آخرین خبرتهران بارانی می‌شود
14بازدید

روزِ خبرنگار است؛ شما هم جدی نگیرید!

روز خبرنگار را فقط از یک جهت جدی بگیرید؛ فرصت عذرخواهی از جامعه ایست که نتوانستیم انتظاراتشان را برآورده کنیم.

روزِ خبرنگار است؛ شما هم جدی نگیرید!

روزِ خبرنگار؛

مهدی محمدی کلاسر_ روزِ خبرنگار، برای من، بهانه‌ای است برای فرونهادن سر و عذرخواهی از سرزمینی که نفس‌هایش سنگین است، از آینده‌ای که در انتظار نشسته و چشم به راهِ قلم‌هایی که شاید دیر رسیدند، از مخاطبانِ وفاداری که گاه در هیاهویِ روزمرگی و دلهره های عرصه نویسندگی، نتوانستم حقِّ انتظارشان را چنان که باید، ادا کنم.

 

و خانواده‌ام... اینجا، درد عمیق‌تر است: ببخشید مرا. این سخن، نه از سرِ تعارف، که از ژرفایِ بودن است.

 

 در کوچه‌پس‌کوچه‌هایِ تنگِ زیستن، خبرنگار—پرنده‌ای با بال‌های شکسته—باز هم باید پرواز کند. چونانِ پرنده‌ای که آسمان را به یاد دارد، امّا زمین، پیوسته او را به پایین می‌کشد. ما، هیچ‌کدام از هم جدا نیستیم.

 

خبرنگار یعنی چه؟

قسط‌های عقب‌افتاده‌ات را جمع کن، دلهره‌هایت را مانند برگ‌های پاییزی روی هم بریز، خرواری استرس هم بر آن بیفزا. حالا این را با خودسانسوری و سانسورِ تحمیلی درهم بیامیز—انگار نفس‌کشیدن هم باید با اجازه‌نامه باشد. از درس و تدریس جا مانده‌ای، از امیدِ صبح که از خانه می‌زنی بیرون، تا شبی که با جیبِ خالی و دلِ پر از حرف‌های ناگفته بازمی‌گردی. انتظاراتِ مردمت، که گویی تو باید جهان را دگرگون کنی، و در پایان، هیچ‌کس راضی نیست.

 

کفش‌هایی که زودتر از پایجامه دیگران پاره می‌شوند، کوله‌باری که بر دوشت سنگینی می‌کند، دردی که نامش را نمی‌دانی، و پزشکی که می گوید قرصت و دوای دردت ورقی هشت‌میلیون‌تومان خواهد بود. و او می‌نویسد، فریاد می‌زند، از حقِّ جامعه می‌گوید، امّا در احقاقِ حقِّ خویش، بی‌پناه است. هرچه در مسیرِ امدادِ جامعه ناتوان است، در راهِ مدد به خویش، ضعیف‌تر نیز است.

 

متهم به وابستگی، متهم به ندانستن و دانستن، نگفتن و چرا گفتن، متهم به طرفداری یا بدخواهی. از یک سوی دیگر، انبوهِ "وی گفت" و "وی افزود"هایی که کاش نبودند و جایشان را عملِ روشنگرانه پر می‌کرد. جامعه و مخاطب، ناراضی‌اند. عرصهٔ قدرت، تابِ شنیدن ندارد. کار به جایی می‌رسد که گاهی خودِ خبرنگار هم از خودش ناخشنود است—چرا که تربیتش به او نیاموخته است که بزند یا ببندد، و همین کافی است تا از قافله عقب بماند. سعدی‌وار، اسیرِ "نقصانِ مایه و شماتتِ همسایه" است.

 

این‌ها را جمع کن و روزنه‌ای کوچک از امید به آن بیفزا. این است سنگ‌رازِ روزنامه‌نگاران. اینهاست زندگی یک خبرنگار. 

 

حالمان که خوب باشد، نگران می شویم

خیلی‌ها گمان می‌کنند به جایی بندیم، دستی در انبان نان داریم و پایی در کاخِ ساسانیان. در میانِ ما، چنین کسانی هم هستند. امّا عمومِ جامعهٔ ما این‌گونه نیست. حالِ ما، همچون حالِ مردمی است که با آنان نفس می‌کشیم—نیک‌خواه، امّا بداقبال. جامعه‌ای که حالش خوش نیست، خبرنگار و همهٔ اهلِ قلم را نیز ناخوش می‌کند.

