سهامداران در بلاتکلیفی تصمیمات صیدی/ از اقدامات خلقالساعه تا اطلاعرسانیهای شائبه دار
سهامداران در بلاتکلیفی تصمیمات صیدی
با گذشت بیش از ۹ ماه از وعدههای دولت چهاردهم برای حمایت از بورس و سهامداران، نهتنها اعتماد به بازار سهام بازنگشته، بلکه تصمیمات مبهم سازمان بورس، وضعیت را برای سهامداران دشوارتر کرده است.

با گذشت حدود ۹ ماه از آغاز به کار دولت چهاردهم، روند بازار سرمایه نهتنها با وعدههای رئیسجمهور و وزیر برکنارشده اقتصاد همخوانی ندارد، بلکه اعتماد سهامداران خرد و کلان نیز روزبهروز بیشتر خدشهدار میشود. در حالی که از «اعتمادسازی»، «هدایت نقدینگی» و «رونق تولید از مسیر بورس» سخن گفته شده بود، واقعیت بازار سرمایه چیز دیگری است.
به گزارش سرویس اقتصادی تابناک؛ حجتالله صیدی، رئیس سازمان بورس، از همان روزهای ابتدایی مسئولیت خود در این دولت، شعارهایی همچون «کاهش ریسک»، «افزایش شفافیت»، «صیانت از حقوق سهامداران» و «ارتقای کارایی بازار» را محور برنامههای خود معرفی کرد. اما در عمل، تصمیمات پرابهام سازمان بورس و فضای بیثبات حاکم بر بازار طی ماه های اخیر، موجب شده این شعارها در حد همان حرف باقی بمانند و خروجی قابل دفاعی نداشته باشد.
دامنهای که اعتماد را محدود کرد
یکی از نخستین اقدامات بحثبرانگیز، کاهش دامنه نوسان به مثبت و منفی ۳ درصد در سال گذشته بود. تصمیمی که به باور بسیاری از سهامداران، انگیزه خرید و فروش را کاهش داده و فضای رکودی بازار را تشدید کرده است. بسیاری از فعالان بازار سرمایه بر این باورند که چنین محدودیتهایی نه تنها از نوسانات جلوگیری نمیکند، بلکه موجب قفل شدن صفها، افزایش بیاعتمادی و خروج سرمایهگذاران میشود.
سرنوشت مبهم ابزارهای غیرمستقیم سرمایه گذاری
یکی از وعدههای همیشگی مدیران بازار سرمایه و سازمان بورس، توسعه سهامداری غیرمستقیم بوده است تا مردم را به سمت سرمایه گذاری در بورس هدایت کنند. اما حالا خود همین ابزارها با بحران اعتماد مواجهاند. به عنوان نمونه، صندوقهای سرمایهگذاری اهرمی که با ماهیت پرریسک طراحی شدند تا امکان بازدهی بالا برای سرمایهگذاران جسور فراهم کنند، مدتی است که گرفتار تصمیمات خلقالساعه سازمان بورس شدهاند.
بررسی ها نشان می دهد طی ماه های اخیر، سازمان بورس در اقدامی عجیب، بدون شفافسازی لازم، دامنه نوسان صندوقهای اهرمی را نیز به محدوده ۳± درصد محدود کرد، تصمیمی که ماهیت این ابزارها را زیر سوال برده و آنها را به صندوقهای معمولی بدل کرده است. نتیجه، شکلگیری حباب تا منفی ۱۰ درصد در نمادهای این صندوقهای اهرمی و از بین رفتن انگیزه خرید و فروش در آنها و ضرر و زیان به مردم بوده است.

تناقض در سیاستگذاری، سکوت در پاسخگویی
کارشناسان میگویند این تصمیم، در تضاد کامل با توصیههای پیشین سازمان بورس در خصوص توسعه مدل سهامداری غیرمستقیم است. با وجود اعتراضهای گسترده، نهتنها هیچ پاسخ شفافی از سوی مدیران بازار ارائه نشده، بلکه بدنه تصمیمگیری بازار سرمایه به سکوت ادامه داده است. این در حالی است که سازمان بورس، وزارت اقتصاد و دولت مسئول پاسخگویی در برابر پیامدهای چنین تصمیماتی هستند.
