سوگواری کاملا متفاوت با فرهنگ رایج ایرانی/ رسمِ قدیمی و مدرن در کنج کشور
این رسمِ متفاوت از فرهنگ رایج در ایران، هم قدیمی است و هم مدرن و منطقیتر به نظر میرسد.

تصور کنید در دل سوگ، جایی که اشکها هنوز نمنم میبارند، هیچ دودی از اجاق برنمیخیزد، هیچ دستوپایی برای دیگ و قابلمه نیست. خانواده داغدار، همچون پرندهای شکستهبال، تنها بر شاخسار خاطرات آشیانه کردهاند. یعنی صرفا عزادارند نه درگیر پذیرایی و غیره.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، در بلوچستان، رسمی هست که تقریبا با همه ایران، تناسب وارونه دارد . اینجا، دیگران میزبان میشوند، دیگران نان و نمک میآورند، و بازماندگان فقط عزادارند، همچون گلهایی که در باد غم میلرزند. این رسم جادویی، "پُرسه" نام دارد؛ نغمهای کهن از ایران باستان، هنوز در کنج سیستان و بلوچستان طنینانداز است.
پُرسه یعنی چه؟
پرسه، از دل "پرسیدن" زاده شده – پرسوجو از احوال دلهای شکسته. نظرمحمد دیدگاه، روحانی اهل ایرانشهر، میگوید: «به محض شنیدن ناله مرگ، مردم همچون موج دریا دست به کار میشوند؛ غذا میپزند تا خانواده درگیر آتش و دیگ نشود. این، نوازش روح بازماندگان است.» عبدالحمید ایراننژاد، شاعر فرهنگ بلوچی نیز میافزاید: «بلوچها پیش از اسلام، زرتشتی بودند؛ مرگ را نه پایان، که طلوعی مینوی میدیدند. سوگ نباید زنجیری سنگین باشد، بلکه پرندهای آزاد.»
در پرسه، برعکس اکثر مناطق ایران که خانواده متوفی همچون میزبانان خسته، روزها در آشپزخانه میسوزند، اینجا اقوام، غذا میآورند. از لحظه وداع تا پایان نغمههای عزا – گاهی هفتهها – هیچ آتشی در خانه داغدار شعلهور نیست. برنج، روغن، گوشت و نان همچون هدیههای بهاری میرسند؛ برخی سکههای کمک میریزند. این "دست کمکی"، مپگلستانی مخصوصا برای خانوادههای کمبضاعت یا یتیمان است. ایراننژاد میسراید: «اقلام به دست نزدیکترین کس سپرده میشود تا کودکان همچون نهالها، سر و سامان یابند.»
تلفیق رسم محلی و دینی
مراسم آغاز میشود: خبررسانی، سپس انتظار برای نزدیکان. میت را به "عیدگاه" – دشت نماز عید – میبرند تا جمعیت همچون دریایی موج زند.
سنگ قبر؟ در روستاها، نه. خاک را کوبیده و تپهای میسازند، مقاوم در برابر طوفانهای کویر. برای مردان دو سنگ در سر و پا، همچون نگهبانان؛ برای زنان یکی در سر، همچون تاج. سیاهپوشی؟ نه؛ لباس روزمره برای خانواده سوگوار، فقط گاهی مو و ریش کوتاهنشده، همچون یادگاری از باد.
نخستین نغمه رسمی، "سه فاتحه" روز سوم است. گوسفند قربانی، همچون هدیهای به آسمان؛ غذا برای حاضران. مردان در مسجد، زنان در خانه، فاتحه همچون باران میبارند. پانزدهروزه، چهلم، ششماهه و سالگرد – به خواست دل خانواده، اغلب دور از قبرستان. البته اینحا سر مزار رفتن عرف نیست؛ فاتحه در خانه یا مسجد، خوانده میشود.

در مناطق متعدد ایران، عزاداران خسته از پذیرایی، غم را همچون کوهی دوچندان میکنند. اینجا، فقط عزاداری میکنند – احوالپرسی همچون نسیم، تسلی همچون باران، همدلی همچون خورشید. پرسه، سوگ را به رسم حمایت جمعی بدل میکند؛ بازماندگان بدون دغدغه نان و هزینه، بر دریای خاطرات و اندوه شناورند. و البته امیدوار به این حمایت جمعی به ادامه زندگی فکر میکنند.