 

باور می‌کنی حال عجیبمان را؟ گاهی از این‌که در آرامش هستیم، نگران می‌شویم! من کسی را می‌شناسم که هرگاه حالش خوب است، حالش بد می‌شود—انگار چیزی کم دارد یا چیزی زیاد. شادی برایش غریبه است، چون سال‌هاست آن را به خود ندیده. این است دردِ ملموسِ او—دردی که دیگر درد نیست، بخشی از وجودش شده است.

 

او نقد می‌کند، فریاد می‌زند، امّا هرچه می‌نویسد، کسی می‌پرسد: "چرا از آن دیگری ننوشتی؟" هرکه را نقد کند، دیگری می‌گوید: "چرا او را نه؟" به خدا، برای همه نوشته‌ایم! ما نه سیاستمداریم، نه ثروتمند. تنها یک قلم داریم که گاهی می‌لرزد، و دلی که همیشه پر است. اشتباه هم داریم—کی ندارد؟ امّا خیال نکنید به دنبالِ توجیهیم. ما فقط می‌بینیم، می‌نویسیم، فریاد می‌زنیم تا همه، با هم، به روزی احتمالا روشن برسیم.

روزِ خبرنگار؛

هیچکس به تنهایی خوشبخت نیست

هیچ‌کس به تنهایی خوشبخت نیست—حالِ خوب، مانند خون، باید در رگ‌های جامعه جاری شود. وگرنه، خوشبختیِ چند تن، همچون آبی است که در تشتی سوراخ ریخته می شود. حالِ یکی‌دو نفر اگر خوب باشد، به چه کار می‌آید؟ جامعه باید تمام‌قد برخیزد، بزرگ شود. اگر ما گنجشکیم، لانه‌مان تنگ و کوچک خواهد بود. امّا اگر شیر شویم، این خانهٔ کوچک، ناگزیر عمارتی فراخ تر خواهد شد. باید باهم بپریم.

 

و روزِ خبرنگار، روزِ همهٔ آنان است که می‌توانستند باشند و نیستند. یا هستند و دورند.

 

حالِ من، حالِ خبرنگاری است که روزش به جمعه‌ای دلگیر افتاده است—سوگوارِ همکاری که در مزارِ شریف خونش بر زمین ریخت، و اندوهگینِ همکارانی که ذره‌ذره می‌میرند و می‌روند. در چنین روزی، همه از ارزشِ کارِ تو می‌گویند، امّا فردا، همان درهای بسته، همان شکایت‌ها، همان نگاه‌های سنگین. ولی چه باک! ملالی نیست.

 

جدی نگیرید

شما هم این روز را چندان جدی نگیرید—همان‌ها که باید، جدی‌اش نگرفته‌اند. روزی است که همه از ما ستایش می‌کنند، و فردا، درها را به رویمان می‌بندند. حالا هم که شرایطِ پس از جنگ است، با حرف‌های ناگفته‌ای که از هر سو فریاد می‌زنند.

 

دمِ شما گرم که هنوز ما را می‌خوانید. مخالفت یا موافقت می‌کنید و مسیر را نشان می‌دهید. بارها نوشته‌هایمان را با نظرهای شما اصلاح کرده‌ایم. سوژه‌هایی که تابناک شده‌اند، همان‌هایی هستند که از دلِ اعتراض‌ها و دغدغه‌های شما برخاسته‌اند.

 

در میانِ همهٔ بودها و نبودها، این سرمایهٔ ماندگار است: صدای تو. صدای مخاطب که از دلِ کوچه‌های تنگِ امید و فراخنایِ نومیدی برمی‌خیزد، از پشتِ پنجره‌های شکستهٔ آرزوها، از زیرِ سقف‌های کجِ حقیقت.

 

خبرنگار، این پیامبرِ بی‌معجزه، با قلمی که گاه سوزن می‌شود و بر تن خویشتن، در هیاهویِ روزمرّگی‌های تلخ، تنها به یک چیز متوسل می‌شود: گفتن.

گفتنِ آنچه نباید گفت.

در این میان، چه فرقی می‌کند؟

سکوت هم گاهی بلندترین فریاد است.

 

و تو، مخاطبِ خسته‌تر از من... تو که با اخبارِ روز، قلبت را تکه‌تکه می‌کنی، تو که گاهی از شدّتِ خشم، روزنامه را پرت می‌کنی دور، تو که سایت را می‌بندی و به بی‌خبری پناه می‌بری...اما باش...تا سکوت، ما را نخورد. ما حرف‌های نگفته‌ی بسیاری داریم.

