره، هند ودوری از میراث فلسطین گاندی،روزنامه قدس ،شماره 10205،22مهر1402
4/1)-میراحمدرضامشرف، تحلیلگر مسائل شبه قاره، هند و دوری از میراث فلسطین گاندی،روزنامه قدس ،شماره 10205،22مهر1402
5)-فیلسوف و استاد دانشگاه، یهودی تبار اتریشی، ۱۷ بار نامزد جایزهٔ ادبیات و صلح نوبل و طرفدار تشکیل کشور مشترک یهودی -مسلمان بود. وی به همراه آلبرت انیشتین، زیگموند فروید و حاییم وایزمن از مؤسسان و اعضای اولین هیئت علمی دانشگاه عبری اورشلیم بود.
6)- میراحمدرضامشرف، تحلیل گرمسائل شبه قاره ،هند و دوری از میراث فلسطین گاندی، روزنامه قدس، شماره 10205،22مهر1402
7)- علیرضا ادبی ،کارشناس شبه قاره،هند به دور از میراث گاندی ،روزنامه اعتماد نیوز،شماره 5437، سه شنبه 9 اسفند 1401
8)-لوئیز فیشر (29 فوریه 1896 - 15 ژانویه 1970) روزنامهنگار آمریکایی بود. از جمله آثار وی، سهمی در رساله سابق کمونیست خدایی بود که (سال 1949)، زندگی مهاتما گاندی (1950)، پایه و اساس فیلم برنده جایزه آکادمی گاندی (1982) و همچنین زندگی لنین، که برنده جایزه ملی کتاب سال 1965 در تاریخ و زندگینامه شد.
9)- دبیر کل جمعیت علمای هند، به نقل از روزنامه «پاکستان»،در گفتگو با شبکه تلویزیونی «ایندیا تی وی»
10)- سیاستمدار کهنهکار حزب دست راستی لیکود است که توسط نمایندگان پارلمان اسرائیل (کنست) به عنوان رئیسجمهوری جدید این کشور انتخاب شد.
ریولین دهمین رئیسجمهور اسرائیل از هنگام ایجاد آن، است. وی پیشتر رئیس کنست و عضو کابینه اسرائیل بود و در دور دوم رایگیری موفق شد مئیر شیطریت، عضو کنست را با ۶۳ رای در مقابل ۵۳ رای شکست دهد.رووین ریولین جانشین شیمون پرز، رئیسجمهوری اسرائیل شد که دوره هفت ساله ریاستجمهوریاش ژوئیه ۲۰۱۴ به پایان رسیده بود.رووین ریولین با تشکیل کشور مستقل فلسطینی مخالف است در حالیکه شیمون پرز، رئیسجمهوری سابق در سال ۱۹۹۴ همراه با اسحاق رابین و یاسر عرفات جایزه صلح نوبل را به خاطر فعالیتهایش روی پیمان صلح اسلو با فلسطینیان دریافت کرد.
علی معروفی آرانی پژوهشگر حوزه صهیونیسم و یهودیت
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
قابل توجه جنگ طلبان در سرتاسر دنیا!!!!!!!!!!!!!!
قابل ذکراست که شعار نهرو، که دموکراسی مهمتر از ملت نیست، آشکارا فاقد منطق دموکراتیک بود و از این حیث، نمرهای منفی در کارنامۀ او به عنوان یک رهبر دموکرات ثبت شد؛ زیرا همان منطقی که هند را از زیر یوغ استعمار بریتانیا بیرون آورد و مستقل کرد، از سوی مسلمانان هند به کار گرفته شد و منجر به تاسیس کشور پاکستان گردید.
اینکه نهرو دموکراسی را فدای عدالت اجتماعی نکرد، تا حد زیادی ناشی از تحصیل و تربیت فکری او در انگلستان بود که مهد لیبرالیسم در دنیا است. زیستن نهرو در انگلستان، او را متوجه اهمیت "آزادی" کرده بود و او نیز مثل سوسیالیستهای انگلیسی، سوسیالیسمی آزادیخواهانه را در پیش گرفته بود و به همین دلیل برای تحقق عدالت اجتماعی، در دوران طولانی زمامداریاش در هند، آزادی را در کشورش از بین نبرد.
نهرو فقط در مقایسه با مهاتما گاندی، دومین چهرۀ توانمند هند در قرن بیستم محسوب میشود و الهامبخش نسل کاملی از هندیان برای مشارکت در فرایند دموکراسی و ارزش نهادن به آن بود.