در روستاهای بلوچستان که هنوز بیحالی مدرنیته سایه نینداخته، این رسم همچون ستارهای درخشان اما کوچک در حال سوسو زدن است. با چرخهای ماشین، کمرنگ میشود، اما پُرسه هنوز اینجا پَرسه میزند. پرسه، شعری است که مرگ را به مهربانی پیوند میزند – داغ را همچون گهوارهای تقسیم میکند، و روح را به پرواز درمیآورد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ما هم در لرستان به فاتحه خوانی می گیم پُرس و به کمک مردم به خانواده درگذشته می گیم پرسونه
درواقع نام باستانی این مراسم هم چنان در لرستان باقی مونده
اصل آیین اسلامی همین است دردین اسلام هم ذکرگردیده
اهالی شهرستان قصرشیرین هم به این مراسم پرسه می گویند. وهمین آداب را رعایت می کنند. البته متاسفانه چهل یا شاید پنجاه سال است که ای مراسم تغییر کرده و....
تو کرمان هم پرسه دارند ، ای آیین از ایران باستان به جا مونده و بسیار پذیرفتنی است.
ای کاش همه جا این طوری بود حالا بیان اصفهان خانواده متوفی باباش در میاد ازبس به فکر پذیرای از مردمه غمش یادش میره
چون نویسنده این مراسم رو ندیده و یا احتمالا ندارند سگفت زده شده و از آنجا که معمولا هنگام حکم معیار خودشان هستند شگفت زده شده اند این ایین نزد بسیاری از اقوام وجود دارد
کل ایران به این مراسم پرسه یا پرس میگویند ولی بلوچ ها اصالت آن را حفظ کرده اند.
سلام من هم که ۶۰سال دارم از دوران کودکی یادمه این مراسم در شهر کرمانشاه هم برگزار میشد وبهش پرس میگفتن الآنم در برخی نقاط رعایت میشه البته نسل جدید از یاد برده
سلام یکی از رسوم قدیمی شیراز هم پرسه و به همین نام است.
چه جالب و چقدر نیکو
من شنیدم تو روستاهای ارک نشین اطراف تبریز و زنجان هم رسم لین طوری هست
که غذا و پول می بزن اما اسمش نمی دونم چی هست ولی تو شهرهای بزرگ دیگه رسم شده دفن و بعد همون لحظه شب اول و سوم و هفتم
نمی دونم این اسم چه صیغه لی هست حداقل نمیگن یادبود میگن مراسم شب اول،سوم و هفتم واقعا خیلی بد شده
در غرب ایران از لرستان کرمانشاه و ایلام تاکردستان ،از واژه پرس و پرسه استفاده میشود، مردم هم عزاداری میکنند و هم پرسانه میدهند پرسانه مبلغی پول است که توسط فامیل و آشنایان به صاحب عزا داده میشود و باعث میشود که فشار مالی کمتری به خانواده متوفی آورده شود ،به هر حال تفاوت هایی هم هست ولی این سرزمین غنی و زیبا است قدر بدانیم تا حسرت نخوریم
ما هم در فریمان خراسان رضوی پرسه می گوییم
رسم خیلی خوبی است باید بدون توقع در مراسم دفن حضور یافته وبعد میتوان باهماهنگی یک نوع غذا پخته وبه منزل صاحب عزا برد هرچقدر ساده وار تر زیست کنیم آنقدر دلها بهم نزدیک میشود
از رسم منطقه ای برای بستگان همه پول بدن مثل عروسی که خوب و برگزیده است و رسوم مرده خوری به مرده پرستی جمع آوری شود
نیشابور هم همین مراسم را دارن
این رسم در تهران قدیم هم بوده. تهرانیهای مسن و اصیل می دانند که رسم بوده همسایه ها تا یک هفته برای خانواده عزادار غذا تهیه می کردند. مرحوم مادر من همیشه این رسم را به ما یادآوری می کرد و به آن مقید بود.
درگذشته نه چندان دوردرشرق گیلان هم چنین رسمی بوده به نام برم عزا وبرم شادی .یعنی ارزاق به خانه یکی از نزدیکان متوفی می بردندتاغذادر ان جا تهیه کنند.یادش بخیر خانه ها ازهم دور بودنند ولی دل ها نزدیک
درستش هم همینه
ایرانیها مرده پرست هستند تا زمانیکه طرف زنده است محلش نمیزارن کمک بخواد کسی نیست وقتی میمیره میزن تو سر خودشون و گریه زاری میکنند که هیچ تآثیزی هم نداره
بلوچ ها انسان های بسیار بزرگی هستند و از نسل فردوسی بزرگ ، این رسم مرسه تو جنوب و شرق کشور زیاد هست
جسارتا ماها رسمو عوض کردیم ولی توی دین اسلاممون هم خوردن غذا در خانه تازه گذشته مکروه و بردن غذا براشون مستحبه
در شهرهای استان یزد هم به مجالس ختم .... میگن پرسه......