 

مثلا تصمیم گرفته بودم تلخ ننویسم... به جایش شما بنویسید ما بخوانیم. منتظر حرف هایتان و البته نقدهایتان هستیم.

روزِ خبرنگار؛

مهدی محمدی کلاسر؛ دبیر اجتماعی تابناک 

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

مسیح۱۴۰۴/۰۵/۱۷ ۲۱:۰۸

روز خبرنگار رو به تابناکی های عزیز تبریک عرض میکنم که در جنگ و اشتی منبع خبری عالی بودن
انشالله همیشه سالم و تندرست باشین

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۷ ۱۹:۱۲

بي معنا ترين شغل در ايران

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۷ ۱۴:۴۷

برای ما که ناشناس می نویسیم شاید کاری راحت باشد اما در ک می کنیم که چرا گاهی پیامها را سانسور می کنید چون نهایتا مسئولیت با شماست و گاهی هم زمان کم دارید ولی وقتی چندین بار بررسی می کنی و تایپ می کنی و بعد می بینی پیامت در ردیف غیر قابل انتشار هست ناراحت می شوی و آنجا شما خبرنگاران عزیز را بیشتر درک می کنیم که چقدر کار مشکلی دارید
در هر صورت روز خبرنگار را به همه خبرنگاران مخصوصا خبرنگاران تابناک تبریک می گویم و از اینکه فضایی برای شنیدن صدای ناشناسان ایجاد کرده اید هر چند ... باز هم تشکر می کنیم

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۷ ۱۴:۴۰

روز خبرنگار به همه خبرنگاران شجاع، آگاه، منصف و ... مبارک باد

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۷ ۱۱:۵۵

از دوره ای که بشر به مقوله "سیبرنتیک" ورود کرد ( دهه ها پیش) ٬ دیگر "خبر" مصرف آگاهی بخشی به نفع مخاطب مردمی نداشته است. اساسا مصرف مهار سازی فرد و جامعه را بهم زده است.

یک خبرنگار در موقع اتنخاب شغل باید این واقعیت که "سرباز مهار سطح آگاهی مردم به نفع صاحب بنگاه متبوعش" خواهد بود را پذیرفته باشد. فرقی ندارد صاحب بنگاه مرداک باشد ٬ سازمان ملل باشد یا جمهوری اسلامی.

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۷ ۰۹:۲۶

اگه واقعا خبرنگار باشی نه خبرساز و سفارشی و سهمیه ای مردم هم دوستت دارن

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۷ ۰۳:۲۴

روزتون مبارک!
تابناک در جنگ کلیک و کلیک سازی داره از وزن تحلیلیش کم میکنه و وزن مطالب زرد رو زیاد کرده. در واقع بخش زیادی از اخبارش شده بازنشر مطالب غیرتحلیلی و غیر خبری فضای مجازی، به خصوص اینستاگرام و توییت‌های مردم در توییتر. مراقب باشید.

هرچند میزان مثبت و منفی نظرها خیلی مسایل رو روشن میکنه و اطمینان دارم برای تیم دبیران و سردبیری تابناک هم قضیه روشنه (و البته باعث تغییراتی مثل انتشار بدون مجوز چهره خاتمی، نشر مطالب مصور از خواننده‌های لس‌آنجلسی، بانوان با پوشش اختیاری، ورزشکاران زن با پوشش دور از اعتقادات حضرات و … شده) اما باز هم تعداد نظرات غیرقابل انتشار فاجعه است. حتی همین مطلب هم تا این لحظه نظر غیرقابل انتشار داره!!!
قضیه در حدی شور شده که به خاطر اطمینان از حجم مثبت و منفی‌ها، اگر به شوخی هم نظری نوشته بشه که خداوند عمر فلان شخص و مدیر رو زیاد کنه یا در هنگام بیماری شفای عاجل بده، نظر از ترس نسبت منفی‌ها به مثبت‌ها جزو نظران غیرقابل انتشار دسته بندی میشه!
قضیه در حدیه که حتی عزیزان بالا(!) امکان اصلاح یا تغییر نرم‌افزاری که خریدین رو ندارن!


کمی بیشتر سمت مردم بودن برای آینده خودتونم بهتره.
اگر این نظر هم غیر قابل انتشار بود… باقی بقایت!