به هر حال اگر گاندی پدر هند بود، نهرو معمار اصلی دموکراسی هند به شمار میرود. اگر نهرو فردی مثل لنین بود، در هند حمام خون برپا میشد. اما او از دیکتاتوری و خشونت پرهیز کرد و ارادۀ خودش را با تکیه بر روشهای دموکراتیک و قانونی به کرسی مینشاند.
بیشتر اعضا ی خانواده گاندی ها سرنوشت مشترکی داشتند آنها در اوج محبوبیت به کام مرگ رفتند
سرنوشت عجیب گاندیها ؛ خانواده گاندی اصلیت ایرانی دارد؟
طی سالهای استقلال هند که به همت مهاتما گاندی بهدست آمد، خانواده گاندی ۴۰ سال عهدهدار پستهای حساس و مهم مملکتی بودهاند.
دست مریزاد!
دست مریزاد!
سپاسگزارم،
«عمران خان» و «گاندی» در میان اهداف جاسوسی بدافزار اسرائیلی بودند
عدمخشونت گاندی صرفاً راه و روشی برای اعتراض و نافرمانی نیست، بلکه افزون بر آن امکانیست برای اداره دموکراتیک جامعه.عکس
فعالیتهای گاندی که او را به عنوان یک پیشوا در هند بزرگ کرد.
جایی که آزادیهای سیاسی آرزوست هند
فلسطین متعلق به ملت عرب است، همانگونه که انگلستان به انگلیسی ها و فرانسه به فرانسوی ها تعلق دارد; بر همین اساس، تحمیل این خواسته یهود به عرب ها، بسیار غیر انسانی و اشتباهی بزرگ است . آنچه امروز در فلسطین اتفاق می افتد، با هیچ پایه سلوکی و اخلاقی توجیه بردار نیست . هیچ کدام از خشونت های آنان، به ویژه جنگ اخیرشان قابل توجیه نیست . با تاکید می گویم که اگر عرب ها تسلیم خواسته یهود شوند و فلسطین را در اختیار آنها بگذارند (چه بخشی از آن و چه تمام آن را)، مرتکب یک جنایت ضدبشری خواهند شد .
قرائت گاندی از یهودیسم به روایت دکتر «نادیه جمال الدین » چنین است که می نویسد: «در حالی که کتاب های کتابخانه ای را مرتب می کردم، به کتابی به زبان اسپانیایی تحت عنوان «انقلاب فلسطین و جهان سوم » برخورد کردم که نام نویسندگان مقالات آن توجهم را جلب کرد . از مهم ترین این نامه ها مهاتما گاندی، چه گوارا، هوشی مینه و چند نام دیگر بود» .
اگر این کلمات از فردی جز «گاندی » ، رهبر مبارز هند صادر می شد، بلادرنگ به جانبداری از یهودیان افراطی اسرائیل متهم می شد; اما شخصیت گاندی به عنوان مبارز خستگی ناپذیر علیه استعمار انگلیس، به خواننده این کلمات اجازه چنین قضاوتی را نمی دهد . البته نباید از نظر دور داشت که گاندی این دیدگاه ها را در سال 1938 و 1946 ابراز داشت و معلوم نیست که اگر او تا سال های اخیر ادامه حیات می داد، چه دیدگاه و قرائتی از یهودیان اسرائیل می داشت .
طبق نوشته های این یادداشت گاندی با اسراییل مخالف بود و اجازه تقسیم سرزمین رن را نمی داد و کاش این طوری بود که نارندا هم مخالف اسراییل باشه اگه این طوری بود خیلی به حال مسلمانان خوب می شد.
این اذیت و آزار مسلمانان و عدم دموکراسی واقعی و عدم احترام به عقاید و فرهنگ های دیگران در هند باعث انقلاب و جدایی ایالت های بیشتری از هند در آینده می شود سرفرصت مناسب.
در مورد ورود آمریکا به جنگ، مطمئن باشید آمریکا اهل خراب کردن پلهای خود در منطقه نیست، اهل تهدید و تطمیع ولی هست...مطمئن باشید اگر قیمت نفت تحت فشار قرار بگیره، آمریکا خودبخود چرخهای صنعتش میخابه...انرژی ارزان، آمریکا رو آمریکا کرده...پس محکم بایستید
گاندي در مقابل تمامي تلاشهاي صهيونيست ها مقاومت کرد و صهيونيست ها در پي اين بودند که او را وادار کنند موضعي به نفع صهيونيسم اتخاذ کند.