در کنار این اقدامات، ضعف جدی در اطلاعرسانی و فقدان شفافیت در برخی نمادهای بورسی نیز به بحران بازار دامن زده است. مسلما تأخیر در انتشار اطلاعات مالی شرکتها و افشای اطلاعات ضدونقیض، فضای بیاعتمادی را در بازار عمیق تر می کند. نمونه بارز آن، ماجرای اخیر دو نماد خودرویی است که با اطلاعرسانی با وقفه، پرابهام و تکذیبیههای بعدی، موجب ضرر و زیان مستقیم به سهامداران شد. بهنظر میرسد اگر سازمان بورس پیش از افشای این خبر مهم، بررسی دقیقتری از منابع رسمی همچون شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا و سازمان خصوصی سازی انجام میداد، بازار شاهد چنین نوساناتی نبود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
وضعیت شرکت های فولادی و فلزی، معدنی، پتروشیمی که زمانی جزو بهترین ها و سودده ترین ها بودند خرابه. p/e ها همه بالای ۷. نمی دونم اثر قطعی برقه، قیمت گذاری دستوریه یا ریخت و پاش و بخور بخور فقط می دونم حال شرکت های بزرگ که زمانی لیدر بورس بودن اصلا خوب نیس.
بورس دائم قرمز فقط تو ایران دیده میشه
کشوری که در آن ثبات سیاسی نیست و بورسی که حمایت نمیشه و سودبانکی ۳۵درصد بشه بخاد بورس صعود کنه در تمام دنیا تورم با بورس کنترل میشه ولی اینجا بورس رو نابود میکنند تا تورم ایجاد کنن
حاشیه سود اکثر شرکت ها کاهش یافته است. برخی مانند ذوب آهن اصفهان و پتروشیمی شازند که قبلا سودده بودند زیان ده شدند. برق کارخانجات قطع است و خیلی از شرکت ها مجبور شدند بروند از جیب سهامداران نیروگاه بزنند. بعد یه عده مثل جبراییلی نشستند و می گویند که باید سود این شرکت ها را از حلقوم شان کشید. اینکه یک شرکت مثلا هزار میلیارد سود می دهد، با توجه به سرمایه عظیمی که خوابانده اصلا زیاد نیست. زیرا اگر آن سرمایه عظیم را مثلا در بانک می گذاشت ده هزار میلیارد سود می داد. ضمن اینکه اکثر این شرکت ها برای صندوق های بازنشستگی است و وقتی حاشیه سودشان کاهش یابد، صندوق های بازنشستگی بدتر در معرض ورشکستگی قرار می گیرند. متاسفانه عده ای این ها را نمی فهمند.
200هزار منفی در طول یک هفته وفعلا بازی با شاخص اصلا سهمها رشدی نکردن
قیمت گذاری دستوری، تعرفه صادراتی بالا، افزایش هزینه های تولید مانند هزینه مواد اولیه، هزینه بیمه و حقوق کارگران، قطعی برق و قطعی گاز و خرید ارز صادراتی به قیمت کمتر از بازار آزاد عوامل تضعیف بورس است.
تقصیر فرزین و بانک مرکزی است که بورس رشد نمی کند.
فرزین که پشتش گرمه و تکون هم نخواهد خورد:)
از زمستان 1402 که فرزین سود بانکی را 30 درصد کرد و نرخ اوراق خزانه به 35 درصد رسید، بورس، تولید و ساخت و ساز کشور فلج شد. وقتی سود تضمین شده و بدون ریسک 35 درصد است یعنی صندوق درآمد ثابت p/e=3 دارد، در حالیکه حاشیه سود اکثر شرکت های بورسی بدلیل افزایش هزینه های مواد اولیه، انرژی و کارگر کاهش یافته است و p/e متوسط بورس که هم ریسک دارد و هم تضمین نشده است 10 است. تا وقتی دولت بهره را پایین نیاورد تولید و بورس رشد نمی کند.
ایشون در بانک صادرات به اندازه کافی گل کاشته.... پاداش چی بهش دادین؟
دقیقا این مطلب درست هست.در تمام دنیا ارزش سهام با نرخ بهره بانکی ارتباط نزدیکی دارد.ضمن اینکه قیمت های دستوری و خرید نرخ دلار صنایع با قیمت های دستوری هم بسیار مهم هست
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.