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۲۳:۵۵

خبرنگاری که حقیقت را نگه و برای دل دیگران خبر میزنه خبرنگار نیست. یک چاپلوسه

بی پناه۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۷:۰۳

آقا تو رو خدا یک خبر درباره قطعی ناعادلانه برق تهیه کنید. در شهر ما در محله ما در شمال کشور روزی سه چهار بار برق قطع می شه در حالی که محله های دیگه نهایت یکبار. از ساعت ۱۱ ظهر تا ۷ شب در اوج گرما برق نداریم. خسته شدیم.

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۸:۴۰

ما را دارن از الان برای اون دنیا آماده میکنن

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۴:۳۴

به نوبه ی خودم روز خبرنگار رو به عوامل و کارکنان نشریه تابناک، از معدود نشریات منصفی که در حد توان نظرات مخالف رو هم منتشر میکنه، تبریک عرض میکنم و براشون آرزوی بهترینها رو دارم.

و همچنین بابت فحشایی که از فرط خشم خطاب به بعضیا نوشتم، و البته منتشر نشد، از تابناکی های عزیز که مجبور بودند اونارو بخونن و فیلتر کنن، عذرخواهی میکنم.

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۴:۱۰

چرا هیچ خبرنگاری پیدا نمیشه درباره هکتور مطلب بنویسه.

محسن۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۳:۴۷

روز خبرنگار را صمیمانه به شما تبریک می گویم.با وجود کاستی ها که طبیعی است و خودتان احتمالا علتش را بهتر می دانید اما تابناک به حاهایی سرزد که کمتر کسی سر زده بود و درجاهایی از حقوق مردم دفاع کزد.پاینده باشید.

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۳:۴۷

به ما هم اینترنت هدیه بدید

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۲:۵۹

هر روز پزشک و مهندس و وکیل رو نمی بینیم اما روزانه حداقل ۲۰ خبرنگار میره رو مخ تون مگر اینکه به طبیعت پناه ببرید!
زندگی روزانه بدون خبرنگار شدنی نیست.

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۲:۵۳

فقط این را می گویم: خبرنگار باید شجاع و غیر وامدار باشد. خبرنگار ترسو باید یک شغل ساده پیدا کند

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۲:۵۰

موضوع خوبی رو مطرح کردید. خبرنگار این جامعه مال همین جامعه است و به نسبت همین جامعه . این در همه بخشها و مدیریت ها صدق میکنه. ما به تناسب اندازه هم بزرگ یا کوچکیم

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۲:۳۵

شما یه نظر ساده من رو که جز بیان حقیقت جامعه و مطالبات گروه حداکثری(نمیگم همه)مردم جامعه ایران بود و نه توهینی بود نه افترا مطابق قوانین خودتون فقط بدلیل همسو نبودن با نظر اقلیت جامعه ، ۹۹٪ اوقات انتشار ندادید درعوض نظرات همراه با توهین و افترا اقلیت چاپ‌میشه بعد چطور توقع دارید که از شما حمایت بشه

مصطفی۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۹:۳۴

دقیقاً همینطوره و بارها نظر فنی داشتم اما منتشر نشده نمونش چند روز پیش بود که در مورد معایب پنل های خورشیدی نوشته بودن و منم منطقی و فنی توضیح دادم اما ایمیل زدن که نظر شما قابل انتشار نیست!!!
البته بیشتر زیر سوال بردن وزیر و تصمیمات بود که بنظرم عملکردها میتونه خیلی بهتر باشه اما این دلیل نمیشه موضوع فنی رو یکطرف زیر سوال ببریم.
این نظر من بود، قضاوت با شما:
اتفاقاً در بین همه نوع نیروگاهها، پنل های خورشیدی در بحث نصب و اجرا و هزینه نگهداری و هزینه تمام شده تولید برق، بهترین گزینه ست و صد البته که باید درکنارش مزارع توربین بادی، حرارتی خورشیدی و... هم باشه.
درنظر بگیرین که بیشترین زمان مصرف برق در همین ساعات محدود هست یعنی ۹ صبح تا ۸ شب که برای ساعاتی که تابش نیست میشه از نیروگاههای تلمبه ای مخزنی استفاده کرد که خیلی از کشورها دارند و متاسفانه فقط یک نیروگاه تلمبه ای اونم در شمال و در سیاه بیشه است درحالیکه در هر استان میشه حداقل یکی داشت تا در ساعات کم بار آب به مخزن بالادستی پمپ بشه و در ساعات اوج مصرف به مخزن پایین تا توربین ها، برق تولید کنند.
موضوع بعدی اینه که در کشور همه نوع اقلیم هست و چرا باید پنل در وسط کویر نصب بشه، اینهمه جا!!! سقف پارکینگ ها، سوله ها و انبارها، مدارس، دانشگاهها و کلی جاهای خوش آب و هوا!!! کی گفته وسط کویر؟؟
اتفاقاً پنل ها میتونن جلو فرسایش خاک رو بگیرن و سایه اونها باعت تنوع زیست بوم بشه یا حتی در کنارش بهره برداری های دیگه بشه.
بنظرم پنل های خورشیدی فعلاً با واقعیات امروز بیشتر سازگاری و میتونه به حل مشکلات کمک کنه تا بقیه گزینه ها!