گاندي مخالف اين ديدگاه بود که عطش صهيونيسم براي سرزمين فلسطين ، حقي براي آن ايجاد کند. گاندي در 7 ژانويه 1939 در پاسخ نوشت : از نظر من ، عدم خشونت تنها يک فضيلت شخصي نيست ، بلکه از نظر من اين امر، يک فضيلت اجتماعي است که بايد همانند ديگر فضايل پرورش يابد. من به دنبال اين هستم که عدم خشونت در سطح ملي و بين المللي گسترش يابد.
گاندي و کنگره ملي هند، بصراحت از ناسيوناليسم عربي حمايت کردند و گاندي بشدت با ناسيوناليسم صهيونيستي مخالفت مي کرد.
ناسیونالیسم هندی و اسرائیلی فرق داره . هندی آزادی بیان داره اما اسرائیلی نداره اونا مظهر خشونت و جنگ هستند اما هندی ها مظهر صلح و دوستی و صلابت
گاندي در عين اين که بشدت با جدايي دين و سياست مخالف بود، مدام و با شور و حرارت زياد، ناسيوناليسم فرهنگي و مذهبي صهيونيسم را رد مي کرد.
گاندي بنيانهاي اساسي صهيونيسم سياسي را زير سوال برد. گاندي ايده دولت يهودي در ارض موعود را رد کرد و گفت مفهوم فلسطين در کتاب مقدس ، يک منطقه جغرافيايي خاص نيست. صهيونيست ها پس از در پيش گرفتن سياست استعمار فلسطين و در پي کسب حمايت انگليس به وسيله اعلاميه بالفور در 1917 براي تاسيس يک کشور يهودي در فلسطين تلاش داشتند تا حداکثر حمايت بين المللي را به دست آورند.
موفقیت گاندی در ساختن یک ملت تاثیر مثبتی بر زندگی دموکراتیک هند داشت. باید ملت و دولتی وجود داشته باشد تا نوبت به تحقق دموکراسی برسد.اما الان نارندا آنها را بر باد داد
گاندی و نهرو معمار فرهنگ و آزادی و پیشرفت برای هند بودند و ملت خودشان را ساختند ولی الان اسراییل داره ملت و فرهنگ و سنت را عوض می یکینه در این کشور
مهمترین ناکامی گاندی، ناتوانی او در متقاعد ساختن طبقات بالا و متوسط مسلمانان هندوستان بود که هند مستقل مدافع منافع آنان نیز خواهد بود. او تاکید داشت که هندوی مذهبی بودن به معنای ضدیت با مسلمانان نیست چراکه رحم و مدارای دینی همراه یکدیگرند.
این هم هست...در زندگی گاندی سیاست نقش عمده داشت، اما سیاست برای او جستوجویی اخلاقی و نوعی ابراز عقاید عمیقا مذهبی و اخلاقی بود. بدون درک عقاید مذهبی عمدۀ او، مشکل بتوان سیاست او را دریافت.
گاندی پیروان مسلمان هم داشت که برخی از آنها نیز عمیقا مذهبی بودند. اما سیاستمداران مسلمان با جلب حمایت طبقۀ متوسط مسلمانان، بر گاندی و نهرو پیروز شدند. از 100 میلیون مسلمان هند در 1947، حدود 65 میلیون نفر تابعیت پاکستان را پذیرفتند. تشکیل پاکستان با شورشهای فجیع هندو-مسلمان همراه بود.
اوردن هند به اسراییل اخرش جز بدبختی چیزی برای انها به ارمغان نخواهد اورد همانطور که برای امریکا نداشته است. امریکا سالیانه مبالغ هنگفتی باید هزینه سایبری کند برای همین دزدهای هندی که نه کار درست انجام می دهند و جز دزدی کار دیگری ندارند.
ته قلب نویسنده مصادره به مطلوب؟؟؟؟
هندوها بهترین قوم برای کولی دادن هستند. انگلیس با استفاده از سربازان هندی به کشورگشایی و استعمار مشغول بود.