چه رسم های خوبی داریم به هنگام مصیبت و غم و اندوه دورد بر ایران و ایرانی پاکنهاد
ما هرمزگانی ها هم میگیم پرسه. تا جایی که اطلاع دارم شیرازیا هم میگن
یزدی ها و زرتشی ها میگن پرسه
ممنون از مطالب مردم محور تابناک. هم دغدغه ها رو میگید هم مسائل متنوع رو میبینید
سلام کردها، لرها، و لک های زاگروس میانی به مراسم فاتحه خوانی می گویند پرس یا پرس پو به کسر پ و ر و سکون ن
البته رسم خوب دیگه مردم شهرستان بیره یا بدره درا ستان ایلام این است که زمانی که یکی از فامیل یا عضو طایفه فوت می کند هر پسری که زن داردو یک خانواده حساب می شود باید به رسم ایلی بعد مراسم پرس مبلغی به صاحب عزا کمک کند معولا افراد نزدیک تر بیشتر می دهند.و به احترام فوت شده همه مردم شهرستان در مراسم فوت شدگان طوایف دیگر شرکت می کنند.
سلام بله لرستان هم پرس میگن وبه مبلغ هدیه برای خرج عزاداری از طرف اقوام پرسونه میگن
دقیقا کرد ها مثل عروسی در عزا هم کمک مالی میکنند به خانواده متوفی
کلمه ی پرسه اصالت ایرانی دارد زرتشتیان هم در بالای آگهی های ترحیم کلمه ی پرسه را مینویسند.
پرسه قشنگه ولی ترحیمم قشنگه یعنی اطرافیان دعا می کنند که درگذشته غرق در رحمت باشه.
پرسه واژه ای است به جای مجلس ترحیم. فقط هم مختص سیستان و بلوچستان نیست در کرمان هم از این واژه (پرسه) چه مسلمان و چه زرتشتی استفاده می کنند.
در میان لرها هم این واژه بکار میرود و به آن پرس میگویند.
رسمی نیکو و فرهنگی والا
در خوزستان همینگونه هست وابستگان غذا و پذیرایی برای عزاداران و مراجعه کنندگان فراهم میکنند
اصلش هم همینه. دم مردم خون گرم بلوچ گرم
چرا میگی متفاوت با فرهنگ ایرانی!؟
بلوچ ها از قوم پارت هستند و در قرن دوازدهم و سیزدهم میلادی از شمال خراسان به جنوب شرق ایران مهاجرت کردند. مجسمه سرباز پارتی را در موزه ایران باستان دیده ای؟ لباس بلوچی پوشیده است.
می خواهید فرهنگ اصیل ایرانی را بدانید؟ به روستاهای بلوچستان بروید.
برای اینکه نویسنده مقاله در باره سایر اقوام از جمله لرها مطالعه نکرده که تا قبل از انقلاب همین رسم بویژه در روستاها بر پا بوده و بعدا از بین رفته است ولی خوشبختانه در میان قوم بلوچ هنوز زنده است.
مراسم سوگواری فعلی در ایران هیچ ارتباطی با فرهنگ و شییوه های باستانی و اصیل ایرانی نداره.
کل جنوب و شرق و کشور همین رسم هست
منظور اینه که با فرهنگ رایج امروز در ایران متفاوته. یکبار مطلب رو بخونید. و حمایت هم کرده از این رسم
رسمی بسیار زیبا و دلپسند و آرامش بخش از نیاکانمان
بلوچ یعنی صادق بی شیله و پیله صداقت وراستگویی ازمحسنات بلوچهاست درود بر بلوچستان
این روش، روش و سفارش امامان معصوم هست و کاملا شرعی معقول و منطقی، حالا بعد از گذشت زمانها و افرادی با ایده ی منور الفکری این زوش دینی را به چالش امروزی تبدیل کرده اند، اقوام و فامیل و دوست و آشنا وظیفه ی تهیه، پخت و پذیرایی را دارند، نه صاحب مصیبت!!
واقعا مرحبا به سنت هایی که همچنان در بعضی مناطق همچنان پا برجا مانده و کاش ایران عزیز باز برگرده و به سنن گذشته در قدیم همه جای ایران همین اداب بود
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.