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۵:۲۹

امروز عیده و فعلا نظراتمون چاپ میشه.خدارو شکر و هوراااااااااااااااااا

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۲:۳۰

90%خبرنگاران و مجری های تلویزیونی در کل دنیا
بنده پول و قدرت هستند
زیاد جانماز آب نکشید

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۲:۱۹

در ایران کسی به نام خبرنگار وجود ندارد !
حتی خبرگزاری هم وجود ندارد !

خبرنگارهای ما روایت ساز هستند و خبرگزاری های ما خبرساز
دلیلش ؟ تمام اخبار و گزارش ها در جهت خط فکری و سیاسی خاص اون خبرگزاری و با رعایت هزاران خط قرمز تهیه و ویرایش میشه ...

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۲:۱۰

متاسفانه بیشتر خبرنگاران ایران در این روزگار از آن آگاهی و آزادگی لازم که از ضروریات این حرفه است برخوردار نیستند.

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۷ ۱۱:۱۲

در پاسخ به ۱۲:۲۰
شما یک فرض نادرست را رد می‌کنید. کسی نگفت کسی نگفت خبرنگار کاسه‌ی داغتر از آش باشد. مسئله‌ انعکاس واقعیات بدون ملاحظات شخصی و جناحی و غیره است.

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۲:۲۰

نیستند ولی قرار هم نیست کاسه داغتر از آش هم شوند و ....

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۲:۰۶

روزتون مبارک. بالاخره در این جامعه عذرخواهی هم رویت شد. آفرین

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۲:۰۳

همین که با عذرخواهی شروع کردی یعنی میشه بهتون امید داشت. ممنون

سبوس برنج شمال۱۴۰۴/۰۵/۱۷ ۱۴:۳۳

درود بر قلم،

درود بر قلم بدستان

درود بر خبرنگاران بیدار

درود بر تابناک و کادر پرتوانش

به نوبه خودم هفدهم مرداد روز خبرنگار رو،
به تک تک این عزیزان تبریک عرض مینمایم

.امیدوارم که همیشه تابنده باشید

،با احترام
،جمشید حسینی،کارآفرین حوزه کشاورزی
بابل،برنج سادات و سبوس برنج شمال

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۲:۰۱

خودتون باعث و بانیش شدید که ارج و قرب شما پایین بیاد
وقتی حرفه ای نباشید و اصول کارتون رو پیگیر نباشید همین حقتون هست

ناشناس۱۴۰۴/۰۵/۱۷ ۱۹:۲۳

خبرنگار متعهد یعنی کسایی زاده که همه خبرهای دروغه مگه
خلافش ثابت بشه که اگر یک دهم درصدش در غرب بود همونجاممنوع الکار وشغل میشد وبه جرم افترا زندان .
اینها اسم خبرنگار رو سبک کرده

سبوس برنج شمال۱۴۰۴/۰۵/۱۷ ۱۴:۳۳

درود بر قلم،

درود بر قلم بدستان

درود بر خبرنگاران بیدار

درود بر تابناک و کادر پرتوانش

به نوبه خودم هفدهم مرداد روز خبرنگار رو،
به تک تک این عزیزان تبریک عرض مینمایم

.امیدوارم که همیشه تابنده باشید

،با احترام
،جمشید حسینی،کارآفرین حوزه کشاورزی
بابل،برنج سادات و سبوس برنج شمال

محمد هادی طهمورثی۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۲:۳۰

خبرنگاران مثل قدیم نیستند. باید برای خبرنگاری تعریف جدیدی نوشته شود. ملاحظه کاری ، عدم رعایت حق انصاف ، عدم پیگیری واقعیت ، عدم کنش های خبرنگاری مسئولانه

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.