حالا هند دیگه چیه که بخواد از کسی حمایت کنه؟؟؟؟؟
دولت هند به دنبال پول و درامد زایی است تا فقثر را برای مردمش ریشه کن کنه. ولی قلبا از اسراییل متنفراست
هند در خیری نفت از ایران می تونه حمایت کنه و این برای ما پون محسوب میشه پس می تونه حمایت کنه
بنده خدا گاندی این همه جون کند هند مستقل بشه اونوقت یک عده خائن زمام کشورشون رو دادن به انگلیس و اسراییل
هند یه روزی بد جور پاچه ماروهم میگیره
مودی از ساخت تندیسهای گاندی در سراسر دنیا حمایت میکند. او در سازمان ملل گفت که نمایندهٔ سرزمینِ گاندی است، و اینکه برافراشتن تندیس گاندی در مقر سازمان ملل مایهٔ افتخار تمام هندیان است. پاردوکسِ گاندیِ مودی این است که تنها گاندیای که او میخواهد در پروژهٔ سیاسی خود وارد کند، یگ گاندیِ عاری از عقاید و اصول و شیوههای بنیادیِ خودِ گاندی است.
????????درود به به شما ??????? سپاسگزار از تلاشتان ??????
خیلی خیلی ممنون از زحمات شما جناب سودبخش✨
وتابناک با سلام ، احسنت و درود خداوند بر شما ...???
همین گاندی سر کنترل جمعیت هند بلایی سر مردم ش اورد که نگو کلا تو هند آدم جالبی نبوذه و مشکل داری بوده
مقاله خوبی بود
گاندی یگانه قهرمان مبارزه با استعمار
انیشتین یه حرف جالبی درباره گاندی میزنه اون میگه : «شاید نسل هایی که در آینده می آیند به سختی باور کنند که اصلا چنین فردی در قالب گوشت و پوست و خون بر روی همین خاک قدم برداشته»
واقعا سخن نهرو بسیار با معناست وقتی که میگوید که شما هم مصدق را داشتید ولی قدرش را ندانستید...راست میگوید زیرا با نگاهی به تاریخ ایران به روشنی میتوان دید که تنها مصدق بود که شبیه ترین فرد به گاندی بود و نهرو که نزدیکترین یار گاندی بود چه خوب این شباهت را دیده و بیان کرده است .افسوس که ما مردم قدر مصدق را ندانستیم ،همچنانکه پیش از او قدر امیرکبیر را و...
عرض من به آقای سبزواری است... مصدق تا حدودی چپگرا بود و نگاه و دیدگاهش با نگاه گاندی فرق می کرد با اینحال مصدق با فاصله ای دست نیافتنی از دیگر سیاستمداران صادق ترین فرد در سیاست کشورمان است
گاندی ازجنس مردم وبراي مردم خودش بود
سپاس، عالی بود
این مقایسه گاندی با مصدق هم از آن مغالطههای تاریخی است.
احسنت. روحت شاد مصدق....
یکی از نکات غیر معمول در مورد گاندیِ سرحدی، این است که مردم به اسم های مختلفی او را نامیده اند. کامل ترین اش، خان عبدالغفار خان است در کنار “فخر افغان“. ملالِی یوسف زهی، دختر شجاع پاکستان و برنده ی جایزه صلح نوبل، در سخنرانی اش در سازمان ملل؛ از “فخر افغان” در کنار ماندلا و مادر ترزا یاد می کند، اما او در وطن اش سال ها مغضوب و تحت نظر ماند تا درگذشت.
مهاتما گاندی روح جهان هند!
ملاقات با صلح در مقبره گاندی من اونجا رفتم و خیلی جالب و زیبا بود و همیشه به یاد دارم مقبره ای که انسان ها را به یاد بزرگی و صلابت و مردانگی و آزادی می اندازد . درود برایشان
سیک ها و بی دین ها همیشه مانع صلح و خشونت هستند . الان توی فیلم های هندی هم می بینین که همش خشونت دارند و حتی با هم حرف هم میزنند خشونت دارند.
تندیس در هند یعنی عزت دادن به یک شخصیت . اما معتقدم که هندی ها و مسلمانان و خواه سیک ها هنوز گاندی را دوست دارند.
برای من خیلی جالبه که گاندی و نهرو در مبارزه با اسرائیل و عدم پیمان با اسراییل متحد عمل کردند. ما باگذشت زمان فقط چیزی که الان بجای مونده مجسمه های گاندی است و نه اندیشه های او اینها را اسرائیلی ها کردند. تمام
گاندی نتوانست ریشۀ خشونت را در هند بخشکاند
مهاتما گاندی بالاترین مظهر سیاستورزی عاری از خشونت در قرن بیستم و چه بسا در طول تاریخ بشر است.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.